خرید از تیوال
۲۰,۰۰۰ تومان
امکان خرید پایان یافته
عضویت در تیوال برای همه رایگان و آسان بوده و مزایای گوناگونی در پی دارد. اگر هنوز عضو تیوال نیستید همینک عضو شوید
:  تالار شمس (سازمان فرهنگی هنری AIT)
:  ۰۹ تير ۱۳۹۲ - ۰۱ شهريور ۱۳۹۲
:  ۲۱:۰۰
:  ۶۰ دقیقه
:  ۲۰,۰۰۰ تومان

:  محمد چرم شیر
:  آروند دشت آرای
:  آتیلا پسیانی، طناز طباطبائی

طراح لباس: آتوسا قلمفرسایی
مدیر پروژه: امیرحسین دوانی
دستیار کارگردان: سعیده امیرساعی
عکاس: رضا قاضیانی
مدیر تکنیک: آرش صالحی


تلفن هماهنگی: ۰۹۳۰۷۶۴۵۳۴۱

طرح تخفیف: برای اعضای تیوال در هفته نخست اجرا که از ۹ تیرماه آغاز می شود با ۲۰% تخفیف و بهای ۱۶.۰۰۰ تومان ارایه می گردد. 


اقدسیه (موحد دانش)، نرسیده به سفارت چین، دست چپ، کوچه نیلوفر، پلاک ۳

گزارش تصویری باغبان مرگ / عکاس: سید ضیاءالدین صفویان

گالری عکس گالری عکس گالری عکس گالری عکس گالری عکس ... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» تماشای این نمایش برای افراد زیر پانزده سال و همچنین بیماران قلبی توصیه نمی‌شود

تیوال نمایش باغبان مرگ | تیوال تئاتر
بخش «برجسته» مهم‌ترین و اصولی‌ترین نوشته‌های کاربران را نمایش می‌دهد. برای دیدن همه نوشته‌ها بخش «همه» را باز نمایید. اطلاعات بیشتر »
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گقت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی محصولات و برنامه‌های جالب هر زمینه به هم‌دیگر و پیش نهادن دیدگاه و آثار خود برای دیگران. برای نوشتن و فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
آآآآخییییییییییش... تموم شد. هورااااااااااا ....
نیلوفر ثانی این را خواند
مینا ، امیرحسین ضیایی و بیتا نجاتی این را دوست دارند
بخاطر تموم شدن یک نمایش خوشحالید؟! :)
۱۴ شهريور
باور کنید خوشحالی هم داره جناب بهرنگ!!:))))
۱۴ شهريور
آره... من خیلی خوشحالم. خیلی بیخودی بحث برانگیز بود این نمایش.کابوس های خنده دار هم داره به همین سرنوشت دچار میشه...
۱۶ شهريور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تئاتری زیبا با چهره هایی محبوب...
پایان تئاتر برای من غم انگیز خواهد بود.این تئاتر ارزش بیش از دو بار دیدن را داشت.
نگاه نگران تریسی به دلیل مواجه شدن با قاتل زنجیره ای که 25 هم جنس خودش را کشته.
حالت مرموز نمایشنامه و دیالوگ ها...
انفجار زیبایی از محمد چرمشیر و استاد دشت آرای...
بازی بینظیر طناز طباطبایی مثل همه ی کارهایش.
با پایانی بینظیر که تصور آن هم دشوار است...
قالب بندی نمایشنامه و هضم آن دشوار و متنی سنگین...
حرف های با کنایه و شبیه به این جامعه....
حالت خاصی از تماشاچی ها که حتی پس از تمام شدن هم بهت زده مانده بودند...
افتخاری دیگر بود...دیدن طناز طباطبایی و یکی دیگر از شگفتی های بازی او...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب بعد از مدتها فرصت دست داد تا یک بار دیگه به تماشای یک تاتر بنشینم.
نمایش باغبان مرگ کار آقای دشت آرای و بازی آقای پسیانی و خانم طباطبائی.
به نظر من کار خوب و شرافت مندانه ای بود.صدای تاثیر گذار آقای پسیانی و نگاه مرموز و موشکافانه به طرف مقابل و گاها هوس آلود به تریسی کندی که بیشتر به خاطر این بود که نمی خواست در این آخرین فرصتهاش شانس خودش رو برای ارضا شیطان درونش از دست بده.بازی با دست و پاهای آقای پسیانی عالی بود.مخصوصا حرکات دستهاش که به تحریک عصبی و تشویشات روحی و روانی تریسی کندی منجر شد.فیزیک آقای پسیانی منو خیلی یاد کاراکتر کوین اسپیسی در هفت انداخت.از یازی خانم طبطبائی هم بدم نیومد.از اول که می خواست به شیوه خودش در ذهن و فکر آرنولد مک کندی نفوذ کنه و آخر کار که از فهمیدن این واقعیت که توسط آرنولد مک کندی مسموم شده و مستاصل و درمانده ... دیدن ادامه » مونده بود.موسیقی و نورپردازی و نوآوری که در استفاده از ال سی دی شده بود کار خوبی بود.
نمایش رو همین امروز در جشنواره دیدم و من هم یاد کوین اسپیسی افتادم!
۰۷ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با تمام علاقه و احترامی که به آتیلا پسیانی آروند دشت ارای و طناز عزیزم دارم.. گذشته از بازی خوب...فقط میتونم بگم... یک نمایش رادیویی.... در هر صورت ال سی دی و پخش همزمان اون یک خلاقیت بود...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باغبان مرگ نمایش ساده و خوبی بود. از بازی‌های تصنعی و پرافاده خبری نبود. متنی ساده و روان که با اجرای مطمئن آتیلا پسیانی بدون اسانس‌های نمایشی و زیاده‌روی‌های متداول، تماشاگر را تا انتها با خود همراه می‌کند.
بازی خانم طباطبایی هوشمندانه است، نه آن‌قدر فروتنانه که به چشم نیاید، نه آن‌قدر پر از تکاپو که اغراق‌آمیز به نظر‌ آید. بازی‌ها مکمل هم است و در فرصت کوتاه استراحت یکی، دیگری باید هنر خود را به معرض تماشا بگذارد.
صحنه به درست ساده طراحی شده، دمپایی نقش مرد، شیشه حائل، کاغذ و مداد روی میز و لیوان آب، هرچند خیلی ساده است ولی مخاطب را به خود مشغول می‌کند و کارکرد دارد.
کارگردان بدون هرگونه خودنمایی، سعی در انجام اصول کارگردانی درست دارد.
متن نمایش ساده و روان است، ولی به‌نظر من بعد از بیرون آمدن از سالن، کل موضوع برای شما هیچ پیامی ندارد، ... دیدن ادامه » نه اخلاقی نه اجتماعی و نه حتی روانی، ولی تک جمله‌های نمایشنامه در همان مدت اجرا دلنشین و تأثیر گذار است و نه بیشتر، ولی مجموع آنها حرف خاصی را منتقل نمی‌کند.
مثال می‌زنم که در نمایش یرما، هر پرده برای شما پیام و حرف مهمی دارد
دوست دارید به آنها فکر کنید
دوست دارید آنها را تکرار کنید
در طول تاتر شما ده‌ها نشانه آشکار و پنهان می‌بینید و ....
در مجموع پیشنهاد می‌کنم که نمایش باغبان مرگ را تا آخر مرداد ببینید چون مجموع عوامل به‌طور مشخص برای تماشاگر احترام قائلند.
دیشب نمایشو دیدم بد نبود یعنی کاملاً معمولی بود. صداش فکر میکردم بده ولی واقعاً صداش افتضااااااح بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
- من وقتی یه دستمال سفید می بینم یاد اون تفی می افتم که قراره بیفته توش

..
از حسی که منتقل می کردن به شدت خوشم اومد .. حس کاملا تاثیر گذار آقای پسیانی
و خوندن هر لحظه احساس خانم طباطبایی که به راحتی آدم رو تحت تاثیر خودش قرار می داد و وادارمون می کرد حس کنیم جای اون خانم هستیم و تمام اون احساس رو با ایشون تجربه کنیم
..
فقط ای کاش اون LCD اونجا نبود
و همینطور ایکاش صداشون با میکروفون پخش نمی شد
..
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شب گذشته ۲۲ مردادماه دکتر عارف به اتفاق خانواده و همین طور جمعی از هنرمندان به تماشای نمایش «باغبان مرگ» نوشته محمد چرمشیر و به کارگردانی آروند دشت­آرای نشست.

پس از پایان نمایش آروند دشت­آرای-کارگردان- ضمن تشکر از کلیه هنرمندانی که به تماشای این اجرای آمده بودند، نمایش را به دکتر عارف تقدیم کرد که این اتفاق با تشویق و همراهی تماشاگران مواجه شد. هنرمندانی چون مسعود رایگان، رویا تیموریان، نظام­الدین کیایی، سحر دولتشاهی، فروغ میرتهماسب و... نیز شب گذشته به تماشای این نمایش آمده بودند.
دکتر محمدرضاعارف پس از اتمام این نمایش ضمن تشکر از زحمات گروه اجرایی درباره آن گفت:«شاهد نمایش زیبا و پرزحمتی بودیم که توسط آقای آتیلا پسیانی و خانم طناز طباطبایی به بهترین نحو اجرا شد. نمایشی که به موضوع جامعه­شناختی خوبی پرداخته بود و تماشایش را به دیگران ... دیدن ادامه » نیز توصیه می­کنم.» و در ادامه درباره وضعیت کلی تئاتر این گونه گفت:«تئاتر جزو هنرهای ارزنده­ای است که امیدوارم دولت از آن بیش از پیش حمایت کند. با وجود محدودیت سالنها و هنرمندان، کمک دولت به این هنر می­تواند به گسترش آن کمک ویژه­ای بکند. همچنین حمایت از این هنر در بخش دانشگاهی نیز بسیار لازم و ضروری است. نباید فراموش کرد که هر هنرمند ایرانی یک سفیر فرهنگی است که با ارائه هنرش در خارج از ایران می­تواند تصویری ماندگار از ایران و ایرانی ارائه کند و پیام اصیل فرهنگ ایرانی را به گوش جهانیان برساند، بنابراین باید از تئاتر حمایت شود و برای گسترش آن تلاش کرد.»
فرهادی ، saeed seifpoor ، محمد امام زاده و پرک این را خواندند
کیوان جدیری ، آلاء نجمی ، بهرنگ و نیکا پاکی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان عزیزم این نمایش سه شنبه روز آخرشه ؟ :(
مگه تا شهریور تمدید نشده بود ؟
فاطمه بای و افرا یکه فلاح این را خواندند
نه تمدید شده ، چون خانم طباطبایی قرار چهارشنبه توی افتتاحیه فیلم هیس شرکت کنه احتمالا" برای همون روز چهارشنبه نمایش اجرا نشه چون زماناشون تداخل داره
۱۴ مرداد ۱۳۹۲
ممنونم جناب جدیری عزیز
۱۵ مرداد ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آرنولد : شما زندگی گندی داشتین خانم کندی !!!
تریسی : گندتر از اونی که فکرشو بکنید
آرنولد : شما یکبار ازدواج کردید ، درسته ؟
تریسی : اولین بار 16 سالم بود از خونه فرار کردم . خیلی سخت بود . حالم به هم می خورد از زن هایی که چشم از من بر نمی داشتن و مرد هایی که منو حق خودشون می دونستن ............


یکی از تاثیر گذارترین دیالوگای این نمایش که منو خیلی تحت تاثیر قرار داد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
می شه از دوستانی که این نمایش رو رفتن خواهش کنم برام توضیح بدن چرا برای بیماران قلبی و افراد زیر 15 سال توصیه نمی شه؟ به خاطر دیالوگ ها که نیست؟ یا اگر به خاطر موضوع کلی نمایشه,کجای موضوع؟
مرسی
لیلا جلالی و کیوان جدیری این را خواندند
یگانه کربلایی و najmeh babaei این را دوست دارند
به خاطر فضای موجود در کاره . بیماران قلبی رو راستش نمی دونم و لی به خاطر نوع دیالوگ و فضای سنگین فکر کنم به کودکان پیشنهاد نمی شه .
البته این نظر شخصیمه گفتم شاید بتونم کمک کرده باشم :)
۱۰ مرداد ۱۳۹۲
نـــــه! :) هیچ محدودیتی نداره. خیلی روند ملایم و آرومی داره در کل. من که یه شخصه محدودیتی برای سن شما نمیبینم... :) ببینین.بد نیس.
۱۳ مرداد ۱۳۹۲
خیلی ممنون از همگی، خیلی برام سوال بود! الان خدارو شکر حل شد!:)
۱۴ مرداد ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من که میخوام دوباره برم.
به نظر من که تائتر بینظیری بود...
بچه ها کی ها روز یکشنبه گرفتن؟
saeed seifpoor ، لیلا جلالی ، کیوان جدیری و شایسته دارابی این را خواندند
المیرا فرشچیان این را دوست دارد
چرا یکشنبه اختتامیه می رفتید
۰۷ مرداد ۱۳۹۲
بله.خبر دارم.ممنون آقای جدیری
۱۰ مرداد ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
-چرا شما همش منو خانم کرومبیک صدا می کنید؟
-چون من از اسم ترسی بدم میاد!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من نمایش باغبان مرگ را 24 تیر دیدم. نمایشی بر پایه متن وبه سیاق رادئویی هر چند که معدود اکت های پسیانی عالی بود. ولی درست در لحظات آخر و مهم نمایش سیستم صوتی نویز های بدجور انداخت و در کل نمایش هم صوت خوب نبود و سالن هم گرم بود.
خیلی نمایش خوبی بود. ولی سالن وحشتناک گرم بود. توی سالن خیلی ها خودشون رو باد می زدن. از بیرون هم گرمتر بود.

البته من 10 روز پیش دیدم. نمی دونم هنوز هم اونطوریه یا نه.
۰۳ مرداد ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
و باز هم افتخاری دیگر از آقای چرم شیر....
" گذر پرنده ای از کنار آفتاب "
من فکر می کردم نویسندگی خیلی سخته وهیچ وقت نمی تونم حتی یک جمله هم به صورت چیزی که بهش بشه گفت " نوشته " بنویسم. ولی همین جا می خواستم از آقای چرم شیر تشکر کنم بابت دانه ی امیدی که در این مورد در دل من کاشتند.
سالی چند تا نمایشنامه آخه؟
اقلاً یه کم سیاست داشته باشین یه کم دیر به دیر نوشته هاتونو بدید برای اجرا...
نمایشنامه نویسی ایشون هم شده مثل دیدن همیشگی تصویر آقای مهران رجبی...
در ضمن من اگه نظرمو اینجا نوشتم صرفاً به دیلی این بود که نمایشنامه این کار رو هم آقای چرم شیر زحمت کشیدن نوشتـــــــــــــــــــــــــــــــــن...
مگه این کارش هم چنگی به دل نزد؟:)
۳۱ تير ۱۳۹۲
دوست عزیز (آقای قیوم) به نظر شما ایرادات زیادی وارده. 1. وودی آلن تقریبا هر سال یک فیلم نوشته (ارجینال) و نه 4 یا 5 نمایشنامه. 2. مقایسه فیلم سازها با نمایشنامه نویس ها هم در کل اشتباهه . 3. از کمیت آثار استاد بیضایی حرف زدید، استاد بیضایی تقریبا در هیچ سالی ... دیدن ادامه » بیشتر از 1 نمایشنامه ننوشتن (بازم می گم تاکید من روی نمایشنامه ست و نه فیلمنامه فیلم یا فیلم کوتاه) 4. این شخصیه ولی مقایسه چرمشیر با استاد بیضایی نه خدا رو خوش میاد ونه خلق اش رو و نه استاد رو 5. ایرادی که ما از حجم باورنکردنی نمایشنامه های آقای چرمشیر می گیریم به این دلیله که تاثیر انکارناشدنی روی کیفیت نمایشنامه هاشون داره 7. استفاده من و خانم دارابی از واژه اقتباس نفسی کنایه آمیز داره، و نه به معنای اقتباس ادبی.
۰۱ مرداد ۱۳۹۲
سلام به دوست خوبم سیاف
فکر میکنم یا با دقت نوشه من رو نخوندید و یا من نتونستم نظرم رو خوب برسونم.
1-مثال وودی آلن به عنوان یک نویسنده-کارگردان مولف بود در میان این دست هنرمندان که در مقایسه با خیلی از اونها پرکار محسوب میشه. نه مقایسه با آقای چرمشیر(مثالی ... دیدن ادامه » برای اینکه کسی میتونه پرکار باشه و کارش هم با کیفیت باشه.با تاکید مجدد بر این که پرکاری و کم کاری نسبی است نه مطلق)
2-در هیچ جای نوشته من مقایسه ای بین فیلم ساز و نمایش نامه نویس در نوشته من نشده(تمای مثال ها فقط برای معرفی افراد پرکار و یا اقتباسی بوده که موفق هم بوده اند)
3- خلق یک اثر هنری زمان میبره و این زمانبر بودن ریشه ایرادات به افراد پرکار محسوب میشه پس نمیشه نوشته های استاد بیضائی رو به نمایش نامه، فیلم نامه و یا کارهای پژوهشی تفکیک و جداگانه مقایسه کرد.
4-هیچ مقایسه ای بین استاد بیضائی و آقای چرمشیر انجام نشده. فقط به عنوان مثالی برای نسبی بودن پر کاری و کم کاری عنوان شده
و در پایان من هم با نظر شما دوستان درباره آثار آقای چرمشیر موافقم ولی نقدهایی که چیزی به سواد اندکم اضافه کنند و به انتخاب یک اثر بر مبنای ضعفها و قوتهای خود اثر(تاکید بر روی خود اثر نه نویسنده و سابقه و سبک و...) رو ترجیح میدم.
با تشکر

۰۱ مرداد ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فقط می تونم بگم کاملا تعجب کردم از آقای پسیانی و البته خانوم طباطبایی!!
این نمایش بیشتر مخاطب رو به سخره گرفته بود!!
سالن و صندلی ها افتضاح !
صدا افتضاح !
صداهای ضبط شده ی بسیار مصنوعی !
تصویر روی LCD افتضاح !
و البته نور هم که جای خود دارد !
بعضی از کلمات و جملات نمایش نامه هم که واقعا در حد و اندازه ی تاترهای مدرسه ای هم نبودن ، چه برسه به این تاتری که به قول بعضی از دوستان از تن تن هم بهتره !
یه نظر من اصلا خوب نبود
چه برسه به اینکه بخواد با تن تن مقایسه بشه
در کل حد اکثر حدود 5 دقیقه از تاتر میتونست مخاطب رو به خودش جذب کنه
اونم با یدک کشیدن بازی های این دو هنرمند
۱۸ نفر این را خواندند
سیاف این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درباره «باغبان مرگ» و نفسی که در سینه حبس می شود
تجربه‌گری در تنگنا
رضا حداد
«آروند دشت‌آرای» از آن جوان‌هایی است که به معنای واقعی کلمه در جست‌وجوی تجربه‌گری در عرصه تئاتر است و سر پر سودایی دارد. با هر اجرایش در پی کشف امکانی تازه برای تاثیرگذاری بر مخاطب نه از راه‌های مرسوم و عادی، بلکه ساختن جهانی منظم و هندسی از زیبایی‌شناسی و تکنیک در عرصه کارگردانی است و انگار بخواهد خلاقیت خود را به محک بگذارد، هربار می‌کوشد تا به سرزمین تازه‌ای در عرصه تئاتر پا بگذارد. هنوز چند ماهی از اجرای دیدنی «تن‌تن» نگذشته که سراغ کار غریب دیگری رفته است. باغبان مرگ، آن هم در سالنی تازه‌تاسیس که برای گرم‌شدن کوره‌اش به دنبال چند قربانی است تا بین تماشاگران تئاتر جا بیفتد و اجرای اثر در چنین سالنی فقط از آدم‌های پر دل و جراتی مثل آتیلا پسیانی و دشت‌آرای ... دیدن ادامه » و امیررضا کوهستانی برمی‌آید. اگر «تن‌تن» با عینی‌کردن رویای چند شخصیت کارتونی محبوب، مخاطبانی از هر سن‌وسال را به تماشاخانه ایرانشهر کشاند در اجرای جدید دشت‌آرای، حضور تماشاگران زیر 18سال ممنوع شده. این یعنی حتی در حیطه مواجهه تماشاگر با اجرا، تجربه‌گری دیگری در میان است. حالا این روحیه را اضافه کنید به تجربه محمد چرمشیر در اقتباس از اثر داستانی معروفی که ملهم از شخصیت هانیبال لکتر فیلم سکوت بره‌ها بوده است. اجرایی برای دو بازیگر که در طول کار، پشت یک میز نشسته‌اند و از طریق ظریف‌ترین کنش‌ها باید احساسات درونی‌شان را به تماشاگر منتقل کنند. تجربه‌ای حقیقتا دشوار و البته ترسناک برای هر کارگردانی. اما برای آروند دشت‌آرای، ذات تجربه‌گری مهم‌تر از هر اولویت دیگری در عرصه اجراست. تمام این نوجویی را اضافه کنید به حضور خیره‌کننده و ماندگار آتیلا پسیانی در این اجرا. پسیانی با حرکت ریز و دقیق ماهیچه‌های چهره‌اش، تن صدای بی‌حسش و خنده‌های ریز و گاه‌به‌گاهش خود به‌تنهایی اجرایی تماشایی است و بدون شک بازی و حضور او در این نمایش می‌تواند برای هر بازیگر جوان و کم‌تجربه‌ای، همچون کلاس درس باشد. چگونه می‌توان در تنگنای حرکات فیزیکی، به سطحی از انتقال احساسات رسید که به نوعی رابطه ناخودآگاه با مخاطب دست یافت؟ اگر برای شما هم سوال است؛ پس برای دیدن باغبان مرگ سری به تالار شمس مؤسسه «اکو» بزنید تا نتیجه خلاقیت و تلاش طناز طباطبایی، آتیلا پسیانی، محمد چرمشیر و آروند دشت‌آرای را تماشا کنید. تجربه‌ای در تنگنا که نفس را در سینه حبس می‌کند.
این تعریف آقای حداد از نمایشنامه و نمایشنامه نویس این اثر (چرمشیر)، احتمالا به این دلیل نیست که ایشون تا دو هفته دیگه دارن نمایشنامه دیگه ای از همین نمایشنامه نویس رو روی صحنه می برن ؟!؟! نه بابا چرا آدم فکر بد بکنه، حتما این فقط یه تصادفه.
۰۱ مرداد ۱۳۹۲
اصلاً این تیم و تیم بازی ها همه جا هست...
چه تو هنر چه جاهای دیگه...
۰۱ مرداد ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سارای عزیز، چیزی که در این دست کارها من رو آزار می ده تازه نبودن آن هاست. وقتی موضوع ذهن، من رو به سمت تصاویر سینمایی یا حتی ادبیاتی مشابه می بره و در مقابل نمی تونه با استفاده از ظرفیت هنر تئاتر تصویری متفاوت و جدید برای من بسازه من آزرده می شوم و اتفاقا سهم نمایش نامه رو این میان مهم می دونم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی بد بووووووووود.....واقعا مشکل نمایشنامه و بازیگری داشت...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا آقای پسیانی و آقای چرم شیر از کسانی هستند که خون من رو به جوش می آرن، تکرار، کپی برداری، کارهای فراوان و بی کیفیت.،
هرچند وقتی عده ای از تماشای این کلیشه ها به شوق می آن انتظاری هم نمیشه داشت..
من این کار رو ندیدم هنوز اما هم سلیقه هستم با شما در مورد آتیلا پسیانی. من از تماشای کاراش لذت نبردم هیچوقت بنابرین فهمیدم که مخاطب کاراش نیستم اما محمد چرمشیر از بهترین نویسنده های ماست. نمایشنامه چطور بوده مگه که اینقدر منفی نوشتید؟!
۳۰ تير ۱۳۹۲
البته که نظر همه محترمه
احترام به این معنا نیست که هر چی شما بگین ما کله مون رو تکون بدیم و تایید کنیم. احترام یعنی اینکه شما می تونید نظرتون رو بگید و ما هم در قبالش جواب بدیم

به نظر شما این نمایش عالی بوده و به نظر من نظر شما احمقانه اس
این نظر منه
شما ... دیدن ادامه » دیگه همه رو خسته کردین با این نظر های متعصبانتون

۰۳ مرداد ۱۳۹۲
موافقم کاوه جان ....

متاسفانه دوستان فکر می کنن دهه 60 هست که یه عده خودشون برا جمشید هاشم پور و ... فدا هم می کردن و کاری به مضمون و ساختار فیلم نداشتن و هر فیلمی که ایشون بود می شد بهترین فیلم !

من اصلا بحثم سر خانوم طباطبایی نیست ایشون بسیار محترم و در ... دیدن ادامه » بعضی جاها هم خوب بودن اما این جور تعصب واقعا برای من یکی که خیلی جای تعجب داره.
۰۴ مرداد ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید