خرید از تیوال
۲۵,۰۰۰ تومان
امکان خرید پایان یافته
عضویت در تیوال برای همه رایگان و آسان بوده و مزایای گوناگونی در پی دارد. اگر هنوز عضو تیوال نیستید همینک عضو شوید
:  تالار وحدت
:  ۲۱ آذر ۱۳۹۲ - ۰۱ ارديبهشت ۱۳۹۳
:  ۱۹:۰۰
:  ۱۲۰ دقیقه
:  ۲۵,۰۰۰ تومان

:  حمیدرضا نعیمی
:  فرهاد آئیش، لادن مستوفی، بهناز نازی، نقی سیف جمالی، کتانه افشاری نژاد، یعقوب صباحی، ایوب آقاخانی، سیاوش چراغی پور، بهاره نوحیان، بهمن عباسپور، رضا جهانی، بهنام شرفی، پرهام دلدار، مجید نوروزی، مهرداد خانی، یاسمن کاکایی، راشین دیدنده، روژین رحیمی، مجید قادری، بهمن ناصری، محمد نژاد، علی حبیب پور

** بلیت‌های این نمایش پایان یافته است. پیشنهاد نمایشی دیگر از روابط عمومی همین نمایش:
نمایش تانگوی تخم مرغ داغ

طراح صحنه:
رضا مهدی زاده
طراح لباس: ادناز زینلیان
: مقدی شامیریان، مژگان عیوضی
طراح نور: رضا حیدری
: ماریا حاجیها
طراح حرکت: محسن گودرزی
طراح پوستر و بروشور: منصوره قره داغی
: سیاوش لطفی

گروه کر: سحر لطفی، یکتا اعتمادی، مهرداد طلایی، پیام رستمی، علیرضا عبدالکریمی، پگاه عینکچی، نسیم شجاعی، هوتن حسینی، روشنک رفانی 

مدیر تولید و دستیار اول کارگردان: علی زارعی
دستیار کارگردان و برنامه ریز: پریسا گودرزی
مدیر صحنه: هلیا کریمی
منشی صحنه: محبوبه صادقی
دستیاران صحنه: محمد نژاد، علی حبیب پور، پوریا اخوان
مدیر تبلیغات: مهدی یوسفی کیا
: مریم نراقی
: مریم ادیبی
: امیر قالیچی
: امیر خدامی
مترجم فارسی به انگلیسی: مرتضی محمدی
روابط بین الملل: سعید وثیق نیا، ساناز فلاح فرد

کاری از گروه تئاتر شایا



بهای بلیت این نمایش به شیوه زیر است:
همکف: 25.000 تومان
بالکن یک:   20.000 تومان
بالکن سه: 15.000 تومان

- این نمایش پس از استقبال چشمگیر در دوره نخست اجرا از فروردین ماه دوباره اجرا خواهد شد.
- نمایش سقراط روزهای شنبه نیز اجرا خواهد رفت. 
- با تصمیم مدیریت کلان تالار وحدت، بهای نمایش ها در این سالن در سال نود و سه برای همکف 25.000 تومان است.

حمیدرضا نعیمی: در جریان نمایشنامه، ما به مباحث تاریخی ۲۴۰۰ سال پیش یعنی اواخر عمر سقراط اشاره های مفصلی داریم. از آنجا که این نمایش یک اثر شخصیت محور است، شخصیت سقراط را به طور دقیق مورد بررسی قرار داده ام. ما در این نمایش به تعریف افلاطون و کسنوفون (شاگرد سقراط) از سقراط و روایت زندگی اجتماعی، تاریخی و خانوادگی او پرداخته ایم که از این نظر نمایش برای تماشاگر بسیار جذاب خواهد بود.

یادداشت کارگردان :
بهار را دوست دارم ؛ چرا که بهار ردی از جای پای خداست و من که خدا را عاشقم، او را سوگند می‌دهم به مقام آدمی تا سال جدید بر احوال همه ایرانیان به خجستگی محول گردد. بهار 1393 را بیشتر دوست دارم؛ چرا که هفتم فروردین شروع دوباره‌ی اجرای نمایش "سقراط" است در تالار وحدت.
نمایش "سقراط" پس از استقبال کم‌نظیر تماشاگران تهرانی، غیرتهرانی و نیز تماشاگران خارجی و تأیید اساتید و بزرگان تئاتر و سینما و نیز بنا بر درخواست جمع کثیری از نویسندگان،‌ مترجمان، محققان و اساتید دانشگاهی،‌از وزارت ارشاد مبنی بر اجرای دوباره این اثر، این بار با تغییراتی دراجرا، نورٰ ،طراحی حرکات ومیزانسن کلی نمایشی، کاملتر و جذاب‌تر به روی صحنه خواهدرفت.
نمایشنامه "سقراط" به صورت کتاب توسط انتشارات ارزنده ایرانی فرهنگسرای میردشتی و نیز موسیقی اثر به صورت لوح فشرده برای نخستین بار در ایران عرضه می‌گردد و این اتفاق تازه‌ای برای تئاتر ایران و نمایش ماست.
به امید دیدار شما در تالار وحدت
 حمیدرضا نعیمی

| تیوال تماشای این برنامه را پیشنهاد می کند |
برچسب «پیشنهاد تیوال» بنابر شاخص‌هایی شامل کیفیت اثر اعطا شده و تجاری یا سفارشی دریافت نمی‌شود

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، تالار وحدت
تلفن: ۶۶۷۳۱۴۱۹ - ۶۶۷۰۵۱۰۱

گزارش تصویری تیوال از نمایش سقراط / عکاس: سید ضیاالدین صفویان

گالری عکس گالری عکس گالری عکس گالری عکس گالری عکس ... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش سقراط / عکاس: بابک حقی

گالری عکس گالری عکس گالری عکس گالری عکس گالری عکس ... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال مراسم نمایش سقراط / عکاس: سیدضیاالدین صفویان

گالری عکس گالری عکس گالری عکس گالری عکس گالری عکس ... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش سقراط / عکاس: نیلوفر علمدارلو

گالری عکس گالری عکس گالری عکس گالری عکس گالری عکس ... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نمایش سقراط / عکاس: آزاده مشعشعی

گالری عکس گالری عکس گالری عکس گالری عکس گالری عکس ... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از سقراط / عکاس: آرزو بختیاری

گالری عکس گالری عکس گالری عکس گالری عکس گالری عکس ... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» حجت الاسلام محمدعلی زم به تماشای " سقراط " نشست

» نیمی از فروش نمایش سقراط به درمان بیماران سرطانی تئاتر اختصاص می یابد

» " سقراط " بلیت هایش را به طور کامل فروخت

» " سقراط " بلیت هایش را پیش فروش می کند

آواهای وابسته

گفتگوی تیوال با حمیدرضا نعیمی
تیوال نمایش سقراط | تیوال تئاتر
بخش «برجسته» مهم‌ترین و اصولی‌ترین نوشته‌های کاربران را نمایش می‌دهد. برای دیدن همه نوشته‌ها بخش «همه» را باز نمایید. اطلاعات بیشتر »
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گقت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی محصولات و برنامه‌های جالب هر زمینه به هم‌دیگر و پیش نهادن دیدگاه و آثار خود برای دیگران. برای نوشتن و فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

سقراط همانگونه که از اسمش برمی آید، نمایشی است که به چند روز آخرِ زندگی فیلسوف شهیر یونانی، سقراط می پردازد. اما اگر انتظار دارید که شاهد تئاتری فلسفی که در آن تمامی عقاید هوشمندانه ی سقراط را در صحنه نشان بدهد باشید، قطعا سرخورده و ناراضی سالن را ترک می کنید.

نمایش سقراط برخلاف اسمش کاری سخت و پیچیده و خاص پسندانه نیست. نه اینکه نعیمی نتوانسته این کار را انجام دهد، بلکه او هرگز قصد نداشته که اینگونه عمل کند! حمیدرضا نعیمی سقراط را کمدی، مفرح و ساده اما همراه با نکاتی هوشمندانه و نه خالی از معنا، به روی صحنه برده. درست همین نکات که باعث رضایت عده ی زیادی از مخاطبین (از عوام و خواص) شده، باعث ناراحتی و نارضایتی عده ای از مخاطبان شده که در جستجوی سفری عرفانی به عمق معنای فلسفه ی سقراط، به تالار وحدت آمده بودند. شاید این مشکل بیشتر به تبلیغات و پوستر اثر بازمی گردد! وقتی در تمامی مصاحبه ها صحبت از این است که تماشاگر با اثری عظیم مواجه است (که البته غلط هم نیست!)، و اسم تئاتر را نام یک فیلسوف کبیر (بدون هیچ پیشوند یا پسوندی) می گذاریم، و همچنین زمانی که پوستری چنان هنرمندانه و عمیق طراحی می کنیم، ناخودآگاه مخاطب را برای دیدن اثری پرمعناتر و ثقیل تر آماده می کنیم اما این توقعات را در اجرای مان برآورده نمی کنیم و چنین مخاطبانِ ناراضی را به وجود می آوریم! پس اینجاست که به اهمیت زمینه سازی، عوامل حاشیه ای و یکدست بودن تمامی عناصر، پی می بریم! اما اگر بخواهیم سقراط را طبق قوانین دنیای خودش بررسی کنیم، تئاتر عظیم، موفق، زیبا و هوشمندانه ایست.

نمایشنامه به زندگی خصوصی سقراط (ارتباطش با همسر و فرزندش)، ارتباط های شخصی اش (با سافو، تئودوته و شاگردانش)، روابط کاری و اجتماعی اش (با آنیتوس، گرگیاس و دیگر مخالفانش) و همچنین محاکمه و در نهایت، قتل سقراط می پردازد.
زبان نمایشنامه، طنزآمیز و شیرین است و موقعیت های کمدی درستی را ایجاد می کند اما گاهی این طنازی بیش از حدِ لزوم می شود و این تصور را در مخاطبانِ کمتر تئاتری، ایجاد می کند که باید به هرچیزی خندید! و این دقیقا سمِ نمایش است و باعث می شود که تماشاگران، گاه دردناک ترین دیالوگ ها را هم به سخره بگیرند.

دیالوگ های زیبا و پرمعنا در نمایش سقراط کم نیست اما این کاملا به خودِ مخاطب بستگی دارد که چه حد از عمق این معنا را دریابد یا در سطح بماند. البته که این یک منطق کلی درباره ی تمامی اجراهاست اما شاید در اثری، مفاهیم کاملا مشخص و رو بیان شوند و مخاطب حتی اگر معانی آن ها را متوجه نشود، اما بفهمد که مفاهیمی بیان شده که بسیار سخت بوده اند و از درکِ او، خارج! اما در سقراط این مفاهیم در میان لایه ای از طنز (که در لحظاتی بیش از حد ضخامت می یابد!) پنهان شده اند که وجودشان را بر همه کس، عیان نمی کنند. اما آنچه مشخص است این است که حمیدرضا نعیمی، در ابتدا به تحقیق بسیار درباره ی سقراط پرداخته و بعد آگاهانه آن ها را به کناری نهاده و سقراطِ خودش را (بد یا خوب) خلق نموده است.

علی رغم در دسترس نبودن نمایشنامه اما با توجه به کارگردانی متن توسط خودِ نویسنده، می شود اینگونه برداشت کرد که متن در پروسه ی اجرا، چندان دچار تغییرات نشده باشد.

با وجود حضور نداشتن فیزیکی کارگردان بر روی صحنه به عنوان بازیگر، اما می شود گفت که نقش اول را کارگردان ایفا می کند! نمایشی که با لحظه لحظه تماشایش، حضور کارگردانی را (چه دوست داشته باشی، چه نه اما) حس می کنی! کارگردان بیشترین بازی را با زمانِ جاری در اثر انجام داده است. مثلا لباس ها که در دوره های زمانی مختلف وجود دارند. یا در طراحی صحنه که از بطری های نوشابه استفاده شده. یا سیگار کشیدن کاراکترها در یونان باستان؛ بسکتبال بازی کردن پسرِ سقراط؛ رقص های مدرن و امروزی رقصنده های زن در نمایش مده آ و رقصنده های مرد در مهمانی کریتون و ...

ایده های ناب در تمامی اجزای این تئاتر موج می زند! از جمله طراحی لباس، طراحی صحنه، نورپردازی، موسیقی و ...

طراحی ... دیدن ادامه » لباس ترکیبی است از زمان گذشته و حال! لباس های سقراط، سافو، زانتیپه و تئودوته به سبک یونان قدیم است. لامپروکلس با لباس اسپرت و توپ بسکتبالش کاملا امروزی (و شاید حتی آمریکایی!) به نظر می رسد. رقصنده های مرد و زن لباس هایی مدرن و امروزی به تن دارند. افلاطون و دیگر شاگردان سقراط با لباسی کاملا رسمی و کت و شلوار پوشیده و کروات زده، روی صحنه حاضر می شوند که به طرز عجیبی هم لباس با آنتیوس و دیگر دشمنان سقراط هستند! شاید اشاره ای است به مرز نزدیک بین این دو و یا شاید مرزی است برای جداسازی خودی (سقراط) از غیرخودی (دیگران)! چون در تمامی نمایش، این تنها سقراط است که لباسی چنین فیلسوفانه و ساده و به سبک یونان باستان به تن دارد! (شاید بتوانیم زنان نمایش را فاکتور بگیریم و بگوییم دلیل این شکل لباس هایشان بیشتر مربوط به زیبایی بصری و فرار از ایرادات احتمالیِ سازمان نظارت است!)

طراحی صحنه با قرار دادن کتابخانه های عظیم سرشار از کتاب در سمت راست و ستون های ظاهرا عظیم اما تو خالی و پوچِ آتن در سمت چپ، تضاد میان علم پایدار و فراوان سقراط با پوچی و تزلزلِ سیاستمداران را به رخ می کشد. همچنین استفاده از امکانات صحنه ی تالار وحدت و ایجاد دو طبقه ی اجتماعی (یکی پایین اما مستحکم و فعال؛ و دیگری بالاتر اما بی تحرک و ایستاده در هوا!) در دادگاه سقراط، بسیار درخشان و هوشمندانه است. استفاده از بطری های خالی در صحنه ی دادگاه کمی بی تناسب با کل کار است اما وجود تمامی آن زباله ها بر روی زمین در صحنه ی بعد، هم به نشان دادن کثیفی محیط زندان یاری می رساند و هم دنیای کثیف و آلوده ی پساسقراطی را به تصویر می کشد! استفاده ی گاه مینی مالیستی از اجزای صحنه برای القای یک مکان هم موثر و درست به کار برده می شود. مانند چند شاخه گل که نشان از حیاط خانه ی تئودوته دارد و یک میزِ بزرگ به همراه چند صندلی که مهمانی کریتون را به تصویر می کشد.

نورپردازی، هوشمندانه، مشخص و به رخ کشیده شده است. مخصوصا در صحنه هایی همچون اجرای نمایش در نمایش مده آ و همچنین صحنه ی زانو زدن سقراط در مقابل زانتیپه (که واضحا به زمین آمدن خورشید را نشان می دهد).

موسیقی، بخش اعظمی از لذت تماشای این نمایش را بر عهده دارد. این موضوع را می شود از لحظه ی آغازین نمایش که با دعوای دو خواننده ی اپرا در بالکن (و خارج از صحنه) شروع می شود، دریافت! آوازهای بسیار که در طول نمایش توسط خوانندگان (که گاه روی صحنه هستند و گاه نه) و گاه حتی بازیگران (کتانه افشاری نژاد در نقش سافو) اجرا می شود، به زبان یونانی و لاتین است که باعث ایجاد اتمسفر باستانی در اثر شده است. همچنین موسیقی در اجرای نمایش در نمایش مده آ نقش اصلی را ایفا می کند. در ضمن موسیقی پایانی، نمایش سقراط را به معدود تئاترهایی تبدیل می کند که تیتراژ پایانی دارند!

بازیگران پرتعداد نمایش، همه در جای درست قرار دارند و بازی های درخشانی را ارائه داده اند. اما هرکس که به تماشای سقراط نشسته، امکان ندارد که جلوی بازی درخشان فرهاد آئیش (در نقش سقراط) سر خم نکند! فرهاد آئیش شاید نه آن سقراط تاریخی درون کتاب های فلسفه مان باشد، اما چنان در نقش سقراط باورپذیر و هنرمندانه ظاهر شده که می شود اطمینان داشت که روح سقراطِ واقعی هم از تماشای او در این نقش، راضی است! همچنین بازی کتانه افشاری نژاد، لادن مستوفی، بهناز نازی، یعقوب صباحی و ایوب آقاخانی (که نقش های پررنگ تری نسبت به سایرین داشتند) هم قابل ستایش است.

سقراط را اگر نه تنها به قصد آموختن فلسفه به تماشا بنشینید، نمایشی است که شاید مفهوم های فلسفی بسیاری به شما بیاموزد.

نیلوفر - تابستان 93

تحلیل من از این نمایش برای درس "دیدن و تحلیل نمایش"
ببخشید که طولانیه :)
۰۸ تير
خیلى خوشحالم از حضور این متن. نه اینکه حتى بدونم چه قسمتهاییش رو قبول دارم یا رد میکنم.
۰۹ تير
نه علی جان، هیچ اجباری نیست ;)

جناب EsiMania ممنون که خوندید. راستش خودم خیلی به ترتیبش فکر نکردم و از اونجایی که خودم نویسنده ام (خیر سرم!) و متن برام در اولویته با متن شروع کردم و بعد هم بقیه اش ... ولی ممنون از صحبتتون. نکته ی به جایی بود :)

ممنون کاوه جان. ... دیدن ادامه » خوشحالم که خوندیش :)
۰۹ تير
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام بر مجریان نمایش سقراط
آیا امسال باز هم این اثر اجرا خواهد رفت؟
امیدوارم این اتفاق بیفتد.
سپاس
راضیه حسنلو و niloofar.Lotus این را خواندند
آیلار صلاحی این را دوست دارد
منم امیدوارم چون اطلاع رسانی دقیق نبود و نتونستیم ببینیم
۱۵ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
منم دلم می خواست ببینم :(((((
niloofar.Lotus این را دوست دارد
شما خیلی دیر رسیدید..پیشنهاد من اینه که زندگی در تیاتر رو هم ببینید که شاید امروز اجرای آخرش باشه
۱۱ ارديبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من فقط یه چیز رو میدونم اینکه هیچی نمیدونم .......




همه ی دوستان باقی دیالوگارو گفته بودن ولی هیچ کسی به این دیالوگ اشاره ای نکرده بود . من بقیه دیالوگ هارو دوست داشتم ولی به نظرم این دیالوگ از بقیه چیزی کم نداشت . هر چند وقتی روز بعد به دیالوگ ها فکر کردم هیچ کدوم اونطور که باید یادم نبود جز این ......
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درباره نمایش سقراط
تناقض ابدی اخلاق و سیاست

نویسنده: صمد چینی فروشان

نمی دانم موفقیت حمیدرضا نعیمی درنگارش و اجرای نمایش سقراط را به کدام یک از ویژگی های این اثر فراموش نشدنی نسبت بدهم. به موقعیت شناسی درست و انتخاب به موقع موضوع، قهرمان و دورانی که اکنون پرداختن به آن، به گواهی اوضاع آشفته جهان امروز، به یکی از ضرورت های همه جوامع تبدیل شده است؟ به مسائل انسانی عمیقی که این نمایش به ساده ترین و قابل فهم ترین شکل ممکن، در حوزه های اخلاق و سیاست، مطرح می کند؟ به دقت پژوهشگرانه او در تلخیص هدفمند روایت ها و آثارمکتوبی که طی حدود 5 قرن درمورد سقراط و دوران حیات او منتشر شده است؟ یا به انتخاب دقیق عناصر فرامتنی و اجرایی به گونه یی که میان نشانه های باستانی و عناصر روزآمد و مدرن، چنان تعادل ظریفی برقرار می شود که مخاطب، نه درسقراط بودن شخصیت محوری (فرهاد آییش)، با آن پوشش کلاسیک یونانی اش، تردید می کند، نه از مشاهده افلاطون (ایوب آقاخانی) در آن پوشش مدرن و معاصرش شگفت زده می شود و نه از شنیدن برخی کنایات آشنا به شرایط امروز جامعه خود دستخوش هیجانات کاذب معمول درام ها و نمایش های عوامانه می شود.
مخاطب سقراط، متاثر از تاویل زیبایی شناسانه معاصر نعیمی از تکنیک فاصله گذاری برشتی، در هر دو حوزه متنی و اجرایی، هم لامپروکلس (مجیدنوروزی) را، با آن کلاه و توپ بسکتبالش، به عنوان پسرسقراط می پذیرد، هم سافو (کتانه افشاری نژاد)، زانتیه (بهنازنازی) و تئودوته (لادن مستوفی) را به عنوان زنان یونان باستان باور می کند، هم رقصنده های پاپ – با آن اجرای زیبا و خلاقه- را به عنوان رقصندگان یا نمایشگران یونانی عهد سقراط می پذیرد و هم بازیگر نمایش مده آ - با آن پوشش مدرن و رنگین- را به عنوان نمایشگر یونانی آمفی تئاترهای عهد باستان باور می کند.
در واقع، قراردادهای متنی و اجرایی نمایش سقراط، از منطق دراماتیک ویژه یی برخوردار هستند که تمامی قوای فکری و زیبایی شناختی مخاطب را در چنبره اقتدار و نفوذ خود می گیرند و به آن جهت می بخشند. منطق جاری بر صحنه نمایش، انبوه 500 نفره حاضر در تالار وحدت را از یک سو درهیات تماشاگر، به واکنش عقلانی و تفکر در قبال رویدادهای صحنه فرا می خواند و از سوی دیگر، در قامت هیات منصفه دادگاه محاکمه کننده سقراط، به همسویی کنایه آمیز با سرنوشت او متهم می کند و همین وضعیت دوگانه است که تالار وحدت را، در تمام طول اجرای نمایش، جز در موارد از پیش تعیین شده توسط کارگردان، به سکوتی دردناک و در عین حال لذت بخش وادار می سازد.
«سقراط برضرورت پیوند میان اخلاق وسیاست تاکید داشت وجدایی این دو را موجب فساد مدینه می دانست. او انسان را زیبا و زیبایی انسان را در گرو خودشناسی وتحمل دیگری ازطریق گفت وگو و درک متقابل می دانست.» «هدف سقراط از دیالکتیک و گفت وگو، فراهم کردن شرایط برای فرارفتن طرفین ازمرز های بسته و عادت شده خود بود.» «انسان، طی قرن ها، به خاطرجدایی اخلاق و سیاست، قربانیان بسیاری داده است و سقراط نیزبه همین دلیل توسط سیاست ورزان به مرگ محکوم می شود» و...
اینها شماری ازداده های تنیده در فرآیند درام و نمایش سقراط است که مستقیم و غیرمستقیم، بی هیچ تلاشی برای تظاهر و با حفظ فاصله از عواطف مخاطب مطرح می شوند و از آغاز تا انتهای نمایش، فکر و اندیشه تماشاگر را باخود درگیر می کنند. سکوت عمیق حاکم بر تالار، در تمام دقایق اجرا، گواه توانایی نمایش سقراط درانتقال همین مفاهیم به مخاطب خود است.

یک شروع تعیین کننده

دوخواننده، به شیوه گفت - آواز اپرایی، برای دقایقی، از فراز بالکن های جانبی صحنه تالار وحدت، قطعاتی از اشعار «سافو»، شاعره فقید و مشهور یونانی– به زبان لاتین - می خوانند. با این مقدمه آوایی زیبا، غیرمنتظره و تجربه نشده در تئاتر ایران است که صحنه سوررئالیستی خواب سقراط - که از زیباترین و تعیین کننده ترین صحنه های نمایش است- آغازمی شود: صحنه یی که در آن، مخاطب، با نام های بزرگی آشنا می شود که هریک نقشی مهم در تاریخ اندیشه غرب و جهان بشری داشته اند: کسانی چون تالس، فیثاغورث، هراکلیتوس، دموکریتوس، آناکساگوراس، آرکلائوس، سافو... صحنه یی که سرنوشت قهرمان نمایش را پیشگویی می کند.
اهمیت این صحنه درهمین ویژگی پیشگویانه آن است. صحنه یی که طی آن، با افشای سرنوشت نهایی قهرمان، نخستین و مهم ترین قرارداد نمایش با مخاطب منعقد می شود و راه بر هرگونه برخورد احساسی احتمالی او با رویدادهای نمایش مسدود می شود. این روند، درسرتاسرنمایش، از طریق یک داستان غیرخطی و اپیزودیک، درآمیزی نشانه های تاریخی ناهمخوان و متضاد (لباس هاس مدرن مردان، در کنار پوشش های یونانی یا شبه یونانی سقراط و سه زن محوری نمایش، رقص هیپ اپ گروه رقصندگان... .) و ایجاد فاصله میان واقعیت تاریخی زمان نمایش و زمان واقعی اجرا، پیش می رود و به همراه آن، خودآگاهی تماشاگر در جریان تماشا تقویت می شود. نمایش سقراط، نه درپی انگیزش احساسی مخاطب ازطریق بازنمود واقعیت بلکه درپی انگیزش تفکر ازطریق ایجاد تناقض درواقعیت های نمایشی است، قهرمان این نمایش، نه سقراط بلکه شخص مخاطب است. درمتن و اجرای نمایش سقراط، زنان، نقش مهمی در انتقال مفاهیم و تعمیق شناخت مخاطب از واقعیت های پیرامون خود ایفا می کنند. حمید رضا نعیمی، با قراردادن سه زن در فرآیند درام (سافو، زانتیه وتئودوته) و یک نام زنانه مشهور در ادبیات دراماتیک یونان و جهان (مده آ)، سعی دارد نقبی به واقعیت وضعیت زنان در جامعه معاصر بزند و در این کار نیز موفق است.
از ... دیدن ادامه » نگاه سقراط نعیمی: دروغ و جهل مقدمه بی اخلاقی و آشفتگی در عرصه عمل و تزلزل ارزش ها در عرصه جامعه و سیاست است. به عقیده او، تنها راه اصلاح جامعه، خطاب قرار دادن مستقیم توده های مردم است نه شرکت در اجتماعات علمی یاحتی سیاسی. مردم را باید تک به تک خطاب قرارداد، باید فرد فرد جامعه را اصلاح کرد. انسانی که به دانایی و بینایی رسیده باشد به آزادی حقیقی دست می یابد.
اما این همه و بسیاری دیگر، با وجود پایان بندی تلخ و تراژیک نمایش، چنانچه گفته شد، نه در قالب یک درام کلاسیک داستان محور که بربستریک درام روایی، باساختاری اپیزودیک، زبانی شاعرانه، بیانی شوخ و طنزآمیز و در چشم اندازی معنادار و چشم نواز مطرح می شوند و انتخاب همین ویژگی های متنی و اجرایی هوشمندانه است که نمایش سقراط را به نمایشی دلنشین و آموزنده بدل می سازد. در میان سلسله اپیزودهای نمایش سقراط، چند میان پرده کمیک و در عین حال، پر از طنز تلخ نیز گنجانده شده است که اپیزود کوتاه ششم (حیات خانه تئودوته) یکی از آنهاست. این اپیزودها، در نمایش سقراط، همان کارکردی را دارند که موسیقی در آثار برشت. اما فراموش نشدنی ترین اپیزود نمایش، صحنه دادگاه سقراط است. صحنه یی که براساس گزارش مستند افلاطون از این دادگاه طراحی شده است. صحنه دادگاه نه تنها گویای حقانیت و مظلومیت انکارناپذیر سقراط است بلکه همچنین گویای عمق مثال زدنی آگاهی حمیدرضانعیمی نسبت به موضوع و شخصیتی است که نمایش خود را به نام گرامی او مزین کرده است.

سخن پایانی درباره اجرا

می دانیم که اصل اساسی هنرنمایش، بیان دراماتیک است و بیان دراماتیک درتئاتر، مفهومی فراتر از کاربرد کلام و زبان متن دارد. بیان دراماتیک در اجرای تئاتری به امکاناتی بسیار فراتر از داده های متنی مبتنی است که مبنای عمل صحنه یی قرار می گیرد. در حقیقت، (بیان) در اجرا، از نقش محوری تری نسبت به (زبان) برخوردار است. آنچه در شکست یا موفقیت یک اجرا دخالت دارد نحوه استفاده از عناصرفرامتنی در انتقال مفاهیم متن و کاربرد (زبان) متن است. (بیان) متکی برعمل است که خود به نحوه تبلور (زبان) در مجموعه سازوکارهای فرامتنی از قبیل عناصر مادی (دیداری و شنیداری و حرکتی) و عناصر معنوی (زیبایی شناسی) اجرا وابسته است. در نمایش سقراط، طراحی هوشمندانه صحنه (یک کتابخانه بزرگ و تعدادی سازه بلند میان تهی سفیدرنگ برای آمد و رفت بازیگران) وفضای همیشه خالی میانی صحنه (کار رضا مهدی زاده)، ساخت هنرمندانه و ابداع آمیز موسیقی (سیاوش لطفی)، بازی های کنترل شده و منطبق با درونمایه متن و اهداف ساختاری اجرا، طراحی و نورپردازی نرم و تنیده در ذات اثر (رضاحیدری) و طراحی حرکت و رقص های فرامدرن ناهمگون با زمان و مکان مورد نظر متن (محسن گودرزی)، طراحی لباس های متناقض (ادنا زینلیان) و بازی های به درستی هدایت شده... همان مجموعه سازوکارهای فرامتنی هستند که به فرارویی یک متن کلام محور، به یک اجرای چشمگیر در سقراط کمک شایانی کرده اند.

* عضو کانون ملی منتقدان تئاتر ج. ا. ا

منبع: روزنامه اعتماد، شماره 2943 به تاریخ 3/2/93، صفحه 8 (ادب و هنر)

جواد حیدری ، محمدرضا دانش و MohMd این را خواندند
نسیم افشار ، sara fardi ، سین الف و محسن قربانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همه چیز یک سورپرایز بود...
راضیه حسنلو این را خواند
nahidr ، محسن قربانی و niloofar.Lotus این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


تئودوته: خیلی خوبه که شهرتون یه زن مثل من داره، نه؟

سقراط: چطور؟

تئودوته: که مرز اخلاق و غیر اخلاق و میشه باهاش سنجید.

سقراط: مهم اینه که تو همون چیزی و نشون می دی که هستی نه مثل مردم آتن که اون چیزی نیستند که می خوان نشون بدن!

تئودوته: این رو گفتی که خرم کنی؟



این کار شغلش بوده نه مرامش
۰۳ ارديبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید




سقراط

: خرمگس بودن برای من یک رسالته درست مثل شاعر بودن برای تو



سافو: کی گفته شاعر بودن یک رسالته؟

سقراط: مگه نیست؟

سافو: مگه هست؟

سقراط: ... دیدن ادامه » اگر نیست پس چرا شعر میگی؟

سافو: چون دوست دارم...

سقراط: چی رو دوست داری... شعر گفتن رو...؟ خودت رو...؟ یا کسانی رو که براشون شعر میگی تا بشنون و لذت ببرن؟

سافو: نمی دونم

سقراط: وقتی سافو نمی دونه پس کی می دونه؟

سافو: کی گفته من باید همه چیزو بدونم من که خدا نیستم!

سقراط: عجب

سافو: از چی؟

سقراط: خدا نیستی اما شاعری

سافو: یعنی خدا شاعر؟

سقراط: به نظر تو نیست؟

سافو: به نظر تو هست؟

سقراط: اگه نیست پس چرا این دنیا انقدر زیباست؟ و از اون زیباتر انسانه... کی تا حالا تونسته شعری به زیبایی انسان بگه؟

عاشق سافو ام. خانم افشاری نژاد عالی بود برای این نقش خصوصا صداشون واقعا روح نواز بود.
۰۳ ارديبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همه چی بی نظیر غیر از تماشاگرانی که با اینکهمسئولان سالن خواهش کردند دوستان ما امروز فیلم برداری داریم لطفا رعایت کنید و گوشیتونو سایلنت کنید باز هم ...!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
کاشکی باز فرصت بود که میرفتم ... حتی با این دسته از تماشاگرها ...
واقعا متاسفم. یه زمانی تو ورزشگاه ها به هوادارایی که فحش می دادند و توهین می کردند می گفتند تماشاگر نما، تا جایی که یه روز عادل فردوسی پور تو نود گفت: اینا دیگه تماشاگرن! تماشاگر نما یه تعداد اندک میشه ولی کل ورزشگاه وقتی همین رفتار رو داره دیگه نمیشه خودمون ... دیدن ادامه » رو گول بزنیم. الان هم انگار تئاترمون داره دچار همین داستان میشه. یه موقعایی به نظرم میاد انگار ما ها غیر عادی هستیم :) شاید هم ما فرهنگ تئاتر دیدن نداریم که با چیپس نمیریم تو سالن های تئاتر! که وسط تئاتر گوشیمون رو جواب نمیدیم! لابد مشکل از ماست!
۰۲ ارديبهشت
خانم عظیمی قبول دارم خیلی فراگیر نیست ولی متاسفانه این چیپس تازگی ها هم در تالار وحدت (با کمال شرمندگی) دیده شده و هم (به میزان بیشتری) در فرهنگسرای! نیاوران.
۰۲ ارديبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب برای بار سوم به تماشای سقراط نشستم,نمیخوام راجع به مسائل فنی کار صحبت کنم چون سوادش رو ندارم,فقط بعد از هر سه بار انقد انرژی داشتم که میخواستم از تالار وحدت تا خونرو بدوم,واقعا از تمام کسایی که در به اجرا درآمدن این نمایش نقش داشتن نهایت تشکرو میکنم که این سه شب رو برای من ساختن.
چند سوال هم از این دسته از دوستان داشتم:
1.اون گروهی از دوستان که از اول تا آخر نمایش در حال عکس برداری بودن و فلش دوربیناشون قطع نمیشد.
2.اون دوستانی که از اول تا آخر نمایش در حال اس ام اس بازی بودن و چند بار هم با گوشی حرف زدن و وقتایی هم که این کارو نمیکردن نور گوشیشون مدام روشن بود.
3.اون دوستانی که مدام راجع به دیالوگ ها با صدای بلند اظهار نظر میکردن,مخصوصا اون خانومی که وقتی اون آقا تو صحنه ی دادگاه داشتند تعداد رای هارو میخوندن فریاد زدن اشتباه شمردین و تمرکز اون ... دیدن ادامه » بازیگر بنده خدا رو به هم زدن.
حالا سوال هام:
هدفتون از اومدن به تئاتر چیه؟
اونجا سالن تئاتر بود یا مسابقه عکاسی؟
اونجا سالن تئاتر بود یا تخت خواب خونه که توش همش از گوشبمون انواع و اقسام استفاده هارو میکنیم؟
آیا برای وقت و هزینه ای که میزارید ارزشی قائلید؟
آیا به این فکر میکنید که آدم هایی که دورو برتون نشستن حق اینو دارن که تو یه فضای بی سرو صدا و با تمرکز کارو ببینن؟
شرمنده که پر حرفی کردم ولی همیشه انتظار دارم تو این فضا ها با فرهنگ ترین آدما رو ببینم که متاسفانه همیشه عکسش بهم ثابت میشه.
شایدم من اشتباه میکنمو زیادی سخت گیرم.
بازم ممنون که پر چونگی منو تحمل کردین
تاتر فرهنگ خودش رو می طلبه اما بازم خوبه که همه میان و تاتر می بینن حتی اونهایی که فرهنگش رو ندارن :)
۰۲ ارديبهشت
دوست عزیز حضور اینجور افراد نه سودی به حال خودشون داره چون کلن نیومدن که تئاتر ببینن چون اصولا حواسشون به نمایش نیست نه سودی به حال اطرافیان و فقط صندلی هایی رو اشغال میکنند که میتونه جای یه انسان هنردوست باشه.
۰۲ ارديبهشت
اینقدر زود امیدتون رو از این آدم ها از دست ندید به مرور اونها هم فرهنگشو پیدا می کنن همه از شکم مادرشون تاتری به دنیا نمیان، یه روز یاد میگیرن امیدواریم بهشون :)
۰۴ ارديبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امشب برای بار سوم به تماشای سقراط نشستم,نمیخوام راجع به مسائل فنی کار صحبت کنم چون سوادش رو ندارم,فقط بعد از هر سه بار انقد انرژی داشتم که میخواستم از تالار وحدت تا خونرو بدوم,واقعا از تمام کسایی که در به اجرا درآمدن این نمایش نقش داشتن نهایت تشکرو میکنم که این سه شب رو برای من ساختن.
چند سوال هم از این دسته از دوستان داشتم:
1.اون گروهی از دوستان که از اول تا آخر نمایش در حال عکس برداری بودن و فلش دوربیناشون قطع نمیشد.
2.اون دوستانی که از اول تا آخر نمایش در حال اس ام اس بازی بودن و چند بار هم با گوشی حرف زدن و وقتایی هم که این کارو نمیکردن نور گوشیشون مدام روشن بود.
3.اون دوستانی که مدام راجع به دیالوگ ها با صدای بلند اظهار نظر میکردن,مخصوصا اون خانومی که وقتی اون آقا تو صحنه ی دادگاه داشتند تعداد رای هارو میخوندن فریاد زدن اشتباه شمردین و تمرکز اون ... دیدن ادامه » بازیگر بنده خدا رو به هم زدن.
حالا سوال هام:
هدفتون از اومدن به تئاتر چیه؟
اونجا سالن تئاتر بود یا مسابقه عکاسی؟
اونجا سالن تئاتر بود یا تخت خواب خونه که توش همش از گوشبمون انواع و اقسام استفاده هارو میکنیم؟
آیا برای وقت و هزینه ای که میزارید ارزشی قائلید؟
آیا به این فکر میکنید که آدم هایی که دورو برتون نشستن حق اینو دارن که تو یه فضای بی سرو صدا و با تمرکز کارو ببینن؟
شرمنده که پر حرفی کردم ولی همیشه انتظار دارم تو این فضا ها با فرهنگ ترین آدما رو ببینم که متاسفانه همیشه عکسش بهم ثابت میشه.
شایدم من اشتباه میکنمو زیادی سخت گیرم.
بازم ممنون که پر چونگی منو تحمل کردین
raha azimi و manimoon این را خواندند
آیدا خمان ، شاهین نصیری و niloofar.Lotus این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سقراط: من نمیدونم مرگ چیه؟ شاید چیز بدی باشه... شایدم چیز خوبی باشه... پس چرا باید اونو در ازای یه چیز بد (تبعید)بدم؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سقراط:روسپی گری شغلشه نه مرامش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
انگار رسالت یه سری از آدما تئاتر دیدنه، ولو به قیمت جواب دادن تلفن و صحبت کردن با صدای بلند وسط اجرای نمایش!
امیدوارم رسالت این دسته از آدما، فهمیدن نباشه!!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان عزیز به دلایلی دیدن این نمایش زیبا رو از دست دادم. ممکنه این نمایش در سالنی دیگه اجرا بشه؟کسی از دوستان اطلاعی داره؟
سارا توسلی این را دوست دارد
دوست عزیز متاسفانه دیگه تمدید نمیشه...:(
۰۱ ارديبهشت
حیف شد. کاش تمدید میشد. می تونم حدس بزنم چه نمایشی رو از دست دادم!!!
۰۲ ارديبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خدا منم...خدا تویی...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام
من برای یکشنبه93/1/31 یا دوشنبه 93/2/1 2 تا بلیط می خواستم، اگر کسی تمایل به فروش بلیطش داشت ممنون میشم اگر به fatemeh_larti@yahoo.com میل بزند.
۳۱ فروردين
larti این را پاسخ داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نام یگانه هنرمند

به مناسبت تماشای یک نمایش "مانا" , به گواه یک جام "شناخت" , به احترام "سقراط"

سقراط می فرماید:"اگر می خواهی هستی را بشناسی،خود را بشناس."

آن گاه که جام بر کام سقراط می نشیند،می داند که پوچ باز هم ناکام می ماند.
آن گاه که پوچ در انتظار تلخ کامی سقراط است،سقراط شیرین کام تر از همیشه به استقبال مرگ می رود زیرا معتقد است "شیرین ترین ِ مرگ ها برای کسانی ست که کار های بزرگ از آن ها سرزده."
و آن گاه که سقراط جان می سپارد حادثه ای رخ می دهد.حادثه ای به وسعت یک تغییر.
اما حقیقتا چرا چرخ تکامل جهان ما با خون می چرخد؟
آری،جهان ما هنوز هم ناامن است وقتی سقراط و امثال سقراط به جرم حقیقت کشته می شوند و این فجایع تکرار می شوند و تکرار می شوند و تکرار می شوند.
سقراط جان می سپارد برای دیگران و رستگار می شود آن گاه که رستگاری دیگران (تئودوته،زانتیپه و...) را می بیند.
سقراط ،تقابل حق و باطل است که اگر باطلی نباشد هرگز حق نمایان نمی شود و اگر مرگی نباشد هرگز زندگی جریان نمی یابد و اگر فنایی نباشد هرگز نیاز به ابدیت معنا پیدا نمی کند.
توجه به تعالی و تغذیه ی روح هم واره برای سقراط و پیروانش در اولویت قرار دارد همان طور که در دادگاه سقراط به صورت نمادین می بینیم مخالفان وی شیشه های نوشابه پرتاب می کنند و موافقان و هم راهان او تکه های کاغذ.شیشه های نوشابه نماد آنانی ست که تنها به فکر برطرف کردن نیاز های جسمانی و تامین آسایش زندگی شان هستند و تکه های کاغذ نماد کسانی که به فکر تغذیه و تعالی روح خود.
هرچند که هم گام با سقراط بودن سخت است اما نتیجه اش تکامل انسانی است همان طور که افلاطون (شاگرد سقراط) می فرماید : "زینت انسان سه چیز است ؛ علم ، محبت و آزادی ." که به راستی این سه مولفه علت درخشش و ماندگاری سقراط است.

سقراط ... دیدن ادامه » یک اتفاق بزرگ در تاریخ تئاتر ایران است که نظر همه را با ساختار متفاوت به خود جلب کرد.
سقراطِ حمیدرضا نعیمی ، همیشه زنده است و در بند مکان و زمان خاصی نیست بلکه در طول اعصار ، از گذشته تا حال و حتی آینده جاری ست.
نمایش نامه ی سقراط ، روان ، روشن ، جامع و قابل تفکر است و هنر ِ هنرمندان سقراط ، بر جان و روح مخاطب می نشیند پس بدیهی ست نمایشی با این قابلیت ها ، قطعا فراگیر می شود و مخاطبینش تنها قشر خاصی از جامعه نیستند بل که مورد استقبال بسیاری از مخاطبین قرار می گیرد و در یاد ها جاوید می ماند.
طراحی ِ صحنه آکنده از خلاقیت ، نورپردازی دقیق و تاثیرگذار ، موسیقی کاملا مناسب که گاهی شعف انگیز است و گاهی گویای یک اتفاق و گاهی روح مخاطب را از جانش جدا می کند و سقراط گون به اوج می برد،لباس هایی مناسب،بازی هایی ماهرانه و منطبق بر شخصیت ها و به راستی چه کسی هم چون " استـاد فـرهـاد آئـیـش" می تواند "سقراط" شود؟... همان طور که حمیدرضا نعیمی می گوید:"به این دلیل آئیش را انتخاب کردم که خودش سقراط است."
و همه ی این زیبایی ها به سرپرستی "حمیدرضا نعیمی" .

نهایتا ، سپاس از هنر ِ هنرمندان سقراط که قابل ستایش هست و خواهد بود./
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"-زانتیپه: سقراط تو می دونی زندگی چیه؟
-سقراط: زندگی چیزیه که با مرگ معنی پیدا می کنه
-زانتیپه:می دونی مرگ چیه؟
-سقراط: مرگ چیزیه که هیچ وقت نفهمیدم چیه"

.....

"تئودته : جالبه که شما به زخم شهرتون می خندید ."


***

فقط چه حیف که این کار رو این اندازه دیر دیدم...بی هیچ فرصتی برای دوباره دیدنش.
منم همین تاسف رو می خورم!!
بعد از تاتر"ملاقات بانوی سالخورده" این تنها تاتری بود که واقعا" لذت بردم.
هنوز صحنه های زیبای "ملاقات بانوی سالخورده" جلوی چشممه!!
تاتر به این میگن، هنر به این میگن!!
۳۰ فروردين
از این جمله ی تئودته خیلی خوشم امد مخصوصا خندیدن سقراط بعداز شنیدنش
"تئودته : جالبه که شما به زخم شهرتون می خندید ."
۳۰ فروردين
پریسا: من یکبار دیدن این نمایش رو در اجراهای جشنواره به خاطر ده دقیقه تاخیر از دست داده بودم. با کامنت های اینجا معلوم بود که این تاتر رو نمیشه ندید. خوشحالم که دوباره تلاش کردم ;)

وحید hOO: (:
۳۱ فروردين
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با تاسف فراوان باید منتظر باشم شاید فیلم تاتر این کار رو ببینم و همش حرص بخورم که آخه اینم وقت مریض شدن بود!!!

یکی منو دلداری بده!!
نسترن لطفی این را خواند
سارا توسلی و niloofar.Lotus این را دوست دارند
یک دلداریه بزرگ تقدیم شما
شاید به روال این روزها در سالنی دیگر اجرا شود....
۳۰ فروردين
البته به زور بانویمان را مجاب کردیم که تنهایی هم که شده برود...باشد که نصیب ما هم بشود.
۳۰ فروردين
سیامک عزیز ممنونم
چشم روژین جان
۳۰ فروردين
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید