«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گقت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی محصولات و برنامه‌های جالب هر زمینه به هم‌دیگر و پیش نهادن دیدگاه و آثار خود برای دیگران. برای نوشتن و فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
زنانه ترین ابراهیم

و سرگردانیش

از چشمانم میجوشد چشمه ای





از: خود
نکن آقا!! نکن اینکارو با ما!!
۱۷ تير ۱۳۹۲
مازیار جان قربون صفا و برادریت

ممنون برادر
۱۷ تير ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هرگز پا به درون نقاشی های مدرن نگذار

بی انصافیست که با یک مکعب کوچک چهره ی تورا نشان دهند

این جهان را

با شعرهای کوتاهش ،

موسیقی گوشخراشش

و اندام برهنه ی مردمانش عفو کن




عباس ... دیدن ادامه » حکیم قدس



۱۶ تير ۱۳۹۲
mr متوجه نشدم.ممنون از لطفت

مهسا عزیزی به خدا

محمد جان سپاس

فرناز خانم همینطوره .خیلی ممنون از مهرت

رعنا جان خیلی خوب خوندی این شعرو

و ... دیدن ادامه » چقدر ممنونم از این لطفت
۱۷ تير ۱۳۹۲
خواهش میکنم عباس آقا :)
نظر لطف شماس.
شعراتون تصویریه..
و منم که خوراکم تصویرسازی کردن :| :)
ممنونم.
۱۸ تير ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به زیارت ابر رفتم ، دست و پایم شکست

و حس میکنم خدا به زیباییِ

ماهیچه های اسبِ ابلق است




عباس حکیم

از: خود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به عاشقانه های یک دبیر جغرافیا فکر میکنم

به زن بومی مرز نشین

که زبانم را نمی فهمد

به تار مویی که افتاده در قندان ،

درختی زیتونم که در پاییز تمام بارش را داده و تا پاییز دیگر تنهاست

سکوت و شب

جنگجو ترین یوزپلنگ هفت پادشاه را خواب می بیند

و من گریستم

میان ... دیدن ادامه » ترازو و هندوانه با سه تاری خیس



عباس حکیم قدس



۱۵ تير ۱۳۹۲
نکن اینکارو با من. دیگه روم نمیشه شعرامو بزارم. چرا اینقدر خوبی؟؟
۱۵ تير ۱۳۹۲
خیلی زیباست ،شعر هات یکی از یکی زیبا تره ، مرسی
۲۳ تير ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک نفر از دشت بدون آهو
میگفت تو غم روی دلم گذاشتی
من نمیخوام دشتارو خشک و خالی
عاشق اون آهو بودم که کُشتی

دلتنگم دلتنگم دلتنگ از این بیداد

دلتنگم دلتنگم دلتنگ از این صیاد


)))))):


برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

رضا :این خونه پنجره هاش خیلی کج و ماوجه به دلم نمیشینه رنگشم ناقص زدن

طاهره :راستش پنجره همون قاب عکسِ بارونه

رضا:چی پنجره ،قاب ،بارون ، چه غلطا گفته بودم کتاب بدرد زن جماعت نمیخوره ،شاعرم شدی باسه من

طاهره انگار شب از پیراهنش می چکید ، بی آنکه چیزی بگه پاشد رفت رضا هم تلویزیون رو روشن کرد

برفک بود و برفک ،رضا تو دلش چند فحش به تلویزیون داد و خاموشش کرد.

به اتاق خالی از طاهره نگاه کرد

به قاب عکسش به روی دیوار به اون روباه سیاه که مثل پیچک دورش رو گرفته بود.دستش رو دراز کرد و کلید برق رو زد و همونجا تو تاریکی نشسته خوابید .

ماه ... دیدن ادامه » روشن پشت دیوار خونه ی رضا تا صبح راه میرفت.



تکه ای از داستان ( کلید خانه را جا گذاشتم)

نوشته :عباس حکیم قدس


از: خود

پنجره همون قاب عکسِ بارونه . . .
زیبا بود


۱۶ تير ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایوب : میخوام یه لباسی تنم کنم که قواره ی خودم باشه



نمایش نامه ی صیادان

زنده یاد اکبر رادی
بیتا نجاتی و shalan این را خواندند
علی اژدری ، آذر کیخایی ، حمید خورشیدی ، بهرنگ و نینو این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زنی به روی دست ها تشییع میشود
،گنجشکی از روی آنتن می پرد
بچه ای از روی بی حوصلگی تلویزیون را خاموش میکند
مردی در بقالی با موج رادیو ور میرود
عده ای دیر میرسند و سانس سینما شروع شده و برمیگردند
من کدامم
من که در حاشیه ی خیابانی راه میروم
و آفتاب ذوبم میکند



ع.حکیم


۱۴ تير ۱۳۹۲
تو یک شاعر بینظیری که از کوچکترین

اتفاق در پیرامونت هم ساده نمیگذری ...
۱۴ تير ۱۳۹۲
خیلی زیباست ، ممنون به خاطر این همه تصاویر زیبایی که به ما هدیه میدی :)
۳۱ تير ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کرم ابریشم تمام خاطرات روزانه اش خط خطیست

از تاریکی مفرط

ماهی هم می توانست آواز بخواند

اما فریاد زیر آب

بگذریم.


ع.ح

۱۳ تير ۱۳۹۲
آخه چرااینقدر تصویری می نویسی؟ خیلیییییی خوبههه!!!! تو کلا هایکویی
۱۴ تير ۱۳۹۲
تصویر سازیش فوق العادست :)
۱۴ تير ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
وقتی در جا پای تو آب باران جم میشود

یعنی پرنده ها

سراب ندیده اند


ع.ح

از: خود
آخی، چه لطیف و زیبا. ممنون
۱۳ تير ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ساکت بود مثل یک کاسه آب




ع.ح
۱۲ تير ۱۳۹۲
نصویر رو دوست داشتم اما خیلی ناقصه
۱۲ تير ۱۳۹۲
یه هایکو ی بسیار خوبه !
۱۳ تير ۱۳۹۲
مازیار جان کاملش میکنم

فایزه جان ممنون
۱۳ تير ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


کبوترها انگار سالها قبل از آنکه باشیم

آغوشمان را امتحان کرده اند

که می گریزند

و کوچه ها طبع مارا

که خاکیند


ع.ح




از: ... دیدن ادامه » خود
یکی دو روز پنجره بپوشید




ع.ح
۱۱ تير ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


باران هیچ سودی برایم نداشت

جز پر رنگ کردن پیراهنش


ع.ح



از: خود

زندگی لمس یک پَر است

دیدن گوشواره ای

از ورای روسری حریر

و یک خواب کوتاه بر تن زِبر گِلیم


عباس حکیم

از: خود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیروز درختی قطع شد ، همسایه ها می گفتند سایه اش پا توی کفش آفتاب کرده بود





ع.حکیم
۱۰ تير ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار زیبا

استوار باشید
استوار
سید ضیا الدین صفویان این را خواند
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سنگی را بلند کردم

دیدم که ریشه در خاک دارد

گریستم و رفتم



عباس حکیم
۰۹ تير ۱۳۹۲
با ساقی موافقم.... کامل بود شعرتون ... عالی بود
۱۰ تير ۱۳۹۲
ساقی جان شاید

مازیار عزیز ممنون
۱۰ تير ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ماه موسیقی شب است
شترها موسیقی کویرند
سنگی کوچک که در اعماق آب آرمیده موسیقی رود است
ابر موسیقی آسمان است
ریشه موسیقی زمین است
و
جَنین موسیقی یک زن است



عباس حکیم قدس




از: خود
و
جَنین موسیقی یک زن است....

عالی، عالی، عالی،
چه تصویر زیبایی از زن ..... سپاس، سپاس، سپاس
۰۹ تير ۱۳۹۲
بسیار عالی و ماهرانه. ممنون
۱۰ تير ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سالهاست که گمشده ام و هنوز برای پیدا کردنم عکسی از کودکیم را آگهی میکند

باور کن بزرگ شده ام


ع.ح
۰۸ تير ۱۳۹۲
زهرا خانم ممنون

خانم خسروانی لطف دارید
۰۹ تير ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید