«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای همه هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گقتگو درباره زمینه‌های مورد علاقه مشترک، خبررسانی رویدادها، محصولات و برنامه‌های جالب هر زمینه به همدیگر و پیش نهادن دیدگاه و آثار خود برای دیگران.
برای نوشتن روی تیوال و فعالیت در آن باید در آغاز به سیستم وارد شوید
درخشش خورشید برای من

روشنی چشمان توست

که از پس سیاهی ها

روزگارم را روشن می کند
۲ ساعت پیش
برومند ، نوید اشرفی ، المیرا فرشچیان و محسن قربانی این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در تنهائی های غریبانه ام

تنها تو را به اندیشه نشسته ام
۲ ساعت پیش
برومند ، نوید اشرفی ، المیرا فرشچیان و محسن قربانی این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آی عشق

تو را می سرایم

که شیواترین شعری

در این زمانه بی آهنگ
۲ ساعت پیش
رسول حسینی ، برومند ، نوید اشرفی و محسن قربانی این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آنگاه که تو را در خیال خود جستجو می کنم

بیشتر نبودنت را احساس می کنم

۲۶ اسفند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من هم گاهی در چشم ستارگان نگاه کرده ام دزدانه

نه به همه آنها

تنها به آنهایی که شبیه ترند به چشمان تو
دوستان عزیز همتیوالی سلام.

یک عدد بلیط برای نمایش شکلک مورخه دوم اسفند ماه ساعت 16:30 موجود می باشد از دوستان هر کسی که مایل بود می تونه با این شماره تماس بگیره09127767302

با تشکر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان عزیز همتیوالی سلام.

یک عدد بلیط برای نمایش شکلک مورخه دوم اسفند ماه ساعت 16:30 موجود می باشد از دوستان هر کسی که مایل بود می تونه با این شماره تماس بگیره09127767302

با تشکر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه همیاری عزیز با سلام و عرض خسته نباشید

غرض از مزاحمت یک خواهش است که می خواستم حضرات در گروه همیاری به این بنده سراپا تقصیر کمک کنند.
دوستان حتما به خاطر دارند که در آتش سوزی سینما جمهوری کافه آنتراکت خاکستر شد و از بین ما رفت و همه خاطرات خوبش رو از ما گرفت.این بنده حقیر عاجزانه از شما عزیزان و همه دوستانی که این مطلب رو مطالعه می کنند خواستارم که اگر از محل جدید کافه آنتراکت خبری دارید و یا هرگونه اطلاعی که از وضعیت فعالیت این کافه حتی با اسم دیگری دارید لطفا به این بنده اطلاع دهید.با تشکر

دست تک تک دوستانی که در راه حل این معضل به این بنده کمک می کنند صمیمانه و به گرمی می فشارم.توفیق رفیق راهتان باد

f_d_h1357@yahoo.com
کیمیا توکل نیا و یاسمن این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به همگی دوستان.

من هم به مانند اکثریت دوستان از این اوضاع و احوال قیمت بلیط تئاتر گله مند هستم.واقعا این مبالغی که برای این کار به خصوص اعلام شده خیلی بالاتر از توان مالی اغلب ما هست.درسته که اسم استادی مانند بهرام بیضائی و محمد رحمانیان همراه کار هست ولی باید به قشر دوستداران تئاتر که تنها آرمانشون صحنه تئاتر هست هم احترام گذاشت و دیدن تئاتر رو برای آنها راحت کرد نه اینکه با وضع قیمتهای سرسام آور این عزیزان رو از دیدن این حداقل ها هم محروم کرد.
اصلا هر چه درخت پر بارتر سر به زیر تر ... یعنی مردمی تر ،
بزرگترین آرزوی یک خالق دیده شدن خلقتش است و در معرض قرار دادن است و هر چقدر خلقت بهتر و خوبتر و زیباتر ، اشتیاق خالق به دیده شدن بیشتر ...
۰۵ دى
اگر کسی به کیفیت کارهای رحمانیان اعقاد نداشت این همه اعتراض درست نمی شد.ولی رحمانیان هم باید به فکر مخاطباش باشه.مثل بهزاد فراهانی که تخفیف دانشجویی قائل شده.از آدمای بزرگ انتظارهای بزرگ هم می ره.
۰۶ دى
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام.

بعداز ترانه های قدیمی استاد رحمانیان دیگه فرصتی دست نداد تا به تماشای تئاتر بنشینم که هم به خاطر هزینه بالای تئاتر رفتن بوده هم به دلیل مشغله کاری.به هر صورت بعد از اون کار خوب دیدن یک کار خوب دیگه بسیار دلنشین بود.

سنگ در جیبهایش یک کار قوی با انسجام خوب و یک نمایشنامه تاثیر گذار با یک پرداخت خوبه.
کارگردانی پارسا پیروزفر خیلی خوب بود که به نظر من دلیلش بودن کاراکترهای زیاد نمایشنامه بود که با تبحر خاصی فقط با دو بازیگر بر صحنه نمایش زنده شدند.

پارسا پیروزفر نشان داد که در کارگردانی تئاتر به پختگی لازم دست پیدا کرده.بازی رضا بهبودی هم که به واقع تماشایی و دوست داشتنی بود.

دست مریزاد برای پارسا پیروزفر و رضا بهبودی

شاد باشید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خدمت گروه همیاری عزیز سلام و خسته نباشید.
می خواستم بدونم تاریخ آخرین اجرای نمایش قرار چه روزی هستش؟
با تشکر
مرضیه این را دوست دارد
درود بر شما

تا تاریخ 15 آبان در سایت www.theaterticket.ir به فروش می رسد.

با سپاس از شما
۰۹ آبان
ببخشید یعنی 15 ابان اجرای نمایش به پایان می رسه؟
یا فقط فروش بلیط؟

ممنووون.
۰۹ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به همه هم تیوالی های عزیز سلام.این مطلبی که پیش دیدگان پر مهر حضرات قرار گرفته به خاطر وجود نازنین علی آقای اژدری هست که در وصف ترانه های دلنشین استاد رحمانیان با قلم شیوای خودشان مستفیذ مون کردن و بنده جسارتا نظری داشته ام که هم برای ایشون گذاشته ام هم خالی از لطف ندیدم که شما عزیزان هم بخوانید.باشد که این کمترین به نظر صاحب نظر شما عزیزان مقبول افتد.
توفیق رفیق راهتان باد.حسن حسینی
همه اونایی که تو این مدت اومدن و کار استادانه استاد و دیدن هنوزم حال خوبی ندارن.من هر روز تا بهار دلنشین و زمزمه می کنم که اصلا هم دست خودم نیست.اپیزودا جلوی چشمام به رقص در میان.نمیشه فراموشش کنی.تا یک چیز دیگه می خواد توی ذهنت بیاد خود ترانه ها میادو میگه منو داره یادت میره ها و دوباره میای سر پله اول که مصیب و علی آقا
سلطان.وارطان.شقایق و پسر گیتاریست ترمینال شرق.ناصر ... دیدن ادامه » منصوری.فخری.آقا بدیع.گلی جوراب مردونه چه با روزگارت کردن.که چه جوری اومدن و نوستالژی روزگار الانمون شدن.ما(همه اونایی که ترانه های قدیمی و با گوش جانمون نیوش کردیم)در آینده هر وقت به خوایم یکی از روزهای بیاد ماندنی در زندگیمون رو مثال بزنیم حتمایکی از اون روزها روز گوش جان سپردن به ترانه های قدیمی استادانه استاد رحمانیان خواهد بود.
چقدر حال همه ما خوب نیست
فکر هم نمی کنم که به این زودیها خوب بشه.
هر چند که من خودم بیشتر دوست دارم که حالم برای این تابلوی بی نظیر هیچ وقت خوب نباشه
دیالوگهای ماندگار

هیچ وقت به کسی اجازه نده بهت بگه که نمی تونی کاری و انجام بدی.حتی خود من.باشه؟

(درجستجوی خوشبختی2006)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیالوگهای ماندگار
من میتونم همه چی رو به خاطر بیارم.این نفرین منه جوان.این بزرگترین نفرینی هستش که به بشریت تحمیل شده.خاطره

همشهری کین(اورسن ولز)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به همه هم تیوالی های نازنین.
ترانه های رحمانیان تموم شد.عجب عادتی کردم به اینکه کامنت های دوستان عزیز و بخونم در مورد این کار الان که اومدم و دارم تو تیوال تاتر می گردم فقط یکی دو تا از ترانه ها مطلب بود.دلم گرفت.خیلی دل تنگشم.
یادشون همیشه سبز باشه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی خوبه که همه دوستان عزیزی که ترانه های قدیمی و دیدن دارن با اون خاطره بازی می کنن و یک غمی تو هوای همگی ما هست.
من به شخصه انگار یک بخشی از وجودم و توی اون سالن در متن نمایشنامه ترانه های قدیمی با نوای پیانو احتشامی و صدای خاطره انگیز زند وکیلی و نفس بازیگرا و تماشاچیا جا گذاشتم.
نمیدونم این خلا بعد از این چه جوری پرش کنم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای گروه همیاری عزیز
با سلام و خسته نباشید.حکایت امثال من با استاد محمد رحمانیان حکایت دست ما کوتاه و خرما بر نخیل
می خواستم شما دوستان عزیز اگر چشمتون به جمال استاد روشن شد یک سوال از ایشون بپرسید.
به چه صورتی میشه به متن نمایشنامه ترانه های قدیمی دست پیدا کرد؟
با تشکر
توفیق رفیق راهتان باد.
نیلوفر ثانی و صادق قویم این را دوست دارند
درود بر شما
پرسش شما پیگیری شد. از آنجا که قرار هست این نمایش به صورت DVD تصویری وارد شبکه خانگی شود، امکان انشار متن نمایشنامه خوانی وجود ندارد.
۳۰ شهريور
@ سیاوش:

جمعه که به تماشا نشسته بودیم، مسئول برگزاری خبر از عرضه فیلم نمایش به زودی کرد
۳۱ شهريور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اپیزود شهرک سینمائی غزالی
بانو مهتاب نصیر پور

یک شعری بود که مادرم می خوند

شکسته بال تر از من میان مرغان نیست
دلم خوشست که نامم کبوتر حرم است

حالا حکایت منه و تو خوش غیرت.لوطی توام که ما رو گذاشتی و رفتی نالوطی.خیال می کردم که تومنی نو زار با بقیه فرق داری.تا شلوارت دو تا شد و چشمت افتاد به تومن تو و منی از یادت رفت عشقی.چی شد پس.همیشه می گفتی که تو رو نمی خوام برای زندگیم همه زندگیم و می خوام برا تو.شبی نسیت که سرم به بالش برسه بی زمزمه حرفات بی تکرار خاطراتت.

پ ن:دوستان با عرض معذرت که عیننا متن و یادم نمونده
چی شد که تو و زندگیمو با هم از من گرفتی؟
نیومدم سراغت گله کنم،نیومدم ذکر مصیبت بگم تا دلت برام بسوزه،دلم واست تنگ شده بود، دلم همه ساسوناشم که بشکافن بازم برات تنگ میشه. به چشات قسم شبی نبوده سرم به بالش برسه بی زمزمه صدات. به خاطره حرفات.
۳۰ شهريور
مهتاب خانم هستی ممنون بابت همراهی صمیمیانه شما و از این به یاد آوری بسیار به جاتون.
پایدار و مستدام باشید بانو
۳۰ شهريور
جناب حسن حسینی عزیز، خواهش میکنم. اینقدر دیالوگها منحصر به فرد بود که همه رو به گوش جان سپردم. شاد باشید.
۳۱ شهريور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اپیزود شهرک سینمائی غزالی
بانو مهتاب نصیر پور

یک شعری بود که مادرم می خوند

شکسته بال تر از من میان مرغان نیست
دلم خوشست که نامم کبوتر حرم است

حالا حکایت منه و تو خوش غیرت.لوطی توام که ما رو گذاشتی و رفتی نالوطی.خیال می کردم که تومنی نو زار با بقیه فرق داری.تا شلوارت دو تا شد و چشمت افتاد به تومن تو و منی از یادت رفت عشقی.چی شد پس.همیشه می گفتی که تو رو نمی خوام برای زندگیم همه زندگیم و می خوام برا تو.شبی نسیت که سرم به بالش برسه بی زمزمه حرفات بی تکرار خاطراتت.

پ ن:دوستان با عرض معذرت که عیننا متن و یادم نمونده
مهتاب هستی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیالوگهای ماندگار
رضا(زنده یادخسرو شکیبائی)
من اعتراض دارم به رنگ سرخ که سوزاننده است
به آبی که سرده
به زرد که رنگ جدائیه
به هر رنگی که رنگ روح زندگی توش نیست چون به عقیده شخص خود من جناب رییس رنگ روح زندگی سبزه فقط سبز

سریال خانه سبز
خیلییییییی این سریالو دوست داشتم سرشار از زیبایی و لطافت ، همه چیزای قشنگ
۳۰ شهريور
با همون تُن صدای رگه ایه عمو خسرو: سبسه.. فقط ســـــبـس.
عالی بود.
عاشق اون خونه نقلیِ فرید جینگلبرد رو پشت بومشون بودم:)
۳۰ شهريور
هنوزم وقتی خیلی دلم میگیره بعضی از قسمتهاش رو میبینم
نمیدونم تاحالا چقدر با قسمتهای مهمان سبز و مرگ سبز گریه کردم!
۳۰ شهريور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به همگی.
پنجشنبه شب برای بار سوم کار استاد رحمانیان و دیدم.هنوزم نظرم اینه که این کار و باید بارها دید و با اون زندگی کرد.این نمایش اصولا تئاتر نیست خود زندگی.یک نوستالژی هست که ممکنه خیلی ها با اون داشته باشند.یک کار شسته رفته تر و تمیز.بار دوم بیشتر از بار اول غم حاکم بر فضای کار و میفهمی و بار سوم بیشتر از بار دوم و هر چی جلوتر بری بیشتر متوجه نیت رحمانیان میشی.رحمانیان نمی خواد تماشاگرش و بخندونه.
رحمانیان قصدش اینه که به یاد ما بندازه یک روشن دل با صفا(آقا مصیب)یک معلول دارای فراموشی که اتفاقا فراموش کار نیست و رسمه رفاقت و یادش مونده و میدونه از کجا اومده و اصل و نصبش چیه(علی آقا بچه گلاب دره شمرون)یک دختر تکیده شده زیر بار فشار سنگین زندگی که برای معیشت آبجی ها و قارداش های قد و نیم قدش هر روز از این سر شهر تا اون سر شهر و با مترو میره تا ... دیدن ادامه » دستش و جلوی کسی نگیره(سلطان)یک دختری که با امیدو آرزو به یکی بله میگه و بعد از اون به جای اینکه یک حامی و یاور داشته باشه یک آقا بالا سر داره که مرتب بهش امر و نهی میکنه(دختر مسافر)یک پسری که همه آمال و آرزوهاشو از دست داده تا جائی که حتی ما بودنش و احساس نمی کنیم برای اینکه نتونسته به عشقه زندگیش برسه(گیتاریست)یک سرباز وطن که از یک جائی از همین آب و خاک به اجبار اومده تو شهر ما ولی ما به چشم یک غریبه نگاهش می کنیم و یک وصله ناجور به چشم ما میاد تو شهرمون انگار که یک اجنبی دیدیم(ناصرمنصوری)یک گارسون که خیلی هامون خیلی پر ادعا به اون دستور می دیم انگار که نوکر دست به سینه ما باید باشه برای اینکه ما می خوایم که یک چیزی در یک کافه یا رستوران سفارش بدیم و به همه چیز فکر می کنیم به جز شخصیت اون گارسون که ممکنه اونم مشکلات و در گیریهای فکری و ذهنی خودش و داشته باشه و چقدر حالش خوب نباشه و یک غمی تو هوای زندگیش باشه(وارتان)یک بازیگری که اینقدر از زندگی سختی دیده که دیگه خواسته خوشی های زندگی رو تو نقش هاش به دست بیاره تا اونجا دیگه نخواد ساسون های دلش و بشکافه ولی بازم برای کسی تنگ باشه(بانو مهتاب نصیر پور)مستی که نخورده مسته به خاطر عشقش پای قول و قرار هست و می دونه سلام علیک داره.ولی اینقدر تو انزوا رفته که می خواد همیشه مست بمونه تا وقتی که وقتش برسه و حرف دلشو برای کسی بزنه حتی اگر اون کس یک تندیس باشه ولی مطمئنا از من و شما شنوا تر و امین تره که اونو انتخاب کرده(آقا بدیع).آدمائی هستن که دست همه رو می گیرن هیچی هم از کسی توقع ندارن.کمکه همه هستن و هیچکس کمکشون نیست.حق انصاف و رعایت می کنن دست افتاد ها رو می گیرن اما وقتی که به حقشون از زندگی نمرسن یقه هیچکس و نمیگیرن چیزی طلب نمیکنن فقط میرن و ما رو با وجدان خودمون تنها میزارن(گلی جوراب مردونه)
آدمهای ترانه های قدیمی آدمهای زندگی هستن رویا نیستن همه ما هم دیدیمشون در اطرافمون و اکثرا هم ساده از کنارشون گذشتیم.رحمانیان داره به یاد میده که نباید به همه چیز خندید یا به تمسخر گرفت شاید اون چیز همه چیزه یک نفر باشه.
به یاد همه ترانه دوستان قدیمی و به یاد استاد محمد رحمانیان
والسلام.
دقیقا همینه. من هم دو باز این نمایش که نه، تکه هایی از زندگی رو دیدم. همین ارتباط قشنگی که میشه باهاشون برقرار کرد و همین نوستالژِ که باعث میشه آدم لذت ببره.
۳۰ شهريور
دلنوشته ی بسیار زیبایی بود .ممنون
۳۰ شهريور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به همگی.
پنجشنبه شب برای بار سوم کار استاد رحمانیان و دیدم.هنوزم نظرم اینه که این کار و باید بارها دید و با اون زندگی کرد.این نمایش اصولا تئاتر نیست خود زندگی.یک نوستالژی هست که ممکنه خیلی ها با اون داشته باشند.یک کار شسته رفته تر و تمیز.بار دوم بیشتر از بار اول غم حاکم بر فضای کار و میفهمی و بار سوم بیشتر از بار دوم و هر چی جلوتر بری بیشتر متوجه نیت رحمانیان میشی.رحمانیان نمی خواد تماشاگرش و بخندونه.
رحمانیان قصدش اینه که به یاد ما بندازه یک روشن دل با صفا(آقا مصیب)یک معلول دارای فراموشی که اتفاقا فراموش کار نیست و رسمه رفاقت و یادش مونده و میدونه از کجا اومده و اصل و نصبش چیه(علی آقا بچه گلاب دره شمرون)یک دختر تکیده شده زیر بار فشار سنگین زندگی که برای معیشت آبجی ها و قارداش های قد و نیم قدش هر روز از این سر شهر تا اون سر شهر و با مترو میره تا ... دیدن ادامه » دستش و جلوی کسی نگیره(سلطان)یک دختری که با امیدو آرزو به یکی بله میگه و بعد از اون به جای اینکه یک حامی و یاور داشته باشه یک آقا بالا سر داره که مرتب بهش امر و نهی میکنه(دختر مسافر)یک پسری که همه آمال و آرزوهاشو از دست داده تا جائی که حتی ما بودنش و احساس نمی کنیم برای اینکه نتونسته به عشقه زندگیش برسه(گیتاریست)یک سرباز وطن که از یک جائی از همین آب و خاک به اجبار اومده تو شهر ما ولی ما به چشم یک غریبه نگاهش می کنیم و یک وصله ناجور به چشم ما میاد تو شهرمون انگار که یک اجنبی دیدیم(ناصرمنصوری)یک گارسون که خیلی هامون خیلی پر ادعا به اون دستور می دیم انگار که نوکر دست به سینه ما باید باشه برای اینکه ما می خوایم که یک چیزی در یک کافه یا رستوران سفارش بدیم و به همه چیز فکر می کنیم به جز شخصیت اون گارسون که ممکنه اونم مشکلات و در گیریهای فکری و ذهنی خودش و داشته باشه(وارتان)یک بازیگری که اینقدر از زندگی سختی دیده که دیگه خواسته خوشی های زندگی رو تو نقش هاش به دست بیاره تا اونجا دیگه نخواد ساسون های دلش و بشکافه ولی بازم برای کسی تنگ باشه(بانو مهتاب نصیر پور)مستی که نخورده مسته به خاطر عشقش پای قول و قرار هست و می دونه سلام علیک داره.ولی اینقدر تو انزوا رفته که می خواد همیشه مست بمونه تا وقتی که وقتش برسه و حرف دلشو برای کسی بزنه حتی اگر اون کس یک تندیس باشه ولی مطمئنا از من و شما شنوا تر و امین تره که اونو انتخاب کرده(آقا بدیع).آدمائی هستن که دست همه رو می گیرن هیچی هم از کسی توقع ندارن.کمکه همه هستن و هیچکس کمکشون نیست.حق انصاف و رعایت می کنن دست افتاد ها رو می گیرن اما وقتی که به حقشون از زندگی نمرسن یقه هیچکس و نمیگیرن چیزی طلب نمیکنن فقط میرن و ما رو با وجدان خودمون تنها میزارن(گلی جوراب مردونه)
آدمهای ترانه های قدیمی آدمهای زندگی هستن رویا نیستن همه ما هم دیدیمشون در اطرافمون و اکثرا هم ساده از کنارشون گذشتیم.رحمانیان داره به یاد میده که نباید به همه چیز خندید یا به تمسخر گرفت شاید اون چیز همه چیزه یک نفر باشه.
به یاد همه ترانه دوستان قدیمی و به یاد استاد محمد رحمانیان
والسلام.
رسول حسینی این را خواند
سیده مریم و مرضیه این را دوست دارند
جناب حسینی
برای بهره بردن افراد بیشتری از نظر شما بهتر است نوشته خود را زیر برگه نمایش نیز بنویسید.
برگه نمایش: http://www.tiwall.com/theater/taranehaye-ghadimi
۳۰ شهريور
عالی بود. لذت بردم. من که از پنج شنبه هنوز تو فضای ترانه های قدیمی هستم
۳۰ شهريور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیالوگهای ماندگار

توزندگیم زن از تو نجیب تر و یکه پرست تر ندیدم.من اگه قلبم چهار تیکه باشه سه تیکه اش پیش توئه

جرم(مسعودکیمیائی)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به همگی دوستان

از دوستان هر کسی که موفق به دیدن کار آقای رحمانیان نشده اگر ساعت 18 بره سالن می تونه برای ساعت 20 بلیط بدون صندلی گیر بیاره
نیلوفر ثانی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به همگی.
کا آقای رحمانیان تمدید شده.تیوال فروش و باز گرده دوستان هر کسی که کارو ندیده یک مقداری عجله کنه میتونه کار و ببینه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیالوگهای ماندگار

هیچ چیز غم انگیزی در مورد پنجاه سالگی وجود نداره تا وقتی که سعی کنی بیست و پنج ساله باشی

سانست بولوار(بیلی وایلدر)
این فیلم همانند اکثر فیلم های وایلدر نازین مملو از دیالوگهای به یادماندنیست. دو نمونه ی حاضر در ذهن:
نورما دزموند :"من هنوزم بزرگم. این فیلمان که کوچیک شدن"

جو گیلیس:"من نمی دونستم شما دارید برای برگشتن(به صحنه) برنامه ریزی می کنید!؟"
نورما دزموند:"من ... دیدن ادامه » از این کلمه(برگشت)متنفرم. این یه رجعته، رجعت به میلیونها انسانی که هرگز منو به خاطر ترک صحنه نبخشیدن"
۲۱ شهريور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه همیاری عزیز

اگر برای 22 شهریور برم میتونم یک بلیط برای روی زمین پیدا کنم گیشه خود سالن فروش بلیط بدون صندلی داره یا نه
شادی بهرامی این را خواند
جناب حسینی
چیزی مبنی به فروش در روز اجرا برای روی زمین اعلام نشده است.
اما با توجه به شنیده ها، احتمال تهیه بلیط در روز اجرا انگار وجود دارد.
با سپاس
۲۱ شهريور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به همگی.

از دوستان اگر کسی 1 بلیط برای ساعت 8 ترانه های قدیمی 22 شهریور داره ممنون میشم که اعلام کنه البته اگر اضافی هست یا نمیتونه استفاده کنه
شادی بهرامی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام به همگی.
از دوستان اگر کسی آدرس سایت ایونتو رو داره اعلام کنه ممنون میشم.

از گروه همیاری عزیز هم درخواست دارم که اعلام کنن که خرید از سایت دیگه برای ترانه های قدیمی اعتبار داره یا نه؟
من هنوزم منتظر اعلام تمدید نمایش هستم خواهشا زودتر اطلاع رسانی کنید
خانم شایگان ممنونم لطف کردید.فقط می خواستم بدونم اعتبار داره آخه من می خوام برای خواهرم بخرم نمیخوام بعدش به مشکل بر بخوره
۲۱ شهريور
آقا ساسان سلام.
شما چه ساعتی اونجا بودید برای اجرای ساعت 8
۲۱ شهريور
سلام جناب حسینی، من ساعت 5:20 رسیدم اما بلیط فروشی 6:30 شروع میشه.اصولاً من دوست ندارم که استرس گیر نیاوردن بلیطو داشته باشم و به همین دلیل و هم اینکه یه کاری همون طرفا داشتم زود رفتم.
۲۱ شهريور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه همیاری عزیز سلام.خسته نباشید

از تمدید اجرای ترانه های قدیمی خبری شد
کی میشه بلیط رو رزرو کرد
درود بر شما
تیوال به عنوان یک سایت رسمی و معتبر بر اساس ابلاغ و اطلاعات رسمی اقدام به انجام فروش می نماید تا بتواند اعتبار و پاسخگویی مناسبی نزد کاربران خود داشته باشد.

هنوز از سوی سالن محترم این نمایش انجام فروش اینترنتی این نمایش ابلاغ نشده است.

به ... دیدن ادامه » محض این اتفاق تیوال با کمال میل فروش سانس های تمدید شده را آغاز خواهد نمود.
۲۰ شهريور
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
صفحه 1 از 3