تیوال هنرهای تجسمی
T1:18:46:45
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گقت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی محصولات و برنامه‌های جالب هر زمینه به هم‌دیگر و پیش نهادن دیدگاه و آثار خود برای دیگران. برای نوشتن و فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
نمایشگاه استاد عزیز عیسی جباری ممقانی با عنوان زیر پوست پاپ

از زخم های مسیح تا طعم بستنی در کش و قوسم

همیشه یک جریان درونی بمن میگوید که بامن بازی میکنند، شاید باهمه، نمیدانم!قضاوتش سخت است.چشم هایم را میبندم.همه تصاویر در تیرگی پشت پلک هایم در روند و ایندی صاعقه وار تمرکزم را روی هر معنایی از من میگیرد.گاه نمیدانم این همه فاصله را چه کنم.فواصلی که هیچ گاه ساختارمند بیرون نمیتوان ریخت.گاه همین دنیای رنگارنگ که حاصل بمباران تبلیغاتی است و گاه نهادینه گی های اعتقادی که در شکل گیریشان رام بودم.

انگار من برای تصمیم گیری هایم همیشه یک قدِ کوتاه مفلوکم،انسان امروزم.
اما نمیخواهم تسخیرم کنند،صفحات تبلیغاتی که اغلب تصاویر خوردنی هاست را از هم میدرم تا به زمینه های حقیقی دست آویزم،اما انها هم دستمالی شده اند،چین و چروک تاریخی،صافی و شفافیت انها ... دیدن ادامه » را مکدر ساخته.
سیاه و تلخ نمیبینم،دنیا رنگی ست برایم اما رنگها... رنگها،آب خوش از گلویم دریغ میدارند.میریزم،میپاشم اما نه بی اعتنا.من حاصل فاصله هایم،گاه غریزه و گاه تعقل،با تمام بدنم،باهمه لاجرم هایم و تکنیکم،هر آنچه بینشم به درکش میرسد را نقاشانه اما نه غایی،حتما پر از خطا به تصویر میکشم،من مدیومی حساسم برای بروز این خطاهای فاصله انگیز.
واپسین روز های مهر نود و پنج
عیسی جباری
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اکران هفت فیلم کوتاه نیما عباس پور در سینمای هنر و تجربه پنجشنبه 15 مهر و پنجشنبه 29 مهر ساعت 16 خانه هنرمندان،
ساعت 17 پردیس هویزه مشهد،
ساغت 17 سوره اصفهان،
ساعت 18 پردیس پرشین کرج،
ساعت 18 هنر و تجربه شیراز
Zohre Tava این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جورج گئورگ ژرستر حدود ۴۰ سال پیش (به‌طور دقیق ۳۸ سال) با یک هواپیمای ساده در ایران یک سفر ماجراجویانه را شروع و از شگفتی‌های این سرزمین پهناور به‌صورت هوایی عکاسی کرد. او پیش از این، عکس‌هایش از ایران را در لندن به نمایش گذاشته و حالا برای اولین‌بار این عکس‌ها را به زادگاه اصلی‌شان یعنی ایران آورده است.

نمایشگاه عکس «ایران از چشم‌های هما» تا دهم مهرماه از ساعت ۱۰ تا ۲۰ و روزهای تعطیل ۱۴ تا ۲۰ در گالری شماره ۱ فرهنگسرای نیاوران میزبان علاقه‌مندان خواهد بود
بهزاد هندی و مهسا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عشق در جهان معاصر: اوی گم شده در هیاهو(بخش دوم)

درباره ی دو مجسمه ی «او» اثر معصومه ی سلیمیان و «خلوت» از هادی عرب

مجسمه ی «او» که کاری چوبی است،حجمی انتزاعی از حضوری غایب است،بی آن که به صورت تجسمی «بازنمایی»شکل تصویری کلمه ی « او» باشد.او با حالت ایستاده و تجریدی خود با منحنی ها و پیچش های درونی اش موقعیتی از ناروشنیِ وجودی گم شده را جسمیت می بخشد.«او»ی در ما که گرچه غایب به نظر می رسد،اما همیشه حاضر است.اوی کشیده شده به سوی بالا،که به بالا می رود، اما همه جا هست...و غیبت از او ،ترسی است که دائم صدا می زند.واژه ی او در زبان فارسی بر خلاف واژگان عربی (هو/هی)،انگلیسی(s/he)یا فرانسوی(il/elle)فاقد جنسیت است یا دست کم این گونه می نماید...و همین امر سبب می شود که امکان اندیشدن برای حضوری غائب ورای جنسیت ها شکل بگیرد،به اویی که به ورای دوئیت ها و تقابل ها می رود،به ... دیدن ادامه » فراسوی دوگانگی های کاذب..مجسمه ی «او» ترسیم گر این یکی بودن غیر قابل شمارش است،«او»ی ورای همه ی تقابل ها بی آن که در سنتزی هگلی یا ایده ی کلی قابل فروکاستن باشد...از سوی دیگر، مجسمه ی «خلوت» که تجرید انسانی پشت کرده بر هستی را تجسم می بخشد،سری رو به دیوار را نشان می دهد که از غیر «او» اعراض کرده است و یادآور این بیت غزلی است از عطار نیشابوری:«بی دوست چه گویم بودم روی به دیوار/تا مدعیان از پس دیوار ندانند».خلوت این سر که نماینده ی اندیشه است،خلوتی است که در جهان معاصر از طریق بودن در جمع حاصل می شود و نه آن چیزی که از طریق انزوا یا طرق دیگر حاصل شود.«مجسمه خلوت»گویی مقام «جمع الجمع»(نهایت سیر فرد در فنا و بازگشت به بقا) سالک است در رفتن در خلوت و بازگشتن به جمع در سفر چهارم از اسفار اربعه که اکنون« او» را نه تنها در خلوت ،بلکه در همه جا باز می یابد،«اوی در همه» که همواره نزدیک می شود.در حقیقت «بینامجسمه ایتی»(intersculpturality) میان مجسمه های «او» و «خلوت» وجود دارد.از طریق «خلوت» است که درک «او» ممکن می شود...خلوتی که اجازه می دهد صدای او شنیده شود،اما اویی جدا شده از همه ی پیش انگاشت های مدرن و سنتی،اوی همواره نو،که کشف اش را از میان انبوه صداهای کر کننده به رخ می کشد...مجسمه ی «او» به این صدای تنها انضمامیت می دهد،گویی منجمد کردن این صداست در ثانیه...
ابرشیر این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عشق در جهان معاصر:به سوی معماری فضا

تاملی دیگر بر دو اثر «رقص پرواز» و «پیوند»:

«رقص پرواز» مجسمه ی عجیبی است که پس از مدتی که در تئاتر ،نقاشی، سینما و دیگر هنرها... آن فضای دلخواه را نیافته بودم،ناگهان مثل هوایی تازه بود...سادگی و هم زمان عمق اثر بلافاصله مخاطب را جذب می کند...و در عین حال مجسمه ی «پیوند» که از لطاظ تجسمی کار خوبی است، ایده ای قدیمی از عشق و اتصال را بازمی نماید... «رقص پرواز»به لحاظ فراروی از محدوده های کلیشه ای عشق،اثری بی نظیر است،که با برگذشتن از افق فیگوراتیو به ادراکی جدیدی از عشق رهنمون می شود...در این اثر بدن ها بدل به خط می شوند،این به این معناست که دیگر تمایز زن و مرد بودن و جسمانیت شان چندان مهم و معلوم نیست،نمی دانیم کدام یک عاشق و کدام معشوق است.آن ها بدن هایی «فراجنسیتی»اند که چنان در هم و بی هم پرواز می کنند که ترسیم ... دیدن ادامه » مرز مشخصی میان شان غیر ممکن است...از منظری دلوزی-گتاریایی آن ها «بدنی بدون تصویر»(body without image) را شکل می دهندکه با سازمان زدایی یا فیگوراسیون زدایی(defiguration) دائمی از رابطه نقاط اتصال نوینی را میان عاشق و معشوق ترسیم می کند...در مجسمه ی «پیوند» جایگاه عاشق و معشوق به نحوی تثبیت شده است...آن ها امکان چرخش های زیاد و تغییر موضع در قبال هم را ندارند...و جنسیت بدن ها برای همیشه در قالب الگوهای قراردادی حفظ شده است...در رقص پرواز از عاشق و معشوق تنها خطی به جا مانده است، خطی به سوی اوج که معنا را تثبیت نمی کنند...و جنونی که آن دو را در هم تنیده می کنند...و باز جدا می کند... مورد اخیر برای درک کارکرد عشق در «وضعیت معاصر»بسیار مهم است...باید همواره به تناوب های هجر و وصل که تابع دگردیسنده ی عشق را می سازد توجه کرد...عشق وصلی همیشگی نیست،نه به این معنا که عشق سرمدی نیست،بلکه ترکیب جدایی و وصل در این سرمدیت جدید دخالت تام دارد...هیچ وصل دائمی ای ممکن نیست،تنها عشق دائمی ممکن است...:«نه وصل ممکن نیست/همیشه فاصله ای هست»(سهراب سپهری،مسافر).

مجسمه ی «رقص پرواز»با ایجاد نوعی معماری در فضا،نموداری(diagram)از حرکت و مسیر عاشق و معشوق را در محیط (milieu)می سازد که به سوی ابدیت رهسپار می شود.در این جا در فضا گونه ای تجسم زمانی شکل می گیرد،که نشان گر رابطه ی عشق با سرمدیت است.عشق تنها می تواند به منزله ی چیزی همیشگی و بی زمان که در بازه ای خاص(حیات محدود انسانی)رخ داده است،ترسیم شود.سکو و چارچوبی که مجسمه بر آن بنا شده است،به منزله ی «سکوی پرشی»است به سوی افقی دیگر که عاشق و معشوق با هم می سازند،«یک فضای مشترک یا مابین از عشق»،آن چه فروغ فرخزاد «بسط ذهن مشترک عشق » می نامد.این فضای مشترک یا جمعی است که «سحابی یا توده ی متراکم»آفرینش ها و بارش های جدید است.رقص پرواز این «اشتراک عشق»را انضمامی می کند در فضایی که در آن عاشق و معشوق بدل به «خطوط عشق » می شوند که در فضا سیلان می یابند...
ابرشیر و نیلوفر ثانی این را دوست دارند
"در رقص پرواز از عاشق و معشوق تنها خطی به جا مانده است، خطی به سوی اوج که معنا را تثبیت نمی کنند......و جنونی که آن دو را در هم تنیده می کنند...و باز جدا می کند... "

"عشق وصلی همیشگی نیست،نه به این معنا که عشق سرمدی نیست،بلکه ترکیب جدایی و وصل در این سرمدیت ... دیدن ادامه » جدید دخالت تام دارد"

لذت وافر بردم از نوشتارت رفیق و خوشحالم که این اثر را با مداقه دیدم ...
ضمنا من فکر می کنم این خطوط عشق در بیرون از چهارچوب و سکویشان ممکن است یک راه را با یکدیگر نپیمایند.. تو گویی بستر عشق برای هر کدام فضای جدید رو به تعالی خلق می کند که لزوما در گرو بند و وصل به آن یکی نیست. شاید به همین دلیل است که دو سر این عاشق و معشوق جنسیت زدوده و چارچوب ناپذیر، آزاد ، فاصله دار و در حرکت است
۱۶ مرداد
ابرشیر عزیز درود بر تو،
سپاس از لطف و مهربانی ات...در حقیقت شیوه ی عشقی که این اثر پیش می نهد،تعالی عاشق و معشوق از طریق فضایی مشترک است که در عین حال هر یک خلوت و راه خویش را دارد.آن ها از طریق عشق شان تعالی می یابند و باز در تناوب عشق به تنهایی خود می رسند ... دیدن ادامه » تا در وجود خود تامل کنند و بار دیگر به سوی هم حرکت می کنند...آن ها کاملاً از بازتولید الگوهای کلیشه ای عشق در زندگی زن و مرد فاصله می گیرند.این «جنسیت زدودگی»به بیان تو سبب می شود که آن ها رابطه ای نوین بیافریند که در هر گردش خود شکلی تازه به خود می گیرد...عشق در وضعیت معاصر هم خصوصیات سرمدیت را دارد و هم شرایطی ویژه ای را به خود می گیرد که به عشق سنتی چیزی اضافه می کنند،به عبارت دیگر به ادراک عشق از منظری جدید...
۱۶ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عشق در جهان معاصر :صورت های نوین دوست داشتن(بخش اول)

در باب آثاری از نمایشگاه آزاد مجسمه سازان در خانه هنرمندان(دهم تا هفدهم مرداد ماه 95)

نمایشگاه منتخبی از آثار مجسمه سازان که این روزها در خانه ی هنرمندان برپاست،از جهت بعضی از آثارش بسیار قابل تامل است و حرف هایی نوین نه تنها برای مجسمه سازی بلکه برای اندیشیدن به ادراکی متفاوت از عشق در جهان معاصر دارد.تلاش می کنم بعضی از این وجوه را در چند اثر به شدت تاثیر گذار برشمرم.
«رقص پرواز» اثر غلامرضا بابائیان،و «پیوند» از هنرمندی دیگر برای دو ادراک متفاوت از عشق در سنت و جهان معاصر.در مجسمه ی «پیوند» که با دو فیگور فلزی ،یکی کوچک تر و دیگری بزرگ تر مواجهیم،تصویری از عشق در معنای سنتی آن دیده می شود،عشق به منزله ی پیوند آرمانی قلب ها که از طریق قطعه ای فلزی دو فیگور را به هم متصل و قفل کرده است.فیگور ... دیدن ادامه » زن کوچک تر و فیگور مرد بزرگ تر است.در این جا فیگورها چنان به هم متصل شده اند که امکان هر گونه حرکت و فراروی و خلوت برای آن ها ناممکن شده است.ادراک سنتی از عشق به مثابه با هم بودن در زیر یک سقف و همیشه در کنار هم بودن به معنای قرار گرفتن در چارچوب های سنتی و مدرن رابطه در این جا هم چنان حضور دارد.اما در «رقص پرواز» که عاشق و معشوق به دو خط انتزاعی و دو پرنده ی در حال پرواز بدل شده اند که به دور هم پیچیده اند،حرکت مجسمه به فراسوی چارچوب پایه ای خود می رود که عاشق و معشوق بر فراز آن قرار گرفته اند.در این جا آن ها به خارجی متصل می شوند که به ورای ادراک متداول از عشق می رود:خارج از قاب و چارچوب روابط متداول.خطوط انتزاعی این اثر در تقابل با خطوط فیگوراتیو مجسمه ی «پیوند»،به منزله ی شکل گیری ادراکی نوین از عشق در مجسمه ی «رقص پرواز» است.حرکت در هم تنیده ی عاشق و معشوق به مثابه لحظات هم زمان اتصال و انفصال و هم چوت تابعی سینوسی با نقاط تلاقی و جدایی تعبیر می شود...این حرکت بی پایان عشق است که در «رقص پرواز» با فراروی از محدوده های سنتی و مدرن عشق به «خارج» متصل می شود و شیوه ای نوین از عشق را به ظهور می رساند...در این جا مطابق نظریه ی دلوزی، پرواز به نوعی«خط گریز»از رابطه ی مسلط بدل می شود که عاشق و معشوق را به نموداری نوین از عشق بدل می کند،نموداری که در ترکیب پیچیده ای از فراق ها و وصال ها شکل می گیرد...رقص دو خط که نشانی از گم شدن عاشق و معشوق و بی نشانی آن هاست به سوی پروازی از تقیدات اوج می گیرد که ترسیم گر حرکتی نوین برای عشق در رابطه است...
در مجسمه ی «پیوند» گونه ای تصور قرینه بودن زن و مرد و شکلی از مکملیت وجود دارد،همان ادراک سنتی که بر این باور است زوج به صورت فطری همدیگر را کامل می کنند،در حالی که در «رقص پرواز» هر یک از عاشق و معشوق باید در خود کامل شوند و پروازی رقصان با هم را تجربه کنند،بی آن که به هم وابستگی مکمل بودگی داشته باشند...این نمودار که مغایر تصور و تصویر سنتی از عشق است،و نیز تصویر مدرن به مثابه رابطه ای آزاد فاقد نقاط اتصال عشق،از تصویر عاشق سنتی به منزله ی خاکساری و خودتحقیری در برابر معشوق و تصویر مدرن به مثابه منیت فردیت یافته، به عشق به منزله ی جنبشی محدودیت زدا و صیرورت بخش بدل می شود که معشوق به یمن وجود خویش به عاشق ارزانی می کند و برعکس، از طریق آن خود معشوق در مقام عاشق به حرکتی درهم تنیده با عاشقِ اکنون معشوق می رسد که مرزهای قدیم و جدید عشق را جابه جا می کند....
ابرشیر و نیلوفر ثانی این را دوست دارند
شمس عزیز و ژرف اندیش ،دقیقا به مقایسه ی ۲ نمونه از این اثار پرداخته ای که من هم در مواجه با آنها چنین برداشت و مقایسه ای داشتم.... دو نوع نگاه متفاوت به عشق و رابطه..
عشق در اثر رقص پرواز به معنای رهایی بخشی و آزادگی ،سبکی و دوری از رنج و چارچوب بود...به زیبایی ... دیدن ادامه » درباره اش نوشته ای..خوشحالم با تو فرزانه هم نظر بودم. درود بر تو
۱۵ مرداد
ابرشیر عزیزم،
سپاس از هم اندیشی و اشارات خوبت ...خوشحالم که برداشت های مان به هم نزدیک بوده است... حضور پربار و همیشه ارزشمندت برقرار باد ...
۱۵ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ماهنامه ی گلستانه٬ آبان ماه ۸۹
شماره ی ۱۰۸
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مردمانی که باز می میرند
(درباره ی نقاشی های نزار موسوی نیا)
علی اتحاد

" خاطرات کودکی ام آن هایی را که به یاد می آورم از مشهد آغاز می شود. از شهرکی که خارج از شهر و نزدیکی فرودگاه مشهد ساخته شده بود. پرنده هایی که راه گم می کردند و خود را به ایوان و پنجرهای خانه می رساندند. پرنده هایی که صدای برخوردشان به شیشه و پرپر زدن هایشان ترسناک بود. هر از گاهی هم صدای نشستن و یا پریدن هواپیمایی که هم می شد از ایوان خانه دید و هم صدایش شیشه ها را می لرزاند. دیوار طولانی کاه گلی، شهرک را از باغ های کنار آن جدا می کرد. دیواری که اگر کنارش بازی می کردی حتماً گاهی به وضوح و از نزدیک می شد صدای عبور اسب سواری را شنید که خود دیده نمی شد. اسب سواری که هرگز ندیدم. دیوار باغ حفره ای هم داشت ... دیدن ادامه » اما هرگز از آن عبور نکردم. شنیده بودم کسانی هستند که سر بچه ها را می برند. و من هر روز در سرم خیال می کردم سوار پشت دیوار باغ با سر بریده ی کودکی در دستش می تازد و می رود". [نقل به مضمون از خاطرات شفاهی هنرمند]
آثار نزار موسوی نیا هنوز هم ملغمه ای از ترس و خیال است. چه شخصیت هایی که ترسیده اند و چه مخاطبی که احتمالاً در مواجهه با اثر خواهد ترسید. شخصیت های آثار موسوی نیا مجموعه ای از انسان های حیوان نما و حیوان های آدموارند. شخصیت هایی که سال ها پیش آفریده شده و بارها ناچار شده اند تجربیات دشواری را از سربگذرانند. بارها مرده اند و بار ها زخمی شده اند. بارها در تنهایی رها شده اند و بارها ناچار شده اند در برابر مخاطب بی واسطه و عریان بایستند. روایات نقاشانه ی موسوی نیا به شکلی مستقیم با تجربه ی زندگی وی از کودکی تا به امروز در ارتباط است. کودکی ای که با خروج از آبادان آغاز شد و چندین مهاجرت اجباری را در پی داشت و پس از سال ها با بازگشت به خوزستان به پایان رسید. کودکی هنرمند سرشار از خاطراتی است که به واسطه ی رنجی که در آن ها نهفته است هنرمند دیگر آن ها را به خاطر نمی آورد و امروز می توانیم ردپایشان را در نقاشی های هنرمند دنبال کنیم. رد پایی که آثار ویرانی، مرگ و ترس جنگ را آشکار می سازد. و از این روست که گرچه از نگاه هنرمند دوره ی آثار وی به صورت مطلق برپایه ی تجربه ی زیسته ی فردی اش بنا شده اما به روشنی می توان خوانشی عمومی و اجتماعی از این آثار ارائه کرد.
در آثار موسوی نیا غالباً با شخصیت هایی مواجه می شویم که حتی پس زمینه ی محیطی از آن ها دریغ شده است. پس زمینه ها یک دست و تخت اند و مردمان و مردم- نمایان درون قاب از میان این خلاء به ما نگاه می کنند و یا در تنهایی خود فرو رفته اند. خلاء پس زمینه ها شاید خوانشی روانکاوانه را برانگیزد. هنرمند در خاطرات شفاهی خود از بازگشت به خرمشهر چنین می گوید: "هیچ خانه ای در کار نبود. خیابان به خیابان همه چیز با خاک یکسان شده بود. مادرم کلید خانه ی پدری اش را در دست داشت تا در خانه ای را باز کند که با خیابان هم سطح شده بود". باز گشت به پس زمینه ای که ذهن هنرمند حتی خاطرات آن را پنهان ساخته با چنین منظره ای همراه بود و شاید بتوان پس زمینه های خالی آثار هنرمند را با چنین ترومایی در ارتباط دانست.
نزار موسوی نیا در واپسین مجموعه ی به نمایش در آمده اش – مسیرهای فراموشی- بیش از هر مجموعه ی دیگری بر قرار دادن شخصیت هایش در مواجهه با ترس تاکید می کند. شخصیت های مجموعه ی «مسیرهای فراموشی» در لحظه ی مواجهه با مرگ اند و ترس این مواجهه را چه با عناصر تشکیل دهنده ی اثر و چه به واسطه ی بیان چهره ی شخصیت ها به بیرون قاب سرایت می دهند. موجودات درون قاب تصاویر، در راه مواجهه با ترس مرگ به بیرون قاب نگاه می کنند چنان که گویی عامل این ترس نه از جهان درون قاب که از فاصله ی میان شخصیت و مخاطب برمی آید؛ جایی که هنرمند و مخاطب در آن زندگی می کنند. مرگ ناگهانی اما دیرگذار آدمیان درون تصاویر همراه با نابجایی حاصل از موقعیت آنان میان حیوانات و موجودات عجیب و غریبی که احاطه شان کرده است؛ به مخاطبانشان تامیم یافته و به آنان یادآور می شود که در همین
لحظه – درست در لحظه ی مواجهه با اثر- خود نیز با مرگی دیرپا و دیرگذار دست به گریبان اند و ترس حاصل از آن یکسره زندگی آنان را متاثر ساخته است. آثار موسوی نیا از آن دسته آثاری اند که پس از دیدنشان و نه در هنگام تماشای اثر کار خود را آغاز می کنند. چرا که موقعیت شخصیت هایش همواره در تعلیق است؛ آنان نه در سلامت اند و نه مرگشان یکسره در رسیده است. آنان همچون مخاطبانشان به واسطه ی تجربه ی زیسته ی جمعی بارها و بارها تجربه ی مرگ را از سرگذرانده اند. چنان که شعر محبوب هنرمند نیز آن را بدل به حدیث نفس شاعر کرده است: "به زودی، به زودی/ گوشتی که دخمه ی گور خورده به تنم باز می گردد/ و من زنی خندان خواهم شد/ سی سال بیشتر ندارم/ و مثل گربه نه تا جان دارم/ این بار سوم است که جان می دهم/ چه چرند است/ هر دهه را نابود کردن/ هزار هزار تار و پود/ جماعت آجیل خور/ هجوم می آورند/ تا برهنه شدن دست و پایم را تماشا کنند"[ بانو لازاروس/ سیلویا پلات/ ترجمه ی ضیا موحد، ارغنون چهاردهم( درباره ی شعر)]. به واسطه ی تجربه ی مشترک ترس است که مخاطب توان آن را خواهد یافت تا خود را با آفریده های ناساز درون قاب همذات بپندارد؛ چه آن شخصیت هایی که پوشش های قاجاری به تن دارند و چه آنان که عناصر انسانی ظاهرشان به حداقل رسیده است. لحظه ی بروز ترس به واسطه ی رسانه ی نقاشی ثبت شده است و تا آن گاه که مواد برسازنده ی آثار برجای بماند، این لحظه امتداد خواهد یافت و این امتداد رنج آور سبب می شود شخصیت های «مسیرهای فراموشی» بارها و بارها در اندیشه شان بمیرند، به گور سپرده شوند، بپوسند و باز، تن شان مجموع شود تا بار دیگر این تجربه را از سرگیرند. تر س از امتداد لحظه ی ترس مرگ و فرو افتادن در ورطه ی تکرار تجربه ی ذهنی مرگ است که سبب می شود شخصیت های آثار موسوی نیا از هر چه ممکن است آنان را – با تعاریف سنتی- در مقام قهرمان قرار دهد، دور شوند. گرچه آنان مخلوقاتی ناسازند اما یکسره همذات با مخاطبانشان شناخته خواهند شد.
وحید هوبخت این را خواند
بنظرم تحلیل نمایشگاهها تجسمی نیازمند به روز بودن دارد، تحلیل شما متعلق به بیش از 6 سال پیش می باشد و مخاطب بی آنکه بتواند به نمایشگاه مراجعه کند، تلاشش در تامل نقد و گفتگوی شما و آثار ناکام میماند :)
۱۰ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درهایی به حیاط/ت ی دیگر:سهراب سپهری و عباس کیارستمی

نوشتن از میراث هنری عباس کیارستمی در این فضای هیجان زده و احساسی پس از پریدن او از دیوارها،حالا که دیگر او را از دست داده ایم، هم چنان بسیار نیازمند فاصله گیری از این جو غالبی است که عموماً پس از مرگ هنرمندان فضای فکری جامعه ی ما را در واکنشی آنی و زود فراموش شونده در بر می گیرد...حالا که کیارستمی را به خاک سپرده ایم و او برای همیشه رفته است،با همه ی کینه ها و حسادت هایی که مانع از دیدن درست کارش می شد،حالا در انتظار لحظه ای ایستاده ایم تا دوباره به دور از هر چیز سیر تحول فکری-هنری اش را در تبارشناسی اندیشگی،و شکل گیری آن را در هنرهای مختلف از منظری کاملاً متفاوت دنبال کنیم...

نمایشگاه عکس های کیارستمی ،بیش از سی سال از آثارش،در گالری بوم که شش دوره از کارهای او،سفید برفی،راه ها،مهتاب،درها و یادها ... دیدن ادامه » ،دیوارها و پنجره رو به حیاط او را در بر می گیرد،به خوبی روند تطور اندیشه و نگاه کیارستمی را در آثارش نشان می دهند...عموماً درباره ی تبار اندیشگی او در نگاهش به جهان و طبیعت،ناگفته های بسیاری هست...کیارستمی برای سال ها از منظر هستی شناسی و نگاه تصویری به جهان در عکاسی و قاب بندی سینمایی خود متاثر از سهراب سپهری باقی مانده بود.نگرشی که از سوی دیگر، ریشه در تصویر سازی هایکوهای ژاپنی و گونه ای منطق کسر کردن ملهم از «ذن بودیسم» داشت...به طور خاص کیارستمی یکی از معدود کسانی است که پیشنهادهای نقاشانه ی سهراب سپهری را برای هنر معاصر ایران جدی گرفت و شاید تنها کسی که کار سپهری را از منظر تصویر و نگاه هستی شناختی او در عکاسی و قاب بندی عناصر و مولفه های سینمایی خود ادامه داد...به وِیژه تاثیر پذیری او از مجموعه ی «تنه درختان» سپهری به وضوح در بسیاری از عکس های طبیعت و درختان و اثر او درباره ی باغ ایرانی قابل مشاهد است...کیارستمی در آثار خود در مورد طبیعت و راه ها تا حدود زیادی متاثر از کشف کردن فضا-نگاه درختان منتزع شده ی سپهری است،البته در بعضی از آثار به تکثر شاخه ها نیز روی می آورد که از این جهت شباهتی چشم گیر با کارهای ابوالقاسم سعیدی دارد و هم چنان تداخل فضاهای مکرر درختان و تهی برف را به تصویر می کشد....

اما شاید مهم ترین اتفاق آثار عکاسانه کیارستمی در مجموعه ی درها و یادها و دیوارها و پنجره هایی رخ می دهد،که بالاخره باز می شوند ..از جهت سیر فکری و توجه به کشف مفهوم «خارج»در آثار کیارستمی مجموعه های درها دو رویکرد کاملاً متفاوت و دونگره ی در تقابل با هم را شکل می دهند...از سویی با درهای قفل شده ی قدیمی روبروییم که گویی برای ابد بسته مانده اند و از سوی دیگر در میانه ی این آثار و این درهای بسته شده ی سنت که برای همیشه در گذشه متوقف و بی تغییر مانده اند،درهای باز ،در-پنجره های گشوده بر درخت ها و باغ های سبز،درهایی که نشان گر رفتن به سمت خارج اند، ظهور می کنند...از منظر تبارشناسی اندیشه ایرانی کیارستمی سرانجام در آخرین پیچش های خود موفق می شود که تعدادی از این درها را باز کند...این همان سیر و گسترش میراث فکری مسدود مانده ی ایرانی به سوی چیزی دیگرگون و متفاوت با پیش است...در این میان دیوارها نیز به مثابه لحظه ی شگفت تجلی ظهور می کند:افتادن سایه درخت بر دیوار یا روح درخت بر آن، که سبب رویش بوته هایی از درون آن شده است... کیارستمی از دیوار مرده درخت می رویاند...این استحاله درونی و از داخلِ دیوار به چیزی دیگر یا «گیاه شدن دیوار»پدیده ای است که افقی ورای انسداد جریان حیاتی اندیشه را می گشاید....یا دیوار آبی رنگ،دیواری که با نفوذ رنگ آبی در خود ،آب را قاب گرفته و از ماهیت دیوار بودن تهی شده است ...از سوی دیگر، عکسی بسیار مهم و اثر گذار از گربه ای وجود دارد که از کنار دیواری می گذرد و در آن دیوار لوله ی فاضلابی وجود دارد که در فاصله ای از گربه در بالای دیوار واقع است...این در حقیقت «ریزومی»(rhizome) است که نوعی «خط گریز» یا راه فرار را برای گربه گیر افتاده بر زمین تدارک می بیند...اگر در داستان های کافکا این موش ها هستند که برسازنده ی نقب ها و ریزوم های اند،در این جا این گربه است که ناگهان در ارتباط با یک ریزوم جدید برای بیرون رفتن از بن بست قرار می گیرد،زاویه نود درجه ای گربه با لوله این نوید را می دهد که او برای یافتن ریزوم باید مسیرش را عوض کند...در هر سه مورد ذکر شده ی اخیر کیارستمی سه شیوه ی متفاوت خارج شدن از انسداد وجودی را می یابد...:در-پنجره های باز به سوی باغ و بیرونی رها،دیوارهای سبز شده از روح درختی، و لوله ی گریز درون دیوار...

داریوش شایگان در کتاب «در جستجوی فضاهای گم شده»،صرفاً به درهای بسته ی آثار کیارستمی اشاره می کند،آثاری که هنوز نتوانسته اند به گشایش و کشفی برای هنرمند برسند:«این درها،شاهدانی خاموشند بر آن چه در حضورشان گذشته:گام های مردّدی که گردشان پرسه زده،بی جرات یقینی که از آستانه عبورشان دهد»(شایگان،1392: 172).شایگان در تحلیل خود صرفاً بر مجموعه ی "درها و یادها"تکیه می کند،اما برای فهم دقیق پیش روی فکری هنری مند تمرکز بر این مجموعه کافی نیست،در حقیقت در مجموعه ی«پنجره رو به حیاط » است که در می یابیم کیارستمی می خواهد افقی دیگر را بر این درهای بسته بگشاید:پنجره هایی به میوه ها،گل ها و مناظر حیرت از دیدن چیزی که نادیده مانده است...در این جا گل میخ های درهای بسته،بدل به گل های باز می شوند... کیارستمی سرانجام در پنجره ها و درهای گشوده اش گوشه چشمی به ورای این درهای بسته می یابد،اگر چه نمی تواند مانند سهراب سپهری کاملاً به خلوت درون درها متصل شود، زائر مانده در پس در نیز نمی ماند و مجال دیدن باغ را در «بهار نارنج های کشف»به خود می دهد....
وحید هوبخت و وحید مقدم این را خواندند
نیلوفر ثانی و ابرشیر این را دوست دارند
به به بسیار عالی بود شمس عزیز
مجموعه ی "درها ویادها "در طی سالها جمع آوری شده بنابراین به نظر میرسد هنرمند از جایی به بعد بیشتر بدنبال تکمیل ِ مجموعه سازی از درهای قدیمی ، سنتی و احتمالا از عمارت های متروکه بوده
درعین حال چینش این درها در بخشی از ... دیدن ادامه » گالری که اتفاقا بشکل دیوار کشی و دالان های بسته ای ست و ورود به بخش ِدرهای رو به حیاط ،جهان متفاوتی را برای بیننده رقم میزند گویی از دالانی تاریک ،قدیمی ،متروک و رو به زوال به وسعتی روشن ، سبز و زنده قدم میگذارد و ناگهان با این تغییر ِمسیر و راه گشایی ِذهنی در مواجهه با بینشی قرار میگیرد که تصویر ها با قاب بندی بی نظیرش به او،پیشکش میکند... آنچنان که بخشی از ذهنیت ِمخاطب با همین مردگی و زندگی، ساخته میشود ..
چشم ها از گل میخ ها و زهوارهای پوسیده و رنگ پریده از قفل های جاخوش کرده به درها به سایه ی درخت روی دیوار به نارنج های رسیده از نمای پنجره ی گشوده شده ، به شکوفه های بهار نارنج گویی عبور بسمت تغییری ست که نوید بخش بی انکار ِ"پایان شب سیه سپید"ی ست که همیشه در نهادآدمی در جستجوی رسیدن به آن ست ..

۰۱ مرداد
فارغ از نظر شما درباب درب ها بنظرم تحلیل دکترسمیع آذر هم قابل تامل هستش
۱۰ مرداد
مونا گرامی،
سپاس از شما...تحلیل آقای سمیع آذر واجد جنبه هایی از تعریف هنر و به چالش کشیدن مرزهای هنر در این آثار است.ایشان به جنبه های نوستالژیک و نمادین درها اشاره می کنند که به نظر نمی رسد کیارستمی چندان قصد برجسته کردن آن را داشته باشد...در هر حال تحلیل ... دیدن ادامه » ایشان ارزشمند است،اگر چه شخصاً تحلیل بنده از این درب ها متفاوت است...این درب ها از جهتی بسیار حائز اهمیت اند که به گونه ای نمایان گر ارتباط مسدود شده ی ما با سنت گذشته است...به باور من درب ها علی رغم شباهت شان یکسان نیستند...برای مثال در بعضی از این درهای قفل شده، قفل های جدید و مدرن افزوده شده است...این ها از منظر اندیشگی و نشانه شناختی همه قابل تامل اند...این از چشم انداز هنرمند-تفکر(artist--thought)بدین معناست که این درها خود کیارستمی اند یا اساساً خود وضعیت اندیشه ی ایرانی در فضای مابین(in-between)درها...چرا که «در» نه به درون تعلق دارد نه به بیرون و این موقعیت مرزی خود اندیشه است...رابطه ی اندیشه ی ایرانی با گذشته ی خود(درون)و فرهنگ غربی (بیرون)...این درب ها از جهتی خود ما هستند که فکر می کنیم:در کجای اندیشه ایستاده ایم؟...
به نظرم درب های کیارستمی حرف های بیش تری از تحلیل های صرف هنری از آن ها، دارند...دیدگاه شایگان نیز تا حدودی بر این موقعیت اندیشگی تاکید دارد و از این جهت به نظرم رابطه ی هنر و فلسفه را در درب ها برجسته تر می سازد،اگر چه باز هم این تحلیل به نظر بنده نابسنده است،...

باز هم ممنون از شما و مشارکت فکری تان....
۱۰ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

تر شدن از غربت رنگ: درباه ی آثاری از نمایشگاه انجمن نقاشان ایران در خانه ی هنرمندان

نمایشگاه هنرمندان زیر چهل سال انجمن نقاشان ایران،گستره ای متفاوت از آثار و رویکردها را در نقاشی سال های اخیر ایران می گشاید و می شناساند.نقاشی هایی که نشان از آن دارند که هنر ایران در سال های اخیر حرف هایی برای گفتن در سطح جهانی دارد.در حقیقت تنوع و گوناگونی آثار در این نمایشگاه که از کارهای ضعیف،متوسط تا بسیار خوب را در بر می گیرد،نیاز به بررسی ای همه جانبه و دقیق دارد که مهم ترین پیامد آن کشف پدیده هایی نوین در نقاشی متاخر ایران است...در این جا صرفاً از میان تعدادی از آثار که عمیقاً اثر گذار بودند تلاش می کنم تا بعضی جنبه های جدید در کار تعدادی از نقاشان را از حیث تداخل های نامتعارف فرمی و محتوایی نشان دهم.بی تردید،مجبور خواهم بود از میان این نقاشان کار خود را به چند مورد خاص محدود کنم ،اما پیشاپیش باید گفت که گستره ی آثار بسیار وسیع تر و قابل توجه تر است...

نقاشی های هدی بلوری،متین محقق،نازنین خسرونیا و ندا صحرائیان را از جهت تحلیل مولفه هایی ویژه در آثارشان در این زمینه بر گزیده ام ،بی آن که عملاً بتوان خلاقیت های دیگر آثار را به این موارد محدود کرد....

نقاشی های هدی بلوری را زیر عنوان مفاهیمی مانند «تا خوردگی»(the fold) و «چین در فضا»،آثار متین محقق را به منزله ترکیب های هم زمان هندسی و گسیخته ی فرم و رنگ،نقاشی های نازنین خسرونیا را به عنوان «ابژه ها ی قلمرو زدوده» و کارهای ندا صحرائیان را ابداعی نوین از ترکیبات هنر کاشی کاری در نقاشی معاصر ایران بررسی می کنیم...در حالی که باید آن ها را به طیف متنوعی از رویکردهای نقاشی -تفکر بازگرداند...

نخستین ویژگی آثار هدی بلوری که آن را می توان در اغلب کارهای او تشخیص داد ،«مرکز زدودگی» فضایی فرم و رنگ و فقدان یک نقطه انباشت رنگی یا محتوایی در نقاشی است ،به نحوی که آثار او چشم را با «سطح یکدستی» از اثر مواجه می کند بی آن که بر نقاط خاصی از کار دست بگذارد.در نقاشی های بلوری نوعی جمع شدگی و چین خوردن فضا وجود دارد که به انحاء مختلف تکرار می شود...از سوی دیگر،نقاشی های دو و سه لته ای او این حسِ تغییر فضا را از طریق چین ها یا تا خوردگی نقاشی تشدید می کنند.نکته ی اساسی در این جاست که ورود به فضاهای ناشناخته و متفاوت در کار بلوری نه از طریق جداسازی رنگی فضا،بلکه با تاخوردگی اثر در زمینه ی نقاشی ایجاد می شود...بلوری نوعی موج اندازی را در میانه ی کار ایجاد می کند که سیلانی جدید به فضا می دهد و امکان متفاوت شدن نقاشی را با خود فراهم می کند.از طریق این چین های ریز است که نقاشی فرصت مرتبط شدن به خارج از خویش را می یابد...تشدید دولته ای اثر دقیقاً منطبق با تا خورگی کار است که به تماشاگر امکان گذار به فضاهای دیگر را می دهد...بی آن که به مرکزی خاص در نقاشی متصل باشد...

نقاشی های متین محقق در تداخل خاص میان هندسه دقیق و چارچوب مند و آشفتگی و اغتشاش مهار شده ی رنگی،ترکیبی از منطق و احساس را متجلی می کنند...گویی نقاشی ناگهان از دل آشوب بی نهایت لحظاتی خاص را در رنگ و فرم اسیر می کند و به آن ها زندگی می دهد...فضاهای پارادوکسیکال نظم و بی نظمی در کنار هم ،انگار نوید دهنده ی لحظه ای از کشف نقاش است که به او امکان آفرینش چیزی جدید میان این دو حالت ظاهراً متضاد را می دهد...محقق می تواند این دو صورت ناهم گون را در عین حفظ تفاوت کنار هم بنشاند...

در آثار نازنین خسرو نیا غرابت فضایی از طریق قلمروزدودگی ابژه ها و عناصر تابلو در مکان هایی نامتعارف حاصل می شود...کوسه ها و ماهی هایی که در سمت آسمان در چیدمانی نامعمول در کنار اشیایی دیگر حاضر می شوند، ماهیانی که در مکانی خارج از آب نفس می کشند...به نظر می رسد آثار خسرونیا نوعی حیات نامتعارف را برای اشیا و موجودات مد نظر دارند.آن ها از مکان های همیشگی خود جدا می شوند تا شکل متفاوتی از زندگی را خبر دهند...گر چه گونه ای فضای ستم دیده گی و مورد ظلم واقع شدن بر این اشیاء حکم فرماست...اما قلمروزدودگی شان امکان رسیدن به شکل های نامتعارفی از کشف را ممکن می کند...

ندا ... دیدن ادامه » صحرائیان در برداشت های نوین خود از ترکیبات کاشی کاری ،در فرم و محتواهای جدید امکان رسیدن به طرح های نقاشانه ای از دل نقوش کاشی را فراهم می کند که رنگ های آن فاصله ی زیادی با ادراک زیبایی شناسی سنتی دارند...ترکیبات شگفت قهوه ای روشن و سرخ در زمینه ی گل ها و نقوش هندسی ادامه ی نوینی را برای زندگی فرم های معنوی در زمینه ای معاصر فراهم می کنند...که خبر از دگرگونی امر بومی در فضایی جهانی تر دارد...به ویژه رابطه ی زمینه ،رنگ ها و طرح ها سبب فرا رفتن از مفهوم «نقش» به سمت ادراکی نشانه ای از اثر می شود که قابل تقلیل به نمادگرایی سنتی نیست....

در مجموع نمایشگاه دربردارنده ی آثاری متنوع است که چند گانگی رویکردی آن را نمی توان به نگرشی واحد و محدود تقلیل داد و نیاز هست که ابداعات و ابتکارات بعضی از آثار از منظری متفاوت مد نظر قرار گیرد...
نیلوفر ثانی و مونا ب این را خواندند
شمس گرانقدر و فرزانه اسامی نقاش هایی که کارهاییشان را معرفی و تفسیر کردی نوشتم تا با دقت بیشتری به آثارشان نگاه کنم....درود بر حضور معنا دارت رفیق
۲۵ تير
ابرشیر عزیز،
ممنون از لطف تو و سپاس برای مهربانی و توجه ات...البته تنوع و حجم آثار آن قدر زیاد است که دیدن یک باره آثار کافی نیست...مسلماً نقاشان مهم دیگری نیز بودند که شاید در متنی دیگر درباره شان بنویسم؛اما بعضی از آثار حقیقتاً نیازمند نگاهی متفاوت اند ... دیدن ادامه » تا اتفاق های موجود در آن ها شناخته شود...بی شک بیش از صد و بیست نقاش را نمی توان در نوشته ای کوتاه و حتی کتابی بزرگ هم تحلیل کرد...این صرفاً لمحه ای از نمایشگاه بود....

سپاس دوباره از دقت نظرت....
۲۵ تير
نیلوفر گرامی درود،
سپاس از نوشته تان...بله همان طور که پیش تر عرض کردم گستردگی آثار نیازمند تحلیل های چندین و چندباره و بررسی نقاشی ها از زوایای مختلف است...حتماً نقاشان خوب دیگری در این نمایشگاه هستند که آثارشان درخور توجه است...برای مثال نقاشی های روی ... دیدن ادامه » شیشه،دِفرماسیون های فرمی و محتوایی بعضی آثار ماتیس و سورا،و تاثیر پذیری از نقاشی های چینی و آثار ناصر عصّار در کار بعضی از نقاشان این نمایشگاه و ... در خور توجه بودند....

ممنون از اشارات و تاملات شما...
۲۵ تير
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان
بلاخره پس از چندین ماه آزمایش، “کاغذ عکس فوری مانیتوری” سیاه وسفید در پایان شهریور ۱۳۹۴ توسط استاد محمد محمدزاده تیتکانلو تکمیل شد. این کاغذ ابریشمین جادویی را می توان روی تصاویر مانیتوری از جمله لپ تاب یا صفحه نمایش گوشی های موبایل و غیره قرار داد و براحتی تصویر را روی کاغذ انتقال داده و در آلبوم گذاشت.
مواد تشکیل دهنده این کاغذ:۱- سلولز، ابریشم، نیترات نقره، کلُر ید، تتنال یوکوبروم و … کاغذ دارای ۳ لایه می باشد ۱- لایه عکس، که حاوی مواد شیمیایی مختلفه می باشد ۲- لایه محافظ نور، چسبیده به پشت عکس که با رنگ قرمز خود از برخورد نور از پشت به کاغذ عکس جلوگیری می کند ۳- لایه روی عکس یا می شود گفت درب عکس که روی آن به رنگ قرمز و پشت این لایه که روی عکس می نشیند تیره می باشد. تمامی این لایه ها به یک عطف در زیر عکس متصل هستند. با ورق زدن ... دیدن ادامه » لایه روی عکس می توان کاغذ حساس را در معرض نور تصویر قرارداد و با بستن آن لاِیه، تصویر ثبت شده حفظ میشود. کاغذ را می توان روی تصویر لپ تاب یا مانیتور گوشی و یا غیره گذاشت و عکس را بروی کاغذ انتقال داد. با کشیدن یک پنبه خیس روی کاغذ عکس رؤیت می شود و می توان آنرا در آلبوم گذاشت. عملیات چاپ در نور معمولی انجام می گیرد. گرچه هرچه محیط تاریکتر باشد بازدهی بهتر خواهد بود. صفحه نمایشهایی که روی اصل صفحه نمایش با شیشه فاصله ایجاد شده باشد باعث می شود تصویر محو شوند اما هرچه فاصله تصویر به کاغذ عکس نزدیکتر باشد وضوح عکس بیشتر خواهد بود. ضمنآ بایستی عکسها قبل از چاپ بوسیله فتوشاپ یا افکت های داخل گوشی، اینورت و نگاتیو شوند تا عکس پوزتیو به دست آید.
مهدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــقط امــشــب و فـــردا شــــب
نمایش
سوراخ
فقــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــط تــا چهارشنبه / 12 خرداد


نویسنده و کارگردان: جابر رمضانی
دراماتورژ: محمد چرمشیر
بازیگران: آتیلا پسیانی، هوتن شکیبا، داریوش موفق، وحید آقاپور، هانی عبدالمجید، روح اله حق گوی لسان
تهیه کننده: مهرداد بهاالدینی، محمد قدس


طراح صحنه: منوچهر شجاع
طراح لباس: مریم نورمحمدی
طراح گریم: سارا اسکندری
طراح صدا ... دیدن ادامه » و موسیقی: پویا پور امین، نیما پور کریمی
طراح نور: صبا کسمایی
طراح ویدیو: رها رضوی
طراح گرافیک: محسن مهر انوری

http://www.tiwall.com/store/sourakh
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نخستین همایش اقتصاد هنر در بخش خصوصی برگزار می‌شود؛

اهداء تندیس ˝نقطه زرین˝ و هنر کارت به هنرمندان برگزیده هنر

نخستین جشن سالیانه تعاونی هنرمندان معاصر پارس و همایش اقتصاد هنر در بخش خصوصی، با حضور چهره‌های شناخته شده و مطرح فرهنگی و هنری و مقامات بلندپایه کشوری، روز سه‌شنبه 11 اسفندماه جاری در هتل بزرگ لاله تهران برگزار می‌شود.

http://honaronline.ir/Pages/News-68653.aspx
مدیرعامل تعاونی هنرمندان معاصر پارس:

26 هزار هنرمند از خدمات هنرکارت بهره‌مند می‌شوند

مهدی نادعلی‌زاده مدیرعامل تعاونی هنرمندان معاصر پارس از توزیع قطعی 26 هزار ˝هنرکارت˝ به هنرمندان هنرهای تجسمی و آغار به کار باشگاه حامیان فرهنگ و هنر، همزمان با برگزاری همایش اقتصاد هنر در بخش خصوصی خبر داد.

http://honaronline.ir/Pages/News-68696.aspx
اهمیت طراح نور

http://facadec.ir/lighting-designer/
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اهمیت طراح نور
http://facadec.ir/lighting-designer/
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشگاه عکس در نگارخانه کمال الدین بهزاد
با عنوان" آناتومی لبخند"
عکس های "علی سنایی کیا" با موضوع لبخند در چهره های مختلف
از 3 بهمن تا 8 بهمن 94 ساعت بازدید 10 تا 19
بلوار کشاورز-نبش 16 آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشگاه عکس گروهی با عنوان «دنیایی نزدیک‌تر» در حمایت از بیماران روانی مزمنِ موسسه خیریه حمایت از آسیب دیدگان اجتماعی - سرای احسان کهریزک. به همت جمعی از دانشجویان دانشگاه علمی کاربردی و دانشگاه آزاد اسلامی تهران
در این نمایشگاه ۷۸ اثر با تکنیک ماکروگرافی در معرض دید عموم قرار می‌گیرد.

زمان: یکشنبه27 دی لغایت 4 بهمن ماه 94 از ساعت 10 الی 16
مکان: مجموعه فرهنگی هنری برج آزادی

همیاری جان لطفا یک برگه براش درست کنید
ذوق زده این را دوست دارد
باید پوستر برنامه رو براشون ایمیل کنید
۲۹ دى ۱۳۹۴
ممنون از راهنماییتون. تیوال اینقدر سرش شلوغه که به این چیزا جواب نمیده. پوسترش:
http://www.honaronline.ir/Image/News/2016/1/66596_635886283281490430_l.jpg
۲۹ دى ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقاشی‌های «طبیعت و روستا» بر دیوار ارسباران
نمایشگاه نقاشی «طبیعت و روستا» با آثار مینا غفرانی صارم تا ۴ آذر ساعت ۱۶-۱۴در فرهنگسرای ارسباران برپاست. در این نمایشگاه۲۴ اثر نقاشی با تکنیک رنگ وروغن و اکرولیک در ابعاد ۱۰۰در۷۰، ۴۰در۳۰، ۷۰در۵۰، ۸۰در۶۰، ۹۰در۶۰، ۱۲۰در۱۰۰ باموضوع طبیعت برای بازدید عموم به نمایش گذاشته شده است.

مینا غفرانی عضو و مسئول پذیرش انجمن هنرهای تجسمی استان البرز است که شرکت در کارگاه عملی دفاع مقدس باعنوان «نقش زنان در دفاع مقدس» سال ۹۰، نمایشگاه انفرادی نگارخانه اداره کل فرهنگ و ارشاداسلامی سال ۹۱، حضور در جشنواره هنرهای تجسمی سال ۹۲را در این استان در روزمه کاری خود دارد. وی تاکنون نمایشگاه گروهی در نگار خانه کمال الدین بهزاد، نمایشگاه انفرادی نگارخانه فرهنگسرای اشراق، و ۱۵ نمایشگاه گروهی طی سال‌های ۹۴-۹۳ را به ... دیدن ادامه » نمایش گذاشته است و هم اکنون به تدریس نقاشی و زبان انگلیسی مشغول است.

علاقه‌مندان برای بازید از نمایشگاه می‌توانند به فرهنگسرای ارسباران واقع در خیابان دکتر شریعتی، بالا‌تر از پل سیدخندان، خیابان جلفا مراجعه کنند و برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره‌های ۲۰-۲۲۸۷۲۸۱۸ تماس بگیرند.
مجتبی مهدی زاده این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام

دنبال چند تا عکس خوش رنگ و آب بودم که به این عکس بسیار زیبا از یک دختر احتمالا شیرازی برخوردم در مسجد بینظیر نصیرالملک:
http://theatlasofbeauty.com/image/111942488449

در مورد مسجد بنگرید به:
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF_%D9%86%D8%B5%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%84%D9%85%D9%84%DA%A9
و
https://en.wikipedia.org/wiki/Nasir_ol_Molk_Mosque

اما این یکی از عکس های مجموعه ای است که در موردش چنین میخوانیم:

True beauty extends far beyond magazines and runways.

Romanian photographer Mihaela Noroc set out to prove how beauty crosses borders and cultures in her series called The Atlas of Beauty. In it, she captures ordinary women from different countries.

"Now ... دیدن ادامه » I can say that beauty is everywhere, and it’s not a matter of cosmetics, money, race or social status, but more about being yourself," Noroc told Mashable.

Traveling around the world with just her camera and a backpack, Noroc spends anywhere from 30 seconds to an hour on each portrait. While the series highlights and celebrates cultural diversity, Noroc deliberately chose not to photograph across different age groups the women in the photographs are roughly around the same age.

"The comparison has to be made using similar conditions," she said."I think beauty is not about age. It's more about being natural and sincere."

"Maybe in 50 years all women from all around the world will dress and act the same," she added. I hope my project will remain a witness of my era’s cultures and traditions." Noroc has been criticized for not using older women as part of her work.
به نقل از:
http://mashable.com/2015/02/17/atlas-of-beauty/?utm_campaign=Mash-Prod-RSS-Feedburner-All-Partial&utm_cid=Mash-Prod-RSS-Feedburner-All-Partial&utm_medium=twitter&utm_source=dlvr.it#ZsegSlHpHaqQ

عکس دیگری از یک دختر ایرانی در این مجموعه:
http://theatlasofbeauty.com/image/111941922809

وبسایت اطلس زیبایی: http://theatlasofbeauty.com
نشانی اینستاگرام عکاس: https://instagram.com/mihaelanoroc
فکر کنم این خوش آب و رنگها رو باید در بخش عکاسی درج میکردید و نه تجسمی :-)
۲۱ مهر ۱۳۹۴
مهمه , فکر کنم منظورتون در معرض فضای معمارانه قرار گرفتن بوده , چون من هر بار میخونمش توامان گیج و خندم میگیره :-)
۲۱ مهر ۱۳۹۴
به نظرم در معرض معمارانه قرار گرفتن یکی از رساترین و توضیح دهنده ترین ترکیبات درباره درک فضا و معماری است.
و مهمه
:)
۲۱ مهر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایشگاه نقاشی رخساره میرکریمی از جمعه ۱۷ مهر ۹۴ با به نمایش درآمدن ۱۶ اثر در گالری شماره دو فرهنگسرای نیاوران افتتاح می‌شود.

به گزارش روابط عمومی فرهنگسرای نیاوران، رخساره میرکریمی متولد بهمن ۱۳۵۰، کارشناس ارشد نقاشی از دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز و عضو انجمن توسعه هنرهای تجسمی با مراکز علمی بسیاری همکاری داشته که از آن جمله می‌توان به همکاری با دانشگاه جامع علمی – کاربردی سوره، همکاری با مرکز آموزش عالی تربیت معلم شهید باهنر، همکاری با دانشگاه آزاد اسلامشهر اشاره کرد.

وی همچنین سابقه شرکت در نمایشگاه‌های گروهی بسیاری همچون موزه هنرهای معاصر (۱۳۷۴ )، گالری نمایشگاه بین‌المللی تهران ( ۱۳۷۵)، گالری «خانه کوچک نمایش» دانشگاه آزاد تهران مرکز (۱۳۷۵)، فرهنگسرای نیاوران، دومین نمایشگاه هنرهای تجسمی بانوان (۱۳۸۰)، گالری موزه ... دیدن ادامه » رضا عباسی (۱۳۸۰) و گالری شیث (۱۳۸۳ ) را داشته است.

گفتنی است نمایشگاه نقاشی رخساره میر کریمی در گالری دوی فرهنگسرای نیاوران تا ۲۴ مهر ۹۴ هر روز از ساعت ۱۰ تا ۱۹ میزبان علاقمندان خواهد بود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید