تیوال | دیوار
S3 : 03:11:58
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

http://www.etemaad.ir/fa/main/detail/111662/%D8%B4%D9%88%D8%B1%D8%B4%D9%90-%DA%AF%D9%84%D9%87%E2%80%8C-%D8%A8%D8%B1-%DA%86%D9%88%D9%BE%D8%A7%D9%86
نقد صالح تسبیحی از این نظر که به نقاط قوت وضعف فیلم در کنار هم اشاره کرده است به نظرم خواندنیست
نیلوفر ثانی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من یکی از هنرجوهای کارگاه اشتراکم ،هر آن چه که از قابلیت و عشق و هنر و شخصیت استاد رضایی بگم کم گفتم...همچنین تک تک بازیگران و اساتیدی که اثری اینچنین شاهکار را ارائه دادند؛ عرض خسته نباشید و تبریک خدمت تمامی هنرمندان عزیز.به امید موفقیت روز افزون
رضا غیوری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گاهی آدم دلش

فقط یک

"دوستت دارم" میخواهد

که نمیرد...
Ali این را خواند
مریم عرفانیان، رضا غیوری، محمد لهاک، رهاوا، محمدرضا و سحر لیلی ئیون این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
samona
درباره نمایش دهکده آلزاس i
یه کار فوق العاده جذاب و دلنشین بود . بازی بازیگران خوب بود . مفاهیم به خوبی و به زیبایی به صورت سمبلیک منتقل میشه توی این نمایش...
رضا غیوری، محمد لهاک و محمدرضا این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آتنا قیدى
درباره نمایش لوله i
http://www.honaronline.ir/بخش-نمایش-3/125266-بی-عدالتی-در-میان-طبقه-کارگر-روایت-علیرضا-اجلی-از-نمایش-لوله
محمدرضا این را خواند
Marillion و محمد لهاک این را دوست دارند
سرویس تئاتر هنرآنلاین: نمایش "لوله" به نویسندگی و کارگردانی علیرضا اجلی از 16 مهرماه ساعت 18 در سالن اصلی تالار مولوی روی صحنه است و بازیگران آن محمدرضا آبادی، ارغوان راستی، ابراهیم عبدی، مصطفی عطری، زهرا فضل‌اله، یاسمن وفایی و حسین یوسفی هستند.

علیرضا اجلی در گفت‌وگو با هنرآنلاین با اشاره به اینکه نمایش "لوله" پیش از این در بخش مهمان جشنواره تئاتر دانشگاهی روی صحنه آمده است، درباره ایده نگارش این اثر گفت: این نمایشنامه از فضایِ شیِ لوله نوشته شده است و به مرور به صورت کارگاهی، طی تمرینات و تداعی و صحبت با بازیگران منسجم شد.

او مضمون نمایش "لوله" را توضیح داد و عنوان کرد: مضمون این نمایش درباره بی‌عدالتی در میان طبقه کارگر است و این اثر جریان سرمایه‌داری را به چالش می‌کشد و لوله در این اثر به گروتسک می‌رسد.

اجلی درخصوص سبک و شیوه اجرایی این اثر نمایشی خاطرنشان کرد: شیوه اجرایی کار مبتنی بر حرکات فیزیکال است و کل هدف در این نمایش این بوده تا با تماشاگر ارتباط گرمی برقرار شود تا تاثیر کار چند برابر شود چرا که به نظرم چند سالی است که قالب آثار نمایشی بر مخاطب تاثیرگذار نیستند و انرژی لازم را به تماشاگر منتقل نمی‌کنند. انتقال انرژی در این نمایش باعث تبادل و رابطه متقابل بازیگر و تماشاگر است.

این کارگردان تئاتر درباره طراحی صحنه این نمایش یادآور شد: طراحی صحنه نمایش را خودم انجام داده‌ام و فضای صحنه پیچیدگی ندارد و در نظر نداشتم که نمایش را چندان طراحی کنم. مربعی در صحنه است که هفت بازیگر نمایش که یک نفر سرکارگر و مابقی کارگر تخلیه چاه هستند در آن بازی دارند و میزانسن‌ها از این مربع خارج نیست. دالانی در صحنه است که برایم بسیار با اهمیت است و این دالان روشن و خاموش می‌شود و سرکارگر از آن وارد و خارج می‌شود. پشت این دالان فضای سیاهی است که نشان‌دهنده فضای وهم و ترس است. صحنه با استفاده از 3 لته و نورپردازی، طراحی شده است.

او ... دیدن ادامه » ضمن بیان اینکه موسیقی نمایش را عرفان فرشی‌زاده طراحی کرده است، اظهار کرد: فضای موسیقی به کار نزدیک و اغراق شده و اکسپرسیونیستی است و با حرکات بدن بازیگران هماهنگ است. در نمایش از افکت نیز استفاده شده است.

علیرضا اجلی در پایان صحبت‌هایش گفت: طی یک ساعت اجرای این نمایش سعی کرده‌ایم فضای تاثیرگذاری را برای تماشاگر ایجاد کنیم و خوشبختانه با توجه به اینکه این نمایش تبلیغاتی نداشته است اما استقبال از آن بسیار خوب و راضی‌کننده بوده و امیدوارم این اقبال تا پایان اجراها ادامه داشته باشد.

دیگر عوامل این نمایش عبارتند از: دستیار کارگردان و برنامه ریز: آتنا قیدى، منشی صحنه: نوشین صفری، مدیر صحنه: مجتبی شاملو، آهنگساز و طراح صدا: عرفان فرشى زاده، دستیار آهنگساز: یاسمن حسین پور، طراح افکت: بهرام حاجی جعفرى، طراح گریم: معصومه جاوید، مجری گریم: شهره شاهی سوندى و طراح پوستر و بروشور: شایان کیانى.

علاقمندان می‌توانند بلیت این نمایش را از سایت تیوال تهیه کنند.
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آتنا قیدى
درباره نمایش لوله i
شعر بدن
نگاهی به نمایش «لوله»
سپیده رفیع‌پور

نمایش «لوله» به کارگردانی علیرضا اجلی که در بیست‌ویکمین جشنواره‌ی تئاتر دانشگاهی در چهار سانس در تاریخ 17 و 18 اردیبهشت‌ماه امسال در تماشاخانه‌ی انتظامی اجرا شد؛ نتوانست جشنواره را برای ورود به بخش مسابقه مجاب کند، این یادداشت کوتاه که پس از اجرای این نمایش در جشنواره به نگارش درآمد و فرصت انتشار آن دست نداد، سعی بر این دارد تا به بررسی مولفه‌های موجود در این اجرا بپردازد.
«لوله» در مواجهه‌ی خود با موضوعی که درباره‌ی آن بحث می‌کند رویکردی بر پایه‌ی درگیری حواس تماشاگر در طی اجرا را پیش می‌گیرد. در واقع اجرا با ریتمی که به تناسب وضعیت برساخته‌ی کنش‌های موجود، تند و کند می‌شود حواس تماشاگر را بحرانی می‌کند و بازیگران به وسیله‌ی بدن‌ها و لوله‌هایی که مدام به هم برمی‌گردند، ارجاع می‌دهند ... دیدن ادامه » و طی یک روند تماما عینی با حفظ ریتم به منزله‌ی حفظ محرک‌های عقل/احساس، ما شاهد رابطه‌ای عینی بین بازیگران و لوله‌ای که هر یک به آن استحاله می‌کنند؛ هستیم. بیشترین چیزی که در این اجرا به چشم می‌خورد بدن بازیگر است. بدن به مثابه‌ی تنها چیزی که هست و از بین می‌رود؛ قابل لمس است؛ قابل دیدن است و البته قابل فروپاشی و مستهلک شدن؛ و در بسیاری از بخش‌های اجرا تنها بدن است که بیان دارد؛ حرف می‌زند؛ و در واقع کارگردان با تاکید بر روی لکنت‌وارگی که در بیان بازیگران به کار گرفته و الکن ماندن تعمدی آن، بر وجوه بیان‌گر بدن بیش از پیش تاکید می‌کند؛ در واقع فضاسازی کارگردان در این اجرای یک ساعته بازنمایی و خیلی بیشتر از آن نقد ساختار قدرت در یک جامعه‌ی تحت بوروکراسی مضمحل‌کننده است. جامعه‌ای که سوژگی در آن همانطور که در ظاهر رشد می‌کند در اصل عقب‌گردی را در در پیش گرفته و تنها شکل این بوروکراسی فرساینده و مسله‌ی مورد معامله در طول اجرا تغییر می‌کند.
در واقع «لوله» از کهنه‌گی غالب در تئاتر فاصله می‌گیرد. و با وجود این که یک اجرای کامل به لحاظ فرم، متن، طراحی صحنه و... است. از تماشاگر غافل نمی‌شود و به خصوص در پایان‌بندی اجرا تماشاگر را در وضعیت تعلیق قرار می‌دهد. به گونه‌ای که اجرا در آخر نشانه‌ای از پایان در خود ندارد؛ و تلویحا حاوی این معنی است که مسله‌ی مورد پیگیری و بررسی این اجرا که همان مخدوش شدن و در نهایت از بین رفتن سوژه‌گی و تبدیل انسان به ابژه‌ای میزان شده با نظم نمادین و دروغین موجود است، حل و فصل نشده است و مسله علی‌رغم نشان داده شدن آن در طی اجرا به شکلی بصری و دیداری پس از اجرا در ذهن مخاطب ادامه می‌یابد؛ چرا که تضادی که در اجرا به آن پرداخته می‌شود به قوت خود باقی می‌ماند. خصوصا با توجه به پایان بندی اثر تاکید بر روی ادامه‌ی این اجرا خارج از دیوار‌های سالن بیش از پیش نمود پیدا می‌کند.
«لوله» اثری قابل اعتناست که در ذهن می‌ماند و بیشترین تلاش خود را برای بازگرداندن ویژگی تئاتر به تئاتر انجام می‌دهد؛ ویژگی‌ای که آرتو در تئاتر و شقاوت از آن تحت عنوان عمل آنی، خودانگیخته و خشنی که ویژگی تئاتر است یاد می‌کند. ویژگی‌ای که تئاتر موجود با هرچه جلوتر رفتن بیشتر از آن تهی می‌شود.
مجتبی مهدی زاده و محمدرضا این را خواندند
رضا غیوری و محمد لهاک این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بنظرم دقیقا ۹سال و ۳ماه و ۲۰روز پیش کجا بودیم؟ نه اینکه مهم نباشه ها نه
اما این سوالِ "چرا من نمیمیرم..؟؟" که آخر نمایش بهش میرسیم خیلی مهمتره.

داستانها واقعا گیرا و درگیر کننده بود و با بازیِ خوب جناب هاشمی میشد خیلی خوب همزاد پنداری کرد، طوری که هنوزم تو سرم دنبال جواب سوالا میگردم.

خسته نباشید به عوامل گروه
فقط اینکه چرا بعد حدود یک ساعت که از شروع نمایش گذشته بود تماشاگر راه دادن داخل؟؟؟؟
مجتبی مهدی زاده و محمد لهاک این را خواندند
رضا غیوری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زمستان آمد و دیوار بارید
تبر بر شهر ما ، غم بار بارید
درون کوچه ی بن بست تاریخ
سیاست رد شد و تکرار بارید
.....................................
ابوالقاسم کریمی فرزندزمین




مجتبی مهدی زاده، رضا غیوری و محمد لهاک این را امتیاز داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ابتدای فیلم "مانی بال" اینگونه نوشته بود:

نمیتوان باور کرد چقدر انسان با بازی زندگی خود ناآشناست و از آن ناآگاه است.
بابک و محمد لهاک این را خواندند
نیلوفر و رضا غیوری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Shadi
درباره نمایش گوریل i
Kheyli awli bud, be shedat pishnahad mishe, hamegi vaqean gol kashtan
!!!
۴ ساعت پیش
یک جمله ی به شدت کلیشه ای و در عین حال به شدت کاربردی که دیگه باعث بشه شما دست از این بازی کثیف بکشید.
احمق کسی است که دیگران را احمق فرض کند.
۴ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار عالی
پیشنهاد می کنم حتما تشریف ببرید و تماشا کنید
محمد لهاک و فرزاد جعفریان این را خواندند
محمدرضا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه جوان و تازه کار ولی با عشق اجرا میکردند،موفق باشید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اصولا کاری که مهدی رضایی کارگردانش باشد یعنی فقط یک کار داری و آن خریدن بلیط همان تئاتر هست مشخص است که چنین موضوع ضد نظام سرمایه داری و عدم یکپارچگی افرادی که مورد ظلم قرار می گیرند از ممیزی های بسیاری رد شده است اما باز هم یک شاهکار بود بازی ها هم همه درخشان بودند هر کس نقش را دریافته بود و با تک تک شان جدا از آشنایی و روابطمان در بیرون تونستم ارتباط برقرار کنم
یعنی انقدر ایشون کارگردان بزرگی هستند؟میشه خواهش کنم چند تا از آثار شاخص دیگر ایشون رو نام ببرید؟ چون تو تیوال که سرچ کردم چیزی دستگیرم نشد..
۷ ساعت پیش
حمید خداوردی :
(گروهی که خودم شاهدم چگونه از سرمای زمستان پارسال دارن تلاش می کنند)

جنای خداوردی گرامی، زمستون همیشه سرما داره با خودش، پلاتوهای تمرینی هم سیستم گرمایشی دارن. دوستان کوهنوردی که نمیکردن، تمرین میکردن دیگه منت نداره
۲ ساعت پیش
جلوی فروش رو میگیریم؟؟؟!!:)))))
بله،راستش دروغ چرا؟؟؟!! من خودم چند بار سر کوچه زیبا( عمارت نوفل لوشاتو) ، ایستادم و جمعیت زیادی رو از دیدن این نمایش منصرف کردم، عده کثیری هم مقاومت کردن که با شاتگان مورد هدف قرارشون دادم!!!
۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
می سی سی پی رو کی می کشه؟!
فرزاد و بابک این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگاه می کنم از غم به غم که بیشتر است

به خیسی چمدانی که عازم سفر است

من از نگاه کلاغی که رفت فهمیدم

که سرنوشت درختان باغمان تبر است

به کودکانه ترین خواب های توی تنت

به عشقبازی من با ادامه ی بدنت

به هر رگی که زدی و زدم به حسّ جنون

به بچّه ای که توام! در میان جاری خون

به ... دیدن ادامه » آخرین فریادی که توی حنجره است

صدای پای تگرگی که پشت پنجره است

به خواب رفتن تو روی تخت یک نفره

به خوردن ِ دمپایی بر آخرین حشره

به «هرگز»ت که سؤالی شد و نوشت: «کدام؟»

به دست های تو در آخرین تشنّج هام

به گریه کردن یک مرد، آنور ِ گوشی

به شعر خواندن ِ تا صبح بی هماغوشی

به بوسه های تو در خواب احتمالی من

به فیلم های ندیده، به مبل خالی من

به لذت رؤیایت که بر تن ِ کفی ام...

به خستگی تو از حرف های فلسفی ام

به گریه در وسط ِ شعرهایی از «سعدی»

به چای خوردن تو پیش آدم بعدی

قسم به اینهمه که در سَرم مُدام شده

قسم به من! به همین شاعر تمام شده

قسم به این شب و این شعرهای خط خطی ام

دوباره برمی گردم به شهر لعنتی ام

به بحث علمی بی مزّه ام در ِ گوشت

دوباره برمی گردم به امن ِ آغوشت

به آخرین رؤیامان، به قبل کابوس ِ ...

دوباره برمی گردم، به آخرین بوسه!


سید مهدی موسوی
مرضیه
درباره نمایش خدایگان i
نمیشه شنبهٔ آینده هم مثل شنبهٔ گذشته یه سانس ویژه بذارید !!؟
محمد لهاک و بابک این را خواندند
امیر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره نمایش موش + گربه i
کاش یک سانس ویژه دیرتر می گذاشتید بتونیم ببینیم این نمایش رو
منم کودک درونم کلافه م کرده که من و ببر موش و گربه ردیف اولم بگیر برام ، یکی دو ساعت اینور اون ور بشه منم میارم این بچه رو
۹ ساعت پیش
تا چند سال پیش بچه هایی دور و برم بودن که میبردمشون تئاترهای کانون پرورشی (البته خیلی کم و دیر به دیر) رو میدیدن و بهانه ای میشد خودم هم لذت ببرم
۷ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خرید بلیت روزهای پایانی این نمایش، یکشنبه ۲۹ و دوشنبه ۳۰ مهر، به نویسندگی تام استوپارد، کارگردانی سیاوش رفیعی و با بازی دنا تارفی، سیما حقی، باران خسرونژاد و ... آغاز شد.
محمد لهاک این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«ترجیح میدم با کتونی بجنگم بجای اینکه با چکمه فرار کنم»
نمایش #چسب_هایش
.
.
سینا کرمی، الهه افشاری، بهادر آذری، ناعمه علمی نژاد بازیگران نمایش محمدرضا سجادیان شدند.
.
.
طبق اعلام روابط عمومی گروه تئاتر روژدا، تازه ترین اثر این گروه به نام #چسب_هایش از هفته دوم آبان اجرای خود را آغاز خواهد کرد.
محمدرضا سجادیان که پیش از این به عنوان نویسنده و بازیگر در زمینه تئاتر فعالیت می کرد، با این اثر اولین تجربه کارگردانی خود را روی صحنه خواهد برد.
.
.
اطلاعات بیشتر درباره‌ ی محل و زمان دقیق اجرا به زودی از صفحه این نمایش در سایت تیوال اطلاع رسانی خواهد شد.
https://tiw.al/wPT
مرضیه، محمد لهاک و زهره مقدم این را خواندند
Marillion این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یه کافه کوچک و خیابونی درجه 2, که از طریق اون آدمها رو به مکزیک قاچاق می کرد, آخرین چیزی بود که برای خودش سالم گذاشته بود. از همونا که وقتی داغونی راهت کشیده میشه اونجا, که وقتی هیچی دیگه برای داشتن نداری پات باز میشه اونجا تا یه پیک ناب ویسکی بزنی و یه کم گوش بدی به صدای خواننده تنهایی که با یه گیتار و یه صندلی داره برات می خونه و شاید , شاید کمی این فشاری که داره قفسه سینه ات رو منفجر می کنه آرومتر بشه. از اون آدم پولدا که یه کم از حمایت آدمهای بزرگتر و سیاسی هم استفاده کرده همیشه , که داشته رشد می کرده و از خلاف کوچیک و زورگیری میکشیده به خرید زمین , که حالا دوره اش پیش کسایی که حمایتش می کردن تموم شده بودو با یه اتفاق براش پاپوش درست کرده بودن و بدجوری داشت همه چیز رو از دست می داد. کازینو و خونه و بقیه کافه ها رو به آتیش کشیده بود.زنش رو دور کرده بود ... دیدن ادامه » تا زنده بمونه و فقط همین کافه رو برای خودش نگه داشته بود.
رفت توی همون آلونک قاچاقی همون کافه آخر. ساک اسلحه رو باز کرد.پر از اسلحه اتوماتیک و سنگین
زن صورت زخمی صاحب کافه که رفیقش هم بود پرسید:
-داری چی کار می کنی فرانک؟ چه خبر شده؟ در مورد آتیش سوزی کازینو شنیدم.
فرانک همین جور که داشت اسلحه ها رو درمیاورد و میچید گفت:
- دیگه آخر داستانه.... وقت بیدار شدنه

موزیک روی همین سکانس شروع میشه. با این متن بی نظیر:
" تازگی حس می کنم خودم نیستم
وقتی به شیشه ها نگاه می کنم یکی دیگه رو می بینم
وقتی به چشمهای اون نگاه می کنم, دیگه کسی رو اونجا نمی بینم
تازگی حس می کنم خودم نیستم ..."

http://s8.picofile.com/file/8340079276/Lera_Lynn_Lately_www_my_free_mp3_net.mp3.html
مجتبی مهدی زاده، محمد لهاک و نیلوفر ثانی این را خواندند
نیلوفر این را دوست دارد
" از این به بعد کلمات ناپدید می شوند
در هوای یک عشق اشتباه ناپدید می شوند
هیچ گذشته و آینده ای نیست
و در زمان حال چیزی باقی نمانده است
به تازگی کسی ناپدید شده است
این اواخر حس می کنم دیگر خودم نیستم...."
۹ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید