تیوال | دیوار
S3 : 05:14:45
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

محیار
درباره نمایش برزخ i
سالهای پیش شاید چند دهه، "شکست ناپذیر " سامرست موام را که خواندم افسوس خوردم چرا داستان در بازه ی زمانی کوتاهی رخ می دهد و زایمان طفل نامشروع مقارن با بازگشت پدر طفل می شود ، چرا نویسنده ی بزرگی چون موام به این نیاندیشیده که هرچه پدر طفل دیرتر به قصد دیدارفرزندش بازگردد ،بیشتر می توان در اعماق ضمیر آدمهای داستان غور کرد و حسابی عمق و ارتفاع گرفت و در دالانهای مخفی هزارتوی ناخودآگاهشان پرسه زد ، اگر هانس آلمانی هفت سال دیرتر به دیدار آنت فرانسوی بیاید ، هم دیگر آن چهره ی متجاوزش رنگ باخته و‌پدر تر شده و مای مخاطب بین اینکه اورا همچنان متجاوز بدانیم و محکوم کنیم یا مردی که سرش به سنگ خورده و عشق پدری اورا به سمت مادر طفل نامشروعش کشانده بدانیم و ترحم کنیم ، در چالش ذهنی خواهیم افتاد و همین نوک قلابی است که جهان داستان را به ذهن ما برای ... دیدن ادامه » مدتها الصاق کندو به عنوان ضلع سوم در کنار اثر و خالق اثر ، فعال ما یشا باشیم و هم کشمکش و دیستونیزم درونی و وجدانی آدم ها مجال بهتری برای اینتراکشن و تعامل و تقابل رفتاری بین آدم های اثر را رقم می زند ...
و حالا پس از سالها آن حسرت دیگررنگ باخته چرا که بر روی صحنه ی نمایش برزخ را می بینم که همان چیزی است که دوست داشتم شکست ناپذیر موام آن گونه باشد ‌و به پیش رود
هانس دیگر ی آمده ، بدون نام بدون ملیت خاص که درست قضیه هم همین است ، اسم آنقدر مهم نیست که رسم ... متجاوزی که نقطه ی عزیمت اش به سمت پدر بودن و علت صیرورت و دگردیسی اش نه فیزیولوژی مردانه که بن بست های ذهنی و تنهایی از نوع فلسفی و نه روانی اش می تواند باشد
پدر - متجاوزی که ایمان اشراقی قابل باورش ساخته آنهم در شمایل بازیگری که روی صحنه عامدا از فوران احساسات و عواطف اش امساک به خرج می دهد.
و در اتمسفری که به لطف هوشمندی باز ی های دو بازیگر دیگر و کارگردانی ، حرفه ای جلوه می کند می توان طراوت یک اثر رها و سرخوشانه را نیز ‌به تماشا نشست
نیلوفر ثانی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و احترام

پادشاه آدم نمی بینه پادشاه عدد میبینه و نیرو
اما من که پادشاه نیستم پس بی توجه منظورم بدون در نظر گرفتن کامنت های منفی به دیدن این اجرا نشستم
من اگرم اگری که اگر تو نبودی من بودم
وچون بامدادان برآمد خروس خواندن گرفت....
خلقت تا تکامل
تکامل تا نزول
نزول تا اوج
با لحظه لحظه این اجرا زندگی کردم .
علی خان شمس من هم باید بگم پیش داستان شما مارکز پاورقی نویسه
ما از مانیتور ماورایی به روایت زمانی بدون زمان مکانی لا مکان آدمهایی در هم تنیده با رتبه بندی ذهنیِ ما ، نگاه میکنیم سفری از دیر تا دور ، روایت بعد چهارم ،
ما همه عنصر های سفیدی شدیم برای حزب هامون و تفکراتمون که حاضریم همه رو بکشیم با بمب های تفکراتمون اما اگه بگن تفکرت مسمومه و برای نجات کشورم من باید یک گلوله بچکونم تو مغز خودم جوابمون واضحه ! نه.
آرمان برای ما یعنی من
فرهنگ ایثار برای ما یعنی من
همیاری ... دیدن ادامه » یعنی من
و این من برای پاک شدن تاریخ چرکینش چون نمیشه بند ناف رو دور گردنش بست و کارش رو ساخت باید یک جایی نقطه بگذاره به عواقب کارش فکر کنه و اگر پایان کارش رو منحط دید بی درنگ نابود کنه ریشه فکر رو این ممکن نیست قتل پادشاه ذهن جز بدست خودش امکان پذیر نیست ما پادشاهان تفکراتمون هستیم و هیچکس نمیتونه مسیر ذهن ما رو به پایان برسونه شاید راهنمایی کنه اما ما تصمیم میگیریم برای خودمون که ادامه بدیم یا نه
.
.
.
.
.
.

.
من تحمل حرکت خط رنج رو روی صورت ماه شما ندارم اجازه مرخصی می‌فرمایید قرررررررررررررررررررررربان دردی که میکشید
.
.
.
جای مردان سیاست بنشانید درخت
که هوا تازه شود...
به خدا ایمان آرید ،
به خدایی که به ما بیلچه داد
تا بکاریم نهال آلو ؛
صندلی داد که رویش بنشینیم
وبه آواز قمر گوش دهیم ،
به خدایی که سماور را
از عدم تا لب ایوان آورد ،
و به پیچک فرمود :
« نرده را زیبا کن! »

"سهراب سپهری"
عالی بود بی نظیر
نورپردازی فوق العاده وهم انگیز
ویدئو آرت یک نگاه متفاوت و خواستنی
ثانیه به ثانیه حضور کارگردان رو حس میکردم
هر حرکت برخواسته از یک تفکر بود هیچکدوم از اتفاقات اتفاقی نبودند حساب شده و فکر شده
تمرین شده و اصلاح شده
به شدت بازیها رو دوست داشتم بجز آقای پاکدل که اصلا تمرکز نداشتند و دائم تپوق می‌زدند و اگر پارتنر قوی مثل سام کبودوند و خانم فرجام نبودند قطعا این تپوق ها اثر بدی در اجرا می‌گذاشت
موسیقی ، ساوند افکت ، صدای بازیگران همه عالی بود
دکور هم که کارا و فوق‌العاده بود
خلاصه بینظیر قطعا امتیاز بالایی برای من داشت
لذت حین اجرا ۹/۱۰
امتیاز من به اجرا ۹/۱۰
بها بلیط ۳۰۰۰۰۰﷼. که بشود چند بار دید
⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️⁩⁦❤️
در حقیقت من نمیتونم درباره کارهایی که خیلی دوستشون دارم خوب بنویسم


نیلوفر ثانی این را خواند
آذرمهر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از صبح همین امروز درگیر تو هستم من
در حلقه یاد تو زنجیر تو هستم من
از من تو چه می خواهی شب تا به سحر ای دل
در صحنه رویاها شبگیر تو هستم من
دیشب که خیال تو یغماگر جانم بود
امروز هم اینگونه پاگیر تو هستم من
یا بند بزن بر پا یا اینکه رهایم کن
چون شیر سرافرازی زنجیر تو هستم من
چون ذره ناچیزی سرگشته امواجم
دریای وجود من تبخیر تو هستم من
من تشنه دیدارم اما نه به رویاها
درگیر حضور تو تأثیر تو هستم من
عمریست که روز و شب مهمان دلی ای گل
حالا که نه هر لحظه درگیر تو هستم من
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرخه ای تکراری و ملموس
بازی های فرم محور جذاب
و از همه هوشمندانه تر انتخاب اسم نمایش
چشمانم رو بستم و گوش دادم وقتی یکی از بازیگران فریاد میزد «پنج دقیقه‌ ی دیگه»
و شکسته شدن صندلی با خشمی که از درون می جوشید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
علیرضا مجابی:
حدیث، حدیث چهل سال است. حدیث چهل سالگی، چهل سالگی حضور در یک وضعیت، وضعیتی که مثل یک باتلاق می‌ماند؛ در باتلاقی قرار گرفته‌ایم که هم سرشار از سوال و چالش هستیم و هم دنبال راهی برای رفتن، در حالی‌که جوری پا در گل مانده‌ایم، که شاید عبور و رفتن از این منجلابی که پذیرفتنش حتی برای لحظه‌ای هم سخت است، سخت و غیر ممکن به نظر برسد.
نمایش برفک، به نظر من، مانند باقی کارهای جواد عاطفه عزیز، حدیث نفس و شرح حال وضعیت امروز ماست؛ همه ما آدم‌هایی که این دوران را سپری می‌کنیم، حتما در مقطعی از زندگی با این سوال بزرگ روبه‌رو شده‌ایم که بمانیم یا بریم ؟! بحث هجرت، مهاجرت و رفتن و بحث درماندگی از این درماندن.
بازی عاطفه پاکبازنیایِ عزیز، فوق‌العاده تاثیرگذار و شگفت‌انگیز است. به نظر من، این زوج به شکل خیره‌کننده‌ای می‌توانند روایت امروز ... دیدن ادامه » ما را در ساده‌ترین و موجز‌ترین شکل ممکن، ولی تاثیرگذار و عمیق به مخاطب انتقال دهند.
پیشنهاد میکنم نمایش برفک را ببینید. همه‌یِ ما سال‌هاست، روبه‌روی یک برفک نشسته‌ایم و نمی‌دانیم آیا وقتش رسیده است که شبکه را عوض کنیم و یا همچنان باید به این برفک زل بزنیم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Mina Ghasemi
درباره نمایش زاویه i
نمایش زاویه رو دیشب در سالن کوچک مولوى دیدم موضوع نمایش به شدت جذاب و نو بود فضاى مجازى و آدم هایی که سعى میکنن به هر نحوى معروف بشن . تأثیراتش تو جامعه و ... بازیها به شدت پخته و کار اصلا ششبیه اجرتى دانشجویى نبود. کلى شاد و فضاى طنز و تلخ بود . به نظرم اگه میخاین ٥٠ دقیقه با زندگى و جامعه روبرو شین حیفه این نمایش رو از دست بدین
شقایق هاشمى این را خواند
مچکرم بانو
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نمایش زاویه رو دیشب در سالن کوچک مولوى دیدم موضوع نمایش به شدت جذاب و نو بود فضاى مجازى و آدم هایی که سعى میکنن به هر نحوى معروف بشن . تأثیراتش تو جامعه و ... بازیها به شدت پخته و کار اصلا ششبیه اجرتى دانشجویى نبود. کلى شاد و فضاى طنز و تلخ بود . به نظرم اگه میخاین ٥٠ دقیقه با زندگى و جامعه روبرو شین حیفه این نمایش رو از دست بدین
Alii_az
درباره نمایش زاویه i
اجرای خیلی خوبی بود
نمایش نامه خوبی داشت و به مشکلات حال حاضر جامعه ؛ بخصوص جوانان پرداخته بود
در کل عالی , من که لذت بردم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Roozbeh Baghi
درباره نمایش زاویه i
با سلام!
به نظر من تئاتر زاویه، تئاتری از جنس معضلات امروزی بود که به شکلی جذاب ، حقایق و معضلات موجود در جامعه ی امروزی را به نمایش درآورده بود.
نمایشی با سیر داستانی جذاب که در تمام لحظات تماشاگر را با خود همراه می کرد و تماشاگر مشتاقانه پا به پا با داستان پیش میامد و طنز دلنشین در دیالوگ ها مانع از خستگی تماشاگر می شد و همچنین بازی گرم و درخشان بازیگران سبب ارتباط برقرار کردن خوب تماشاگران با نمایش میشد.
در پایان، به عنوان یک تماشاگر عامه ی تئاتر یک ساعت با دیدن تئاتر زاویه از هنر تئاتر ، لذت بردم...
شقایق هاشمى این را دوست دارد
خیلی‌‌ ممنونم از این محبت
۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تا قبل ازدواج همه چی خوبه کافیه ازدواج کنی همه چی خراب بشه
_ تو دقیقا همونی
_ نه من عوض شدم، با اون اینجوری نیستم
_ نه تو دقیقا همونی فقط ازدواج نکردی، همینکه ازدواج کنی همه چی خراب میشه و میشی همون آدم سابق
تو عاشق میکنی تا بتونی نجاتش بدی
من نمیتونم مادرت باشم و واکس کفشت
فهمیدم اصلا به اینکه به خودم توجه نداشتم از خودگذشتگی نیست حماقته
هیچی بدتر از این نیست که یک زن و شوهر از هم متنفر باشند
میخوام بی مسئولیت باشم در برابر تمام تعهد و مسئولیت هام
با طرز ناشایستی خوشبختیم :)
همش نگرانی که جلوی دیگران و خانواده و بچه هامون ما خوشبخت به نظر بیایم
نمیشه که همیشه وقتی تو بخوای منم بخوام، وقتی نمیخوام نمیتونم حس میکنم مجبور شدم
ما همه کارهامون برنامه ریزی شده ، همیشه ، هیچ هیجانی نداریم
وقتی تو بغلم بودی سردی تو حس میکردم
دلارام جباری و امیر نجفی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مینیمالیسم... یا... هیچی مالیسم
حمیدرضا مرادی این را خواند
رضا غیوری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من تا الان فکر نمیکنم همچین کامنتی برای هیچ نمایشی گذاشته باشم. دلیلش شاید ارزش و احترام زیادیه که برای نویسنده عزیز این کار قائلم.
با احترام به گروه نمایش و خسته نباشید بهشون، کار خیلی بد اجرا شده بود. اولن اضافه شدن برخی صحنه‌ها، مثل صحنه اول، بی‌دلیل بود به نظرم. اگر بنا به ایجاد تغییر بود به شکلی که هدف نمایشنامه حتی در ابهام بره، باید ذکر میشد. این مسئله به خصوص در صحنه آخر خیلی عذاب آور بود. صحنه آخر کامو، تقابل ماریا و ایده زندگی یا خدای کامو بود، که چشم به کمک اون داره و دست رد به سینه‌اش میخوره. نه اون اتفاقاتی که نشون داده شد.
اما نکته منفی نمایش، بازی نقش مارتا بود. به کرات تکرار میشه که مارتا نمیخنده و خوشحال نیست، در حالی ما مرتب شاهد لبخند ایشون بودیم و خیلی پرانرژی بودن. چطور نقش اول کامو میتونه اینقدر انرژی داشته باشه؟
دکور رو من ... دیدن ادامه » دوس داشتم، بازی نقش مادر و پسر(یان) هم خیلی خوب بود.
باز هم خسته نباشید میگم به گروه، امیدوارم شاهد پیشرفتتون در کارهای بعدی باشیم :)
NetHunter این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Saba96
درباره نمایش زهرماری i
تئاتری سرگرم کننده با بازی هایی روان و دیالوگ هایی نیش زننده که در طول نمایش به ساعت خود نگاه نمی کنید...این نمایش سعی داشت زندگی زهرماری رو به صورتی خنده آور جلو چشممون بیاره و بسیار موفق بود در این زمینه به طوریکه برای من یه صحنه هایی و یه سری دیالوگ ها جوری بود که باعث میشد به بلندترین شکل ممکن بخندم...واقعا خسته نباشید میگم به تمام عوامل3>
صندلی سالن ها هم بسیار خوب بود نسبت به بقیه سالن ها راحت و با فاصله و ارتفاع مناسب.
و در آخر کفگیررررررررر
حمیدرضا مرادی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در این خراب چنان ام ز دست غم آباد
که حال شکوه محال و مجال صحبت نیست
نشد که گردش گردون به کام ما گردد
مگر به قول تو آسیاب به نوبت نیست
بیار ساقی گل چهره آب آتش گون
که حاصل هستی ب غیر حسرت نیست
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آرزو امیری
درباره نمایش تابستان i
ما با دوستان تیوالی نازنین امشب به تماشای این اجرا نشستیم و من برخلاف نظر اکثر دوستان از این کار بسیار لذت بردم و ذره ذرش به دلم نشست اون سکوت اون تنهایی اون انزوا ، تک تک ثانیه ها رو باهاش زندگی کردم. شاید از دید دوستان این اجرا هیچ حرفی برای گفتن نداشت ولی برای من بسیار تجربه جذاب و جدیدی بود.
مرسی از فرزاد جان نازنین برای هماهنگی
صدف اسمعیل پور، مختار بایزیدی، صبازاد و رضا غیوری این را خواندند
حمیدرضا مرادی این را دوست دارد
ببخشید این اجرا باعث تخریب چشم نمیشه:)))
۶ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مزخرف ترین و چرترین کاری بود که در سالن مهرگان دیدم

بازی ها مزخرف و داستان به شدت چرت

و روند داستان مونوتن بود .
NetHunter این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زمان تقریبی نمایش؟!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب با چند تن از دوستان رفتم و نمایش فوق العاده "ازدواج آقای می سی سی پی" رو دیدم.
راستش وقتی که می خواستم بلیط بگیرم، خییلی این فکر رو نداشتم که میخوام به دیدن یه تیاتر فوق العاده برم.
اما وقتی با تمام مشقت های راه و دیر رسیدن ها موفق شدم از لحظه آغازین شاهدش باشم. خوشحالیم دو چندان شد که تونستم این نمایش موفق رو ببینم.
تیاتر ، شبیه یک میدانه برای نشان دادن تمام عرصه های زندگی، سیاست، امور اجتماعی، قصه ها، افسانه ها، عشق ها، طنزها و...
در نمایش خوب می سی سی پی میشد یک میدان دید با تمام این زوایای فکری
یکی از نکاتی که منو به این تیاتر وام دار کرد این بود که با طنزی روان ، توانسته بود به خوبی به نقد تمام عرصه هایی بپردازد که می تواند انسان را به بند بکشد.
ایدئولوژی چه در دین، چه در سیاست یا مکاتب بشری می تواند دست و پا گیر باشد. اخلاق همیشه آن چیزی نیست که ما تعریفش می کنیم.
عشق هم آزادی بخش و هم محصور کننده است.
تعهد و وفاداری یک اصل بی بدیل است که می تواند در همه حال مورد سنجش معیار انسانیت باشد.
بازی های روان
گریم فوق العاده
موسیقی به جا و هماهنگ
نور پردازی خوب
دکور عالی
از جمله آن چیزهایی بود که باعث میشد حتی لحظه ای از تیاتر را از دست ندهی
... دیدن ادامه » انچه این تیاتر را برایم جذاب تر کرد
این است که با گذشت یک روز هنوز ذهنم درگیر ان است.
دست مریزاد به کل گروه . خدا قوت
میثم هنزکی و NetHunter این را خواندند
حمیدرضا مرادی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
M...
درباره نمایش زهرماری i
سلام
یک بلیت برای اجرای" زهرماری"،
فردا (چهارشنبه ۳ بهمن )
ردیف ۳ صندلی ۱۱ دارم .
متاسفانه نمیتونم برم .
اگر کسی تمایل به خریدش داره اینجا پیام بذاره .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای دل بی نوای من چرا دعا نمی کنی؟
به حال و روزمان چرا خدا خدا نمی کنی؟

چاره ی چاره ساز را در این سکوت و بغض من
چرا به آه و ناله ای شبی صدا نمی کنی؟
پیرزاد
Www.sereghazal.blogfa.com
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید