آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال کتاب التیام
S3 : 14:51:57 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
مادر! پسر بزا! جنگ است، غوغای طبل و شیپور است
نوزاد کوچکت فردا سرباز امپراتور است
.
آسودنش سراسیمه، بالیدنش فلاکت‌بار
مادر برای فرزندت آشی که پخته‌ای شور است
.
آهسته‌تر قدم بردار در دشت شوم آدمخوار
دشتی که هر قدم خون است، خاکی که هر وجب گور است
.
خمیازه می‌کشد گاهی، عیشش مدام و خوابش خوش
خاکی که نشئۀ نفت است، خون خورده است و کیفور است
.
پنداشتی ... دیدن ادامه ›› سوار از دور، یاریگری سلحشور است
خاموش باش و پنهان شو، چنگیز اگر نه تیمور است
.
سرنیزه‌های خونریزش هرجا که می‌رود بلخ است
سُم‌کوبه‌های هتّاکش هرجا رسد نشابور است
.
پنداشتی صدا از دور آوای تار و تنبور است
مادر! بزا و قربان کن! غوغای تیغ و ساتور است
.
.
سمانه_کهربائیان
از کتاب التیام
انتشارات فصل پنجم
میم این را خواند
سیدمهدی، جعفر میراحمدی، رویا و نورا احمدی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
دیده می بندم و نمی خوابم
در سرم تا سپیده‌دم غوغاست

دردِ زه دارم و نمی زایم
طفلِ من آگه از غم دنیاست

هر که آید گمان برد او را
که حساب از تمام خلق جداست

کیسه می دوزد و نمی داند
جای آکندن کدام بلاست

بوی داغ است در مشام جهان
ای شکم‌بندگان کباب کجاست؟!

مرگ حقّ است، ور ... دیدن ادامه ›› گذشت کنید
آخرالامر حق به دست شماست!

سیلِ ویرانگر عمارت ها
بادِ روبنده‌ی روایت هاست

آوخ از نامه ای که مخدوش است
آوخ از قصه ای که بی معناست

آوخ از شالِ پر نگارِ شعف
که طنابی به گردن رویاست

دل به گرمای آفتاب مده
قصد او بال های مومی ماست

هیچ دلداری آنچنان خوش نیست
عشق دریافتی قرین خطاست

ره نبرده ست کس به خلوتِ کس
آدمیزاده عاقبت تنهاست



#سمانه_کهربائیان
از کتاب التیام
انتشارات فصل پنجم

خدایگان شما بردگان ناچیزم!
به من سجود برید، از غرور لبریزم!

که قوت غالبِ درماندگان به دست من است
به خلقِ غم‌زده نان داده خاکِ زرخیزم

منم یلی که رعیّت پناه برده بدو
منم که با همۀ غول‌ها گلاویزم!

منم عیار حقیقت، منم ممیّز حق!
منم که سنجه‌ی زهد و ملاک پرهیزم

که هرچه حکم کنم عین ... دیدن ادامه ›› عدل و انصاف است
جهان معطّل انشای منع و تجویزم!

شقاوت است نگاه ملامت‌آلودم
سعادت است کلام محبت‌آمیزم

غزال شور و شعف سر نهد به فتراکم
سمند عزّ و شرف تن دهد به مهمیزم

از این که قانع و فرمان‌برید خشنودم
دراز باد چنین عمر رقت‌انگیزم!



#سمانه_کهربائیان
از کتاب التیام
انتشارات فصل پنجم
به مبارکی و میمنت چاپ التیام :)

سمانه کهربائیان شاعر بسیار خوش قریحه ای ست
هم شعر کلاسیک را خوب میشناسد
و هم در قالبهای شعر نو و سپید بسیار خوب می سراید.

لذت بردم از این غزل زیبا,تا باد چنین بادا
۱۵ اردیبهشت
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید