تیوال سینما
S3 : 22:02:28
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

بدون تردید یه نقطه ای توی زندگی هست که آدم در پایین ترین منطقه ممکن گرفتار شده. همه چیز مثل یک ماده چسبناک چسبیده به تمام بدنت و هرچی میکشی تا بتونی ببریش, بیشتر و بیشتر کشیده میشه . جوری که دیگه بیشتر از این توان نداری که بکشیش. مغز دیگه سیگنال نمیده و هیچ کاری رو حال نداری انجام بدی. نمی تونی قدمی برای خودت برداری و حتی دیگه نمی تونی برای رها شدن از بند گرفتاری تلاشی بکنی.دستات می افته. از تلاش باز می ایستی و خسته تر از دفعه قبل ول می کنی و این بار حتی اون ماده چسبنده هم اذیتت نمی کنه. انگار که پذیرفتی خب " این "چیزیه که اتفاق افتاده. "این" ...دقیقا همون مفهوم شکسته.... شکست خوردن. شکستن

باید بگم رفقا..... من الان در بدترین دورانی هستم که تصورش رو می کردم....
امیرمسعود فدائی این را خواند
میشناسمش..
اسمش آقای "زندگی"ه..
آدم خیلی عقده ای هست.. گاهی خیلی حال میده،اما گاهی هم میفته رو دنده لج..میشینه یه گوشه تا زمین خوردنتو ببینه..تا بهت بگه :" دیدی اون قدرها هم محکم نیستی؟!"

کمی شُل کن،خودش میگذره..
به قول راکی بی خخخخیالش :)))
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پردیس «بهمن» تهران همزمان با جشنواره فیلم فجر افتتاح می‌شود | عکس
» پردیس «بهمن» تهران همزمان با جشنواره فیلم فجر افتتاح می‌شود
... دیدن متن »

با تکمیل نخستین پروژه طرح توسعه سینماهای حوزه هنری، پردیس «بهمن» تهران همزمان با آغاز سی‌و‌هشتمین جشنواره فیلم فجر افتتاح خواهد شد.
به گزارش روابط عمومی سازمان سینمایی حوزه هنری، پروژه توسعه و تبدیل سینما «بهمن» تهران به پردیس ۴ سالنه، پس از چهار ماه تلاش در آستانه افتتاح قرار گرفته است.
بازسازی این سینمای باسابقه و خاطره‌انگیز شهر تهران، از ابتدای مهر ۹۸ توسط موسسه «بهمن سبز» حوزه هنری در قالب طرح بزرگ توسعه و ساخت سینما در سراسر کشور آغاز شد و اکنون آماده بهره‌برداری رسمی همزمان با جشنواره فیلم فجر است.
«بهمن سبز» در این طرح ضمن بازسازی کامل سالن ۲ و تبدیل آن به سالنی کاملا مجهز و مدرن، دو سالن اختصاصی و جدید به مجموع سالن‌های این سینما افزود تا پردیس «بهمن» تهران با داشتن ۴ سالن سینمایی باکیفیت و جمعا ۱۰۵۰ صندلی در جمع پردیس‌های چهارسالنه قرار گیرد.
این سینما که مرکزیت آن در شهر طی سال‌ها آن را به سینمایی در دسترس دانشجویان و سینما دوستان تبدیل کرد، از روز دوشنبه ۳۰ دی همزمان با شروع پیش فروش بلیت‌های سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر به عنوان سینمای مردمی این رویداد در دسترس مخاطبان خواهد بود.
سازمان سینمایی حوزه هنری، موسسه فرهنگی تبلیغاتی بهمن سبز و موسسه سینما شهر در این پروژه همکاری داشته‌اند.

امیرمسعود فدائی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شبکه نمایش خانگی «خواب زده» می‌شود | عکس
» شبکه نمایش خانگی «خواب زده» می‌شود
... دیدن متن »

سریال «خواب زده» اولین اثر سیروس مقدم در شبکه نمایش خانگی، از اول بهمن توزیع می‌شود.
سیروس مقدم کارگردان سریال‌های شاخص تلویزیونی همچون پایتخت، اغما، مدینه و زیر هشت، برای اولین‌بار در شبکه نمایش خانگی سریال «خواب زده» به نویسندگی سعید نعمت‌اله و تهیه‌کنندگی الهام غفوری را ساخته است. «خواب زده» اولین اثر مقدم برای شبکه نمایش خانگی است که از اول بهمن‌ماه هر سه‌شنبه در بستر روبیکا و پلتفرم دانلود سلام سینما توزیع می‌گردد و پخش نسخه فیزیکی سریال در سراسر کشور بر عهده شرکت پخش دنیای هنر است.
در خلاصه داستان آمده: رها و هماى قصه با دیدن یک خواب مشترک با هم آشنا می‌شن و این شروع ماجراهاى عشقى و ورودشان به زندگى یکدیگر است...
علیرضا شجاع نوری، لادن مستوفی، سیما بابایی، امیرعلی دانایی، مهدی سلطانی، پریوش نظریه، ایرج نوذری، آدرینا توشه، ‌‌فرید سجادی‌حسینی، کوروش سلیمانی، مارال فرجاد، ندا عقیقی، باران حاج‌رضایی، مجتبی طباطبایی، فرهاد مهدوی، نازنین فلاحی، عرفان ابراهیمی بازیگران این سریال هستند.

امیرمسعود فدائی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهرنگ علوی با نقش ‌و چهره‌ای متفاوت مقابل دوربین «شهربانو» | عکس
» بهرنگ علوی با نقش ‌و چهره‌ای متفاوت مقابل دوربین «شهربانو»
... دیدن متن »

بهرنگ علوی با نقش و چهره‌اى متفاوت در روزهاى پایانى فیلمبردارى، مقابل دوربین فیلم سینمایی «شهربانو» به کارگردانی مریم بحرالعلومی قرار گرفت.
به گزارش مشاور رسانه‌ای، فیلم سینمایی «شهربانو» به کارگردانی مریم بحرالعلومی و تهیه کنندگى پگاه احمدى که اوایل آذرماه آغاز شده بود، آخرین روزهای فیلمبرداری را سپرى مى‌کند و بهرنگ علوی جدیدترین بازیگری است که به جمع بازیگران این پروژه اضافه شده تا نقشی متفاوت را رقم بزند.
علوی که با بازى در فیلم «دربند» شناخته شد، پیش از این در آثاری همچون «مرگ ماهی»، «لانتوری»، «سد معبر» و بسیاری از دیگر آثار سینماى اجتماعى و همچنین سریال‌ پر مخاطب «هشت و نیم دقیقه» و... به ایفای نقش پرداخته و تاکنون کاندیدای دریافت سیمرغ نقش مکمل مرد در سی و یکمین جشنواره فیلم فجر برای فیلم «دربند»، کاندیدای بازیگری برای سریال «هشت و نیم دقیقه» در جشن حافظ و برنده دیپلم افتخار بازیگری مرد از سی و چهارمین دوره جشنواره تئاتر فجر برای نمایش «زبان اصلی» بوده است.
قصه فیلم سینمایی «شهربانو» به قلم پژمان تیمورتاش با مضمونی اجتماعی و مبتنی بر چالشی در یک خانواده روایت می‌شود.
بازیگران «شهربانو» تاکنون فرشته صدرعرفایى، گلاره عباسى، سامان صفارى، محمد ولى‌زادگان، على کیان‌ارثى، آزاده اسماعیل خانى، یاسمن ترابى، ندا کوهى، محدثه محمدزاده، على اردلان، امید سعیدى، عرفان پورمحمدى، احمدرضا معراجى و ترنم کاظمى هستند. بازیگران دیگرى نیز در این پروژه حضور دارند که متعاقبا معرفى خواهند شد.
عوامل سازنده فیلم سینمایی «شهربانو» عبارتند از: کارگردان: مریم بحرالعلومى، فیلمنامه: پژمان تیمورتاش، مدیرفیلمبردارى: مسعود امینى تیرانى، مدیر صدابردارى: على کیان ارثى، طراح صحنه: بابک کریمى طارى، طراح لباس: فرحناز نادرى، طراح گریم: امید گل‌زاده، تدوین: سینا گنجوى، آهنگساز: امیریل ارجمند، برنامه‌ریز: حبیب قلى‌زاده، دستیار اول کارگردان: مجید مافى، عکاس: پویان بحق، تصویربردار پشت صحنه: على یعقوبى، مشاور رسانه‌اى: مریم قربانى‌نیا، مدیر تدارکات: حسین میرزامحمدى، مدیرتولید: روح‌اله مهاجرى، تهیه‌کننده: پگاه احمدى، سرمایه گذار و مجرى طرح: مریم بحرالعلومى.

امیرمسعود فدائی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رایِ باز یعنی خوش رفتاری در پشت میله ها...‌ یعنی زندانی ای که بلده چطور دل رییس زندان رو ببره. یعنی خوب بودن.یعنی اینکه بتونی آخر هفته ها از اون فضا بزنی بیرون و دو روز رو برای خودت بچرخی تو دنیایی که کمی آزادتر از اون توئه.
رایِ باز میتونه داستان جذاب یه فیلم باشه وقتی یه رایِ بازی می افته دنبال انتقام. کِی؟ درست تو اون دو روزی که بابت خاموش کردن شعله های خشم و انتقام تو وجودش؛ مستحق تشخیصش دادن.مستحق لطف و ترحم...با یه عالمه موزیک خیابونی و دنیای سیاه و سفید و لوکیشنهای قوزک پایی کف خیابون...این چیزی بود که مهدی نوربخش برامون آماده کرد بود. یک انفجار... عصیان
اون وقتا که بی پروا سفر می رفتم و بیشتر زندگیم رو تو جاده ها و شبها گذر میکردم، توی شیراز برای اولین بار بود که یه زندانی رای بازی رو دیدم. همقدم شدیم و همکلام. پیاده بودم و اتوبوس تازه رسیده بود ... دیدن ادامه » و من هم سرزنده از قدم زدن و کشف شهرها. اون میگفت و من میشنیدم سرتا پا. چشماش ذوق داشت از اینکه در بدو خروج از اون چاردیواری یکی رو پیدا کرده که حرف بزنه باهاش. برق میزد نگاهش ... گفتم خدایا...حکمتت رو شکر
پویا فلاح و sara این را خواندند
نیلوفر این را دوست دارد
:))
۹ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره مستند اسرار دریاچه i
این فیلم به زیبایی رسالت خودش رو در مقام مستند به جا گذاشته. مکانی شاید فراموش شده که دوباره نیاز به مکاشفه ش با پایان این فیلم شکل گرفت.

تعریف های دوستان به قدری هست که نیازی به تکرار مکررات نباشه.
فقط دو نکته جالب به ذهنم میرسه اول اینکه فیلم ساز با هنرمندی ضعف یا کمبودهای موجود در مسیر رو به موقعیت ( تبدیل تهدید به فرصت) میکنه و مثلا جایی که صخره نوردان امکان موندن در کوه زندان رو ندارند، به سادگی پلان رو با این جمله تموم میکنه: ما فهمیدیم که اینجا میشه زنده موند، پس میریم به عمق دریاچه!
و دوم باید بگم نمره ش از ۱۰ رو ۹ میدم. بخاطر بستر خوبی که برای حضور خودشون در فیلم بوده و ازش استفاده نمیکنند و به مردم اون منطقه هم نزدیک نمیشند.
در واقع این فیلم میتونست مکاشفه کامل اون جغرافیا باشه اما بر اساس اسرار صرفا دریاچه ساخته شد، که فکت زیادی هم ازش ... دیدن ادامه » در نیومد چون امکان بررسیش نبود و به ایندگان سپرده شد.

برای اولین بار مشتاقم قسمت دوم یک فیلم مستند ساخته بشه در این فیلم بر اساس گنجینه های کف دریاچه و مراحل کشف شون.

این فیلم یکی از جامانده های جشنواره پارسال بود که حسرت ندیدنش رو خیلی میخوردم . و نشون میده اگر قرار بر حمایت از فیلمی باشه ، مخاطب جامونده ماه ها بعد هم شانس دیدن یک فیلم رو خواهد داشت.
کاش برای همه این حمایت ها وجود می‌داشت.
انقدر رسالتشو خوب انجام داد که یه هفته بعد دیدنش پاشدیم رفتیم تخت سلیمان، از نزدیک ببینیمش :)
۲۱ ساعت پیش
به غیر از اینکه واقعا دلم می خواد قسمت دومش ساخته بشه
دلم می خواد واقعا از انتهای دریاچه چیزی رو کشف کنند البته این اتفاق ممکنه مثل خیلی از چیزهای دیگه به نابودی دریاچه ختم بشه
۲۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره فیلم گندم i
از دسته خواب اورهای بدون عوارض.
واقعیتش نمیشه بهش گفت فیلم بی ارزش، ولی دچار نوعی تنبلی در اوج و فرود و مبتلا کردن بیننده به قصه ست.
طراحی های صحنه بسیار ریزبینانه و جذاب و لوکیشن ها به لطف همین ربات و کامپیوترهای ضد انسان لعنتی خوب در اومدن.
متاسفانه یا خوشبختانه در ژانر اخرالزمانی کارهای بدیع و قوی زیادی دیدیم و کمی کوتاهی در یک فیلم به راحتی میتونه بیننده رو دلسرد از تماشای ادامه ش کنه.
فاطمه و امیرمسعود فدائی این را خواندند
امیر مسعود و امیر عسگرزاده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام و درود فراوان بر محمد علی سجادی، کارگردان خوش ذوق ایرانی
"طلاقم بده به خاطر گربه ها" فیلم درجه یکی است. دلایل زیادی دارم:
1. ادبیات گفتگوها یک دست و عالی است. مشخصه طبقه ی اجتماعی مرد فیلم، در متن صحبت هایش جاری است. تک تک جملات از پشتوانه ی فرهنگی برخوردار است و کنایات و اشارات مرد، زیبا و دوست داشتنی است. عشق و ترس نهفته در فیلم هم در همین پس زمینه فرهنگی و با همین ادبیات دوست داشتنی از قشر سنتی فرودست جامعه معنا می شود. موقع تماشای فیلم حس می کردم کتاب می خوانم، داستانی از صادق هدایت ...
2. فروکاستن موقعیت فیلم برداری به اتاق بسته ای در دادگاه خانواده با چهار بازیگر عموما نشسته، نشان از جرات و جسارت ستودنی کارگردان دارد. کارگردان در تولید فلیمی در ژانر وحشت در موقعیتی بسته، از خلال دیالوگ و گریم ریسک بزرگی کرده و موفق بوده است. نشان همین ... دیدن ادامه » موفقیت، اعتراف خانم زهره مقدم، کارشناس حرفه ای هنر (در همین صفحه تیوال) به ترس است!
در مقام مقایسه، موقعیت فیلم ترسناک "دیگران" هم در یک خانه است، اما خانه ویلایی، بزرگ تر از یک اتاق بسته با چهار تا صندلی و یک میز است. کارگردان "دیگران" از موقعیت های بصری متنوعی برای القای حس ترس استفاده کرده و گاه به حیاط و محوطه ی بیرونی خانه هم سرک کشیده است. کارگردان "طلاقم بده به خاطر گربه ها" از موسیقی استفاده به جایی کرده، موسیقی دلهره آور و قشنگی که از همان سکانس آغازین ورود زوج متقاضی طلاق به دادگاه، بذر ترس و دلهره را در دل تماشاگر می کارد (یاد موسیقی سکانس آغازین فیلم "درخشش" افتادم)، باز شدن های گاه به گاه در اتاق (در مشابهت با فیلم "دیگران")، کات های ناگهانی و رفت و برگشتی از صورت سالم فعلی زن به صورت زخمی گذشته زن، گفتار روی تصویر بازیگرانی که حضور ندارند، سایه روشن تنها پنجره و پرده ی اتاق، واکنش ها و بازخوردهای قاضی و دستیار زنش به جدال و گفتگوهای زن و شوهر و بیشتر و بالاتر از همه، اجرای موفق بازیگر مرد که ظاهرا اولین بازی اوست - در تیتراژ می خوانیم "با معرفی ..."
محمد علی سجادی کارگردانی است که با تسلط به کار خود می داند چه می خواهد بگوید و چه می خواهد نشان دهد.
3. نزدیکی دو هنر تیاتر و سینما در فیلم "طلاقم بده به خاطر گربه ها" به زیبایی مشهود است. فیلم نمایش هم هست. از ادبیات قوی و پشتوانه ی فرهنگی و جامعه شناسی بومی برخوردار است: جن، گربه، حکومت گربه ها بر زنان، حلول جن در آدم و حیوان، نحس بودن گربه، شب زفاف، عروس شدن دختربچه، عشق و دلدادگی مرد سلطه طلب سنتی ایرانی، حیا و شرم و زیبایی نجیبانه زن کم سواد ایرانی، دعا نویس و رمال، خواب زن، نمود غیرت مرد با قمه کشیدن برای مقابله با مزاحم ناموسش و چه قمه کشیدن عبسی و چه غیرت کوری و چه عشق بی سرانجامی!
4. فیلم "طلاقم بده به خاطر گربه ها" در دو سطح قابل روایت است: سطح اول، فیلمی در ژانر وحشت با پس زمینه ی بومی آن چنان که پیش از این گفتم و آن چنان که مخاطب عموما پس از تماشا، از واقعی بودن و چقدر واقعی بودن فیلم پرسش دارد – تاکید کارگردان هم برای جذب مخاطب عام بر واقعی اعلام کردن حوادث فیلم در تیتراژ از همین روست. سطح دوم و عمیق تر، نقدی است هوشمندانه بر "فرهنگ ازدواج با کودکان". جمله ی پایانی قاضی نیز دلالت بر همین نقد دارد. وقتی به مرد می گوید در این جلسه حرف های شما را شنیدم، حالا لازم می دانم به مستندات پزشکی و روانشناسی هم رجوع کنم تا بتوانم قضاوت کنم (نقل به مضمون).
اگر لایه های ترسناک فیلم را کنار بزنیم و به واقعیت عریان برسیم، با دختربچه ای سیزده ساله مواجه می شویم که به قشر پایین جامعه تعلق دارد. محل سکونت دختر، "میدون خراسون" ذکر می شود. موقعیت اقتصادی ضعیفی دارد. پدر و حامی ندارد. در جامعه ی سنتی ایران، پدر نقش محوری برای رشد کودک دارد و در غیاب دولت، حامی اصلی فرزند در جامعه است؛ مادر چندان موثر و قوی نیست. آنچنان که در همین فیلم می بینیم پدر درگذشته و مادر با مستمری پدر، گذران معاش می کند، به اولین خواستگار دختر بله می گوید و بعدا، موقع بازگشت دختر عروس شده به خانه، مادر به جای آن که حمایتش کند، او را سرزنش و وادار به بازگشتش به منزل شوهر می کند.
دختربچه کم سن و کم سواد (ترک تحصیل کرده) با عشق مرد جوانی مواجه می شود. عشقی که فقط با نگاه آغاز می شود، بی آن که شناختی بین دو طرف شکل بگیرد و یا مایه های اشتراک نظر یا اختلاف سلیقه ی آنها روشن گردد. این عشق یک طرفه، وجه غالبش همچنان که خود مرد، غیر مستقیم اذعان می کند، جنسی و آمیخته به شهوت است؛ شهوتی که مرد سنتی را به تصاحب دختربچه پاک و معصوم در رختخواب شب زفاف سوق می دهد؛ شبی که شاید کودک هنوز آمادگی روانی مواجه شدن با آن را ندارد. بالاتر از مسایل جنسی، مسوولیت اجتماعی "زن شدن" در بافتی سنتی با چند ضلعی مادرشوهر- خواهر شوهر- پدر شوهر- خود شوهر –بستگان، آشنایان و همسایگان شوهر بار سنگینی را به دوش کودک ناآموخته و بی تجربه می گذارد که برای مقابله با آن، به خود زنی و خودآزاری ناخواسته و رویابینی ویرانگر رو می آورد. در قالب کودکانه و فرهنگ بومی، آن را به شکل کابوس و توهم کتک خوردن از گربه ها، به خود و دیگران عرضه می کند. بسیارند کودکانی که با موجود خیالی خود زندگی می کنند. از آنجا که این کودکان از پشتوانه ی عاطفی خانواده برخوردارند، هم نشینی این موجودات خیالی مانع رشد شخصیتی آنها نمی شود و بیشتر، جهت تخلیه روانی کودک در ناملایمات کارکرد دارند؛ مثلا شب ادراری خود را که نقیصه ای در خور سرزنش است به وی نسبت می دهد. در فیلم "طلاقم بده به خاطر گربه ها" درست است که شوهر ادعا می کند "دست بزن" ندارد و زنش را کتک نزده، پدر شوهر حامی عروس است و حتی نقش سنتی منفی خواهر شوهر از او سلب می شود و تنها مادر شوهر است که از همان ابتدا، پیش از خواستگاری، متوجه این تصمیم اشتباه پسرش (به لحاظ اختلاف سنی و اجتماعی) می شود و دلسوزانه و آگاهانه مخالفت می کند و پس از ازدواج و مشکلات پیش آمده، از در مخالفت با عروس می آید؛ علیرغم تمام اینها که کارگردان عامدانه انتخاب کرده تا چهره ی یکسر دیوصفت و سیاهی از شوهر و خانواده اش ارایه ندهد تا ما به سرعت، گربه سیاه و دست یارانش را که هر شب صورت زیبا و معصوم زن را می خراشند، کتکش می زنند و اذیتش می کنند، نمود و نمادی از شوهر و خانواده اش نپنداریم، دقیقا بار جنسی و مسوولیت اجتماعی شوهر و اطرافیانش، دختربچه را به چنین واکنش روان پریشانه و ناخودآگاهی می رساند.
شیزوفرنی دختر با "رفتار و گفتار غیر عادی، ناتوانی در اندیشیدن، عاطفه ی ضعیف، انجام رفتارهای نامعقول و ناتوانی در درک واقعیت" نمایان می شود. نشانه های دیگر بیماری شیزوفرنی او "آشفتگی اندیشه، شنیدن صداهایی که وجود ندارند، کاهش تعامل اجتماعی، ابراز نکردن عاطفه و بی انگیزگی" است. (نقل از دایره المعارف ویکی پدیا)
مادر دختر در تلاشی بی فرجام برای مقابله با این خودآزاری دختر به "چیدن ناخن ها"یش دست می زند، اما بحران روحی دختر چنان عمیق است که این کار هم درمانگر نیست. تنها بازگشت موقتی وی به خانه مادر، آرامش دوباره اش می بخشد.
تبدیل کابوس گربه آزارگر به زن شیک پوش، هم زمان با رشد دختر به زن، مادر شدنش و نیز دیر آمدن ها و نیامدن های شوهر به خانه و توهم یا واقعیت زنان رقیب رخ می دهد. همچنان که سن زن بالا می رود و موقعیت های جدید مثل ورشکستگی شوهر، غیبت او در خانه و ترس از جایگزینیش با زنان دیگر پیش می آید، جنس تخیل ویرانگر زن نیز رشد می کند. گربه، کابوس کودکی است و زن، کابوس بزرگسالی! اگر دشواری تحمل بار رابطه زناشویی و خانوادگی با گذشت زمان، بارداری و حضور فرزند کم تر شده، سختی موقعیت اقتصادی –که دقیقا برای فرار از آن ازدواج کرده یا به ازدواج ناچار شده- و سایه ی حضور زنان دیگر، مجدد او را به دام کابوس های ویرانگر می کشاند –مرد سنتی عاشق پس از مادر شدن دختر مورد علاقه اش، گاه دنبال معشوقه های جدید می گردد، چرا که مادر عموما بار معنایی مقدس گونه ای دارد که شهوت مرد را کم تر ارضا می کند و بیشتر وقتش را صرف رشد و پرورش بچه اش می کند و در مقابل، مرد دنبال بستری تازه و بی تقدس، برای ارضای آتش تند شهوت خود می باشد_ کینه ها و اختلافات بعدی از همین جا در زندگی آنها پیدا می شود.
دست آخر زن از شوهر جدا می شود و به بیان دقیق تر، آرامش از دست رفته اش را باز می یابد. نه تنها زن، بلکه مرد هم با جدایی به آرامش می رسد؛ آنچنان که به همین خاطر، تقاضای حکم طلاق کرده است. سلامت و رستگاری هر دو، تنها با گسستن این پیوند از ابتدا غلط حاصل می شود.
از این منظر، فیلم درامی است اجتماعی و نقدی بر فرهنگ ازدواج با کودکان.
امیرمسعود فدائی این را خواند
زهره مقدم و امیر مسعود این را دوست دارند
واقعا حسرت میخورم که نتونستم تا اخرش ببینم. جدا ژانر وحشت رو خوب دراورده بود!
دیروز
اگر این ژانر مورد علاقه تون نیست اصلا پیشنهاد نمیکنم. ولی برای دوستداران ژانر وحشت یک نمونه کمیاب و خوب وطنی است.
دیروز
اگر حذفش کنید، فرصت تماشای یک فیلم خوب را از دست داده اید!
۵ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من معمولاً از سینما که میام بیرون دوست دارم درباره فیلم بحث کنم. اما بعد از این فیلم، اصلاً دوست نداشتم با کسی حتی حرف بزنم که حس خوبم از بین نره.
این هنر آقای صحت بوده که فیلمی با محوریت موضوع مرگ و کینه و غم رو انقدر جذاب و دوست داشتنی به تصویر بکشه. به نحوی که حتی یک قطره اشک از چشم مخاطب نیاد. بهتر بگم، بنظرم توی این فیلم زندگی بیشتر از مرگ جریان داره
خیلی زیبا و دوستداشتنی توصیفش کردین آقای پویا
۷ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آیا واقعا نسبت به دیدن درد بی حس شده ایم؟ دور باد. منی که ۱۳ سال بعد از زلزله به بم رفتم و با دیدن عکسهای قبل و بعد ارگ اشکام سرازیر شد و جای خالی همه آدما و چیزایی که دیگه نیستن و برنمیگردن رو حس کردم حالا با دیدن این فیلم تو این روزها انگار نه انگار. مطمئنم ایراد از فیلم عیاری نیست. فکر اینکه کسی چند ساعت بعد از زلزله به فکر رفتن به دل فاجعه بیفته تن آدمو میلرزونه.
اما به هر حال زندگی ادامه داره و باید امید داشت و برای بهتر بودن تلاش کرد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حدودا ۴۰ دقیقه از فیلم و دیدم و از سینما زدم بیرون.
نمیدونم پانته ا بهرام تو این فیلم سفارشی چی کار میکنه کنار بازیگران درجه دو که هیچ کدوم ارتباطی یه نقششون ندارند.
به هر دلیلی که اون رو هم نمیدونم موج فیلم‌های مرتبط با اجتماع افغان بعد از جشنواره حقیقت همچنان ادامه داره و فیلم‌های خوبی هم بینشون بوده. اینه که عجیبه با این همه سوژه خوب و بازیگر افغان خوب‌تر چه احتیاجی به افغان نشون دادن امین زندگانی!! و افشین سنگ چاپ!! هست، اون هم در یک کوره اجر پزی که تعداد ایرانی های شاغل در این کوره ها توی ایران از افغان ها بیشتر هست، پس چرا همچین سوژه ای انتخاب میشه جای سوال داره..
متن به شدت سفارشی و بدون محتوا و کارگردانی در حد یک تله فیلم با سبک ساخته های بی ارزش تلوزیونی با کارگردانی وابسته به قاب بندی فیلمبردار که به شکل حماسی دست به خلق اسطوره های بولد ... دیدن ادامه » شده ادم های خوب و بد میزنه..

بخشی از فیلم: ( مثلا با لهجه افغان بخونید که البته علی رغم تلاش دو عزیز بیشتر شبیه لهجه بندری میشه تا افغان..)
+اگر پیداش کنم اتیشش میزنم.. جزای زن فراری سوختاندن اس.
- نه اینجا از ای خبرا نیس! اینجا ایرانه! زن ها ارج و قرب دارن!! خیال نکن میتونی هر بلایی سر زن بیاری!!

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Negin Fooladi
درباره فیلم زیر نظر i
پلاتینوم یا پلاتینیوم یا هر کوفتی که هست توی شهرک غرب افتضاحه و من توی اون سینمای افتضاح یه فیلم افتضاح دیدم . چرا به آزاده صمدی همش همین مدل نقشارو میدن؟ ناراحتم براش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امیدوارم همه هنرمندان از تریبونی که دارن برای بیان احساس افراد جامعه استفاده کنن . با نظر استاد کیهان کلهر و شهاب حسینی برای خالی نکردن عرصه هنر موافقم .

یه ننه قمرهایی هم اصلا صدا و سیما راهش نمیدن چن ساله ، چن ساله کار نکرده بیانیه داده که ما بخاطر همدردی با مردم پامونو اونجا نمیذاریم . جمع کنن لطفا کاسه کوزه رو ممنون میشم .
امیرمسعود فدائی و ژنرال این را خواندند
س محمدی و پویا فلاح این را دوست دارند
وقتی سلبریتی باشی ، هر چیزی بر علیه حکومت بگی برات هزینه داره و باعث میشه احضار بشی ، توهین بشنوی و ... حتا اگر این سالها از فضای صدا و سیما و ... دور باشی . ( بماند که در شرایط فعلی اگر یک آدم معمولی و بی نام و نشان هم باشی با کوچکترین اعتراض در توییتر و ... دستگیر ... دیدن ادامه » خواهی شد )
لذا این ننه قمرهایی که میفرمایید شرف دارن به اونهایی که به هر بهانه ای مشغول آب ریختن به آسیاب حکومتن
۳ روز پیش، پنجشنبه
حتما که پامنبری کسی بودن که در مقابل ظلم سکوت نکرده شرف داره به رنج بردن از بیماری چند شخصیتی که یک روز درود به شرف تحریم کنندگان بفرستیم روز بعد موافق خالی نکردن عرصه هنر اون هم با این ادبیات مثال زدنی !
هم کلامی بیشتر با شما توهین به شخصیت خودم میدونم ... دیدن ادامه » پس خدانگهدار با ارزوی سلامتی..
ضمنا هرچند ممکنه ما گمراه شده باشیم برای پیدا کردن ادرس مورد نظر مون گویا شما محل بالا اوردن کف و خون خودتو خوب پیدا کردی و احتیاج به حواله نداری !
۳ ساعت پیش
بله من برای هر جایگاهی که نزدیکم کنه به اصالت هنر ارزش قائلم . خوشحالم که به رنج کشیدنتون پایان دادید .
۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این قسمتی از صحبتهای "شهاب حسینی" در واکنش به تصمیم برخی هنرمندان در انصراف از جشنواره فجر بخاطر حوادث اخیره:
" با احترام به تصمیم شخصی آنان، نسبت به آن نقدی دارم. این حرکت دامن زدن به افتراق جامعه شکن خودی و ناخودی است و این درحالیست که جامعه و مردم بیش از هر زمان دیگری به همبستگی و دلداری یکدیگر نیازمندند.
..... ای کاش نیت هامان هم خالص باشد و بنا به صلاح شخصی خود فی المثل بخاطر ترس از برخورد تحقیر آمیز مخاطب با فیلممون به سیاق و روال ادوار گذشته، پشت احساسات پاک مردم قایم نشیم! "

این قسمتی از صحبتهای "ژان لوک گدار" در جریان اشغال کاخ جشنواره کن در سال 1968 بخاطر اعتراض به سرکوب دانشجویان و کارگران توسط پلیسه:
" من دارم با شما از همبستگی با کارگرها و دانشجوها حرف می زنم، شما برای من از تراولینگ و کلوز آپ می گین!؟ شما نفهمید! "
خیلی جالبه این دست نظرات... همبستگی در یک جریان صددرصد دولتی با تمام مسائل پشت پرده ای که علنا هم رو شده اند و همواره بوی سفارشی و تبعیض از آن بمشام رسیده، ربطی به مردم ندارد.
۳ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش می‌شد نمی‌مردم،اون‌وقت تا صبح می‌رقصیدم.
+ آهنگ بذارم برقصیم؟
- بلد نیستم.
مرگ و برخوردهای متفاوت باهاش، تو حال و هوای این روزا، فیلم خوبیه
۳ روز پیش، پنجشنبه
بله حال خوبی داره.
۳ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
carpe diem
M... این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم از این بی محتوا تر ندیده بودم. بهش اصلا فیلم نمیشه گفت. حیف وقت و هزینه ک برای این فیلم گذاشتم!
celine، پویا فلاح و آیدا طاهرزاده این را خواندند
سپهر امیدوار این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
celine
درباره فیلم سونامی i
درکل فیلم دغدغه مند و خوبی بود .
یکم ریتمش کند بود و ژوله هم به نظرم انتخاب خوبی برای این کار نبود، همانطور که سیاست نباید قاطی ورزش بشه آقای ژوله هم وارد وادی بازیگری نشن بهتر.

4 از 5
امیرمسعود فدائی، سپهر و نرگس این را خواندند
Samira و پویا فلاح این را دوست دارند
درود بر شما خانم celine
با نیمی از متن شما موافقم و با نیمی دیگر مخالف
کاش تیوال تو نسخه جدیدش که امیدوارم رونماییش به عمر ما قد بده، فکری هم به حال این مسئله بکنه.
۴ روز پیش، چهارشنبه
درود بر شما
آدمی به امید زندست...

نگفتید با چه قسمتی مخالفید و چرا؟
۴ روز پیش، چهارشنبه
در مورد آقای ژوله نوشتید برای این نقش مناسب نیست موافقم و با مابقیش مخالفم. به نظرم تو برخی از فیلم های کمدی خوب بودند اما برای فیلمی به این سبک و سیاق، حداقل الان مناسب نیستند.
۴ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فهیمه
درباره فیلم آشفتگی i
فیلم آشفته گی
به نظرم آشفته بازاری از جناب جیرانی بود
که جز یک مشرقی نامی ، چیزی براش باقی نمونده
پایان دوره سینمای قصه گو
یک ادابازی بی روح با کادرها و قابهای کج و معوج
فریدون جیرانی سعی کرد با خفگی مسیر حرفه ایش رو عوض بکنه که به نظرم تا حدودی توی همون فیلم موفق بود ولی این یکی بدددد جوری از آب درنیومده بود

پویا فلاح، Hoda Moosaei و امیرمسعود فدائی این را خواندند
علی ابراهیم این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پخش سریال «خواب زده» اولین اثر سیروس مقدم در شبکه نمایش خانگی، به تعویق افتاد. | عکس
» پخش سریال «خواب زده» اولین اثر سیروس مقدم در شبکه نمایش خانگی، به تعویق افتاد.
... دیدن متن »

در حالیکه قرار بود سریال خواب زده از ۲۴ آذر در بستر روبیکا و پلتفرم دانلود سلام سینما توزیع گردد، عوامل این سریال با احترام به این روزهای تلخ مردم توزیع این سریال را به تعویق انداختند. سیروس مقدم کارگردان سریال‌های شاخص تلویزیونی در این سال‌ها، سریال «خواب زده» به نویسندگی سعید نعمت‌اله و تهیه‌کنندگی الهام غفوری را برای شبکه نمایش خانگی ساخته است. «خواب زده» اولین اثر مقدم برای شبکه نمایش خانگی است و زمان جدید پخش آن به زودی اعلام می‌گردد.
در خلاصه داستان آمده: رها و هماى قصه با دیدن یک خواب مشترک با هم آشنا می‌شن و این شروع ماجراهاى عشقى و ورودشان به زندگى یکدیگر است...
علیرضا شجاع نوری، لادن مستوفی، سیما بابایی، امیرعلی دانایی، مهدی سلطانی، پریوش نظریه، ایرج نوذری، آدرینا توشه‌‌فرید، سجادی‌حسینی، کوروش سلیمانی، مارال فرجاد، ندا عقیقی، باران حاج‌رضایی، مجتبی طباطبایی، فرهاد مهدوی، نازنین فلاحی، عرفان ابراهیمی بازیگران این سریال هستند. 

۵ روز پیش، سه‌شنبه
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تورج اصلانى جایزه جشنواره هند را به خلبان و جان‌باختگان هواپیمای اوکراین تقدیم کرد | عکس
» تورج اصلانى جایزه جشنواره هند را به خلبان و جان‌باختگان هواپیمای اوکراین تقدیم کرد
... دیدن متن »

تورج اصلانى کارگردان فیلم سینمایى «حمال طلا»، جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره بین‌‌المللی فیلم «چاتراپاتی شیواجی» را به کاپیتان «ولادیمیر گاپوننکو» خلبان اکراینی و جان‌باختگان ایرانی و خارجی تقدیم کرد. 
فیلم سینمایى «حمال طلا» Gold Runner به کارگردانى و تهیه‌کنندگى تورج اصلانى و به نویسندگی تورج اصلانى و هادی نادی در جدیدترین و سومین اکران بین‌المللی خود؛ به نمایندگی از سینمای ایران در بخش رقابتی جشنواره بین‌‌المللی فیلم «چاتراپاتی شیواجی» Chhatrapati Shivaji در کشور هندوستان روی پرده رفت و جایزه بهترین فیلمنامه به تورج اصلانى و هادی نادی اهدا شد که تورج اصلانی با نهایت تأسف و تألم، این جایزه را به کاپیتان «ولادیمیر گاپوننکو» Volodymyr Gaponenko خلبان اوکراینی پرواز شماره PS752 و 176 جان‌باخته این هواپیما اعم از نخبگان برجسته دانشگاههای ایران و دیگر ملیت‌های جهان تقدیم کرد. 
جشنواره بین‌‌المللی فیلم «چاتراپاتی شیواجی» CSIFF که با شعار «فیلم‌های خوب ارزش‌های زندگی را بالا می‌برند» در هر دوره، جوایز خود را در بخش‌های مختلف از جمله؛ بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه، بهترین تدوین، بهترین فیلمبرداری، بهترین بازیگری زن، بهترین بازیگری مرد، بهترین موسیقی، بهترین کارگردانی و ... اهدا می‌کند. 
این جشنواره، با هدف فراهم آوردن فرصتی برای ارائه آثار فیلمسازان جهان در یک جشن سینمایی و فراهم ساختن بستری برای فیلمسازان در شبکه‌های حرفه‌ای فیلم برگزار می‌شود. این رویداد سینمایی به دنبال تقویت روابط کاری مناسب است و به فیلمسازان بااستعداد، کمک می‌کند تا پروژه‌های آنان توسط تماشاگران جهانی مشاهده شود. 
جشنواره بین‌‌المللی فیلم «چاتراپاتی شیواجی» به اکران فیلم‌های جدید و خلاقانه از بهترین فیلمسازان بااستعداد از سراسر جهان برای مخاطبانی از کشورهای مختلف اختصاص دارد که با کشف این آثار سینمایی به حوزه فرهنگی و آموزشی نیز اهمیت ویژه‌ای می‌دهد تا نسل بعدی فیلمسازان را پرورش دهد. این یک حامی جدی برای تحولات اجتماعی است و باعث تنوع فرهنگی و تفاهم بین ملت‌ها می‌شود که در نهایت، توسعه سینمای باکیفیت را به دنبال دارد و برگزاری جلسات بین متخصصان سینمای جهان، سینمای این قاره پهناور را گسترش می‌دهد.
فیلم سینمایى «حمال طلا» در آخرین حضور بین‌المللی خود؛ در بخش رقابتی «سینمای جهان» World Cinema در هفتمین دوره جشنواره بین‌‌المللی فیلم «دهوک» Duhok در اقلیم کردستان عراق به نمایش درآمد و تورج اصلانى برای کارگردان این اثر سینمایی جایزه «استعداد تازه» New Talent را تصاحب کرد و از طرف اعضای هیئت داوران، تندیس طلایی «برگ مو» و لوح افتخار به این سینماگر ایرانی اهدا شد.

۵ روز پیش، سه‌شنبه
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره فیلم صدای آهسته i
من فک میکنم ما می‌تونیم به هم کمک کنیم.
مردی (که خاطره می‌خرید و مردم رو از دست اونا رها می‌کرد) این ژاکت رو به من داد. معامله خوبی هم بود.
حالا فقط به چند تا خاطره احتیاج دارم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگه من بمیرم تو ناراحت میشی؟؟؟؟؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اعتراض اصناف سینمای ایران به صدا و سیما | عکس
» اعتراض اصناف سینمای ایران به صدا و سیما
... دیدن متن »

خانه سینما به درخواست روسای صنوف و جمع کثیری از اعضای خود، طی این بیانیه اعتراض خود را به صدا و سیما اعلام کرد. متن به شرح زیر است:
سال‌هاست رسانه‌ انحصاری ملی که مدعی ارتقای فرهنگ و هنر و دانش اجتماعی و حقوق شهروندی است نه تنها از انجام تکالیف ملی و اصلی‌اش جا مانده، بلکه هرازچندگاهی با خروج خود از مرزهای اخلاق و انسانیت -به بهانه دفاع از ارزش ها- را در شبکه‌های متعددش به رخ می کشد و در مسیر این ماموریت، چه چهره‌هایی شاخص تر از هنرمندان جامعه برای آنکه هدف تخریب قرار گیرند؟
اهانت اخیر و بی‌شرمانه صدا و سیما به بانویی محترم از جمع کارگردانان سینمای ملی ایران و فرزند هنرمندش، پیش و بیش از آنکه خدشه‌ای به ساحت اعتبار و ارزش این سرمایه فاخر فرهنگی و هنری کشور وارد کند، برای ما سینماگران و همه کسانی که سینمای اجتماعی او را در تمام این سال‌ها دنبال کرده‌اند، گواه گویایی است بر تداوم عامدانه روند ایجاد تفرقه و تخریب توسط سازمان مذکور.
خانه سینما به درخواست روسای صنوف و جمع کثیری از اعضای خود، طی این بیانیه ضمن اعلام وظیفه اخلاقی،فرهنگی، حرفه‌ای و صنفی خود در حراست از  حیثیت کلیه اعضا-به ویژه یکی از فاخرترین چهره‌های فیلمسازش- و ضمن اظهار تأسف برای مدیریت سازمانی که ظاهراً بر محتوای تولیدات رسانه‌اش هیچ نظارت هوشمندانه‌ای ندارد، به نمایندگی از جامعه اصناف سینمایی کشور به مردم ایران اعلام می‌کند که همسو با مطالبات مدنی و حق‌جویانه آنها، چشم بر روی اینگونه توهین‌ها و عملکردهای رسانه ملی نخواهد بست.
همچنین به همه همکاران سینمایی خود پیشنهاد می‌دهد که با خودداری از حضور در برنامه‌های به اصطلاح سینمایی و تحلیلی این رسانه، همدل و همراه، در این اعتراض حرفه ای مشارکت کنند تا این رسانه گمان نبرد که به اتکای قدرت و بودجه وافرش می‌تواند هر تهمت و توهینی را نثار سینمای ایران و چهره‌های فرهنگی این سرزمین کند.

۵ روز پیش، سه‌شنبه
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیش به سوی سوئد! شما برید ماهم پشت سرتون عزیزان.
امیرمسعود فدائی این را خواند
امیر مسعود، سپهر و امیر عسگرزاده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رونمایی از پوستر «اولین امضاء برای رعنا» | عکس
اکران ساخته علی ژکان از چهارشنبه آغاز می‌شود
» رونمایی از پوستر «اولین امضاء برای رعنا»
... دیدن متن »

اکران فیلم سینمایی «اولین امضاء برای رعنا» از چهارشنبه (۲۵ دی‌ماه) در گروه سینمایی «فرهنگ» آغاز خواهد شد.
با ثبت قرارداد اکران فیلم سینمایی «اولین امضاء برای رعنا» ساخته علی ژکان در گروه سینمایی «فرهنگ»، این فیلم از روز چهارشنبه (۲۵ دی‌ماه) در این گروه روی پرده خواهد رفت. در آستانه اکران سازندگان از اولین پوستر این فیلم نیز رونمایی کردند. طراحی این پوستر برعهده آرزو نصیرپور بوده است.
پخش این فیلم برعهده موسسه نیمروز فیلم قرار دارد.
علیرضا جلالی‌تبار، شهرزاد کمال‌زاده، شقایق رهبری، حمیدرضا هدایتی، شهین تسلیمی، فلور نظری، نادر نادرپور، محسن عبداللهیان، حمید فلاحی بازیگران این فیلم سینمایی هستند.
«اولین امضاء برای رعنا» یک درام اجتماعی است. فیلم روایتگر زندگی داستان نویسی به نام جهانگیر گلستانه است که چند سال قبل با دختری به نام رعنا ازدواج کرده. آنها در خانه‌ای اجاره‌ای زندگی می‌کنند و اجاره مختصری می‌پردازند، اما طولی نمی‌کشد که…

۵ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک تجربه‌ی عاشقانه | عکس
گزارش نمایش «رگبار» در کانون فیلم خانه سینما
» یک تجربه‌ی عاشقانه
... دیدن متن »

کانون فیلم خانه سینما در تازه‌ترین برنامه‌ی خود که با مشارکت انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی برگزار شد نسخه‌ی ترمیم‌شده‌ی «رگبار» ساخته‌ی تحسین‌برانگیز بهرام بیضایی را به نمایش گذاشت.
در این برنامه که شامگاه یک‌شنبه بیست و دوم دی‌ماه برگزار شد دکتر مصطفی جلالی‌فخر (منتقد سینما) و جابر قاسمعلی (فیلم‌نامه‌نویس) حضور داشتند و این فیلم را از جنبه‌های مختلف مورد بررسی قرار دادند.
در ابتدای این جلسه، ناصر صفاریان، دبیر کانون فیلم خانه سینما ضمن ابراز تاسف و هم‌چنین تسلیت به خانواده‌های داغدار و بازماندگان سقوط هواپیمای اکراینی، به ضرورت فعالیت‌های فرهنگی در برابر اِعمال سکوت و انفعال اشاره کرد و افزود: «لغو کردن مراسمی نظیر جشن‌ها و برنامه‌های بزرگداشت، تنها کاری است که در شرایط فعلی و در ابراز همدردی با مردم کشورمان و خانواده‌های عزادار می‌توان انجام داد اما در همین وضعیت آن‌چه که از اهمیت به‌سزایی برخوردار است مقاومت در برابر تعطیلی پاتوق‌ها و مراکز فرهنگی، و از آن مهم‌تر، پیدا کردن راهی برای مبارزه با سکوت و خانه‌نشینی است.»
وی گفت: «کانون فیلم خانه سینما که خوش‌بختانه از ابتدای راه‌اندازی، از مساعدت و همکاری مدیریت خانه سینما برخوردار بوده، در این روزهای آکنده از سوگ و غم، ضمن پرهیز از برگزاری برنامه‌های طنز یا جشن می‌کوشد تا با برگزاری جلسات نمایش فیلم و نقد و بررسی، از تعطیل شدن– حتی موقتی– جلسه‌هایی با اهداف فرهنگی جلوگیری کند.»
صفاریان سپس در بخش دیگری از صحبت‌های خود با اشاره به ترمیم و بازسازی «رگبار» در بنیاد سینمایی مارتین اسکورسیزی گفت: «مدیران این بنیاد برای انجام این کار از نسخه‌ی پزیتیو این فیلم که در اختیار آقای بیضایی بوده استفاده کردند و در نخستین نمایش این نسخه‌ در آمریکا، مارتین اسکورسیزی ضمن ابراز تاسف مدعی شد که ظاهراً این فیلم در داخل ایران نابود شده! در حالی که نسخه‌ی پزیتیو فیلم مورد بحث در آرشیو فیلمخانه‌ی ملی ایران موجود است و همین نکته،‌ ادعای این فیلمساز سرشناس آمریکایی درباره‌ی فیلم «رگبار» را نقض می‌کند.»
وی گفت: «آن‌چه که تماشای «رگبار» از پی سال‌های گذشته را به تجربه‌ای دریغ‌آلود تبدیل می‌کند، حسرت مواجهه با آدم‌ها و تجربه‌هایی است که قبلاً آن‌ها را داشته‌ایم و اینک آن‌ها را از دست داده‌ایم. حسرتی که مهاجرت استاد بهرام بیضایی و غیبت ایشان در سینمای امروز ایران، تنها یکی از آن‌هاست.»
دبیر کانون فیلم خانه سینما در ادامه‌ی جلسه با اشاره به این که «رگبار» به عنوان نخستین ساخته‌ی بهرام بیضایی در سال 1351 ساخته شده، ضمن اشاره به تحسین و دریافت جوایزی از جشنواره‌ی فیلم سپاس و هم‌چنین واکنش منفی برخی منتقدان مطبوعات) به برخی حاشیه‌های تولید آن (نظیر وقفه‌های طولانی مدت، بی‌نظمی و اختلاف سلیقه میان بهرام بیضایی و باربد طاهری) اشاره کرد و افزود: «می‌توان گفت مشکلات بهرام بیضایی با اغلب تهیه‌کنندگان فیلم‌هایش که متاسفانه تا آخرین ساخته‌اش ادامه داشت، از همین فیلم آغاز شده و این نکته در یادداشت گلایه‌آمیز او پس از پایان تولید این فیلم نیز انعکاس داشته است.»
بخش بعدی جلسه به صحبت‌های جابر قاسمعلی اختصاص داشت. این فیلم‌نامه‌نویس با اشاره به علاقه‌ی خود به اغلب آثار بهرام بیضایی، او را «یک استاد مسلم در زمینه‌ی هنر نمایش و سینما» دانست و گفت: «با این وجود در میان فیلم‌های بیضایی «رگبار» را چندان دوست ندارم و این‌بار که فیلم را دیدم اشکالات آن بیش‌تر برایم روشن شد.»
وی سپس با اشاره به تاثیر این فیلم در موج نو سینمای ایران گفت: «مهم‌ترین ویژگی این فیلم نسبت به جریان اصلی و رایج سینمای دهه‌ی پنجاه، تفاوت‌هایی در انتخاب داستان و چگونگی روایت آن است. به عبارتی دیگر در این فیلم نیز مثل خیلی از فیلمفارسی‌های آن دوران با یک مثلث عشقی روبه‌رو هستیم اما نخستین جسارتی که بیضایی می‌کند روایت این داستان بارها و بارها تکرار شده در زمانی بالغ بر صد و بیست دقیقه است. مدت زمانی که جزو استانداردهای اکران در زمان تولید این فیلم نبوده است.»
قاسمعلی گفت: «این فیلم نخستین اثر بلند و سینمایی بهرام بیضایی است و طبیعی است که نواقصی دارد. اما این نقص‌ها بیش‌تر از آن که از نحوه‌ی تولید ضعیف و غیر استاندارد چنین فیلمی ناشی شده باشد ریشه در پرداخت خام‌دستانه‌ی فیلم‌ساز نسبت به عناصر، نمادها و نشانه‌هایی نظیر آینه است که در فیلم‌های بعدی او شکل و قالب بهتری پیدا می‌کند.»
وی افزود: «به‌هرحال باید پذیرفت ذهنیت بیضایی در گذر زمان پخته‌تر شده و خود به عنصری از فیلم تبدیل شده است. اما نکته این‌جاست که اگر برخی نشانه‌ها در فیلم‌های بعدی و بهتر او به عنصری نمادین یا دراماتیک تبدیل شده، به‌خاطر نزدیکی لحن آن فیلم‌ها به اسطوره‌هاست. در حالی که در «رگبار» زبان، لحن و رویکرد فیلم، واقع‌گراست.»
این فیلم‌نامه‌نویس سپس به نقش و حضور قدرتمند زنان در سینمای بیضایی اشاره کرد و افزود: «زنان فیلم‌های بیضایی عموماً زنانی مقتدر، آرمان‌خواه و نسبت به مردان بسیار پیشروتر هستند. در حالی که شخصیت زن فیلم «رگبار» یک زن معمولی است که جایگاه و قداست زن آرمانی خصوصاً در فیلم‌های متاخر بیضایی را ندارد.»
در ادامه‌ی جلسه، دکتر مصطفی جلالی‌فخر در پاسخ به پرسش ناصر صفاریان درباره‌ی نوع نگاه اسطوره‌ا‌ی در آثار بهرام بیضایی و تقابل آن با روزمرگی‌های مورد اشاره در «رگبار» گفت: «اگر این یافته‌ی روان‌شناسی را بپذیریم که تمام آدم‌ها یک معشوق خیالی دارند باید اشاره کرد که این فیلم به‌شدت به اسطوره نزدیک شده و عشق کاملی را به تصویر آورده که در آن، این معشوق خیالی با تمام ابعاد ظاهر می‌شود.»
وی گفت: «این فیلم چهل و هفت سال پس از تولید آن مورد نقد و بررسی قرار گرفته در حالی که آن را باید با مختصات زمان و زمانه‌ای که در آن ساخته شده سنجید.»
جلالی‌فخر افزود: «به نظرم «رگبار» فیلم گرمی است و آدم‌ها و شخصیت‌هایش هنوز هم تماشاگر را تحت تاثیر قرار می‌دهند. آن‌هم در مقایسه با سینمای امروز ایران که متاسفانه بخش عمده‌ای از تولیدات آن، توان شخصیت‌پردازی و روایت سر راست داستان را ندارند.»
این منتقد سینما سپس «رگبار» را «یکی از موفق‌ترین آثار در تلفیق‌ رئالیسم و سوررئالیسم» توصیف کرد و افزود: «بیضایی در این فیلم موفق شده هم یک فیلم واقع‌گرا بسازد و هم یک ملودرام درست و عاشقانه که از لحظه‌های حسی بسیار قوی و موفقی برخوردار است. به عنوان مثال ذات عاشقانه‌ی سکانس دیدار آقای حکمتی (زنده‌یاد پرویز فنی‌زاده) و عاطفه (پروانه معصومی) به‌قدری قوی است که حتی طنز الصاقی فیلم‌ساز نیز نمی‌تواند جوهره‌ی آن را کم‌رنگ کند. به این ترتیب زمانی که تماشاگر در پایان همین سکانس با یک لحظه‌ی سوررئال (نظیر پر شدن درخت‌ها از بچه‌هایی که نظاره‌گر ابراز علاقه‌ی آقای حکمتی به عاطفه هستند) مواجه می‌شود، درام صحنه اُفت نمی‌کند و هم‌چنان یک عاشقانه‌ی شاعرانه باقی می‌مانَد.»
وی در بخش دیگری از صحبت‌های خود «رگبار» را «یک تجربه‌ی عاشقانه» توصیف کرد و افزود: «این فیلم روایتی از یک تراژدی نیست و حتی غمگین هم نیست. شخصیت محوری این فیلم یک تجربه‌ی غنی و عاشقانه را با خود می‌بَرَد که شاید نتوان آن را پیروزی او دانست اما در عین حال شکست رقیب عشقی‌اش هم نیست. چون عشقی که در فیلم مورد پرورش قرار گرفته، در پایان نیز هم‌چنان خوب و کامل و تاثیرگذار باقی مانده است.»
در ادامه‌ی جلسه، دیگر منتقد مهمان برنامه نیز با اشاره به «لحن کودکانه و سرخوشانه‌ی فیلم‌‌» که به گفته‌ی او «هنوز هم در «رگبار» قابل ردیابی است» گفت: «اوج این لحن در ایده‌ی نابی که در سکانس دنبال کردن خط روی دیوار وجود دارد دیده می‌شود. لحنی که حتی به تدوین فیلم تسری پیدا کرده و در برش‌های بعضاً نادرست و کمبود نماهای معرف در فیلم نیز نمود یافته است.»
قاسمعلی ریشه‌ی این مسائل را در عدم برخورداری فیلم‌ساز از یک دکوپاژ دقیق دانست و افزود: «فراموش نکنیم که بیضایی در «رگبار» کاری می‌کند که نسبت به زمان خودش بسیار جلوتر است. به عنوان مثال شخصیت منفی این فیلم (رحیم با بازی منوچهر فرید) شبیه هیچ‌کدام از آدم بدهای جریان اصلی سینمای آن دوران نیست و در بخشی از فیلم به شغل او (قصابی) و ادبیاتی که استفاده می‌کند اشاره می‌شود که در سینمای فارسی دهه‌ی پنجاه کم‌تر سابقه داشته است.»
وی در بخش دیگری از صحبت‌های خود با اشاره به استفاده از خرده‌پیرنگ‌ها در روایت داستانی که به تعبیر او ساختار کلاسیک ندارد گفت: «در این فیلم با قهرمانی روبه‌رو هستیم که برخلاف رویه‌ی سینمای آن سال‌ها و هم‌چنین سال‌های بعد کتک می‌خورَد. موضوعی که حتی در سال‌های اخیر نیز پذیرفتنی نیست.»
در ادامه‌ی جلسه، دکتر جلالی‌فخر نیز «پرداخت شخصیت‌های خاکستری» و هم‌چنین «پرهیز از اشاره به آدم‌های سیاه و سفید» را از مهم‌ترین ویژگی‌های «رگبار» برشمرد و افزود: «شاید بدترین شخصیت این فیلم مدیر مدرسه است که بیضایی با نمایش فضای خانوادگی و حرکات مشمئزکننده‌‌ای که برای او طراحی کرده سعی داشته تا تصویر یک آدم مزاحم را از او ارائه دهد.»
وی سپس با اشاره به نقش عناصر نمادگرایانه در برخی لحظات فیلم گفت: «این عناصر در بعضی لحظه‌های فیلم بیش‌ از آن که کارکردی در جهت خود فیلم داشته باشند مختل‌کننده هستند. مثل حضور فردی با عینک دودی تیره که به نظر می‌رسد نمادی از نیروهای امنیتی است و در پایان فیلم شخصیت اصلی داستان را مجبور می‌کند که آن محل را ترک کند.»
در بخش پایانی این جلسه‌ی نقد و بررسی، جابر قاسمعلی گفت: «یکی از جالب‌ترین نکته‌های «رگبار» این است که چنین فیلمی با وجود عدم برخورداری از ساختمان کلاسیک داستانی، از عناصری وام گرفته که مربوط به ساختارهای داستانی است.»
وی گفت: «یکی دیگر از مختصات ساختارهای داستانی، حضور خرده‌پیرنگ‌ها در یک شاه‌پیرنگ اساسی است که در این فیلم در حضور نامرئی بعضی آدم‌های فرعی داستان تجلی پیدا کرده است. آدم‌هایی نظیر شخصیت خیالی مدیر خیاط‌خانه (زنده‌یاد مهری ودادیان) که فقط سایه‌ی او روی دیوار دیده می‌شود، زنی که صاحب‌خانه‌ی آقای حکمتی و هنوز منتظر آمدن فرزندش است؛ و مهم‌تر از همه، مادر عاطفه (زنده‌یاد عصمت صفوی) که پزشک معالجش در توصیف او به زیبایی می‌گوید در حال مرگ است اما فقط دست‌هایش کار می‌کند.»
قاسمعلی هم‌چنین گفت: «باید پذیرفت مهم‌ترین شخصیت فیلم «رگبار» آقای حکمتی است که همان‌طور که از اسمش هم برمی‌آید واجد حکمت خاصی است؛ و البته شکل تکامل‌یافته‌ی او در فیلم‌نامه‌ی درخشان «طومار شیخ شرزین» (نوشته‌ی استاد بیضایی) و شخصیت شرزینِ دبیر حضور دارد. نماینده‌‌ای از خِرَد ایرانی که متاسفانه به دست بی‌خِرَدان قربانی می‌شود.»

۵ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایده ای هدر رفته و ناکام. قطع و وصل ها درست جاییکه مستند باید تنه عریان خودش رو نشون بده و فیلمساز از بیانش هراس نداشته باشه.
بدون پرداخت قهرمان فیلم که اجازه همذات پنداری رو به مخاطب نمیده به حز یکی دو صحنه، وقتی اشاره میکنه که ۵ تا بچه دارم و جایی با بچه ش پشت تلفن صحبت میکنه.
همه بار فیلم روی دوش خانم خبرنگاری هست که هیچی ازش نمیدونیم و منتظریم جایی بشناسیمش.
اگر فیلم بعد از جشنواره کوتاه یا سانسور نشده باشه با پایانی که دیدم اخرش هم رها، رها میشه.
انتظارم خیلی بیشتر بود. با وجود اینکه بسیار احساساتی شدم و سراسر فیلم اشک ریختم، مستند قوی ای نبود و به جز یکی دو پلان ایده طراحی ساخت خاصی نداشت.

* جنگ میخای یا قلب؟
امیرمسعود فدائی، امیر مسعود و سپهر این را خواندند
امیر عسگرزاده این را دوست دارد
«ایده ای هدر رفته و ناکام» ... مثل همیشه عالی می نویسید!
۴ ساعت پیش
ممنونم جناب عسگرزاده. لطف چشمان شماست.
۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید