تیوال سینما
S3 : 09:00:26
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

علی
درباره فیلم این گروه خشن i
من با اینکه خیلی به سینما علاقه مندم ولی این فیلم رو تا حالا ندیدم ولی تعریفش رو خیلی شنیدم و همیشه تو لیست فیلم هایی که باید ببینم بوده.
از سام پکینپا فیلم Straw Dogs رو دیدم و شخصیتش رو تا حدودی میشناسم. از کاربلدهای سینماست و درجه یکه. خیلی خاصه
بی صبرانه منتظرم تا فردا شه برای دیدن این فیلم.
ممنونم از کسانی که این فیلم رو برای اکران در فرهنگسرای ارسباران انتخاب کردند. به همه توصیه میکنم دیدن این فیلم رو روی پرده از دست ندهند.
حمیدرضا مرادی این را خواند
محمدرضا دانش این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود
فیلم سرخپوست مثل هر اثر هنری دیگری نقاط ضعف و قوت تکنیکی و سلیقه ای خودش را دارد ولی به نظرم یکی از خوش ساخت ترین فیلمهای سینمای ماست .
ای کاش داستان در همان دو ساعت اول بسته میشد و باز ای کاش در پایان داستان ، کارگردان کمی بیشتر به توانایی خودش و شعور مخاطب اعتماد میکرد و اینقدر سعی نمیکرد به ببیننده بفهماند که احمد کجا پنهان شده ؛ شاید تنها یک نگاه سرگرد کافی بود و تمام .
بماند که خانم ایزدیار هم نسبت به قبل ضعیف تر ظاهر شدند .
بهر حال از دیدن این اثر بسیار لذت بردم ( قصه و نحوه روایی و کادرهای فیلمبرداری از نقاط عطف ماجراست ) و به گمان من "سرخپوست" و "شبی که ماه کامل شد" حتی قابل قیاس با هم نیستند که در جشنواره بخواهند در کنار هم ارزیابی شوند ، چه رسد به اینکه جوایز به فیلم دوم برسد !!!
احسنت!
یه نظر منطقی و کاملن درست.
۱۶ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۲ روز پیش، دوشنبه
محمد عسگری، سید حامد حسینیان و محمد لهاک (آقای سوبژه) این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۲ روز پیش، دوشنبه
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیرین
درباره فیلم ما همه با هم هستیم i
فیلم هایی مثل ما همه با هم هستیم و خانم یایا تکلیفشان با خودشان معلوم نیست. می خواهند از درد مردم بگن. تقابل رابطه ایران و آمریکا رو به نمایش بذارند. اگر هواپیما ایران و مردم ایران باشند و مهران مدیری نماد حکومت ایران و گلزار نماد آمریکا (در مورد ما همه با هم هستیم) از انفعال مردم برای حرکت رو به جلو برای تغییر شرایط کنونی بگند (در مورد خانم یایا) اما خب به دلیل محدودیت های کشور نمی توانند پس این موارد را به صورت مخفیانه و در قالب نماد بیان می کنند. خب تا اینجای کار مشکلی نداره. ابراهیم گلستان هم وقتی اسرار گنج دره جنی را نوشت و ساخت کلی نماد ایجاد کرد. در نهایت برای لو نرفتن مقصود برای حکومت وقت از بازیگران صمد آقا برای فیلمش استفاده کرد.هرچند در کنار هم قراردادن این دو فیلم با فیلم پر جسارت اسرار گنج دره جنی در آن زمان کار درستی نیست. این دو فیلم حتی ... دیدن ادامه » ذره ای جسارت فیلم گلستان را ندارند.اما از این جهت کنار هم قرار دادم که بگم صرفا استفاده از این روش مشکلی نداره.مشکل از موقعی شروع میشه که تهیه کننده ها در عین حال میخوان گیشه رو هم از دست ندن. پس در ما همه با هم هستیم لشکری از بازیگران طنز رو به عنوان بازیگر انتخاب می کنند و در خانم یایا دو بازیگری که بیشتر در زمینه طنز فعالیت کردند. تا کسانی رو که به خاطر فیلم طنز و دیدن اون بازیگران به سینما میان رو هم به سینما بکشونند. در مورد خانم یایا که پوستری رو هم تهیه می کنند که به مخاطب نشون میده این کاملا یک فیلم طنزه و صرفا برای خنده. بعد که سروصدای مردم در میاد می نویسند این فیلم اصلا کمدی نیست! اینجاست که آدم می مونه چه عکس العملی نشون بده. می خواهی از درد مردم در فیلم هات بگی و همزمان میخوای جماعت زیادی از مردم رو گول بزنی؟؟ خودت هم داری مثل بقیه سر مردم رو شیره می مالی تا پولشون رو بگیری.اگر نظرات مردم رو خونده باشید دیدید که مخاطبان از پولی که بابت خانم یایا و ما همه با هم هستیم دادند راضی نیستند. و این نارضایتی به خاطر این نیست که فیلم در سلیقه اشان نبوده بلکه به این دلیل است که تبلیغات فیلم گولشان زده.خانم یایا باید صاف می رفت و در هنر وتجربه اکران میشد. ما همه با هم هستیم هم باید از حجم این بازیگران طنز کم می کرد. چند تا بازیگر خوب تئاتری می تونستند به ما همه با هم هستیم سروشکل بهتری بدن.شترسواری دولا دولا نمیشه. یا از درد مردم بگو یا با حیله گری پولشان را بگیر. هردوتاش با هم یه جا جمع نمیشه.
امیرمسعود فدائی، محسن جوانی، امیر مسعود و سپهر این را خواندند
سیدمهدی و رضا غیوری این را دوست دارند
دقیقا....اون چار ملیاردی که یایا فروخت مصداق پول دزدی هست...حتی اون تیزر این فیلم کمدی نیست رو طوری درس کردن که بیشتر کمدی بودن رو متبادر کنه....اگه صادقانه توی هنرتجربه گذاشته بودنش،فیلم شریف و قابل اعتنایی بود
۲ روز پیش، دوشنبه
دقیقا حرفتون درسته.
۲ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیرین
درباره فیلم متری شیش و نیم i
متأسفانه در زمان اکران پر سروصدای فیلم موفق به تماشا نشدم به علت مشغله کاری و البته یک خوشبختانه هم داشت که نظرات متفاوت رو تا الان خوندم و بعد به دیدن فیلم رفتم.دیشب بالاخره فیلم رو دیدم. و فیلم به نظرم آینه تمام نمای این عبارته:توقف در فیلمنامه نویسی. علی رغم شروع غافلگیر کننده اش (که تنها نکته مثبت فیلم بود) ولی فیلم نامه پر از ضعف بود.امان از فیلمنامه های بد که گریبان سینمای ایران رو گرفته. من از طرفداران پروپاقرص ابد ویک روز هستم و به نظرم این فیلم یک سقوط چند پله ای نسبت به ابد و یک روز محسوب میشه.فیلم بعد از پیدا شدن ناصرخاکزاد واقعا سقوط می کنه. حتی بازی پیمان معادی هم تا پیدا شدن ناصر خوب پیش میره اما بعد از اون میشه گل درشت و اغراق شده. یک سری دیالوگ رو پشت سرهم تندتند گفتن نشد پلیس خشن. بازی نوید محمد زاده رو اصلا نپسندیدم. کاش اصلا این نقش ... دیدن ادامه » رو قبول نمی کرد و می ذاشت بازیگر دیگری که کمتر در این نقش ها دیده شده این نقش رو بازی می کرد تا باورپذیرتر بشه این نقش.نوید باید نقش پلیس دوم رو بازی می کرد که فرزندش رو از دست داده که نقش متفاوتی رو هم بازی کرده باشه. (هومن کیایی بازیگر خوبیه.ولی از این نقش ها در تئاتر ازش زیاد دیدم و این نقش براش تکراری محسوب میشه)پریناز ایزدیار دقیقا نقشش چیه اینجا؟ فقط برای اینکه بگیم یک پریناز ایزدیار در فیلم داریم؟ لو دادن ناصر می تونست به دست هرکس دیگری انجام بشه. فقط پریناز ایزدیار رو آوردیم که بگیم یک نقش زن هم داریم و از حجم فضای مردانه فیلم کم کنیم؟؟ فیلم برداری فیلم خیلی خوب بود و فقط می تونم تنها دلیل اینهمه تحسین و تمجید رو فیلم برداری فیلم بدونم که تونست روی مخاطب اثر بذاره. دلیل ادامه پیدا کردن داستان بعد از اعلام حکم دادگاه چیه؟ اون هم با بازی عجیب کاراکتر وکیل؟؟ اصلا دلیل به تصویر کشیدن صحنه اعدام چیه؟ اون صحنه قراره چی به من مخاطب اضافه کنه؟ در نهایت با وجود اینکه داستان کاراکتر اصغر پیران و پسرش هم در فیلمنامه عجیب و اضافی بود و فیلمنامه برای این بخش می تونست بهتر نوشته بشه جوری که به کاراکترهای اصلی قصه ربط پیدا کنه ولی بهترین بازی رو متعلق به اصغر پیران می دونم که بین سروصدای بازی سایر بازیگران و داد وفریادهای فیلم, بازی اصغر پیران در جشنواره هم نادیده گرفته شد.و نامزدی نقش مکمل کمترین چیزی بود که باید به اصغر پیران تعلق می گرفت.در پایان آقای روستایی به شما هم باید مثل محمد حسین مهدویان یه جمله بگم وقتی یه موضوعی یک بار گرفت دلیل نمیشه دوباره بگیره. مهدویان ایستاده در غبار و ماجرای نیمروز رو ساخت و خوب پیش رفت. اما ساخت رد خون یه اشتباه بود.به همون اندازه که ساخت متری شش و نیم اشتباه بود.متری شش و نیم فیلمیه که به دلیل غوغا و سروصدا و جنجالی که براش راه افتاد خیلی مورد استقبال قرار گرفت اما بعد از چندین سال به فراموشی سپرده میشه. همین سرنوشت در انتظار فیلم مغزهای کوچک زنگ زده هم هست.
تقریبا با همه نقدتون موافقم فقط یک نکته عرض کنم که:
انگار کاراکتر پیمان معادی تو یک صحنه سانسور شده در اواخر فیلم با بیان همچین جمله ای " وقتی من شروع به کار کردم یک میلیون معتاد داشتیم اما الان شش میلیون " استعفا میده و اون صحنه پشت بام و نگاه به ... دیدن ادامه » اعدام هم پیرو ناامیدی ایشون در فیلم گنجانده شده بود که قاعدتا وقتی صحنه استعفا سانسور شده بود پس این صحنه اعدام هم کلا اضافه و بی هدف جلوه میکرد.
بطور کلی نیمه اول فیلم خوب و نیمه دوم خسته کننده بی منطق و شعاری بود
۳ روز پیش، یکشنبه
اگر موضوع سانسور دخیل بوده در صحنه اعدام صحبت شما درسته. ولی وقتی می بینیم که بخشی از فیلممون رو دارند سانسور می کنند که به فیلم ضربه وارد می کنه می تونیم با یک تدوین بهتر فیلم رو هم بهتر کنیم. وقتی اون بخش سانسور شده پس اصلا سکانس اعدام هم باید حذف میشد. ... دیدن ادامه » در مورد بازیگرها هم جایی خوندم که اصلا از اول قرار بوده که نوید محمد زاده نقش پلیس دوم رو بازی کنه و شهاب حسینی نقش ناصرخاکزاد رو که فکر کنم این نتیجه بهتری داشت.که با انصراف شهاب حسینی نقش ها عوض شده. ولی باز هم می تونستند فرد دیگری رو برای نقش ناصر انتخاب کنند. کاراکتر پریناز ایزدیار هم باید کلا به نظرم از داستان حذف میشد.در حال حاضر نمی تونم تصور کنم کی برای نقش پلیس اول بهتر بود. شاید کامبیز دیرباز.البته به شرطی که اون حالت لاتی رو از صداش در می آورد. :-) یا شاید حامد بهداد با توجه به بازیش در سد معبر. از پس این نقش خوب بر می اومد.ولی همه اینها وقتی فیلمنامه خوب نباشه دردی رو دوا نمی کنه.
۳ روز پیش، یکشنبه
کاملا باهاتون موافقم
۲ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تولید مستند «کارتلوس» در مازندران | عکس
» تولید مستند «کارتلوس» در مازندران
... دیدن متن »

مستند«کارتلوس» به تهیه کنندگی و کارگردانی آرش رمضانی فوکلایی کار مشترک ایران و گرجستان در مازندران به مرحله پایانی تولید رسید.
آرش رمضانی فوکلایی تهیه کننده و کارگردان مستند«کارتلوس» گفت: «کارتلوس» عنوان مستندی درباره قوم گرجی ساکن شمال ایران است که در شهرستان بهشهر در محله ای بنام گرجی محله  سکنی گزیده اند.
وی  با  ارایه این مطلب که قوم گرجی که در فرهنگ و تاریخ اروپا توسط یونانی های قدیم به آن ها اطلاق می شد،  معنی کشاورز  را در بر می گیرد  افزود: این مستند  کار مشترکی بین تلویزیون گرجستان و ایران است و پژوهش و تصویر برداری آن به مدت  چندماه زمان برده است .
وی ادامه داد:   طبق همکاری های فرهنگی  انجام شده به زبان های فارسی،گرجی، روسی وانگلیسی مرحله تولید نهایی خود را پشت سر خواهد گذاشت.  
رمضانی ادامه داد: این مستند  پژوهشی مصور به فرهنگ قوم ها ، علاقمندان به قومیت ها و اداب و رسوم و سنن ، چگونگی شکل گیری و مهاجرت قوم گرجی می پردازد.
تهیه کننده و کارگردان مستند «کارتلوس» ضمن تشکر از همکاری  دهیار،  شورای اسلامی و اهالی گرجی محله بهشهر خاطر نشان کرد: تصویربرداری و نور این مستند را علی غنی پور بر عهده دارد،  علی روشن به عنوان صدا بردار، شهرام حق شناس به عنوان ادیتور صدا،  سید احمد طاهر پور به عنوان عکاس و راوی،  محمد رضا موحدی به عنوان تدوینگر و گرافیک موشن، حسن صیامی حیدری به عنوان هماهنگی تولید در تهیه این مستند همکاری دارند. 

۴ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
 آغاز فیلمبرداری «سرزمین آبی» در شمال کشور | عکس
» آغاز فیلمبرداری «سرزمین آبی» در شمال کشور
... دیدن متن »

 فیلمبرداری فیلم سینمایی «سرزمین آبی» به کارگردانی علی فخر موسوی و تهیه‌کنندگی سید رضا محقق در سوادکوه استان مازندران آغاز شد.
به گزارش مشاور رسانه‌ای پروژه، فیلمبرداری فیلم سینمایی «سرزمین آبی» به کارگردانی علی فخر موسوی و تهیه‌کنندگی سید رضا محقق که از چندی پیش وارد مرحله پیش تولید شده بود، در شهر سوادکوه استان مازندران آغاز شد.
فیلمبرداری «سرزمین آبی» که به صورت یک‌پروژه مشترک میان ایران و اروپا ساخته می‌شود به طور کامل داخل ایران خواهد بود و مراحل پس از تولید آن از جمله صداگذاری، تصحیح رنگ، ساخت موسیقی و... در کشورهای مختلف اروپایی از جمله ایتالیا، جمهوری چک، اوکراین و... انجام می‌شود.
در خلاصه داستان این فیلم آمده است: دکتر آرش پیرو، پس از مشکلاتی، تهران را به مقصد روستایی مرزی ترک می‌کند. دکتر در روستا به کشف پازل‌هایی از گذشته می‌پردازد.
محمدرضا رهبری، منوچهر آذر، بهزاد دورانی، سحر عبدالهی، محمد جهان‌شاهی، فریبرز علی‌اکبرپور، آرزو ابی‌زاده، مریم جنگروی و محمد اعلایی بازیگران «سرزمین آبی» هستند.
عوامل این فیلم سینمایی نیز عبارتند از: نویسنده و کارگردان: علی فخرموسوی، مدیر برنامه‌ریزی و دستیار اول کارگردان: محمد بدرلو، دستیار دوم کارگردان: فریبرز علی‌اکبرپور، منشی صحنه: لیلا مربی، عکاس: حسام خلوصی، فیلمبردار: امیر معقولی، دستیاران فیلمبردار: حسین قلی‌پور، میلاد ملکوتی، احسان کاظم‌خانی و ارسلان حسین‌آبادی، صدابردار: علیرضا کریم‌نژاد و اسفندیار سلطانزاده، طراح گریم: پدرام زرگر، مجری گریم: عماد صمدی و مهران حمزه‌لو، طراح صحنه و لباس: رامین غفوری، صادق صدری و حسین نجفی، دستیار لباس: بهنوش نادری، مدیر تولید: محمدرضا عزت‌خانی، مشاور رسانه‌ای: مریم قربانی‌نیا، مدیر تدارکات: روح‌ا... خلجی، دستیار تدارکات: مسعود ریحانی، همیار تدارکات: امیرحسین قاضی، مجری طرح: هادی دیباجی، تهیه‌کننده: سیدرضا محقق، سرمایه‌گذاران: سید صابر تقی‌زاده و کمپانی الکسیدا  (oleksida).

 

۴ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مروری بر آثار پوران درخشنده در دهمین جشنواره بین‌المللی فیلم «جگران» هندوستان  | عکس
در بخش سینمای جهان به بررسی آثار این کارگردان سرشناس ایرانی در شرق دور می‌پردازد
» مروری بر آثار پوران درخشنده در دهمین جشنواره بین‌المللی فیلم «جگران» هندوستان
... دیدن متن »

بررسی و مروری بر آثار پوران درخشنده کارگردان سرشناس سینمای ایران در بخش سینمای جهان در دهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم «جگران» در کشور هندوستان برگزار می‌شود. 
دهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم «جگران» Jagran در بخش سینمای جهان به بررسی و مرور آثار پوران درخشنده کارگردان سرشناس ایرانی در شرق دور می‌پردازد؛ این بزرگ‌ترین جشنواره‌ای است که فیلم‌ها را به ۸۵ کشور جهان به جهت آشنا کردن مخاطبین جهانی با فیلمسازان مطرح میدل ایست، معرفی و در ۱۸ شهر هندوستان همزمان اکران می‌کند.
مروری بر آثار پوران درخشنده کارگردان، فیلمنامه‌نویس، تهیه‌کننده و پژوهشگر ایرانی؛ با حضور منتقد سرشناس هندی «راجیو مسند» Rajeev Masand روز 28 تیر ماه مسال (19 جولای 2019) در بخش بزرگداشت یک فیلمساز جهانی World Retrospective در دهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم «جگران» در سالن «سیریفورت» Sirifort در شهر دهلی نو در کشور هندوستان برگزار می‌شود و تعدادی از فیلم‌های این کارگردان سرشناس سینما از جمله؛ «زیر سقف دودی»، «هیس! دخترها فریاد نمی‌زنند»، «کودکان ابدی» و «رؤیای خیس» به نمایش در می‌آیند، آثاری که به مسائل اجتماعی همچون سوءاستفاده از کودکان و حقوق زنان می‌پردازند. 
آثار پوران درخشنده بارها در جشنواره‌های مختلف هندوستان حضور داشته و از طرف علاقمندان به سینما در این کشور مورد استقبال قرار گرفته است و برای مخاطبان هندی فیلمساز آشنایی به شمار می‌رود.
پوران درخشنده در مورد مروری بر آثارش در جشنواره بین‌المللی فیلم «جگران» JFF گفت: بسیار خوشحالم که دهمین جشنواره بین‌المللی فیلم «جگران» برگزار می‌شود و افتخار می‌کنم که این جشنواره من را در بخش Retrospective در سینمای جهان انتخاب کرده است. من به عنوان یک فیلمساز، همیشه هند و صنعت فیلم آن را تحسین کرده‌ام، که در حال حاضر در سراسر جهان در جریان است. من معتقدم که حتی در فرهنگ‌های مختلف، شباهت‌های زیادی وجود دارد. به عنوان یک فیلمساز، هند یک کشور الهام‌بخش برای من است که فیلم‌های مربوط به مسائل زنان و با محوریت آنان را می‌سازم. فیلم «هیس! دخترها فریاد نمی‌زنند» براساس سوءاستفاده از کودکان بود و هنگام تحقیق در مورد این پروژه، متوجه شدم که در هند هم مواردی از این دست وجود دارد. در واقع این فیلم، واکنش قاطعانه‌ای به این‌گونه سوءاستفاده‌ها از کودکان و نوجوانان است. بنابراین، چه خوب است که در هند هم، دیده بشود. 
جشنواره بین‌المللی فیلم «جگران» به ابتکار گروه رسانه‌ای «جگران پرکشان» Jagran Prakashan برای ایجاد فرهنگ سینمایی و تلاشی صادقانه برای ایجاد یک پلتفرم هنری تأسیس شده است که موضوعات زیادی را با مخاطبان سراسر کشور هندوستان به اشتراک می‌گذارد.
این رویداد سینمایی هر ساله در بیش از ۱۸ شهر، ۴۰۰ اکران سینمایی در ۱۸ سینمای کشور هندوستان برگزار می‌شود و به طور مستقیم بیش از ۵۵ هزار مخاطب به تماشای آن می‌نشینند و پوشش رسانه‌ای «جگران» از این جشنواره، بیش از ۵۰ میلیون نفر در سراسر کشور هندوستان را پوشش می‌دهد.
در نهمین جشنواره بین‌المللی فیلم «جگران» ۴۵۰۰ فیلم به دبیرخانه این رویداد سینمایی ارسال شده بود و با برگزاری آن در بیش از ۱۸ شهر، از نظر جغرافیایی شاید بزرگترین جشنواره فیلم در دنیا باشد که فیلم‌هایی از کارگردانان سراسر جهان را پخش می‌کند. یکی از ویژگی‌های منحصر به فرد این جشنواره این است که عوامل فیلم‌هایی که انتخاب شده‌اند به شهرهایی که جشنواره می‌رود، حضور پیدا می‌کنند و با همدیگر و همچنین با مخاطبان خود به بحث و گفت‌وگو می‌پردازند. یکی از جنبه‌های مهم جشنواره، این است که بحث در مورد بخش‌های مختلف سینما بر جامعه و فرهنگ عموم مردم تأثیر می‌گذارد. 
دهمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم «جگران» در بخش‌های مختلف رقابتی و غیرقابتی روز ۲۷ تیر ماه مسال (۱۸ جولای ۲۰۱۹) در شهر دهلی نو در هندوستان آغاز می‌شود و در ادامه در ۱۸ شهر این کشور از جمله؛ کانپور، لاکنو، الله آباد، وارناسی، آگرا، میروت، دهرادون، هیسار، لدیهانا، پاتنا، رنچی، جمشدپور، گورهپور، راپور، اندور و بهوپال برگزار می‌شود و در نهایت در روز ۷ مهر ماه امسال (۲۹ سپتامبر ۲۰۱۹) در شهر بمبئی به پایان می‌رسد و جوایزی در رشته‌های بهترین فیلم خارجی، بهترین فیلم، بازیگری مرد، بازیگر زن، بهترین فیلم کوتاه، بهترین فیلمنامه، بهترین فیلمبرداری، بهترین تدوین، بهترین آهنگسازی، بهترین فیلم دانشجویی، بهترین فیلم مستند، جایزه ویژه به هنر سینما، جایزه طلا، نقره و برنز به بهترین سینماها و ... به برندگان اهدا خواهد شد. 

۴ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
 فیلمبرداری «گواهی امضاء» به پایان رسید | عکس
» فیلمبرداری «گواهی امضاء» به پایان رسید
... دیدن متن »

 با حضور علیرضا استادی در برابر دوربین فیلمبرداری فیلم سینمایى «گواهى امضاء» به کارگردانی شهرام اسدزاده به پایان رسید.
به گزارش مشاور رسانه‌اى پروژه، علیرضا استادی همراه با علیرضا مهران، سیامک اطلسى، حامد جوادى، پویا صفدرپور، حامد طوسى، پوریا اصلان و پریا گوران آخرین بازیگرانی بودند که در فیلم سینمایى «گواهى امضاء» به نویسندگى و کارگردانى شهرام اسدزاده مقابل دوربین رفتند. تدوین این فیلم که از چندی پیش شروع شده بود، در روزهای آتی ادامه دارد.
امیر آقایى، نسیم ادبى، نادر فلاح، هامون سیدى، علیرضا استادى، نازنین صلح جو، سیامک اطلسى، آسیه اسدزاده، داریوش آهنچیان، علیرضا مهران، حامد جوادى،پویا صفدر پور، پوریا اصلان، حامد طوسى، پریا گوران، ایمان ده یادگارى، شهروز شهبازى، سپیده صادقى، دنا شهبازى، على طایفه و بازیگر خردسال مهنا پیراسته بازیگران فیلم تازه اسدزاده هستند.
«گواهى امضاء» روایت متقاطع و پیچیده یک شبانه روز از زندگى فریبرز و محبوبه است که تصادف دختر بچه ٥ ساله‌شان (تینا) با اتومبیل گروه فاسدان، آنها را سر راه زوج دیگری به نام‌های اشکان و ندا قرار مى‌دهد. در میان این هیاهو و درگیری‌ها هر کس به فکر نجات زندگى خودش از یک چند ضلعى تعقیب و گریز است تا گواهى براى تار و پود افکارش بدست آورد.
عوامل این فیلم عبارتند از: نویسنده و کارگردان: شهرام اسدزاده، تهیه‌کننده: سید محمد قاضى، مشاور پروژه: سیروس الوند، مجرى طرح: موسسه نقطه عطف سینما و تئاتر، مدیر تولید: رحمت عبدالله‌زاده، مدیر فیلمبردارى: مهدى ایل‌بیگى، دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز: على آشتیانى، صدابردار: محمد صالحى، طراح گریم: دانیال شعاعى، طراح صحنه: حسین مجد، جانشین تولید: فروزان جنیران، دستیار اول فیلمبردار و نورپرداز: مصطفى بافرونى، طراح لباس: سمیرا کشورنژاد، منشى صحنه: شهرزاد مطلق، مدیر تدارکات: مراد خانه‌زاد، فیلم پشت صحنه: پریسا آزمایش، مشاور رسانه اى و مدیر روابط عمومى: مریم قربانى نیا، عکس: حسین خدارتى.

 

۴ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گزارشی از تحلیل آثار و نکوداشت منوچهر فرید در خانه سینما | عکس
از دل تاریخ سینما و تئاتر
» گزارشی از تحلیل آثار و نکوداشت منوچهر فرید در خانه سینما
... دیدن متن »

 تازه‌ترین برنامه‌ی کانون فیلم خانه سینما که بعدازظهر روز یک‌شنبه بیست و ششم خرداد در سالن سیف‌الله داد برگزار شد به تحلیل آثار و نکوداشت منوچهر فرید، بازیگر قدیمی تئاتر و سینمای ایران اختصاص داشت.»
در ابتدای این برنامه که با استقبال چشم‌گیر مخاطبان همراه بود، ناصر صفاریان، دبیر کانون فیلم با اشاره به برنامه‌ی قدردانی از هنرمندان شاخص در زمینه‌ی سینما که از این پس تحت عنوان «گوشه‌های کم‌پیدای سینمای ایران» برگزار خواهد شد گفت: «از چندماه پیش قصد داشتیم این برنامه را برگزار کنیم اما متاسفانه فرصتی برای انجام این کار فراهم نمی‌شد. با این حال خوش‌حالیم که نخستین جلسه از این سری برنامه‌ها که از این پس در خانه سینما برگزار خواهد شد به هنرمند ارزنده‌ی کشورمان، منوچهر فرید اختصاص دارد.»
وی افزود: «امیدواریم سایر عناوین این سری برنامه‌ها که با هدف قدردانی از چهره‌های شاخص سینما انجام خواهد شد، در دوره‌ی آینده‌ی کانون فیلم برگزار شود.» 
در ادامه‌ی برنامه، امیر پوریا که برنامه‌های «گوشه‌های کم‌پیدای سینمای ایران» به همت او انجام می‌شود، با اشاره به مراسم نکوداشت علی مزینانی (مدیر فیلم‌برداری و تهیه‌کننده‌ی باسابقه‌ی سینمای ایران) که زمستان سال گذشته در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد گفت: «این برنامه با یک عنوان نامتعارف آغاز شد اما امیدوارم روزی برسد که از نظر تعداد بتوان عنوان یک مجموعه را به آن اطلاق کرد.»
وی گفت: «به نظر می‌رسد اهداف این برنامه در عنوان آن مشخص و پیدا باشد. در این مجموعه برنامه‌ به آدم‌ها و بخش‌هایی از سینمای ایران خواهیم پرداخت که زمانی نه چندان دور، بسیار مهم و بخشی از حافظه‌ی تاریخی و خاطرات تثبیت‌شده‌ی همه‌ی ما از این سینما به حساب می‌آمده‌اند.»
پوریا سپس با اشاره به این که احتمالاً در این برنامه به برخی افراد که در قید حیات یا در میان ما نیستند نیز پرداخته خواهد شد گفت: «ممکن است در مورد برخی از این افراد به میزانی که انتظار داریم یا نام‌شان شایسته‌ی این قدردانی است یادی به میان نیاید. در نتیجه همین‌جا امیدوارم برگزاری برنامه‌ی «گوشه‌های کم‌پیدای سینمای ایران» باعث دل‌خوری کس یا کسانی که اسم‌شان تشکیل‌دهنده‌ی برنامه‌هاست نشود. معنی‌ چنین اتفاقی کم‌فروغی آن‌ها نیست؛ معنی‌اش غفلت ماست.»
وی هم‌چنین با تاکید بر لزوم «برگزاری نکوداشت افراد، در دوران حیات و اوج زندگی آن‌ها» گفت: «متاسفانه در اغلب موارد، برنامه‌های نکوداشت، قدردانی و مرور آثار، در مورد کسانی برگزار می‌شود که کم‌وبیش می‌توان گفت نیازی به این‌گونه مراسم ندارند؛ نه به لحاظ شناخته شدن فردی و نه سطح و ارزشِ کاری که از خود به جا گذاشته‌اند.»
پوریا افزود: «در عوض کسانی به این‌گونه نکوداشت‌ها نیاز دارند و این برنامه‌ها برای آن‌ها خجستگی و شادمانی حسیِ ناشی از به بار نشستن زحمات عمر خواهد داشت که در برخی موارد فراموش یا نادیده گرفته شده باشند. بخش هولناک ماجرا آن‌جاست که ممکن است برخی مخاطبان یا شاید بتوان گفت حجم قابل توجهی از آن‌ها (به‌ویژه جوان‌ها) با شنیدن اسم آن‌ها از خود بپرسند که اصلاً او کی هست؟!»
وی گفت: «منوچهر فرید در این مجموعه که ذکرش رفت نیاز چندانی به توصیف و شناساندن ندارد و با وجود این که تعداد فیلم‌های ایشان به زحمت به دو رقم می‌رسد، اما خوش‌بختانه در بخشی از سینمای ایران حضور داشته‌اند که فیلم‌های بسیار مهم‌، مطرح و مشهوری در آن ساخته شده است.»
این منتقد سینما هم‌چنین گفت: «کارنامه‌ی فعالیت منوچهر فرید در سینمای ایران یادآور حضور جان کازال در پنج فیلم از سینمای آمریکاست که چهارتا از آن‌ها نامزد اسکار بهترین فیلم بود.»
وی سپس با اشاره به مهاجرت منوچهر فرید به خارج از کشور که به گفته‌ی او سرانجام به اقامت در شهر ملبورن استرالیا منجر شده گفت: «در حال حاضر تنها روزنه‌ای که رو به نحوه‌ی زیست و نوع صحبت کردن این بازیگر ارزنده وجود دارد، گفت‌وگوی تصویری با خود اوست. به همین دلیل تا حد امکان، در روند واقعی و ریتم مبتنی بر زندگی گفت‌وگو شونده تغییری ایجاد نشده و این گفت‌وگو بدون هیچ دستکاری، اضافات یا پیرایه‌های تدوینی به نمایش در خواهد آمد.»
بخش بعدی جلسه به پخش بخش‌هایی از گفت‌وگوی تصویری منوچهر فرید با مخاطبان خود اختصاص داشت. این بازیگر ارزنده‌ی سینمای ایران که از سال‌ها پیش در استرالیا اقامت دارد، در پاسخ به پرسش پوریا درباره‌ی نحوه‌ی حضور خود در تعدادی از فیلم‌های موسوم به «موج نو» سینمای ایران گفت: «من فکر می‌کنم یک حالت خوش‌شانسی در این نکته وجود داشته است. ضمن این که انتخاب خودم هم بود.»
وی گفت: «در آن دوران وقتی کسی پیشنهاد حضور در فیلمی را می‌داد و تو قبول نمی‌کردی، دیگر هیچ‌وقت به سراغت نمی‌آمد. در چنین وضعیتی من خوش‌شانس بودم و کسانی که من دوست نداشتم در فیلم‌هایشان بازی کنم، دیگر سراغ من نیامدند. در نتیجه توسط کسانی که دید خوبی به سینما داشتند انتخاب شدم. از همه‌شان بهتر هم بهرام بیضایی بود که تا زمانی که در ایران بودم در اغلب فیلم‌هایش حضور داشتم.» 
منوچهر فرید در پرسش بعدی، درباره‌ی آشنایی خود با ابراهیم گلستان که به حضور در فیلم «خشت و آینه» منجر شد گفت: «وقتی کار تئاتر را شروع کردم، نخستین نمایشنامه‌ای که در آن حضور داشتم، «مرده‌های بی‌کفن و دفن» به کارگردانی حمید سمندریان، بود و خوش‌بختانه بازی‌ام در آن نمایش خیلی مورد توجه قرار گرفت. از میان تماشاگرانی که یک‌شب به پشت صحنه‌ی نمایش آمدند می‌توانم به ابراهیم گلستان و فروغ فرخ‌زاد اشاره کنم. در پایان این دیدار معلوم شد گلستان ما سه نفر (من، جمشید مشایخی و  محمدعلی کشاورز) که در آن نمایش حضور داشتیم را برای بازی در فیلم «خشت و آینه» انتخاب کرده است.»
وی افزود: «دیالوگ‌های این فیلم را ابراهیم گلستان نوشته بود و برای این که بیان آن‌ها حالت شعرگونه و مطابق سلیقه‌ی گلستان باشد، حدود یک‌ماه تقریباً هر روز در منزل او تمرین می‌کردیم. گلستان به ما یاد می‌داد که چه‌گونه کلمه به کلمه‌ی دیالوگ‌ها را ادا کنیم. به همین خاطر در برخی موارد ادای خود او را درآوردیم و در مواردی دیگر سعی کردیم آن‌چه که قابل فهم هست را ارائه دهیم اما در مجموع، نوعِ گفتنِ دیالوگ‌ها متعلق به خود ابراهیم گلستان است.»
فرید هم‌چنین در پاسخ به پرسش بعدی پوریا درباره‌ی دلیل پررنگ بودن حضور و نام تله‌تئاترها در کارنامه‌ی فعالیت هنرپیشه‌های عرصه‌ی نمایش گفت: «کسانی که به عنوان کارگردان تصویری، فعالیت تلویزیونی انجام می‌دادند، شاهکار خود را روی نوار ضبط کرده و نگه‌ می‌داشتند. بعضی از این تصویرها شاید به بیرون ارسال شده و احتمالاً کسانی که ویدئو داشتند یا مثلاً خودِ بازیگرها آن فیلم‌ها را ضبط کرده و نگه می‌داشتند. در غیر این صورت، از نمایش‌های صحنه‌ای، به غیر از اجرا در مدتی محدود، چیز دیگری باقی نمی‌ماند.»
وی گفت: «منتقدان‌مان هم که قربان‌شان بروم، کافی بود بهشان چلوکباب می‌دادی، از تو تعریف می‌کردند و حتا امکان داشت بر علیه رقیب‌ات مطلب بنویسند! خیلی معذرت می‌خواهم که این حرف را زدم ولی به‌هرحال این‌گونه افراد هم بودند.»
این بازیگر ارزنده‌ی تئاتر و سینما هم‌چنین در پاسخ به پرسش دیگری درباره‌ی تولید چشم‌گیر تله‌تئاتر در دهه‌های چهل و پنجاه خورشیدی و تاثیر آن بر هنرهای دراماتیک در ایران گفت: «آن‌وقت‌ها از آن‌جا که خیلی وقت‌ها گرفتار کار بازیگری و خیلی وقت‌ها بیرون از تهران بودم، چندان نمی‌توانستم تماشاگر تلویزیون باشم. قصد دنبال کردن موفقیت و کار دیگران را هم نداشتم. به‌هرحال در میان ما (بازیگران) حتماً عده‌ای بوده‌اند که در این تله‌تئاترها حضور داشته‌اند. خصوصاً آن‌ها که جنبه‌ی کمدی داشتند و بیش‌تر مورد توجه مردم بودند.»
وی گفت: «من خودم زیاد مورد توجه نبودم اما در ساخت بعضی تئاترهای تلویزیونی دخالت می‌کردم و برای آن که مطلوبم باشد، با کارگردان‌هایشان همفکری و همکاری می‌کردم. از جمله در نمایش‌هایی نظیر «ارثیه‌ی ایرانی» یا «روزنه‌ی آبی» که این دومی از نوشته‌های اکبر رادی بود و کارگردان‌اش که می‌خواست تز یا پایان‌نامه‌ی کار خود را ارائه دهد، آن را به صورت تلویزیونی ضبط کرده بود.»
فرید افزود: «اکبر رادی جزو کسانی بود که سر تمرین «روزنه‌ی آبی» دعوت شده بود. البته این نمایش قبل از به وجود آمدن هنرهای دراماتیک هم اجرا شده بود اما مورد پسندِ رادی نبود. او وقتی تمرین ما را دید گفت: «این اولین اجرایی است که دقیقاً همان طوری که باید اجرا می‌شود.» و حرف او برای ما خیلی خوش‌حال‌کننده بود. حالا این عمق فهم من که نقش اصلی را بازی می‌کردم بوده یا کسی دیگر اما به‌هرحال همیشه سعی می‌کردم نمایش‌نامه‌هایم عمیق و واقعی باشد.»
فرید سپس در پاسخ به پرسش دیگری درباره‌ی یکی از گفت‌وگوهای خود که سال 93 توسط مهدی طاهباز انجام شده و او در آن به «آغاز فعالیت‌های تئاتری خود در هنرهای دراماتیک» اشاره کرده بود گفت: «اشتباه آقای طاهباز در آن گفت‌وگو این بود که وقتی به شروع کارم در هنرهای دراماتیک اشاره کردم، فکر کرد من به دانشکده‌ی هنرهای دراماتیک اشاره می‌کنم. در حالی که این دانشکده آن‌زمان هنوز وجود نداشت و نام اداره‌ی تئاتر هنرهای زیبای کشور، هنرهای دراماتیک بود.»
وی گفت: «[اداره‌ی] هنرهای دراماتیک تا زمانی که به وزارت فرهنگ و هنر تبدیل شد ادامه پیدا کرد. در نتیجه، اداره‌ی هنرهای دراماتیک هم به‌خاطر دکتر فروغ تغییر نام داد و به دانشکده‌ی هنرهای دراماتیک تبدیل شد. این دو ربطی به هم نداشت.»
در ادامه‌ی جلسه، امیر پوریا با اشاره به «مشکلات گفت‌وگوی تصویری و باوقفه از راه دور» که به گفته‌ی او «از حس و حال گفت‌وگوی نفس به نفس و رو در رو بی‌بهره است» گفت: «به همین دلیل در بخش‌هایی از این گفت‌وگو موفق نشدم جنبه‌های عاطفی و حسی میراث تئاتر ایران را تحریک کرده و اصطلاحاً او را به حرف بیاورم.»
وی گفت: «یکی از دوستانم به‌ نام میثاق زارع که برای شرکت در یک جشنواره‌ی تئاتری به آدلاید استرالیا سفر کرده بود، در حاشیه‌ی این جشنواره موفق به دیدار با منوچهر فرید شده بود. فرید در این دیدار، خاطره‌ی جالبی از   
تعریف کرده بود که نقل آن خاطره در این جا خالی از لطف نیست.»
در این بخش از برنامه، میثاق زارع که فقط صدای او پخش می‌شد با اشاره به فیلم «غریبه و مه» گفت: «آقای منوچهر فرید تعریف می‌کرد که بهرام بیضایی، بازی در نقش اصلی این فیلم– که بعدها خسرو شجاع‌زاده بازی کرد– را ابتدا به بهروز وثوقی پیشنهاد داده بود اما وثوقی گفته بود من از این فیلم‌ها بازی نمی‌کنم.» 
وی گفت: «ظاهراً این دو بازیگر (منوچهر فرید و بهروز وثوقی) مدت‌ها بعد و هنگامی که دوبله‌ی دو فیلم به صورت هم‌زمان انجام می‌شده، در یکی از استودیوهای ضبط صدا با هم دیدار داشته‌اند؛ و فرید که حدس می‌زد احتمالاً وثوقی برای دوبله‌ی فیلم «گوزن‌ها» آن‌جا حضور داشته می‌گفت بچه‌های استودیو در این‌باره از او پرسیده بودند و او هم این موضوع را تایید کرده بود.» 
زارع افزود: «منوچهر فرید تعریف می‌کرد که بیضایی بعد از «غریبه و مه» قصد داشته «عیّار تنها» را بسازد و ظاهراً برای بازی در نقش اصلی این فیلم، او را در نظر داشته است. نقشی که فرید برای بازی در آن، حدود دو ماه بدن‌سازی کرده تا بدن‌اش وزن کم کرده و کاملاً روی فرم باشد.»
وی هم‌چنین به نقل از منوچهر فرید گفت: «یک روز آمدم پیش بیضایی و دیدم او از شدت خشم مثل کوه آتشفشان است. وقتی از بیضایی دلیل‌ این حال او را پرسیدم گفت تهیه‌کننده‌ی فیلم گفته: «اشرف پهلوی در تماسی از او خواسته که حتماً بهروز وثوقی باید این نقش را بازی کند.» و او به همین خاطر از ساخت «عیّار تنها» انصراف داد و ساخت «چریکه‌ی تارا» را به جریان انداخت.»
بخش بعدی جلسه به پخش ادامه‌ی صحبت‌های منوچهر فرید اختصاص داشت. وی در پاسخ به پرسشی درباره‌ی نقش و تاثیر زنده‌یاد حمید سمندریان در تئاتر ایران گفت: «در حقیقت می‌توان گفت او نخستین کارگردان تحصیل‌کرده‌ای بود که در آلمان درس کارگردانی تئاتر خوانده بود و به همین خاطر زبان آلمانی‌اش خوب بود.»
وی سپس با اشاره به ترجمه‌ی برخی کتاب‌ها توسط سمندریان گفت: «او یکی از کسانی است که در تئاتر ایران موثر بود. البته‌ در اداره‌ی تئاتر کسانی بودند که با محبت و صمیمیت علیه او کار می‌کردند! به همین خاطر وقتی دانشکده‌ی تئاتر راه‌اندازی شد، سمندریان به طرف استادی دانشگاه کشیده شد اما همکاری‌اش با هنرپیشه‌ها را قطع نکرد.»
فرید با اشاره به «مقام خوب سمندریان در تئاتر ایران» افزود: «او آن‌زمان دیگر در اداره‌ی تئاتر نبود اما خیلی وقت‌ها پیغام می‌داد که می‌خواهم نمایش‌نامه‌ای اجرا کنم و تو حتماً باید در آن بازی کنی. او حتی تا آخرین شبی که من داشتم از ایران بیرون می‌آمدم در کنار من بود و همراه همسرش زنده‌یاد هما روستا به خانه‌ی ما آمده بود.»  
وی هم‌چنین درباره‌ی تقلید صدای سمندریان که به گفته‌ی امیر پوریا «در برخی گفت‌وگوهای مکتوب و در توضیحات داخل برخی پرانتزها به آن اشاره شده» گفت: «نمی‌دانم از کجا می‌گویید که ادای سمندریان را درآورده‌ام! من هیچ‌وقت ادای او را در نیاوردم؛ و این کار را بیش‌تر پرویز فنی‌زاده انجام می‌داد و البته اسماعیل محرابی که از نوجوانی در تئاترها بازی می‌کرد و راه رفتن و نگاه کردن‌اش شبیه سمندریان بود.»
فرید در حالی که می‌خندید گفت: «یادم نیست چنین کاری انجام داده باشم. ممکن است اتفاقی چیزی را تعریف کرده باشم اما هیچ‌وقت یادم نمی‌آید ادای او را درآورده باشم. خیلی معذرت می‌خواهم اما خلاف به عرض‌تان رسانده‌اند.»
وی در بخش دیگری از این گفت‌وگوی تصویری درباره‌ی حضور در نخستین بخش از سری فیلم‌های صمد گفت: «وقتی پرویز صیاد تصمیم گرفت از طریق صمد‌ش فیلم بسازد بازی در یکی از نقش‌های این فیلم را به من پیشنهاد داد. نقش من در این فیلم، یک پروفسور آلمانی بود که قالی‌های ایرانی را می‌شناخت و در ایران دنبال جفتِ یک قالی می‌گشت.»
فرید افزود: «این فیلم تقریباً با نظر تهیه‌کننده روی صمد متمرکز و طبعاً داستان آن عوض شد. در نتیجه من از این فیلم خوشم نیامد. حتی وقتی تماشاگران در خیابان با من روبه‌رو می‌شدند می‌پرسیدند: «با فرشی که دزدی چه کار کردی؟!» در نتیجه در هیچ فیلم دیگری با پرویز صیاد همکاری نکردم چون تکیه‌ی او روی صمدش بود و من نظرم این بود که مردم را با تصاویر کمدی یا چیزهای دروغ نباید زیاد گول زد.»
وی هم‌چنین گفت: «به‌همین خاطر سیستم‌ من و صیاد از هم جدا شد اما خوش‌بختانه دوستی‌مان هنوز پابرجاست.»
فرید سپس در پاسخ به پرسشی درباره‌ی دوبله‌ی فیلم‌های خود توسط زنده‌یاد حسین عرفانی گفت: «انتخابی بود که صدایش به صدای من خیلی خوب می‌خورد و من هیچ‌وقت حاضر نشدم به عنوان دوبلور جای خودم دوبله کنم. چون من از نظر فن بیان کاملاً وارد بودم اما آن‌ها (دوبلورها) از طریق گوش، حرف زدن هنری را یاد گرفته بودند و اگر من بین ده پانزده نفر صداپیشه حرف می‌زدم تماشاگر متوجه تفاوت صدای من می‌شد. به همین دلیل هر وقت چیزی مربوط به من بود با صدای خودم صحبت می‌کنم تا این که در فیلم «چریکه‌ی تارا» من و سوسن تسلیمی جای خودمان صحبت کردیم.»
منوچهر فرید در بخش دیگری از این گفت‌وگو درباره‌ی حضور خود در فیلم «شیرخفته» گفت: «من جزو نخستین کسانی بودم که اسماعیل کوشان (کارگردان آن فیلم) مرا برای بازی انتخاب کرده بود و به شرطی حاضر به بازی در این فیلم شدم که هیچ‌کس در دیالوگ‌ها و طبعاً شخصیتم در این فیلم تغییری ایجاد نکند. اما متاسفانه کسی که برای بازی در نقش مقابل من انتخاب شد عزت‌الله انتظامی بود؛ و او شخصیتی بود که هر کار دلش می‌خواست انجام می‌داد. جالب این که نخستین نصیحت او به من و سایر کسانی که تازه وارد کار نمایش شده بودیم این بود که: «یک بازی کن و مورد توجه مردم قرار بگیر. بعد هر غلطی می‌خواهی، بکن!» اما از نظر من این حرف، توهین به تماشاگر بود و من می‌گفتم از نفهمیدن تماشاگر نباید سوء استفاده کرد.»
وی سپس با اشاره به تغییر برخی دیالوگ‌ها توسط عزت‌الله انتظامی در این فیلم گفت: «وقتی دیدم او برخی دیالوگ‌ها را تغییر می‌دهد، فیلم‌برداری را متوقف کردم، گریم‌ام را پاک کردم و سوار ماشین‌ام شدم که بروم. دیدم کوشان دوان‌دوان به سوی من می‌آید. وقتی ماجرا را برایش تعریف کردم دستور داد دیالوگ‌ها به حالت اول برگردد.»
فرید افزود: «این فیلم تولید مشترک ایران و آلمان بود و یک شب که کارگردان آلمانی «شیر خفته» من را به هتل محل اقامت‌اش دعوت کرده بود گفت تو در این فیلم بهترین بازی را ارائه داده‌ای. اما متاسفانه در ایران، تماشاگر بیش‌تر به ظاهر اهمیت می‌داد و نه چیزی دیگر.»
منوچهر فرید هم‌چنین درباره‌ی دلیل مهاجرت خود از ایران گفت: «به‌هرحال این تصمیمی بود که گرفته شده بود. حالا هر طور می‌خواهید برداشت کنید. نمی‌دانم قبلاً چه گفته‌ام اما این تصمیم دست خودم نبود. باید می‌رفتم؛ و رفتم.»
وی سپس خطاب به امیر پوریا گفت: «خوش‌حالم که بعد از چهل سال هنوز کسانی مثل شما به یادم هستید و با من تماس می‌گیرید. ولی تقدیر و سرنوشت‌ام این بود که از ایران خارج شوم و منتظر بمانم تا در چنین روزهایی با افرادی نظیر شما که نسل امروز هستید آشنا شوم و نتیجه‌ی خوب بگیرم.»
فرید هم‌چنین گفت: «رفتنم از ایران دست خودم نبود. وضعیت به گونه‌ای شده بود که هرکس به اعتقادات خودش می‌توانست حدس بزند که چه اتفاقی می‌افتد. من هم با وجود این که هیچ‌وقت فعالیت سیاسی نداشتم همراه همسر‌ و فرزندم ایران را ترک کردم. به‌هرحال احساس می‌کردم باید از ایران بروم؛ به‌خصوص این که دل‌شکسته بودم.»
وی گفت: «من الآن هشتاد و یک سالم است و دیگر آخر عمرم هستم. به فراموشی هم دچار شده‌ام و گاهی بعضی وقت‌ها جمله‌ها را فراموش می‌کنم اما کاری‌اش نمی‌شود کرد و همین است که هست.»
در پایان این مراسم نکوداشت، امیر پوریا ضمن اشاره به بازنشستگی منوچهر فرید در یک شرکت برق، دوران زندگی او در استرالیا را که به تعبیر خود فرید «نوعی بازی در یک نقش جدید و تجربه‌نشده» بوده را مشابه «پایان نگاه عاشقانه‌ی مرگ به زندگی» توصیف کرد و از تماشاگران حاضر در مراسم خواست تا به صورت ایستاده به تشویق این بازیگر ارزنده‌ی تاریخ تئاتر و سینمای ایران بپردازند.
گفتنی است مراسم نکوداشت و تحلیل آثار منوچهر فرید که با تشویق طولانی و شدید علاقه‌مندان این بازیگر فراموش شده همراه بود، ساعتی پیش از شامگاه یک‌شنبه (بیست و ششم خردادماه ۹۸) به پایان رسید. 

۴ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پوستر فیلم سینمایی «سامی» به کارگردانی حبیب باوی ساجد رونمایی شد | عکس
» پوستر فیلم سینمایی «سامی» به کارگردانی حبیب باوی ساجد رونمایی شد
... دیدن متن »

 پوستر فیلم سینمایی «سامی» به کارگردانی حبیب باوی ساجد و به تهیه‌کنندگی محبوبه هنریان، با طراحی رسول حق‌جو رونمایی شد.
فیلم سینمایی «سامی» به کارگردانی حبیب باوی ساجد، به تهیه‌کنندگی محبوبه هنریان پس از یک سال تهیه و تولید، پخش بین‌المللی خود را در سال جاری آغاز کرده و پوستر آن که توسط رسول حق‌جو طرحی شده است؛ برای حضور در جشنواره‌های بین‌المللی فیلم، رونمایی و با هدف آشنایی مخاطبان با این اثر سینمایی منتشر شد. 
رسول حق‌جو، طراح پوستر و مدیر تبلیغاتی «سامی» در مورد طراحی پوستر این اثر سینمایی گفت: پوستر فیلم سینمایی «سامی» با الهام از جهان روایی فیلم و نیز پرهیز فیلمساز از الگوهای رایج و شناخته شده سینمایی موسوم به بدنه، طراحی شده و تلاش گردید تا پوستر این فیلم، کلیدِ ورود به جهان داستانی فیلم باشد.
حق‌جو که پوستر «سامی» را براساس جهان داستانی فیلم طراحی کرده، در این باره معتقد است: پوستر نباید تصویری از ظاهر موضوع باشد، بلکه باید کلید ورود به روح فیلم و یا تئاتر باشد.
رسول حق‌جو عضو انجمن طراحان گرافیک ایران است که تاکنون در چندین جشنواره و نمایشگاه ملی و بین‌المللی حضور داشته و موفق به دریافت عناوین و جوایز مختلفی در این عرصه شده است.
عوامل فیلم سینمایی «سامی» عبارتند از: نویسنده فیلم‌نامه و کارگردان: حبیب باوی ساجد، مدیر فیلم‌برداری: عماد سلمانیان، تدوین: رسول حق‌جو، صدابردار: بهشاد مطیعی، طراحی و ترکیب صدا: شکوه کُرپی، دستیار صدابردار:  علی‌رضا نوذرپور، طراح تیتراژ: سوشیانس حق‌جو، طراح صحنه و لباس: حبیب باوی‌ ساجد، دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز: مهدی فرطوسی، منشی صحنه و دستیار دوم کارگردان: سارا باوی ساجد، دستیار اول فیلم‌بردار: میلاد جعفری، گروه فیلم‌برداری: قاسم بدوی، جلال عظیمی، ماجد رستمی‌زاده، مهران شُکر، عکاس: علی محمدی، مجید آلبو شهبازی، مهران شُکر، مشاور رسانه‌ای: منصور جهانی، جلوه‌های ویژه میدانی: سید رافع موسوی، جلوه‌های ویژه بصری: سید حسن جوادی، گروه صحنه: عباس سخیراوی، کمال دورقی، سید شاکر موسوی، دستیار تدوین: اسماعیل پورنصیری، موسیقی: سعید سیاحی، امور تولید: سید عدنان طاهری موسوی، عدنان سواری، سید صادق موسوی، با تشکر از محمد نگراوی، سرمایه‌گذاران: فاطمه چندریان‌پور، محبوبه هنریان، مجری طرح: مهدی فرطوسی و تهیه‌کنندگان: محبوبه هنریان، حبیب باوی ساجد
بازیگران: علی‌رضا شجاع نوری، سعید نگراوی، سید محمد آل‌مهدی، شاهرخ سخیراوی، امینه عبیات، مینا دغاغله، تقی آلبوخنفر، علی محمود الفلاحیه، سید شاکر موسوی، ابراهیم حبیبی، قادر بوعذار، عبدالله شاوردی، حسن بغلانی، کریم نیازمه، عبدالله بحرانی، فاطمه معتوقی حمیده جزایری عباس داودی، سالم دریس، یوسف دورقی، صالح مطرودی، محمدجواد شاوردی، امل آگاهی، میاسه حسنایی، هاجر مقدم، صالح حمودی، فضیله صباحی مقدم، سالم عبدالجواد حساوی، مصطفی فرحانی، حکیم علی‌اصل، سیروس خسروی، شهرام یاری، احمد مقدم، سید حسن محمدی اصل، جبار نعامی، جاسم حمودی ، مهدی حمودی، عباس نگراوی، فایق البوشریف، حسین بیت سعید، رضا منیعات، احمد نعامی، مرتظی عساکره، علی‌اکبر رشیدشاخوه، سیاوش چلداوی، سالم مرهونی، یوسف مرهونی، بشیر یاسری، علی‌رضا شامیان، محمدرضا رشیداوی، دانیال رشیداوی، مجتبی عساکره.

 

۴ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایشگاه فیوویژن i
نرگس آبیار: پوسترهای علی باقری مخاطب را به فکر وا می دارد | عکس
» نرگس آبیار: پوسترهای علی باقری مخاطب را به فکر وا می دارد
... دیدن متن »

به گزارش روابط عمومی نمایشگاه فیوویژن، نمایشگاه پوسترهای سینمایی علی باقری با عنوان «فیوویژن» از ۲۴ خردادماه تا ۴ تیرماه در گالری پاییز خانه هنرمندان ایران میزبان علاقه مندان است. در این رویداد نمایشگاهی علی باقری مجموعه ای از ۲۷ پوستر سینمایی خود را که در سال های اخیر خلق کرده در معرض دید مخاطبان گذاشته است. پوسترهایی که به دلیل کمبود فضای نمایشگاهی از میان بیش از ۶۰ پوسترسینمایی او انتخاب شده اند. باقری برای طراحی پوسترهایش نگاه و شیوه ویژه خود را دارد و همین نگاه، پوسترهایش را از آثار سایر همکارانش متفاوت می کند.
علی باقری گرافیست، نقاش و عکاس متولد ۱۳۵۷ قروه سنندج است. او فارغ التحصیل رشته گرافیک از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و دارنده دو سیمرغ بلورین از جشنواره فیلم فجر و جوایز متعددی از جشنواره های بین المللی است. برخی از این افتخارات او شامل سیمرغ بلورین بهترین عکاسی فیلم در جشنواره بیست و پنجم فیلم فجر برای فیلم «پابرهنه در بهشت»، دیپلم افتخار از جشنواره بیست و پنجم فیلم کودک اصفهان برای عکاسی فیلم سینمایی «خانه امن است»، سیمرغ بهترین طراحی پوستر برای فیلم «من می خوام شاه بشم» و جوایزی از جشنواره های دیگر است.
عکاسی و طراحی دغدغه اصلی علی باقری در زندگی است و باتوجه به این که از دوران نوجوانی به شکل جدی به هنر روی آورده از نقاشی و عکاسی و گرافیک برای بهتر به تصویر کشیدن بن مایه فیلم های سینمایی، مستند و کوتاه در قالب پوستر بهره می برد.
علی باقری درباره نگاهش نسبت به طراحی پوستر گفت: به نظر من به پوستر فیلم می توان به عنوان یک اثر مستقل نگاه کرد و تنها وظیفه پوسترجذب مخاطب برای فیلم نیست، بلکه پوستر باید به فیلم شخصیت بدهد و به نوعی شناسنامه فیلم به شمار می رود.
او افزود:طراحی پوستر از جمله رشته های هنری است که در ایران روند رشد رو به جلویی داشته است و با گسترش تکنولوژی سرعت رشد این رشته هنری هر روز بیشتر شده و در کنار آن سطح سلیقه سفارش دهندگان و مخاطبان نیز از این رسانه هنر بالا رفته است.
باقری افزود: طراحی پوستر فیلم‌هایی را می‌پذیرم که بن مایه قوی داشته باشد و بتواند جذبم کند.
باقری از جمله طراحان گرافیکی است که برخلاف بسیاری از همکارانش در طراحی پوستر سینما تمرکزش را بر روی عکس نمی گذارد و رویکرد او در طراحی پوستر بیشتر نقاشانه است، او درباره تکنیک کارش می گوید: با استفاده از تکنیک نقاشی دیجیتال، نقاشی با رنگ و بوم و ادغام با دیجیتال پینت پوسترهایم را طراحی می کنم.
او افزود: دراین تکنیک پایه کار شاید عکس های فیلم باشد، اما من در تعامل با دنیای ذهنی فیلمساز، زاویه نگاه او که شاید از دید مخاطب پنهان بماند و بار معنایی فیلم، طرح شخصی‌ام را می زنم.
باقری درباره نمایشگاه های آتی خود گفت: این روزها در تدارک برپایی دو نمایشگاه هستم و یکی از نمایشگاه دربرگیرنده مجموعه عکس هایی از زنان سرزمینم ایران است.
نرگس آبیار درباره پوسترهای سینمایی علی باقری گفت:سال هاست که علی باقری فکر و ایده هایش را برای فیلم های من خرج می کند. پوسترهای او نه تنها فیلم ها را معرفی می کنند، بلکه به تنهایی یک اثر هنری مستقل به شمار می روند و مخاطب را به تفکر وا می دارند، به چالش، به درنگ، به چرایی.
او افزود: این همان کاری است که من می خواهم. می خواهم مخاطب مقابل اثر درنگ کند. می خواهم مستقیم نرود سر اصل موضوع. می خواهم به ذهنش تمرین تخیل و پرواز بدهد و اتفاقا این همان کاری است که علی باقری در اثرش با تماشاگر می کند.
رضا میرکریمی کارگردان سینما گفت: ماموریت اصلی پوستر سینمایی در رونمایی از روح قصه فیلم با استفاده درست از عناصر خیال پردازی و تکنیک است و پوسترهای سینمایی علی باقری نیز با چنین رویکردی شکل گرفته اند. به همین دلیل است که پوسترهای او متفاوت و به یادماندنی هستند.
مهرداد اسکویی نیز درباره تجربه همکاریش با علی باقری به عنوان طراح گرافیک گفت: علی باقری پوستر فیلم « رویاهای دم صبح» را طراحی کرد. یکی از دلایل پیشنهادم برای همکاری با او، خلاقیتش برای طراحی پوستر بود که آثارش را از سایر گرافیست ها متمایز می کرد.
او افزود: با توجه به این که «رویاهای دم صبح» سومین فیلمم درباره دختران کانون اصلاح و تربیت بود و برای نمایش چهره ها در فیلم و پوستر محدودیت داشتم اما او برای فیلم پوستری طراحی کرد که آن را بسیار دوست داشتم.
این کارگردان مستند ساز درباره چگونگی شکل گیری پوستر این فیلم گفت: اول فیلم را با علی باقری دیدیم و بعد راجع به کار با هم صحبت کردیم و بعد عکس ها را در اختیار او گذاشتم. برایم جالب بود ببینم انتخاب نهایی او برای استفاده از فیلم و عکس ها برای طراحی پوستر چیست. واقعا انتخاب نهایی او مرا غافلگیر کرد.
اسکویی افزود: او پوستری طراحی کرد که شخصیت آن سر ندارد و سرش را در میان مکعبی در میان دست هایش گرفته است. باقری همچنین در طراحی این پوستر از خطی استفاده کرده است که من را به یاد دست نوشته های بچه های کانون اصلاح و تربیت می اندازد، این رویکرد او واقعا غافلگیرم کرد.
او افزود: زمانی که پوستر فیلم را دیدم به این نتیجه رسیدم که با اثر متفاوتی مواجهه هستم و باقری در عین حال با طراحی این پوستر به مخاطب این پیام ویژه را می دهد که قرار است فیلم متفاوتی ببیند.
به گفته این کارگردان، علی باقری از جمله گرافیست هایی است که تلاش می کند به زبان شخصی خودش در طراحی پوستر برسد و کیفیت طراحی پوستر را از سطح فعلی بالاتر ببرد.
اسکویی افزود: زمانی که فیلم «رویاهای دم صبح» برای نخستین بار در جشنواره فیلم حقیقت و پس از آن در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد، با واکنش های مثبتی نسبت به طراحی پوستر آن روبرو شدم. پوسترش همه را کنجکاو کرده بود که فیلم را ببینند. این  مهمترین انتظار هر تهیه کننده ای از طراح پوستر است.
این کارگردان با اشاره به نمایش فیلم «رویاهای دم صبح» در بیش از 130 جشنواره بین المللی فیلم گفت: در تمام این جشنواره ها نگاه نسبت به پوستر فیلمم بسیار ویژه بود و همه از قابلیت تاثیر گذاری این پوستر تعریف می کردند و این نشان از توانمندی های علی باقری برای طراحی پوستر است که به سادگی از کنار یک پوستر فیلم نمی گذرد و تلاش می کند اثری خلق کند که خود به عنوان یک اثر هنری مستقل قابل اعتنا و حتی تمجید باشد.
به گفته اسکویی، علی باقری درک و دریافتش از فیلم را با حس و انرژی و خلاقیتش ترکیب می کند و ماهیت سومی را بوجود می آورد که نشان از روحیه و نگاه هنری خاص اوست. او همچنین در پوستر انرژی و اتفاقات فیلم را منعکس می کند. در واقع پوستری که او برای فیلم طراحی می کند ترکیبی است از نگاه علی باقری و نگاه فیلم ساز.
رضا هدایت نقاش و مدرس دانشگاه سوره درباره پوسترهای سینمایی علی باقری گفت: مجموعه پوسترهای علی باقری که در خانه هنرمندان به نمایش درآمده اند بسیار ارزشمند هستند و از نظر بصری روی مخاطب تاثیر می گذارند. باقری طراح و گرافیستی است که آثارش را براساس کلیشه های موجود، طراحی نمی کند و اندیشه و تخیل در شکل گیری پوسترهای او نقش پررنگی دارند.
او افزود: باقری در پوسترهایش تلاش کرده با برداشتی که از فیلم داشته و با استفاده از عناصر بصری، بستری را فراهم کند تا ضمن اطلاع رسانی و تاثیری گذاری روی مخاطب، عرصه ای را نیز برای نمود خلاقیت خودش بوجود آورد.
این نقاش ادامه داد: احتمال دارد خلاقیتی که در آثار علی باقری به چشم می خورد عوام را جلب نکند، چون این جنس از مخاطبان بیشتر به دیدن پوسترهایی که روی آن ها اطلاعات فیلم در کنار عکس های بازیگران زیبای فیلم آمده عادت کرده اند.
به گفته هدایت؛ وجه نقاشانه در پوسترهای سینمایی علی باقری پر رنگ است، او بیشتر پوسترهایش را دستی طراحی کرده است و گاه با اسکن کردن اجراهای دستی؛ دوباره در فضایی که برنامه های کامپیوتری برای او فراهم می کند، روی پوسترها کار کرده است.
او با اشاره به وضعیت فعلی پوسترهای سینمایی ایران گفت: متاسفانه بیشتر پوسترهایی که برای سینما طراحی می شوند تنها کارکرد اعلان و اطلاع رسانی خود را حفظ کرده اند و از آن ها به عنوان اثر مستقل هنری نمی توان یاد کرد. اما پوسترهای علی باقری و تنی چند از گرافیست ها که تمرکزشان را روی طراحی پوستر سینما گذاشته اند، از این موضوع مبرا هستند و از آن ها می توان به عنوان اثر هنری مستقل نیز یاد کرد. اثری که به تنهایی می تواند بر روی ذهن مخاطب تاثیر بگذارد و اتفاقا در یادها نیز بماند.
طاهره محبی تابان نیز با بیان این مطلب که علی باقری یک طراح گرافیست صاحب سبک است، گفت: او از گرافیست های حرفه ای است که در عرصه های مختلف گرافیک فعالیت می کند و یکی از حوزه هایی که در آن بسیار خوش درخشیده، طراحی پوستر سینمایی است.
او افزود: بیشتر پوسترهای او اجرا دستی هستند و یا در چند مرحله  به صورت دستی و بعد با کامپیوتر و بالعکس شکل گرفته اند. مثلا بیشتر فونت هایی که او برای طراحی پوستر استفاده کرده، فونت های از پیش طراحی شدهء کامپیوتری نیستند و به صورت دستی طراحی شده اند و همین رویکرد به ارزش بصری و تاثیرگذاری پوسترهای او افزوده است.
این مدرس پیشکسوت دانشگاه با اشاره به رویکرد بیشتر طراحان گرافیک که در زمینه پوستر فیلم فعالیت می کنند، گفت: بیشتر این گرافیست ها، برای طراحی پوستر فیلم یک شیوه کار را تکرار می کنند و اگر نگاه کنید بیشتر پوسترهای سینمایی عکس محور هستند. اما علی باقری برای طراحی پوسترهایش سبک خودش را دارد. او مفاهیم را از لایه های زیرین محتوای فیلم بیرون می کشد و چنان هنرمندانه این مفاهیم را در پوسترهایش بیان می کند که بار معنایی و بصری دیگری نیز به فیلم می افزاید.
این هنرمند گفت: من 45 سال است که به صورت حرفه ای در حوزه آموزش گرافیک مشغول هستم و در این سال ها با گرافیست های متعددی آشنا شده ام که از راه های دیگری تلاش کرده اند خود و کارشان را معرفی کنند، اما علی باقری از جمله گرافیست های بی حاشیه است که در تمام این سال ها با خلق آثار ماندگار حضور خود را در این عرصه تثبیت کرده است.
محبی تابان در پایان گفته هایش افزود: به وجود گرافیست هایی چون علی باقری می بالم چون کمک کرده اند که سطح کیفی و اعتبار گرافیک در ایران بالا برود.
زهرا پاشایی، گرافیست و پژوهشگر این حوزه گفت:در تمام دنیا از پوستر سینما به عنوان نخستین رابط مخاطب با سینما یاد می کنند، اما متاسفانه در ایران این اتفاق بسیار کم افتاده است و بیشتر پوسترهای سینمایی ما نتوانسته اند ایده فیلم را به خوبی به مخاطب منتقل کنند. اگر در میان نام های فیلم هایی که دیده اید جست وجو کنید، کمتر پیش آمده  پوستری ذهن شما را چنان درگیر کند که آن را در گذر زمان به یاد داشته باشید یا حتی بخواهید آن را به عنوان اثر مستقلی روی دیوار اتاق تان بیاویزید.
او افزود: علی باقری از جمله طراحان گرافیکی است که پوسترهای سینمایی بسیار خلاقانه و تاثیرگذاری خلق کرده است، پوسترهایی که به خودی خود قابل اعتنا هستند و به عنوان یک اثر مستقل توان این را دارند که با مخاطب گفت و گو کنند.
این گرافیست با اشاره به رویکرد علی باقری برای استفاده از دست خط به جای فونت های کامپیوتری گفت: این شیوهء علی باقری کارهای او را پر انرژی تر و حسی تر کرده است و مخاطب با دیدن این دست نوشته ها بر روی پوسترهای او با اثر احساس صمیمیت بیشتری می کند.
محمد اطبایی پخش کنندهء بین المللی فیلم گفت: من به واسطه کار تخصصی ام در حوزه سینما، در طول سال با گرافیست های متعددی کار می کنم. به واسطه عرضه بین المللی فیلم های ایرانی، باید استانداردهای جهانی در حوزه سینما را رعایت کنیم، تا بتوانیم در این حوزه دوام بیاوریم.
او افزود:یکی از حوزه هایی که در عرصه سینما با وجود استادان صاحب سبک و جوانان خوش ایده،همواره با مشکلات متعدد مواجه است،طراحی پوستر فیلم های سینمایی است و بیشتر تولیدات این حوزه در عرصه بین المللی توان رقابت با حریفان را ندارند و نمی توانند آن گونه که باید حرفی برای گفتن داشته باشند.
این تهیه کننده سینما درباره پوسترهای سینمایی علی باقری گفت: او یکی از گرافیست هایی ست که نه تنها در عرصه ملی بلکه در عرصه بین المللی حرف های شنیدنی برای گفتن دارد و خوشبختانه من شانس این را داشته ام که در تولید چند فیلم با او همکاری داشته ام و همواره در پایان کار از سفارش پوستری که به او داده ام راضی بوده ام و اگر قرار باشد بعد از این هم به دوست گرافیستی برای همکاری پیشنهاد کنم بی شک او علی باقری خواهد بود.
او افزود: خودتان می دانید که در بازار جشنواره  ای مثل جشنوارهء فیلم کن چه خبر است. هر روز بیش از ۲۰ هزار نفر از غرفه های این بازار دیدن می کنند. یک بار مجموعه ای از پوسترهای فیلم را در غرفه خودم به دیوار زده بودم. با وجود بیش از ۱۰۰ غرفه در این بازار غرفهء من جزو پر بازدید کننده ترین ها بود و پوسترهایی که علی باقری طراحی کرده بود چنان مخاطبان را جلب می کرد که لب به تحسین آثارش باز کردند.
نمایشگاه پوسترهای سینمایی علی باقری تا چهارم تیرماه در گالری پاییز خانه هنرمندان ایران میزبان علاقه مندان خواهد بود.

۴ روز پیش، شنبه
پریسا پناهی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نخستین نمایش فیلمی درباره کیارستمی در کانون فیلم خانه سینما | عکس
» نخستین نمایش فیلمی درباره کیارستمی در کانون فیلم خانه سینما
... دیدن متن »

 کانون فیلم خانه سینما، در ویژه‌برنامه خود برای عباس کیارستمی، فیلم «گزارش چهار شب و یک روز»، ساخته محمدعلی سجادی را به نمایش خواهد گذاشت. 
این فیلم، گزارشی‌ست از اولین استقبال و آخرین بدرقه پیکرعباس کیارستمی در ایران. 
گرچه فیلم در تابستان و پاییز سال نودوپنج ساخته شده، این نخستین نمایش «گزارش چهار شب و یک روز» است. مجید غفاری، رضا غفاری، مهدی افشار و حمید محمدقلی، فیلم‌برداری را برعهده داشته‌اند و تدوین، تهیه و کارگردانی آن را محمدعلی سجادی انجام داده است.
این برنامه روز یکشنبه، دومِ تیرماه، ساعت ۱۸، در سالن سیف الله داد خانه سینما برگزار می‌شود و بعد از نمایش فیلم هم کارگردان در کنار پرویز جاهد و ناصر صفاریان، در نشستی درباره فیلم حاضر خواهد بود.
ورود برای همه، آزاد و رایگان است و علاقه‌مندان می‌توانند به نشانیِ خیابان بهار، خیابان سمنان، شماره ۲۹، خانه سینما، مراجعه کنند.

۴ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بنفشه آفریقایی برنده جایزه ویژه هیات داوران جشنواره طرابلس شد | عکس
» بنفشه آفریقایی برنده جایزه ویژه هیات داوران جشنواره طرابلس شد
... دیدن متن »

«بنفشه افریقایی» به کارگردانی مونا زندی حقیقی در ادامه حضور بین‌المللی خود در جشنواره‌های جهانی، جایزه ویژه هیات داوران جشنواره طرابلس را از آن خود کرد.
به گزارش روابط­عمومی فیلم، «بنفشه افریقایی» در بخش مسابقه این جشنواره حضور داشت و موفق به دریافت جایزه ویژه هیات داوران به عنوان بهترین فیلم شد. این جشنواره که از نهم تا نوزدهم ماه ژوئن در شهر طرابلس لبنان برگزار می‌شود از سال 2014 با هدف ارائه تصویری نو از این شهر در قالب رویدای سینمایی و در سه بخش داستانی، مستند و فیلم کوتاه آغاز به کار کرده است. فیلم‌های «شناور» محصول مشترک ایتالیا، بوسنی و آمریکا، «فریدا» محصول مشترک مکزیک و کاستکاریکا، «تیراندازی» از کشور مصر، «بمب مقدس» محصول مشترک یونان، آلبانی و قبرس، «برج» محصول مشترک فرانسه، سوئد و نروژ از رقبای «بنفشه آفریقایی» در این جشنواره بودند.
«بنفشه آفریقایی» داستان «شکو»، زنی میانسال است که متوجه می­شود همسر اولش فریدون توسط فرزندانشان به خانه سالمندان منتقل شده است. او به همراهی همسر دومش رضا تصمیم می­گیرند تا مرد را به خانه خود بیاورند. با حضور فریدون در خانه، رابطه شکو و فریدون تغییراتی می­کند که در زندگی با رضا هم تاثیر می­گذارد و اتفاقات تازه­ای در زندگی هر سه رخ می­دهد.
فاطمه معتمدآریا، رضا بابک و سعید آقاخانی بازیگران دومین ساخته مونا زندی حقیقی به تهیه‌کنندگی علیرضا شجاع‌نوری هستند.

۴ روز پیش، شنبه
امیر مسعود این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم کوتاه صد ثانیه ای
» فیلم کوتاه صد ثانیه ای ""o2به جشنواره Lift-Off لندن را یافت
... دیدن متن »

فیلم کوتاه صد ثانیه ای ""o2 به کارگردانی و نویسندگی مهرانه زرگر به هشتمین جشنواره لایف – آف لندن راه یافت .
به گزارش رسانه فیلم ، فیلم کوتاه صد ثانیه ای ""o2 با محتوای محیط زیست که از بین رفتن تنفس و اکسیژن درختان را از طریق آلودگی که انسان به محیط وارد میکند را به تصویر میکشد به جشنواره لایف – آف لندن راه یافت.
جشنواره لایف – آف  (Lift-Off ) لندن برای هشتمین دور متوالی در تاریخ ۱۷ تا ۲۴ فوریه در لندن برگزار میگردد.
شبکه جهانی جشنواره فیلم لایف – آف ( Lift-Off ) ،در شهرهای مختلف جهان مانند لندن، سیدنی، منچشتر، ملبورن، آمستردام، برلین، تورنتو ، توکیو، پاریس و نیویورک برگزار می گردد.
جشنواره لایف – آف ( Lift-Off ) لندن بصورت ماهیانه و آنلاین برگزار می گردد. برگزیدگان جشنواره در اکران عمومی معرفی می شوند.
از عوامل این فیلم مهرانه زرگر: کارگردان و نویسنده ، سامان احمدی : مدیر فیلمبرداری و حامد قنوعی : تدوینگر و جلوه های بصری می  باشند.

۴ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم سرخپوست از خیلی جهات برایم خاص بود , حضور نوید محمدزاده از یک طرف و امکان مقایسه فیلم با فیلم متری شیش و نیم, دیگر فیلم هم زمان این آرتیست دوست داشتنی از یک طرف و بطور اخص بواسطه تعریف و تمجبد مسعود فراستی از فیلم سرخپوست این فیلم را بصورت مشخصی تحت تاثیر قرارداده بود.
با شروع فیلم در سالن نمایش شماره ۱ باغ کتاب و دیدن صحنه ای ابتدایی , باران و ابر و سپس قلعه ای که زندان و محل اتفاقات بعدی داستان بود بلافاصله از زمان و مکان جدا شدم و احساس کردم در اواخر دهه ۹۰ میلادی در یک سینما در شهر سیاتل آمریکا مشغول دیدن یک فیلم ساخته یکی از نام آوران سینمای جهان هستم لیکن آرتیست های آن همه فارسی صحبت میکنند و لوکیشن آن قلب تپنده ما ایران است . مغرور و سرمست شدم
بی شک بازی استثنایی نوید محمد زاده با آن گریم جذاب, همراه با سایر آرتیست های نام آور که همگی در ... دیدن ادامه » درخشش و به ثمر رسیدن شخصیت سرگرد نعمت جاهد سهم به سزایی داشتند در کنار فیلم برداری بسیار آرام بخش و هموار فیلم بخش عظیمی از موفقیت فیلم را رقم زده لیکن برای خالق این اثرنیما جاویدی میبایست ساعت ها ایستاده دست زد و از اینکه یک هم وطن جوان توانایی خلق داستان پرکششی که با تمام فوت و فن های یک فیلم تراز اول بین المللی را دارد به خود بالید.
امروز بعنوان یک منتقد مردمی که مخاطب مستقیم سینماست احساس میکنم در سال ۱۳۹۸ شاهد قشنگ ترین داستان جذاب چند دهه ی اخیر سینما ی ایران در فیلم سرخپوست اثرنیما جاویدی بودیم
همانطوریکه در همین سال شاهد موثر ترین فیلم چند دهه ی اخیر سینما ی ایران در مورد معضل اجتماعی اعتیاد , در فیلم متری شیش و نیم سعید روستایی(صد البته پس از شاهکار قبلی اش) بودیم , بنظر نمی رسد عمق کار روستایی در این فیلم که به بررسی عامل اصلی انگیزش یک قاچاقچی شیشه پرداخته در هیچ نمونه ای دیگری, حتی غیروطنی دیده شده باشد.
احسنت به تمام عوامل این دو فیلم

محسن جوانی این را خواند
زهره مقدم، امیر مسعود، سپیده و پریناز ولی لو این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آلبوم
از فیلم سرخپوست i
۴ روز پیش، شنبه
محمد عسگری، امیر مسعود و سپیده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود. من متوجه نشدم هدف از ساخت این فیلم چه بوده است؟ بالتبع باید بار فنی فیلم به لحاظ شناسایی و دستگیری اعضای تکفیری پر رنگ تر می بود که نبود. نشان دادن تفکر تکفیری ها که عایدی جدیدی برای مخاطب ندارد که البته به آن هم پرداخت درستی نشده بود. در کل فیلم یک صحنه تعقیب و گریز ضعیف وجود داشت. سیمرغ خانم شاکر دوست برای این فیلم نشان می دهد در جشنواره به شدت سلیقه ای برخورد می شود.
رضا
درباره فیلم سرخپوست i
بسیار عالی و فوق العاده
تصویر برداری و کارگردانی و بازی و داستان و فرم و همه آنچه که یک سینما به معنای ناب خودش به اون احتیاج داره، هرچند که تمام این المان ها جا برای پخته شد و تبدیل فیلم به یک شاهکار رو داشتن.
بر خلاف نظر دوستان معتقدم پایان فیلم خیلی زیبا و خاص و فارغ از هرگونه اتفاق کلیشه ای بود.
به نظرم فیلم متاثر از شاهکار "روزی روزگاری در آناتولی" نوری بیلگه جیلان بود، حداقل منو که خیلی یاد اون انداخت.
آدنا
درباره فیلم سرخپوست i
فیلم سرخپوست به معنای واقعی کلمه «دیدنی» است. منظورم از دیدنی معنایی که ابتدا در ذهن همه متبادر می‌شود نیست. بلکه مراد من از این واژه این است که تصاویر فیلم از بیشتر ویژگی های دیگر فیلم یک سر و گردن بالاتر است. ضعف در فیلمنامه (متاسفانه مشکل اصلی اغلب فیلم های این سالها) ، شخصیت پردازی، و منطق داستان، جدی و قابل اعتناست اما تصاویر زیبا با جزئیات و قاب‌بندی های استثنایی آن، اتفاقی است که کمتر در پرده سینمایمان این روزها شاهدش هستیم، از این رو، با تمام مشکلاتی که دارد دیدنش بر پرده سینما فرصتی است مغتنم که برای نوازش چشمانتان به‌شدت توصیه می‌شود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگاهی به فیلمِ سرخپوست :
« سلام سینما »
اثرِ دومِ نیما جاویدی یک شاهکارِ سینماییِ به تمامِ معناست. بعد از فیلمِ اولِ این کارگردان یعنی ملبورن که رنگ و بویِ سینمایِ اصغر فرهادی را داشت ، اینبار قضیه کاملا" متفاوت است. یک فیلمنامه‌ی بسیار جذاب و منسجم با داستانی نو و بدیع که تماشاگر را با خود همراه می‌کند. دیالوگ‌هایِ درست و محکم و نیز شخصیت پردازی‌هایِ متناسب با قصه ، بیننده را با تجربه‌ای تازه روبرو می‌نماید. سناریو دارایِ پیرنگ و ساختاری قوی ست که برایِ علاقمندانِ جدیِ هنرِ هفتم ، تداعی کننده‌ی سینمایِ کلاسیک است. ویژگیِ کم نظیرِ دیگری که باید به آن اشاره کرد ، قرار دادنِ مخاطب بر سرِ دو راهیِ جانبداری از کاراکترِ سرگرد نعمت جاهد به عنوانِ رئیسِ زندان و احمد سرخپوست به عنوانِ زندانیِ فراری و پاسکاریِ حسِ همزاد پنداری و جابجاییِ مداومِ ... دیدن ادامه » آن در تماشاگر است. به دلیلِ آنکه سازنده ی این اثر ، خود نیز فیلمنامه را به رشته‌ی تحریر درآورده ، استانداردهایِ بالایِ کارگردانی و تسلطِ بسیارِ وی در ساخت و پرداختِ این فیلم را به وضوح می‌توان دید. فیلمبرداریِ چشم نواز و تکنیکیِ سرخپوست ، در کنارِ طراحیِ صحنه و لباس ، گریم ، موسیقیِ متن و تدوین ، چنان بهم پیوسته و هماهنگ از آب درآمده‌اند که بیننده را مسحورِ زیبایی‌هایِ خویش می‌کنند. سرخپوست یک نوید محمدزاده ی جدید و متفاوت از رُل‌هایِ قبلی‌اش دارد که استادانه از پسِ ایفایِ نقش برآمده است. با تماشایِ سرخپوست باز هم می‌شود به سینما امیدوار شد و یکبارِ دیگر به جادویِ پرده ی نقره ای ایمان آورد. سینمایِ ایران زنده است تا وقتی که آثارِ ارزشمندی همچون سرخپوست ساخته و عرضه شوند.
« شهروز الستی »
زهره مقدم این را خواند
فرهاد ریاضی، رضا، سپیده و پریناز ولی لو این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهترین سایت های دانلود فیلم در ایران را می توانید در سایت بست فارسی مشاهده کنید
https://bestfarsi.ir/movies-music/best-movies-site-download

از گذشته تا کنون تماشای فیلم و سریال یکی از سرگرمی های عموم مردم در ایران بوده است و از این منظر تماشای فیلم ها و سریال های روز دنیا از جایگاه خاصی در بین مردم برخوردار می باشد. در کشور ما چند سالی است که دانلود از وب سایت های فیلم و سریال بسیار مورد توجه قرار گرفته است.
بهترین سایت های ایران در زمینه فیلم، برای دانلود بروزترین فیلم ها و سریال های دنیا، در کشور با هم رقابت حرفه ای دارند و با اینکار می توانند کاربران خود را هر روز بیشتر و مشتاق تر کنند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محشر... معرکه... عالی... و به نظرم جزء افتخارات گروه سینمای هنر و تجربه اکران این فیلم نازنین بود...
اقاااا کجایی شما پس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
۴ روز پیش، شنبه
ارادتمندم آقای لهاک

نرگس خانوم فرداشب ساعت ۱۰ سینما فرهنگ اکران داره
۴ روز پیش، شنبه
ممنون از شما.برنامه م جور نشد هم لیستش رو پیدا میکنم
۴ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب بعد از دیدن این فیلم متوجه شدم که عزیزان برای اهدای جوایز در جشنواره ، حتما قرعه کشی کرده بودند !!!
از چیزی که فکر میکردم به مرااااتب بدتر بود. ایرادات فیلم حتی برای من بیسواد که جز فیلم نگاه کردن هنر دیگه ای ندارم به قدری مضحک و محرز بود که حتی نمیتونم بشمرشون.. فقط یکی به من بگه سیمرغ شاکر دوست چی بود اون وسط؟! :))))
فقط سیمرغ شاکردوست؟؟ کل سیمرغ ها روجارو کرد
۵ روز پیش، جمعه
بله. شاید بوده. من که ندیدم. ولی با توجه به اینکه اونا هم بازی های خیلی فوق العاده ای نداشتند( باتوجه به نظراتی که خوندم) اینقدر تعجب نداره جایزه گرفتن شاکردوست. و من فکر می کنم دلیل اینهمه تعجب به خاطر اینه که بی رحمانه سعی می کنیم فقط فیلم های گذشته شاکردوست ... دیدن ادامه » رو به یاد بیاریم. و این یه اشتباهه. شاکردوست در خفه گی بهتر از اینجا بازی کرد.اون موقع باید نامزد سیمرغ میشد که نشد. شاید اگر اون موقع برای خفه گی نامزد سیمرغ میشد الان همه اینقدر تعجب نمی کردن از سیمرغش
۳ روز پیش، یکشنبه
موافقم.
البته جایگاه عزیز دردونه فیلم تو نگاه رسمی هم بی‌تاثیر نبوده.
۳ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای کاش ده ثانیه‌ی آخر این فیلم نبود... ای کاش
دقیقا
۶ روز پیش، پنجشنبه
همه سوال من وقتی از سینما بیرون اومدم
۶ روز پیش، پنجشنبه
پایان فیلم نمی توانست فرستادن یک بی گناه به پای چوبه دار یا شکست جناب سرگرد با دیسیپلین در پیدا کردن زندانی فراری باشد، قبل از پایان و در دقایق آخر فیلم فکر می کردم اگر خودم جای سرگرد بودم چه می کردم؟ من هم همین کار را می کردم، موضوع برای جناب سرگرد شخصی ... دیدن ادامه » شده بود، با این کار هم از احمد شکست نخورد هم با پذیرش عواقب کارش وجدانش را زیر پا نگذاشت و هم به عشقش رسید : )
۵ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الیاس نوبری
درباره فیلم سرخپوست i
فیلمی که با وجود حفره‌های فیلمنامه که دوستان اشاره کردند همچنان سرپاست و جای خالی فیلم‌های داستان‌گو رو در سینمای ایران که از دوطرف فیلم‌های کمدی سخیف از یک سو و فیلم‌های اصطلاحا اجتماعی فرهادی طور از سوی دیگه در حال جر خوردن هست کمی پر می‌کنه... در مورد سکانس آخر هم که دوستان به شدت باهاش مشکل داشتند به نظرم بسیار معقول بود و هر پایان دیگری به کار به شدت لطمه می‌زد.
اصلا ارتباط برقرار نکردم و تنها سردرد و اعصاب پریشان حاصل این فیلم برای من بود که نه عشق داستان گرفته بود نه جنایتش. خانم آبیار مثل همه کارهای دیگه همچنان میخواد با بازی با احساسات توجه مخاطب رو جلب کنه و علی رغم زحمت و تلاش زیادی که برای فیلم صورت گرفته بود از نظر من فیلم هدرفته ای بود که صرفا هیاهو داشت و دیگر هیچ...
یه یادداشتی آقای معززی‌نیا براش نوشته، خیلیییی دقیق و خوبه
۲۹ خرداد
علی جان نمونه ی بارز دیگه این مدل سینمای لوکس تو خالی فیلم های اخیر بهرام توکلی است مثل غلامرضا تختی واقعا متاسف شدم که میبینم فیلمسازی مثل بهرام توکلی که اصلا به خاطر فیلمنامه های پیچیده اش به سینمایش علاقه مند شدم این روزها تبدیل شده به یه تکنسنین ... دیدن ادامه » صرف و قرار است قصه ای سرهم بندی شده ای که البته سفارش گرقته شده را با مهارت های تکنیکی و سی جی آی به اثری مرعوب کننده تبدیل کند متاسفانه سینمای ما که مسیر درستی در پیش رو ندارد فیلمسازها را هم به مسیرهای کج و معوج میکشاند. یکی میشود کمدی ساز بساز بفروش یکی هم میشود تکنسینی که پلاستیک فیلم را زرق و برق می دهد.
۶ روز پیش، پنجشنبه
انقد خوب توضیح می‌دی ایمان جان، که نمی‌تونم وقتی می‌خونم بی‌جواب رها کنم کامنت‌هات رو
دقیقا همینطوره که گفتی..تازه من (و فکر کنم خودت نیز) طرفدار توکلی بودیم و هستیم..و اینکه تازه من تختی رو دوس داشتم، اما اون کارای قبلی و متن‌های خوب قبلی توکلی کجا ... دیدن ادامه » و این داستان باسمه‌ای تختی کجا
دقیقا مسیر سینما داره همه رو می‌بره تو بیراهه..من البته سلیقه مخاطب رو هم دخیل می‌دونم، که کاملا یا کتگوری یکی که گفتی رو می‌خواد یا کتگوری دوی تکنیکی و لاغیر
می‌ره که بخنده یا می‌ره که مرعوب شه
۵ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ثبت نام کارگاه فیلمسازی پیشرو تا 3 تیر تمدید شد:
علاقمندان فیلمسازی و هنر سوررئال، در این دوره می آموزند و تجربه می کنند که ذهن خودشان، بهترین موضوع برای ساخت فیلمهایشان است و چگونه می توان با اتکا بر قدرت ذهن، با سرمایه ی اندک فیلم ساخت و خود را در راه هنر رها کرد.
ثبت نام به تعداد محدود:
https://www.tiwall.com/p/surrealworkshop2
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پخش و تحلیل "چشم شیطان" یک کمدی از اینگمار برگمان که به گفته ی "پازولینی" مصداق سینمای ناب تا 1965 است
در یکشنبه های سوررئال: نگاه خیره، یکشنبه 2 تیر
تهیه بلیت باقیمانده به تعداد محدود از طریق تیوال:
https://www.tiwall.com/p/devils-eye2
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چون به طرز همه‌گیری همه دارن از عالی بودن این سریال می‌گن، پیش خودم گفتم شاید واقعا نظر مخالف نیست برای این سریال.
می‌نویسم که ببینم چقدر درست فکر می‌کنم در این مورد:

سریالی به غایت ضعیف
موضوع بی‌مانند و واقعه بی‌نظیرش یه دستمایه بسیار غنی رو بهشون داده که با بی‌مبالاتی و طرز فکر امریکایی بسیار بدی پرداختش کردن
پروداکشن واقعا ضعیف
روایت داستان و منطق اتفاقات بسیار دم دستی
و مینی‌سریال بودنش و در نتیجه زمان کم برای دیدن کلش بهشون این امکان رو داده که مخاطب بسیاااار زیادی داشته باشن،
و زمان‌بندی دقیقا بعد از اتمام سریال گیم‌ آو ترونز که همه رو ناامید و سرخورده کرد، باعث شد این حجم از سرخوشی و علاقه رو نشون بدن به این سریال بد

مخاطب جدی سریال، با یه مینی‌سریال 5 قسمتی عنوان بهترین سریال تاریخ را به کاری نمی‌دهد!
Ali آقا
نظرتون رو نمی‌بینم، فقط نوتیف می‌ده که نظر دادید!!
۲۹ خرداد
جناب عبداللهی عزیز من دیدمش و خوشم اومد اما نه به اندازه ایی که داره ازش تعریف میشه و یا امتیاز دادن بهش
امتیاز من بهش از ۱۰ ستاره میشه ۷.۵ ستاره
نقطه قوتش فضا ساز . موسیقی خیلی خوبش بود
من چون به تاریخ و شوروی علاقه مندام این سریال برام جالب بود
۲۹ خرداد
آره نرگس خانم اذیت‌کننده‌اس اون بخشش خیلی..ولی ببینیدش کلا

بالاخره نظرتون اومد Ali عزیز..والا این یکی فکر نکنم اصلا..اما سریال خیلی خوب هست که ارزش داشته باشه ببینید و در حد هزاردستان لذت ببرید

نه قربونت برم محمدجواد جان :)) منم اصلا دوس نداشتم..ولی موضوعش عالیه دیگه :)
راحت باش نظراتتم بگو

حتما ببینیدش آقای زادمهر عزیز که نظرتونم بدونیم دقیق‌تر :)
آفریییین آفرین..اینجاس که سلیقتون رو بشدددت تحسین می‌کنم :)
بهترین ... دیدن ادامه » سریال منم همونه از قضا :) منتظرم وقت بشه بار دوم با کیفیت بهتر ببینمش

رویا خانم فرصت کردید ببینیدش حالا، کمه
عالیییه اون سریال..تو Top-3 منه :)

آقای حسینیان عزیز
آفرین مطلب همون حجم تعریفِ هست بیشتر..من متوسط رو به پایین می‌دونمش و خیلیییی سریال بهتر هست ازش
فضاسازیش رو موافقم..موسیقی هم آره خوبه نسبتا
موضوعش خیلی خوبه آخه، علاقمند به اون موضوعام باشه طرف که بیشتر لذت می‌بره
۶ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روانی شدم
از نوع بدش یا خوبش؟ :)
۲۹ خرداد
اگر فقط یه داستان بود شاید روانی خوب بودم و حتی خوشمم اومده بود که این داستان به مغز یه نفر رسیده هرچند رو اعصاب و مریض طور ولی اینکه واقعن این اتفاقات افتاده و اینکه حتی توی فیلم خیلی کمرنگ تر هم شده ، روان آدمو بهم میریزه
۲۹ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید