تیوال سینما
S3 : 14:03:03
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

توی سرمای روستاهای اطراف اراک، استانی که تازه دارم کشفش میکنم،تو یه خونه کوچک و نیمه روستایی کنار بخاری ولو شدم. از پنجره به بیرون نگاه میکنم و تک و توک چراغهای گرد و بزرگ روستا رو می بینم. چراغهای سفید زرد..بدون سو سو. ثابت. ساکن. سرما سایه سنگینش رو انداخته. هاله ای دور و بر همه چیز تشکیل داده. انگار مثل بختک افتاده روی همه چیز. سکوتش به سکوت شب اضافه شده. دستم رو تا کردم زیر سرم .موزیک گوش میدم و توی تاریکی اتاق به شعله بخاری زل زدم. آرومم. نمیدونم تجربه کردین و می فهمین چی میگم رفقا. خیلی خیلی آرومم. اینقدر که فقط میخوام این موسیقی کوروش یغمایی همینجور پشت سرهم یک بند تکرار بشه و من مجبور نباشم هیچ کاری جز زل زدن بکنم. برم جلو تا چشمهام سنگین بشه و خواب من رو در بر بگیره. پلکام سنگین بشه و تصویر رویایی جلوم هی منقطع و منقطع بشه از این پلک زدن... بیشتر ... دیدن ادامه » و بیشتر . یهو انگار از خواب بپرم و ببینم شعله ها و این آرومی همچنان هست. سرجاشون هست.خدا رو شکر.موزیک هست. عاشقی هست . تا صفحه سیاه بشه. کامل ... و من خوابم ببره. تا دوباره جاده ها شروع بشه.
من تو طالقان به این آرامش میرسم همیشه.یه آرامشی که واقعا نمیشه توصیفش کرد.
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به جستجوی تو از شب ، از شب گذشته آمده ام
هزار بادیه را در نوشته آمده ام .

قدم قدم همه نام تو را ، به ناخن و خون
به شاخه های درختان ، نوشته آمده ام

به بو یه ی بر و بوم همیشه آبادت
ز هفت خانه خرابه گذشته آمده ام

هزار وادی را دره دره رد شدم
هزار بادیه را پشته پشته آمده ام

ملول دیو و ددم با چراغ دل در کف
به جستجوی تو ، انسان – فرشته آمده ام






https://sarimusic.net/91710/%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%B4-%DB%8C%D8%BA%D9%85%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%AA%D9%87/
چه آهنگ خوبی بود
چسبید
۱۳ ساعت پیش
گرفتیش رفیق
دیدی چه نرم و لطیف میشینه بر جانِ دل؟
۱۳ ساعت پیش
خیلی خوب بود
حیف که کوروش یغمایی این همه سال آهنگی نداده
سر آلبوم آخرش هم کلی اذیتش کردن و آخر مجوز ندادن
۱۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
توی هر ضرر باید/ استفاده ای باشه
باخت باید احساسِ/ فوق العاده ای باشه
هعععععی
چاوشی چی میخواد و الان چی می‌خونه
۱۳ ساعت پیش
و چقدر این آهنگ درگیرم کرد
قلبم رو تکه کرد
از عجیب ترین عاشقانه هایی که تا به حال شنیدم
۱۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#نقد_اختصاصی
#پورحسین
#فیلم_hustle_2019
#کمدی_اجتماعی
#سینمای_آمریکا

فیلم hustle را باید در رده فیلم های صرفا سرگرم کننده جای داد و برای گذراندن وقت به آن رجوع کرد تا در آن میان شاید بتوان از استعداد بازیگرهای کمتر شناخته شده ای همچون "ربل ویلسون" نیز لذت برد اما باید گفت هیچ اتفاق خاصی در این فیلم رقم نمی خورد و صرفا گاهی مخاطب را به خنده وا می دارد.

نمره 4.5 از 10
امیرمسعود فدائی این را خواند
بامداد این را دوست دارد
من دوسش داشتم و برام فانی و سرگرم کننده بود
اما نقدها رو که میخوندم مثلن از برایان واینر یا جولیان لیتل یا کریس مکوی و ... تقریبن همگی معتقد بودن همه چیز خوب بوده ، زومهای تکنیکال برای تغییر زاویه دوربین ، رنگها و طراحی زیبای هر پلان که هم از نظر بصری ... دیدن ادامه » هم محتوایی نبوغ آمیز بوده و ...
اما ایراد رو در این گرفتن که با نسخه ی اصلی که گویا این بوده : dirty rotten scoundrels مقایسه اش کردن . و معتقدن بیشترین ضربه به فیلم در غافلگیریِ آخر زده میشه . که بر خلاف نسخه ی 30 سال پیش کارکردِ خیره کننده ای نداشته . و بازیها هم تلاش شده در همون فضای کلاسیک و دهه هشتادی انجام بشه .
معتقد بودن بهتر بود به قواعد کمدیهای دهه 80 وفادار میموند و تلاش نمیکرد که از تکنیکهای امروزی برای پیشبردِ قصه بهره بگیره و این دوگانگی در قصه و فرم به کار لطمه زده .

۱۳ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان.
این مستند در مورد تاریخچه تئاتر اصفهان می‌باشد. بدون شناخت از خانم کارگردان یعنی مژگان خالقی وبا توجه به این مستند می توانم بگویم این خانم صد درصد باهوش، کوشا و عاشق تحقیق هستند. مملکت ما به مژگانهای زیادی نیاز دارد.
واما در مورد فیلم، ۱: فیلم نریشن بسیار عالی و مناسب دارد، ۲: اطلاعات و آگاهی زیادی در فیلم به بیننده انتقال داده می‌شود، از جمله تاثیر مسائل سیاسی، اجتماعی، طبقاتی و جنسیتی بر بازیگران تئاتر، که با بیان خود بازیگران عنوان می‌شود ۴: واضحا، بدون جهت و قضاوت، اطلاعات ارائه داده می‌شود ۴: عکسها و ویدیو های قدیمی و مصاحبه های ارزنده ای نیز در این فیلم ارائه می شود که بسیار ارزنده هستند. در کل، هر چه زمان بگذرد، این فیلم ارزشمندتر می‌شود.
در پایان باید بگویم، در سالن سینما، فقط من حضور داشتم و البته این چندان معنی خوبی ... دیدن ادامه » ندارد!
سپاسگزارم که نظر من را خواندید، روزتون قشنگ.
تئاتر اصفهان کل الهم دوره بسیار درحشانی داشته ....یه دوره ای ستاره درخشان هنر کشور بوده
این فیلم رو ندیدم و این خانم رو البته نمیشناسم
۷ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار زیبا . فیلمنامه کارگردانی گروه بی نظیر بازیگران خصوصا خانم هانیه توسلی عالی بودند . حتما پیشنهاد می شه ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ویدیو
درباره کارگاه بازیگری سینما i
برای اولین بار در آکادمی سینمایی قرمز با مدیریت فریدون جیرانی کارگاه بازیگری سینما مدرس: حمید نعمت الله
» ویدیویی از کارگاه بازیگری سینما آکادمی سینمایی قرمز
جعفر میراحمدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با تشکر از ن.م.خ به عنوان کارآفرین برتر که در سال های اخیر باعث اشتغال زایی و درآمدزایی برای اهالی سینما و تئاتر مملکت شده!
بعد از نمایش های هم هوایی و عامدانه، عاشقانه، قاتلانه و فیلم سینمایی خشم و هیاهو، این چهارمین اثر درباره آن ماجراست!
مهدی..
درباره فیلم انگل i
یک کمدی یِ ناقابل؛ احمقانه و سهل انگار!..
(که نه کمدی ست و نه حتی فانتزی)
زباله ای بدبو! (خاطرم هست که فیلمساز در صحنه ی قتل و واکنش ها، بی هیچ توجه به اخلاقِ انسانی و بستگیِ پدرانه، حتی مسئله ی بو و حَسَد را هم نتوانست دربیآورد!)، نظریه ای ماقبلِ نظر؛ که در پیچشِ تک حلقه ایِ رایحه ی ادراک شده برایِ ذهنِ مخاطب، برآمده از دخالتِ فیلمساز، با بزک و سر و شکلی دروغین و جعلی، پُر از خالی؛ می شود ابزارِ گفتمانی نارسا، الکن و خرابکار!..
من امّا از ابتدایِ نفَسِ فیلم و روبرو شدن با فُرمی که ابدا دفُرمه هست، و اتفاقَن دفُرمه یِ بدقواره ای هم هست که از اصل هیچ چیز نیست، و بی که فرصتِ ساخته شدن بیآبد، فی الفور هلاک می شود، مشکل دارم با فیلم، تا نحوه یِ پرداختن به مضمون و نشناختنِ تکنیک و حتی بداقبالیِ فیلمساز در عدمِ وقوعِ هیچ بداهه یِ بَررسیده ای!..
مادر و پدری ... دیدن ادامه » تا این اندازه آنتی پاتیک!، انسان نماهایِ مُفت خور و عمومَن منفعل، در ساختارِ رواییِ اگزوتیک (آنهم اگزوتیکِ بدشکل و توهین آمیز)..، ماحصل: کلیپی حدودَن ۱۳۰ دقیقه ای هست که به شدت غیر انسانی ست و قابلِ تحمل هم نیست؛ اساسَن توهین به انسان، با سوء استفاده از دست مایه های فقر، سرمایه داری، میلِ به پیشرفت و زیستن و حتی معجزه ی باران!)
به نظرم، فیلم از اساس قربانی یِ سهل انگاری و بی توجهی یِ سازندگانش شده؛ چرا که طنزپردازنمایی یِ فیلمساز هم مطلقَن جدی نیست(چه از لحاظِ فُرم و چه ابزار و چه در ابراز) و به نوعی به خواب زدگیِ ناقابلی شبیه هست..
پیام فلسفی- سیاسیِ فیلمساز هم (دور از جانِ فلسفه)، بَررسیده از جعلِ اندیشه آن می شود که به اصطلاح میانِ پدرِ داستان و فرزندش به گفت می رسد: برنامه ریزی نکن، بگذار هر چیزی خودش پیش بیآید!... هر چیزی: تا کشتار و نمایشی تا این اندازه پَست و نارَوا، تا خیانت به وطن، و جعلِ راستینگی در فقدانِ انسانیت..
چشمِ کَن و اُسکار روشن!.. :)
چقدر موافقم مهدی جان
همیشه از نگاه عمیقت به تحلیل فیلمها لذت می برم
چه خوب نظرت رو به اشتراک گذاشتی ...
دیروز
برای دوستانی که مایلن بیشتر درباره ی این فیلم بخونن و نظر منتقدان رو بدونن این لینک شاید مفید باشه :) برای من که جالب و راهگشا بود

https://www.metacritic.com/movie/parasite/critic-reviews


۱۸ ساعت پیش
نیلوفر عزیزم، دوست مهربانم
من با متن کار دارم نه با شخص. الان خود بوردول و رابین وود هم بیان بگن این فلیم خوب است یا این فیلم خوب نیست، من برام مهم نیست:)
استدلال هاشونه که مهمه.
متاسفانه چه در رسانه هاى تصویرى و چه نوشتارى این نوع نقد که مبناش سلیقه است ... دیدن ادامه » و نه استدلال، داره زیاد میشه و این براى من آزاردهنده است.
ارادت فراوان:))
۱۴ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#نقد_اختصاصی
#پورحسین
#فیلم_bright_burn_2019
#تخیلی_دلهره_آور
#سینمای_آمریکا

وجود یک ضد قهرمان قدرتمند در ساختار قصه ، ابزاری برای جذاب تر شدن فیلم و در غالب موارد موفقیت اثر است . مقوله ای که در فیلم brightburn نیز وجود دارد و این فیلم را از کلیشه های یک اثر تخیلی دور کرده است . از سوی دیگر سوژه و آغاز جنجالی فیلم شاید علت دیگری باشد که مخاطب را متقاعد می کند این اثر را تماشا کند . به عبارت دیگر باید نقاط قوت این اثر را در متن آن جستجو کرد و از کارگردانی این اثر به شدت انتقاد کرد زیرا در مقایسه با هم نوعان خود دچار ضعف فنی و تکنیکی زیادی است و سبب شده تا در سال 2019 نتواند موفقیتی داشته باشد. روایت این اثر به نحوی انقلابی علیه انسان امروز است که با نهایت خشونت ، دروغ و دورویی انسان را سرکوب می کند . انسانی که خود از ظالم ترین سیستم های سیاسی نیز ظالم تر شده است و با ... دیدن ادامه » دورویی ادامه حیات می دهد .

نمره 7 از 10
س محمدی، امیرمسعود فدائی، امیر مسعود و پویا فلاح این را خواندند
بامداد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مریم عباسی
درباره فیلم رستاخیز i
سلام عزیزان. قصه اینکه پیرمردی که از تمدن شهرنشینی آسیب دیده و به منطقه ای زیبا و متروکه ای پناه آورده و میزبان یک قاتل می‌شود، واین مهربانی بدون قضاوت پیرمرد و سگ زیبایش، دیوانه کننده است، و من از زیبایی این مهربانی بسیار گریستم. مهربانی که در دنیای امروز اصولا وجود ندارد. فیلم دیالوگ‌های کمی دارد و غیر از پیرمرد و جوان قاتل، و دو پلیس که برای چک کردن میایند، بازیگری ندارد و این باعث می‌شود با آن مناظر طبیعی بکر بلژیک، لحظات فیلم را در آرامش بگذرونید. ضمنا در فیلم حیوانات نازنینی هم هستند که پیرمرد با آنها زندگی می‌کند.
شاید برای بعضی کشدار بیاید، ولی من به مانند یک قرص ضد اضطراب و استرس و یا یک جلسه روانکاوی، از این فیلم یاد میکنم. دوستتون دارم، روز خوش
امیرمسعود فدائی و سپهر این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فهیمه
درباره فیلم چاقی i
فیلم چاقی
خدارو شکر میکنم حداقل حالا که این فیلم به پخش نمایش خانگی رسید دیدمش و اسم علی مصفا واسه رفتن به سینما منو گول نزد
یک فاجعه به تمام معنا
با بازی های افتضاح به خصوص علی مصفا که از همیشه بدتر بود
متاسفم واقعا
متاسفم برای این فیلم ساز...
این فیلم چی میخواست بگه واقعااااااااااا
متاسفم

از سینمای ایران نباید توقع بیش از دو سه فیلم خوب در سال داشته باشید .
۲ روز پیش، شنبه
درست میفرمایین آقای جباری
۲ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مریم عباسی
درباره مستند مهین i
سلام عزیزان. من علاقه شدیدی به جرم شناسی دارم و فیلمهای مستندجنایی بسیار زیاد و متفاوتی از کشورهای استرالیا، بریتانیا و امریکا نگاه کرده ام. بعضی ها خوش ساخت و بعضی خیر.
باید بگویم برای بالا بردن آگاهی مردم، به این جور فیلمها در زبان فارسی بسیار نیاز است، و من شخصا بسیار سپاسگزارم از کسانی که این فیلم رو ساختند. و اما نظرات من در مورد فیلم: اول اینکه ، متاسفانه در مورد قربانیان اطلاعات دقیقی داده نشده بود. شاید به خاطر تابوو بودن بعضی مسائل باشد ولی گفتن از قربانیان همیشه نمادی از احترام به انسان بودن تک تک آنها می باشد. ما باید از قربانیان دقیق‌تر یاد کنیم و این بی توجهی به قربانیان برای من آزار دهنده بود. مساله بعدی اینکه ،می‌شد با بکار‌گیری یک روانشناس جرم شناس، وضعیت روانی قاتل را بیشتر بررسی کرد و به بیننده، کمی آگاهی در مورد بیماری‌های ... دیدن ادامه » روانی داد، موضوعی که در ایران کماکان تابوو مانده است. سوم اینکه : نریتور یا قصه گوی ما، اصولا صدای مناسبی با موضوع جنایی ندارد. اگر صدای مناسب انتخاب می‌شد، به جذابیت فیلم می افزود.در نهایت، در مورد حکمی که دادگاه به شوهر مهین و آدم‌هایی که مواد به مهین فروختند، اطلاعاتی داده نشد، هر چند که همه مرتبط به پرونده مهین بود(البته شاید من متوجه نشدم!!!). کلا اطلاعات کافی به بیننده داده نشد. سپاسگزارم که نقد من رو خواندید. روز خوش
سپهر، امیرمسعود فدائی، پویا فلاح و امیر مسعود این را خواندند
الناز امیربیگلو این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#نقد_اختصاصی
#پورحسین
#فیلم_knives_out_2019
#تریلر_معمایی
#سینمای_آمریکا

فیلم سینمایی knives out یکی از اعجاب انگیزترین متن های سال 2019 سینما را عرضه کرده است . فیلمی که ده ها تعلیق را در خود جای داده است و مملو از جزئیات شگفت انگیزی است که هر مخاطب ریزبینی را با سردرگمی مواجهه می کند . اثری که یادآور فیلم هایی همچون شرلوک هلمز است و در فضای معمایی خود هر از چندی ذهن مخاطب را به سمت یک مظنون جدید سوق می دهد و حتی لحظه ای که قاتل کاملا شناسایی شده است تعلیق جدیدی به داستان تزریق می شود و دوباره مخاطب را به وجد می آورد . متن این اثر علاوه بر این ویژگی های منحصر به فرد روایتی از یک خانواده ثروتمند را به تصویر می کشد که در ورای ظاهر آرام و متمدنی که دارند خوی حیوانی خود را در تنگناها علنی می کنند و به نحوی تلنگری نیز به طبقاتی از جامعه می زند و در اوج شخصیت پردازی خود ... دیدن ادامه » کاراکتری را ترسیم می کند که پس از دروغ گفتن غذایی که خورده است را بر می گرداند و به صورت نمادین ظاهر دروغین مردمان این روزگار را تهوع آور نشان می دهد. از سوی دیگر بهره گیری کارگردان از میزانسن خاص نقش بسزایی در رنگ و لعاب درخشان فیلم دارد و به خوبی می تواند نگاه مخاطبان را بدون استفاده از جلوه های بصری جلب کند . میزانسنی که حتی موسیقی متن نیز به خوبی بر آن منطبق شده است و هیچگونه حفره ای در ان مشاهده نمی شود .

نمره 9 از 10
امیر مسعود، امیرمسعود فدائی، پویا فلاح، فاطمه و مریم عباسی این را خواندند
بامداد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#نقد_اختصاصی
#پورحسین
#سرزمین_عسل
#مستند_مشاهده_ای
#سینمای_مقدونیه

"سرزمین عسل" روایتی ساده از یک زن مستقل در کوه های قطعه ای از کره خاکی ست که برخورد تمدن ها در آن عینیت یافته و به زندگی شخصی و روستایی آن ها نیز سرایت کرده است . "سرزمین عسل" یک مستند در سبک "مشاهده ای" است که با تکیه بر سرزمین و موقعیت، گذر از دنیای سنتی را به شکلی چشم نواز به تصویر می کشد . نامزد شدن این اثر دو بخش بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان و بهترین مستند اسکار 2020 به نحوی گویای کیفیت بالای این اثر به خصوص در زمینه کارگردانی است .

نمره 8 از 10
امیرمسعود فدائی و نیما نیک این را خواندند
بامداد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Ali Reza
درباره فیلم آتابای i
عجب نما هایی داره
امیر مسعود و مریم عباسی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد مجللی
درباره سریال فرندز i
‏اعضاء اصلی سریال دیدنی ‎فرندز یا ‎دوستان با شبکه اچ بی او مَکس به توافق رسیدند یک قسمت ویژه یک ساعته بدون متن ‎تجدید دیدار برای خدمات استریمینگ بسازند
(۶ بازیگر اصلی سریال فرندز انتظار داشتند که برای مشارکت در این قسمت ویژه ۳ تا ۴ میلیون دلار دستمزد دریافت کنند)


اخ جون :)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هنوز بعد از چندروز که از دیدن فیلم می گذره، سکانس به سکانسش جلوی چشممه. بازی بی نظیر بازیگر نوجوانش و مشقت های زیادی که از سر گذروند. واقعا دیدنش رو به همه پیشنهاد می کنم.
امیرمسعود فدائی و پویا فلاح این را خواندند
محمد مجللی، مهدی، امیر مسعود و مریم عباسی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز اولین روز جشنوارس .اولین فیلم مستند زمستان است و پاندا قرمز بود ولی سانس بعدی مردن در آب مطهر مثل تمام فیلمهای گذشته برادران محمودی به مسائل و مشکلات اتباع خارجی در ایران می پردازد.رونا و حامد دو جوان افغان به امید زندگی در اروپا پا به ایران میگذارند تا توسط قاچاقچیان انسان به اروپا سفر کنند ولی وقتی وارد ایران میشوند دچار مشکلاتی میشوند.....متاسفانه داستان فیلم کاملا نخ نما و قابل حدس،گرهای داستانی که کارگردان داخل فیلم قرار داده، به وضوح قابل پیشبینی است.بازیها تا حدی قابل قبول ولی تو ادای لهجه افغان یه مقدار اغراق شده بود.ولی ضرباهنگ تند فیلم باعث شده بود فیلم سراپا وایسته.فیلم از لحاظ نشان دادن وضعیت بد افغانها به شدت شریف عمل کرده و موفق بوده.در کل نسبت به فیلمهای قبلی این دو برادر چیز جدیدی برای عرضه نیست.
امروز دومین روز جشنوارس....اولین ... دیدن ادامه » فیلمی که دیدم خوب بد جلف ۲ ارتش سری بود.فکر کنم یکی از دلایل حضور این فیلم به خاطر خالی نبودن ژانر کمدی و فان بودن جشنوارس .دومین ساخته پیمان قاسم خانی به مراتب از شوخیهای بیشتری برخوردار و شیمی پژمان و سام واقعا درست و بجا در اومده.البته در انتهای فیلم سازنده سعی کرده با یک سورپریز فیلم خودشو تموم کنه.داستان از اونجایی شروع میشه که پژمان و سام قرار میشه یک بار دیگه باهم همبازی بشن ولی عوامل سازنده اون چیزی نیستن که نشون میدن.خوب بد جلف ۲ارتش سری نسبت به برادر بزرگترش پخته تر و شوخیهای به جا و کار شده ایی داره،مخصوصا سکانس های بازی سام و ستاره پسیانی.در مجموع میشه مطمئن بود این فیلم قراره سال دیگه یکی از گیشه دارای پر فروش باشه.اما فیلم دوم، سینما شهر قصه به کارگردانی کیوان علی محمدی که میتوان گفت مرثیه ایی است برای تمام دوران سینما.این فیلم برخلاف کارهای قبلی سازنده فیلم داستان گویست که مخاطب خواسته یا ناخواسته درگیرش میشود. ادای دینی است به سینما به طوری که از لحظه آغازین و تا آخرین سکانسها در پس زمینه از موزیکهای دهه ۴۰ و ۵۰ ،فیلمهای فارسی و روشنفکرانه با شما همراه خواهد بود.داستان داوود عشق سینمایی که کارش تعمیر آپاراتهای معیوب سینماهاست و به دنبال دختر دلخواهش در رویای سینما روزگار میگذراند .فیلم به نوعی ادای احترام کارگردان به تمام کسانیست سینما را به شهر قصه رویایی خیلی از ماها تبدیل کردند.به شخصه لذت بردم.
امروز سومین روز جشنوارس.اولین فیلمی که دیدم روز صفر سعید ملکان بود.ملکان با سابقه اولین فیلمشو طوری ساخته که انگار فیلم چندمش. یه داستان ملتهب با بازی فوق العاده امیر جدیدی و ساعد سهیلی در نقش عبدلمالک ریگی آدمو مجبور میکنه با قصه همراه شه.ساختار محکم و عالی فیلم بعلاوه تدوین خوب و به موقع تاثیر فیلم رو دوچندان کرده.ضرباهنگ سریع فیلم چنان بیننده رو همراه میکنه که زمان فیلم از دست مخاطب میره.یکی از نکات موفق فیلم پرهیز از غلو و درشت نمایی در شخصیتها و داستان فیلم است.درمجموع یکی از کارهای خوب امسال.فیلم بعدی به کارگردانی حمید رضا قربانی با نام مغز استخوان روی پرده رفت. داستان بهار و حسین که پسر کوچکشان مبتلا به سرطان است و روز به روز شرایط برایشان سخت میشود.فیلم با قدرت تا ۴۵ دقیقه اول تکان دهنده و تاثیر گذار عمل میکند ولی همین که نوبت سرنوشت شخصیتها و جمع بندی میرسد فیلم دچار تزلزل شدید میشود و کاراکترها به حال خود رها میشوند و این مخاطب است که باید خودش برای خودش شخصیتها را پرداخت دهد.بازیها بسیار روان و خوب اجرا شده، ولی متاسفانه بازیها فدای جمع بندی ضعیف فیلم میشود.
رسیدیم به چهارمین روز جشنوار.اولین فیلم ساخته مجید برزگر به نام ابر بارانش گفته اکران شد.صادقانه باید گفت فیلم قبلی این سازنده به نام پرویز از این اثر معلومحال چیز متفاوتی است.داستان سارا پرستار احیای بیماران در انتظار مرگ....البته باید اسم فیلم رو فرشته مرگ یا من نمیخوام بمیرم گذاشت تا مخاطب درک بهتری میکرد.ضرباهنگ فیلم به شدت آهسته و خسته کنندس.کاراکتر اصلی فیلم مثل آدمهای در انتظار مرگ، سر در گم و تکلیفش برای زندگی مشخص نیست.سازنده برای زنده نگه داشتن فیلم از نیمه دوم با اضافه کردن شخصیتهای جدید به دنبال احیای فیلم است.البته این فیلم، فیلم گیشه و مخاطب پسند نیست.خوب رسیدیم به فیلم دوم پسر کشی محمد هادی کریمی که جایگزین فیلم خورشید مجید مجیدی شد.پسر کشی حکایت خانواده قدیمی است که بعد از چهار فرزند دختر هنوز امید به دنیا آمدن فرزند پسر هستند ....‌رسمی قدیمی که فکر می کردنند وجود فرزند پسر ارکان خانواده را محکم می کند باعث ریشه کینه ایی قدیمی می شود. کریمی سوژه مناسبی را انتخاب کرده ولی برای پیشبرد قصه گره هایی که به مخاطب ارائه میدهد خیلی خنثی و نخ نما ست که اگر مخاطب باهوشی باشید به راحتی پایان قصه برایتان لو می رود.قصه سعی میکند حس معمایی و تعلیق را در طول داستان همراه کند،ولی کاملا معکوس عمل میکند
یادم پارسال در فیلم درخونگاه سیاوش اسدی خانم ژاله صامتی کاندید شدن که متاسفانه جایزه به ایشون نرسید.فکر میکنم ورود این فیلم به عنوان فیلم رزو این که بخوان کم لطفی پارسال رو با یه جایزه برای خانوم صامتی جبران کنن...تنها نقطه قوت فیلم بازی درخشان خانوم صامتی است.هنوزم به عقب برگردیم فیلمهای کمدی انسانی و برف روی شیروانی داغ از محمد هادی کریمی درخشان ترند.
پنجمین روز رو با فیلم دشمنان کار اول علی درخشنده شروع کردم.خیلی دوست داشتم از بخش انتخاب فیلم بپرسم دلیل انتخابشون چی بوده.داستان زهره زن میانسالی که به انزوا کشیده شد و مرگ پسر معتادش را از بقیه خانواده پنهان کرده و از جانب شوهرش ترد شده.....فیلمی آرام با طعم ناامیدی و یاس که تو لحظه ، لحظه فیلم در حال تزریق.فیلمی کاملا منفعل و به مخاطب فشار میاره، که زندگی پوچ و تحملش سخته.سازنده صد در صد در هنگام ساخت فیلم دچار افسردگی شدید بوده.داستانی کم رنگ به همراه محیطی سرد و بدون حرف حساب.دلیلی برای ساخت این فیلم نبوده ،چه برسه بخواین این فیلم رو تو سینما ببینین.فیلم بعدی کشتارگاه عباس امینی بود.فیلمی به شدت در اختیار قصه بود.داستان امیر که برای کمک به پدرش درگیر ماجرای قتلی میشود....بازیهای خوب و سرحال،مانی حقیقی بسیار عالی بود.داستانی سر راست که مخاطب را آرام ، آرام با خود همراه میکند.عباس امینی به زیبایی تاثیر دلار، در جامعه حال را تصویر کرده.با آنکه پایان بندی فیلم به وضوح در نیم ساعت پایانی مشخص است ولی باز با این حال سرنوشت شخصیتها برای مخاطب تا آخرین سکانس همراه است.فیلم خوب و داستان گویی بود
ششمین روز از جشنواره با فیلم آبادن یازده ۶۰ شروع شد.فیلمی از مهرداد خوشبخت.فیلمی ملی از حماسه ایی ملی در دل جنگ.حکایت مردان و زنان رادیو نفت آبادان در روزهای جنگ که تا آخرین لحظه اخبار جنگ را برای مردم پخش می کردند.صدابرداری عالی فیلم در بستر کل فیلم سایه انداخته بود. کارگردانی یک دست و خوب به وضوح در فیلم قابل مشاهده بود.بازیها خوب و روان یک دست بود‌.فیلمی که حتما باید تو سینما دید.فیلم بعدی آن شب کوروش آهاری بود.فیلمی دلهره آور و ترسناک در سینمای ایران و جشنواره فیلم فجر. حکایت بابک و ندا که در آمریکا ساکن هستند.روزی هنگام بازگشت از مهمانی شبانه، شبی را در هتلی سر میکنند و این سر آغاز ماجراست....متاسفانه فیلم یک کپی کامل از سینمای ترسناک هالیوود است.صحنه های بوو از پیش مشهود و حتی سکانس های مشابه در چند فیلم هالیوودی که دست کم هر مخاطبی یک بار تجربه کرده است.فیلمنامه به شدت دچار ضعف و مشابه نسخه های خارجی است.به طوری که هر تکه ایی از فیلم را از نمونه خارجی برداشت کردنند.اگر سازنده از افسانه های ایرانی در فیلم خود استفاده می کرد بی شک موفق تر بود.ولی ریسک عوامل برای احیای این نوع از سینما قابل دفاع است.
و هفتمین روز جشنواره....فیلم اول، خروج ابراهیم حاتمی کیاست‌.داستان پنبه کارانی که برای دیدار با رئیس جمهور با تراکتورهای خود راهی تهران میشوند...موزیک متن و فیلمبرداری خوب بود.بازی فرامرز قریبیان رو به شدت دوست داشتم.منو یاد رضا تو فیلم رد پای گرگ انداخت.فیلم تا آنجا که توانسته بود از شعار زدگی پرهیز کرده بود.این فیلم صد در صد نسبت به اثر قبلی سازنده ( به وقت شام ) فیلم پربار تری بود.انتخاب بازیگران به جا و خوب بود.فیلم دوم خون شد مسعود کیمیایی.ترکیب بازیگرها خودش آدمو تشویق میکرد برای دیدن این فیلم ،اما ای کاش مسعود خان کیمیایی فیلم نمی ساخت تا آدم با یاد سلطان و رد پای گرگ ...دندان مار ...گوزنها ....کیف میکرد.فیلنامه دم دستی و خسته...قصه کم جان و کشنده. سعید آقا خانی انصافا خوب بود ولی تو یه فیلم بد اونم تباه شد.فیلم رو فقط اونایی که سینمای کیمیایی رو دوست دارن میتونن تحمل کنند.آخرین فیلم شنای پروانه محمد کارت بود.درامی نفس گیر در دل شهری ملتهب.پروانه می فهمد که اتفاق بدی افتاده و برای کمک به حجت مراجعه میکند......محمد کارت در اولین تجربه خود ثابت کرده به خوبی درام را میشناسد و درک درستی از محیط فیلم دارد.بازیها از کمترین تا پر رنگترین بسیار عالی اجرا شده است. از اولین دقایق تا سکانس های پایانی فیلم از طراوت نمی افتد.قهرمان فیلم به درستی به رستگاری می رسد و تکلیف مخاطب با شخصیتها روشن است.فیلم لذت بخش و نفس گیری بود.
روز هشتم با فیلم عامه پسند سهیل بیرقی آغاز شد.این فیلم به مراتب از عرق سرد قویتر و از فیلم من ساخته همین کارگردان ضعیفتر است.درام زنانه ایی در تمجید زنانی که از دل تنهایی به دل جامعه می آیند.قصه فهمیه که بعد از طلاق به زادگاهش برمیگردد و میخواهد روی پای خود بایستد.فیلمی روان و قصه ایی آرام که مخاطب را با فهمیه همراه میکند و از سختیهای زنان تنها و حرف دهن مردم برای مخاطب حرف میزند.مشکل اکثر فیلمهای این چند روز پایان بندی ضعیفشان بود که سهیل بیرقی به درستی از آن عبور کرد
و مثل دو فیلم قبلی ثابت کرد که تمام کننده ایی کار بلد است .بازیها به درستی و روان اجرا شده.فیلم خوبی که به درستی حرف تلخ زنان تنها به تصویر می کشد. فیلم دوم من می ترسم بهنام بهزادی بود.قصه بهمن شاعر و نسیم که روز به روز بیشتر از هم دور میشوند.هنوز معتقدم قاعده تصادف بهترین فیلم بهزادیست.حتی متمدن ترین انسانها در شرایط بد،بدترین و کثیف ترین راه را انتخاب میکنند.مشکلی که بهمن گرفتارش میشود رفته رفته انسان آرام و روشن فکر را به آدمی تبدیل می کند که حتی همسرش نیز دیگر به سختی او را می شناسد.بهزادی به خوبی ویران شدن آدم امروزی را تصویر کرده.درست مثل نماهای دوری که از میدان سطح شهر گرفته و ماشینها هر کدام از طرفی برای خروج از میدان راهی باز میکنند،تمثیل همان بهمن است که برای نجات از ترسی که جان او را ذره ذره دارد از بین می برد،مسیری را انتخاب میکنند که هر چند او را از آن همه هرج و مرج رها میکند ولی در سراشیبی تباهی قرار میدهد.
• نهمین روز جشنواره بافیلم بی صدا حلزون بهرنگ دزفولی زاده آغاز شد.بهرنگ جز عکاسان قدیمی سینما و تلویزیون است،این کار اولین فیلم بهرنگ است.قصه سعید و الهام که ناشنوا هستند و فرزندشان نیز برای شنیدن نیاز به کاشت حلزون دارد ولی سعید راضی نیست.....قصه درگیر کننده و تاثیر گذار از زندگی ناشنوایان و مشکلات اطرافشان. قاب بندیهای عالی .هانیه توسلی فوق العاده بود.درامی در سکوت،خستگی ناپذیر آدمهای قصه.مادری که تمام تلاشش را برای شنیدن صدای جهان پیرامونش برای فرزندش از همه چیز میگذرد.برای اولین کار فیلم جان دار و خوش ساختی بود.البته این مشخصه سالها شناخت قاب و پشت دوربین بودن، تاثیر خودش را تو فیلم نشان می دهد.فیلم کاملی بود.فیلم دوم سه کام حبس سامان سالور بود.قصه مجتبی و نسیم که عاشقانه با تمام بدهکاریها و اقساط معوقه در کنار هم خوشحالند ولی روزی با تصادف مجتبی مسیر زندگیشان عوض میشود...درام دغدغه مندی که حرف روز میزند.عبور شخصیتها از مشکل پیش آمده و رستگار شدن مجتبی در مسیری که خودخواسته درگیرش میشود.سرسختی کاراکتر مجتبی را از همان ابتدای فیلم بر سر نخواباندن موتورش میتوان دید و سماجت او را برای درست کردن همه چیز مثل قبل.تنابنده انتخاب خوبی بود.پریناز همان کاراکتر مغز استخوان بود فقط این بار به جای فرزندش برای همسرش میجنگد. معضل اجتماعی که سالور در فیلم بیان میکند تبلور خیلی از آدمهای جامعه ماست.فیلم درخشانی بود.
و اما دهمین روز جشنواره به عبارتی آخرین روز این دوره.فیلم اول روز بلوا بهروز شعیبی بود.قصه عماد، روحانی و استاد دانشگاهی که در گیر داستان ملتهبی میشود.....بهروز شعیبی به راحتی توانسته خط قرمزها را برای ساخت فیلمش رعایت کند تا در اکران دچار ممیزی نشود.قصه ملتهب و رسوایی که درگیر یک روحانی میشود قاعدتا ساختنش کار راحتی نیست.اما به مراتب از دهلیز و یا سیانور فیلمهای قبلی این سازنده ضعیفتر عمل کرده است.رستگاری شخصیت عماد که به مراتب غیر از این هم نمی توانست باشد پایان قصه را کمی قابل حدس میکرد.بابک حمیدیان در نقش عماد به خوبی توانسته بود عهده دار این نقش باشد.فیلم دوم لباس شخصی اولین فیلم امیر عباس ربیعی بود.قصه یاسر که به تازگی به اطلاعات سپاه پیوسته و مسئول رسیدگی به سران حزب توده میشود ....فیلم در دهه شصت تا شصت و دو میگذرد.شاید اگر مخاطب فیلم باشید،در وهله اول شما را یاد فیلم ماجرای نیمروز ساخته محمد حسین مهدویان بیندازد.اما خوب است بدانید شاید در بعضی سکانسها شباهتی باشد،مخصوصا سکانس برخورد حنیف با جواد در پشت جبهه که یادآوری برخورد کمال با صادق است.با همه این شباهتها فیلم لباس شخصی قصه خود را دارد و از این حیث برای خود وزنه ایی محسوب می شود. مهدی نصرتی بازیگر نقش یاسر به خوبی در نقش جا افتاده بود.کارگردان به خوبی توانسته آن دوره ملتهب را به صورت درامی آرام و همانند کاراکتر یاسر که تمام تلاشش را برای از بین بردن حزب توده به آرامی و گفتگو محور پیش می برد.شاید فیلم زیر سایه ماجرای نیمروز باشد ولی دغدغه آن سالها را به شکلی متفاوت برای مخاطب بازگو میکند.جنشواره امسال هم به پایان رسید.باشد تا به شرط حیات سال دیگر را هم تجربه کنیم.
امیدوارم لذت برده باشید.
امیرمسعود فدائی، سپهر و مهدی این را خواندند
محمد مجللی، علی د و امیر مسعود این را دوست دارند
اقای شیرمحمدی عزیز
کامل خوندم و لذت بردم
مرسی از بررسی جامع و زیباتون
۴ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#نقد_اختصاصی
#پورحسین
#فیلم_jojo_rabbit_2019
#کمدی_تاریخی_سورئال
#سینمای_آمریکا

"تایکا وایتیتی" با بهره گیری از قصه ای سورئال درامی تاریخی در آخرین روزهای حیات امپراتوری رایش سوم خلق کرده است که در بستر کمدی لحظات دهشتناک سقوط برلین را به تصویر می کشد . روایت قطعه ای از تاریخ که ذهن مخاطب را در مورد آن برهه تاریخی منحرف می کند . علل این انحراف را باید در عدم نمایش چرایی شکل گیری جنگ جهانی دوم جستجو کرد . به حق شاید نتوان این امر را در یک فیلم سینمایی ترسیم کرد اما به کمک دیالوگ ها و متن می توان در راستای آن گام برداشت . آنچه که این اثر را از سایر هم نوعان خود متمایز می کند وجود یک ترس و وحشت در ورای قصه کمدی آن است . ترسی که ریشه در واقعیت تلخ داستان دارد و "وایتیتی" به خوبی توانسته است به کمک بازیگران توانمندی همچون "سم راکول" آن را به نمایش ... دیدن ادامه » بگذارد . زمانی که شخصیت اصلی روایت در چرایی عملکرد خود در بستر قصه متردد می شود ، مسئولیت بازیگران مکمل سخت تر می شود . مسئولیتی که "سم راکول" به خوبی از عهده آن برآمد . ساختار سورئال و خیالاتی که کاراکتر اصلی داستان را همراهی می کند شاید در برخی مواقع مخاطب را خسته کند و به درستی که باید به صورت مختصرتر به آن پرداخته می شد اما تضاد کمدی و دلهره جنگ جهانی به خوبی در این اثر برای خود جایگاه تراشیده است و به مخاطب فضایی جدید از جنگ جهانی را نشان می دهد .

نمره 8.5 از 10
امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
بامداد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
navidjahan
درباره فیلم عامه پسند i
برعکس نطرات و برخورد جشنواره من فیلمشو دوس داشتم
چون از این دست داستانا و اتفاقا دورو برم چندین بار افتاده
و بازیاشونم دوس داشتم
ضمن اینکه شیوه روایت فیلم برام جذاب بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید