تیوال سینما
S3 : 15:15:43
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

من معمولاً از سینما که میام بیرون دوست دارم درباره فیلم بحث کنم. اما بعد از این فیلم، اصلاً دوست نداشتم با کسی حتی حرف بزنم که حس خوبم از بین نره.
این هنر آقای صحت بوده که فیلمی با محوریت موضوع مرگ و کینه و غم رو انقدر جذاب و دوست داشتنی به تصویر بکشه. به نحوی که حتی یک قطره اشک از چشم مخاطب نیاد. بهتر بگم، بنظرم توی این فیلم زندگی بیشتر از مرگ جریان داره
امیر مسعود این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آیا واقعا نسبت به دیدن درد بی حس شده ایم؟ دور باد. منی که ۱۳ سال بعد از زلزله به بم رفتم و با دیدن عکسهای قبل و بعد ارگ اشکام سرازیر شد و جای خالی همه آدما و چیزایی که دیگه نیستن و برنمیگردن رو حس کردم حالا با دیدن این فیلم تو این روزها انگار نه انگار. مطمئنم ایراد از فیلم عیاری نیست. فکر اینکه کسی چند ساعت بعد از زلزله به فکر رفتن به دل فاجعه بیفته تن آدمو میلرزونه.
اما به هر حال زندگی ادامه داره و باید امید داشت و برای بهتر بودن تلاش کرد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حدودا ۴۰ دقیقه از فیلم و دیدم و از سینما زدم بیرون.
نمیدونم پانته ا بهرام تو این فیلم سفارشی چی کار میکنه کنار بازیگران درجه دو که هیچ کدوم ارتباطی یه نقششون ندارند.
به هر دلیلی که اون رو هم نمیدونم موج فیلم‌های مرتبط با اجتماع افغان بعد از جشنواره حقیقت همچنان ادامه داره و فیلم‌های خوبی هم بینشون بوده. اینه که عجیبه با این همه سوژه خوب و بازیگر افغان خوب‌تر چه احتیاجی به افغان نشون دادن امین زندگانی!! و افشین سنگ چاپ!! هست، اون هم در یک کوره اجر پزی که تعداد ایرانی های شاغل در این کوره ها توی ایران از افغان ها بیشتر هست، پس چرا همچین سوژه ای انتخاب میشه جای سوال داره..
متن به شدت سفارشی و بدون محتوا و کارگردانی در حد یک تله فیلم با سبک ساخته های بی ارزش تلوزیونی با کارگردانی وابسته به قاب بندی فیلمبردار که به شکل حماسی دست به خلق اسطوره های بولد ... دیدن ادامه » شده ادم های خوب و بد میزنه..

بخشی از فیلم: ( مثلا با لهجه افغان بخونید که البته علی رغم تلاش دو عزیز بیشتر شبیه لهجه بندری میشه تا افغان..)
+اگر پیداش کنم اتیشش میزنم.. جزای زن فراری سوختاندن اس.
- نه اینجا از ای خبرا نیس! اینجا ایرانه! زن ها ارج و قرب دارن!! خیال نکن میتونی هر بلایی سر زن بیاری!!

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Negin Fooladi
درباره فیلم زیر نظر i
پلاتینوم یا پلاتینیوم یا هر کوفتی که هست توی شهرک غرب افتضاحه و من توی اون سینمای افتضاح یه فیلم افتضاح دیدم . چرا به آزاده صمدی همش همین مدل نقشارو میدن؟ ناراحتم براش
امیدوارم همه هنرمندان از تریبونی که دارن برای بیان احساس افراد جامعه استفاده کنن . با نظر استاد کیهان کلهر و شهاب حسینی برای خالی نکردن عرصه هنر موافقم .

یه ننه قمرهایی هم اصلا صدا و سیما راهش نمیدن چن ساله ، چن ساله کار نکرده بیانیه داده که ما بخاطر همدردی با مردم پامونو اونجا نمیذاریم . جمع کنن لطفا کاسه کوزه رو ممنون میشم .
امیرمسعود فدائی و ژنرال این را خواندند
س محمدی و پویا فلاح این را دوست دارند
وقتی سلبریتی باشی ، هر چیزی بر علیه حکومت بگی برات هزینه داره و باعث میشه احضار بشی ، توهین بشنوی و ... حتا اگر این سالها از فضای صدا و سیما و ... دور باشی . ( بماند که در شرایط فعلی اگر یک آدم معمولی و بی نام و نشان هم باشی با کوچکترین اعتراض در توییتر و ... دستگیر ... دیدن ادامه » خواهی شد )
لذا این ننه قمرهایی که میفرمایید شرف دارن به اونهایی که به هر بهانه ای مشغول آب ریختن به آسیاب حکومتن
۲ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این قسمتی از صحبتهای "شهاب حسینی" در واکنش به تصمیم برخی هنرمندان در انصراف از جشنواره فجر بخاطر حوادث اخیره:
" با احترام به تصمیم شخصی آنان، نسبت به آن نقدی دارم. این حرکت دامن زدن به افتراق جامعه شکن خودی و ناخودی است و این درحالیست که جامعه و مردم بیش از هر زمان دیگری به همبستگی و دلداری یکدیگر نیازمندند.
..... ای کاش نیت هامان هم خالص باشد و بنا به صلاح شخصی خود فی المثل بخاطر ترس از برخورد تحقیر آمیز مخاطب با فیلممون به سیاق و روال ادوار گذشته، پشت احساسات پاک مردم قایم نشیم! "

این قسمتی از صحبتهای "ژان لوک گدار" در جریان اشغال کاخ جشنواره کن در سال 1968 بخاطر اعتراض به سرکوب دانشجویان و کارگران توسط پلیسه:
" من دارم با شما از همبستگی با کارگرها و دانشجوها حرف می زنم، شما برای من از تراولینگ و کلوز آپ می گین!؟ شما نفهمید! "
خیلی جالبه این دست نظرات... همبستگی در یک جریان صددرصد دولتی با تمام مسائل پشت پرده ای که علنا هم رو شده اند و همواره بوی سفارشی و تبعیض از آن بمشام رسیده، ربطی به مردم ندارد.
۲ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش می‌شد نمی‌مردم،اون‌وقت تا صبح می‌رقصیدم.
+ آهنگ بذارم برقصیم؟
- بلد نیستم.
مرگ و برخوردهای متفاوت باهاش، تو حال و هوای این روزا، فیلم خوبیه
۲ روز پیش، پنجشنبه
بله حال خوبی داره.
۲ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
carpe diem
M... این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم از این بی محتوا تر ندیده بودم. بهش اصلا فیلم نمیشه گفت. حیف وقت و هزینه ک برای این فیلم گذاشتم!
celine، پویا فلاح و آیدا طاهرزاده این را خواندند
سپهر امیدوار این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
celine
درباره فیلم سونامی i
درکل فیلم دغدغه مند و خوبی بود .
یکم ریتمش کند بود و ژوله هم به نظرم انتخاب خوبی برای این کار نبود، همانطور که سیاست نباید قاطی ورزش بشه آقای ژوله هم وارد وادی بازیگری نشن بهتر.

4 از 5
امیرمسعود فدائی و سپهر این را خواندند
Samira و پویا فلاح این را دوست دارند
درود بر شما خانم celine
با نیمی از متن شما موافقم و با نیمی دیگر مخالف
کاش تیوال تو نسخه جدیدش که امیدوارم رونماییش به عمر ما قد بده، فکری هم به حال این مسئله بکنه.
۳ روز پیش، چهارشنبه
درود بر شما
آدمی به امید زندست...

نگفتید با چه قسمتی مخالفید و چرا؟
۳ روز پیش، چهارشنبه
در مورد آقای ژوله نوشتید برای این نقش مناسب نیست موافقم و با مابقیش مخالفم. به نظرم تو برخی از فیلم های کمدی خوب بودند اما برای فیلمی به این سبک و سیاق، حداقل الان مناسب نیستند.
۳ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فهیمه
درباره فیلم آشفتگی i
فیلم آشفته گی
به نظرم آشفته بازاری از جناب جیرانی بود
که جز یک مشرقی نامی ، چیزی براش باقی نمونده
پایان دوره سینمای قصه گو
یک ادابازی بی روح با کادرها و قابهای کج و معوج
فریدون جیرانی سعی کرد با خفگی مسیر حرفه ایش رو عوض بکنه که به نظرم تا حدودی توی همون فیلم موفق بود ولی این یکی بدددد جوری از آب درنیومده بود

پویا فلاح، Hoda Moosaei و امیرمسعود فدائی این را خواندند
علی ابراهیم این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پخش سریال «خواب زده» اولین اثر سیروس مقدم در شبکه نمایش خانگی، به تعویق افتاد. | عکس
» پخش سریال «خواب زده» اولین اثر سیروس مقدم در شبکه نمایش خانگی، به تعویق افتاد.
... دیدن متن »

در حالیکه قرار بود سریال خواب زده از ۲۴ آذر در بستر روبیکا و پلتفرم دانلود سلام سینما توزیع گردد، عوامل این سریال با احترام به این روزهای تلخ مردم توزیع این سریال را به تعویق انداختند. سیروس مقدم کارگردان سریال‌های شاخص تلویزیونی در این سال‌ها، سریال «خواب زده» به نویسندگی سعید نعمت‌اله و تهیه‌کنندگی الهام غفوری را برای شبکه نمایش خانگی ساخته است. «خواب زده» اولین اثر مقدم برای شبکه نمایش خانگی است و زمان جدید پخش آن به زودی اعلام می‌گردد.
در خلاصه داستان آمده: رها و هماى قصه با دیدن یک خواب مشترک با هم آشنا می‌شن و این شروع ماجراهاى عشقى و ورودشان به زندگى یکدیگر است...
علیرضا شجاع نوری، لادن مستوفی، سیما بابایی، امیرعلی دانایی، مهدی سلطانی، پریوش نظریه، ایرج نوذری، آدرینا توشه‌‌فرید، سجادی‌حسینی، کوروش سلیمانی، مارال فرجاد، ندا عقیقی، باران حاج‌رضایی، مجتبی طباطبایی، فرهاد مهدوی، نازنین فلاحی، عرفان ابراهیمی بازیگران این سریال هستند. 

۴ روز پیش، سه‌شنبه
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تورج اصلانى جایزه جشنواره هند را به خلبان و جان‌باختگان هواپیمای اوکراین تقدیم کرد | عکس
» تورج اصلانى جایزه جشنواره هند را به خلبان و جان‌باختگان هواپیمای اوکراین تقدیم کرد
... دیدن متن »

تورج اصلانى کارگردان فیلم سینمایى «حمال طلا»، جایزه بهترین فیلمنامه جشنواره بین‌‌المللی فیلم «چاتراپاتی شیواجی» را به کاپیتان «ولادیمیر گاپوننکو» خلبان اکراینی و جان‌باختگان ایرانی و خارجی تقدیم کرد. 
فیلم سینمایى «حمال طلا» Gold Runner به کارگردانى و تهیه‌کنندگى تورج اصلانى و به نویسندگی تورج اصلانى و هادی نادی در جدیدترین و سومین اکران بین‌المللی خود؛ به نمایندگی از سینمای ایران در بخش رقابتی جشنواره بین‌‌المللی فیلم «چاتراپاتی شیواجی» Chhatrapati Shivaji در کشور هندوستان روی پرده رفت و جایزه بهترین فیلمنامه به تورج اصلانى و هادی نادی اهدا شد که تورج اصلانی با نهایت تأسف و تألم، این جایزه را به کاپیتان «ولادیمیر گاپوننکو» Volodymyr Gaponenko خلبان اوکراینی پرواز شماره PS752 و 176 جان‌باخته این هواپیما اعم از نخبگان برجسته دانشگاههای ایران و دیگر ملیت‌های جهان تقدیم کرد. 
جشنواره بین‌‌المللی فیلم «چاتراپاتی شیواجی» CSIFF که با شعار «فیلم‌های خوب ارزش‌های زندگی را بالا می‌برند» در هر دوره، جوایز خود را در بخش‌های مختلف از جمله؛ بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه، بهترین تدوین، بهترین فیلمبرداری، بهترین بازیگری زن، بهترین بازیگری مرد، بهترین موسیقی، بهترین کارگردانی و ... اهدا می‌کند. 
این جشنواره، با هدف فراهم آوردن فرصتی برای ارائه آثار فیلمسازان جهان در یک جشن سینمایی و فراهم ساختن بستری برای فیلمسازان در شبکه‌های حرفه‌ای فیلم برگزار می‌شود. این رویداد سینمایی به دنبال تقویت روابط کاری مناسب است و به فیلمسازان بااستعداد، کمک می‌کند تا پروژه‌های آنان توسط تماشاگران جهانی مشاهده شود. 
جشنواره بین‌‌المللی فیلم «چاتراپاتی شیواجی» به اکران فیلم‌های جدید و خلاقانه از بهترین فیلمسازان بااستعداد از سراسر جهان برای مخاطبانی از کشورهای مختلف اختصاص دارد که با کشف این آثار سینمایی به حوزه فرهنگی و آموزشی نیز اهمیت ویژه‌ای می‌دهد تا نسل بعدی فیلمسازان را پرورش دهد. این یک حامی جدی برای تحولات اجتماعی است و باعث تنوع فرهنگی و تفاهم بین ملت‌ها می‌شود که در نهایت، توسعه سینمای باکیفیت را به دنبال دارد و برگزاری جلسات بین متخصصان سینمای جهان، سینمای این قاره پهناور را گسترش می‌دهد.
فیلم سینمایى «حمال طلا» در آخرین حضور بین‌المللی خود؛ در بخش رقابتی «سینمای جهان» World Cinema در هفتمین دوره جشنواره بین‌‌المللی فیلم «دهوک» Duhok در اقلیم کردستان عراق به نمایش درآمد و تورج اصلانى برای کارگردان این اثر سینمایی جایزه «استعداد تازه» New Talent را تصاحب کرد و از طرف اعضای هیئت داوران، تندیس طلایی «برگ مو» و لوح افتخار به این سینماگر ایرانی اهدا شد.

۴ روز پیش، سه‌شنبه
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره فیلم صدای آهسته i
من فک میکنم ما می‌تونیم به هم کمک کنیم.
مردی (که خاطره می‌خرید و مردم رو از دست اونا رها می‌کرد) این ژاکت رو به من داد. معامله خوبی هم بود.
حالا فقط به چند تا خاطره احتیاج دارم.
بابک، امیر مسعود و پویا فلاح این را خواندند
محمد مجللی، امیرمسعود فدائی و سپهر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگه من بمیرم تو ناراحت میشی؟؟؟؟؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اعتراض اصناف سینمای ایران به صدا و سیما | عکس
» اعتراض اصناف سینمای ایران به صدا و سیما
... دیدن متن »

خانه سینما به درخواست روسای صنوف و جمع کثیری از اعضای خود، طی این بیانیه اعتراض خود را به صدا و سیما اعلام کرد. متن به شرح زیر است:
سال‌هاست رسانه‌ انحصاری ملی که مدعی ارتقای فرهنگ و هنر و دانش اجتماعی و حقوق شهروندی است نه تنها از انجام تکالیف ملی و اصلی‌اش جا مانده، بلکه هرازچندگاهی با خروج خود از مرزهای اخلاق و انسانیت -به بهانه دفاع از ارزش ها- را در شبکه‌های متعددش به رخ می کشد و در مسیر این ماموریت، چه چهره‌هایی شاخص تر از هنرمندان جامعه برای آنکه هدف تخریب قرار گیرند؟
اهانت اخیر و بی‌شرمانه صدا و سیما به بانویی محترم از جمع کارگردانان سینمای ملی ایران و فرزند هنرمندش، پیش و بیش از آنکه خدشه‌ای به ساحت اعتبار و ارزش این سرمایه فاخر فرهنگی و هنری کشور وارد کند، برای ما سینماگران و همه کسانی که سینمای اجتماعی او را در تمام این سال‌ها دنبال کرده‌اند، گواه گویایی است بر تداوم عامدانه روند ایجاد تفرقه و تخریب توسط سازمان مذکور.
خانه سینما به درخواست روسای صنوف و جمع کثیری از اعضای خود، طی این بیانیه ضمن اعلام وظیفه اخلاقی،فرهنگی، حرفه‌ای و صنفی خود در حراست از  حیثیت کلیه اعضا-به ویژه یکی از فاخرترین چهره‌های فیلمسازش- و ضمن اظهار تأسف برای مدیریت سازمانی که ظاهراً بر محتوای تولیدات رسانه‌اش هیچ نظارت هوشمندانه‌ای ندارد، به نمایندگی از جامعه اصناف سینمایی کشور به مردم ایران اعلام می‌کند که همسو با مطالبات مدنی و حق‌جویانه آنها، چشم بر روی اینگونه توهین‌ها و عملکردهای رسانه ملی نخواهد بست.
همچنین به همه همکاران سینمایی خود پیشنهاد می‌دهد که با خودداری از حضور در برنامه‌های به اصطلاح سینمایی و تحلیلی این رسانه، همدل و همراه، در این اعتراض حرفه ای مشارکت کنند تا این رسانه گمان نبرد که به اتکای قدرت و بودجه وافرش می‌تواند هر تهمت و توهینی را نثار سینمای ایران و چهره‌های فرهنگی این سرزمین کند.

۴ روز پیش، سه‌شنبه
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیش به سوی سوئد! شما برید ماهم پشت سرتون عزیزان.
امیرمسعود فدائی این را خواند
امیر مسعود و سپهر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
رونمایی از پوستر «اولین امضاء برای رعنا» | عکس
اکران ساخته علی ژکان از چهارشنبه آغاز می‌شود
» رونمایی از پوستر «اولین امضاء برای رعنا»
... دیدن متن »

اکران فیلم سینمایی «اولین امضاء برای رعنا» از چهارشنبه (۲۵ دی‌ماه) در گروه سینمایی «فرهنگ» آغاز خواهد شد.
با ثبت قرارداد اکران فیلم سینمایی «اولین امضاء برای رعنا» ساخته علی ژکان در گروه سینمایی «فرهنگ»، این فیلم از روز چهارشنبه (۲۵ دی‌ماه) در این گروه روی پرده خواهد رفت. در آستانه اکران سازندگان از اولین پوستر این فیلم نیز رونمایی کردند. طراحی این پوستر برعهده آرزو نصیرپور بوده است.
پخش این فیلم برعهده موسسه نیمروز فیلم قرار دارد.
علیرضا جلالی‌تبار، شهرزاد کمال‌زاده، شقایق رهبری، حمیدرضا هدایتی، شهین تسلیمی، فلور نظری، نادر نادرپور، محسن عبداللهیان، حمید فلاحی بازیگران این فیلم سینمایی هستند.
«اولین امضاء برای رعنا» یک درام اجتماعی است. فیلم روایتگر زندگی داستان نویسی به نام جهانگیر گلستانه است که چند سال قبل با دختری به نام رعنا ازدواج کرده. آنها در خانه‌ای اجاره‌ای زندگی می‌کنند و اجاره مختصری می‌پردازند، اما طولی نمی‌کشد که…

۴ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک تجربه‌ی عاشقانه | عکس
گزارش نمایش «رگبار» در کانون فیلم خانه سینما
» یک تجربه‌ی عاشقانه
... دیدن متن »

کانون فیلم خانه سینما در تازه‌ترین برنامه‌ی خود که با مشارکت انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی برگزار شد نسخه‌ی ترمیم‌شده‌ی «رگبار» ساخته‌ی تحسین‌برانگیز بهرام بیضایی را به نمایش گذاشت.
در این برنامه که شامگاه یک‌شنبه بیست و دوم دی‌ماه برگزار شد دکتر مصطفی جلالی‌فخر (منتقد سینما) و جابر قاسمعلی (فیلم‌نامه‌نویس) حضور داشتند و این فیلم را از جنبه‌های مختلف مورد بررسی قرار دادند.
در ابتدای این جلسه، ناصر صفاریان، دبیر کانون فیلم خانه سینما ضمن ابراز تاسف و هم‌چنین تسلیت به خانواده‌های داغدار و بازماندگان سقوط هواپیمای اکراینی، به ضرورت فعالیت‌های فرهنگی در برابر اِعمال سکوت و انفعال اشاره کرد و افزود: «لغو کردن مراسمی نظیر جشن‌ها و برنامه‌های بزرگداشت، تنها کاری است که در شرایط فعلی و در ابراز همدردی با مردم کشورمان و خانواده‌های عزادار می‌توان انجام داد اما در همین وضعیت آن‌چه که از اهمیت به‌سزایی برخوردار است مقاومت در برابر تعطیلی پاتوق‌ها و مراکز فرهنگی، و از آن مهم‌تر، پیدا کردن راهی برای مبارزه با سکوت و خانه‌نشینی است.»
وی گفت: «کانون فیلم خانه سینما که خوش‌بختانه از ابتدای راه‌اندازی، از مساعدت و همکاری مدیریت خانه سینما برخوردار بوده، در این روزهای آکنده از سوگ و غم، ضمن پرهیز از برگزاری برنامه‌های طنز یا جشن می‌کوشد تا با برگزاری جلسات نمایش فیلم و نقد و بررسی، از تعطیل شدن– حتی موقتی– جلسه‌هایی با اهداف فرهنگی جلوگیری کند.»
صفاریان سپس در بخش دیگری از صحبت‌های خود با اشاره به ترمیم و بازسازی «رگبار» در بنیاد سینمایی مارتین اسکورسیزی گفت: «مدیران این بنیاد برای انجام این کار از نسخه‌ی پزیتیو این فیلم که در اختیار آقای بیضایی بوده استفاده کردند و در نخستین نمایش این نسخه‌ در آمریکا، مارتین اسکورسیزی ضمن ابراز تاسف مدعی شد که ظاهراً این فیلم در داخل ایران نابود شده! در حالی که نسخه‌ی پزیتیو فیلم مورد بحث در آرشیو فیلمخانه‌ی ملی ایران موجود است و همین نکته،‌ ادعای این فیلمساز سرشناس آمریکایی درباره‌ی فیلم «رگبار» را نقض می‌کند.»
وی گفت: «آن‌چه که تماشای «رگبار» از پی سال‌های گذشته را به تجربه‌ای دریغ‌آلود تبدیل می‌کند، حسرت مواجهه با آدم‌ها و تجربه‌هایی است که قبلاً آن‌ها را داشته‌ایم و اینک آن‌ها را از دست داده‌ایم. حسرتی که مهاجرت استاد بهرام بیضایی و غیبت ایشان در سینمای امروز ایران، تنها یکی از آن‌هاست.»
دبیر کانون فیلم خانه سینما در ادامه‌ی جلسه با اشاره به این که «رگبار» به عنوان نخستین ساخته‌ی بهرام بیضایی در سال 1351 ساخته شده، ضمن اشاره به تحسین و دریافت جوایزی از جشنواره‌ی فیلم سپاس و هم‌چنین واکنش منفی برخی منتقدان مطبوعات) به برخی حاشیه‌های تولید آن (نظیر وقفه‌های طولانی مدت، بی‌نظمی و اختلاف سلیقه میان بهرام بیضایی و باربد طاهری) اشاره کرد و افزود: «می‌توان گفت مشکلات بهرام بیضایی با اغلب تهیه‌کنندگان فیلم‌هایش که متاسفانه تا آخرین ساخته‌اش ادامه داشت، از همین فیلم آغاز شده و این نکته در یادداشت گلایه‌آمیز او پس از پایان تولید این فیلم نیز انعکاس داشته است.»
بخش بعدی جلسه به صحبت‌های جابر قاسمعلی اختصاص داشت. این فیلم‌نامه‌نویس با اشاره به علاقه‌ی خود به اغلب آثار بهرام بیضایی، او را «یک استاد مسلم در زمینه‌ی هنر نمایش و سینما» دانست و گفت: «با این وجود در میان فیلم‌های بیضایی «رگبار» را چندان دوست ندارم و این‌بار که فیلم را دیدم اشکالات آن بیش‌تر برایم روشن شد.»
وی سپس با اشاره به تاثیر این فیلم در موج نو سینمای ایران گفت: «مهم‌ترین ویژگی این فیلم نسبت به جریان اصلی و رایج سینمای دهه‌ی پنجاه، تفاوت‌هایی در انتخاب داستان و چگونگی روایت آن است. به عبارتی دیگر در این فیلم نیز مثل خیلی از فیلمفارسی‌های آن دوران با یک مثلث عشقی روبه‌رو هستیم اما نخستین جسارتی که بیضایی می‌کند روایت این داستان بارها و بارها تکرار شده در زمانی بالغ بر صد و بیست دقیقه است. مدت زمانی که جزو استانداردهای اکران در زمان تولید این فیلم نبوده است.»
قاسمعلی گفت: «این فیلم نخستین اثر بلند و سینمایی بهرام بیضایی است و طبیعی است که نواقصی دارد. اما این نقص‌ها بیش‌تر از آن که از نحوه‌ی تولید ضعیف و غیر استاندارد چنین فیلمی ناشی شده باشد ریشه در پرداخت خام‌دستانه‌ی فیلم‌ساز نسبت به عناصر، نمادها و نشانه‌هایی نظیر آینه است که در فیلم‌های بعدی او شکل و قالب بهتری پیدا می‌کند.»
وی افزود: «به‌هرحال باید پذیرفت ذهنیت بیضایی در گذر زمان پخته‌تر شده و خود به عنصری از فیلم تبدیل شده است. اما نکته این‌جاست که اگر برخی نشانه‌ها در فیلم‌های بعدی و بهتر او به عنصری نمادین یا دراماتیک تبدیل شده، به‌خاطر نزدیکی لحن آن فیلم‌ها به اسطوره‌هاست. در حالی که در «رگبار» زبان، لحن و رویکرد فیلم، واقع‌گراست.»
این فیلم‌نامه‌نویس سپس به نقش و حضور قدرتمند زنان در سینمای بیضایی اشاره کرد و افزود: «زنان فیلم‌های بیضایی عموماً زنانی مقتدر، آرمان‌خواه و نسبت به مردان بسیار پیشروتر هستند. در حالی که شخصیت زن فیلم «رگبار» یک زن معمولی است که جایگاه و قداست زن آرمانی خصوصاً در فیلم‌های متاخر بیضایی را ندارد.»
در ادامه‌ی جلسه، دکتر مصطفی جلالی‌فخر در پاسخ به پرسش ناصر صفاریان درباره‌ی نوع نگاه اسطوره‌ا‌ی در آثار بهرام بیضایی و تقابل آن با روزمرگی‌های مورد اشاره در «رگبار» گفت: «اگر این یافته‌ی روان‌شناسی را بپذیریم که تمام آدم‌ها یک معشوق خیالی دارند باید اشاره کرد که این فیلم به‌شدت به اسطوره نزدیک شده و عشق کاملی را به تصویر آورده که در آن، این معشوق خیالی با تمام ابعاد ظاهر می‌شود.»
وی گفت: «این فیلم چهل و هفت سال پس از تولید آن مورد نقد و بررسی قرار گرفته در حالی که آن را باید با مختصات زمان و زمانه‌ای که در آن ساخته شده سنجید.»
جلالی‌فخر افزود: «به نظرم «رگبار» فیلم گرمی است و آدم‌ها و شخصیت‌هایش هنوز هم تماشاگر را تحت تاثیر قرار می‌دهند. آن‌هم در مقایسه با سینمای امروز ایران که متاسفانه بخش عمده‌ای از تولیدات آن، توان شخصیت‌پردازی و روایت سر راست داستان را ندارند.»
این منتقد سینما سپس «رگبار» را «یکی از موفق‌ترین آثار در تلفیق‌ رئالیسم و سوررئالیسم» توصیف کرد و افزود: «بیضایی در این فیلم موفق شده هم یک فیلم واقع‌گرا بسازد و هم یک ملودرام درست و عاشقانه که از لحظه‌های حسی بسیار قوی و موفقی برخوردار است. به عنوان مثال ذات عاشقانه‌ی سکانس دیدار آقای حکمتی (زنده‌یاد پرویز فنی‌زاده) و عاطفه (پروانه معصومی) به‌قدری قوی است که حتی طنز الصاقی فیلم‌ساز نیز نمی‌تواند جوهره‌ی آن را کم‌رنگ کند. به این ترتیب زمانی که تماشاگر در پایان همین سکانس با یک لحظه‌ی سوررئال (نظیر پر شدن درخت‌ها از بچه‌هایی که نظاره‌گر ابراز علاقه‌ی آقای حکمتی به عاطفه هستند) مواجه می‌شود، درام صحنه اُفت نمی‌کند و هم‌چنان یک عاشقانه‌ی شاعرانه باقی می‌مانَد.»
وی در بخش دیگری از صحبت‌های خود «رگبار» را «یک تجربه‌ی عاشقانه» توصیف کرد و افزود: «این فیلم روایتی از یک تراژدی نیست و حتی غمگین هم نیست. شخصیت محوری این فیلم یک تجربه‌ی غنی و عاشقانه را با خود می‌بَرَد که شاید نتوان آن را پیروزی او دانست اما در عین حال شکست رقیب عشقی‌اش هم نیست. چون عشقی که در فیلم مورد پرورش قرار گرفته، در پایان نیز هم‌چنان خوب و کامل و تاثیرگذار باقی مانده است.»
در ادامه‌ی جلسه، دیگر منتقد مهمان برنامه نیز با اشاره به «لحن کودکانه و سرخوشانه‌ی فیلم‌‌» که به گفته‌ی او «هنوز هم در «رگبار» قابل ردیابی است» گفت: «اوج این لحن در ایده‌ی نابی که در سکانس دنبال کردن خط روی دیوار وجود دارد دیده می‌شود. لحنی که حتی به تدوین فیلم تسری پیدا کرده و در برش‌های بعضاً نادرست و کمبود نماهای معرف در فیلم نیز نمود یافته است.»
قاسمعلی ریشه‌ی این مسائل را در عدم برخورداری فیلم‌ساز از یک دکوپاژ دقیق دانست و افزود: «فراموش نکنیم که بیضایی در «رگبار» کاری می‌کند که نسبت به زمان خودش بسیار جلوتر است. به عنوان مثال شخصیت منفی این فیلم (رحیم با بازی منوچهر فرید) شبیه هیچ‌کدام از آدم بدهای جریان اصلی سینمای آن دوران نیست و در بخشی از فیلم به شغل او (قصابی) و ادبیاتی که استفاده می‌کند اشاره می‌شود که در سینمای فارسی دهه‌ی پنجاه کم‌تر سابقه داشته است.»
وی در بخش دیگری از صحبت‌های خود با اشاره به استفاده از خرده‌پیرنگ‌ها در روایت داستانی که به تعبیر او ساختار کلاسیک ندارد گفت: «در این فیلم با قهرمانی روبه‌رو هستیم که برخلاف رویه‌ی سینمای آن سال‌ها و هم‌چنین سال‌های بعد کتک می‌خورَد. موضوعی که حتی در سال‌های اخیر نیز پذیرفتنی نیست.»
در ادامه‌ی جلسه، دکتر جلالی‌فخر نیز «پرداخت شخصیت‌های خاکستری» و هم‌چنین «پرهیز از اشاره به آدم‌های سیاه و سفید» را از مهم‌ترین ویژگی‌های «رگبار» برشمرد و افزود: «شاید بدترین شخصیت این فیلم مدیر مدرسه است که بیضایی با نمایش فضای خانوادگی و حرکات مشمئزکننده‌‌ای که برای او طراحی کرده سعی داشته تا تصویر یک آدم مزاحم را از او ارائه دهد.»
وی سپس با اشاره به نقش عناصر نمادگرایانه در برخی لحظات فیلم گفت: «این عناصر در بعضی لحظه‌های فیلم بیش‌ از آن که کارکردی در جهت خود فیلم داشته باشند مختل‌کننده هستند. مثل حضور فردی با عینک دودی تیره که به نظر می‌رسد نمادی از نیروهای امنیتی است و در پایان فیلم شخصیت اصلی داستان را مجبور می‌کند که آن محل را ترک کند.»
در بخش پایانی این جلسه‌ی نقد و بررسی، جابر قاسمعلی گفت: «یکی از جالب‌ترین نکته‌های «رگبار» این است که چنین فیلمی با وجود عدم برخورداری از ساختمان کلاسیک داستانی، از عناصری وام گرفته که مربوط به ساختارهای داستانی است.»
وی گفت: «یکی دیگر از مختصات ساختارهای داستانی، حضور خرده‌پیرنگ‌ها در یک شاه‌پیرنگ اساسی است که در این فیلم در حضور نامرئی بعضی آدم‌های فرعی داستان تجلی پیدا کرده است. آدم‌هایی نظیر شخصیت خیالی مدیر خیاط‌خانه (زنده‌یاد مهری ودادیان) که فقط سایه‌ی او روی دیوار دیده می‌شود، زنی که صاحب‌خانه‌ی آقای حکمتی و هنوز منتظر آمدن فرزندش است؛ و مهم‌تر از همه، مادر عاطفه (زنده‌یاد عصمت صفوی) که پزشک معالجش در توصیف او به زیبایی می‌گوید در حال مرگ است اما فقط دست‌هایش کار می‌کند.»
قاسمعلی هم‌چنین گفت: «باید پذیرفت مهم‌ترین شخصیت فیلم «رگبار» آقای حکمتی است که همان‌طور که از اسمش هم برمی‌آید واجد حکمت خاصی است؛ و البته شکل تکامل‌یافته‌ی او در فیلم‌نامه‌ی درخشان «طومار شیخ شرزین» (نوشته‌ی استاد بیضایی) و شخصیت شرزینِ دبیر حضور دارد. نماینده‌‌ای از خِرَد ایرانی که متاسفانه به دست بی‌خِرَدان قربانی می‌شود.»

۴ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایده ای هدر رفته و ناکام. قطع و وصل ها درست جاییکه مستند باید تنه عریان خودش رو نشون بده و فیلمساز از بیانش هراس نداشته باشه.
بدون پرداخت قهرمان فیلم که اجازه همذات پنداری رو به مخاطب نمیده به حز یکی دو صحنه، وقتی اشاره میکنه که ۵ تا بچه دارم و جایی با بچه ش پشت تلفن صحبت میکنه.
همه بار فیلم روی دوش خانم خبرنگاری هست که هیچی ازش نمیدونیم و منتظریم جایی بشناسیمش.
اگر فیلم بعد از جشنواره کوتاه یا سانسور نشده باشه با پایانی که دیدم اخرش هم رها، رها میشه.
انتظارم خیلی بیشتر بود. با وجود اینکه بسیار احساساتی شدم و سراسر فیلم اشک ریختم، مستند قوی ای نبود و به جز یکی دو پلان ایده طراحی ساخت خاصی نداشت.

* جنگ میخای یا قلب؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فهیمه
درباره فیلم مطرب i
فیلم مطرب
برای من فیلمی بود که همش در حین تماشا به خودم میگفتم کاش توو تی وی میدیدمش و ای کاش واسه سینما رفتن انتخابش نمیکردم
شاید اگه توو خونه میدیدم خیلیم دوسش داشتم ولی واسه سینما یکمی کم بود
شاید یکی دو جا یه لبخندی روو لبم آورد و همین....
البته ازش انتظار طنزی ام نداشتم
ولی خب در کل نمیگم فیلم بدی بود ولی متاسفانه اصلا باهاش ارتباط که نگرفتم هیچ، یه فاز خب که چی عجیبی ام هی داشتم....
امیر مسعود و سپیده این را خواندند
امیرمسعود فدائی، پویا فلاح و محمد مجللی این را دوست دارند
خب که چیش از نظر من این بود که همهٔ کسانی که در این کشور زندگی می‌کنن حق دارن برای زندگیشون آزادانه تصمیم بگیرن و کاری که دوست دارن انجام بدن! تا کی قراره برای ساده‌ترین کارها مهاجرت کنیم؟!
۴ روز پیش، سه‌شنبه
منم دیدنشو موکول کردم به زمانی که در تلویزیون ببینمش. امیدوارم که اون موقع حداقل از دیدنش راضی باشم (چون تعریف های خوبی از فیلم نشنیدم.)
۴ روز پیش، سه‌شنبه
آقای فدائی درین مورد کاملا حق با شماست
اینقدر این مشکلات با ما عجین شدن که که دیگه اصلا نمیبینیمشون
انگار اصول زندگیمون از اول همینطور بوده
یادمون رفته زندگی واقعی چه شکلی باید باشه و چی هست، متاسفانه

celine جااان فکر کنم تصمیم درستی گرفتی

۳ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود و هزاران درود بر خانم مژگان خالقی، هنرمند خیلی خوب وطنم
«خنده در تاریکی» تمام مولفه های یک شاهکار مستند را دارد. نخستین بار بود که پس از تماشای فیلمی، شاهد تشویق اندک تماشاگران در سالن خاموش خانه هنرمندان بودم. یاد اقبال عمومی به فیلم های مایکل مور افتادم؛ البته با این تفاوت که مستند وطنی از پشتوانه تبلیغاتی برای جذب مخاطب عام برخوردار نیست.
زحمت و تلاش کارگردان در گردآوری جامع مطالب تاریخ تئاتر اصفهان ستودنی است. جرأت و جسارت فیلم ساز در این وانفسا و تنگنای هنرمندان در بیان ایده هایشان، شگفت آور است. مصاحبه ها همه چالش انگیز و حاوی نکات تازه و جالب هستند. صدای راوی پرویز پورحسینی به دل می نشیند. به باور من، «خنده در تاریکی»، به پشتوانه تحقیق، طرح و فیلمنامه قوی، آن قدر خوش ساخت، جذاب و خوب از کار در آمده که نه تنها برای علاقمندان به نمایش، ... دیدن ادامه » بلکه برای تماشاگر عادی بدون هیچ پیش فرضی از تئاتر و تاریخ تئاتر اصفهان دلنشین و دوست داشتنی است.
ایران ما اگر هوای تنفسش آلوده و پر غبار است، به برکت هنر هنرمندانی چون خانم مژگان خالقی هنوز زنده و جاری و سربلند است.
امیرمسعود فدائی و نورا احمدی این را خواندند
زهره مقدم این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود مجدد بر مستندساز هنرمند ایران زمین، خانم نورمحمدی
“سوزنگرد” مستند خوش ساختی است: آغاز، میانه و پایان مناسبی دارد. فیلم نامه دارد. ایده کارگردان و طرح او در طول فیلم محقق شده است. کار را به اطناب نمی کشاند. زمان بندی فیلم مناسب است و من تماشاگر را خسته نمی کند. موضوع کار بکر است و در خور توجه. از همه مهم تر، ایران عزیز را پر افتخار و مایه غرور فرهنگی معرفی می نماید. از خانم نورمحمدی، برای ساخت “سوزنگرد” در مقام یک ایرانی علاقمند به فرهنگ و هنر کشورم تشکر می کنم.
امیرمسعود فدائی و Captain این را خواندند
زهره مقدم این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با وجود تلاشی که برای تلفیق فانتزی و واقعیت در فیلم شده است اما از نظر من این تلاش درنیامده و فیلم میان این دو فضا دوپاره است که چندان نمی توان خط ارتباطی میان آنها یافت. شاید لازم باشد فیلم مهر هفتم شاهکار اینگمار برگمان را به دوستان توصیه کرد و دید که چگونه مرگ، فانتزی وار به تصویر کشیده می شود و فیلم بدون چندپارگی تصویری منسجم از مرگ و مواجه شدن با آن را ارائه می دهد.
celine، زهره مقدم، امیرمسعود فدائی، علی جباری و پویا فلاح این را خواندند
نیلوفر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود بر خانم معصومه نور محمدی، مستندساز خوب ایران زمین
"مسافر فوکوشیما" مستند پرتره ایست که از زبان افشین والی نژاد، خبرنگار آزاد ایرانی در ژاپن روایت می شود؛ روایتی شاعرانه و صمیمانه از انسانی آزاده با درکی عمیق از زندگی. از آنجا که افشین والی نژاد خودش خبرنگار است و با دوربین عکاسی سر و کار دارد، در مقابل دوربین فیلم سازی خانم نور محمدی دست پاچه نمی شود، کار را به اغراق نمی کشاند و نقش بازی نمی کند. با صدای روی متن، خودش را صادقانه و صمیمانه روایت می کند؛ خودش، نگرشش به دنیا، رهیافت و رویکرد انسانیش به اساسی ترین مسایل پیرامونش. با آن که فیلم در ژاپن ساخته شده، حس بیگانگی به من تماشاگر دست نمی دهد و این به خاطر نگاه عمیق فیلم ساز و قهرمانش به مفاهیم انسانی است که از هر مرز و زبان و فرهنگی که بگذرد، مشترک است.
وجه دیگر پنهان فیلم، اراِیه ... دیدن ادامه » تصویری فرهیخته و مایه مباهات از قهرمان ایرانی است که در کشوری که خودش مهد تمدن، فرهنگ و صنعت است، نه در مقام پناهجویی به دنبال حقوق پناهندگی و مستمری بگیر دولت ژاپن، بلکه در جایگاه خبرنگاری آزاده که بی جانبداری سیاسی و اجتماعی، از سونامی، سیل و ویرانی خانه ها و تشعشع رادیواکتیو در منطقه خبرگزاری می کند و در عین حال، ناجی و کمک رسانی به مردم گرفتار سونامی که نان و آبشان می دهد و بعد شاعر و جستجوگری اصیل و عمیق که به خیابان درختان گیلاس می رود تا از درختان غم زده و بی شکوفه به ندای دل خودش و نه هیچ منفعت مادی عکس بگیرد، از رستوران متروک زوجی دلبسته و دلداده سر در آورد، شاهد شکوفایی کودکی بی گناه زیر آلودگی اتمی باشد و از قهرمان "سامورایی" تنهایی در گاوداری آلوده به رادیواکتیوش روایت کند. تصویر گرفتن از چنین قهرمان بزرگی از ایران زمین که این اواخر تنها به صادرات گسترده پناهجویان بی نام و نان به کشورهای ثروتمند دنیا و ترویج خشونت در جوامع فقیر پرداخته، مایه ی افتخار و غرور ملی است.
امیرمسعود فدائی و نیلوفر ثانی این را خواندند
امیر مسعود و زهره مقدم این را دوست دارند
جناب آقای عسگرزاده
از نظر محبت آمیز و بزرگوارانه جنابعالی صمیمانه سپاسگزارم.... سرکار خانم نورمحمدی خیلی برای ساخت این فیلم زحمت کشیدند که از ایشان هم متشکرم و قدردان لطف تمام دوستان
با احترام
افشین والی نژاد
۴ روز پیش، سه‌شنبه
سلام و‌عرض ادب خدمت آقای والی نژاد عزیز
هرگز تصور نمی کردم نوشته ام را بخوانید!! خوشحال و مفتخرم کردید؛ قلبا تشکر می کنم. و راستی، شما در قاب تصویر خانم نورمحمدی و بی شک، در قاب واقعیت، دوست داشتنی هستید.
ارادتمند شما، امیر عسگرزاده
۴ روز پیش، سه‌شنبه
یک دوست خوب محبت کرد و لینک این نظر بزرگوارانه شما را برایم فرستاد... خواستم قدردانی کرده باشم
مخلصیم
۲ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید