تیوال سینما
S3 : 20:34:55
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

الهه الف
درباره سریال دل i
از اون داستان های دختر و پسری که سالها پیش مد شده بود! وقتی پسری پولدار دختری از طبقه متوسط رو برای ازدواج انتخاب می کنه در حالی که خانواده پسر مخالفن و حالا سر و کله یک عشق قدیمی که گویا روان پریش هم هست در شب عروسی دختر پیدا می شود.
البته با قسمت اول نمی شه نظر نهایی داد اما گمون نمی کنم سریال بامحتوایی باشه! برای گذراندن اوقات فراغت شاید مناسب باشه.
امیرمسعود فدائی و بهار گراوندی این را خواندند
بامداد و رضا بولو این را دوست دارند
کرگدن رو هم میبینی ؟
۵ ساعت پیش
الهه جان واقعا انتظار داشتی اسم و لوگوی سالن عروسی رو هم نشون بدن؟ البته گمون کنم اگه با این فرمون جلو برن به قسمت سوم نرسیده، لوکیشنش روی گوگل‌مپ رو هم نشون می‌دن.
این دوستان بساز_بنداز سینمایی اتفاقا خوب می‌دونن مخاطب هدف‌شون کیان... مطمئن باش این ... دیدن ادامه » شکارهای طفلی، الان همه آمار اون سالن رو از تو گوگل و اینستا و ... درآوردن تا حالا
۴ ساعت پیش
@ بامداد: این حجم از فلش بک برای یک قسمت واقعا زیاد بود :)) دقیقا همین طوره درست گفتی کارگردان خیلی ذوق داره :d تجربه نشون داده ذوق زیادی در شروع به روغن سوزی در اواخر می انجامه :))
@ رضا بولو: آهاا ازون لحاظ :d بساز-بنداز رو به جا استفاده کردی :)
۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر خوب بود A Rainy Day In New York
وودی آلن عشقمه :) از سینماش گرفته تا موسیقیش و ...
برای کسی مثل من که شیفته ی فانتزیه .. امثال وودی آلن توو سینما ، موراکامی توو هنر ، اینگلمن توو ادبیات ، بیگ بد وودوو ددی توو موسیقی ، بنچی ونگا توو فلسفه و ....... پیامبران سرخوش و رنگی رنگیه این سالهان که آیه آیه غش میکنم براشون :)
کسانی که به زیبایی و شگفتی ادامه ی رسالت رسولانی چون فیرابند و کوهن و شاگال و الینگتون و ... بغل گرفتن .
دم زندگی گرم :)
خیلی از این علاقه ها با من یکی نیستن
اما اون انرژی ای که پشت این نوشته بود، اینجور از عشق و علاقه نوشتن بی محابا، اینقدر دلنشین هست که حالِ آدم رو خوب کنه.... مثل فیلم خوبِ معکوس که درباره عشق بود...واقعا عشق ندا به روندن
۱۲ ساعت پیش
فداتون بشم قربان :)
عشق چیز عجیبیه واقعن ..
دقیقن عین ندا
دقیقن عین خودت وقتی از جاده میگی .. از موزیک .. از روندن
۵ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اولین بار بود که برای دیدن مستند به سینما می‌رفتم.مستندی که برام از خیلی از فیلم‌هایی که دیدم جذاب‌تر و مهیج‌تر بود.
چیزی حدود سه سال پژوهش و تحقیق در مورد عمق آب و غارهای درونی دریاچه و مواد مضر آب دریاچه و کلی موارد دیگه و بیشتر از بیست بار غواصی تو آبی که 2100 متر از سطح دریا ارتفاع داره و فشار بیشتری رو به غواص وارد می‌کنه.همه اینها رو اضافه کنید به نکاتی که در مورد غار رسوبی زندان سلیمان،آتشکده آذرگشنسب و کلی موارد دیگه گفته میشه که به درستی در مستند قرار گرفتند. همه اینها باعث شد تا دیدن این مستند،بشه یکی از بهترین تجربه های سینماییم.
تصاویر جذاب،روایت متناسب با تصاویر و اینکه حتی لابلای مستند،تلاش‌های خود عوامل و سختی هایی رو که متحمل شدند،می‌بینیم باعث بیشتر شدن جذابیت اثر شده.شخصا صدا و بیان راوی و توجهش به همزمانی و انتقال حس و هیجان ... دیدن ادامه » به مخاطب رو دوست داشتم مخصوصا جایی که بعد از پیدا شدن یک شی فلزی نامشخص،چند ثانیه ای سکوت می‌کنه تا شگفتی وارد عمق وجود مخاطب بشه.
نکته مثبت دیگه بررسی وقایع اول از دید افسانه ها و بعد از دید علمیه و این روند تا جایی ادامه پیدا می‌کنه که آخر فیلم،بیننده حس می‌کنه هرچی که دیده و شنیده همش افسانه بوده اما با دیدن جمجمه‌ها مو به تن آدم سیخ میشه و اونجا جاییه که افسانه ها واقعی میشن.
افسانه واقعی برای من جایی بود که تماشاگرا،تیتراژ حدودا سه چهار دقیقه ای را تا انتها بدون هیچ حرف و حدیثی تماشا کردند.
تبریک به آرمین ایثاریان عزیز که یه تنه،چند کار مهم و سخت رو انجام داد و همچنین تبریک به همه عوامل اسرار دریاچه.
پ.ن:دوستان عزیز تیوالی،ممنون میشم اگه مستندی درباره جاذبه های ایران یا هرجای دنیا می‌شناسید معرفی کنید و ممنونم از دوستانی که با خوندن کامنتشون،این مستند زیبا رو معرفی کردند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیمه اول فیلم همه بازیها بد بود.نیمه دوم همه بازیها خوب بود تقریبا. این وسط دیدن فیلم حتی فقط برای مقایسه بازی مهدی هاشمی و مهران رجبی میارزه. مهران رجبی اصلی ترین شخصیت فیلمه و مهمترین نقشو داره و فکر کنم بیشترین زمان بین بقیه بازیگرا تو فیلم دیده میشه. بسیار سطحی و بد هست بازیش متاسفانه.نه خشونتو میتونه برسونه.نه ناموس پرستی رو.نه احساس به زنشو ... خلاصه بسیار انتخاب اشتباهی بنظر میاد واسه این نقش و چقدر حیف... خیلی حیف
از طرف دیگه مهدی هاشمی نقش تقریبا کوتاهی تو فیلم داره و یه جایی تو فیلم هست که سکته مغزی میکنه. چون یک بار کسی که سکته مغزی میکنه رو از نزدیک دیدم اومدم اینجا بنویسم.عالی بازی میکنه ایشون.مطمعنم یا از نزدیک این صحنه رو دیده یا مفصلا راجع بهش تحقیق کرده یا ... خیلی دمت گرم
الهه الف
درباره فیلم سرخپوست i
دوستانی که به سازها آشنایی دارن می شه بگید لطفا که ساز اصلی سکانس پایانی چیه؟
فکر می کنم ویولن باشه.
امیرمسعود فدائی این را خواند
آهنگش یادم نیومد ، سرچ کردم که آهنگشو بیابم دیدم توو این ویدئو با رسم شکل نشون و توضیح داده همه چیو ، گفتم دیگه نگم ، لینکشو بذارم برات بهتره :)

https://www.aparat.com/v/Qk6K3/%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%DB%8C_%D8%A8%D9%87_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C%D9%82%DB%8C_%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85%3A%D8%B3%D8%B1%D8%AE%D9%BE%D9%88%D8%B3%D8%AA
دیروز
عااااالی بود بامداد جان. خیییلییی ممنون :)
۲۲ ساعت پیش
مخلصم :)
۲۲ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الهه الف
درباره فیلم سرخپوست i
کسی آهنگ تیتراژ پایانی این فیلم رو داره یا می دونه اسمش چیه و از کجا می شه دانلودش کرد؟
امیرمسعود فدائی و شاهین ه این را خواندند
Crazy

Song by Gnarls Barkley

۲ روز پیش، سه‌شنبه
ممنون. مگه آهنگسازش رامین کوشا نیست؟
۲ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بامداد
درباره فیلم معکوس i
آدمهایی که تکلیفشون با علایقشون روشن و مشخصه ، همیشه برام مطلقن قابل احترام و عزیزن .
کسایی که میدونن چی میخوان ، چی رو دوس دارن و میخوان با چی محشور شن :)
اینا کسایی ان که وقتی نظرشون رو از مکاتب هنری ، مکاتب فلسفی ، جریانهای سیاسی و ... میپرسی ، بی معطلی برات میگن به چی و چطور فکر میکنن . اونها باری به هر جهت زندگی نمیکنن . اونها تماشاگر دنیا نیستن ، اونها در جهان و با جهان می اندیشن . اونها در ژانر قرار دارن . اونها به حدی از تشخیص و رشد رسیدن که میتونن " انتخاب " کنن . لذا جهانبینیشون مشخصه . جهانبینی داشتن مسئله ی مهمیه . به نظرم داشتن جهانبینیه که انسان رو از باقی جانداران جدا میکنه .
پولاد خان کیمیایی یکی از همین آدمهای عزیزه :)
معکوس رو دوس داشتم . چون ژانر داشت و تلاش داشت طبق قواعد ژانریش حرکت کنه ، اینکه تا چه حد موفق بود مد نظرم نیست ، بیشتر ... دیدن ادامه » شیفته ی این شدم که پولاد تکلیفش با خودش و علایقش مشخص بود و فیلمی ساخته که میتونه آغازگر اتفاقهای بزرگی برای سینمای ایران و خودش باشه . اینکه سینماگرامون متوجه باشن باید در ژانر فیلم بسازن .
به نظرم تجربه ی پر ریسک و شجاعانه ای بود و پلانها و قابهای البته درخشان هم کم نداشت .
مسلمه که میشد خیلی بهتر از این باشه ، معلومه خب ، هر چیزی میتونه خیلی بهتر از اینی که هست باشه .
همین دلیل زنده بودنمونه دیگه ، اینکه هی بهتر بشیم و هی جلو بریم . و خب به مرور امکانات و ... هم به کمکمون خواهند اومد . فقط لازمه کم نیاریم و هی تجربه کنیم ..

برای من مثل سکانس شروع قانون مورفی بود که کاملن میتونستم قهقهه ی رامبد رو از اینکه داره فانتزیه دیوونه وار مورد علاقشو میسازه بشنوم .. و همین حسابی سر کیفم آورده بود .
بعضی جاهای فیلم کاملن حس میکردم و میشنیدم فریاد از سر ذوق و لذت پولاد رو :)
دمش گرم و امیدوارم فریادهای مستانه ش ، دیوانه وارتر و بلند تر در فیلم بعدیش شنیده بشه
علی جان هیچ اصطلاحی از شما تکراری نمیشه ، بلکه هر بار که ادا میشه انگار رووش پولیش کشیده میشه ، درخشان و درخشانتر میشه .
نگاهت ، حرفات ، انتخابها و پیشنهاداتت همگی ضربآهنگ زندگیمونو روو جنون میزون میکنه . نهایت وجد و هیجان و رهایی .
دمت گرم که انقدر نابی
حتتتتتمن ... دیدن ادامه » بنویسش لطفن
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شوکه شدم! نور/ صدا/ دوربین !!!! همه باطل
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خانه مستند انقلاب اسلامی با ۱۰ مستند در جشنواره سینما حقیقت | عکس
» خانه مستند انقلاب اسلامی با ۱۰ مستند در جشنواره سینما حقیقت
... دیدن متن »

خانه مستند با ۱۰ اثر در بخش های مسابقه ملی مستندهای بلند، نیمه بلند، کارآفرینی و بخش شهید آوینی جشنواره سینما حقیقت حضور پررنگی دارد.
به گزارش...، «رنج زیر پوست» به کارگردانی محسن جعفری راد و تهیه کنندگی مهدی مطهر و «روزی که رفت» به کارگردانی و تهیه کنندگی هادی معصوم دوست در بخش مسابقه ملی مستندهای بلند جشنواره «سینماحقیقت» حضور دارند.
«ماهر» به کارگردانی مسعود دهنوی و تهیه کنندگی احمد شفیعی نیز به بخش نیمه بلند مسابقه ملی راه یافته است.
«راویج» به کارگردانی صادق داوری فر و تهیه کنندگی مهدی مطهر و «خودکار» به کارگردانی محمد ثقفی و تهیه کنندگی عطا پناهی نیز در بخش کارآفرینی جشنواره به نمایش در می آیند.
همچنین خانه مستند در بخش شهید آوینی نیز حضور پررنگی دارد و «روایت سیل» به کارگردانی مصطفی شوقی و تهیه کنندگی علی قرائتی، «خاطرات موتورسیکلت» به کارگردانی و تهیه کنندگی امیرحسین نوروزی، «نبرد امواج» به کارگردانی وحید فرجی و تهیه کنندگی احمد شفیعی، «پیرمرد و خواننده» به کارگردانی امیر اصانلو و تهیه کنندگی مهدی مطهر و «با صبر زندگی» به کارگردانی وحید فراهانی و تهیه کنندگی سیدهاشم موسوی خانه مستند را در این رویداد فرهنگی نمایندگی می کنند.

 

۳ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گزارشی از نمایش انیمیشن «کلاوس» در کانون فیلم خانه سینما‎ | عکس
تصویری از عشق به خانواده
» گزارشی از نمایش انیمیشن «کلاوس» در کانون فیلم خانه سینما‎
... دیدن متن »

سالن سیف‌الله داد خانه سینما بعدازظهر یک‌شنبه دهم آذر، شاهد نمایش و سپس نقد و بررسی انیمیشن «کلاوس» محصول ۲۰۱۹ و به کارگردانی سرجیو پابلو بود.
در ابتدای این جلسه که محمدرضا مقدسیان به عنوان منتقد مهمان در آن حضور داشت، امیر سحرخیز، رییس انجمن صنفی انیمیشن با اشاره به این که فیلم مورد بحث، نخستین انیمیشن بلند تولید نتفلیکس به شمار می‌آید گفت: «اگر شاخص‌ترین فیلم‌های مرتبط با حال و هوای کریسمس را در ذهن مرور کنیم،‌ شاید بتوان گفت «کلاوس» علی‌رغم فضای ترسناکی که بعضی بخش‌های آن دارد، در مقابل «کابوس پیش از کریسمس» (ساخته‌ی تیم برتون) قرار می‌گیرد.»
وی گفت: «سازنده‌ی «کلاوس» پیش از این به عنوان خالق آثاری هم‌چون «من نفرت‌انگیز» و «مینیون‌ها» شناخته می‌شود و امروز جزو معدود افرادی است که کارهایشان جزو ده رقمی‌های هالیوود و آثاری که رقم فروش‌شان به فراتر از یک میلیارد دلار رسیده ارزیابی می‌شود اما جالب این‌ که «کلاوس» جزو معدود طرح‌های او بوده که هیچ شرکتی علاقه‌ای به سرمایه‌گذاری روی آن نداشته؛ و احتمالاً با خود فکر می‌کرده‌اند تولید چنین فیلمی با مخاطره روبه‌رو خواهد شد.»
سحرخیز گفت: «اما نکته این‌جاست که یک پلت‌فرم آن‌لاین تماشای فیلم مثل نتفلیکس حاضر شده ریسک سرمایه‌گذاری روی این پروژه را به جان بخرد و از آن‌جا که می‌داند چنین فیلمی احتمالاً با شانس موفقیت در رقابت‌های اسکار مواجه است، در هفته‌های اخیر آن را روانه‌ی سینماها کرده تا بتواند این شانس را تقویت کند.»
وی سپس «تکنیک عجیب و غریب» این فیلم را یکی از جذابیت‌های انکارنشدنی این فیلم برشمرد و افزود: «انجام این تکنیک که توسط برخی نرم‌افزارهای داخلی انجام شده در یک استودیوی فرانسوی به کار رفته؛ و در این تکنیک، تنظیم نماهای سه‌بُعدی با سایر نماها توسط برخی براش‌ها به صورت دستی انجام شده که در نوع خود یک کار بی‌سابقه به شمار می‌آید.»
در ادامه‌ی جلسه، محمدرضا مقدسیان نیز «فیلم‌نامه‌ی این فیلم» را «کاملاً منطبق بر فرمول‌های هالیوودی» دانست و افزود: «در چنین شرایطی شخصیت‌پردازی، چینش موقعیت‌های داستانی، نتیجه‌گیری و هم‌چنین بازشناخت نهایی شخصیت در مسیر فیلم‌های هالیوودی قرار می‌گیرد اما به شکل عجیبی این فرمول تکراری هم‌چنان جذاب است.»
وی گفت: «داستان یک‌خطی اما کم‌وبیش تکراری «کلاوس» درباره‌ی پسربچه‌ای است که قرار است طبق یک الگوی کلاسیک،‌ در یک موقعیت عجیب و غریب قرار گرفته و متحول شود. در نهایت آن‌چه که موتور محرک داستان به حساب می‌آید عشق و مهم‌تر از آن عشق به خانواده است که این نکته هم بارها و بارها در فیلم‌های هالیوودی تکرار شده است.»
مقدسیان هم‌چنین گفت: «نکته‌ی بعدی این است که در «کلاوس» آدم‌ها قرار است به واسطه‌ی اراده و تصمیم شخصی خود به تعالی برسند. اما آن‌چه که این‌جا معنی پیدا می‌کند نکته‌ای برای تازه شدن الگوی کلاسیک و تکراری، و در حقیقت، همان چیزی است که به تازگی در ساختار فیلم‌نامه‌ی «جوکر» (ساخته‌ی تاد فیلیپس) نیز دیده شده است.»
وی افزود: «در فیلمی که تاد فیلیپس ساخته، جوکری که به نمایش گذاشته شده یک نمونه‌ی کاملاً متفاوت با جوکرهای قبلی است که پیش از این در سری فیلم‌های «بتمن» دیده‌ایم. جوکری که همواره شخصیت منفی را برعهده داشت و باعث می‌شد هدف‌گذاریِ کارهای بتمن معنی پیدا کند.»
مقدسیان گفت: «در فیلم «کلاوس» پستچی در قالب یک پیام‌آور وارد شهر می‌شود و دست‌کم بچه‌ها با خود فکر می‌کنند او آمده تا آرزوی آن‌ها را برآورده کند. به عبارتی دیگر پستچی به واسطه‌ی قدرتی که پیدا می‌کند نظام خیر و شر را به وجود می‌آورد و نظم عمومی را ایجاد می‌کند.»
این منتقد سینما در بخش دیگری از صحبت‌های خود گفت: «در این فیلم، حتی تصویر کلیشه‌ای ما از شخصیت مهربانی مثل بابانوئل که معمولاً با یک کالسکه می‌آید و با خودش برای بچه‌ها کادو می‌آورد نیز به سخره گرفته شده اما دلیل چنین اتفاقی رواج چنین نوع نگاه‌هایی است که در غرب رایج است.»
بخش پایانی نقد و بررسی انیمیشن «کلاوس» به جمع‌بندی صحبت‌های امیر سحرخیز و محمدرضا مقدسیان اختصاص داشت. سحرخیز در این بخش گفت: «فیلم «کلاوس» اگر سبک بصری فعلی را نداشت، شاید چنین موفقیتی را هم پیدا نمی‌کرد.»
وی گفت: «این انیمیشن از جمله فیلم‌های قابل قبولی است که حتی بعد از تماشا نیز ذهن مخاطب را با خود درگیر خواهد کرد؛ و این نکته و امتیاز کوچک و بی‌اهمیتی نیست.»
محمدرضا مقدسیان نیز گفت: «در این فیلم روند توحش به سمت مدنیت به جایی می‌رسد که وقتی ارتباطات انسانی به صورت خالص در جریان است، چیزی تحت عنوان مرزهای زبانی دیگر بی‌معنی است.»
وی گفت: «این فیلم، نماد چیزی از جنس ارتباط است که البته از کاربرد دراماتیک هم برخوردار و به همین خاطر از جذابیت خاصی برخوردار است.»
مقدسیان در پایان این جلسه‌ی نقد و بررسی عنوان کرد: «فیلم «کلاوس» انیمیشن قابل قبولی است. گرچه به نظر نمی‌رسد شاهکاری باشد که به لحاظ محتوا ماندگار شود.»

۳ روز پیش، دوشنبه
بامداد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موسسه هنروتجربه تا حدودی خلا نمایش فیلم های خارجی در ایران را پر می کند | عکس
جعفر صانعی مقدم در افتتاحیه هفته فیلم لهستان عنوان کرد:
» موسسه هنروتجربه تا حدودی خلا نمایش فیلم های خارجی در ایران را پر می کند
... دیدن متن »

جعفر صانعی مقدم مدیرعامل موسسه سینمایی هنروتجربه در افتتاحیه هفته فیلم لهستان اعلام کرد که این موسسه با برگزاری هفته های فیلم خارجی تا حدودی خلا نمایش فیلم های خارجی را در صنعت سینمای ایران پر می کند.
به گزارش روابط عمومی موسسه سینمایی «هنروتجربه»، مراسم افتتاحیه هفته فیلم لهستان عصر روز گذشته یکشنبه ۱۰ آذرماه با حضور جعفر صانعی مقدم مدیرعامل موسسه هنروتجربه، ماچی فانوکوفسکی سفیر لهستان، یوجانگ هیان سفیر کره جنوبی وجمعی از اهالی فرهنگ و هنر در خانه هنرمندان ایران برگزار شد.
در ابتدای این مراسم، پوستر هفته فیلم لهستان از سوی مهمانان حاضر در مراسم به امضا رسید و در ادامه سفیر لهستان به عنوان نخستین سخنران پشت تریبون قرار گرفت و درباره برگزاری هفته فیلم لهستان در ایران گفت: مفتخریم که هفت فیلم  تحسین شده را به  نمایش می‌گذاریم. این فیلم‌ها لهستان معاصر را از دیدگاه مشکلات و دو راهی‌های مهم به تصویر می‌کشند. این فیلم ها با مضامین متفاوت  و تکنیک‌های مختلفی روایت می شوند و همه آنها تجسم احساس شخصی، زیبایی شناسی، حساسیت و همدردی هستند.
وی افزود: این فیلم‌ها را بهترین فیلمسازان‌ لهستانی ساخته‌اند و امیدوارم آنها شما را به لهستان معاصر در صحیح‌ترین و صمیمی‌ترین معنای خود نزدیک‌تر کنند.
سفیر لهستان از هفته فیلم لهستان به عنوان یک گفتگو یاد کرد و یادآور شد: هفته فیلم لهستان یک گفتگوست. جایی که می‌توان درباره ارزش‌های تعالی‌بخش و خواست‌های بشری به زبانی صحبت کرد که به زیبایی تمام جوانب آن فرهنگ را بیان می‌کند.
سفیر لهستان در ادامه با اشاره به برگزاری کارگاه هایی برای فیلمسازان بیان کرد: در این دوره نه تنها میزبان سینمادوستان بلکه میزبان سینماگران نیز هستیم و کارگاه‌هایی برای فیلم‌سازان برگزار می شود و به شکل بسیار ویژه این عصر به فیلم‌نامه‌نویس، کارگردان و تهیه‌کننده یوآنا کاس کراوزه تقدیم می‌شود که به عنوان مهمان افتخاری در کنار ماست.
وی به فیلم «پاپوشا» به کارگردانی یوآنا کاس کراوزه و کریستوف کراوزه اشاره و اظهار کرد: اولین فیلمی که امشب نمایش داده می‌شود، «پاپوشا» به کارگردانی خانم کراوزه و همسر فقید ایشان است. نخستین اکران این فیلم در جشنواره کارلووی واری در سال ۲۰۱۳ بود که جایزه هیات داوران را به‌ دست آورد. در سال ۲۰۱۴ نیز موفق به دریافت جایزه جشنواره فیلم استانبول شد. در آن سال نیز جایزه‌هایی در لهستان برای بهترین موسیقی متن فیلم، بهترین فیلم‌برداری و بهترین طراحی صحنه و لباس را دریافت کرد.
سفیر لهستان درباره داستان «پاپوشا» توضیح داد: این فیلم براساس زندگی واقعی خانم برونیسلاوا واچ معروف به «پاپوشا» ساخته شده ‌است و زندگی او را از تولد تا دوران پیری بازگو می‌کند. لحظه تغییر زندگی او شاید زمانی بود که با یژی فیکوفسکی آشنا شد، شخصی که استعداد او را کشف کرد، شعرهایش را به چاپ رساند و برای او شهرتی به ارمغان آورد اما این امر مسبب تضادی تراژیک در زندگی او شد. زمانی که پاپوشا معروف شد، محبور به ترک جمع رومانیایی‌ها شد. برای اینکه در اشعار خود از تابوهایی پرده برداشته بود. برای او زندگی خارج از جمعیتش به معنای زندگی در فقر و تنهایی تا آخرین روزهای عمرش بود.
وی درباره  تولید «پاپوشا»  گفت: تصاویر این فیلم به صورت سیاه و سفید و به شکل بی ‌بدیل ثبت شده است. برای همین هر فریم این فیلم همانند یک مسترکلاس است. بازیگرانی که بیشتر غیرحرفه‌ای بودند، یک سال تمام را برای مسلط شدن به گویش‌های رومانی لهستان صبر کردند. همچنین به صورت خاص برای این پروژه کمپ‌هایی با ریزترین جزئیات بازسازی شدند، دقیقا همان‌گونه که در ابتدای قرن بیستم بودند.
سفیر لهستان در پایان سخنانش به نمایش فیلم «پاپوشا» در کنار شش فیلم دیگر در طول هفته فیلم لهستان در تهران، اصفهان و شیراز اشاره کرد و از موسسه سینمایی هنروتجربه و مدیرعامل آن جعفر صانعی‌مقدم و الهه گودرزی مدیر امور بین‌الملل موسسه هنروتجربه و همه کسانی که در برگزاری این رویداد، همکاری داشتند، تشکر کرد.
در ادامه جعفر صانعی‌مقدم مدیرعامل موسسه سینمایی «هنروتجربه» در سخنانی از سفارت لهستان، وزارت امورخارجه، اداره کل هماهنگی‌های فرهنگی و هنری ایرانیان خارج از کشور و  روح الله حسینی مدیرکل دفتر جشنواره و همکاری‌های بین‌المللی سازمان سینمایی برای برگزاری این هفته فیلم تشکر کرد و گفت: موسسه هنروتجربه سینمای ایرانیان طی دو سال گذشته ۱۳ رویداد بین‌المللی را برگزار کرده است. با توجه به نبود امکانات کافی برای نمایش فیلم‌های خارجی در ایران، کمبود امکانات و تعداد سالن‌ها و اختصاص حداکثری سالن‌ها به نمایش فیلم‌های سینمایی بدنه و تجاری، ضرورت دارد فیلم‌های هنری و تجربی سایر کشورها در معرض دید تماشاگران و کارگردانان علاقه‌مند ایرانی قرار بگیرد. موسسه هنروتجربه با برگزاری هفته‌های فیلم سعی می‌کند، تاحدودی پاسخگو و تامین‌کننده این خلا در صنعت سینمای ایران باشد. همچنان که در هفته فیلم کشور لهستان، شاهد نمایش فیلم‌های هنری و تجربی از آندره وایدا، کراوزه و…هستیم.
وی درباره تاثیر برگزاری هفته‌های فیلم بیان کرد: هفته‌های فیلم زمینه‌ای را فراهم کرده است تا تولیدکنندگان و کارگردانان فیلم بتوانند با سینماگران سایر کشورها در زمینه تولید مشترک فیلم و ویژگی‌های هنری بحث و تبادل نظر کنند. جلسه گفت‌وگو درباره تولید مشترک سینمای ایران و لهستان نیز امشب بلافاصله بعد از نمایش «پاپوشا» برگزار می‌شود. به منظور ایجاد عدالت فرهنگی، در سایر شهرها نیز امکان نمایش فیلم‌ها فراهم شده است و در این هفته، هفت فیلم بلند سینمایی در خانه هنرمندان تهران، پردیس گلستان شیراز و پردیس سیتی سنتر اصفهان به نمایش گذاشته می‌شود. همچنین ‌سه کارگاه آموزشی با عنوان سینمای هنری ایران و لهستان، با حضور سینماگران ایرانی بابک کریمی، مجید برزگر و رضا درمیشیان و کراوزه در تهران، اصفهان و شیراز برگزار می‌شود.
مدیرعامل موسسه سینمایی «هنروتجربه» در پایان از مدیریت خانه هنرمندان، الهه گوردزی و سازمان سینمایی تشکر کرد.
مجید رجبی معمار مدیرعامل خانه هنرمندان آخرین سخنران این مراسم بود که در سخنانی بیان کرد: خانه هنرمندان این افتخار را دارد که هر سال حدود دویست رویداد خاص فرهنگی در آن برگزار می‌شود که بخش قابل توجهی از آن‌ها رخدادهای بین‌المللی هستند. از موسسه هنروتجربه تشکر می‌کنم مخصوصا در دوره مدیریت جناب آقای صانعی‌مقدم که تلاش جدی‌تری را برای آشنایی علاقه‌مندان به هنر فیلم‌سازی و آثار برجسته فراهم کرد. امیدوارم این برنامه‌ها ادامه پیدا کند و با افتخار در کنار سینمای ارزشمند هنروتجربه باشیم.

۳ روز پیش، دوشنبه
امیر مسعود این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«مگرالن» در پنجاه و هفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه مالت برنده جایزه شوالیه طلایی شد | عکس
مَگرالِن برنده جایزه شوالیه طلایی جشنواره بین المللی فیلم مالت
» «مگرالن» در پنجاه و هفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم کوتاه مالت برنده جایزه شوالیه طلایی شد
... دیدن متن »

به گزارش روابط عمومی؛ فیلم کوتاه «مَگرالِن» به کارگردانی و تهیه کنندگی مریم زارعی و نویسندگی پیام سعیدی در بخش رقابتی جشنواره بین المللی فیلم کوتاه مالت تندیس شوالیه طلایی بهترین فیلم را از آن خود کرد.
مریم زارعی که با اولین تجربه فیلم سازی اش در این دوره از جشنواره حضور داشت، دانش آموخته تئاتر از دانشگاه سوره و دانشگاه آلبرتا کانادا است و تجربه کارگردانی و طراحی تئاتر در جشنواره های مختلف داخلی و خارجی را در کارنامه دارد.
این جشنواره یکی از قدیمی‌ترین و معتبرترین جشنواره‌های فیلم کوتاه در حوزه مدیترانه و اروپا است که فیلم‌های حرفه ای، غیرحرفه‌ای، دانشجویی و غیرتجاری را به رقابت می‌گذارد.
برگزیدگان این جشنواره که در دوره های قبل نیز با درخشش هنرمندان ایرانی همراه بود، با دریافت تندیس «شوالیه طلایی» در بخش  بهترین فیلم کوتاه معرفی می شوند.
فیلم کوتاه «مَگرالِن» که اولین حضور بین المللی اش در جشنواره برلین با استقبال مواجهه شد داستان خانواده ای را روایت می‌کند که در یک قبرستان ماشین زندگی می‌کنند و …
عوامل فیلم عبارتند از : بازیگران: آتنا سلیمانی، رزمریم کاظمی، طاها نجف پور و منصور نصیری،  دستیار کارگردان: حامد عزیزی، طراح صحنه و لباس: آرام موسوی، فیلمبردار: آریو متوقع، تدوینگر: پویان شعله ور، منشی صحنه: مهرآفرین محمدبیگی، مدیر تولید: امیر مرسلی، صدا گذاری: حسن شبانکاره، اصلاح رنگ و نور: نیما دبیرزاده، سیجی آرتیست: محمد جمشیدی، طراح گریم: سینا کلانی، مدیر رسانه ای: باران بن یاسین، صدابردار: احمد صابری، دستیار صحنه: محمد باباخانلو، دستیاران فیلمبردار: اردلان معتمدی، مصطفی ساجدی معین، بهنام مرسلی و علی مرجوعی، دستیار لباس: مهدیه مطهری، عکاس: پرهام عاشوری، فیلمبردار پشت صحنه: محمد نعمتی، اهنگساز: فرهاد خسروی، اپراتور دوربین: سهیل ملکی، مهدی نوروزی، سینه موبیل: الهیار حیدری، مسئول فنی: محمد فرقدانی و مدیر ترابری: عباس نوردی.
گفتنی است، پنجاه و هفتمین جشنواره بین لمللی فیلم مالت در نوامبر ۲۰۱۹  به میزبانی شهر والتا پایتخت مجمع الجرایر مالت برگزار شد.

 

۳ روز پیش، دوشنبه
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حضور چهار اثر مرکز مستند حوزه هنری در جشنواره «سینماحقیقت» | عکس
» حضور چهار اثر مرکز مستند حوزه هنری در جشنواره «سینماحقیقت»
... دیدن متن »

مرکز مستند سوره حوزه هنری با مستندهای «مادر جبهه‌ها»، «روزگار یک چهل ساله»، «آدور» و «تنها مدرس» در سه بخش اصلی سیزدهمین جشنواره بین‌المللی «سینماحقیقت» حضور دارد.
به گزارش روابط عمومی سازمان سینمایی حوزه هنری، در پی اعلام اسامی مستندهای راه یافته به بخش‌های مسابقه جشنواره بین‌المللی سینما حقیقت، حوزه هنری با چهار مستند «مادر جبهه‌ها»، «روزگار یک چهل ساله»، «آدور» و «تنها مدرس» در سیزدهمین دوره این رویداد سینمایی حضور پر رنگ و جدی دارد.
مستند «روزگار یک چهل ساله» به کارگردانی امین قدمی در بخش مستندهای بلند جشنواره سینما حقیقت و مستند «آدور» (تلاطم) به کارگردانی محمد صادق اسماعیلی در بخش مستندهای نیمه بلند این دوره از جشنواره سینما حقیقت حضور دارند.
همچنین دو مستند «تنها مدرس» به کارگردانی معین شافعی و «مادر جبهه‌ها» به کارگردانی شهرام میرآب اقدم  نیز در بخش جایزه شهید آوینی سیزدهمین دوره جشنواره فیلم‌های مستند سینما حقیقت حضور دارند.
این آثار از تولیدات مرکز مستند سوره حوزه هنری در سال گذشته بوده و از شانس‌های دریافت نشان فیروزه‌ای این دوره از جشنواره هستند.
سیزدهمین دوره جشنواره بین‌المللی«سینماحقیقت» به دبیری محمد حمیدی‌مقدم، از ۱۸ تا ۲۵ آذرماه ۱۳۹۸ در شهر تهران برگزار خواهد شد.

۳ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پیروزی رویت خواهد شد، حتی اگر در کاسه چشمهای من و تو گیاه روییده باشد.

پ.ن: چه قدر این روزها به این قسم حرفا نیاز داریم تا چرک ناامیدی که به تنمون نشسته ، بشوریم بره.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پرند محمدی
درباره فیلم سرخپوست i
درود بر دوستان خوب تیوالی

حس میکنم شنیدن یک آهنگ آرام و زیبا و البته عاشقانه، در این روزهای نه چندان زیبا خالی از لطف نباشه.
به گوشِ جان بشنوید و لذت ببرید با یک صدای ماندگار و تکرار نشدنی...

""یک شب که تار گیسویت ، پیچد بر تار گیتارم ""

http://s7.picofile.com/file/8380325442/Faryad_E_Entezar.mp3.html
به به
۳ روز پیش، دوشنبه
به به چه بانوی با سلیقه و با کمالاتی :)
۳ روز پیش، دوشنبه
کوهی جان، رفیق شفیق گوارای وجود :-))
۳ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جشنواره سینما مستند را جدی بگیرید. بنظرم فرهنگی ترین رخ داد سال.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یاسر متاجی
درباره فیلم جوکر i
ــ آن چپ‌گرایانی که از جوکر ضربه می‌خورند، چپ‌های فوکویاما هستند؛ آنهایی که فکر می‌کنند نظم لیبرال-دموکرات بهترین نظم ممکن است و ما فقط باید آن را مداراگرتر کنیم. از این جهت، امروز هر کس برای خودش سوسیالیست است. بیل گیتس هم می‌گوید خودش را متعلق به سوسیالیسم می‌داند، مارک زاکربرگ هم. درس جوکر آن است که تغییرات رادیکال‌تری نیاز هست، که این هم کافی نیست و این همان چیزی است که آن چپ‌گرایان دموکراتیک نسبت به آن آگاه نیستند. نارضایتی در حال رشد امروز یک امر جدی است. سیستم نمی‌تواند با اصلاحات تدریجی مثل مداراگری بیشتر یا طرح مراقبت درمان2 (اشاره به طرح شکست‌خورده Healthcare اوباما و سپس ترامپ) از پسش برآید. نشانه‌هایی از نیاز به تغییرات بنیادین‌تر به چشم می‌خورد. مشکل اصلی این است که آیا آماده تجربه کردن حقیقی ناامیدی از موقعیت‌مان هستیم یا خیر؟ ... دیدن ادامه » همان‌طور که جوکر خودش در لحظه‌ای مشخص از فیلم می‌گوید: «من می‌خندم چون چیزی برای از دست دادن ندارم، من هیچ‌کس نیستم».
در اینجا همچنین اسم بازی هوشمندانه‌ای وجود دارد. نام خانوادگی واقعی جوکر، «فلک» است. در آلمانی فلک به معنای لکه است، یک لکه نامفهوم. مثل خطای دید. لازم است که نگاهی جدید بیندازیم تا یک نمای جدید ببینیم. من به هیچ یک از آن منتقدان چپگرا که از ظرفیت ــ چنین لکه‌ای ــ وحشت دارند اعتماد ندارم. همان‌گونه که مایکل مور به زیبایی تمام به آنها کنایه می‌زند: «شما از خشونت در اینجا (در جهان فیلم) وحشت دارید نه خشونت در زندگی روزمره‌مان. شوکه شدن با خشونت تشریح‌شده در این فیلم فقط نوعی فرار از خشونت واقعی است.»

‍#اسلاوی_ژیژک
#جوکر
درس جوکر آن است که....
درس جوکر؟!
شوخی می‌کنید؟!
جوکر یه روان‌پریش بود که اشتباهی اسلحه به دستش افتاد و از سر ترس و استیصال سه نفر رو کشت!! از اون لحظه به بعد که دیگه باقی کارهاش اصلاً قابلیت ارزش‌گذاری نداره.
درس‌ها رو از عقلای قوم گرفتیم، این شد اوضاعمون، ... دیدن ادامه » درس یک هرج‌ومرج‌طلب خشونت‌گرا چی می‌خواد باشه؟!
بزنیم همدیگه رو بکشیم؟! انقدر کشتار و خشونت رو ادامه بدیم که کسی روی زمین باقی نمونه؟!
واقعاً نمی‌تونم متوجه بشم چه چیزی انسان رو وادار می‌کنه هم‌نوع خودش رو بکشه؟!
۴ روز پیش، یکشنبه
سرکار‌خانم / جناب آقای بامداد
ممنون بابت طرح نظر.
چند نکته را عرض می‌کنم
نخست اینکه از دیدگاه من به عنوان منتشر کننده، این متن خودبسنده بود و آنچه که باید رو در خودش داشت البته با ارجاعاتی به بیرون.
انتشار لینک برای دسترسی به متن کامل‌تر صرفا از جهت رفع سوبرداشت احتمالی بود و به احترام دوستان منتشر کردم

دوم اینکه اگر دقت کنید در عنوان نوشته شده " درباره" و اشاره داره به تئاتر، فیلم و یا... و این یعنی اینها تماشا شده و حالا طرف آمده کامنت گذاشته، پس یک آگاهی به سبب تماشا وجود داره که برای سایرینی هم که دیدند قابل درک‌ه. گاهی حتی دوستان درباره‌ی آثار فقط یک جمله می نویسند که همون برای منی که دیدم گویاست و معمولا دلچسب‌.

حالت سوم اما ناظر به فرضی‌ هست که نظر شما رو بپذیرم ( گرچه تناسبی بین مثال شما و نظرگاهی که در متن آمده نیست)
گمان ... دیدن ادامه » نمی‌کنین همین تک جمله، همین گنگی همین تعلیق راهگشا باشه برای خوندن یا جستجوی بیشتر؟
اساسا در مقولات عقلی، تحلیلی، فلسفی، جامعه شناختی و ... ما با امر عرفی، اخلاقی و ... طرف هستیم یا با استدلال، تحلیل و روش‌مندی؟

۴ روز پیش، یکشنبه
من خیلی زود نظرم رو پاک کردم که :)
اما گویا شما خونده بودین . به هر روی سپاسگزارم از وقتی که برام گذاشتین و توضیحاتی که نوشتید .

پ.ن : اینکه نظرم رو پاک کردم خدای ناکرده جسارت و توهین به شما نبود . احساس کردم مخالفت و دخالتم کارِ درستی نیست . به این دلیل پاکش ... دیدن ادامه » کردم .
۴ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم "ایرو" را ببینید!
ایرو درخشش سینمای ایران است.
اگر فیلم های پیش از این، از دید من، امتیاز 5 گرفته اند، ایرو بی رقیب 10 می گیرد و در سکوت خبری، بر قله ی سینمای ایران می ایستد.
خلوص هنر را در ایرو می توان به تماشا نشست. روح عباس کیارستمی به خود خواهد بالید اگر بتواند به تماشای ایرو بنشیند.
فیلم پلان - سکانس هایی است که هر یک به تنهایی، شاه بیت غزل هستند.
بازی نور و ظلمت، نمادی از وضعیت پیرمرد در ظلمات جامعه، به زیبایی اجرا شده است. پیرمرد بازی نمی کند، فیلم را زندگی می کند. حین تماشا، یکسر در حیرت بودم که نسبت کارگردان و بازیگر این فیلم چطور تعریف شده است.
"ایرو" به واسطه ی خلاقیت بالای کارگردان، از تیغ ممیزی جسته است! امیدوارم آنان هیچ وقت، نوشته ی ناچیز مرا در تیوال نخوانند! مبادا که خدای ناکرده آگاه شوند.
ایرو را در سکوت تماشاگران نیامده ... دیدن ادامه » به سینما تماشا کردم. ای کاش مردم هنردوست ایران لحظه ی ناب خلق هنر را دریابند، به سینما بیایند و ببینند!
ایرو، فریاد تظلم ایرانی است در سکوت شبانگاهی کوه مستبد خاموش که جز بازگشت پژواک خود، نتیجه ای در پی ندارد.
ایرو سوگ سیاووش است، خاموش گریستن.
ایرو در آب چشمه شستن تن مصلوب مسیح است؛ کفن سپید بر تن خفته کردن سهراب است، شبانه به آغوش خاک سپردن قهرمان است؛ آنچنان که در این زمانه، رسم چنین باشد و حکم روزگار که: تنها شبانگاهان باید چنین کرد، بی ناله و زاری، بی تضرع که نشانه ی خفت باشد؛ آنان که رفتند، رفتند تا تنها "سخن بگویند"!
ایرو سنگ روی سنگ چیدن است، بکر طبیعت خشن ایران است، دشت پر چمنش، بره گم شده اش، کودک بی مادرش، پدر سردش.
ایرو نبرد نور و تاریکی است.
ایرو چیدمان صحنه ندارد، در چیدمان صحنه غرق شدن است. نورپردازی ندارد، در نور غرق شدن است، بازی ندارد، زندگی کردن است.
ایرو شعر است، پلان سکانس ها ابیاتش.
ایرو ...
امیرمسعود فدائی، نیلوفر ثانی، سپهر و رضا بولو این را خواندند
بامداد و امیر مسعود این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#موقت

اینکه تک تک شخصیت های این فیلم رو شدیدا دوست داشتم ، بماند..
اینکه بعد از این فیلم،شیفته اسپانیا شدم،بماند..
فیلمنامه و موسیقی و بازی ها و همه چی بماند..

یه جمله داشت فیلم خیلی کوتاه ولی خیلی عمیق..
اونجایی که کریستینا زندگی سه نفره ش رو رها میکنه، چون به قول راوی :
" دنبالِ چیزای مشخصی بود که دلش نمیخواست "..

این تناقض های زندگی دیوونه کننده ست برای من یه نفر..

لازمه اون دیالوگ معروف سه‌کلمه‌ای رو تکرار کنم؟ :))
۴ روز پیش، یکشنبه
جواد لامصصصصب تو از دکتر اشراقی هم بلیط میکَنی لعنتی؟؟؟
:)))))
۳ روز پیش، دوشنبه
نیلوفر :))))
لعنت بهت با این دقتت :))
۲ روز پیش، سه‌شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«آمازون» پخش آنلاین فیلم سینمایی «یونس» به کارگردانی وحید وکیلی‌فر را آغاز کرد | عکس
» «آمازون» پخش آنلاین فیلم سینمایی «یونس» به کارگردانی وحید وکیلی‌فر را آغاز کرد
... دیدن متن »

منصور جهانی ـ حق پخش و نمایش آنلاین جهانی فیلم سینمایی «یونس» به کارگردانی وحید وکیلی‌فر به غول اینترنتی «آمازون» واگذار شد.
«یونس» Jonas سومین فیلم سینمایی وحید وکیلی‌فر کارگردان و تهیه‌کننده مستقل سینما است که پس از دو فیلم تحسین شده «گِشِر» و «تابور» در لوکیشن‌های شهریار، تهران و شمال ایران فیلمبرداری شده است. «یونس» به لحاظ فرم و ساختار روایی در ادامه دو فیلم پیشین این کارگردان تجربه‌گرا است که بدون دیالوگ، برداشتی تماتیک و مدرن را از حکایت یونس پیامبر در شکم ماهی با زبان محض بصری و صوتی روایت می‌کند.
«آمازون» Amazon و «نت‌فلیکس» Netflix در دهه اخیر، انقلابی در حوزه نمایش و عرضه فیلم‌های سینمایی ایجاد کرده‌اند و امروزه در سراسر جهان؛ بیشترین بازدیدکننده را برای تماشای آنلاین فیلم‌ها به خود اختصاص داده‌اند.
در خلاصه داستان فیلم سینمایی «یونس» آماده است: و خداوند ماهی بزرگی در دریا گماشته بود که نون نام داشت. نون به حکم خداوند، یونس را در میان تلاطم دریا بلعید و شکم او زندان یونس گشت.
تعدادی از عوامل و همکاران فیلم سینمایی «یونس» عبارتند از:
کارگردان، نویسنده و تدوین‌گر: وحید وکیلی‌فر، مدیر فیلمبرداری: مرتضی قیدی، طراح صحنه و لباس: سعید اسدی، طراح صدا: حسین مهدوی، صدابردار: حسن مهدوی، طراح گریم: جلال موسوی، مدیر تولید: مونا زاهد، موسیقی انتخابی: نوید افقه، عکاس: بهرنگ دزفولی‌زاده، جلوه ویژه بصری: ایمان کریمیان، مجری گریم: سعید دهقان، مریم فقیری، ویرایش رنگ و تصویر: سامان وفایی، دستیار یک فیلمبردار: مجید حسین‌زاده، طراح پوستر: جمال رحمتی، مشاور امور رسانه‌ای: منصور جهانی، استودیو صدا: مون؛ رضا نریمی‌زاده، بازیگران: نیما کامران‌زاده، مهرنوش هاشمی‌صدیق، ستایش سعیدی‌کیا، تهیه‌کنندگان: وحید وکیلی‌فر ـ فریبا رستمی.

 

۵ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود فراوان بر هنرمند خوب میهنم، افشین هاشمی
"بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم"

تلاقی سینما و نمایش، به زیبایی در فیلم "صدای آهسته" رخ می دهد. رسالت فیلم ساز، بیان تصویری درون ترامرد (ترنس من) است که تک گویی شاعرانه و صمیمانه خانم رویا تیموریان، هنرمندانه به آن پیوست می شود. حال، اگر این بیان تصویری در مام میهن، پرهیزه ی اجتماعی (تابو) باشد، هنرمند ما را چه باک که در ینگه دنیا سینماتوگراف به دست بگیرد و قلم مو به رنگ هنر بیامیزد. اما انگار، تابو هر کجای دنیا که باشد، تابوست؛ حتی اگر در سرزمین آزادی ها و شهر نیویورک با تندیس آزادی، تاکسی های زرد و زمستان سردش باشد! از همین روست که ترامرد داستان از شهر به حومه و از ازدحام به خلوت پناه می برد تا در سکوت، با خود واقعیش (کدام خود؟ - تعلیق درونی وی ... دیدن ادامه » که به زیبایی شاعرانه در تک گویی ها بیان می شود از همین پرسش شکل می گیرد: خود مردانه یا خود زنانه اش؟ وجه خواهان یا خواسته اش؟ نمایش اندام زنانه اش در پناه تصاویر رویایی سینما که بر دیوار خانه پروجکت شده اند یا نامه های عاشقانه مردانه اش که دل هر زن دلداده ای را می رباید و دست ودل و چشم و گوشش را به دنبال خود می کشاند- کدام خود؟) رودررو شود، رویارو شود تا خود را بازشناسد و از نو تعریف کند، بیارآید و در آیینه ببیند، سیاهی پشت لب بردارد و سرخی لب بزند، مو بیافشاند و سبک بال قدم بردارد. تغییر جنسیت در فیلم به همین شکل نمادین انجام می شود. رجوع کنندگان به خاموشی خود خواسته ی خانه، تو گویی بر صحنه ی نمایش یا همان بالکن و حیاط دم در، متن زیبای خود را می خوانند و می روند: زن دلداه، مرد نامه رسان و خریدار لباس های دست دو. آن که می ماند، اوست که در خلوت خویش و در تردید و تعلیق خویش مانده؛ که طبیعت چنین خواسته و بنا به روایت مکتوب ابتدای فیلم از کتاب مقدس، خدای خواسته و به سان خود آفریده! با همین تعلیق و تردید ...؟!
فیلم "صدای آهسته" برازنده ی عنوان هنر و تجربه است. ایده ی جسورانه فیلم با پرداختی هنرمندانه تصویر می شود. کلام در تضاد با خاموشی، رکن اصلی فیلم است؛ چه کلام با خود باشد و چه کلام با دیگری. دگردیسی قهرمان، گویی، بیشتر به واسطه ی کلام است تا تحولی طبیعی و جسمانی. نمایشی بودن فیلم نیز از همین مساله نشات می گیرد. پیش برد داستان، نه بر پایه درام بین اشخاص، که با روندی درونی انجام می شود. حتی آدم های دیگر فیلم می توانند بازتاب عینی افکار و روحیات متعارض خود قهرمان داستان باشند. از همین روست که هیچ برخورد مستقیمی بین شان صورت نمی گیرد. مگرنه کدام خریدار لباس دست دو، چنین نطق فلسفی برای معاوضه ی خاطره ها می کند و کدام نامه رسانی مصر به رساندن نامه هایی با پاکت های رنگی و غیر رسمی است و کدام زن شیفته ای، عاشق فراریش را تا دوردست جنگل بو می کشد و پیوسته به رها کردنش تهدید می کند و باز می آید؟
اگرچه در فصل گذاری سکانس ها اصرار به درهم بودن و آشفتگی زمان می شود، اما زمان فیلم طبق روال طبیعی پیش می رود و اتفاقا زمان در پیوند با تحول قهرمان و سیر داستان، به خوبی جا می افتد. دلیل این سکت گذاشتن متنی در ابتدای سکانس ها راجع به تاریخ اتفاق را نفهمیدم. اگر حذف می شدند، شاید خلایی پیش نمی آمد.
نکته ی آخر: پیش از تماشا، دلم می خواست فیلم را "نبینم"! موضوع را می دانستم و از آن فراری بودم. با روحیه ی حساس و ضعیفی که در خودم سراغ داشتم، می دانستم پس از تماشا، به هم می ریزم یا دست کم، تصورم از جنسیت به هم می ریزد. ترس من در رویارویی مستقیم با پدیده های نامتعارف جنسی، از دغدغه مذهبی یا اجتماعی، صرف نظر از ارزش گذاری درست یا غلط، ناشی نمی شود؛ بلکه بیشتر، مساله و ضعفی روانشناختی و شخصی است. از ابعاد کوچک خودم که فراتر بروم، با عرف جامعه همدلی می کنم که امر نامتعارف را، اگرچه به ناحق، مذموم و مسکوت می کند و هم زمان، با فرزندان نامتعارف طبیعت نیز همدلی می کنم که امر متعارف را، به حق به چالش می کشند؛ اگرچه صادقانه، همدلی با آنها برایم سخت تر از همدلی با عرف جامعه باشد.
انسان مداری و انسان دوستی، آزادی خواهی و مردم سالاری، نه پیروی از خواست اکثریت در تصمیم گیری های کلان، بلکه احترام به حقوق اقلیت است. بیان این جمله شاید راحت باشد، اما به فعلیت رساندنش، دست کم برای من یک نفر خیلی سخت است، جامعه را نمی دانم!
امیرمسعود فدائی و رضا بهکام این را خواندند
بامداد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره فیلم جوکر i
Wave...
Wave..

- its exit only.
امیرمسعود فدائی و فرزاد این را خواندند
سپیده این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مینا سروش
درباره فیلم جوکر i
من دیروز فیلم در مجموعه روانتحلیل (پرسونا) دیدم که تحلیلش بشنوم . جالب بود تحلیل اینکه وجود عقده حقارت در انسانها با درگیر شدن با جستجوگر باعث درخشش میشه و گاهی با سرکوب تبدیل به یک ویرانگر ! میشد باور کرد تمام اون اشوبها در شهر بوجود اومده و مردمی که چهره موجه یک فرد نمیپذرفتن حمایتگر چهره خشمگینش شدن و از طرفی دیگه میشد گفت که تمام اون اتفاقات در ذهنش اتفاق افتاده باشه . وقتی در دنیای بیرون جایی براش نبود در دنیای خیالی خودش دوستش داشتن و فردی مهم بود .
صحنه رفتن تو یخچال برام جالب بود و اینکه وقتی شنیدم بازیگر نقش جوکر اون نقش فی البداهه و از تاثیر صحنه قبل که پرونده بیماری مادرش میخونه و متوجه گذشته اش میشه و میفهمه اون رابطه عاطفی با اون خانم همسایه کاملا خیالی بوده و تنهاست بازی میکنه ! همزیستی و اون حجم از غم و تنهاییش ...
مادر به اسم هپی صداش ... دیدن ادامه » میکرد و تحمیلی که در این کلام بود در این واژه ! شادی که زندگی نکرده بود
خلاصه ما بعدش زیاد حالمون خوش نبود شمارو نمیدونم
نمیدونستم بداهه بازی کرده
۵ روز پیش، شنبه
اره برای منم جالب بود و اینکه بازیگرش تا یکی دو ماه بعد تموم شدن درگیرش بوده ، یجورایی میشه گفت شاه نقشش بوده بقول او سیزیف...
۴ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود بر نادر فلاح و همه هنرمندان ایران زمین
به صراحت و صداقت نمی دانم گاه ملاک نمایش فلیمی در بخش هنر و تجربه، جا ماندن از اکران عمومی است یا ویژگی های خاص خود فیلم. تنها ویژگی خاص "یک کامیون غروب"، لوکیشن زیباست، والسلام! تماشای غروب و طلوع آفتاب در کاروانسرایی کویری، مهم ترین ایده فیلم ساز بوده، دریغ از کمی تامل در فیلم نامه، بازی، چیدمان صحنه، موسیقی، انتخاب موسیقی و صدابرداری آن! فاجعه ی اصلی در فیلم نامه رخ می دهد: مجموعه ای از اتفاقات بی ربط، آدم های تیپ، جمله های شعاری و فراز و فرودی بی سرانجام در قصه. خانواده ای که سی سال کاروانسرایی مهجور در کویر و نزدیک مرز را برای تماشای آسمان و اقامت مسافران اجاره کرده اند، با بحران فروش کاروانسرا توسط مالک آن مواجه شده اند. پس از آن، مشتی اتفاقات بی ربط می افتد که هیچ کمکی به پیش برد داستان نمی ... دیدن ادامه » کند و دست آخر، کاروانسرا فروخته می شود. حتی قصه های فرعی فیلم هم به سرانجام نمی رسند. حضور پژمان بازغی با خودرو گران قیمت و اسلحه کمریش آن قدر وسترنی و مضحک از کار درآمده که برای اغراق بیشتر، کاش با هلی کوپتر و بی سیم امنیتی در صحنه فرود می آمد. اغراق در بازی در کار تمامی هنرمندان به چشم می خورد. جایی که ساده ترین جملات را می توان به راحتی بیان کرد، انگار همه بلندگو در دست گرفته اند و بیانیه سیاسی می خوانند!
گله کارگردان محترم از سینمای تجاری را در سایت سوره سینما خواندم. باور بفرمایید ساخت فیلم تجاری برای تماشاگر عادی هم قواعد خاص خودش را دارد، به صرف انتخاب لوکیشن و دعوت از ستاره های سینما نمی توان "فیلم خالتور" (عین عبارت ایشان) ساخت!!!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با هزارو یک آرزو نشستیم به دیدن فیلم
اما...... 2 از 5 -:(
رویا، امیرمسعود فدائی و سپیده این را خواندند
رضا تهوری و شاهین ه این را دوست دارند
حرف حدیث های اشاره این فیلم به رومن پولانسکی و قتل همسرش ، به من این ذهنیت رو داد که تا اواخر فیلم منتظر داستان اونها باشم که تارانتینو به شوخی از کنارش رد شد
من هم توقعم از این فیلم بالا بود
۵ روز پیش، شنبه
حداقل 4.5 از 5
یک سینمای ناب بود داستان
یک نگاه معرکه به داستان خباثت آلود چارلز منسون
۵ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با یک گروه موسیقی و لوکیشین های خوب نمی توان فیلم خوبی ساخت. فیلمنامه ضعیف، بازی هایی که انگار همه در برداشت اول تایید گرفته اند، شخصیت های پرداخته نشده و ...
سینمای هنر و تجربه در این فیلم‌ تنها سینمای تجربه بود و گویا تجربه برای همه عوامل.
امیرمسعود فدائی و نیلوفر ثانی این را خواندند
امیر مسعود، بامداد، امیر عسگرزاده و سپهر این را دوست دارند
منتظر یه نظر ازاین فیلم بودم :)
۶ روز پیش، جمعه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید