تیوال سینما
S3 : 00:04:48
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

نیلوفر
درباره فیلم روسی i
آخ آخ آخ
وای وای وای
عوه عوه عوه
.
.
.
عجب فیلم.... بود!!!
چی ببینم بشوره ببره؟؟؟؟!!

پ.ن نکنه موهای تنم که سیخ شده، دیگه هیچ وقت صاف نشه؟! نکنه همیشه همین جوری بمونه؟؟
همیشه کارهای آقای ثقفی برام کسل کننده بوده .یعنی اینکارش هیجان انگیزه؟؟
۷ ساعت پیش
قبلی ها رو من ندیدم ولی شنیدم خوب بوده..اما این...:((
۶ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک مستند عالی
پیشنهاد میکنم
امیر مسعود، لیلا مظاهری و ماهرو رستمی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۲ روز پیش، پنجشنبه
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تقابل اشک ها و لبخند ها....
عجیب بود
درست جایی که داشتم از خنده غش میکردم کاری میکرد بغض کنم و درست جایی که آماده بودم قطرات اشکم جاری بشه بذر لبخند رو لبم میکاشت
عجب شگفت انگیری بود و چه شگفتانه احساسات رو درگیر میکرد
دیشب تقریبا ۹۰ دقیقه لذتی بود که به سمتم میومد
مرسی اینقدر خوب فیلم ساختید
خدا نگه تون داره برامون
از انتخاب تون برای اسکار هم تمام قد دفاع میکنم چرا که همه ی گزینه محکوم به حذف بودن و چه بهتر که در همین حضور کوتاه بشه یه کار بزرگ و بهتر کرد
بها دادن به سینمای حقیقت و پر کردن کل سالن های یک فیلم مستند
دست مریزاد و خداقوت
امیر مسعود و Ali این را خواندند
لیلا مظاهری، رعنا* و امیرمسعود فدائی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۳ روز پیش، چهارشنبه
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۳ روز پیش، چهارشنبه
محمد عسگری، امیرمسعود فدائی، فهیمه تردست، حسین کوهی و سید حامد حسینیان این را دوست دارند
به به ,آیین تجلیل از عالیجناب اکبر زنجانپور نازنین هم بوده,عمرتان دراز باد آقا :)
۳ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سرخپوست یه فیلم عالی از هر جهت نکته منفی خاصی نداشت یا حداقل من نکته منفی حس نکردم بازیگر خانم نقش اصلی و مکمل هر دو عالی و بنظرم لیاقت کاندید شدن رو داشتن و خب هر چی از نوید محمد زاده بگم کم گفتم توی این فیلم به نظرم کامل،عالی و بهترین بازی رو داشت(حتما پیشنهاد میکنم ببینید) ریتم فوق العاده (من حتی کوچک ترین تکونی نخوردم انقدر که جذاب و خوش ریتم بود) با این که همش استرس پایانش رو داشتم ولی برخلاف تصورم پایانی عالی داشت فکر کنم بهترین پایانی بود که میشد ساخت در کل فوق العاده بود
امیر مسعود و باربد این را خواندند
حمیدرضا مرادی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موضوع مورد بررسی فیلم جذاب بود . بطور کلی این مستند ساخته شده را میتوان به دو بخش تقسیم کرد. بخش اول مربوط به قبل از دستگیری قاتل که ترکیبی از فیلم بازسازی شده از اتفاق و صحبتهای بازپرسها هست و بخش دوم مربوط به بعد از دستگیری و استفاده از فیلمهای واقعی و آرشیوی از صحبتهای قاتل و نقل داستان از زبان خود اوست . ایفای نقش و انتخاب بازیگر برای بخش اول و تدوین و نحوه روایت این قسمت خوب نبود و همین مسئله باعث شده بود که جذابیت بخش دوم به وضوح بیشتر باشد . با توجه به موضوع ، فیلم میتوانست بسیار جذابتر باشد .البته ابهاماتی در خصوص برخی روابط قاتل با افراد مشخص فیلم وجود داشت که به وضوح به آنها پرداخته نشده بود و فقط قضیه قتلها بررسی شده بود . ولی درکل ارزش دیدن دارد .
حمیدرضا مرادی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

دلم آغاز
دلم پرواز
دلم باران

نگاهم چتر
چترم خیس
و در بسته،

سکوتم بغض
بغضم هیس،
فرو رفته

به لب حرفی
به دل آهی،
سوالی ... دیدن ادامه » مانده
از انگشت هر دستم

کجا رفته؟
که من کیستم؟
که شاید باز
با باران سال بعد

کنار صبر
میان ابر
دلش در شب

دلش در روز
کمی آغوش،
باز خواهد گشت.

#مجتبی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایده اصلی دارای ایده ی خوبیست که می توانست بهتر باشد
فیلم به سه بخش تقسیم شده که کارگردان بیش از اندازه در هر قسمت انرژی و زمان می گذارد برای روایت داستان که کشدار می شود اما به نظرم این کشداری زیاد نیست چیزی که برام جذاب بود ایده به داستان خوب تیدیل شده است. بازیها رو دوست داشتم اما خیره کننده نبود.
به سبب اینکه از این دست فیلمها امروزه در سینمای ایران کم ساخته می شود
پیشنهاد می کنم دیدن آن را از دست ندهید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیدم
ارزش دیدن داشت
ایده و اجرا عالی بود به جز اجرای گریم خانم جبراییلی
و اینکه فیلمنامه گافی داشت و آن هم چگونگی گسست ارتباط میان بازیگر نقش اول زن و شوهر سابقش که حتا اشاره ای نمیشود به نظرم امد که بی سبب جدا شده با داشتن یک پسر و دلیل جداییش روشن نبوده فقط اینکه پول را برای چه میخواهد روشن میشود برای مخاطب
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هیأت معرفی نماینده سینمای ایران متشکل از فرشته طائرپور (تهیه کننده)، فاطمه معتمدآریا (بازیگر)، ابوالحسن داودی (کارگردان)، تورج منصوری (فیلمبردار)، رسول صدرعاملی (کارگردان)، امیر اثباتی (طراح صحنه)، مرتضی رزاق کریمی (تهیه کننده)، مهرزاد دانش (منتقد) و رائد فرید زاده (معاون بین الملل بنیاد سینمایی فارابی) که بصورت محرمانه و بدون اطلاع‌رسانی فعالیت خود را آغاز کرده بوده، برای نخستین بار یک فیلم مستند را به عنوان نماینده ایران برای اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان انتخاب کرد و بدین ترتیب مستند «در جستجوی فریده» به کارگردانی آزاده موسوی و کورش عطایی نماینده ایران در اسکار 2020 شد؛ تصمیمی که برای نخستین بار نیمه شب و کاملاً غیرمنتظره اعلام شد.

https://www.tabnak.ir/fa/news/918603/%D9%85%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF-%D8%AF%D8%B1-%D8%AC%D8%B3%D8%AA%D8%AC%D9%88%DB%8C-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D9%86%D9%85%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%DB%B2%DB%B0%DB%B2%DB%B0-%D8%B4%D8%AF-%D9%85%D8%AA%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%DB%8C%D8%B4-%D9%88-%D9%86%DB%8C%D9%85-%D9%88-%D9%82%D8%B5%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D9%86-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%DB%8C%D9%86%E2%80%8C%D8%AA%D8%B1-%D8%AA%D8%B4%D8%AE%DB%8C%D8%B5-%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D8%AF%D9%86%D8%AF
... دیدن ادامه »
امیر مسعود و باربد این را خواندند
نرسیده به اسکار،حذف میشه
۶ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود بر هنرمندان خوب ایران زمین
من افتخار تماشای فیلم کارت پرواز را به همراه کارگردان آقای مهدی رحمانی و خانم بازیگر هنرمند ندا جبرییلی را جمعه گذشته در سینما فرهنگ داشتم و از این که ایرانیم و ایران هنرمندانی خوبی نظیر ایشان دارد، به خود می بالم.
فیلم کارت پرواز بی شک فیلم زیبایی است: نماهای گلچین شده، بازی های خوب، شروع هوشمندانه، گفتگوهای مختصر و مفید، موضوع دردناک و روز جامعه، فیلم برداری هنرمندانه و ... اما فیلم در عین زیبایی، یک ضعف بزرگ دارد: فاقد هر گونه کشش دراماتیک است! ما شاهد پله پله سقوط و زوال و رنج کشیدن و در نهایت مرگ قهرمان داستان هستیم؛ در واقع، ضد قهرمان! ندا فاقد هر گونه ابتکار عمل است. تابع محض شرایط و تسلیم شخصیت مرد داستان. تنها کنشگری ندا، دیدار نهایی فرزندش می باشد که این کار هم، تنها از سر عجز و ناتوانی است و به مثابه پیشواز ... دیدن ادامه » مرگ رفتن تلقی می شود، مثل دیدار شخص محتضر با بستگان در بالین مرگ. اینجاست که فیلم از تلقی هنری خود دست می کشد و به دام اخلاق می افتد. جمله پایانی عنوان بندی هم از کارگردان در مقام معلم اخلاق و ناصح جامعه نقش می بندد: شما شاهد زجر کشیدن و مرگ ندا بودید تا هیچ گاه کار او را تکرار نکنید!
شروع قوی فیلم با جیغ کشیدن های ندا در شهربازی و تونل وحشت با پایان بی رمق فیلم در اتوبوس و سر افتاده ندا، تضاد هنرمندانه ای می توانست داشته باشد اگر در طول داستان، شاهد درام خلاقانه ای می بودیم، اما افسوس که از لحظه ی خراب شدن حال ندا در فرودگاه، فیلم از قدرت و تپش می افتد و از همان جا پایان کار، قابل پیش بینی است.
انتقاد دیگری که به ذهن من می رسد، «تبعیض» بین ندا و منصور در شخصیت پردازی است: هر چقدر ندا از پشتوانه بصری قشنگی در شخصیت پردازی بهره مند است، منصور با تلفن بازی های ساده و سردستی معرفی می شود، حتی کل سکانس غذا دادن به گربه ها، بی ربط و قابل حذف از شخصیت منصور است. هر چقدر ندا با میمیک صورت و اندام و صداسازی به ارائه کامل شخصیت خود می پردازد، منصور با گفتگوهای کم جان و باورناپذیر خود را معرفی می کند. اوج این باورناپذیری، گفتگوی منصور است با دوستش در آپارتمان که در آنجا نقش احمقی را می گیرد که تازه آگاه شده: از اول باید ندا را رها می کرده تا خود را نجات دهد و اگر ندا را به دست سردسته باند مواد برساند، او را به دام مرگ فرستاده. کل آن سکانس جز تضعیف و احمق نشان دادن منصور چه کارکرد دیگری دارد؟ هم زمان با آن، ندا روی نیمکت در محوطه، بغل زن میانسال مهربانی گریه می کند که این نما هم هیچ کمکی در پیشبرد داستان نمی کند. اگر حذف هم می شد، هیچ خلایی پیش نمی آمد.
علیرغم انتقادهایی که به ذهن من رسید، فیلم در کلیت خود، زیباست: هنرمندانه کارگردانی شده، هنرمندانه قاب بندی شده (به یاد بیاورید نمای بلعیدن مواد در گلخانه) و هنرمندانه بازی شده (بازی قابل تحسین خانم ندا جبرییلی).
آن چه که شخصا صحبت های آقای کارگردان با دوستان هنرمندش را پیش از شروع فیلم در سینما فرهنگ، به طرز «غیر اخلاقی» استراق سمع می کردم، نشان از شخصیت والای هنری ایشان دارد و اگر مطلب حاضر را می خوانند، امیدوارم پوزش مرا بپذیرند.
یک مطلب بی ربط دیگر: آقای بهتاش صناعی ها (کارگردان باران اسیدی) هم حضور داشتند و چه افتخار بزرگی است دیدن هنرمندان ایران زمین از نزدیک.
حمیدرضا مرادی، امیر مسعود و رضا بهکام این را خواندند
امیر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اولین نشان طراحی لباسِ صحنه ایران رونمایی شد/ آغاز داستان «دوبرادر» | عکس
با برگزاری نکوداشت استاد ادنا زینلیان؛
» اولین نشان طراحی لباسِ صحنه ایران رونمایی شد/ آغاز داستان «دوبرادر»
... دیدن متن »

اولین نشان طراحی لباس صحنه ایران با برپایی آیین نکوداشت استاد ادنا زینلیان طراح لباس و صحنه پیشگام کشورمان در تالار وحدت تهران رونمایی شد.

به گزارش روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری «راد نو اندیش»، آیین نکوداشت استاد ادنا زینلیان طراح لباس و صحنه پیشگام تئاتر، تلویزیون و سینما چهارشنبه شب ۲۳ مرداد ماه توسط موسسه فرهنگی هنری «راد نو اندیش» به مدیریت بردیا صدرنوری و انجمن طراحان صحنه و لباس خانه تئاتر در تالار وحدت برگزار شد. در این مراسم علاوه بر رونمایی از اولین نشان طراح لباس صحنه ایران، بخشی از پروژه موسیقایی «داستان دوبرادر» با هنرمندی لوریس چکناوریان و بردیا صدرنوری نیز برای مخاطبان اجرا شد.

ادنا زینلیان فقط یک طراح نیست
ایرج راد بازیگر، کارگردان و رییس هیات مدیره خانه تئاتر در ابتدای این مراسم که با استقبال قابل توجه مخاطبان برگزار شد در تجلیل از مقام هنری استاد ادنا زینلیان گفت: یادش بخیر در زمانی مجموعه ها و کارگاه هایی در همین تالار وحدت و مجموعه تئاتر شهر وجود داشت که با مدیریت هنرمندانی چون ادنا زینلیان در آن کارهای بسیار زیادی در حوزه طراحی لباس، طراحی صحنه، ساخت دکور، خیاطی و بسیاری از فعالیت های هنری مرتبط با هنر نمایش و موسیقی صورت می گرفت اما امروزه دیگر کمتر شاهد چنین فضایی هستیم. در حالی که باید بپذیریم در هر تالار نمایشی که در آن کار هنری اجرا می شود لازم است که کارگاه هایی برای اجرای برخی از فعالیت ها از جمله طراحی لباس و صحنه وجود داشته باشد.

وی افزود: ادنا زینلیان و چندتن از دوستانی که او انتخاب کرد در سال های دور واحد طراحی را در تالارهای بزرگ تهران راه اندازی کرده بود که هر کدام از این هنرمندان برای خود متخصص بودند. او هنرمندی بود که در هر زمانی فعالیت شبانه روزی می کرد و با روی خوشی که داشت تمام تلاش خود را برای طراحی لباس و صحنه یک اثر نمایشی انجام می داد. من افتخار داشتم در سه اجرای نمایشی که کارگردان بودم با خانم ادنا زینلیان همکاری داشته باشم . باید بگویم که این تجربه ها به من نشان داد که او فقط یک طراح نیست. او هنرمندی است که اثر نمایش و درام را می شناسد. او هنرمندی است که جایگاه ویژه صحنه، میزانسن، نور، رنگ و همه اجزای یک صحنه نمایشی را می شناسد و در طول تمرین های یک اثر نمایشی مدام با کارگردان و گروه نمایشی در ارتباط است که در نهایت بتواند نتیجه خوبی از طراحی اش را روی صحنه پیاده کند.

قدردانی از هنرمندی که تمام ذهنش در خدمت تئاتر است
رییس هیات مدیره خانه تئاتر بیان کرد: ادنا زینلیان وقتی طراحی می کند به تمامی ابعاد یک اثر نمایشی از جمله محدوده زمانی نمایش، مسائل فرهنگی متن نمایشنامه، شخصیت های نمایش، نگاه کارگردان به شخصیت ها و حتی رنگ پارچه و رنگ چهره بازیگر توجه می کند. بنابراین او فقط طراحی نمی کند. او هنرمندی است که همواره زشت ترین ها را به زیباترین شکل ممکن طراحی کرده و با شیوه طراحی خود به صحنه آنچنان جانی می بخشد که برای من و بسیاری از هنرمندان فعال کار ارزنده ای است.

این بازیگر و پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون گفت: زینلیان هنرمندی است که پارچه مورد نظر برای طراحی اش را خودش از بازار می خرید و به راحتی کار بازیگر روی صحنه و ظرایفی که در این زمینه وجود دارد، آنچنان توجه می کرد که برای ما بسیار ارزشمند و جالب توجه بود. ادنا زینلیان تا به امروز با تمام وجود و ذهن خود تئاتر را دنبال کرده و به همین دلیل هم «ادنا زینلیان» است. من امیدوارم وی همواره و تا سالها در تئاتر ایران بدرخشد تا ادنا زینلیان های فراوانی در حوزه طراحی لباس و صحنه داشته باشیم.

بزرگان تئاتر از بانوی اردیبهشت گفتند
پخش دو کلیپ تصویری به کارگردانی شاهوزندی از برنامه های مختلف آیین نکوداشت استاد ادنا زینلیان و رونمایی از اولین نشان طراحی لباس صحنه در ایران بود که کلیپ اول اختصاص به گفتگوی ستاد برگزاری نکوداشت با این هنرمند داشت که در آن استاد زینلیان ضمن ارائه ای مختصر از فعالیت های هنری خود از دغدغه ها و انگیزه های خود برای ایده نشان طراحی لباس صحنه در ایران سخن می گفت.

در کلیپ دوم هم که در بخش دیگر مراسم پخش شد، هنرمندانی چون قطب الدین صادقی، فرهاد آییش، حمیدرضا نعیمی، فریندخت زاهدی، رضا مهدی زاده، لادن مستوفی، حامد کمیلی، مهرانه مهین ترابی هر کدام با ذکر خاطراتی از تجربیاتشان در همکاری با ادنا زینلیان که در این مراسم از او به عنوان بانوی اردیبهشت یاد می کردند، سخن گفتند.

قدردانی هنرمندان و اهدای چند یادمان به ادنا زینلیان
رونمایی از «نشان طراحی لباس صحنه ایران» و اهدای چند لوح قدردانی به پاس سالها تلاش و کوشش ادنا زینلیان در عرصه طراحی صحنه و لباس بخش بعدی مراسم را تشکیل می داد.

در این بخش که با حضور بردیا صدرنوری مدیر موسسه فرهنگی هنری «راد نو اندیش»، شهرام کرمی مدیرکل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، شهرام گیل آبادی مدیرعامل خانه تئاتر، فریبرز قربانزاده مدیر انجمن طراحان صحنه و لباس خانه تئاتر، قطب الدین صادقی نویسنده و کارگردان تئاتر، حمیدرضا نعیمی نویسنده و کارگردان تئاترلوح های تقدیری از سوی انجمن طراحان صحنه و لباس خانه تئاتر، موسسه فرهنگی هنری راد نواندیش، مدیرعامل خانه تئاتر ایران و نمایندگان ارامنه در تهران به استاد ادنا زینلیان اهدا شد. این در حالی است که علی زارعی مدیرتولید و دستیار کارگردان که در چند پروژه با این هنرمند همکاری داشته هدیه ای را به رسم یادبود به زینلیان تقدیم کرد.

فریبرز قربانزاده مدیرانجمن طراحان صحنه و لباس تئاتر ایران ضمن ابراز خشنودی از برگزاری این مراسم از سوی استاد خسرو خورشیدی طراح صحنه و لباس پیشکسوت تئاتر کشورمان مراتب ابراز خوشحالی این هنرمند برای رونمایی از نشان طراحی لباس صحنه ایران را اعلام کرد.

جزییانی از روند اهدای نشان طراحی لباس صحنه ایران
پس از اهدای مراسم قدردانی از استاد زینلیان، بیانیه موسسه فرهنگی هنری راد نواندیش در جزییان روند اهدای نشان طراحی لباس صحنه ایران که با همکاری انجمن طراحان صحنه ولباس خانه تئاتر ایران برگزار می شود، به این ترتیب اعلام شد:

«آفرینش‌های هنری، حاصل سال‌ها تلاش هنرمندانی است که سرمایه عمر و هستی خویش را وقف پدید آوردن اثری کرده‌اند که اگر از سر باور، اعتقاد و بینش بوده باشد، بی‌شک در تاریخ ماندگار خواهد شد و به سرمایه‌های معنوی بشری خواهد افزود. آثار هنری گوناگون اعم از موسیقی و شعر، نمایش و نقاشی در مرز و بوم ایران، علاوه بر آن‌که چیزی به زیبایی‌های جهان افزوده‌اند، روایتی صادقانه از تاریخ این ملت نیز بوده‌اند.

مؤسسه‌ فرهنگی و هنری رادنواندیش یکی از وظایف مهم خود را پاسداشت و گرامیداشت تلاش‌های هنرمندانی می‌داند که در عرصه‌های مختلف به فعالیت مستمر و مؤثر پرداخته‌اند. پیش‌تر این مؤسسه آیین‌های مختلفی را در نکوداشت اهل هنر به ویژه موسیقی برپا داشته و حالا وظیفه‌ی خود می‌داند این راه را در دیگر رشته‌های هنری توسعه دهد.

هنرهای نمایشی و به‌ویژه تئاتر، یکی از هنرهای جریان‌ساز و اثربخش در ایران است که حدود یکصد سال به شیوه‌ جدید نضج و تداوم یافته است. در این میان نمی‌توان نقش ارامنه را در معرفی و توسعه‌ تئاتر مدرن نادیده گرفت. آنان اولین کارگردانان، بازیگران، نمایشنامه‌نویسان و طراحان را به تئاتر ایران معرفی کرده‌اند.

یکی از نام‌آوران و پیشکسوتان عرصه‌  طراحی لباس صحنه، بانو استاد ادنا زینلیان از همین تبار است. بیش از سی سال فعالیت مستمر و تأثیرگذار در زمینه‌ی طراحی لباس نمایش‌های متعدد و آموزش آکادمیک و تربیت ده‌ها طراح و هنرمند این رشته، ایشان را به یکی از چهره‌های ماندگار این عرصه بدل کرده است. استاد زینلیان با نگاهی حرفه‌ای و خلاق به این رشته، در همکاری با کارگردانان برجسته، آثاری به‌یادماندنی برای نمایش‌های بی‌شمار طراحی کرده‌اند. جدیت و در عین‌حال رفتار مادرانه‌ی ایشان زبانزد همه‌ هنرمندانی است که با وی همکاری داشته‌اند. از همین رو، مؤسسه‌ فرهنگی و هنری رادنواندیش با مشارکت انجمن طراحان صحنه و لباس ایران، ضمن نکوداشت این بانوی هنرمند و اهدای یادمان مؤسسه، از «نشان طراحی لباس صحنه‌ی ایران» که مزین به نام بانو استاد ادنا زینلیان است رونمایی می‌نماید.

لازم به ذکر است که این نشان بر اساس آیین نامه ای مدون و به صورت دوره‌ای به یک نفر از برگزیدگان حوزه‌ی طراحی لباس صحنه اهدا خواهد شد. بی‌شک نام استاد ادنا زینلیان در زمینه‌ی طراحی لباس تئاتر و اپرا، مناسب‌ترین انتخاب در طراحی نشان برای تجلیل از فعالیت‌های هنرمندان دیگر در این عرصه خواهد بود.

در پایان وظیفه خود می دانیم تا از آهنگساز و رهبر ارکستر بزرگ ایران، استاد لوریس چکناواریان که با همدلی و همراهی و رهبری افتخاری ارکستر سازهای زهی و پیانو بر غنای برنامه امشب افزودند، قدردانی نماییم.»

ادای دین استاد به طراحان لباس صحنه ایران
ادنا زینلیان هم پس از حضور در صحنه و رونمایی از نشان طراحی لباس صحنه ایران ضمن قدردانی از موسسه فرهنگی هنری رادنو اندیش و هیات مدیره انجمن طراحان صحنه و لباس خانه تئاتر برای برگزاری این مراسم از حضور کارن خانلریان نماینده ارانه در مجلس شورای اسلامی نیز تشکر کرد و گفت: واقعا با هیچ لغتی نمی توانم حس خود را از برگزاری این مراسم اعلام کنم. من ادنا زینلیان از جمله هنرمندانی بودم که اردیبهشت ماه سال ۵۶ به استخدام تالار رودکی درآمدم و از همان زمان تلاشم این بود که امروز به جایی برسیم تا به صورت جدی درباره طراحی لباس در صحنه تئاتر و صحنه زندگی صحبت شود و امروز افتخار می کنم که با رونمایی از نشان طراحی لباس صحنه ایران این موضوع جدی به سرانجام رسید و خستگی ام را به در برد.

وی افزود: در این روزگار فردی به نام بردیا صدرنوری با همکاری انجمن طراحان صحنه و لباس خانه تئاتر ایران نهایت تلاش خود را انجام دادند تا چنین رویدادی در تاریخ تئاتر ایران ثبت شود. این نشان از نگاه من ادای دینی به فارغ التحصیلان ۶۰ سال پیش طراحی لباس در دانشگاه و هنرمندان، دانشجویان و هنرجویانی است که در این سال ها کنارم بودند و بسیار خوشحالم که دین خود را در حد توانم به هم صنفان خود ادا کردم.

اشک های استاد موسیقی و آغاز داستان دوبرادر
بخش پایانی مراسم رونمایی ازاولین نشان طراحی لباس صحنه ایران و آیین نکوداشت استاد ادنا زینلیان به رونمایی و اجرای بخشی از پروژه «داستان دو برادر» برای اولین بار با رهبری افتخاری لوریس چکناوریان ، نوازندگی پیانو بردیا صدرنوری و همراهی ارکستر زهی اختصاص داشت.

لوریس چکناوریان پیش از اجرای قطعات درباره پروژه «داستان دوبرادر» ضمن ارائه داستانی از زندگی خانوادگی است که وی را تحت تاثیر قرار داده بود، توضیح داد:این روزها مصادف با سالگرد تولد کومیتاس آهنگساز و کشیش اتریشی است که در زمان قتل عام ارامنه توسط دولت عثمانی به آمریکا رفت. او چند سال قبل از قتل عام آهنگ های بسیار زیبایی را ساخت که می توانم بگویم این آثار من را عاشق کومیتاس کرده است. او هنرمندی است که با خدا ارتباط داشت و تحت تاثیر این ارتباط الهی آهنگ هایی را خلق کرد که به شدت من را تحت تاثیر قرار داد. به همین جهت تصمیم گرفتم شرایطی را فراهم کنم تا بتوانم روزی این آثار را اجرا کنم. در این راه با بردیا صدرنوری مواجه شدم که او هم بدون اطلاع من عاشق کارهای کومیتاس بود و همین احساس مشترک برادرانه بود که تصمیم گرفتیم با پیوند موسیقی شرق و غرب دیالوگی را شروع کنیم که امروز بخشی از آن به شما ارائه می شود. من از برادرم بردیا صدرنوری بسیار تشکر می کنم که شرایط اجرای این پروژه را فراهم کرد و امیدوارم از این پس بتوانیم با چنین رویکردی پروژه «داستان دوبرادر» را ادامه دهیم.

بردیا صدرنوری نوازنده پیانو، امیر باورچی ارکستر مایستر، دانیال جورابچی، عاطفه حسینی ، فرناز دارویی نوازندگان ویولن یک، مونیکالران، احسان شامی، برهان همتی نوازندگان ویولن دو، کاوه تسعیری و زهرا عبدالله زاده نوازندگان آلتو، محمد حسین غریبی و شهرزاد مجد نوازندگان ویولنسل، پورنگ پورشیرازی نوازنده کنترباس و محمدرضا صفی مدیر ارکستر گروه نوازندگان این بخش را تشکیل می دادند.

ناصر ایزدی مدیر برنامه نکوداشت، مریم فراهانی مدیر اجرایی، پرهام عرب مدیر طراحی و تبلیغات، مهرناز کرمی مشاور هنری،  شاهو زندی کلیپ، زهره آبگون ، مهتا کریمی، امیرحسین مقدم و یزدان صادقی امور هماهنگی و اداری، جواد شهبازی پشتیبانی و زهرا تقی ملا مجری گروه اجرایی موسسه فرهنگی راد نو اندیش در مراسم رونمایی ازاولین نشان طراحی لباس صحنه ایران و آیین نکوداشت استاد ادنا زینلیان را تشکیل می دادند.

شهرام کرمی (مدیر کل دفتر هنرهای نمایشی)، شهرام گیل آبادی (مدیرعامل خانه تئاتر )،  قطب الدین صادقی (مدرس دانشگاه، محقق، نویسنده و کارگردان تئاتر) ،  فضل الله توکل (آهنگساز و نوازنده سنتور)، میلاد کیایی (آهنگساز و نوازنده سنتور)، پری ملکی (خواننده، مدرس و سرپرست گروه خنیا)، کارن خانلریان (نماینده ارامنه در مجلس جمهوری اسلامی)، حمیدرضا نعیمی (مدرس دانشگاه، نویسنده و کارگردان تئاتر)، سید محمد طباطبایی ( دبیر شورای ارزشیابی هنرمندان، نویسندگان و شاعران )، خسرو عمارلویی (نقاش)،معصومه مهرعلی (خواننده پیشکسوت)، خانواده استاد همایون خرّم، فریدون حلمی (نوازنده و سازنده تمبک)، اسماعیل تهرانی ( موسیقی دان، آهنگساز و رهبر ارکستر)، سوسن اصلانی ( نوازنده و آهنگساز )، رضا شاپور زاده (طراح صحنه )، مقدی شامیریان ( طراح لباس )، توکا ملکی (نویسنده و پژوهشگر)، جهانشاه برومند (نوازنده ویولن)، سجاد پورقناد (نوازنده تار و سه تار)، امید نیک بین (آهنگساز- نوازنده)، یارتا یاران (نقاش-بازیگر)،  شیرین یزدان بخش (بازیگر)،  مریم کاظمی (کارگردان، نویسنده و بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون)، میکائیل شهرستانی (بازیگر، گوینده، کارگردان و مدرس تئاتر)، صفا آقاجانی (بازیگر سینما و تلویزیون و تئاتر)، مهرداد اسکویی (فیلم‌ساز، تهیه‌کننده، پژوهشگر و عکاس)، فرشاد فرشته حکمت ( مدرس سینما و فیلمساز) ، ماندانا کریمی (کارگردان نمایش­های عروسکی) و شماری دیگر از هنرمندان و پیشکسوتان از جمله مهمان ویژه مراسم بودند.

 

۶ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
داستانی دلچسب و نکات ظریف انسانی در کنار بازی های خوب،مخصوصا بازی کودکان،برای همیشه در ذهنم باقی موند.خسته نباشید آقای میرکریمی و تک تک افراد گروه
علی ابراهیم این را خواند
امیر مسعود این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد عسگری و پریچهر ژیان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آلبوم
از فیلم ایده اصلی i
محمد عسگری و پریچهر ژیان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد عسگری و پریچهر ژیان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بابک حمیدیان و تمام ❤️
حمیدرضا مرادی و سحر لیلی ئیون این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
taghaodi
درباره فیلم گلدن تایم i
فیلم عالی بود. حتی اگر با یکی از اپیزودهای آن همذات پنداری هم نمیکردی، تک تکش برایت ملموس بود. و دردآور. واقعی بود، گزنده و سیلی سرد روزگار که همراه با ادامه فیلم محکم‌تر به صورتت نواخته می‌شد.
باربد این را خواند
حمیدرضا مرادی و امیر مسعود این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
taghaodi
درباره فیلم به دنیا آمدن i
فیلم خوبی بود. به رغم اینکه حق سقط جنین را با زن میدانم، بیشترین کاراکتری که حرصم را درآورد، الهام کردا بود. بس که قشنگ بازی کرد. در کل طول فیلم، مغزم در حال تجزیه و تحلیل شرایط بود و اینکه نمی‌دانستم حق با کیست. شرایط بغرنجی بود و در آخر یک انسان به این دنیای آشفته اضافه شد!
امیر مسعود این را خواند
حمیدرضا مرادی و رضا بهکام این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمی ملموس و انسانی

دمتون گرم
امیر مسعود این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
celine
درباره فیلم قصر شیرین i
من فیلمو دوست نداشتم.

نقطه قوتش برای من بازی خوب دختربچه و حامد بهداد بود.
محسن جوانی و حسین این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوشبختی اون چیزی نیست که آدم از بیرون می بینه
خوشبختی تو دل آدمه
دل اگر خوش باشه
آدم خوشبخته...
26- 05- 1397
از پرواز ابدی آقای بازیگر
عالینجانب عزت الله انتظامی
یک سال گذشت
روحش شاد....
Negin Fooladi
درباره مستند اسرار دریاچه i
فیلمبرداریش حرف نداره ، مستند جذابیه و میارزه براش وقت بذارین
با اینکه بیشتر کار من توی حوزه ی عکاسی صنعتی و آموزش عکاسی هست؛ و عکاسی سینما خیلی به کار من ارتباطی نداره ، اما مرسی از استاد عزیزم نادر فوقانی که من رو به پنجمین جشن عکاسان سینمای ایران دعوت کرد.

کلی تجربه‌ی خوب ، کلی حس خوب ، آشنایی با آدم های جدید و فوق العاده مثبت ، چیزهایی بود که نصیبم شد.

نمی‌دونم ؛ شاید به عکاسی سینما هم علاقه مند شده باشم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باربد
درباره فیلم سرکوب i
به نظرم کار آقای گوران همان طور که انتظار هم میرود، بیش از اینکه یک کار سینمایی باشد ، تئاتری است. چه به لحاظ نوع فیلم برداری و چه به لحاظ متن فیلمنامه. در واقع مخاطب سینمای ایران کمتر با فیلم هایی مواجه شده است که بعد از تماشا نیاز به مطالعه و رمزگشایی از متن داشته باشد. نمونه هایی که از این سینما در ایران میتوان مثال زد، فیلم "گاو" در گذشته دور و فیلم "اعترافات یک ذهن خطرناک" در گذشته نه چندان دور است. نمونه بارز این سینما هم آقای بیضایی است که همچون آقای گوران بیشتر فردی تئاتری است تا سینمایی.مثل"هر کسی از ظن خود شد یار من" در تئاتر هم میتواند معنا و مفهموم بیابد. مثلا شما می تونید به اتفاق دو نفر از دوستانتان به تماشای کاری بنشینید و در پایان هر کدام از شما سه نفر برداشت متفاوتی از معنا و مفهوم کار داشته باشید، اگر برداشت های شما نشانه هایی به اندازه کافی درست و دقیق در متن داشته باشند همگی میتوانند درست باشند و در عین درست بودن در نهایت هم همان مراد و هدف نویسنده کار نباشد!
به نظر من فیلم سرکوب هم از این دسته فیلم هاست که شما می توانید مبتنی بر دغدغه‌های ذهنی خود، برداشت‌های متفاوت از آن داشته باشید و اگر بتوانید برای برداشت خود نشانه‌های کافی در فیلم ارائه دهید میتواند برداشت درستی باشد که در عین حال شاید هم با مقصود آقای گوران همدل یا متفاوت باشد. من قصد دارم تا برداشت شخصی خودم را از فیلم سرکوب بیان کنم .
برای درک فیلم سرکوب نیاز به رمزگشایی از متن داریم . سرکوب فیلمی سرشار از نماد هاست. هر فردی، حرکتی ، شیئی ... در فیلم معنا و مفهوم خاصی دارد و نمادی از مفهومی خاص است.
در نمای کلی معتقدم فیلم سرکوب ، فیلمی درباره کل تاریخ سرزمین ماست، از ابتدا تا به امروز و شاید حتی در آینده!
خانه: خانه در فیلم نمادی از سرزمین ماست.به نظر میرسد که خاته ی فیلم سرکوب ، وطن ماست آن بخش هایی از سرزمین و وطن که برای ما قابل لمس هستند .کوچه ها و خیابان ها و فضاهای شهری جغرافیای ما و هر آنچه که ما در سرزمین خویش به صورت ملموس و عینی میتوانیم با چشم ببینیم . به نظر من وسعت آن خانه، زوایای تودرتو و تاریک و روشن آن ، نماهایی که از خانه‌های همسایگان دیده میشود که اغلب اپارتمانهایی جدید و بلند هستند ، همینطور لوازم خانه و چیدمانش که ترکیبی از لوازم عمدتاً قدیمی در کنار تک و توک و سایل جدید (مثل یک تلویزیون ال ای دی کاملاً مد روز در کنار ضبط و استریوی بسیار قدیمی یا یک دست مبلمان نسبتاً مد روز در مقایسه با تخت های بسیار قدیمی و کهنه و فرسوده یا توستر و مایکروفر توی آشپزخانه در مقایسه با اجاق گاز و میز صبحانه قدیمی) همه در مجموع من را به این باور میرساند که انتخاب این لوکیشین خاص و چیدمان و دکوراسیون قرار است مفهوم جغرافیایی خاص را منتقل کند که معتقدم ایران است.
مادر : مادر پیر و فرتوتی که هم فراموش شده بود و هم فراموش کرده بود به نظرم نمادی از روح حاکم بر سرزمین ما بود.بنظرم مادر نمادی بود از فرهنگ ما، تاریخ ما، سنت‌های ما، آداب و رسوم ما و همه آن چیزهایی که روح سرزمین ما را تشکیل می‌دهند . به نظر من بسیار جای تأمل داشت که مادر هم بسیاری چیزها را خودش از خاطر برده بود و هم فرزندانش چیزهای را درباره او یا از خاطر برده بودند یا اصلا نمیدانستند. جای درنگ داشت که هر کدام از فرزندان ، جایی مشغول گرفتاری‌ها و مشغله‌های ذهنی خودشان بودند و پرستاری از آن مادر مراقبت می کرد که تعداد بچه هایش را هم به درستی نمی دانست . مادر در اتاقی زندگی می کرد خالی از هر چیز جدید و مدرنی .اتاق او کاملا آراسته شده با وسایل قدیمی و کهنه بود. اینها همه این معنا را به ذهن متبادر می کرد که مادر مفهومی از روح سرزمین ماست. روحی درحال از دست رفتن، فراموش شده و فراموش کرده.
پریسا:
پریسا بنظرم نمادی از جامعه روشنفکری ایران در همه مقاطع تاریخی بود. نمادی از آن دسته روشنفکرانی که ارتباطشان با بدنه اجتماعی قطع می شود. آنها که گاهی نگاهی از بالا به پایین به مردم کوچه و خیابان دارند( این نگاه از بالا به پایین را شما در صحنه‌ای که پریسا می‌خواهد وارد اتاق مادر شود و ملیحه به او سلام میکند کاملا مشهود احساس میکنید). و همینطور آن دسته از روشنفکرانی که از بسیاری از حوادثی که در بطن جامعه رخ میدهد و بلاهایی که بر سر فرهنگ و تاریخشان می آید ، بی خبر میمانند. پیله ای به دور خویش تنیده و تنها نظریه پردازی می کند. پریسا تنها فرد خانواده است که از آلزایمر مادر بی خبر است و متوقع از دیگرانی که او را بیخبر گذاشته اند. پریسا به مادرش میگوید " تو که میدونی من چرا نمی آمدم دیدنت، همش منتظر بودم تا پرویز یکی دو روز بره مسافرتی جایی ، بیام ببینمت" همانطور که بعدتر اشاره خواهم کرد پرویز نمادی از قدرت در جامعه است و انگار که این روشنفکر تنها زمانی می تواند عرض اندام کند که قدرت غیبت دارد . شهامت لازم شجاعت لازم و یا دانش کافی برای حضور در جاهایی و زمان‌هایی که قدرت هم حاضر است در او نیست. پریسا نماد آن بخشی از جامعه روشنفکری ماست که عقیم و ناتوان و پیله به دور خویش تنیده ، غافل از احوالات اجتماعی است.

پریا و ملیحه : ملیحه و پریا ارتباط تنگاتنگی باهم دارند من هر دوی آنها را نماد توده های جامعه و اصطلاحاً ملت می بینم. به اعتقاد من ملیحه نماد آن بخشی از ملت است که به دلایل گوناگون مورد سوءاستفاده قدرت‌ها و سایر اقشار اجتماعی در تمام طول تاریخ قرار گرفته است. آن بخشی از مردم که در تمام طول تاریخ همواره و به دلیل نیازهای مالی اش به دلیل فقر دانشش و به دلایل مختلف دیگر، به واسطه نیازهایش مورد سوء استفاده قرار گرفته است. اتفاقاً اوست که همیشه خواهان زنده نگه داشتن سنت هاست .او از مادر پرستاری میکند تا از سنت ها و فرهنگ و عرف ما محافظت کند، تا اجازه تغییر ندهد تا مادر زنده بماند. شاید نادانسته این کار را انجام می دهد شاید هم آگاهانه در نهایت زمانی که روشنفکران ، جوانان ، فرزندان همگی مادر را رها کرده اند اوست که از این مادر رو به احتضار پرستاری میکند و دل نگران اوست( سکانسی را به خاطر بیاورید که تازه خبر مرگ احتمالی پرویز رسیده، مادر وارد سالن میشود و میگوید تشنه ام، موبایل‌ها زنگ می خورد همه فرزندان پراکنده می شوند و ملیحه تنها کسی است که لیوان آب به دست در آستانه در انتظار مادر را میکشد). همچنین ملیحه به دلیل نا آگاهی از انچه در سطوح بالاتر جامعه رخ میدهد .(او از شنیدن خبر قتل خسرو شوکه میشود از شنیدن صحبت‌های فرزندان که مدام از پرویز با نفرت یاد می کنند متحیر و گیج میشود) تنها کسی است که به نماد قدرت در جامعه مثبت نگاه میکند و از او حمایت میکند.
نیازی به توضیح نیست که همه مردم در این دسته گنجانده نمیشوند. به نظر پریا نماد آن دسته ی دیگر جامعه است که عمدتاً طیف منتقدین قدرت را تشکیل می دهند نماد آن دسته از مردم که در طول تاریخ یا انقلاب ها و اعتراض‌ها را پایه‌ریزی کرده اند و یا منتقد اوضاع زمانه شان بوده اند .نماد آنها که تغییرات فرهنگی را (درست یا نادرست) پایه ریزی کرده اند. نماد آن افرادی که علیه سلطه سلوکیان برخاستند، از ستم جانشینان خسرو پرویز به دامان اسلام گرویدند، انقلاب مشروطه و انقلاب بهمن ۵۷ را شکل دادند و ... پریا نماد آنهایی است که میمانند، اعتراض می‌کنند، می‌جنگند، سرخورده می‌شوند، شکست می خورند، می ترسند، گیج می شوند ،گم میشوند، مبهوت می مانند که راه درست چیست؟ سرگشته میمانند که از کدام سوی باید ادامه داد، اما می مانند، رفتن دیگران را نظاره می‌کنند و در مقاطعی که تاریخ برایشان تعیین کرده نقش خود را ایفا می‌کنند.
پروانه: پروانه نماد همه آن رفتگان است. همه آنانی که از این سرزمین به هر دلیلی و در هر مقطعی از تاریخ مهاجرت کردند .چه آنها که زمانی بدنبال علوم و فنون جدیده راهی ینگه دنیا شدند، و برگشتند یا برنگشتند،چه آنها که در مقاطع دیگری از تاریخ به دنبال دنیایی بهتر بار سفر بستند. هر کسی که در هر زمان و مقطعی مهاجرت کرده است اما ویژگی خاصی با خود داشته، اگرچه از این سرزمین رفته است اما همیشه و همیشه بخشی از وجودش در این خاک جا مانده، دلشان در گرو مهر سرزمین مادری باقی مانده است و همواره نیم نگاهی به سوی این سرزمین داشته اند و هرگز نتوانسته اند ریشه‌هایشان را در خاک دیگری بگسترانند.
پرویز :
همه مردان فیلم نماد هایی از قدرتند. قدرتهای گذشته ، قدرتهای موجود و قدرتهای درحال شکل گیری. پرویز با آن زوایای تاریک اتاق و شخصیتش ، با آن دسیسه پردازیهایش برای سو استفاده از ملیحه ، با خشونتش در قبال پریا با دام گستردنش برای خسرو ... نمادی از قدرتی فاسد است که از بین میرود.
خسرو و کامیار: خسرو نمادی از قدرت بعدی است.(او مرده تحلیل دلیل مرگش با شما) در یکی از صحنه های پایانی فیلم شما می‌بینید که پروانه عکسی را از روی دیوار پایین می آورد و عکسی از خسرو جای آن بالا میبرد. پرویز هم بی شک ابتدا با محبوبیت و خواست عمومی و اقبال عمومی آمده است (دیالوگ هایی که مادر در خلوت خودش میگوید به ما گوشزد میکند که او در شروعی عاشقانه با پرویز داشته است، اگرچه در آینده از او ناامید و سرخورده شده است) خسرو نیز به زعم محبوبیتش اگر زنده بود در ادامه به دلایلی که در فیلم به وضوح به آنها اشاره می شود و منهم در ادامه به آنها اشاره خواهم کرد، تبدیل به پرویز دیگری میشد .(اصلا خسرو بخشی از پرویز است!) در همین جا اشاره کنم که کامیار هم که در آغوش نسل روشنفکر جامعه پرورانده میشود، او که در تنها جایی که آرام میگیرد دامان مادری است که با فرهنگ نرینه پرور ، شرایط رشد او را محیا میکند، نیز پرویزی دیگر است.
این ... دیدن ادامه » مطلب بیش از اندازه طولانی شد، برای اینکه بیش از این از حوصله خواننده خارج نشود، درک نماد های موجود در شخصیت های بهمن بهرام آقای ابراهیمی (که بسیار هم مهم بود) و آقای مفخم نمیکنم. همچنین تحلیل دو نکته مهم دیگر در فیلم یکی سکانسی که مادر در اتاق پروانه گلیم را از پنجره اتاق پایین میکشد و نیز علت اینکه کامیار بچه ای مبتلا به اوتیسم است را به عهده خواننده .
می گذارم .
سخن پایانی:
به نظر می‌رسد در چنین خانه‌ای و اینچنین فضایی که پریسایش تنها در غیاب پرویز میتواند رخ بنماید! خانه ای که فرزندانش همگی مادر را به دست ملیحه ی تنهایی رها کرده اند که خودش بیش از هر کس دیگری نیاز به حمایت و پشتیبانی و آموزش دارد، در خانه ای که مادر به فرزندان خود می گوید" پای خسرو را بشورید تا با اون پا وارد تخت نشه" خانه ای که تک تک اجزای آن و اعضای آن مهیا هستند و حتی از همین حالا در کار پروراندن مستبدی دیگر در دل خانه، هیچ جریان شریف و پاک نهادی نمیتواند به قدرت دست پیدا کند و فاسد نشود. ما از خسروهایمان ، پرویز میسازیم.
آنچه نیاز به شسته شدن در این خانه دارد نه پرویز نه خسرو است. پریسا ست پریاست ملیحه است و پروانه. بارانی بی امان باید ...
دیالوگ ماندگار : ادم یک نفر رو دوبار اشتباه نمیگیره!
celine، امیر مسعود و فاطمه ایزدپناه این را خواندند
حمیدرضا مرادی و امیر نجفی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید