تیوال سینما
S2 : 18:09:41
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

فهیمه
درباره فیلم مسخره‌باز i
فیلم جذاب مسخره باز
بسیار بسیار از دیدنش لذت بردم
بازیهای درجه یک
استاااد نصیریان که تکلیفشون روشنه صابر ابر انگار سالها تووو سلموووووونی کار میکرده و ....بعضی از کله هارو هر چی میشورم تمیز نمیشه
و چقدر این فیلم حرف داشت برای گفتن
آخه یک فیلم تک لوکیشن چطور میتونه اینقدر قوی و جذاب باشه
داستان، موسیقی، تصویربرداری، دیالوگ، بازی .... همه چیز عالی
به نظرم اونایی که خیلی فیلم بینن (خارجی و ایرانی و جدید و قدیم) قطعا از تماشای این فیلم لذت میبرن
امیر مسعود این را دوست دارد
از این ایموجی‌های تعجب!!! :)))
۲ ساعت پیش
به هر حال من بسیار از نظراتتون لذت بردم
ممنون که اینقدر روراست و بی پرده از عقایدتون گفتین بخدا منم ادعایی ندارم فقط دارم سعی میکنم فیلم زیاد ببینم و با یه دیدگاه کاملتر و یکم جامع تر به هر فیلمی نگاه کنم
فقط همین
در ضمن منم از پاستاریونی بدم نمیاد ... دیدن ادامه » شوخی کردم ولی از هر نظر با این فیلم قابل مقایسه ام نیست به نظرم( با ایموجی خجالت)
در کل سپاس از نظراتتون من کامل متوجه صحبتتون شدم
۱ ساعت پیش
مخلصیم و ارادتمند
۱ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موفقیتی دیگر برای «روزهای نارنجی» / جایزه بهترین فیلم از جشنواره یاری سوئد | عکس
» موفقیتی دیگر برای «روزهای نارنجی» / جایزه بهترین فیلم از جشنواره یاری سوئد
... دیدن متن »

فیلم سینمایی «روزهای نارنجی» ساخته آرش لاهوتی در جشنواره نوزدهمین جشنواره یاری سوئد موفق به دریافت جایزه بهترین فیلم شد.
به گزارش مشاور رسانه‌ای پروژه، در مراسم اختتامیه نوزدهمین جشنواره یاری کشور سوئد که شب گذشته برگزار شد، فیلم سینمایی «روزهای نارنجی» به کارگردانی آرش لاهوتی جایزه بهترین فیلم را دریافت کرد.
نوزدهمین جشنواره یاری سوئد قدیمی‌ترین جشنواره فیلم‌های ایرانی در خارج از ایران و بزرگ‌ترین جشنواره فیلم ایرانی در اروپا است که همه ساله در ماه سپتامبر برگزار می‌شود و درآمد حاصل از فروش بلیت فیلم‌های منتخب را برای حمایت از کودکان بی‌سرپرست ایرانی صرف می‌کند.
اولین فیلم بلند سینمایی آرش لاهوتی تاکنون در جشنواره‌های بین‌المللی متعددی حضور داشته و جوایز زیادی کسب کرده است که یکی از جدیدترین آنها جایزه بزرگ بهترین فیلم  از هفدهمین دوره جشنواره فیلم پیونگ یانگ کره شمالی بود.
«روزهای نارنجی» درباره آبان، زنی ۴۵ ساله است که واسطه استخدام کارگران فصلی است.
هدیه تهرانی، علی مصفا، مهران احمدی، علیرضا استادی، ژیلا شاهی، رویا حسینی، صدف عسگری، لیلی فرهادپور، اکرم علمدار، امین گلستانه و سیامک ادیب بازیگران این فیلم هستند.
تهیه کننده فیلم «روزهای نارنجی» علیرضا قاسم‌خان، مشاور تهیه‌کننده و مجری طرح شهنام شهباززاده و عرضه و پخش بین‌المللی این فیلم به عهده محمد اطبایی (مستقل‌های ایرانی) است.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گزارش نمایش «طوفان در شهر ما» در کانون فیلم خانه سینما | عکس
سندی از یک دوران
» گزارش نمایش «طوفان در شهر ما» در کانون فیلم خانه سینما
... دیدن متن »

سالن سیف‌الله داد خانه سینما، شامگاه یک‌شنبه بیست و یکم مهرماه شاهد نمایش نسخه‌ی ترمیم شده‌ی «طوفان در شهر ما» (ساخته‌ی زنده‌یاد ساموئل خاچیکیان) و سپس نقد و بررسی این فیلم با حضور جواد طوسی و تهماسب صلح‌جو بود.
در ابتدای این جلسه جواد طوسی در پاسخ به نکته‌ی مطرح شده از سوی امید نجوان (مجری برنامه) که به استقبال تاریخی مردم تهران از این فیلم و در اواخر دهه‌ی ۱۳۳۰ اشاره کرده بود گفت: «نمایش این فیلم،‌ محمل مناسبی برای اشاره به این نکته است که فیلم‌های شاخص هر دوره را باید بر اساس شرایط فرهنگی، اجتماعی و نوع مخاطب‌شناسی زمانه‌ی خود مورد ارزیابی قرار داد.»
وی سپس سینمای دهه‌ی ۱۳۳۰ را سینمایی توام با آزمون و خطا توصیف کرد و افزود: «وجه غالب فیلم‌هایی که در این دوره ساخته شدند مبتنی بر مضمون‌ها و دستمایه‌هایی بود که عمدتاً ملودرام‌های خانوادگی را با فضاهای اغراق شده به نمایش می‌گذاشتند.»
طوسی هم‌چنین زنده‌یاد خاچیکیان را یک نمونه‌ی استثنایی از شمار فیلم‌سازانی دانست که به تعبیر او بر اساس نگاه غالب و عامه‌پسند، تغییراتی را در فضای عمومی سینمای ایران پایه‌ریزی کند. وی گفت: «خاچیکیان در حوزه‌ی سینمای عامه‌پسند، اهمیت ویژه‌ای برای فرم قائل بود؛ بی آن که بخواهد از این نکته به صورت تصنعی و تقلیدی بهره ببرد.»
وی در ادامه‌ی صحبت‌های خود گفت: «علی‌رغم تلقی منتقدان آن زمان که معتقد بودند این کارگردان از نگاه فرم‌گرایانه‌ی آلفرد هیچکاک تاثیر گرفته و از کارهای او تقلید می‌کند،‌ خود او به صراحت این نکته را رد و اعلام می‌کرد از کارهای هیچکاک دو سه فیلم بیش‌تر ندیده است.»
طوسی افزود: «اگر بخواهیم با نگاهی سلبی این فیلم را مورد قضاوت تاریخی قرار دهیم، در یک نگاه نقادانه‌ی بی‌رحم می‌توان پرسید چه‌‌گونه امکان دارد فیلمی که سکانس افتتاحیه‌‌اش را با مؤلفه‌های سینمای وحشت برگزار می‌کند، در ادامه، لحن دیگری پیدا کرده و در بعضی لحظه‌ها با شکل کاریکاتورگونه‌ای ادامه پیدا کند.»
وی اما «چنین انتقادهایی» را «جفا بر فیلم‌سازی» دانست که به گفته‌ی او «موفق شد به اندازه‌ی کافی در فضا و مناسبات سینمای ایران تغییر ایجاد کند.» طوسی افزود: «در یک مقایسه‌ی تطبیقی و تاریخی میان این فیلم و مثلاً فیلم‌هایی که در دهه‌ی ۱۳۹۰ ساخته شده‌اند درمی‌یابیم که متاسفانه اغلب تولیدات عامه‌پسند سال‌های اخیر به اخلاق‌گرایی پشت کرده‌اند. این در حالی است که خاچیکیان در «طوفان در شهر ما» بی آن که بخواهد خودنمایی کند، به تضاد طبقاتی در جامعه‌ی آن دوران اشاره می‌کند؛ و جالب این که چنین تجربه‌ای حتی جلوتر از ساخته‌ شدن فیلم معروف «گنج قارون» در اواسط دهه‌ی ۱۳۴۰ انجام شده است.» 
این منتقد سینما هم‌چنین گفت: «ممکن است پایان خوش این فیلم در حال حاضر کمی غلوآمیز جلوه کند اما این نکته در دورانی که این فیلم ساخته شده،‌ بر اساس نگاه کنایه‌آمیز و منطق حاکم بر فیلم منطقی جلوه می‌کرده است.»
وی در ادامه‌ی صحبت‌های خود «تصویری که از تهران دهه‌ی ۱۳۳۰ در این فیلم ثبت شده» را «سندی از یک دوران سپری شده» توصیف کرد و افزود: «در بخشی از «طوفان در شهر ما» گوشه‌هایی از مراسم چهارشنبه‌سوری و حال و هوای شب عید به ثبت رسیده که با وجود کوتاه و شتاب‌زده بودن، نمایش‌گر بخشی از مناسبات و آیین‌های فردی و اجتماعی ماست.»
در ادامه‌ی جلسه، دیگر منتقد مهمان برنامه، فلسفه‌ی نقد و بررسی فیلم مورد بحث را «اشاره به موجودیت تاریخ» دانست و افزود: «اگر قرار باشد ترازوی ارزیابی را متناسب با زمان حال به دست بگیریم و به عنوان مثال «طوفان در شهر ما» را با ارزش‌های سینمایی این روزگار بسنجیم، چندان نتیجه‌بخش نخواهد بود.»
تهماسب صلح‌جو سپس «اهمیت ساموئل خاچیکیان در تاریخ سینمای ایران» را «در تلاش برای ثبیت کردن تکنیک به عنوان یک عنصر بسیار جذاب» دانست و افزود: «جالب این‌جاست که او در این عرصه، از کم‌ترین رقیب برخوردار بوده و به همین خاطر در آن دوران موفق شده موجی به وجود بیاورد که خیلی از فیلم‌سازان از او تبعیت کرده و مثلاً فیلم‌های ترسناک و جنایی بسازند.»
صلح‌جو گفت: «یکی از ابتکارات زنده‌یاد خاچیکیان، ساخت آنونس برای تبلیغ یکی از اولین فیلم‌های خود (دختری از شیراز) و هم‌چنین تبلیغ سایر ساخته‌های خود به شیوه‌ای بی‌سابقه است. چنان که در آنونس «طوفان در شهر ما» یکی از بازیگران اصلی این فیلم (آرمان) رو به دوربین، از نقش خود در این فیلم صحبت می‌کند؛ و این نکته نه تنها در سینمای دهه‌ی ۱۳۳۰ که حتی پس از آن نیز بی‌سابقه است.»
وی افزود: «فیلم «طوفان در شهر ما» داستان جذابی ندارد اما آن‌چه که باعث شده در آن سال‌ها تماشاگران از این فیلم استقبال کنند، تکنیک و قابلیت‌های سینمای ایران، فراتر از چیزی است که در آن دوران وجود داشته است. در حقیقت، خاچیکیان تمام نیروی خود را صرف این کرده تا در این فیلم، تکنیک سینما را به رخ تماشاگران زمان خود بکشد؛ و این در حالی است که امکانات و ابزار سینمای ایران در دورانی که این فیلم ساخته شده بسیار محقر و فقیرانه بوده است.»
صلح‌جو گفت: «به نظر می‌رسد تمام تلاش زنده‌یاد خاچیکیان، برتری دادن تکنیک نسبت به محتوا و مجذوب کردن تماشاگر از این طریق بوده است.»
این منتقد سپس گفت: «احتمالاً این فیلم در سال‌های پس از نمایش خود دوباره دوبله شده و به نمایش درآمده؛ چنان که برخی دوبلورهای این فیلم، در زمان ساخته شدن این فیلم (در ۱۳۳۶) دوران طفولیت را سپری می‌کرده‌اند.»
صلح‌جو هم‌چنین «فیلمِ فارسی» را «نماینده‌ی خلق و خوی مردم ایران» توصیف کرد و افزود: «عجیب است که تماشاگران ایرانی این نوع فیلم‌ها را می‌دیده و لذت می‌برده‌اند؛ و زنده ماندن تولیدات ایرانی در رقابت با بهترین و با ابهت‌ترین فیلم‌های روز سینمای جهان که در ایران اکران می‌شده نیز این نکته را ثابت می‌کند.»
در بخش بعدی جلسه، جواد طوسی گفت: «ساموئل خاچیکیان،‌ علی‌رغم تمام استعدادها و قابلیت‌هایی که داشت، از سوی استودیوهای مهم و قدرتمند آن دوران (نظیر استودیو میثاقیه) مورد استفاده‌ی‌ ابزاری قرار گرفت؛ و متاسفانه این یک واقعیت عینی و تاریخی است.»
وی افزود: «خاچیکیان قصد داشته جاه‌طلبی هنرمندانه‌ی خود را به رخ بکشد و به همین دلیل از طریق تکنیک اعلام کرده که نسبت به زمان و زمانه‌ی خود، آدم متفاوت‌تری بوده است.»
بخش پایانی این جلسه‌ی نقد و بررسی به جمع‌بندی صحبت‌های منتقدان مهمان برنامه اختصاص داشت. تهماسب صلح‌جو در این بخش با اشاره به ویژگی مدرن بودن طبقه‌ای که شخصیت‌های فیلم «طوفان در شهر ما» به آن تعلق داشته‌اند گفت: «آدم‌های دنیای ساموئل خاچیکیان نمونه‌های خوبی از طبقه‌ی متوسط و مدرن‌زده‌ای هستند که دچار کابوس، دلهره و آشفتگی شده‌اند.»
وی گفت: «در حقیقت، دنیای پریشان آدم‌های او از طبقه‌ی خود آن‌ها برخواسته است. طبقه‌ای که می‌خواسته سنت‌ها و اعتقادات سنتی را زیر پا بگذارد اما در وجه ظاهری مدرن باشد و مدرن جلوه کند.»
جواد طوسی نیز با اشاره به تصنع به گفته‌ی او کنایه‌آمیزِ خاچیکیان در فیلم «طوفان در شهر ما» گفت: «او از این طریق می‌خواسته نسبت به دوران، زمانه‌ و شرایط خود واکنش نشان داده و اعلام کند که این گذار چه‌قدر باسمه‌ای و جعلی بوده است. به تعبیری می‌توان گفت عملکرد او واکنشی نسبت به مدرنیسم بوده است. مدرنیسمی که در آن دوران به جامعه‌ی آن روزگار حُقنه شده بود.»
وی افزود: «خاچیکیان به لحاظ خواستگاه و پایگاه اجتماعی که از آن برخوردار بوده، چتر حمایت و نگاه خود را همواره متوجه اقشار فرودست جامعه می‌کرده؛ و این نکته در فیلم «طوفان در شهر ما» از نمودی عینی برخوردار است.»

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم کوتاه مَگرالِن در جشنواره بین المللی کودک شارجه | عکس
» فیلم کوتاه مَگرالِن در جشنواره بین المللی کودک شارجه
... دیدن متن »

فیلم کوتاه «مگرالن» در هفتمین جشنواره بین‌المللی کودک شارجه در کشور امارات به ‌نمایش در می‌آید.
به گزارش روابط عمومی؛ فیلم کوتاه «مَگرالِن» به کارگردانی و تهیه کنندگی مریم زارعی و نویسندگی پیام سعیدی در بخش رقابتی جشنواره بین المللی فیلم کودک شارجه به روی پرده خواهد رفت.
مریم زارعی که با اولین تجربه فیلم سازی اش در این دوره از جشنواره حضور دارد، دانش آموخته تئاتر از دانشگاه سوره و دانشگاه آلبرتا کانادا است و تجربه کارگردانی و طراحی تئاتر در جشنواره های مختلف داخلی و خارجی را در کارنامه دارد.
این جشنواره که در دوره های گذشته با حضور پررنگ هنرمندان ایرانی همراه بوده است؛ تنها جشنواره با محوریت فیلم کودک در کشورهای عربی خاورمیانه است.
فیلم کوتاه «مَگرالِن» که اولین حضور بین المللی اش در جشنواره برلین با استقبال مواجهه شد داستان خانواده ای را روایت می‌کند که در یک قبرستان ماشین زندگی می‌کنند. دختر کوچک خانواده که نابیناست به همراه برادر بزرگترش در قبرستان ماشین ها ماشینی برای خود ساخته اند که در آن روزهایشان را می گذرانند. اتفاقی باعث برهم خوردن نظم متزلزل خانواده می شود. کودکان برای کنار آمدن با این اتفاق در تلاش برای پیدا کردن راه خود هستند. برادر بزرگ‌تر تلاش می کند تا دنیای تلخ پیرامون را جور دیگری برای خواهرش تصویر کند و …
عوامل فیلم عبارتند از : بازیگران: آتنا سلیمانی، رزمریم کاظمی، طاها نجف پور و منصور نصیری،  دستیار کارگردان: حامد عزیزی، طراح صحنه و لباس: آرام موسوی، فیلمبردار: آریو متوقع، تدوینگر : پویان شعله ور، منشی صحنه: مهرآفرین محمدبیگی، مدیر تولید: امیر مرسلی، صدا گذاری: حسن شبانکاره، اصلاح رنگ و نور: نیما دبیرزاده، سیجی آرتیست: محمد جمشیدی، طراح گریم: سینا کلانی، مدیر رسانه ای: باران بن یاسین، صدابردار: احمد صابری، دستیار صحنه: محمد باباخانلو، دستیاران فیلمبردار: اردلان معتمدی، مصطفی ساجدی معین، بهنام مرسلی و علی مرجوعی، دستیار لباس: مهدیه مطهری، عکاس: پرهام آشوری، فیلمبردار پشت صحنه: محمد نعمتی، اهنگساز: فرهاد خسروی، اپراتور دوربین: سهیل ملکی، مهدی نوروزی، سینه موبیل: الهیار حیدری، مسئول فنی: محمد فرقدانی و مدیر ترابری: عباس نوردی.
گفتنی است، هفتمین جشنواره بین المللی فیلم کودک شارجه ۱۳ الی ۱۸ اکتبر ۲۰۱۹ ( ۲۱ الی ۲۷ مهرماه سالجاری) در شهر شارجه امارات متحده عربی برگزار می‌شود.

 

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لیونل نیومن، از آهنگسازی فیلم تا مدیریت موسیقی در هالیوود | عکس
» لیونل نیومن، از آهنگسازی فیلم تا مدیریت موسیقی در هالیوود
... دیدن متن »

نشست بررسی موسیقی فیلم‎های لیونِل نیومن ۲۵ مهر با حضور نصرالله داوودی در فرهنگسرای نیاوران برگزار خواهد شد.
به گزارش روابط عمومی بنیاد آفرینش‎های هنری نیاوران، در این نشست نصرا... داوودی به بررسی زندگی و آثار «لیونل نیومن» آهنگساز، پیانیست، رهبر ارکستر و پرافتخارترین مدیران موسیقی تاریخ هالیوود خواهد پرداخت. گفتنی است که این نشست دومین نشست از یک مجموعه نشست پیاپی است که در آن به خدمات «خانواده نیومن» در تاریخ هالیوود پرداخته می‎شود.
لیونِل نیومن، در ۴ ژانویه ۱۹۱۶ در شهر نیوهاون ایالت کانِتیکت آمریکا چشم به جهان گشود. او یکی از برادران کوچک‎تر آلفرد نیومن، یکی از بزرگ‎ترین آهنگسازان تاریخ هالیوود، بود. وی تعالیم موسیقی را از برادرانش آلفرد و اِمیل آموخت و در شانزده سالگی پس از مهاجرت به هالیوود برای نخستین بار برای «اِرل کارول» مدیر برنامه مشهور، به رهبری ارکستر پرداخت و در همانجا با بِوِرلی کارول، برادرزاده وی ازدواج کرد. وی چندین سال بعد در نیویورک مجددا به طور رسمی به فراگیری موسیقی از «جُزف آرکون» و «ماریو تِدِسکو» پرداخت. در دهه ۱۹۳۰ به عنوان پیانیست تمرین‎ها و رهبر ارکستر با «مای وِست» مشغول به کار شد و به موفقیت چشمگیر رسید. در هجده سالگی در خط کشتیرانی هلند-آمریکا به نام «اس اس روتردام» به عنوان نوازنده پیانو مشغول شد و «ارکستر انجمن نیومن» را تشکیل داد. این سفرها چنان تاثیری بر زندگی او گذاشت که همیشه تا پایان عمر از آنها به نیکی یاد می‎کرد.
پس از آن به کمپانی «فاکس قرن بیستم» رفت و پس از مدت‎ها کارآموزی نزد برادر بزرگترش آلفرد نیومن و همچنین سال‎ها کار کردن به عنوان پیانیست تمرینات، سرانجام ترفیع گرفت و تا سال ۱۹۵۹ به سمت مدیر بخش موسیقی تلویزیون در این کمپانی منصوب شد. پس از آن به سرعت به مدیریت موسیقی بخش تلویزیون و سینما و در نهایت مدیریت ارشد موسیقی بخش موسیقی فیلم رسید. وی به مدت ۴۶ سال در این سمت ماند و در این مدت برای بیش از دویست فیلم موسیقی فیلم ساخت و صدها اثر از آهنگسازان دیگر را رهبری و مدیریت کرد. در زمان مدیریت او ارکستر استودیوی فاکس قرن بیستم به یکی از بهترین ارکسترهای کل آمریکا تبدیل شد و علاوه بر موسیقی فیلم کنسرت‎های بسیاری از آثار آهنگسازان کلاسیک را نیز به رهبری خود او در سراسر آمریکا و کاندا، نیوزیلند و بریتانیا اجرا کردند.   
سرانجام لیونِل نیومن در سال ۱۹۸۵ خود را بازنشسته کرد و در ۳ فوریه ۱۹۸۹ بر اثر سکته قلبی در سن ۷۳ سالگی در هالیوود درگذشت. او در طول حیات پربار هنری‎اش یازده بار نامزد دریافت جایزه اسکار شد و سرانجام برای فیلم «سلام دالی» موفق به دریافت این جایزه شد. از آثار او می‎توان به «کابوی و خانم»، «دختر طلایی»، «از پَسِش بر میام»، «بهترین چیزهای زندگی رایگانند»، «طالبان لذت»، «دکتر دُلیتِل»، «عشق آوریل»، «سلام دالی»، «برنده تمام جوایز»، «بوسه قبل از مرگ»، «شلاق نقره‎ای»، «محاصره در رودخانه سرخ»، «قاتل آزاد است»، «بخوان پسر، بخوان»، «لطفا مزاحم نشوید»، «شمال به سمت آلاسکا» و ده‎ها اثر ارزشمند دیگر اشاره کرد. 
نشست بررسی موسیقی فیلم‎های لیونل نیومن ۲۵ مهر ساعت ۱۷ با حضور نصرالله داوودی در سالن کنفرانس فرهنگسرای نیاوران برگزار خواهد شد. حضور علاقمندان در این برنامه آزاد است.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از دید من این فیلم دل نشین ترین سکانس پایانی سینمای ایران رو داره :)
فرزاد جان بابت نوتیفیکیشن ها ببخشید :))))
خواستم تلافی کنم :)))))))
۲۰ ساعت پیش
آقای جعفریان احتمال افشا رو نزدید که:)
۱۹ ساعت پیش
نه ممنان :))) جالب بود، آخه بعضی هاش رو توش کامنت هم داده بودی قبلن :)))
عه! جدی تیک بزنم رویا خانم :)) چش چش :)
۱۹ ساعت پیش
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امیر عسگرزاده
درباره مستند مهین i
«مستند دراماتیک، لزوما مستند بازسازی شده نیست، اما ظرفیت های بازسازی دراماتیک را در خود گسترش می دهد و مشروعیت می دهد...
این نوع سینما، به نحوی نیز، در مقابله با سینمای داستانی برخاسته، و سینمای مستند را از کوتاه بودن، مهجور بودن و خانگی بودن، و محفلی بودن، به پرده های سینما کشانده است...
او (کارگردان) داستان تخیلی نمی سازد، اما حوادث منقضی شده ی اجتماعی - سیاسی را به تخیل دراماتیک بدل می کند. و به این ترتیب سندهای او دیگر ابژه های خاموش نیستند. یا متخصصان مدعی مطلب. بل خود حادثه ها هستند که با نابازیگران یا بازیگران ناسینمایی، اکنون جان گرفته اند. هم چون اجرای تمثیلی حوادث جنایی، که متهم معترف، خود آن را در صحنه ی واقعی بازسازی تشریحی می کند...»
صفحات ۳۴ و ۳۵ از کتاب حقیقت سینما و سینما حقیقت، به اهتمام زاون قوکاسیان، مرکز گسترش سینمای مستند و ... دیدن ادامه » تجربی، چاپ اول، ۱۳۸۶
مقاله سوم کتاب با عنوان «سخنی به تکرار» نوشته ی محمدرضا اصلانی
امیر مسعود این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به محض این که از سالن سینما بیرون آمدم، جوانی پرسید فیلم چطور بود؟ فی البداهه گفتم: “اگر از فیلم های تارکوفسکی خوشت اومده باشه، اینو هم می پسندی!”
راستش این است که بخشی از نوجوانی من با تارکوفسکی شکل گرفت. ایده های بزرگ ایمان، معجزه، رستگاری، نجات و ... دلم می خواست مثل فیلم نوستالژیا با شمعی در دست دنیا را نجات دهم یا با سولاریس، تجسم خاطرات مرده را و دنیای پس از مرگ را تجربه کنم و ... فیلم «گندم» برای من، یادآور همه ی آن خاطره هاست، با این تفاوت که حس می کنم دیگر، تاریخ مصرف آن گذشته است!
در جوامع پیشرفته، جوانان تحت سیطره ی اینترنت و فرهنگ و رفاه سرمایه داری، ایده های ملموس و قابل وصول را در زندگی خود وارد کرده اند و به ماورای آن نمی اندیشند. در جوامع جهان سوم -که از دید من، ترکیه، صد البته هنوز جز آنهاست- به یمن و برکت حماقت و عقب افتادگی مشترک ملت ... دیدن ادامه » ها و دولت ها، اگر جوانان بتوانند از خطر جنگ های فرسایشی داخلی و خارجی بگریزند، در زندگی، حداکثر، ایده ی تامین معاش روزمره و اندک رفاه دارند. بنابراین، نه در آن سوی آب ها و نه در این سو، جایی و محیطی برای تخیل جامعه ی آخرالزمانی سمیح کاپلان اوغلو -که از ملیت های مختلف شکل گرفته- نیست. مردم به نان شب شان برسند، هنر کرده اند؛ دیگر کسی موسی وار به دنبال خضر زمانه راه نمی افتد تا تن و جان به آزمون های سخت الهی بدهد، مگر رستگار شود! علاوه بر این که با کمال تاسف، راه و رسم مراد و مریدی ایدئولوژیک در خاورمیانه بدجوری، روسیاه از کار درآمده: طالبان و داعش و سایر گروه های افراطی از همین راه و رسم و همان منبع وحی بهره گرفته اند (البته با تفسیر خودشان) و در مام میهن کارگردان، جنون دیکتاتور مآب آقای رییس جمهور که توهم زنده کردن هیبت و شکوه خلافت عثمانی را دارد، به حذف مخالفان ترک تبار از صحنه ی جامعه و حذف اقلیت های کردتبار از کشور خودش و کشور همسایه منجر شده است و هم اوست که از کارگردان برای ساخت فیلم تقدیر و تشکر می کند!
از فیلم برداری «گندم» و تضاد سیاه و سفیدش خوشم آمد. ایده بکرش را دوست داشتم؛ قصه اش بد نبود، اما آنجا که کارگردان، سینما و قصه گویی را رها می کند و دست به تبلیغ مستقیم دین می زند، از هنر فاصله می گیرد. سینما در مقام هنر، رسانه ی تبلیغی نیست. کارگردان دین باور می تواند ایده های دینی را در فیلم بگنجاند، اما به شرط آن که بلندگوی معلم اخلاق نشود!
تاریخ مصرف آن گذشته است

چند روز پیش در جواب یکی از عشاق استاکر دقیقا همین مطلب رو نوشتم و گقفتم دوره معنویتگرایی افراطی و جستجوی نشانه ها و رستگاری های اینچنینی سالهاست که گذشته و چقدر خوشحال شدم که شما هم این شجاعت رو دارید که بت شکنی کنید و در باد ... دیدن ادامه » اسطوره ها نخوابید.
دیروز
از این که متن مرا خواندید و نظر دادید، به خود می بالم و از شما تشکر می کنم. بزرگ ترین لطف تیوال، آشنایی با اندیشمندان خوبی چون شماست.
لطفا با نام بردن از نمایش های خوب در حال اجرا، باز هم ما را راهنمایی بفرمایید.
دیروز
شرمنده میفرمایید دوست عزیزم
واقعا تیوال دوستان محشری به من هدیه داده و از این بابت ازش ممنونم
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک فیلم فارسی در دهه 90 خورشیدی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از نظر من فیلم خوب فیلمی هست که خالی از سکانس ها و پلان های زائد باشد، نحوه ی روایت فیلم و محتوا همخوانی داشته باشد، بازی ها خوب باشد، توانایی همراه کردن تماشاچی تا پایان را داشته باشد، شخصیت پردازی قابل لمس باشد، فضاسازی و فیلمبرداری و تدوین تمیز باشد و موسیقی به موقع و همراه باشد، ولی مهمترین ویژگی یک فیلم خوب از نظرم اینست که بعد از خروج از سالن یا تا یک مدت رهایت نکند. من یک بار بعد از خروج از تالار وحدت و تماشای نمایش آقای می سی سی پی ... آقای غنی زاده این حس رو تجربه کردم، هیجان زده و راضی بودم و خب طبیعی هست که لحظه شماری می کردم برای اکران عمومی مسخره باز و بعد از خروج از سالن سینما هم هیجان زده و راضی بودم،
اقرار می کنم با اینکه در ابتدای فیلم تحت تاثیر ساخت و بی زمانی و نکات ریز و قوانین حرکتی بازیگران و صحنه و فیلمبرداری قرار گرفته بودم، ... دیدن ادامه » در میانه ی فیلم فکر کردم همان نمایش آقای می سی سی پی را در مدیوم سینما می بینم و فکر می کردم تمام آقای غنی زاده همان می سی سی پی بود و چه حیف شد و تکرار و ارجاع، ولی بعد از اینکه موزیک کِرِیزی (crazy) پخش شد و فیلم به همان نقطه ی پایانی نمایش می سی سی پی رسید، یک یا چند پله بالاتر از می سی سی پی رفتیم، من پایان می سی سی پی را فراموش نمی کنم که آقای غنی زاده در پایان نمایش با لیزر روی تماشاگران راضی می انداختند و آهنگ کریزی را زمزمه می کردند و حالا دارند در پایان مسخره انگار دارند دنبال دیوانگان دیگر می گردند یا شاید به رویمان می آورند که now youre looking for me or anyone like me، شاید نمی شد این حرف ها را در ئاتر زد، به نظرم قرار نیست همیشه همه چیز در قاعده های مرسوم اتفاق بیفتند که افتاده بودند، قرار نیست همیشه پیامی داده بشود که داده شده بود، می شود فیلمی با مخاطب خاص را به شیوه ای عامه پسند ساخت، می شود با کمی شیطنت طنازانه، ادای دین و خاطره بازی کرد، می شود پایان فیلم را در میانه وعده داد و به وعده عمل کرد.
فیلم مسخره باز فیلم خوبی است، فیلمی که در جهان کوچک پر هرج و مرجش پوچ است، فیلمی که به قصد عجیب و غریب و مضحک است و این عین تعریف ابزورد و عین زندگی است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقد فیلم طناب ساخته آلفرد هیچکاک در سال ۱۹۴۸ | عکس
گزارش جلسه اول سینما_مولف
» نقد فیلم طناب ساخته آلفرد هیچکاک در سال ۱۹۴۸
... دیدن متن »

آغاز و پیش زمینه بحث و اختلاف دوستان از جمله بنده و استاد باقری بر سرِ کیفیت و ارزیابی فیلم بود؛ بنده و چندی از دوستان معتقد بودیم که طناب فیلم خوبی است و جناب باقری (https://t.me/mohsen_baghery_critic) و دوستان دیگر مخالف بودند. این نقطه آغاز دیالوگ ما بود. بررسی فیلم باید در سبک ساخت پلان_سکانس انجام می شد. اما گاهی توقع و تصور دوستان از این فیلم یک فیلم معمولی و پر از کات بود آنچه که هدف هیچکاک از این فیلم نبود!
به هر جهت نتایج خوبی از بحث برداشت ‌شد، شخصیت هایی گاها شبیه به تیپ، تکنیک در اوج قرار گرفته و مرز بودن طناب میان سرگرمی و قدرت نمایی کارگردان بخشی از نتایجی بود که در بحث به آن رسیدیم. یکی از بحث های ما محدود شدن هیچکاک از انتخاب شبوه روایت پلان سکانس بود. چیزی که به زعم آقای باقری کلید تمامی ضعف های فیلم از آن ناشی شده و به نظرشان برداشت بلند بودن فیلم به در راستای پرسوناژ و قصه بلکه صرفا برای خاص نمایی و تجربه گرایی جوانانه بوده و حتی متحرک بودن اکسسوار فیلم هم نتوانسته بود این خلاء را پر کند. از نظر بنده این سخن صحیح استT اما گاهاً نقدها بیش از حد سلبی می‌شد. از جمله نتایج بحث می توان به این اشاره کرد که ساخت فیلم طناب کاری بود که هیچکاک برای رسیدن به پنجره پشتی و سرگیجه الزاما بایذ آن را تجربه می کرد و هرگز نباید ساخت فیلم طناب را اشتباهی از سوی هیچکاک قلمداد کنیم. طناب فیلمی است که در برخی از مولفه‌ها ضعیف است؛ اما به بهترین شکل آن را اجرا می‌کند.
یکی از اشکالات که در دوستان بسیاری به آن مبتلا بودند؛ ندیدن فیلم قبل از جلسه بود. ماهیت جلسه‌های نقدزی، نقد بصورت دیالوگ است و با دقت بالا و به نوعی رویکرد فرمالیستی در نگاه برایشان اهمیت دارد. که این امر مستلزم به دیدن فیلم قبل از جلسه دارد. فضای گرم جلسه و خلق و خوی جناب باقری (https://t.me/mohsen_baghery_critic) باعث شد، بحث ها همیشه داغ بماند و  فکر و دقت دوستان تا حدی روان شود که یکی از دوستان رابطه میان نام فیلم "Rope" و شخصیت قصه "Ropert" را بیابد! این نشان از دقت در نقد و سطح بالای جلسه داشت. به همین جهت هر چه به انتهای فیلم نزدیک می‌شدیم مشارکت در بحث ها بیشتر می شد که این نشان از افق روشن این جلسات برای تاثیر و تربیت اجتماعی در امور فرهنگ نقد و بحث برای شرکت کنندگان و در مدیوم بزرگتر جامعه داشت.
طناب فیلمی بود که یک تکنسین در آن آزمون و خطاهایی انجام می دهد که آینده سینمای خود و سینمای جهان را دستخوش تغییرات فراوانی قرار داد. هر چه بیشتر بحث کردیم به این نتیجه رسیدیم که هیچکاک استادی خود را می‌کند، حتی در فیلمی که به نظر برخی ضعیف و به نظر بنده متفاوت است.
در انتهای جلسه به روال همیشگی جناب زندی عکس های دسته جمعی گرفتند که صمیمیت و دوستی میان اعضا را به خوبی نشان میدهد. راه نقدزی راه نقد، بحث و پیشرفت است. در بحث می آموزیم و هر چه را که آموخته ایم باز هم در دیالوگ و بحث به چالش میکشیم.
گزارشی از : محمد دیبا
naghdzee@

 

۲ روز پیش، یکشنبه
لیلى شجاعى این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تورج اصلانی جایزه‌اش را به مقاومت قهرمانانه مردم کردستان سوریه و کودکان روژئاوا تقدیم کرد | عکس
تورج اصلانی جایزه بهترین فیلمبرداری جشنواره بین‌‌‌المللی فیلم «آزادی» آمریکا را گرفت
» تورج اصلانی جایزه‌اش را به مقاومت قهرمانانه مردم کردستان سوریه و کودکان روژئاوا تقدیم کرد
... دیدن متن »

منصور جهانی ـ تورج اصلانی با مدیرفیلمبرداری فیلم سینمایی «۱۴ جولای»؛ جایزه بهترین فیلمبرداری جشنواره بین‌‌‌المللی فیلم «آزادی» آمریکا را از آن خود کرد و آن را به مقاومت قهرمانانه مردم کردستان سوریه و کودکان روژئاوا تقدیم کرد.
فیلم سینمایی «۱۴ جولای» (۱۴ تیرمه Tîrmeh) به کارگردانی هاشم آیدمیر Hashim Aydemir، به تهیه‌کنندگی ممد حسام‌الدین یورک Mehmet Husamettin Yurek از کمپانی سینمایی «یاپم ۱۳» Yapim ۱۳ و با مدیرفیلمبرداری تورج اصلانی فیلمبردار بین‌‌المللی سینمای ایران، محصول کشورهای آلمان و ترکیه؛ در جدیدترین حضور بین‌المللی خود در بخش رقابتی جشنواره بین‌‌‌المللی فیلم «آزادی» Freedom در ایالت کارولینای جنوبی در کشور آمریکا روی پرده رفت و جایزه بهترین فیلمبرداری برای تورج اصلانی و جایزه بهترین فیلم این رویداد سینمایی را تصاحب کرد.
تورج اصلانی جایزه بهترین فیلمبرداری جشنواره بین‌‌‌المللی فیلم «آزادی» آمریکا را به ملت صلح طلب کردستان و بخصوص مقاومت قهرمانانه مردم کردستان سوریه و کودکان روژئاوا تقدیم کرد.
فیلم سینمایی «۱۴ جولای» در نخستین حضور بین‌المللی خود در بخش رقابتی فیلم‌های بلند «سینمای کُردی» در پنجمین جشنواره بین‌‌‌المللی فیلم «دهوک» Duhok در اقلیم کردستان روی پرده رفت و جایزه ویژه هیئت داوران این جشنواره به خاطر فیلمبرداری بسیار چشمگیر و استایل تصویری برجسته؛ به تورج اصلانی مدیر فیلمبرداری این اثر سینمایی اهدا شد و همچنین مجموعه بازیگران این فیلم نیز به طور مشترک جایزه بهترین بازیگری این دوره از جشنواره را به‌دست آوردند.
«۱۴ جولای» تاکنون در ۱۷ جشنواره بین‌المللی روی پرده رفته است، از جمله؛ اکران ویژه در بخش «سینما جهان» در بیست و پنجمین دوره جشنواره بین‌‌‌المللی فیلم «کمرایمیج» CAMERIMAGE جشنواره تخصصی فیلمبرداران سینمای جهان در کشور لهستان، جشنواره بین‌‌‌المللی فیلم «لا پاز» La Paz در کشور بولیوی، جشنواره بین‌‌‌المللی فیلم «آلترناتیو» Alternative در شهر تورنتو در کشور کانادا، جشنواره بین‌‌‌المللی فیلم «اسکاندیناوی» SCANDINAVIAN در کشور فنلاند، جشنواره بین‌‌‌المللی فیلم «ریودوژانیرو» در کشور برزیل، جشنواره بین‌‌‌المللی فیلم «دنیای اجتماعی» Social World در کشور ایتالیا، جشنواره بین‌‌‌المللی فیلم «میلان» در کشور ایتالیا، جشنواره فیلم کُردی «تگن» Tagen هامبورگ، جشنواره فیلم کُردی برلین، جشنواره فرهنگ کُردی نورمبرگ در کشور آلمان، جشنواره فیلم کُردی لندن در کشور انگلستان، جشنواره فیلم کُردی استانبول در ترکیه و ... .
این فیلم با حضور در این رویدادهای سینمایی چندین جایزه را نیز از آن خود کرد است، از جمله؛ جایزه بهترین فیلمبرداری برای تورج اصلانی و بهترین بازیگری مرد از جشنواره بین‌‌‌المللی فیلم «کرالا» در کشور هندوستان، جایزه ویژه خلاقیت در سومین جشنواره بین‌المللی فیلم «سلیمانیه» در اقلیم کردستان عراق، جایزه بهترین کارگردانی اول در جوایز فیلمبرداران در کشور کانادا، جوایز بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه، بهترین بازیگری مرد، بهترین زن، بهترین طراحی صدا برای بهمن اردلان، بهترین مدیر فیلمبرداری برای تورج اصلانی، نقش مکمل، طراحی لباس و ... از جشنواره بین‌‌‌المللی فیلم «پنج قاره» در کشور ونزوئلا و ...
فیلم سینمایی «۱۴ جولای» به مدت سه ماه، در ۱۴۵ سالن سینمایی در کشورهای مختلف اروپایی روی پرده رفت و مورد استقبال علاقمندان به سینما قرار گرفت. 

۲ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پس از پایان مراحل فنی
"بیگاه" آماده اکران می‌شود
» پس از پایان مراحل فنی "بیگاه" آماده اکران می‌شود
... دیدن متن »

به گزارش مشاور رسانه‌ای، مراحل فنی فیلم سینمایی "بیگاه" به کارگردانی پویا اشتهاردی و تهیه‌کنندگی محمد سجادیان، طی چند روز گذشته به پایان رسید تا آماده حضور در اکران گروه هنر و تجربه شود. "بیگاه" که زمستان ۱۳۹۶ مقابل دوربین رضا حماسی رفته، نخستین فیلم بلند پویا اشتهاردی بعد از فیلم‌های کوتاه "قهوه و درخت"، "آسمان"، "پنجره" و "درخت آبی" است.
بیگاه داستان سربازی بلوچ است که شیفت نگهبانی و عروسی خواهرش همزمان شده و برای گرفتن مرخصی دچار چالش می‌شود...
ایمان افشار، شایان فشار، ایوب افشار، مهسا نارویی، آوا آذرپیرا، ملابخش رئیسی و جمعی از بازیگران محلی چابهار در فیلم سینمایی "بیگاه" نقش‌آفرینی می‌کنند و از دیگر عوامل فیلم می‌توان به: مدیر فیلمبرداری: رضا حماسی، موسیقی: نوید جابری، مدیر صدابرداری: علی عبدالحسینی، میکس و ترکیب صدا: انسیه ملکی، طراحی صدا: رافائل برنابئو گارسیا، اصلاح رنگ و جلوه‌های بصری: محراب مشهدبان، مدیر تولید: محمدرضا تهرانی، مجری طرح: حسین شیخی، تهیه‌کننده اجرایی: مهدی بهروز، عکاس: شهرزاد نجفی و سمانه وجدان و مشاور رسانه‌ای: مهدی سلیمانی برچلویی اشاره کرد.

 

 

۲ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کارگاه فیلمسازی با موضوع «فیلم هنری از تولید تا اکران»/ جزییات برنامه اعلام شد | عکس
موسسه هنر و تجربه برگزار می کند
» کارگاه فیلمسازی با موضوع «فیلم هنری از تولید تا اکران»/ جزییات برنامه اعلام شد
... دیدن متن »

کارگاه فیلمسازی با موضوع «فیلم هنری از تولید تا اکران» با حضور مدیرعامل کنفدراسیون بین‌المللی سینمای هنری و محسن امیریوسفی برگزار می شود.
به گزارش روابط عمومی موسسه هنر و تجربه، کارگاه فیلمسازی با موضوع «فیلم هنری از تولید تا اکران» ساعت ۱۸ روز یکشنبه ۲۱ مهر ماه با حضور کریستین برویر مدیرعامل کنفدراسیون بین‌المللی سینمای هنری و محسن امیریوسفی رییس کانون کارگردانان سینمای ایران در خانه هنرمندان ایران برگزار می شود.
این کارگاه به مناسبت روز سینماهای خانه هنر اروپا که با همکاری موسسه هنروتجربه سینمای ایرانیان و سفارت آلمان برگزار می‎شود، تدارک دیده شده است.
پیش از این کارگاه، در ساعت ۱۶ فیلم «محوشدگی» به کارگردانی فاتح آکین به نمایش درمی‎آید.
حضور در این برنامه ها برای عموم آزاد و رایگان است.
روز سینماهای خانه هنر اروپا ۲۱ مهر همزمان در خانه هنرمندان ایران، پردیس سیتی سنتر اصفهان، پردیس گلستان شیراز، پردیس ستاره باران تبریز، پردیس هویزه مشهد، سینما لبخند کیش، تماشاخانه پارس کرمان و پردیس اکومال کرج برگزار می‎شود. 
گروه هنروتجربه سال گذشته نیز روز سینمای هنری اروپا را با نمایش فیلم «آن‌سوی امید» به کارگردانی آکی کوریسماکی و برپایی کارگاه فیلمسازی با حضور علیرضا شجاع نوری تهیه‎ کننده سینما و کاتارینا ووپپرمن طراح تولید فیلم برگزار کرده بود.

۲ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کورش تهامی در نقش سرسجود در «سلفی با دموکراسی» | عکس
» کورش تهامی در نقش سرسجود در «سلفی با دموکراسی»
... دیدن متن »

کورش تهامی به جمع بازیگران فیلم سینمایی «سلفی با دموکراسی» به کارگردانی و تهیه‌کنندگی علی عطشانی پیوست.
به گزارش روابط عمومی بیتا فیلم، در حالی که ۱۰ روز از آغاز فیلمبرداری «سفی با دموکراسی» سپری شده است، کورش تهامی برای ایفای نقش سرسجود به مجموعه بازیگران این فیلم اضافه شد.
تاکنون پولاد کیمیایی، پژمان بازغی، آتیلا پسیانی، امیرعباس گلاب و سیما تیرانداز از جمله بازیگرانی هستند که قرار است در فیلم سینمایی «سلفی با دموکراسی» ایفای نقش کنند.
«سلفی با دموکراسی» فیلمی درباره جانبازان و شهدای هشت سال دفاع مقدس است و داستان آن تقریبا در ادامه داستان فیلم «دموکراسی تو روز روشن» اتفاق می‌افتد.
فیلمبرداری دهمین فیلم علی عطشانی که با حجم زیادی از جلوه‌های ویژه ساخته می‌شود، صبح چهارشنبه ۱۰ مهر ماه آغاز شده است.
عوامل فنی این پروژه عبارتند از: تهیه‌کننده و کارگردان: علی عطشانی، نویسنده: مسعود و امیرعلی احمدیان، تهیه‌کننده اجرایی: سید محمد احمدی، مدیر فیلمبرداری: محمود عطشانی، دستیار یک و برنامه‌ریز: امیر رونقی، مدیرتولید: سعید دلاوری، مشاور تهیه‌کننده: سید محمدتقی هاشمیان، صدابردار: محمد شاهوردی، طراح چهره‌پردازی: امید گلزاده، طراح صحنه و لباس: آبتین برقی، سرپرست جلوه‌های ویژه رایانه‌ای: فرید ناظر فصیحی، صداگذار: سید محمود موسوی‌نژاد، چهره‌پرداز: فرزانه زردشت، دکوراتور: سید هانی زکی‌زاده، مدیر امور بین‌الملل: امیدعلی چوگانی، تهیه لباس: گروه صنعتی تولیدی پوشاک پی اچ، پیام حمزه‌زاده، منشی صحنه: مهتاب شهرابی، مدیر تدارکات: علیرضا یارمحمدی، جانشین تهیه کننده: پوریا ناصربخت، دستیار تهیه‌کننده: عرفان حسینی، هماهنگی تولید: سامان صادقی‌مهر، مجری طرح: بیتا فیلم تهران، عکاس: مجید محبوبی‌راد، مشاور رسانه‌ای و مدیر روابط عمومی بیتا فیلم: مریم قربانی‌نیا، پخش جهانی: امریکن برایتلایت فیلم پروداکشنز American Brightlight Film Productions 

 

۲ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تبریک کانون کارگردانان سینمای ایران به محمد مهدی عسگرپور‎ | عکس
» تبریک کانون کارگردانان سینمای ایران به محمد مهدی عسگرپور‎
... دیدن متن »

کانون کارگردانان سینمای ایران دبیری جشنواره جهانی فیلم فجر را به محمد مهدی عسگرپور تبریک گفت. متن پیام به شرح زیر است:
انتخاب شایسته محمدمهدی عسگرپور از اعضای باسابقه و فعال کانون کارگردانان سینمای ایران به دبیری جشنواره جهانی فیلم فجر را تبریک می گوئیم.
با عنایت به سوابق اجرایی و مدیریتی آقای عسگرپور در حوزه‌های فرهنگی و سینمایی انتظار می‌رود برگزاری این دوره از جشنواره جهانی فجر متفاوت تر از دوره‌های پیشین باشد تا تاثیر بیشتری در ارتقای بین المللی سینمای ایران باشد.
شورای مرکزی کانون کارگردانان همچنین از سیدرضا میرکریمی کارگردان فرهیخته سینما و دبیر دوره های پیشین این جشنواره نیز قدردانی می نماید.

 

۲ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
منصور ضابطیان در رادیو سوینا برنامه اجرا می کند | عکس
» منصور ضابطیان در رادیو سوینا برنامه اجرا می کند
... دیدن متن »

مجری و برنامه ساز محبوب رادیو و تلویزیون اجرای یکی از برنامه های رادیو سوینا را بر عهده گرفت.
منصور ضابطیان که مردم او را با ساخت و اجرای برنامه های ماندگاری چون «رادیو هفت» به یاد می آورند، مجری برنامه خیال عکس رادیو سوینا شد.
او در این برنامه رادیویی که مختص نابینایان تولید می شود، هر بار به بررسی یک کتاب عکس می پردازد و ویژگی های آن را برای مخاطبان توضیح می دهد‌.
رادیو سوینا یکی از اقدامات گروه سوینا با مدیریت گلاره عباسی است که اکران ویژه فیلمهای سینمایی برای نابینایان، برگزاری جلسه نقد و بررسی کتابهای صوتی و دیگر فعالیتهای فرهنگی ویژه نابینایان را در دستور کار قرار داده.
برنامه «خیال عکس» جمعه ها در سایت سوینا بارگذاری می شود.

 

۲ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سیما تیرانداز به «سلفی با دموکراسی» پیوست | عکس
» سیما تیرانداز به «سلفی با دموکراسی» پیوست
... دیدن متن »

سیما تیرانداز به گروه بازیگران فیلم سینمایی «سلفی با دموکراسی» به کارگردانی و تهیه‌کنندگی علی عطشانی پیوست.
به گزارش روابط عمومی بیتا فیلم، پس از پولاد کیمیایی، پژمان بازغی، آتیلا پسیانی و امیرعباس گلاب در فیلم سینمایی «سلفی با دموکراسی»، سیما تیرانداز نیز به جمع بازیگران دهمین فیلم سینمایی علی عطشانی اضافه شد.
«سلفی با دموکراسی» فیلمی درباره جانبازان و شهدای هشت سال دفاع مقدس و داستان آن تقریبا در ادامه داستان فیلم «دموکراسی تو روز روشن» است.
این فیلم که با حجم زیادی از جلوه‌های ویژه ساخته خواهد شد صبح چهارشنبه ۱۰ مهر ماه کلید زده شد.
عوامل فنی این پروژه عبارتند از: تهیه‌کننده و کارگردان: علی عطشانی، نویسنده: مسعود و امیرعلی احمدیان، تهیه‌کننده اجرایی: سید محمد احمدی، مدیر فیلمبرداری: محمود عطشانی، دستیار یک و برنامه‌ریز: امیر رونقی، مدیرتولید: سعید دلاوری، مشاور تهیه‌کننده: سید محمدتقی هاشمیان، صدابردار: محمد شاهوردی، طراح چهره‌پردازی: امید گلزاده، طراح صحنه و لباس: آبتین برقی، سرپرست جلوه‌های ویژه رایانه‌ای: فرید ناظر فصیحی، صداگذار: سید محمود موسوی‌نژاد، چهره‌پرداز: فرزانه زردشت، دکوراتور: سید هانی زکی‌زاده، مدیر امور بین‌الملل: امیدعلی چوگانی، تهیه لباس: گروه صنعتی تولیدی پوشاک پی اچ، پیام حمزه‌زاده، منشی صحنه: مهتاب شهرابی، مدیر تدارکات: علیرضا یارمحمدی، جانشین تهیه کننده: پوریا ناصربخت، دستیار تهیه‌کننده: عرفان حسینی، هماهنگی تولید: سامان صادقی‌مهر، مجری طرح: بیتا فیلم تهران، عکاس: مجید محبوبی‌راد، مشاور رسانه‌ای و مدیر روابط عمومی بیتا فیلم: مریم قربانی‌نیا، پخش جهانی: امریکن برایتلایت فیلم پروداکشنز American Brightlight Film Productions  

۲ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۲ روز پیش، یکشنبه
محمد عسگری، فاطمه دُرامامی، امیر مسعود و رویا کاظمی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا در عجبم که چی میشه که پرویز شهبازی چنین فیلم نامه ی ضعیفی نسبت به کارهای قبلی خودش می نویسه و رسول صدرعاملی با اون سابقه ی فیلمسازی , اینقدر دم و دستی و بی حال و تلویزیونی کارگردانی می کنه ... دو تا ربات شدن نقش های اول فیلم , فیلمی کند و ملال آور و بی سر و ته ...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ماری ج
درباره فیلم سورنجان i
کاش "سورنجان" بودیم
هزار بار می‌مردیم و دوباره گل می‌دادیم.

هر گیاهی که نمی‌تونه تو پاییز گل بده...
لیلا مظاهری و آقامیلاد طیبی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۳ روز پیش، شنبه
سید حامد حسینیان این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آلبوم
از فیلم کروکودیل i
۳ روز پیش، شنبه
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مسخره باز رو در جشنواره با دخترم دیدیم و از همون موقع تا حالا منتظر اکران عمومی بودیم . حالا که اکران عمومی شده خیلی از دوستان برای اینکه فیلم رو ببینند یا نه دچار تردید هستند . این یادداشت رو مینویسم شاید برای تصمیم گیری کمکی باشه .
مسخره‌باز اولین کار سینمایی همایون غنی‌زاده ست که با پیش زمینه ی خوب تئاتر آمده . این موضوع در چیدمان صحنه های مسخره باز قابل تشخیص و مشهوده . همه ی داستانِ فیلم در اتاق آرایشگاه مردونه روایت میشه و بجز یه کمد تاریک و تصورات ذهنی دانش (صابر ابر)هیچ جا نمیره . دانش راوی داستان فیلمه و شخصیت اصلی فیلم رو بازی میکنه . مسخره باز در واقع یک فانتزیه که دانش سعی میکنه تماشاگران رو به دنیای خودش وارد کنه . روایت طنازانه ی موجود در فیلم ، مخاطب رو وارد دنیای ذهنی دانش میکنه . دانش عااشق بازیگریه و یه شغل موقت داره که پونزده سالی ... دیدن ادامه » میشه درگیرشه . نسبت به مو و کثیفی وسواس داره و یه عشق کلاسیک داره و همه ی اینها رو خیلی قشنگ به بیننده انتقال میده . این فیلم تو نیم ساعت اول مخاطب رو میخکوب میکنه .بازی ها فوق العاده ن ، تدوین بجا و عاالیه ، اما فکر میکنم چون فیلم ایده ی داستانی نداره نهایتا" تعداد مخاطبین ناراضی کم نیستند . شاید غنی زاده به دلیل اینکه می خواد نشون بده که در سینما هم به اندازه ی تئاتر حرفه اییه در مسخره باز سری هم به فیلم های مهم تاریخ سینما میزنه . بصورت کلی اگر از موضوع داستان صرف نظر کنیم ، فیلم دوربین عالی داره و جلوه های ویژه ش خیلی خیلی دلنشینه و بیشتر از همه بازی هایی که تو ذهن مخاطب بیادموندنی میشن.

بازی علی نصیریان و بابک حمیدیان مثل شخصیت پردازیشون پر از فعالیت و اَکته و بازی هدیه تهرانی و صابر ابر سینمایی و کنترل شده ست . به استاد نصیریان هر قدر برای بازی در این فیلم جایزه و لوح تقدیر بدن کمه . هرچند که باید اعتراف کنیم که همه ی این بازی های فوق العاده در فیلم مرهون شخصیت پردازی درست اونهاست .

مسخره باز فیلم جذابیه که در قسمت روایت ضعف بزرگی داره اما نکات پررنگ مثبش آنقدر زیاده و تخیل و حس سمعی و بصری مخاطب رو انقدر راضی میکنه که مطمئنا" تبدیل به یکی از شاخص های سینمای این دوران میشه .
*سلمونی ))))
۲ روز پیش، یکشنبه
:))) آقاااجان آرایشگاااه نه ، ... اینجا سلموووونیه *| -
*
دیروز
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر من هم فیلم خوبی نبود چند تا مساله که به ذهنم اومد رو میگم:
اولین صحنه فیلمی رو دیدیم که علی مصفا تحت عنوان مستند ساخته بود که با توجه به اون فیلم برداری که دیدیدم اصلا به مستند شبیه نبود به فیلم داستانی میخورد تا مستند. از نظر شخصیت پردازی هم که هیچی علی مصفا یه آدم آروم یهو سر یه عطر قاطی میکنه و عکس العمل اونشکلی نشون میده از خودش ما نفهمیدیم که چطوری این شخصیت یهو اینطوری تغییر کرد. فرهاد اصلانی هم که ما نفهمیدیم کاراگاه بود پلیس بود یا .... که تو یه صحنه ای زنگ میزنه به علی مصفا میگه میام دنبالت ... انگار دو تا رفیق هستن کدوم کاراگاه یا پلیسی این مدلی میشه آخه؟ آخر فیلم هم یک مساله ای باز شد اون هم بحث فساد مالی شرکت امیر آقایی بود که نمیدونم آخر فیلم این مساله عنوان شد که چی؟ بعدم که اصلا معلوم نشد تکلیفش چی شد اگر قراره که مساله سوظن یا بحث ... دیدن ادامه » پارانویید نشون داده بشه احتیاج به پرداخت بهتر و اصولی تری هست که مخاطب رو درست با خودش درگیر کنه
امیدوارم که بازیگر هامون هم به جایی برسن که هر فیلمی رو قبول نکنند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بالاخره دیشب دیدمش ولی نمی دونم دوسش داشتم یا نه...
فضا سازی..فیلمبرداری و انتخاب قاب ها عالی بود...همین طور بازی ها
درست انگار داری تیاتر غنی زاده رو روی پرده نقره ای می دیدی
ولی میتونست کوتاه تر باشه...وجود یه صحنه هایی رو نفهمیدم و گاها اغراق آمیز میشد

قطعا برای اونایی که خیلی فیلم بازن تجربه شیرینی بود دیدنش بخاطر ارجاع هایی که به فیلم ها داشت

و در آخر باید بگم که
بسیار سلیقه غنی زاده رو در انتخاب موزیک می پسندم

*مدت ها بود سینما به این شلوغی نرفته بودم...کل سالن پر بود و برام جالب بود که اکثر چهره ها راضی بود
خیلی دوست داشتم این فیلم رو، به شدت منو یاد نمایش آقای می سی سی پی نشسته می میرد از همین کارگران انداخت. بازی ها بی نظیر بود جناب نصیریان و صابر ابر عالی بودند. جلوه های ویژه جلوتر از فیلم های ایرانی حال حاظر بود. قاب های بی نظیر. بسیار فیلم فوق العاده ای بود.
و یاد کالیگولا
۲ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فضای جالبی داره فیلم، بازی ها، طراحی صحنه و جلوه‌های ویژه به شدت خوبه . ولی متاسفانه داستان یه کپی دستکاری شده از سویینی تاده و یک سری ارجاع حوصله سر بر بی دلیل به فیلم‌های دیگه. اگر قسمتی که دانش رفت داخل کمد و قایم شد تا زمانی که کیانی در کمد رو باز کرد رو به طور کامل از فیلم حذف کنن هیچ اتفاقی نمی‌افته، فقط حداقل حوصله مخاطب کمتر سر میره. آش شله قلمکاریه؛ انگار کارگردان دلش میخواسته سکانس فیلمهای مورد علاقه‌ش رو بازسازی کنه حالا اگه ربطیم نداشت و حوصله سر بر شد مهم نیست. منم با کارگردان موافقم که فیلم نگاه نوعی نداشته و حداقل خوبه که به این موضوع واقفن.
چه وجه اشتراکی بین داستان مسخره باز و سویینی تاد می بینید؟ به جز سلمانی البته
۳ روز پیش، شنبه
خیلی ممنونم
قبل از خوندن توضیحات شما، دیدن فیلم برای من تداعی کننده سویینی تاد نبود کما اینکه با خوندن توضیحاتتون شباهت هایی که مثال زدید رو میپذیرم
۳ روز پیش، شنبه
سلامت باشید، ممنونم که وقت گذاشتید و خوندید
۳ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از قسمت اول فیلم که اوج اقدامات خرابکارانه منافقین رو به تصویر کشید،در ماجرای نیمروز:رد خون،هم آمادگی مجاهدین برای عملیات مرصاد و هم اختلافات اعضای تیم عملیاتی رو می بینیم.با توجه به تلاش مهدویان برای پیگیری هر دو روایت،فیلم لااقل به اندازه قسمت اول جذاب نشده و گره های داستان به ساده ترین شکل ممکن باز میشن،مثل مرگ عباس زریباف که صادق اصرار داشت که جنازه رو بررسی میکنه و خب قطعا بعد از بررسی،قطعا متوجه ساختگی بودن داستان افشین و و موسی میشه اما در فیلم بهش اشاره ای نمیشه یا بعد از اینکه صادق،متوجه پنهان کاری افشین و موسی در مورد لیلا(سیما) میشه،بدون هیچ بازخواستی اونا رو به حال خودشون رها میکنه و اینکه یا حتی کاری با خود لیلا نداره.البته اینو هم باید در نظر گرفت که به خاطر حساسیت های زیاد موضوع فیلم،شاید امکان بسط بیشتر بخش هایی از داستان ... دیدن ادامه » وجود نداشته.
البته به این نکته هم باید اشاره مهدویان با ذکاوت خودش،سرنوشت افراد فیلم قبل رو هم با نشون دادن چندتا عکس نشون میده.
ماجرای نیمروز:رد خون فیلمیه که به لحاظ بصری جذابه و می تونست با پرداخت پرکشش تر موضوعش،جذابتر از نسخه حال حاضر باشه
امیر مسعود و فاطمه ایزدپناه این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی های فیلم اکثرا خوبه و دیدنی،اما داستان کم جونه و تقریبا از همون اوایل فیلم،آخر فیلم مشخصه.
نکته دیگه پیشکش کردن فیلم به مسعود کیمیاییه،محور اصلی فیلم های کیمیایی رفاقته ،اما تو این فیلم بیشتر نارو زدن بوده تا رفاقت.تنها رفیق کاراکتر اول فیلم،دختریه که نقش کمی تو داستان فیلم داره.
کاش سیاوش اسعدی که علاقه شدیدی به سینمای کیمیایی داره و به سبک کیمیایی،دیالوگ می نویسه و حتی به جای فیلمنامه از کلمه فیلمنوشت استفاده می کنه،وقت بیشتری هم برای غنی تر کردن داستان فیلم بذاره.
از حوالی اتوبان تا درخونگاه،هر چند کم اما سیاوش اسعدی سیر نزولی رو طی کرده.امیدوارم که فیلم بعدی سیاوش اسعدی،باعث صعودی شدن این روند بشه.
امیر مسعود این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از فیلم هایی که به شدت عاشقشون هستم، هر چند که شاید جز بی نقص ترین فیلم ها نباشه. دیدن این فیلم برام به شدت "لذت بخش" بود...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر من “مسخره باز” یکی از معدود ساخته های ۱۵ سال اخیره که میشه اسمش رو “فیلم” گذاشت.
وسط این همه گداگرافی، مشاجره گرافی، سینمای بلاهت و... این فیلم خوبیه و بی نظیر که دوباره پا به سینما گذاشتن رو توجیه میکنه
موافقم
۵ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ووشن
درباره فیلم مردی بدون سایه i
واقعا نظری ندارم... خیلی بد، خیلی خیلی خیلی بد، از هر نظر. بازی ها، جلوه ها، دیالوگ ها، داستان بی مفهوم. انگیزه ی کارگردان از ساختن فیلم و بازیگران برای پذیرفتن این فیلمنامه رو درک نمیکنم. بعد این همه نوشتن باز هم میگم نظری ندارم!!!
امیر مسعود، زهره مقدم و Mahsa Alizade این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من عاشق این فیلم شدم. اما لزومآ دیدنش رو به هرکسی توصیه نمیکنم چونکه معتقدم برای لذت بردن از این فیلم باید یک مرد، در آستانۀ میانسالی، از قشر متوسط رو به بالا و ساکن شمال شهر تهران باشید. جماعتی که بیشترشون مهاجرت کردند. اما بسیاری از اونهایی که موندن دارای این خصوصیات هستند: فراری از تعهد، خوشگذران، کمی غربگرا، دارای ادعای روشنفکری، شکست خورده در روابط عاطفی و در انتظار آینده ای مبهم.
به سه نمونه از این افراد در این فیلم پرداخته شده. بابک با بازی سیامک انصاری، هنرمندی که دامنۀ شهرتش از پنجاه نفر از اطرافیانش فراتر نمیره. بهنود با بازی جواد عزتی، مشغول بکار واردات حیوانات خانگی، کاری نه چندان ضروری برای جامعه. آرش با بازی بینظیر و بیاد ماندنی بابک حمیدیان، کسی که علیرغم تاهل و داشتن تحصیلات همچنان به پدر وا بسته است تا جایی که حتی زحمت بچه دار ... دیدن ادامه » شدن رو هم او به عهده میگیره.
اما اون چیزی که بیش از هرچیز در این فیلم مشخصه، عقیم یا ابتر بودن ویا به عبارتی پدر نبودن این افراد است. این حس پدر نبودن تا حدی پیش رفته که در فیلم میبینیم این سه دوست در مواجهه با دختربچۀ همسایه خود را همشان و همبازی او میبینند و هیچگونه احساس پدرانه و حتی چیزی شبیه عموی کوچک هم به او ندارند. نکته ای که با گم شدن خرگوش که مظهر زادو ولد و تابلوی کودکی که در انتظار تلفنی از این دنیا خوابش برده به خوبی نمایان شده است.

برای لذت بردن از این فیلم باید یک" مرد"، در آستانۀ "میانسالی" و...
:))))
۱۷ مهر
وای من که خیلی با این فیلم حال کردم .التن که فک میکنم میبینم درسته تمام مشخصات که پیش نیاز لذت بردن بود رو دارم
۶ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
.......مکان نیز به اندازۀ زمان برای سینه‌فیل مسئله‌ای حیاتی است. هر سینمادوستی، یک کشور، قلمرو و یا خانه دارد. برای او این قلمرو، هم زمین ایستادن است و هم چشم‌اندازی برای رسیدن. او شیفتۀ سفر است اما برای سفر ابتدا باید قلمرو خود را بشناسد. او همیشه می‌خواهد پرواز کند اما فقط به یک شرط: پاهایش روی زمین باشد. چنان شخصیتی که انگار از جهان فیلم‌های ژان ویگو بیرون آمده باشد: با کلاهی درون ابرها و کفش‌هایی درون گِل. او با چشم‌هایش هرچیزی را می‌بیند، با دست‌هایش هرچیزی را می‌گیرد، با صدایش هرچیزی را می‌خواند اما اطمینان دارد که پاهایش همچنان روی زمین است. سینه‌فیل به مثابه طاووس. بزرگ‌ترین سینه‌فیل‌ها چنین کسانی بودند: بازن، ریوت، دنه، ساریس، هوبرمن، هاسومی، برونز، دوبک، مارتین و دیگران. آنها حتی اگر هم بهترین فیلم‌های خود را از میان نمونه‌های ... دیدن ادامه » خارجی انتخاب کنند، باز هم طوفان ضرورت، آنها را درون قلمرو و کشورشان بر زمین می‌اندازد. جهان، جهان اطلاعات است و نقدها و نظریه‌ها بی‌وقفه درون فضای سینه‌فیلی رد و بدل می‌شوند، اما برای فرستادن، گرفتن و البته به‌کارانداختن آنها باید روی سفت‌ترین و نزدیک‌ترین زمین ایستاد. آدرین مارتین می‌نویسد که سینه‌فیل‌ها، به آن دسته از فیلم‌های کشورشان که مورد علاقۀ سینه‌فیل‌های جهان است، علاقۀ چندانی ندارند. این بدین خاطر است که آنها بیشتر شبیه قاچاقچی‌ها عمل می‌کنند تا توریست‌ها. شناختی کامل از زمان و مکان برای مبارزه. سینه‌فیل همچون ماشین‌جنگ. واقعاً دیگر کسی حوصله شنیدن موعظۀ کشیش‌های بازگشته از قرن هفدهم را، که می‌گویند هنر امری است بدون زمان و مکان، ندارد. سینه‌فیل نه‌تنها چنین چیزی را می‌داند بلکه تلاش می‌کند تا شکاف هستی‌شناسی بین زمان‌ـ‌مکان تصویر و زمان-مکانی که در آن حضور دارد را بپذیرد، جلا دهد و در نهایت به کار بگیرد. «می‌توانم بگویم سینه‌فیلی به ما کمک می‌کند تا بازی قدرت را به هم بریزیم. سهم سینه‌فیل از مناسبات اجتماعی، چیزی نیست جز سینما، حتی اگر واقعاً خیالی باشد و البته واقعی است زیرا سینه‌فیل به‌واسطۀ آن می‌تواند، واقعیت را دستکاری کند» این سودای مداخله در جهان واقعی، بدین‌خاطر است که سینه‌فیل، برخلاف آکادمیسن، بدن دارد. او به لطف سینما، توانایی بیشتری در کشف نیروها، لرزه‌ها و شدت‌های بدن خود دارد و این ارتعاشات او را به‌ناچار به محیط اطراف پیوند می‌زند، زیرا تنها راه اتصال انضمامی با جهان پیرامون، بدن و تجربۀ تنانه است. این وابستگی سینه‌فیل به محرک‌های محیط، دنه را مجبور کرد تا در اواخر عمر از واژۀ «بیوفیلم» [biofilm] برای نامیدن آثار سینمایی استفاده کند. نوعی نسبت پیچیده بین تصویر با مکان و زمان از خلال بدن. یک شور عصبی که باعث می‌شود سینه‌فیل بعد از دیدن فیلم‌ها، به طرز از کوره دررفته‌ای، با دیگران حرف بزند، نقد کند و بنویسد. او فیلم می‌بیند و دربارۀ آن می‌نویسد تا هم این مناسبات را آشکار کرده و هم شاید آنها را تغییر دهد. برای تبیین بهتر این موضوع به سراغ ژرژ پوله می‌رویم. از نظر او منتقد، نه آن کسی است که اثر هنری را شخصی کرده و از احساساتش نسبت به آن می‌گوید و نه آن کسی‌ است که به اثر هنری همچون امر والای دسترسی‌ناپذیر نگاه می‌کند. از نظر او، منتقد واقعی از زاویه‌ا‌ی به هنر نگاه می‌کند که ارتعاشات اثر درون بدنش به طنین بیافتند. او با دقت و وسواس طوری فاصلۀ خود را با اثر تنظیم می‌کند که فرکانس آن باعث به لرزه درآمدن محیط اطراف در درون بدنش شود. مهم‌ترین شرط برای کار منتقد سینه‌فیل، همین تنظیم و طراحی فاصلۀ تصویر با مکانی است که در آن قرار دارد. فاصله‌ای جادویی. همان فاصله‌ای که سارتر از آن به عنوان شرط لازم برای نگاه کردن به مجسمه‌های جاکومتی نام می‌برد. سینه‌فیل برای رسیدن به این فاصله، هم باید مختصات تصویر و هم مختصات جایی را که در آن قرار گرفته است را بشناسد و طراحی کند. اگر او تنها به تصویر فکر کند، بدون اینکه جهانی که در آن قرار دارد را بشناسد، ناخواسته به درون سیاه‌چالۀ منریسمِ نقد سقوط خواهد کرد. جایی که در آن، همه‌چیز در فرم رخ می‌دهد، بدون آنکه محتوا کوچک‌ترین تغییری کند. چنین انسانی، دست‌های تمیزی دارد، اما افسوس، که دست ندارد......
.
حسام امیری
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید