آنلاین کمدی کودک و نوجوان
چیدمان
تیوال سینما
S3 : 14:28:04 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید

جهان، با من برقص، روایتی ساده و روان از روزگاری است که ما در آن زندگی می کنیم. روزگاری که حالِ خوشِ آدم ها، اولویت زیستن است و گویی پایان فیلم یا پیام فیلم جایی است که احسان، بر پیشانی حمید بوسه می زند. چون حمید، خودش را و واقعیتش را و از همه مهمتر حالِ خوشش را زندگی می کند. هرچند از حمید سن و سالی گذشته است، اما می خواهد حالِ خودش را داشته باشد. گره اصلی داستان، تقابل هاست و نویسنده با همین تقابل ها که قرار است با محوریت نبودن جهانگیر باشد، تماشاگر را تا آخرین لحظات منتظر نگه می دارد. البته که گره جهان همان اول داستان باز میشود. دورهمی برگزار شده است برای آخرین روزهای زندگانی جهان. گره داستان از جایی شروع میشود که فرخ و احسان درگیر هستند. تقابل آنها با حضور نسیم پایان می یابد. تقابل بعدی و یا حتی تقابل های بعدی که جهان را دلسر می کند و اورا به همسخنی با گاوش وامیدارد(شبیه به داستان اندوه از چخوف)، در نهایت گره هایی هستند که تماشاگر را به دنبال می کشند. مثلا رضا و نیلوفر، هر چند نگران جهان هستند، اما حالِ خوششان فراموش نمی شود. این موضوع برای آسا و شایان هم هست. شاید حتی بتوان گونه ای از آن را برای ناهید و حمید هم متصور بود. ناهید با عکس گرفتن از جهان، حال خوشِ آینده اش را به تصویر می کشد. شاهکار داستان را می توان همین جا دانست و احتمالا از اینجا به بعد جهان، آسوده می شود و همه را به حالِ خوشِ خودشان وا می گذارد. جهان، حالِ خوشش لحظه تولدش و توصیه به دوستانش است. و ای کاش ما همه گی به زندگی مدرن و حالِ خوش آدم ها اهمیت بدهیم و بیخیال شویم هر آنچه را که مانع حال خوش لحظه است....
نرگس
درباره فیلم سورنجان i

کاش سورنجان بودیم،گل نرگس باغچه ی من هم شبیه این گل،نه اصلا شبیه خودم هزار بار میمیرد و باز زنده میشود اگر عشق باشد و بس...نقدهای منفی وارد به فیلم به کنار،چقدر به دلم نشست...همین برای اینروزهای من بس
https://www.instagram.com/p/BFEl95Fza79/?igshid=1l9gwasqugylv

تنها امید کارگردانی بعد از ارتش سری😂
پویا فلاح این را خواند
امیرمسعود فدائی، امیر مسعود، محسن جوانی و سپهر این را دوست دارند
خداییی شادم کردی
دمت گرم
😄😄😄😄
۲ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خبر
درباره مستند خط باریک قرمز i
مهدی آخرین بازیگر «خط باریک قرمز» از حبس آزاد شد | عکس
مهدی آخرین بازیگر «خط باریک قرمز» از حبس آزاد شد
کارگردان مستند داستانی «خط باریک قرمز» در مراسم اکران ویژه این فیلم که شب گذشته در سینما فرهنگ برگزار شد، از آزادی آخرین بازیگر این فیلم از زندان خبر داد. به گزارش روابط عمومی ...
دیدن ادامه ››

کارگردان مستند داستانی «خط باریک قرمز» در مراسم اکران ویژه این فیلم که شب گذشته در سینما فرهنگ برگزار شد، از آزادی آخرین بازیگر این فیلم از زندان خبر داد. 
به گزارش روابط عمومی فیلم، مراسم اکران ویژه مستند داستانی «خط باریک قرمز» به کارگردانی فرزاد خوشدست و تهیه کنندگی نگار اسکندرفر و فرزاد خوشدست که به تازگی اکران خود را در سینماهای «هنروتجربه» آغاز کرده است، چهارشنبه شب 15 مردادماه در سینما فرهنگ برگزار شد.
در این مراسم جعفر صانعی مقدم مدیرعامل موسسه «هنروتجربه»، مجتبی بهزادیان مدیر سینما فرهنگ، رها فریدی، پیمان حقانی، یوسف کارگر، ایرج نیکپور، پریوش جاوید، هومن نوروزی، فرزاد خوشدست و توماج دانش بهزادی بازیگر این فیلم و ... حضور داشتند. فرزاد خوشدست کارگردان و یکی از تهیه کنندگان این فیلم پیش از اکران «خط باریک قرمز» در سخنانی عنوان کرد: از همه کسانی که با وجود شرایط این روزها در این اکران شرکت کرده اند، تشکر می کنم. من قصد دارم فقط یک نکته مهم را اینجا ذکر کنم‌. در «خط باریک قرمز» علاوه بر بازیگران، بچه‌های کانون اصلاح تربیت نیز حضور داشتند. سال گذشته در زمان جشنواره جهانی فجر به من اعلام کردند که حکم قصاص میلاد آمده است. ما ۱۳ ماه پیگیری کردیم و میلاد اول خردادماه امسال آزاد شد. وی ادامه داد: یکی دیگر از بچه‌های فیلم که در کانون هنوز در حبس بود با نام مهدی قبل از عید به دلیل شیوع ویروس کرونا از سوی زندان به مرخصی آمد و زمانی که من با پدر و مادر مهدی صحبت کردم، می گفتند دیگر نمی توانیم یک سال و نیم دیگر دوری فرزند خود را تحمل کنیم. من از آن زمان پیگیر آزادی مهدی بودم و دوستان در قوه قضاییه به ویژه قاضی محمد شهریاری معاون دادستان و سرپرست دادسرای جنایی قوه قضاییه در این مسیر بسیار به من کمک کردند. کارگردان «خط باریک قرمز» با اعلام این خبر که حکم آزادی مهدی آمده است، بیان کرد: یکسال و نیم باقی مانده از حبس مهدی به گفته دوستان قوه قضاییه به دلیل حضور درخشان‌اش در فیلم «خط باریک قرمز» و تغییر رفتارش بعد از این فیلم، بخشیده شد. در واقع یکی از جوایزی را که من برای فیلم گرفته ام، از سوی داوران و کارشناسان قوه قضاییه بوده و بسیار خوشحال هستم که این اتفاق و رضایت افتاده است. مهدی بازیگر فیلم «خط باریک قرمز» که برای دیدن این فیلم همراه پدرش آمده بود، با بیان اینکه بسیار از اکران این فیلم خوشحال است، درباره تجربه حضور خود در خط باریک قرمز اظهار کرد: حس بسیار خوبی داشتم زمانی که در این فیلم بازی می کردم چراکه من از بچگی به بازیگری علاقه داشتم. پدر مهدی نیز در ادامه در سخنانی گفت: زمانی که بچه ها نمایش را اجرا کردند، خود من به شخصه فکر می کردم نمایش برای آن‌ها گذرا باشد اما خود من از این همه بزرگی کار تعجب کردم. مهدی از زمانی که در این کار حضور پیدا کرد در نوع رفتار، نحوه صحبت کردن و برخوردش با من و مادرش تغییر ایجاد شد. وی افزود: من بسیار از فرزاد خوشدست بابت زحماتی که در این دو تا سه سال اخیر کشیده است، تشکر می کنم و از خدا می خواهم به هرآنچه که می خواهد برسد. خود من آنقدر که از نجات و آزادی میلاد دیگر بازیگر این فیلم خوشحال شدم شاید از آزادی پسرم آن قدر خوشحال نشده باشم. کارگردان «خط باریک قرمز» در پایان عنوان کرد: اکران امشب این فیلم را به اهالی تئاتر تقدیم می کنم. اهالی تئاتر این روزها به دلیل کرونا شرایط سختی را می گذارند و خانه‌نشین شده اند. امیدوارم به آن ها توجه و مشکلاتشان برطرف شود. سرزمینی که تئاتر و هنرنمایش داشته باشد قطعا جای زیباتری برای زندگی است. در «خط باریک قرمز»، توماج دانش بهزادی در کنار فرهاد اصلانی، هنگامه قاضیانی، امیر دژاکام، افشین هاشمی، آرش آبسالان، یاسر خاسب و همراهی نوجوانان کانون اصلاح و تربیت حضور دارند. این مستند داستانی در آخرین دوره جشنواره جهانی فیلم فجر برنده جایزه نت‌پک (شبکه توسعه سینمای آسیا اقیانوسیه) شد و نماینده سینمای مستند ایران در آخرین دوره جوایز آسیا پاسیفیک بود و همچنین برنده چهار جایزه در سینماحقیقت و فیلم منتخب جشنواره پوسان و... نیز است. «خط باریک قرمز» داستان یک گروه مجرم نوجوان در یک زندان است که با کمک چند مربی بازیگری تصمیم می‌گیرند یک نمایش را روی صحنه ببرند و ناگفته های زندگی خود را از این طریق بیان کنند تا اگر این نمایش موفق بود به این بهانه و برای اجرا در جشنواره بین المللی تئاتر فجر از زندان خارج شوند، اما تعدادی از آنها برای روز اجرا، نقشه فرار می کشند..
عکس از سحر قریب

وقتی این متن رو میخونی، میگی این رو چه کسی میتونه سروده باشه؟
این حجم از فکر و جهان بینی پشت این نوشته.
هیچ اشکی برای گریه کردن نیست
و هیچ تفکری برای فکر کردن
و وقتی برات مینوازه
و این شاهکار کلمات با جادو و هنرنمایی راجر واترز قاطی میشه و در هم می آمیزه...اون وقت چیزی خلق شده.
یکی از مهمترین آلبومهای موسیقی، که حداقل این آهنگ رو برای هر سلیقه و شکل و تیپ و تفکر آدمی که گذاشتم محو شده در موسیقی. چشمها خیره شده به یک نقطه، مردمکها گشاد شده، مغز شروع کرده به یادآوردی و متن و موسیقی تو رو مسخ کرده در ... دیدن ادامه ›› دنیایی دیگه...
رفقا....
این Amused to death از راجر واترز
یک شاهکار ابدی در موسیقی ....
یک خلق
و نمونه ای از اون بخش خدای گونه هر انسان
از شنیدنش لذذذت ببرید

https://soundcloud.com/rex-the-younger/roger-waters-amused-to-death-live-1999-08-07



Doctor Doctor what is wrong with me
This supermarket life is getting long
What is the heart life of a colour TV
What is the shelf life of a teenage queen

Ooh western woman
Ooh western girl
News hound sniffs the air
When Jessica Hahn goes down

He latches on to that symbol
Of detachment
Attracted by the peeling away of feeling
The celebrity of the abused shell the belle

Ooh western woman
Ooh western girl
And the children of Melrose
Strut their stuff

Is absolute zero cold enough
And out in the valley warm and clean
The little ones sit by their TV screens
No thoughts to think

No tears to cry
All sucked dry
Down to the very last breath
Bartender what is wrong with me

Why am I so out of breath
The captain said excuse me ma'am
This species has amused itself to death
Amused itself to death

Amused itself to death
We watched the tragedy unfold
We did as we were told
We bought and sold

It was the greatest show on earth
But then it was over
We ohhed and aahed
We drove our racing cars

We ate our last few jars of caviar
And somewhere out there in the stars
A keen-eyed look-out
Spied a flickering light

Our last hurrah
And when they found our shadows
Grouped around the TV sets
They ran down every lead

They repeated every test
They checked out all the data on their lists
And then the alien anthropologists
Admitted they were still perplexed

But on eliminating every other reason
For our sad demise
They logged the only explanation left
This species has amused itself to death

No tears to cry no feelings left
This species has amused itself to death

"Years later, I saw Bill Hubbard's name on the memorial to the missing
at Aras. And I...when I saw his name I was absolutely transfixed it
was as though he was now a human being instead of some sort of
nightmarish memory of how I had to leave him, all those years ago.
And I felt relieved, and ever since then I've felt happier about it,
because always before, whenever I thought of him, I said to myself,
'Was there something else that I could have done?'

"I'd rather die, I'd rather die..."

And that always sort of worried me. And having seen him, and his
name in the register - as you know in the memorials there's a little safe,
there's a register in there with every name - and seeing his name and
his name on the memorial it sort of lightened my...heart, if you like."

"When was it that you saw his name on the memorial?"

"Ah, when I was eighty-seven, that would be a year, ninete...eighty-
four, nineteen eighty-four."
هیچ چیز به خودیِ خود خوب یا بد نیست . شرایطه که تعیین میکنه چی قشنگه چی زشت ، چی داره حال میده چی نه . چی خنده داره ، چی نیست . چی خوشاینده ، چی نه و ...
یه جورایی حس میکنم ما حالِ خوب رو قبل از اینکه از تئاتر یا فیلم یا فلان نمایشگاه بگیریم ، بواسطه ی همراه یا همراهانمونه که جذب و کسبش میکنیم .
یعنی حضورِ یک یا چند همراهِ همگنِ هم پیاله ، میتونه تاثیرِ به سزایی روی حالی که از یک اثر میبریم بذاره .
مثلن چند روز پیش یه فیلم رو همراه با معشوق نشسته بودیم و تماشا کردیمو همون موقع بهش 5 ستاره دادم .
و الان که نشستم مجدد اما تنها ببینمش دیدم بیش از 3 ستاره نمی ارزیده .

اینجاست که درک میکنم رفقایی که از گروهی دیدنِ نمایشها و فیلمها دفاع میکنن ، چی میگن .
و اینجاست که متوجه میشم رفیقهای خوبِ غیرمجازی داشتن میتونه چه موهبتِ بزرگی باشه .
آمین که عیشِ همه ی جمعها ، مدام باشه و ؛ عشقها و رفاقتا ؛ پایدار ...


دیدی وقتی یه آهنگو با یه عزیزی گوش میدی چقدر بیشتر به دلت میشینه؟ همون آهنگو شاید بارهام شنیده باشی ولی با اون آدم که میشنوی میره جزو لیست آهنگ‌های مورد علاقه.
۲ روز پیش، چهارشنبه
بهار گراوندی
دیدی وقتی یه آهنگو با یه عزیزی گوش میدی چقدر بیشتر به دلت میشینه؟ همون آهنگو شاید بارهام شنیده باشی ولی با اون آدم که میشنوی میره جزو لیست آهنگ‌های مورد علاقه.
دقییییقن
شاید یه آهنگِ معمولی ام باشه ها ، اما واسه تو میشه با شکوه ترین و درجه یک ترین موزیکِ دنیا . که همیشه هم با وجد ازش تعریف میکنی :)
به نظرم برای همینه که یکی ممکنه از یه کار خوشش نیاد و یکی دیگه دلش پر بزنه براش ، موضوع کیفیتِ اون کار نیست . خاطره ایه که بواسطه ی اون ثبت و موندگار و عزیز شده برای شخص . و برای دیگری نه .
۲ روز پیش، چهارشنبه
امپرسیونیست
دقییییقن شاید یه آهنگِ معمولی ام باشه ها ، اما واسه تو میشه با شکوه ترین و درجه یک ترین موزیکِ دنیا . که همیشه هم با وجد ازش تعریف میکنی :) به نظرم برای همینه که یکی ممکنه از یه کار خوشش نیاد ...
دقیقا👌🏻👌🏻👌🏻
۲ روز پیش، چهارشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
// چرنده غرب تگزاس//
ترانه باستر اسکراگس
من عاشق فیلم کوتاه و اپیزودیک هستم..
اصلن هر چی کوتاهتر بهتر..
فقط نوشته های خودم هست هر چی بلندتر باشه بهتر،
چون خودم با هاش حال می کنم ( به قول سید مهدی)
بگذریم..
غیر از اپیزود آخر..
اپیزودهای جالب، متفاوت و کمدی داره..
اپیزود اول و دوم کمدی هست
اما اپیزود اولش شاهکاره..
استثتا دوبله خوبی داره..
از فروردین ... دیدن ادامه ›› تا الان حداقل ۶۰ دفعه دیدمش..
راستی یادتان باشه اپیزود اول و دوم حتما تو تلویزیون
ببینید و در لپ تاپ و موبایل و... نبینید..

در انتها به نسبت ۹۰ و ۱۰ برای برادران کوئن که این اثر را
ساختند و اینجانب که این فیلم معرفی کردند دعا کنید..
اپیزودِ اولش شگفت انگیزه . حقیقتن نمیدونم چندبار دیدمش .
بینهایت دوسش دارم
۲ روز پیش، چهارشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تو کازابلانکا میگه: چون سرو سربلند، چون کوه استوار، چون ابر پراکنده!
مهدی ارجمند: «ملاقات‌های شگفت‌انگیز» احضار روح می‌کند | عکس
مهدی ارجمند: «ملاقات‌های شگفت‌انگیز» احضار روح می‌کند
کارگردان فیلم «ملاقات‌های شگفت‌انگیز» می‌گوید داستانک‌های این فیلم بر اساس تضاد بین اندیشه‌های مخالف صورت می‌گیرد.به گزارش روابط عمومی هنروتجربه، مهدی ...
دیدن ادامه ››

کارگردان فیلم «ملاقات‌های شگفت‌انگیز» می‌گوید داستانک‌های این فیلم بر اساس تضاد بین اندیشه‌های مخالف صورت می‌گیرد.
به گزارش روابط عمومی هنروتجربه، مهدی ارجمند کارگردان فیلم «ملاقات‌های شگفت‌انگیز» که هم اکنون در سینماهای «هنروتجربه» در حال اکران است، درباره ایده شکل‌گیری این فیلم توضیح داد: من همیشه دوست داشتم شخصیت‌های مورد علاقه‌ام را در حوزه تاریخ، فرهنگ و هنر در یک داستان یا در یک فیلم گردهم بیاورم و این اتفاق در این فیلم رخ داد تا آن‌ها را در قالب سکانس‌ها یا فصل‌های کوتاه کنار یکدیگر قرار بدهم و به گونه‌ای بین‌ آن‌ها ارتباط برقرار کنم که نتیجه آن «ملاقات‌های شگفت‌انگیز» شد. وی به ساختار فیلم اشاره و عنوان کرد: ساختار فیلم به شکل مینیاتوری از سکانس‌های کوتاه است که به شکل داستانک و نه داستان بلند ارایه شده است. این شیوه داستانک گویی هم مدرن است و هم می‌تواند یکسری ایده‌ها و اندیشه‌هایی را مطرح کند بدون آنکه نیازی به ساختار کلاسیک و ارسطویی داشته باشیم که در ساختار بلند و نمایشی از آن استفاده می‌شود. کارگردان فیلم «ملاقات‌های شگفت‌انگیز» ادامه داد: در واقع می‌توان بدون نیاز به توصیفات اضافی ایده‌ها را مینیمال کرد و به مخاطب ارایه داد. به همین دلیل من این ساختار را برگزیده‌ام به گفته ارجمند، «ملاقات‌های شگفت‌انگیز» ترکیبی از انیمیشن، عکس متحرک و فیلم زنده است. وی درباره شیوه روایتگری این فیلم اظهار کرد: روایتگری در این فیلم مبتنی بر دراماتیزه کردن و ایجاد تضاد از طریق دیالوگ‌نویسی است. همان روشی که سقراط برای کشف حقیقت در مکالمات فلسفی‌اش بکار می‌گرفت. کارگردان فیلم «ملاقات‌های شگفت‌انگیز» افزود: داستانک‌های من در «ملاقات‌های شگفت‌انگیز» نیز براساس تضاد بین اندیشه‌های مخالف صورت می‌گیرد و در هر سکانس بحثی مطرح می‌شود و دو طرف با اندیشه مخالف باهم گفتگو را آغاز می‌کنند. ارجمند تاکید کرد: در نهایت نتیجه‌گیری برعهده تماشاگر است و بستگی دارد که او چه برداشتی از دیالوگ‌ها و بحث مطرح شده داشته باشد. به نظر من فیلم در نهایت یک فیلم تخیلی است و نه یک فیلم مستند. چون در فیلم مستند اسنادی که ارایه می‌شود مابه ازای عینی و تاریخی دارند و راوی یا فیلمساز نظر خود را در متن مستند وارد نکرده و به شاهد بودن اکتفا می‌کند. وی ادامه داد: من در «ملاقات‌های شگفت‌انگیز» از متریال مستند استفاده کرده‌ام. یعنی بعضی شخصیت‌ها وجود دارند و زنده هستند و برخی دیگر نیز کاراکترهایی است که در فیلم‌های دیگر بازی کرده‌اند که آن کاراکترها دیگر مستند نیست و تخیلی‌اند. من کاراکترهای تخیلی و واقعی را با یکدیگر ترکیب و سکانس‌ها را دیالوگ نویسی کردم. کارگردان فیلم «ملاقات‌های شگفت‌انگیز» با اشاره به اینکه دیالوگ‌ها را خود نوشته است، بیان کرد: دیالوگ‌ها را بر اساس دیدگاه‌های شخصیت‌ها نوشته‌ام اما دیدگاه خود را نیز به نوعی با طرح موضوع بحث، ارایه داده‌ام و یک موقعیتی فرضی آفریده‌ام که در واقعیت وجود نداشته است. ارجمند با اشاره به اینکه تولید این فیلم چهارماه طول کشیده است‌، تصریح کرد: برای ساخت این فیلم از نرم‌افزاری استفاده کردم که می‌توانستم عکس‌ها را متحرک و با فیلم‌ها ترکیب کنم. در نهایت فیلم دوبله شد که پروسه دوبله نیز جالب بود. وی درباره دوبله «ملاقات‌های شگفت‌انگیز» نیز خاطرنشان کرد: دوبلورهای حرفه‌ای در این کار ما با همراه بودند. خود من نیز جای برخی از شخصیت‌ها که حدود 18 تا است، صحبت کردم. حدود 60 شخصیت نیز دوبلورهای حرفه‌ای صحبت کردند که بسیار نتیجه خوبی حاصل شد. سعید مظفری مدیر دوبلاژ این فیلم است و چنگیز جلیلوند، ابوالحسن تهامی، نصرالله مدقالچی و...در «ملاقات‌های شگفت‌انگیز» با ما همکاری کردند. کارگردان «ملاقات‌های شگفت‌انگیز» درباره اهداف ساخت این فیلم گفت: مبحث مورد علاقه من متافیزیک و تاریخ است. در این فیلم هر دو این مسایل مطرح شده است. به عنوان مثال در سکانسی که انیشتین، هاوکینگ، کارل ساگان و نیکولا تسلا را دور هم جمع کردم و درباره دنیای موازی صحبت می‌کنند و شخصیتی دیگر (چارلیز ترون) از بعد چهارم به این بحث اضافه می‌شود، نشان از علاقه من به پدیده‌هایی از جمله بین الابعاد و متافیزیک دارد که در این فیلم به اشکال گوناگون به آن پرداخته شده است. ارجمند ادامه داد: همچنین بقای روح از دیگر مسایل مورد علاقه من است که در این مطرح شده است. «ملاقات‌های شگقت‌انگیز» به نوعی فیلم اظهار روح است. کسانی که مرده‌اند، زنده می‌شوند و دوباره در کنار دوستان خود احضار می‌شوند و دوباره شروع به حرف زدن و اظهار وجود می‌کنند. یکی دیگر از مضامین اصلی عشق و رازهای آن است. جدال بین خیر و شر از دیگر مباحثی است که به دلیل علاقه‌ای که به آن دارم در «ملاقات‌های شگفت«انگیز» به آن توجه داشته‌ام. وی با اشاره به اینکه در دورانی به سر می‌بریم که متاسفانه یاس فلسفی و افسردگی بر جهان حاکم شده است، عنوان کرد: حاکم شدن یاس فلسفی و افسردگی بر جهان تنها به دلیل کرونا نیست بلکه قبل از آن نیز اینگونه بوده است. هنر مدرن متاسفانه هنر افسرده‌ای است و نسل جدید نسلی بدون اعتقاد به خالق و بقای روح است و من همه این موارد را در فیلم خود به چالش کشیده‌ام. به گفته این کارگردان، «ملاقات‌های شگفت‌انگیز» به دنبال این است که بگوید این جهان دارای خالق و هدف است و خلقت بدون معنی و هدف وجود ندارد. باید برای ادامه دادن امید داشت چراکه خالق و جهان‌های دیگر در انتظار ما هستند. ارجمند با بیان اینکه تمام شخصیت‌های به کار برده شده در این فیلم خارجی هستند، بیان کرد: از شخصیت‌های ایرانی در این فیلم استفاده نکردم به دلیل آنکه بافت فیلم خارجی است و شخصیت‌های ایرانی در این بافت نمی‌نشینند. به همین دلیل برای شخصیت‌های ایرانی فیلم دیگری در نظر دارم که در آینده خواهم ساخت. در آن فیلم همه شخصیت‌ها از تاریخ و فرهنگ ایران هستند. وی با اشاره به مراحل تحقیق و نگارش این فیلم مطرح کرد: به دلیل آنکه من بسیار زیاد به مباحثی که به آن اشاره کردم، علاقه دارم و نویسنده و محقق نیز هستم در تمام مباحث این فیلم تحقیق انجام شده است و از این نظر جنبه مستند فیلم قابل دفاع است.  ارجمند در پایان اظهار کرد: امیدوارم «ملاقات‌های شگفت‌انگیز» نه به عنوان یک فیلم مستند بلکه به عنوان یک فیلم داستانی اکران مناسب‌تری داشته باشد و بیشتر دیده بشود تا بتواند تاثیر خود را به ویژه در جامعه جوان که نیاز به تحقیق، امید و انرژی مثبت دارد، بگذارد. همچنین اکران آنلاین نیز می‌تواند مناسب این فیلم باشد. امیدوارم با دوبله این فیلم به زبان انگلیسی و فرانسوی نیز اکرانی برای آن در خارج از کشور ایجاد کرد چراکه مخاطبان جهانی از اکثر کاراکترهای این فیلم سابقه ذهنی دارند و گردهمایی آن‌ها در یک فیلم می‌تواند در عین جذابیت برایشان سوال برانگیز نیز باشد. 

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نخستین عکس‌های فیلم «بوتاکس» به کارگردانی کاوه مظاهری منتشر شد | عکس
نخستین عکس‌های فیلم «بوتاکس» به کارگردانی کاوه مظاهری منتشر شد
به گزارش مشاور رسانه‌ای پروژه، «بوتاکس» اولین فیلم بلند کاوه مظاهری است که پخش بین‌المللی آن به تازگی آغاز شده است. بخش‌هایی از این فیلم که ساخت آن در سال گذشته به ...
دیدن ادامه ››

به گزارش مشاور رسانه‌ای پروژه، «بوتاکس» اولین فیلم بلند کاوه مظاهری است که پخش بین‌المللی آن به تازگی آغاز شده است. بخش‌هایی از این فیلم که ساخت آن در سال گذشته به اتمام رسید در آلمان فیلم‌برداری شده است.سوسن پرور، مهدخت مولایی، سروش سعیدی، محسن کیانی و مرتضی خانجانی از بازیگران فیلم «بوتاکس» هستند.
در خلاصه داستان این فیلم آمده است: «اکرم و آذر به همه می‌گویند که برادرشان قاچاقی به آلمان رفته و فعلاً ازش خبری ندارند. به‌مرور این «دروغ» در ذهن اکرم به یک واقعیت تبدیل می‌شود، تا حدی که شبانه‌روز را در انتظار برگشتن برادرش از آلمان، سپری می‌کند.»
فیلم «بوتاکس» تولید مشترک ایران و کاناداست و با سرمایه‌گذاری محسن کیانی، ساسان سعیدی، کاوه مظاهری، سروش سعیدی و گروه همراهان اندیشه ققنوس ساخته شده است. دو فیلم کوتاه آخر کاوه مظاهری، «روتوش» و «شهربازی» پیش از این به عنوان نماینده ایران در رقابت آکادمی اسکار شرکت داشته است.
دیگر عوامل فیلم عبارت‌اند از: تهیه‌کنندگان: کاوه مظاهری و سروش سعیدی، نویسندگان فیلم‌نامه: کاوه مظاهری و سپینود ناجیان، مدیر فیلم‌برداری: حامد حسینی سنگری، سایر بازیگران: مهدی پورخانعلی، مریم نجفی، الهه فرازمند، هانیه مفلح، سارا رستم، مهناز افتاده نیا، ملینا پورکاظمی، فتح الله غفاری، سجاد میرسعید و آرین واعظ آشتیانی (بازیگر کودک)، طراح صحنه و لباس: عادله چراغی، طراح چهره‌پردازی: امید گلزاده، تدوین: پویان شعله‌ور، موسیقی: میلاد موحدی، صدابردار: هادی معنوی پور، طراحی و تدوین صدا: حسین قورچیان، طراحی جلوه‌های ویژه کامپیوتری: محمد برادران، جلوه‌های ویژه میدانی: آرش آقابیک، طراح و سرپرست بدلکاری: کیوان رضایی، مجری طرح: مهدی برجیان، مدیر تولید: امیر مهدی صادقی، مدیر تدارکات: علی شیخی، دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز: غزل معصومی، دستیار اول فیلمبردار: بهروز سیفی، مشاور کارگردان: غلامرضا رمضانی، دستیاران کارگردان: محمدرضا (نوید) کریم پور، توحید آیت، نعیم نظیفی، سجاد میرسعید، منشی صحنه: منا علامه امیری، دستیار اول طراح لباس: فرید طاهری فرد، مدیر صحنه: مهرداد رنجی، دستیار اول طراح لباس: سمیرا استیری، ساخت دکور: محمد سلطانی، دستیار تدوین: یاسمن مرادی، دستیار صداگذار: مهیار سلیمی، دستیار صدابردار: محمدرضا محمدی، اصلاح رنگ و نور: نیما دبیرزاده، عکاس: سیما محمدی و مشاور رسانه‌ای: زهرا نجفی

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
«مخاطب دوست داشتنی من» به جشنواره سینه بوت راه یافت | عکس
«مخاطب دوست داشتنی من» به جشنواره سینه بوت راه یافت
فیلم کوتاه «مخاطب دوست داشتنی من» در جشنواره سینه بوت cineBooth در لندن به نمایش در می‌آید.به گزارش روابط عمومی پروژه، فیلم کوتاه «مخاطب دوست داشتنی من» به کارگردانی ...
دیدن ادامه ››

فیلم کوتاه «مخاطب دوست داشتنی من» در جشنواره سینه بوت cineBooth در لندن به نمایش در می‌آید.
به گزارش روابط عمومی پروژه، فیلم کوتاه «مخاطب دوست داشتنی من» به کارگردانی و تهیه کنندگی معصومه خزایی و نویسندگی سولماز اعتمادی در بخش رقابتی جشنواره بین اللملی «سینه بوت»در لندن روی پرده خواهد رفت. معصومه خزایی که با پنجمین تجربه فیلمسازی اش در این جشنواره حضور دارد، دانش آموخته فیلمسازی و تدوین است. این فیلم کوتاه اجتماعی روایت ساده ای از یک عشق در یک نگاه است که با پیچیدگی هایی غیر منتظره مواجه می شود و ...
حمیدرضا فراهانی، صفورا خوش طینت، میلاد مرتضوی، امید گلپایگانی، نیلوفر کریمی، اسماعیل خزایی، محمد صدرا حسینى و علی شکرزاده بازیگران این اثر هستند.
سایر عوامل این فیلم عبارتند از: مدیر برنامه ریزى و دستیار اول کارگردان: نگار پناهى ،منشى صحنه: گل کوشان، مدیر تولید: مهدى شیردل، دستیار تهیه و تولید: مریم اصغرى، مجرى طرح: امارد فیلم، مدیر فیلمبردارى عاطف امیرى، دستیار یک: ستار گودرزی، دستیاران نور: آرا بگذر، مهدی رمضانی، صدابردار: جواد جهانگیرى، طراح لباس و صحنه: معصومه خزائى، طراح گریم :سامان مه آبادى، مجرى گریم: مهدیه یزدانى، تدوین: کاووس آقایی ،دستیار لباس: زهرا گلپایگانى، عکاس: امیرحسین ازندریان ملایری، روابط عمومی: مریم رودبارانی، تدارکات: على رضا مختاریان

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
من اصلا با دنیا و کائنات و این دم و دستگاه حرف نمیزنم..اونا هم با من...
زیاد دمپَرِ هم نمی شیم...ولی این بار...نمیدونم اونا گوش دادن چی میخوام و واو به واو اجراش کردن یا از خوش شانسی‌ خودم بود که به این فیلم رسیدم...دقیییقا همونی که میخواستم...wild...
عجب فیلمی....چه دیالوگای‌خوبی...چه همه چی خوب...چه همه چی مناسب حال من...چه خوب بعد از کلی وقت اشکمو درآورد...چه خوب سبکم کرد..چه قشنگ جواب من داد و باهام حرف زد...
چه فیلم خوبی...چه فیلم خوبی...

برادران لومیر مرسی...اگه شما نبودین باید چه جوری پاهام رو از این زمین کوفتی میکندم و ساعتی ازش جدا میشدم؟


برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
هر چی توو فیلما میگردم و بالا و پایینشون میکنم،فایده نداره... هیچ فیلمی صدام نمیکنه...
دلم یه تصویر تازه میخواد ...میخوام یه تصویر از یه دختر‌ ببینم...از اونا که رها کردن..ولی همه چی رو توو وجودشون هنوز دارن...از اونا که تلخ و وحشی و بی‌رحم نشدن...ولی با بالاترین قدرتِ مدیریت، می ذارن و میرن...از اونا که همه چی توو مشتشونه...از اونا که شوق زندگی رو زیاد دارن...نه وا دادن نه بُریدن...

نیست...ندارم قاطی فیلما...


اصن چقد دلم میخواد خودم برم...چقد هوس رفتن کردم...یه جای دور...دلم واسه "مقابله کردن" تنگ شده...دلم تنهاییِ بیشتر میخواد..."تنهایی"...تنها حسِ دوست داشتنی و خواستنی...تنها رفیقِ ابدی...
پوریا صادقی و پویا فلاح این را خواندند
امیر مسعود و کاوه علیزاده این را دوست دارند
با این ویژگیها که گفتی فقط این توو د وایلد و ایزی رایدر یادم میاد که دختر نیستن البته .
اغلب وسترنایی که دیدم هم اینجوری ان که گفتی . کابوی هایی که تنهان . غیر از اونا که دخترِ مظلومِ فیلمو نجات میدنو باهاش ازدواج میکنن
۳ روز پیش، سه‌شنبه
نیلوفر
راستش انقد از این نیکول کیدمن بدم میاد که هر فیلمی توش باشه با اکراه میبینم...
اصلا نمی دونستم ولی این فیلم اونقدر دل انگیزه که حتی میشه بهاره رهنما رو هم توش تحمل کرد.
۲ روز پیش، چهارشنبه
نیلوفر
...
مرسی الان میبینمش👌🏻
۲ روز پیش، چهارشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
 1970 Zabriskie Point
امشب تصمیم‌ گرفتم بدون هیچ انتخاب و سلکت کردنی بطور کاملا تصادفی یکی از فیلمای هاردمو پلی کنم، قرعه بنام فیلم "نقطه زابریسکی" افتاد.
چند دقیقه پیش تموم شد.
چقد فیلم عجیب و وحشی بود، یه ...  1970 Zabriskie Point
امشب تصمیم‌ گرفتم بدون هیچ انتخاب و سلکت کردنی بطور کاملا تصادفی یکی از فیلمای هاردمو پلی کنم، قرعه بنام فیلم "نقطه زابریسکی" افتاد.
چند دقیقه پیش تموم شد.
چقد فیلم عجیب و وحشی بود، یه ...
1970 Zabriskie Point
امشب تصمیم‌ گرفتم بدون هیچ انتخاب و سلکت کردنی بطور کاملا تصادفی یکی از فیلمای هاردمو پلی کنم، قرعه بنام فیلم "نقطه زابریسکی" افتاد.
چند دقیقه پیش تموم شد.
چقد فیلم عجیب و وحشی بود، یه رهایی فوق‌العاده لذتبخشی داشت برام. نمیخوام دنبال هیچ منطقی تو فیلم بگردم
میخوام امشبو مثل شخصیتهای فیلم رها باشم و چشمامو ببندم و لذت شنیدن موسیقی سحرانگیز فیلم و تماشای یکی از بکرترین و زیباترین نقاط دنیا تا صب سیو بمونه برام.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یه وقتایی مث الان ، انگار آمپول زده باشن به رگهامو هر چی انرژیه کشیده باشن ، بیحال ولو میشم روو کاناپه بادی م . کاناپه بادیم توو اتاقیه که سالهاست تبدیلش کردم به سینما . اسمش سینما دالاسه . واسه اون زمانه که هنوز دالاس اینجوری آباد و کت و شلواری نشده بود . کثیف و خلوت بود اما قلبِ تنسی بود . کاملن آکوستیکه و میتونم صدای موزیک یا فیلممو هر چقدر که بخوام بلند کنم . مثل الان که صدای موزیک تا ته بلنده .. عین یه سالونِ متروک وسطِ بیابون . دیواری که پرده ی سینمام روشه ، مثل شاهدختی با لباسِ عروسیِ پری دوختِ نقره بهم خیره شده ..
غمگین یا خسته و افسرده نیستما ، نمیدونم مواد زدن چیجوریه چون تا حالا نزدم ، ولی احتمالن حالم شبیه کسیه که خیلی موادِ مرغوبِ گرون زده و حالا هپروتو با ماهیچه های شُل و بدنِ ژله ای ش سِیر میکنه . یا کسی که بعد از کشتنِ کلی آدم توو یه نزاعِ گنگستریِ دهه چهلی ، سیگارشو روشن کرده و با دستای خونی و یوزیِ بی خشاب لم داده روو صندلیِ یه کافه ی خالی با نئونهای نیمه روشن و موزیک گوش میده .
با این موزیکی که دارم گوش میکنم دوس دارم خیال کنم نصفه شبه و من و معشوق داریم زیرِ بارونِ تابستونیِ پاریس قدم میزنیم ، اما خب معشوقه های پاریسی وراجن و منم با این وضعم حالِ گوش دادن به حرفاشو ندارم . گفتم که انگار یه آمپول زدن به رگهامو هر چی انرژیه کشیدن ...
دوس دارم خیال کنم 1900 ام و تا لحظاتی بعد قراره کِشتی با چند تَن دینامیت بره هوا ..
و من در پنهون ترین نقطه ی کشتی ؛ تنها و پر خاطره ؛ به ساز زدنم ادامه میدم ....
آره اینو هستم
به سلامتیِ زندگی :d

http://uupload.ir/view/bbm_harry_allen_amp_scott_hamilton_-_39_round_midnight[1].mp3/
عشقشو‌ برس، این حال رو
۴ روز پیش، دوشنبه
پوریا صادقی
عشقشو‌ برس، این حال رو
حال خیلی خوبی بود واقعن :) انقدر خوب که نفهمیدم کی خوابم برد . اونم با صدای بسیااار بلنددددِ موزیک :))
۴ روز پیش، دوشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
«کادون» بزودی مقابل دوربین می‌رود | عکس
با بازی میرطاهر مظلومی، بهنوش بختیاری، مریم مومن
«کادون» بزودی مقابل دوربین می‌رود
فیلم «کادون» با انتخاب کامل بازیگران و عوامل پشت دوربین ظرف چند روز آینده مقابل دوربین خواهد رفت. به گزارش مشاور رسانه‌ای پروژه، فیلم «کادون» به کارگردانی کمال مقدم ...
دیدن ادامه ››

فیلم «کادون» با انتخاب کامل بازیگران و عوامل پشت دوربین ظرف چند روز آینده مقابل دوربین خواهد رفت. به گزارش مشاور رسانه‌ای پروژه، فیلم «کادون» به کارگردانی کمال مقدم و تهیه‌کنندگی مشترک علی اصغر رضایی و حامد صلح‌میرزایی از چندی پیش و با دریافت پروانه ساخت وارد مرحله پیش تولید شده و با انتخاب کامل بازیگران و عوامل پشت دوربین بزودی کلید خواهد خورد. به گفته حامد صلح‌میرزایی، فیلمبرداری این فیلم با حمایت سپاه کرج، حوزه ۱۲۷ بسیج حضرت قمربنی هاشم(ع) و شهرداری این منطقه، در شهر مهربانی گرمدره کرج انجام می‌شود و گروه ظرف چند روز آینده در این منطقه کار را کلید خواهند زد. میرطاهر مظلومی، بهنوش بختیاری، مریم ‌مومن، شهین تسلیمی، مهیار حسن، یاسین بهبودی، راضیه دهقان، مهسا مرادعلی، فرانک رضایی، ایلیا مولایی، لیلا حسینی و (با هنرمندی) محمدرضا شیرخانلو گروه بازیگران این فیلم را تشکیل می‌دهند. «کادون» مضمونی اجتماعی دارد و با محوریت معضلات فضای مجازی زندگی چند خانواده و مشکلات آنان را روایت می‌کند...
طراح گریم: بابک شعاعی، مدیر تصویربرداری: محمد غزازانی، مجری طرح: ‌ریحانه ابوالحسنی، مدیر تولید: محمد سیانکی، مدیر صدابرداری: سیدمحمدجلال سعادت‌یار، طراح صحنه و لباس: نعیمه مهدی‌زاده، تدوین: میلاد رضایی و جانشین تهیه: مهدی نامداری، دیگر عوامل پشت دوربین این فیلم هستند.

پویا فلاح این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
جشن پایان فیلمبرداری «کوسه» با حضور عوامل و بازیگران | عکس
«کوسه» به خط پایان رسید
جشن پایان فیلمبرداری «کوسه» با حضور عوامل و بازیگران
فیلمبرداری فیلم سینمایی «کوسه» به کارگردانی علی عطشانی و تهیه‌کنندگی سید محمد احمدی به پایان رسید و جشن پایان فیلمبرداری با حضور عوامل و بازیگران فیلم برگزار شد. به گزارش مشاور ...
دیدن ادامه ››

فیلمبرداری فیلم سینمایی «کوسه» به کارگردانی علی عطشانی و تهیه‌کنندگی سید محمد احمدی به پایان رسید و جشن پایان فیلمبرداری با حضور عوامل و بازیگران فیلم برگزار شد. به گزارش مشاور رسانه‌ای بیتافیلم، فیلم سینمایی «کوسه» به کارگردانی علی عطشانی و تهیه‌کنندگی سید محمد احمدی روز گذشته (شنبه 11 مردادماه) در لوکیشن نیاوران به پایان رسید و کیک مراسم پایان فیلمبرداری توسط آسیا تاشکین بازیگر مهمان از کشور ترکیه بریده شد. در این مراسم که به دلیل رعایت پروتکل‌های بهداشتی در فضای باز لوکیشن فیلم برگزار می‌شد، هدایایی از طرف شرکت چرم ایلوک به بازیگران و عوامل فیلم «کوسه» اهدا شد و همچنین بیمه تجارت نو اسپانسر فیلم نیز هدایایی را به عوامل و بازیگران فیلم اختصاص داد. در ادامه علی عطشانی از حضور گرم و همدلانه تمامی عوامل پشت صحنه و بازیگران فیلم که در شرایط سخت این روزها تلاش کردند یک اثر سینمایی به ثمر برسد، قدردانی کرد. مهدی هاشمی، مهران احمدی، سیما تیرانداز، بهناز جعفری، ریحانه پارسا، محمدجواد جعفرپور، مهران رجبی، بهراد خرازی، مهسا کامیابی، فرانک حسینی، احمدرضا موسوی، آن ماری سلامه و آسیا تاشکین با حضور پژمان جمشیدی مجموعه بازیگران این فیلم را تشکیل می‌دهند. عوامل اصلی این فیلم عبارتند از: کارگردان: علی عطشانی، تهیه‌کننده: سید محمد احمدی، علی عطشانی، تهیه‌کننده اجرایی: مرتضی رحیمی، نویسنده: پیمان عباسی، مدیر فیلمبرداری: محمود عطشانی، طراح صحنه و لباس: مجید علی‌اسلام، صدابردار: محمد شاهوردی، طراحی و ترکیب صدا: سید محمود موسوی‌نژاد، طراح چهره‌پردازی: امید گلزاده، چهره‌پرداز: فرزانه زردشت، دستیار کارگردان و برنامه‌ریز: وحید مهین دوست، موسیقی: پوریا حیدری، پشتیبانی فنی: حیدر احسانی، مدیر تولید: سعید دلاوری، مدیر تدارکات: مهدی عباسی‌پور، دستیار اول فیلمبردار: مهدی حسینی،مدیر امور بین‌الملل: امید چوگانی، مدیر تبلیغات: سید محمدصادق لواسانی، تیم تبلیغات: شراره داودی، مهسا مرزبان، عکاس و کارگردان فیلم پشت صحنه: بابک برزویه، مجری طرح: بیتا فیلم تهران، حامی مالی: بیمه تجارت نو، مشاور رسانه‌ای و مدیر روابط عمومی بیتافیلم: مریم قربانی‌نیا.

پویا فلاح این را خواند
عه کورتوا هم بازی کرده؟
چه بی خبر از اسپانیا آوردنش :)
۴ روز پیش، دوشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تسلیت کانون کارگردانان برای درگذشت خسرو سینایی | عکس
تسلیت کانون کارگردانان برای درگذشت خسرو سینایی
زندگی خسرو خوبان سینما و موسیقی ، مثل یک قصه بود گاه با سایه گفتگو می کرد و گاه از هیولای درون  گلایه میکرد...در کویر خون  از عروس آتش  ترانه ای ساخت که قدر و قدمتش از فرش و اسب ...
دیدن ادامه ››

زندگی خسرو خوبان سینما و موسیقی ، مثل یک قصه بود گاه با سایه گفتگو می کرد و گاه از هیولای درون  گلایه میکرد...در کویر خون  از عروس آتش  ترانه ای ساخت که قدر و قدمتش از فرش و اسب ترکمن ارزنده تر و به وسعت تاریخ بود کوله بارش مملو از مرثیه گمشده  مهاجرت هزاران لهستانی  بود که هنوز خاک خسته ،قصه گوی آنان است خسرو سینایی در پنج خط حامل موسیقی و پرده سپید کهنسال سینما عمری به دنبال کوچه های عشق گردید ،از دیروز تا هنوز....واینک تهران امروز شیدایی عاشقانه اش را در کوچه پائیز به آن رنگ ابدیت بخشید خسروسینائی از مفاخری بود که نیمه گمشده ی دیگر هنرمندانی است ، که از دیروز تا هنوز در شریان زندگی عشق را در تراز بی بقای خاک دوره میکنند.
کانون کارگردانان سینمای ایران در غم نبودش به فرهنگ و هنر این سرزمین تسلیت می گوید

پویا فلاح این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
 پیام مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی در پی درگذشت استاد «خسرو سینایی» | عکس
پیام مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی در پی درگذشت استاد «خسرو سینایی»
مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی در پیامی درگذشت استاد «خسرو سینایی» را تسلیت گفت.به گزارش روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی،  در پیام علیرضا تابش آمده است:انالله و اناالیه راجعونجامعه‏‌ی ...
دیدن ادامه ››

مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی در پیامی درگذشت استاد «خسرو سینایی» را تسلیت گفت.
به گزارش روابط عمومی بنیاد سینمایی فارابی،  در پیام علیرضا تابش آمده است:
انالله و اناالیه راجعون
جامعه‏‌ی سینمایی ایران، امروز یکی دیگر از چهره‏‌های ارزشمند و به یادماندنی خود را از دست داد و سینما و مردم هنردوستِ ایران زمین، به سوگِ یکی از نجیب ترین، شریف ترین و متین ترین شخصیتهایِ وزینِ هنرهایِ نمایشی نشسته اند. داغ فقدان استاد «خسرو سینایی» امروز در حالی بر دل اهالی هنر نشست که او، هنوز تجربیات فراوانی برای به اشتراک گذاشتن با نسل آینده داشت. روحِ نازنینش، راهِ آسمان را غریبانه پیمود ولی خوشا بر احوالش که عمری را کریمانه زیست و هرآنچه به ودیعه نهاد، مهربانی و مهرورزی و مهرآسایی بود. سینایی در بخش عمده‏‌ای از تاریخِ روشنفکری و فرهنگ مدرن ایران، حضور داشت و قطعه ای از میراثِ فرهنگ و هنر این سرزمین محسوب می‏شد که افسوس و حسرتِ از دست دادنش، به این زودی آرام نخواهد شد. سینایی در هنر ایران، همواره روی مرزِ باریکِ میانِ دوگانه‏‌ی کهنه‏‌ی «هنر بازاری» و «هنر فاخر» ایستاده بود، او نه به خاطرِ بازار هیچگاه حاضر شد استانداردهای هنری آثارش را نادیده بگیرد و نه هیچگاه چنان غرق سنت‌ها و آدابِ نخبگانی شد،‌که مردمش را فراموش کند. این ویژگی، به ویژه در میان هم‏‌نسلان سینایی ویژگی ممتاز و متفاوتی محسوب می‏شود و ما انگشت‏‌شمار هنرمندانی داریم که بتوانند آنچه او به سینمای ایران افزود، ارائه دهند. سینایی راهی را در سینمای ایران گشود که به راحتی قابل پیگیری نیست. امیدوارم راه و مشی هنری امثال خسرو سینایی، که عزیز سینمای ایران بود، پس از او نیز ادامه پیدا کند و پررنگ تر از پیش در منظومه سینمای ایران خودنمایی کند. از صمیم دل، هجرتش را به خانواده معزّز ایشان و سینماگران فرهیخته، تسلیت و تعزیت عرض نموده، از درگاه خداوند متعال، برای روحِ سترگش، آرامش ابدی آرزومندم.
علیرضا تابش
مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی

پویا فلاح این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۰٪ تخفیف خرید در جشنواره فیلم‌تئاترهای تیوال! | عکس
تا ۲۰ مرداد تمدید شد
۲۰٪ تخفیف خرید در جشنواره فیلم‌تئاترهای تیوال!
  با توجه به استقبال و درخواست مخاطبین جشنواره فیلم‌تئاترهای تیوال تا ۲۰ مردادماه تمدید شد! این جشنواره که از ۴ تا ۱۰ مردادماه به مدت یک هفته فعال شده بود با توجه به استقبال مخاطبین ...
دیدن ادامه ››

 

با توجه به استقبال و درخواست مخاطبین جشنواره فیلم‌تئاترهای تیوال تا ۲۰ مردادماه تمدید شد!

این جشنواره که از ۴ تا ۱۰ مردادماه به مدت یک هفته فعال شده بود با توجه به استقبال مخاطبین تا ۲۰ مرداد تمدید شده است.
خریداران محترم میتوانند برای استفاده از تخفیف، هنگام خرید هر فیلم تئاتر از کد تخفیف ftf99 بهره ببرید.

امیدواریم با کمترین خروج از خانه مگر برای کارهای ضروری (و با ماسک)، از تماشای فیلم‌تئاترهای جدید و جذاب در تیوال لذت ببرید :-)

» بخش فیلم‌تئاترها

برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
تولید فیلم و سریال نباید متوقف شود | عکس
تولید فیلم و سریال نباید متوقف شود
برنامه سینما معیار با موضوع بررسی کرونا و آینده سینما، در ارتباط تلفنی با جمال ساداتیان (تهیه‌کننده و سینمادار) از شبکه رادیویی گفت‌وگو روی آنتن رفت.جمال ساداتیان در مصاحبه تلفنی با ...
دیدن ادامه ››

برنامه سینما معیار با موضوع بررسی کرونا و آینده سینما، در ارتباط تلفنی با جمال ساداتیان (تهیه‌کننده و سینمادار) از شبکه رادیویی گفت‌وگو روی آنتن رفت.
جمال ساداتیان در مصاحبه تلفنی با برنامه «سینما معیار» گفت: در حال حاضر به دلیل شیوع ویروس کرونا اکثر مردم سعی دارند تفریحات و روالِ عادی زندگی را از طریق فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی دنبال کنند. وی با اشاره به این که ما باید برای شبکه‌های اجتماعی تولید محتوا داشته باشیم، اظهار داشت: شبکه‌های نمایش خانگی به محتوای جدید و به روز نیاز دارد. این تهیه‌کننده با اشاره به ناتمام ماندن بسیاری از سریال‌های نوروز ۹۹، تصریح کرد: اگر ما برای مردم تولید محتوا نکنیم، مخاطبان در ایام قرنطینه با مشکلات متعددی رو به رو می‌شوند. وی افزود: اگر تولیدات داخلی در حوزه فیلم و سریال متوقف شوند، مردم به سمت فیلم‌ها و سریال‌های خارجی سوق پیدا می‌کنند. ساداتیان ادامه داد: شرایط تولید در سینما و تلویزیون باید به گونه‌ای باشند که اهالی این صنعت توانایی استمرار در تولید را داشته باشند. وی با بیان این که تولید فیلم و سریال نباید متوقف شود، عنوان کرد: امیدوارم تا قبل از زمانِ برگزاری جشنواره فیلم فجر ویروس کرونا مهار شود. این سینمادار با اشاره به این که جشنواره فجر به فیلمِ جدید نیاز دارد، تصریح کرد: تولیداتِ امروز سینمای ایران – در شرایط بحران کرونا – قرار است در جشنواره فجر حضور داشته باشند. وی با اشاره به این که سالن‌های سینمای در زمان شیوع کرونا بیشترین لطمه را تجربه کردند، توضیح داد: در حال حاضر فعالیت سالن‌های سینما بلامانع است، اما مسئولین به طور مستمر مردم را به عدم حضور در سینماها تشویق می‌کنند. ساداتیان اضافه کرد: سالن‌های سینما در اولین روز بازگشایی پس از موج اول کرونا وضعیت نسبتا خوبی را داشتند، اما با شیوع مجدد کرونا در کشور مشکلات جدیدی پدیدار شدند. وی تاکید داشت: در حال حاضر باز بودن سینماهای کشور با بسته‌ بودن آن‌ها فرقی نمی‌کند، بر همین اساس اکثر مدیران سالن‌های سینمایی تصمیم گرفتند تا سالن‌ها را به طور کامل تعطیل کنند. این تهیه‌کننده با اشاره به حضور دو فیلمِ جدید در اکرانِ پس از قرنطینه، گفت: تهیه‌کنندگان فیلم‌های «شنای پروانه» و «خوب، بد، جلف ۲» با ابرازِ محبت به سینما، خطر اکران در این شرایط حساس را پذیرفتند. وی افزود: ‌ سینمای ایران برای ورود به دوره‌ی جدید اکران، ‌ به فیلم‌های جذاب و پرمخاطب نیاز دارد. ساداتیان ادامه داد: فیلم‌های «شنای پروانه» و «خوب، بد، جلف ۲» به دلیل عدم حضور مردم در سالن‌های سینما – به دلیل شیوع ویروس کرونا – اکران خود را لغو کردند. وی اضافه کرد: متاسفانه فیلم‌های حاضر در اکران – فیلم‌های روزِ سینما – قدرت و توانایی مطلوبی برای جذب مخاطب ندارند. این سینمادار با اشاره به هزینه‌های بسیار زیاد سالن‌های سینما، توضیح داد: فروش فیلم‌ها در سالن‌های سینما بسیار اندک است و بر همین اساس میزان فروش، هزینه‌های سینمادار را تامین نمی‌کند. وی با اشاره به بسته‌های حمایتی سینماداران، اظهار داشت: امیدوارم بسته‌های حمایتی به اندازه‌ی یک قرص مُسکن برای مدیران سینمایی کارساز باشد، اما بعید می‌دانم که این بسته خسارت‌های چند ماه اخیر را پوشش دهد. جمال ساداتیان در بخش دیگری از سخنان خود در برنامه «سینما معیار» با اشاره به اکران فیلم‌های غیر ایرانی در سینماهای ایرانی، گفت: به دلیل کمبود سالن‌های سینما در ایران، تهیه‌کنندگان به موضوع «اکران فیلم‌های خارجی در سالن‌های ایرانی» رغبت نشان نمی‌دهند. وی با اشاره به این که اکثر فیلم‌های خارجیِ قابل اکران در ایران دوران نمایش خود به اتمام رسانده‌اند، توضیح داد: ما فیلم‌هایی را می‌توانیم اکران کنیم که دوره‌ی نمایش خود را در خارج از کشور به اتمام رسانده‌اند و نسخه‌های فایلی آن‌ فیلم‌ها در اختیار عموم قرار گرفته است. این سینمادار ادامه داد: تصور نمی‌کنم در شرایط شیوع ویروس کرونا، مردم برای تماشای فیلمی که فایل آن را در اختیار دارند، به سالن‌های سینمایی بیایند. وی با اشاره به این که سینمای ایران اقتصاد ضعیفی دارد، اضافه کرد: اکران فیلم‌های خارجی در سالن‌های ایرانی، تغییری در میزان درآمد سینماداران ایجاد نمی‌کند. به گفته ساداتیان، در پنج ماهِ اخیر، باید حدود ۲۵ درصد از نیروهای سینما مشغول کار بودند، اما با توجه به شیوع ویروس کرونا بسیاری از سینماگران بیکار هستند

پویا فلاح این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
شورای پروانه ساخت مجوزهای ناعادلانه صادر می کند | عکس
شورای پروانه ساخت مجوزهای ناعادلانه صادر می کند
علی جعفری فوتمی، در مصاحبه با برنامه «تقاطع فرهنگ» رادیو گفت‌وگو ، در مورد اقدام اخیر شورای پروانه ساخت در دادن مجوز به یکی از شاخ های اینستاگرامی برای ساخت یک فیلم و انتقاداتی ...
دیدن ادامه ››

علی جعفری فوتمی، در مصاحبه با برنامه «تقاطع فرهنگ» رادیو گفت‌وگو ، در مورد اقدام اخیر شورای پروانه ساخت در دادن مجوز به یکی از شاخ های اینستاگرامی برای ساخت یک فیلم و انتقاداتی که در این زمینه در رسانه های مختلف مطرح شده است، تصریح کرد : واقعیت ماجرا این است که عموم این واکنش ها مبتنی بر احساسات است چنانکه در چند روز گذشته شاهد این بودیم که در بسیاری از رسانه ها مطالبی منفی نسبت به اعطای مجوز کارگردانی به این چهره شناخته شده در فضای مجازی منتشر شده است و منتقدان می گفتند که چرا این اتفاق افتاده و حتی عده ای صحبت از مرگ سینما کردند و به نظر من بسیاری از واکنش ها در آن مقطع در این ارتباط از روی احساسات بوده است.
وی با بیان اینکه به طور کلی در مورد فعالیت شورای پروانه ساخت حرف و حدیث زیادی وجود دارد ، افزود :چرا باید برای ساخت یک فیلم مجوز گرفت مگر نه اینکه هر کسی حق دارد طبق قوانین و مقررات اقدام به نوشتن و ساختن فیلم بکند . اگر کسی بخواهد کتابی را بنویسد قبل از نوشتن اقدام به کسب مجوز نمی کند بلکه بعد از نوشتن و برای انتشار این اقدام را انجام می‌دهد در همین راستا این سوال وجود دارد که چرا برای ساخت یک فیلم از همان ابتدا باید مجوز اخذ شود؟
این منتقد سینما همچنین با بیان اینکه در ارائه مجوز از سوی شورای پروانه ساخت عدالتی وجود ندارد ،گفت: می‌بینیم که برخی افراد استخوان خرد کرده در عرصه ساخت فیلم های مستند و فیلم کوتاه هستند ولی درخواست آنها برای کسب مجوز ساخت یک فیلم سینمایی در این شورا چندین سال خاک می خورد چون سرمایه گذار و تهیه کننده نداشته یا رابطه درستی نداشته اند و به نظرم مهمترین اعتراض در این زمینه عدم وجود عدالت در شورای پروانه ساخت است.
این منتقد سینما در پاسخ به این سوال که به نظر وی فیلم ساخته شده توسط این چهره اینستاگرامی چه وضعیتی خواهد داشت؟ اظهار کرد: در این ارتباط نمی‌توان از همین اکنون قضاوتی داشت و یا از روی احساسات حرفی زد ، سینما حوزه ی بی رحمی است و مردم نیز بر اساس آگاهی که پیدا کرده اند صرفا بر اثر معروفیت یک شخص نمی روند فیلم آن فرد را ببیند یا از آن تعریف کنند بلکه به عناصر جدی تر و واقعی تر توجه دارند .

پویا فلاح این را خواند
الان کلمه ی " شاخ " معادلِ " سلبریتیه " که فرنگی ها استفاده میکنن ؟ چون اونها در اینگونه موارد به افرادِ معمولی میگن مثلن یوتوبر ، تیک تاکر و ... و وقتی شخصی در اون مدیا و پلتفرم و ... بیشتر دیده شده باشه و به معروفیتی بین مشترکان یا استفاده کنندگان ازش رسیده باشه میگن سلبریتیِ یوتیوب یا سلبریتیِ تیک تاک ، سلبریتیِ اینستاگرام و ...
بهرحال سپاس از حداد جان و باقیِ مسئولین که از کلماتِ " دندان دار و نادخِ " پارسی استفاده میکنن در برابرِ این تهاجمات فرنگیِ لوس
باریکلا
۴ روز پیش، دوشنبه
امپرسیونیست
الان کلمه ی " شاخ " معادلِ " سلبریتیه " که فرنگی ها استفاده میکنن ؟ چون اونها در اینگونه موارد به افرادِ معمولی میگن مثلن یوتوبر ، تیک تاکر و ... و وقتی شخصی در اون مدیا ...
به نظرم تازگیا تیوال به متنِ خبرها زیاد توجه نمی‌کنه. چه از نظر سبکِ نوشتن و استفاده از کلمات مناسب مثل همین مورد که شما اشاره کردین، چه از نظر غلط‌های تایپی، املایی، ویرایشی. نمی‌دونم به خاطر کرونا و دورکاری وقت و توجهِ کافی صرف نمیشه برای بررسی متن‌ها، یا واقعاً زیاد براشون مهم نیست.
۳ روز پیش، سه‌شنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
The Son
پسر
سریالی در ژانر وسترن که در اواسط قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ اتفاق میوفته. پیرس براسنون در این سریال بازی میکنه. 
پسری که در نوجوانی خانوداه ش توسط کومامچی ها(یکی از قبایل بومی آمریکا) به قتل می رسن و خودش ربوده...
The Son
پسر
سریالی در ژانر وسترن که در اواسط قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ اتفاق میوفته. پیرس براسنون در این سریال بازی میکنه.
پسری که در نوجوانی خانوداه ش توسط کومامچی ها(یکی از قبایل بومی آمریکا) به قتل می رسن و خودش ربوده میشه.
این سریال به حواشی جنگ آمریکا و مکزیک هم می پردازه. جنگی که بعد از اعلام استقلال برخی آمریکایی های مقیم تگزاس و الحاق تگزاس به ایالات متحده اتفاق میوفته. تگزاس تا قبل از این اتفاقات جزئی از خاک مکزیک بوده.
سرخ پوستان، مکزیکی ها، نفت و آمریکایی ها، ترکیب جالبیه.
داستان سر پیدا شدن نفت در یکی از مراتع تگزاس و قضایای متعاقبشه. سریال ریتم کندی داره که جذاب هم هست و بر اساس رمانی با همین نام از فیلیپ‌مِیِر ساخته شده.
تا الان دو فصل ازش بیرون اومده و احتمالا فصل ۳ هم بعد از دوران کرونا کلید می خوره.
خارجی_باغ موزه _شب

چند شب پیش رفته بودم باغ موزه ...جلوی کتابفروشی‌ یه بچه گربه سیاه کوچولو نشسته بود داشت با کتابفروش بازی میکرد...منم که گربه ببینم دین و ایمان از کفم میره،بهشون ملحق شدم...کتابفروشه گفت اسمش رو گذاشتم " مارکی دو ساد" :)))
کات...

داخلی_اتاقم_شب

دیشب خواب دیدم دارم با پازولینی حرف میزنم یا انگار مصاحبه میکنم...بهش میگم آقا درسته شما در فیلم‌ "سالو" تحت تاثیر مارکی دو ساد بودید؟؟؟🙄
به قول آن دوست منتقد عجیب مقوا بود! من نمی دانم زوج جمشیدی و درخشانی تا کی و کجا باید ادامه دهند و چقدر شوخی های دم دستیشان کش پیدا کند؟ چند فیلم؟!! از طنازی های خانم پارسا هم که نگویم... پیمان خان قاسم خانی عزیز اگر وسیله تزئینی برای دکور صحنه می خواستید قطعا انتخاب ها و مجسمه های بهتری می یافتید... به عنوان یک علاقه مند و یا هرچی! عاجزانه استدعا می کنم از ساخت ادامه اش منصرف شوید...
امپرسیونیست و پویا فلاح این را خواندند
رویا، سپهر، سیدمهدی، امیر مسعود، Samira، celine و زهرا راد این را دوست دارند
احتمالن افتاده رو غلطک تا قسمت ۲۰ و سی نره ول کن نیست. 😂
سروش صحت این دو رو یه بار گذاشت کنار هم ول کرد . حالا بعضی ها ول کن این زوج هنری نیستن😂تا از توشون یه بچه در نیاد ول نمیکنن😂
۶ روز پیش، شنبه
سید نمیتونم حرصتو تو این یه مورد در بیارم، واقعن فیلم بیخود ایران😂
۵ روز پیش، یکشنبه
رویا
سید نمیتونم حرصتو تو این یه مورد در بیارم، واقعن فیلم بیخود ایران😂
هان
خداییش خیییلی :))
۵ روز پیش، یکشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سلام و وقت بخیر.
نمیشه دوباره این مسیتند رو دوباره به صورت انلاین بگدارید؟
پویا فلاح و نورا احمدی این را خواندند
جعفر میراحمدی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مدتیه به موضوعی دقت می کنم، چندین ساله. در سریال ها، فیلم ها، ایرانی و خارجی. به جز سینمای شرق و جنوب شرق آسیا.
بنیان خانواده
تقریبا تو همه فیلمها و سریال ها خانه و خانواده سست، پرتنش، غیرقابل اعتماد، پر از خیانت، پر از دعوا و کدورت نمایش داده میشه. سالهاست اینطوره. در واقع حتی یادم نمیاد آخرین فیلمی که دیدم و توش یه خانواده منسجم و آرام و محل امن نمایش داده شده، کی بوده. لطفا اگر موردی یادتونه برام بنویسید.
بعید می دونم غیرتعمدی باشه، حتما هدفمنده. به نظر میاد قراره تصویری که از خانواده در خودآگاه و ناخودآگاهمون نقش ببنده، همینه.
توی سریال‌های ایرانی، من آخرین نمونه‌ای که یادمه سریِ اول پایتخت بود که فکر کنم اصلاً به خاطر همون اتحاد و اطمینانی که توی خانواده بود خیلی تونست موفق باشه. قبل‌تر از اونم بوده نمونه‌هایی. ولی این چند سال اخیر دقیقاً همین‌طوره که نوشتین و باعث تأسفه.
پوریا صادقی
کاملا باهات موافقم. و این چیزیه که سایر فیلم و سریال ها می خوان نداشته باشیم. بیچاره هنرمند، فقط میگه چشم و میسازه.
" میگه چشم و میسازه " . واقعن همینطوره . این همون تعمدیه که در پستت بهش اشاره کردی . اینکه به نظر میرسه همه چی کاملن هدفمند و برنامه ریزی شده است . وگرنه چیزهای اتفاقی انقدر سیستماتیک و منظم و یکپارچه جلو نمیرن و پیش نمیان . مثل اشاره ای که در پست قبلت کرده بودی
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اِبرام، ابراهیمِ منصفی، رامی...
بعد از شش ماه پیش نیومدن بالاخره امروز پیش اومد و این مستند رو دیدم.

اگه به جنوب و موسیقیِ جنوب علاقه دارین احتمالاً از دیدن این فیلم لذت می‌برین. اگه با ابراهیم منصفی و کاراش هم آشنا باشین که چه بهتر، حتماً ببینینش.
بی نظیر بود این فیلم
یه فیلم دیگه هم در مورد منصفی ساخته شده به اسم " وا کس چه " به کارگردانی کامران حیدری
سپهر
https://youtu.be/iDK2AzgcCCk
@DINGOMARO
کانال تلگرام کامران حیدری
سپهر
اگران عمومی که نشده ولی یه سایتی بهمن کیارستمی با ‌کامران حیدری راه اندازی کردند برای اکران آنلاین فیلم های مستند ممکنه اونجا باشه الان چک می کنم آدرس سایت رو می فرستم
خیلی ممنون بابت توضیح و معرفی لینک‌ها.
حرفِ "وا کس چه" شد من هم یادِ اجرای ناصر منتظری از این ترانه افتادم. اجرای ملایم و خوبیه، پیشنهاد میدم گوش کنید - البته اگه نشنیدین قبلاً.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
رویا
درباره فیلم مسخره‌باز i
چطور میشه این فیلمو دوست نداشت😂👌🏼... چطور میشه این فیلمو دوست نداشت😂👌🏼... چطور میشه این فیلمو دوست نداشت😂👌🏼... چطور میشه این فیلمو دوست نداشت😂👌🏼...
چطور میشه این فیلمو دوست نداشت😂👌🏼
چه عکسای جالبی :)
محسن جوانی
به سادگی 😉
😂
۱۰ مرداد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
The Godfather of Harlem
پدرخوانده ی هارلم
یک سریال گانگستری که در دهه ی شصت در محله ی هارلم نیویورک اتفاق میوفته. 
بامپی جانسون که ده سال رو در آلکاتراس گذرونده، حالا آزاد شده و به محله ی تحت کنترل خودش وارد میشه ولی ...
The Godfather of Harlem
پدرخوانده ی هارلم
یک سریال گانگستری که در دهه ی شصت در محله ی هارلم نیویورک اتفاق میوفته.
بامپی جانسون که ده سال رو در آلکاتراس گذرونده، حالا آزاد شده و به محله ی تحت کنترل خودش وارد میشه ولی با شرایط اجتماعی خوبی مواجه نمیشه و تصمیم میگیره اوضاع رو تغییر بده...


———
این ... دیدن ادامه ›› سریال از جهاتی قابل توجهه.
در این سریال به شخصیت ملکولم ایکس بصورت مفصل پرداخته شده.
Malcolm X
مالکولم ایکس یا همون حاج مالک شباز، یک فعال اجتماعی افریقایی تبار و مسلمان بود که به خاطر همکاریش با جامعه اسلامی مشهوره.

از طرفی این سریال به مشکلات سیاهپوستان در اون دوره هم می پردازه و همینطور لاتینوها.
به عبارتی مسلمانان، سیاهپوستان و مهاجرین آمریکای لاتین در این سریال مورد توجه قرار میگیرن. در مقابل این قشرها، حکومت آمریکا و ایتالیایی های سفیدپوست قرار دارند. آشنا نیست؟ درست چند ماه قبل از اعتراضات فعلی آمریکا، این سریال پخش میشه. و جالبتر اینکه فیلم ادوارد نورتون، بروکلین بی مادر، هم درست به همین مقوله می پردازه.
واقعن مسئله ی نژادپرستی برای من یکی ؛ مسئله ی پیچیده ایه .
بنا به تجربه ی از نزدیکی که داشتم ، توی بعضی جاها مثل نیواورلینز و حتا ال ای ؛ نژادپرستی برعکسه . یعنی اگر شما کمی پوستت روشن باشه چنان باهات قلدری میکنن که ترجیح میدی هر طور شده از دستشون فرار کنی و هر چی داری بذاری و در بری .
حتا قهوه ای ها رو هم آدم حساب نمیکنن و القاب بدی براشون میسازن .
درک میکنم که سالهای سال بهشون ظلم شده و حق دارن ناراحت باشن . اما به نظرم تا 80 90 سالِ آینده نژادپرستی به شکل متفاوتی بروز خواهد کرد .

ولی سریال رو حتمن میبینم . سلیقه و انتخابهات چیزیه که عاشقشم :)



والا من یاد فیلم اوباش لارنس فیشبورن افتادم
اون سالها که دیدمش چنان حال و هوای هارلم رو بتصویر کشیده بود که دوست داشتم تو هارلم زندگی میکردم!

ولی عجیبه اسم شخصیت فیلم هم بامپی جانسونه ولی زمانش دهه ۳۰
این همونه یا یه داستان تو دهه ۶۰ هست و فقط تشابه اسمیه؟
۰۸ مرداد
7 جولای
والا من یاد فیلم اوباش لارنس فیشبورن افتادم اون سالها که دیدمش چنان حال و هوای هارلم رو بتصویر کشیده بود که دوست داشتم تو هارلم زندگی میکردم! ولی عجیبه اسم شخصیت فیلم هم بامپی جانسونه ولی ...
اون فیلم مربوط به قبل از زندان رفتن بامپیه. به اصطلاح “جنگ قبلی” که بین یهودی ها و ایتالیایی ها و سیاهپوستان هارلم اتفاق افتاد و یکی دو جا هم تو این سریال بهش اشاره میشه. گویا اوایل دهه پنجاه بامپی دستگیر و زندانی میشه این سریال بعد از ازادیش رو نشون میده.

این سریال ادعا داره بر اساس اتفاقات و شخصیت های واقعی ساخته شده.
۰۸ مرداد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
روزی که همایون غنی زاده در جشنواره فیلم فجر جایزه بخش نگاه نو را نگرفت پشت تریبون رفت و چند دقیقه سخنرانی کرد که به لطف صدا و سیما بخشی از آن سانسور شد. من داشتم زنده مراسم اختتامیه جشنواره را نگاه می کردم. بعد کمی چرخ زدم در سایت ها و خلاصه ان بخش سانسور شده را پیدا کردم. بنده خدا چیز خاصی نگفته بود. حرفش این بود که من جایزه نگاه نو رو نگرفتم چون نتوانستم نگاه نویی وارد سینمای ایران کنم! اهالی سینما و ما هرچقدر سعی کردیم منظور آقای غنی زاده رو بفهمیم نشد که نشد! یعنی چگونه می شود یک نفر فیلمی بسازد و آن را در بخش نگاه نو ثبت نام کند و در جشنواره شرکت کند و ده شب منتظر هئیت داوران بماند که نتیجه داوری را اعلام کنند بعد فیلمش برنده جایزه بهترین فیلم نگاه نو شود آنوقت بیاید بگوید من جایزه را نمی گیرم چون نتوانستم نگاه نویی به سینمای ایران وارد کنم؟ خلاصه هرچه اون روز ها فکر کردم منظور ایشان را نفهمیدم. صحبت های ایشان و بحث های شبکه های اجتماعی مجابم کرد، فیلم را در زمان اکران به تماشا ننشینم و چیزی هم درباره اش ننویسم که قضاوت غلط نکرده باشم. حالا بعد از مدت ها فیلم مسخره باز آقای غنی زاده را به لطف فیلیمو دیدم. بعد آمدم نوشته ها و نقد های دوستان را خواندم. مثل همیشه نگاه ها متفاوت و در خیلی از بخش ها متضاد بود. برخی از دوستان آن را شاهکار سینمای ایران دانستند و ایشان را تارنتینوی ایران لقب دادند و برخی دیگر هم فیلم را ملغمه ای بی معنی می دانستند که در قالب فرم و تکنیک های متفاوت چیز خاصی برای گفتن نداشت. برخی هم معتقدند که با یک بار دیدن نمی شود تمام اندیشه ها و نقاط زیرین فیلم را متوجه شد به همین خاطر عده ای از دوستان در یاداشت هایشان عنوان کردند که چندین بار بی هیچگونه چشم بر هم زدن فیلم را به تماشا نشسته اند! به هر حال هر کسی از ظن خود شد یار آقای غنی زاده عزیز. اما من هر آنچه بیشتر این یاداشت ها و نقد ها را می خواندم باز کمتر متوجه منظور نویسنده و کارگردان گرامی میشدم. بماند که همان بار اول را به زور و در دو مرحله به تماشا نشستم اما برای فهم بیشتر بخش هایی از فیلم را دوباره نگاه کردم و هرچه بیشتر جستجو کردم چیزی دستگیرم نشد که نشد. دوستان هیچ اشاره ای به نقاط قوت فیلم (به غیر از تکنیک های فیلم برداری، جلوه های ویژه و بازیگری ها ) نکرده بودند. در یک یاداشت یا کامنت (خاطرم نیست) دوستی نوشته بود برای فهم این فیلم حتما باید پاپیون رو ببینید!!! خب این هم نکته جالبی بود. پاپیون و همه ی فیلم هایی که آقای غنی زاده بدان اشاره داشتند را قطعا دیده بودم بارها و بارها . اما این ها هم کمکی نکرد! در آخر فیلم دانش (صابر ابر ) می گوید :" من دانش هستم یک بازیگر بدون داشتن کوچکترین نقطه عطفی در زندگی ...شما صدای درون کله مرا می شنوید" با این جمله من گمان می کنم همه ی اینها صدای درون کله نویسنده است. نویسنده ای که سینما و ... دیدن ادامه ›› تئاتر دوست دارد و بسیار فیلم می بیند. "دانشی" که فکر می کند خیلی متفاوت است و بقیه جهان اندازه او نمی فهمند. نویسنده ای که یک سری دیالوگ های بریده بریده شده قشنگ را بر می دارد و با یک مشت فیلم های شاهکار جهان (که گمان می کند فقط خودش ان ها را می فهمد و دیده است) ترکیب می کند و به شکل "مسخره باز"ی از زبان دانش برایمان تعریف می کند! با خودم می گویم واقعا هنر چیز عجیبی است! اینکه شما بتوانید اینهمه تصاویر مربوط و نامربوط را با دیالوگ های پرطمطراق روشنفکر مابانانه به هم وصل کنید و بعد هم در قالب یک داستان بی معنی جنایی به هم بدوزید واقعا هنرمندی خاص و هنر هشتم می خواهد! هم هنرمندی می خواهد و هم شجاعت و قدرت. شجاعت و قدرت به این خاطر که شما بتوانید با چنین فیلنامه ای آقای نصیریان بزرگ، رضا کیانیان بی نظیر،صابر ابر توانمند ، بابک حمیدیان با استعداد و خانم هدیه تهرانی سخت انتخاب را مجاب کنید با شما همراه شوند و آبروی حرفه ای خود را بگذارند وسط. قطعا از این کار راضی هستند و راضی بودند که این انتخاب را انجام دادند و چو انجامش دادند، در سابقه هنری شان همواره باقی خواهد ماند و بماند برای تاریخ که قضاوت کند. همه ی این گزار ها را که میگذارم کنار هم فکر میکنم که حتما یک جای کار می لنگد. حتما من و امثال من که هم فیلم زیاد دیده ایم و هم کتاب به اندازه خودمان، خوانده ایم و هم به سبب رشته تحصیلی مان حرفه ای در بسیاری از موضوعات اجتماعی و فلسفی مطالعه داشته ایم،کار خود را خوب انجام نداده ایم و نمی توانیم درک روشنی از مسایل و موضوعات عمیق فلسفی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، زیباشناختی و غیره داشته باشیم. قرار دادن این همه اسم و فیلم و موسیقی و دیالوگ و بازیگر و جلوه های ویژه تکنیک های تئاتری و سینمایی و دکور و اندیشه های عمیق فلسفی کنار هم از " مسخره باز" یک شاهکار بزرگ ساخته است که برای درکش می بایست کفشهای آقای غنی زاده را بپوشی و با ایشان بنشینی روی تک تک صندلی سینماهایی که ایشان رفته و با ایشان و از دیدگاه ایشان بنشینی کنارش و کتابهایی که ایشان خوانده را ورق بزنی و موسیقی های مورد علاقه و پلی لیست ایشان را گوش بدهی تا بتوانی به اندازه ایشان از دیدن "مسخره باز" لذت ببری! اما باز می ترسم همه ی این ها را انجام دهم و سرآخر همچون ایشان در جشنواره فیلم فجر فیلمم را در بخش نگاه نو شرکت بدهم و بعد از دریافت جایزه هئیت داوران براشفته شوم و بگویم من این جایزه را نمی پذیرم چون هیچ نگاه نوعی نتوانستم به سینمای ایران وارد کنم!
به عقیده من " مسخره باز " یک فیلم کاملا معمولی است بدون هیچ نگاه نوعی (هر کار خارج از عادتی که قبلا تجربه نشده باشد را که نمی شود نگاه نو نامید ) که سیل ایی از محتویات ذهن شلوغ و غیر طبقه بندی شده "دانش" یا نویسنده را روبروی دوربین قرار داده است. فیلمی که با بازی بازیگران توانمندش هم نتوانسته از گرداب بی محتوایی نجات یابد. فیلمی که هم نصیریان،هم ابر،هم کیانیان،هم هدیه تهرانی و هم بابک حمیدیان با آن غرق شدند. فیلیمی با دیالوگ های پرطمطراق و البته جلوه های ویژه نو زیبا که یک "خود خاص انگاری" خاصی در دقیقه به دقیقه اش مشاهده می شود. فراموش نکنیم که فیلم و روایت را می سازند تا مفاهیم پیچیده فلسفی و هنری، در بستر تصویر و روایت داستانی قابل درک تر و قابل هضم تر شود و مخاطب راحت تر با آن ارتباط برقرار کند! اما ظاهرا آقای غنی زاده عزیز فیلمی ساخته است که نیاز است مباحث و مفاهیم عمیق فلسفی و هنری درباره ی آن نوشته شود. البته شاید هم ما دانش و سواد مان کم است و اندازه ایشان و شبیه ایشان کتاب نخوانده ایم و شاهکار های جهان را به تماشا ننشسته ایم.
نکته آخر اینکه این سکانس از فیلم پاپیون در زندان همیشه برایم جزی از تاریخ بصری و فکری خودم محسوب می شد و هر از گاهی آن را دوباره به تماشا می نشستم اما با دیدن آن در فیلم مسخره باز یک تصویر مسخره و عمیقا فیک و بی معنی در مغزم فرو نشست. مراقب باشیم با تاریخ ذهنی مردم چه می کنیم.


Ali، پویا فلاح و پوریا صادقی این را خواندند
بهزاد هندی و محسن جوانی این را دوست دارند
انصافا دمت گرم با این همه حوصله...
اصن فیلم ارزش نداشت انقد به خاطرش به انگشتات زحمت بدی...

در یه جمله..."فقط" یک بار با پف فیل بشینی ببینیش، از سینما هم که بیرون اومدی کامل فراموشش کنی...اصلا خودش فراموش میشه...

نبوغ و خلاقیت و این داستان ها رو هم بریزی دور...
۰۸ مرداد
بیتا نجاتی
آقای علیزاده عزیز دم شما گرم ،بنظرم تا حالا هیچ نظری به این خوبی "مسخره باز" و "سازنده اش" رو توصیف نکرده بود. مساله اینجاست که عرضه و تقاضا باهم نسبت مستقیم داره؛ تا وقتی ...
ممنون خانم نجاتی عزیز که وقت گذاشتید. من هم با شما هم نظرم. البته همه ی آدم ها می توانند آنچه را دوست دارند بسازند و آنچه را دوست دارند ببیند اما بحث این است وقتی یک متن پابلیک می شود، دیگر ان متن به وی اختصاص ندارد و همه می توانند نظرشان را درباره آن اعلام کنند.اینکه ایشان زحمت زیاد برای ساخت این فیلم متقبل شده اند جای شک ندارد اما اینکه خروجی کار چه باشد را مخاطبان مشخص می کنند و به قول شما عرضه و تقاضا. به عقیده من باید همراه فیلم یک دایره المعارف اسطورشناسی فیلم هم منتشر می شد.این چند روز یاداشت ها و تفسیر های عجیب و متفاوتی خواندم.
کاوه علیزاده
جناب صادقی عزیز ممنون که وقت گذاشتید و باعثه افتخاره تبادل نظر با شما در پاسخ به نظرتون چند نکته به ذهنم رسید که خدمت تون عرض می کنم: 1- بنده کلا با تئاتر و فیلم و موسیقی و هر آنچه که حال ...
شما بزرگواری و خوشحالم‌که‌تونستم نگاهم به فیلم رو باهات مطرح کنم. و ممنون بابت پاسخ خوبی که دادی.
امیدوارم خیلی زود تجربه ی دلنشینی از دیدن فیلم داشته باشی.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید