کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال فیلم اشباح
S3 : 16:46:54 | com/org
خلاصه داستان: تیمسار سلیمانی که درگیر مسایل حاد زندگی است با همسر خود دچار مشکلات عجیبی می شود. سارا در کشاکش زندگی پرتلاطم خود با تیمسار، به فکر رهانیدن خود از زندگی است و در تقابل عشق و عقل که در قاموس مقررات جاری او نمی گنجد. دایی‌بابا وکیل خانواده در تلاش آرام کردن اوضاع است و از سوی دیگر معمار برای اهداف خود شرایط سختی را برای ناجی خانم و دخترش بوجود آورده است. مازیار نیز پس از آمدن به ایران درام‌های تازه ای را رقم می زند و اهالی خانواده چون شبح های سرگردان بدنبال خلوت های زندگی خود می گردند...
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
جدی جدی انقدر کار بده؟
گلشن قربانیان و کیمیا TAV این را خواندند
بدتره :)))
۰۶ مرداد ۱۳۹۳
داریوش مهرجویی عملا در این فیلم هیچ کاری انجام نداده
۰۶ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من فیلمو ندیدم با نظرات شما اصلا هم نمیبینم
ولی خوندن نظراتتون شده یکی از تفریحاتم ؛)
حالا تو این فیلمی که میگین انقدر بده ، آقای ارشادی چجوری بودند ؟
علی ابراهیم و شاهین نصیری این را دوست دارند
وای آقای ارشادی ماشالا خودشون یکی از جذابیت های کار بودن و انصافا یک چهارم بار طنز کار به دوش ایشون بود :)

دیالوگ ماندگار ایشون: تا اومدیم یه خرده حال کنیم زدی تو کار تکنو!!! مدرنیته! امان از دست شما جوونا! :)

یعنی فقط باید یکی این صحنه رو دیده باشه تا بفهمه این دیالوگ ها تا چه حد لوس و یخ و حال به هم زن بودن :)
۲۹ تیر ۱۳۹۳
با این اوصاف اصلا اصلا سمت این فیلم نمیرم =)))))
میخواستم یه جوری با دوستم برم که بخندیم ، ولی برای این کار هم نمیرم ؛)
۳۱ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
انتظار بیشتری از آقای مهرجویی داشتم.
کیمیا TAV این را خواند
علی ابراهیم، شیوا الف و امیر حسین قجری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای کاش دلیل عدم انتشار نوشته‌ی من رو می‌فرمودید تا در صورت لزوم اصلاح یا توجیه کنم.
تعریف نکرده بودم ولی توهین‌آمیز هم نبود به هیچ وجه
مهرجویی رو دوست دارم و بیش از هر فیلم دیگری در ایران هامون رو دوست دارم و به واسطه‌ی شغلم، سنتوری رو به دلیل نگاه درست و علمیش تحسین می‌کنم (همون قدر که مهمان مامان رو بی‌ربط می‌دونم)
عدم انتشار مطلبی که نوشته بودم، نامنصفانه به نظرم میرسه ...

امیدوارم حداقل اون مطلب رو برای خودم برگردونید تا بتونم نظر شخصی برخی دوستانم رو راجع بهش جویا بشم.

چون فکر نمیکردم منتشر نکنید، کپیش نکردم، و نوشتن دوبارش رو چون حسم متفاوت با اون موقعه دوست ندارم. درصورت امکان برای خودم مجددن ایمیلش کنید.

ممنون
بهرنگ، گلشن قربانیان، sahar amini و علی عبدالرحیم این را خواندند
امیر حسین قجری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امیرعلی دانایی : " من در اشباح از لحاظ بدنی خیلی سعی کردم به نقش نزدیک شوم و چون این پسر مریض بود من چند کیلو وزن کم کردم و علاوه بر ورزش هایی که خودم انجام می دادم , تمرین فیزیک و بدن برای بازیگری هم انجام می دادیم . در نهایت هم آنقدر به نقش نزدیک شده بودم که در طول فیلم برداری عوامل پشت صحنه هم تحت تاثیر قرار می گرفتند . خب من هم به واکنش آن ها و به ویژه شخص آقای مهرجویی اعتماد می کردم . یادم هست مهرجویی بعد از سکانس مرگ پسر به سمت من آمد و با هیجان تکانم داد . به وجد آمده بودم , چرا باید به کارم شک می کردم ؟ "
بخشی از گفت و گوی امیرعلی دانایی با مجله ی فیلم
فکر می کنم فقط کم مونده بیاد مارو بزنه که چرا از بازیش خوشمون نیومده !!!!! به صورت مداومم ذکر کرده که این دومین تجربه ی بازیگریشه , و ما هم که اصلا یادمون نیست که بیتا فرهی هم اولین حضورش جلوی دوربین رو با هامون تجربه کرد و دومیشو با بانو و انصافا هم که جفتش به معنی واقعی کلمه عالـــــــــــی بودن . خلاصه اینکه از حمایت نشدن به شدت شاکیه و از حمایت نکنندگان !!! طلبکار :)))
خداوکیلی یه بار میومد تیوال دیگه بازیگریو ادامه نمی داد.
چقدم طلبکاره:دی
۰۴ تیر ۱۳۹۳
به چشم چپ و راست توجه کنید!!
۰۷ تیر ۱۳۹۳
بله آقا محمود , گلشن جان به خوبی فرق رو توضیح دادن :)
۰۸ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
1- اتفاقات جشنواره فجر را هر روز دنبال میکنم. یکی از فیلم های مهم سال که اشتیاق برای تماشایش از پیش از شروع جشنواره در بین علاقه مندان وجود داشته در سینمای منتقدان نمایش داده می شود. (فیلمساز کهنه کار پس از 32 سال فیلم بلند دیگری ساخته است). برخی از منتقدان ناراضی در جلسه پرسش و پاسخ، کارگردان را با ارائه سوالی بی سر و ته ریشخند میزنند و فیلمساز هم بی خبر از این سطح مناسبات متوجه تمسخر نهفته در سوال ایشان نمی شود. سوژه به دست منتقدان افتاده است. انتقادات از فیلم هر روز بیشتر و بیشتر می شود. به فاصله کمی پس از جشنواره فرصتی دست می دهد تا در جلسه کانون فیلم معناگرا «آتش سبز» را با حضور کارگردان اثر «محمد رضا اصلانی» تماشا کنم. تعجب میکنم. نه آتش سبز و نه محمدرضا اصلانی به آن اندازه ناخوب نیستند که چنین مورد تهاجم و تمسخر قرار گیرند. سال بعد مشابه همین اتفاقات برای «وقتی همه خوابیم» و «بهرام بیضایی» می افتد. از قضای روزگار هر دو فیلمساز تاکنون فیلم جدیدی نساخته اند. به این فکر میکنم که بودن بعضی آدمها و حرف زدنشان مهم تر از حرفی است که می زنند.
2- روزنامه را ورق میزنم. چشمم می خورد به مصاحبه ای با کارگردان فیلم «شاخه گلی برای عروس» که متاسفانه تماشایش کرده ام. کارگردان به جد معتقد است منتقدین فیلم را نفهمیده اند و باید یکبار دیگر تماشایش کنند . اعتقاد دارد در این فیلم آگاهانه و به نقش یک مصلح اجتماعی مشکلات جوانان را به تصویر کشیده است و سعی دارد راه حلی برای آن ارائه کند. با خود میگویم هیچ کارگردانی نمی تواند از فیلم خودش دفاع نکند. گویا کارگردانان باید و باید ضد نقد و منتقد باشند.
3- برای اکران فیلم لحظه شماری میکنم. استاد مسلم سینما پس از ده سال دست به کار ساخت یک فیلم شده است. نظر اولیه منتقدان آن سوی آب به شدت ناهمگون است. بعضی مثبت و بعضی به غایت منفی. به خودم دلداری می دهم. حداقل این گونه از دو سه فیلم خنثای قبلی بهتر است. بالاخره لحظه موعود فرا می رسد. فیلم را با ولع تماشا می کنم. تجربه بصری درخشانی است اما .... :( چگونه ممکن است خالق چهار شاهکار مسلم سینما (پدرخوانده 1و2، مکالمه و اینک آخرالزمان) چنین فیلمی بسازد. عصبانی ام. عصبانی! آرام که می شوم با خود فکر میکنم که کاپولا هم فیلمسازی را می شناسد و هم به اندازه کافی تجربه دارد. چرا از او انتظار دارم مطابق سی سال پیش فیلم بسازد؟ مطمئنا او همان آدم آن سالها نیست. ... دیدن ادامه ›› دغدغه های او متناسب با حال و هوای این روزهایش است. از طرف دیگر خلق آن شاهکارها مستلزم صرف وقت و انرژی طاقت فرسایی بوده است که ممکن است این شخص در این سن و سال اصلا نتواند که چنین توانی برای ساخت فیلمش صرف کند. مانوئل دی‌اولیویرا در صد سالگی فیلم می سازد. چه دخلی دارد به این آدم. مگر همه از نظر بنیه جسمی و ذهنی شرایط مشابهی دارند. اصلا شاید او نخواهد که از جان مایه بگذارد. من افسوس بخورم که این فیلمساز توانایی بیش از اینها را دارد. مگر من در زندگی او هستم. شاید دغدغه های دیگری دارد که به همین اندازه برای او انرژی باقی گذاشته است. این که تو نمی توانی شاهکار بسازی پس فیلم نساز. عشق این کارگردان فیلمسازی است. او دوست دارد فیلم بسازد و مگر می توان او را از این کار نهی کرد به این سبب که نمی تواند مثل سابق فیلم بسازد. (فورد کاپولا پس از جوانی بدون جوانی دو فیلم دیگر ساخت. از این که استادی چون او همچنان مشتاق فیلمسازی است خوشحالم ولی فیلم های اخیر او برای من اتفاق ویژه ای محسوب نمی شوند حتی اسمشان را به زحمت به خاطر می آورم. حق انتخاب با من است. اگر دلم برای کاپولا تنگ شد سراغش را از کلنل کورتیز می گیرم نه از پروفسور ماتئی)
4- و اما اشباح ... بگذریم.
--------------------------------
پی نوشت: همان گونه که شرح آن رفت وقتی همه خوابیم بهرام بیضایی نیز با واکنش های تند و تیز و بعضا نامحترمانه ای از سوی برخی منتقدان روبرو شد. یکی از منتقدین یادداشت خود را در رزونامه اعتماد این گونه آغاز نمود:
مردی به دکان طوطی فروشی رفت و دست روی یکی از طوطی ها گذاشت و گفت «این چند؟» فروشنده گفت؛ «10 میلیون» و وقتی قیافه استفهامی خریدار را دید، توضیح داد که «این طوطی غزلیات حافظ را حفظ است و بلد است فال بگیرد و...» خریدار سری به حیرت تکان داد و به قفسی دیگر اشاره کرد. فروشنده گفت «بیست میلیون، برای اینکه علاوه بر حافظ، دیوان شمس را هم بلد است و ضمناً مثل انسرینگ عمل می کند و جواب تلفن می دهد و...» دوباره مرد چشمی گشاد کرد و سری تکان داد و به دنبال طوطی ارزان تر، به پس و پشت مغازه سرک کشید و در آن گوشه و کنار طوطی تور و مو ریخته یی دید که کنج قفس کز کرده بود و با حالت زار و نزار و بی اعتنا به دنیا و مافیها دارد چرت می زند. پرسید «این چند؟» گفت «چهل میلیون.» گفت «لابد علاوه بر حافظ و مولوی و انسرینگ، سعدی و جامی هم بلد است و به رغم این ظاهر غیرجذاب، باطنی حیرت انگیز و مملو از هنر و معرفت دارد؟» فروشنده جواب داد «اتفاقاً هیچ از این هنرها ندارد. حتی جواب سلام هم نمی دهد؛ اما هر چه هست آن دوتای قبلی «استاد» صدایش می زنند و مدام تکریمش می کنند و هفته یی یک بار، بامناسبت و بی مناسبت، برایش بزرگداشت می گیرند و لوح و سکه و یادنامه به نامش می زنند...»

«به این فکر میکنم که بودن بعضی آدمها و حرف زدنشان مهم تر از حرفی است که می زنند». مطمئن نیستم اما من هم باید به این فکر کنم...

چقدر خوبه خوندنت علی جان:)
۱۴ خرداد ۱۳۹۳
:))))
جناب ملکی عزیز در مورد دوپارگی کارنامه فیلمساز با شما هم نظرم. فیلم نساختن داریوش مهرجویی احتمالا برای برخی مخاطبان آثار او شیرین تر خواهد بود. چون این میل در ایشان وجود دارد که تصاویر خوش گذشته در ذهنشان دست نخورده و پاک باقی بماند. ولی برای خود هنرمند فیلم نساختن صرفا به دلیل بی خدشه ماندن تصویر ذهنی بخشی از مخاطبانش قابل پذیرش و منطقی است؟
۱۷ خرداد ۱۳۹۳
قدرشناسی معناش اینه که الان ازش حمایت کنیم و به دیدن فیلمهاش بریم و گر نه لیلا و هامون رو که دشمنان مهرجویی هم میبینن و لذت میبرن و نمیشه بخاطر اینکه لطف میکنیم و اونها رو میبینیم و مشابهینش رو خواهیم دید، سرش منت هم بذاریم
۱۷ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم رو همین امروز ظهر دیدم .نه اهل افراط هستم نه تفریط فقط لازمه جملمو دوباره تکرار کنم که بابا اینقدر نقادی های افراطی نکنید! فیلم اونطور هم که میگفتید افتضاح نبود! با اینکه فیلمهای خارجی و ایرانی زیبا زیاد دیدم ولی آش اونقدر هم که میگفتند شور نبود! با آقای شروین هم عقیده هستم تا حدودی.آقای مهرجویی بهتر میتونست از این بازیگرا کمک بگیره ولی کلهم فیلم بدی نبود.فقط به این نتیجه رسیدم که هر فیلمیو باید دید و کاری به انتقادها نداشت چون عقیده ها متفاوته.خانم هنگامه حمیدزاده هم ته مایه هایی از بازی و چهره گلشیفته فراهانی رو به یدک میکشه!
manimoon، sarasdy، اوا.ت، علی د، M.akhavan و پوپک شغفی این را خواندند
محمدرضا دانش، javadam و شیوا اکبری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بـــــــــــــه معنـــــــــــای واقعــــــــــــــــی کلمــــــه

" افتضـــــــــــاح " بود این فیلم

حیف وقت و پول...خیلـــــی دلایل و انتقــادات وجود داره اما جدا حتــی ارزش نداره نوشته بشه !!!

متـــاسفم :|
از واژه ی "افتضاح" خیلی خوشم میاد!
۱۲ خرداد ۱۳۹۳
سلیقه اس دیگه
۱۶ خرداد ۱۳۹۳
خیلی کور کورانه و ناجوانمردانه نظر میدین ،عین نظر های خانم جنیدی در مورد کارای جناب فرهادی در آیتمی از "شوخی کردم".
۱۸ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این فیلم عالیه من کاری به انتقاد های تند ندارم این فیلم چیزی رو خواست برسونه که خیلی ها متوجه نشدن
شیفتگان استاد (!) همه جا هستند...
:)
۰۹ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
غمگینم آنچه از دست دادم چیزی بیش از پول بلیط سینما یا 1 ساعت و نیم وقتم بود من امیدم را از دست دادم در ده دقیقه اول فیلم میخواستم از سالن سینما فرار کنم از شدن ناراحتی اما حیف که به اعتبار آقای مهرجویی ارزشمندمان صندلی وسط از ردیف وسط را خریده بودم
غمگینم ...
چرا نقدها اینقدر افراطی شده؟یه فیلم یا خوب است یا بد.من که فیلمو ندیدم ولی این طرز نقادی بی انصافیه.
وقتی کارگردانی یه فیلم ماقبل بد میسازه و به خودش این جسارت رو میده که به منتقدین و کسانی که از فیلم خوششون نیومده حمله کنه! بااید فاتحه اون کارگردان رو خوند
۰۸ خرداد ۱۳۹۳
آقای اردلان من هم تا پیش از دیدن فیلم درست مانند شما فکر میکردم اما امان از اون روزی که رفتم و فیلمو دیدم ...
۰۸ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود

ای کاش از نیت کارگردان گاو و هامون و علی سنتوری آگاهی داشتم...
من متخصص نیستم اما یک رفتار عمدی در استاد مهرجویی حس می کنم.
ای کاش اینچنین باشد...

روز خوش
مهرجویی بعد از سنتتوری حالش بد شد و از عمد داره این فیلم ها رو میسازه حتی در مجله ای که به صورت dvd چند وقت پیش پخش شد به نام مجله ی 35 خودش به طور غیرمستقیم بیان کرد که این فیلم ها رو داره از عمد میسازه
۰۴ خرداد ۱۳۹۳
بنده نه طرفدار کارهای ایشون هستم و نه پیگیر فیلم هایشان.
قصد دفاع از ایشان را هم ندارم.
تنها نظرم بر این است که انتقاد باید محترمانه باشد.
و این نظر شخصی بنده است و شما خودتان مختارید.
موفق باشید.
۰۵ خرداد ۱۳۹۳
سلام بزرگواران

متاسفانه تا این لحظه متوجه بحثی که در پی نظر بنده در مورد این فیلم شکل گرفته بود نشده بودم. اما حالا که نظرات رو خوندم باید بگم به نظر من این قضیه کاملا مشخصه که نه حتی در مورد اساتید بلکه در مورد یه جوان تازه کار هم نباید به دلیل بد بودن کارش بی احترامی کرد. به هر شکل و با هر نظری این فضا فضای فرهنگ و هنره و بدون محبت صحبت کردن دور از این فضاست.

اما منم قبول دارم که اگر این رفتار آقای مهرجویی از قصد نباشه که هیچ و فقط دیگه نباید به واسطه اسمون رفت و فیلمی رو دید.
اما اگر ... دیدن ادامه ›› عمدی در کار باشه از یک رو خوشحال میشم که هنوز امید به دیدن کارهای قوی از ایشون وجود داره و از یک رو ناراحت که چرا ایشون باید ازاعتمادی که من به اسمشون دارم سوء استفاده کنن و وقت و هزینه من براشون مهم نباشه....

در هرصورت امیدوارم شاهد کارهای بهتری از ایشون باشیم.

روز خوش
۰۷ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میگم سلام میگه توهین به شعور مخاطب
میگم چطوری؟ میگه توهین به شعور مخاطب
مگیم کجایی؟ میگه توهین به شعور مخاطب
میگم میای بریم سینما؟ میگه توهین به شعور مخاطب
میگم سایز پات چنده؟ میگه توهین به شعور مخاطب
میگم هندونه بگیرم یا خربزه ؟ میگه توهین به شعور مخاطب
میگم کی میمیری؟ میگه توهین به شعور مخاطب
یعنی یه جمله گیر آوردین دارین باهاش چش و چال ملتو در میارین!
به جای این حرفای بی سرو ته بشینیم یه نقد درست و حسابی بنویسیم که به درد ۴ نفر بخوره !
حالا الان باز بگو توهین به شعور مخاطب!!!!!!
توهین به شعور مخاطب .
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳
خانوم غیاثیان میفرمایید سرانه مطالعه تو ایران کمه. درست ولی یادتون باشه اجاره نشینها رو هم باسوادا دیدن هم بیسوادا و همه خوششون اومد. فیلم خوب خوبه و فیلم بد بد. خیلی تعریف آرمانی هم نکردم قرار نیست سینما فقط فلسفه باشه و عرفان.اگه بخوام بحث کنم خیلی طولانی میشه ولی شاید بزرگترین اشکال مهرجویی اینه که مقتبس خوبیه تا نویسنده خوب! تو سینما رو میگم. برای همینم فبلمایی که اقتباس کرده خوب شدن مثل گاو. دایره مینا. پری و آقای هالو و لیلا و سارا و یا هامون که ردپای بوف کور توش مشهوده و اقتباس مشخص نیست.
۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۳
این حرف ها توهین به شعور مخاطبه :))))))
۰۷ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این فیلم رو نگاه نمی کنم!!و از نظرات هم معلومه که حدسم در مورد فیلم درست بوده!!!...استادی که فیلم های درخشانی تو کارنامه اش داره چرا باید مزخرفاتی مثه نارنجی پوش و چه خوبه که برگشتی رو بسازه!...از واژه مزخرف هم استفاده می کنم چون فیلم های اخیر در مقیاس کارهای آقای مهرجویی مزخرف هستن!!!....توهین به شعور مخاطب هم کاملا واژه درستی هستش!!...وقتی من مخاطب به خاطر اسم مهرجویی میرم تو سالن سینما و فیلمی رو میبینم که حتی واسه خردسالان داخل سالن هم مسخره ست، یعنی به شعور من توهین شده!!....امیدوارم لا اقل نزدیکان آقای مهرجویی از ایشان بخوان اگه قراره این مزخرف سازی ادامه پیدا کنه، از سینما خدا حافظی کنن تا بیشتر از این اسم و سابقه خودشون رو نابود نکنن!!....واقعا کی فکر میکرد کار به جایی برسه که تا اسم مهرجویی پای کاری باشه، به این نتیجه برسی که نباید وقتت رو واسه دیدنش تلف کنی؟!؟...این اتفاق واسه من و اطرافیان من افتاده!!...حالا شما بزارین به حساب تفریح کردن استاد مهرجویی یا هزاران توجیه دیگه!!....
دیروز فیلمو دیدم ..

دلم نمی خواد حرفی بزنم , یعنی اصلا حرفی ندارم که بزنم
خانم پیمان شما قرار بود فقط یکی از فیلمای اشباح و متروپل رو ببینینا! تقلب؟!
۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۳
چی بگم آقای حسینی ، یعنی شما اگه اطلاع نداشته باشید که سازنده ی فیلم کیه و فیلمو ببینید هرگز به این فکر نمی افتید که کارگردان این فیلم آقای مهرجویی هستش.
اگه بعد از دیدن فیلم از دست بنده عصبانی نمیشید پیشنهاد میکنم خودتون فیلمو ببینید و نظرتونو بگید :)
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳
میشم ولی نه اونقد...=D ، اتفاقن 1 هفته پیش بود ک تو تیوال نوشتم میخام برم سینما ولی فک میکنم فیلما مزخرفن، حسه بدی دارم بشون... حالا اگه جور شد شاید دیدم (ب پیشنهاده شما... =D)
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم به نظرم دستمایه خوبی داشت (من خودم فلسفه کارما که کمی درفیلم مطرح میشه رو قبول ندارم ولی بهش احترام میذارم) ولی متاسفانه اجرای بسیار بد 20 دقیقه پایانی آن دیگه چیزی برای دفاع نمی ذاره.
من حدس میزنم باشند معدود تماشاچیان خاص پسند سینما که با این فیلم بتوانند ارتباط برقرار کنند. به همین دلیل قویا پیشنهاد می کنم فیلم رو در سینما نبینید. حداقل در جشنواره نبینید.
یا شماهم از فیلم بدتان می آید که هیچ , ولی اگر بتوانید با فیلم ارتباط برقرار کنید ، خنده تماشاچیان در 20 دقیقه پایانی اعصابتان را به هم می ریزد. همانطور که در سالنی که من فیلم را دیدم دو سه گروه با هم درگیری لفظی پیدا کردند.
خود من اگر فیلم را در خانه می دیدم صحنه هایی را پیدا می کردم که از آن لذت ببرم ولی همانطور که گفتم بازیها در پایان فیلم خیلی بد است و سکانس فاش شدن راز خانم خانه متاسفانه واقعا خنده دار بود و از آنجا فکر کنم یکسری از تماشاچیان افتادند رو دنده لودگی.
اگر ده درصد هم در سالن بخندند , دیگه فکر کنید چه بلایی سر فیلم می آید.
به نظرم کسانی که به فیلم می خندیدند بایستی سینما را ترک می کردند.
در این اکران 70 درصد امتیاز صفر به فیلم دادند
این فیلم کمدیه خوبی بود. بارون هاش. سیاه سفید بودنش. سالن سینما شکوفه از خنده رو هوا بود. بازی بازیگرا دیالوگای بی ربط. از مهرجویی ممنونم که فیلم کمدی خوبی ساخته بود
۱۸ بهمن ۱۳۹۲
فکر می کنم دلیل سیاه و سفید بودن فیلم مشخص بود. عدم تابش خورشید
۲۰ بهمن ۱۳۹۲
کاملا با نظرات شما موافقم مخصوصا در مورد خنده بلند تماشاگران. من نمیدونم این چه دردی اشت که برای نشان دادن اینکه از فیلم خوششان نیامده آزادی دیگران را صلب میکنند و عقیده و نظرشون را تحمیل میکنند
۲۴ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عادت به بد نوشتن در مورد فیلم ها ندارم.اما فکر نمی کردم روزی داریوش مهرجویی فیلمی بدتر از «چه خوبه برگشتی» بسازد!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید