تیوال فیلم آشغال‌های دوست‌داشتنی
S3 : 23:04:51
: محسن امیریوسفی
: شیرین یزدان‌بخش، حبیب رضایی، هدیه تهرانی، نگار جواهریان، اکبر عبدی، صابر ابر و شهاب حسینی
: محسن امیریوسفی
: تورج اصلانی
: مصطفی خرقه‌پوش
: محمدرضا دلپاک
: سعید ملکان
: محمود سماکباشی
: فریبا رهبر
: پیام نبوتی
: افشین عزیزی
یک پیرزن باید وسایل مشکوک و مسئله‌سازی خود را از خانه خارج کند...

اخبار وابسته

» آغاز برنامه های کانون فیلم خانه سینما در سال جدید با آشغال های دوست داشتنی

» برنامه اکران «آشغال‌های دوست‌داشتنی» و «درساژ» در هنر و تجربه


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
آشغال های دوست داشتنی فیلمی ست مبهوت کننده از تقابل ایدئولوژی ها و تعصبات آدم ها در مقاطع تاریخی که پیامد شان به وضوح در زندگی منیر قابل لمس ست، رنجی بی انتها....
خوش ساخت، گویا و دلچسب
به شدت توصیه می شود
یک برادر بسیجی که تو جبهه شهید شده
یک دایی کمونیست که پس از انقلاب دستگیر و کشته شده
یک برادر که بعد از شهادت برادر دیگه و کشته‌شدنِ دایی از کشور مهاجرت کرده
و یک خواهر یا دوست‌دختر دایی (تو فیلم ارتباطش با دیگران معلوم نشد) که وارث و ادامه‌دهندۀ راه آنها است.
پدر خانواده بعد از انقلاب با سیستم جدید در ظاهر همراه شده و به فردی بهنجار بدل شده اما برعکس او مادر، با وضعیت هرگز کنار نیامده اما فشار مصیبت هم او را به شخصی بیمار بدل کرده.
این خلاصۀ داستان بود برای من.
شوخی‌های فیلم به‌جا بود و کمک می‌کرد تلخی شدید داستان کمی تعدیل شه.
اگر منظورتون کاراکتر هدیه تهرانی هست، اون دخترخاله کاراکتر مادر فیلم بود که دخترخاله کاراکتر دایی هم میشه طبیعتاً. اول فیلم گفته میشه.
۲۵ اسفند ۱۳۹۷
ممنون.
۲۶ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوش ریتم و خوش ساخت . میتونم بگم بهترین فیلم "سیاسی" بعد از انقلاب
یاسمن، علی جباری، مسعود سعادتی راد و جهان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه فیلم خوبی بود . بعد از مدت ها تونستم یه فیلم خوب از سینمای ایران ببینم، ولی چه دیر باید روی پرده میرفت...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اول وقتی کلام وپیام گرانقدر باشد شاخ و برگ دادن اشتباه و نتیجه ای جز گم شدن اصل پیام نخواهد داشت، به نظرم استفاده از فنون سینمایی خلاقانه و به اندازه بود.

دوم پیام فیلم چنان دلنشین بوده که ذوق شعر دوستان گل کرده : )

سوم از ۲ هفته صدرنشینی جدول فروش بسیار امیدوار و ذوق زده شدم.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این فیلم، آشغالی است دوست داشتنی...
دیشب این فیلم دوست داشتنی رو دیدم ولی حتی صحنه های بظاهر خنده دارش هم برای من پر از بغض بود و بشدت معتقدم این فیلم مخاطب خاص داره باید پیشینه ذهنی داشته باشی تا بتونی مکالمات قاب عکسها و مناظرشونو لمس کنی. فکر نمیکنم نسل جدید و مدرن امروزی بتونن ارتباط خوبی با فیلم برقرار کنن.
لذت بردم از تماشاش...لبخند بر لب دیدم این فیلم شیرین ...لبخندی غنیمت درین روزها که دلیلش هم پایان یک انتظار پنج‌ساله بود و هم ایده جذابی که کارگردان-نویسنده برای گفتگو بکار برده بود...تماشای این فیلم برای همه ما ضروری هست..ما که همگی متکلم‌وحده هستیم....مایی که دچار این توهمیم که اولین فکری که به ذهنمون خطوط کرده عین و تمام حقیقت هست و تاب هیچ نقدی که خدشه‌ای بر حقیقت موهوم ما وارد کنه رو نداریم...ما که بدلایل مبهمی تصور می‌کنیم بدون مطالعه و آموزش در همه زمینه‌ها صاحب‌نظر و ایده‌پردازیم...!!
با اینکه سورئال در لیست ژانرهای مورد علاقم در آخرای ایست قرار میگیر ه،اما میزان باورپذیری و نوع پرداخت واقعا دلچسبش کرده بود...تا جایی هم که من فیلم خارجی دیدم ایده محوری فیلم قبلا مورد استفاده قرار نگرفته بود و کاملا بکر بود.....
حرف زدن با قاب عکس ها در کتاب شازده احتجاب هست که با حرف زدن با قاب عکس ها به گذشته خودش پی می بره .ایده جالبی بود که فضای سورعال ایجاد کرده بود
۱۲ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ما هم امشب میخواهیم این فیلم ممنوعه رو ببینیم. کامنتها رو خوندم دلم میخواد زودتر ساعت بشه 22:20
میثم پورکرمی این را خواند
آقای سوبژه (محمد لهاک)، آذرمهر و جهان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه غوغایی به پا کردن این آشغالهای بی نهایت دوست داشتنی :))
به سیل صبح‌خواهان راه بستند
هزاران سینه و سر را شکستند
ولی مردم‌ گرفته دست در دست
ز چنگ دیو مردم‌خوار، رَستند

شب‌نورد- اصلان اصلانیان
چاووش 2
علی کو کجا کی ؟ چطوری این متن زیبا رو به فیلم ربط دادی؟
۲۹ بهمن ۱۳۹۷
شعرو قبول کن حالا از ما همینطوری :)) از بس قشنگه
بیشتر مصرع دومش رو که سر و سینه شکسته شد تو فیلم، خوبه؟ :))
۲۹ بهمن ۱۳۹۷
قشنگی شعر رو خیلی قبول میکنم
۲۹ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میخوام از دوستان علاقمند و شیفته این فیلم خواهش کنم که چند نمونه از دیالوگهای فیلم که بغض هاشونو فریاد زده رو ذکر کنن؟ شاید من متوجه نشدم یا توقعم در حد دیالوگهای فیلمهای سیاسی تندتری مثل نسل سوخته یا دیوانه ای از قفس پرید بوده و سطح انتقادات این فیلم برام سطحی و ابکی و خسته کننده بنظر رسیده؟ لطفا همراهی کنید تا شاید منم متوجه بشم.
با تشکر
سلام
احتمالا توقعتون بالا بوده
موفق باشید
۲۹ بهمن ۱۳۹۷
جناب کار آمد عزیز از وقتی که برای این گفتگو گذاشتین صمیمانه سپاس گزارم به خصوص که علی رغم میل باطنیتون بوده و بنده معتفدم اگر این گفت و گو ها حتی با تمام دلخوری ها باعث رشد و یادگیری بشه رسالتش رو انجام داده .
در مورد سوال اولتون باید بگم که من عقیده دارم ... دیدن ادامه » که هیچ ایدعولوژی جواب گو نیست و باید مملکتی ازاد باشه که هر کس با هر طرز تفکر و ایدعولوژی درش زندگی کنه .
در مورد سوال دومتون کلمه ای که به کار بردم اشتباه بود نباید می گفتم هم رتبه چون حق با شماست و در مورد فیلم هایی که ژانر سورعال داشتن و شما هم زحمت کشیدین و نام بردین خیلی قوی عمل نکرد منظورم در واقع فیلم هایی بود که این روزها اکران میشه و شاید بهتر بود واژه هم عصر رو نام می بردم .در مورد مورد اخرتون موافقم فیلمی که این حجم سانسور بهش وارد شده چیزی برای افتخار نداره اما باز هم به عقیده من پخش شدنش خیلی بهتر از چخش نشدنش بود .
۱۲ اسفند ۱۳۹۷
مرسی ماهرو جان ادب و متانت کلامت یکدنیا ارزش داره و بازم ممنون که زحمت خوندن متن نسبتا بلند منو بخودت دادی و سپاس از پاسخگوییت .
تقریبا هم نظریم بجز جواب اولت که گفتی از ایدولوژِی دفاع نمیکنی اما اون دیالوگ شدیدا ایدولوژیک رو پسندیدی و بلت کردی
۱۲ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چه تاریخ پر از دردی داریم ما...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

داشت ماتم شدید می بارید
از دلِ ابر اسید می بارید
گریه های سفید می بارید
غصه های جدید می بارید

مادرم داشت زایمان می کرد...

دورِ میدان؛ سکوت می رقصید
در اتوبان؛ سکوت می رقصید
زیرِ باران؛ سکوت می رقصید
توی فنجان؛ سکوت می رقصید

داشت بابا تراژدی می شد...

چهره ... دیدن ادامه » اش را کسی اتو می کرد
جامه ی درد را رفو می کرد
مرگ را داشت زیر و رو می کرد
با خودش هم بگو مگو می کرد

سقط شد خواهرم درون خودش...

یکنفر در اتاق؛ پرپر شد
زیر نور چراغ؛ پرپر شد
خارج از اتفاق؛ پرپر شد
کلت، باتوم، چماق... پرپر شد

چاقوی تیز دست داداشم...

درد دارد تصورم؛ نقطه
از خودم نیز دلخورم؛ نقطه
خالی ام، از جنون پرم؛ نقطه
خشک مانند آجرم؛ نقطه

بندِ بعدی طناب داری هست...

گرگ ها کلّ گله را خوردند
زنده ها در سکوتشان مُردند
غنچه ها وانگشته پژمردند
خنده ها را گلایه ها بردند

یک نفر در میانِ هال افتاد...


#امیرحسین_خوشحال
« زنده ها در سکوتشان مُردند »
۱۰ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شاید رسیده‌ای به حسابِ برابران
اما هنوز مانده گناهانِ دیگران

کرکس که هیچ، بر سر تقسیمِ ارزنی
تغییر می‌کنند تمامِ کبوتران

هم رشک می‌بریم به آنان که قانعند
هم غبطه می‌خوریم به قدر توانگران

ما با کدام جنبه‌ی جرأت، دلِ تو را
تشبیه می‌کنیم به دریای بیکران

دائم شهید می‌شوی از بس که زنده‌ای
دنیا اگرچه پر شده از مرگ‌باوران

مادر! ... دیدن ادامه » به آن بهشت که در سرنوشت توست
این‌جا جهنّم است؛ به دنیا نَیاوران!

#مریم_جعفری_آذرمانی
۲۸ خرداد ۱۳۸۹
#کتاب_قانون چاپ ۱۳۹۰
#نشر_داستان_سرا
بدجور به دل نشست این فیلم ای کاش و ای کاش روزی فرا برسد که همه ارا و عقاید در این سرزمین محترم شناخته شود و وصله چسباندن به افرادی که که نظری مخالف نظر ما دارند به بوته فراموشی سپرده شود.

به کُجـاها بَـرَد.. این اُمــید' ما را !
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بنظرم خیلی خیلی خیلی قشنگ و جالب بود ...
کم‌پیدا شدیااا :)
۲۷ بهمن ۱۳۹۷
ایشالا رفع بشه این بهم ریحتگی :)
کم‌سعادتی از ماس
۲۷ بهمن ۱۳۹۷
مخلصیم :D
۰۱ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ما به روزهای پر از حادثه عادت داریم.
مصیبت ازلی دست ما را رها نمیکند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

هنرمند گرامی
جناب آقای محسن امیریوسفی

با سلام
ساعتی از تماشای فیلم شما، "آشغال‌های دوست داشتنی" گذشته. اشک چشمانم را پاک کرده‌ام و آبی به صورتم زده‌ام. گذاشتم کمی از پایان فیلم بگذرد تا احساس‌هایش کمی در من ته‌نشین شود و رسوب کند و بعد این کلمات جاری شود.
در تعریف "جُستار خوب" روزی در جایی می‌خواندم: "کلماتش از صداقت آمده و تمایل به آسیب‌پذیری روی کاغذ دارد". کلمات فیلم شما هم صادق بودند و رنج‌دیده. بالاخره هنرمندی توانست از سد سنگین سانسور و قیچی تیز و برنده توقیف بگذرد و از "روزهای ملتهب 88" بگوید. اشتباه نشود، فیلم شما اصلا مختص آن واقعه و روزهای تلخ و شیرین بعدش نیست. نه فیلم شما، بر بستر آن روزها، به سراغ قصه‌هایی غریب از مردمان این سرزمین رفته که چقدر این روزها به آن نیاز داشتیم.
یک کارگردان روزی با فیلمی به نام ... دیدن ادامه » «قلاده‌های طلا»(پیش‌تر از ناحق بودن فیلم، توهین‌آمیز بودن حتی عنوان فیلم را بر من ببخشید) از آن روزها حرف می‌زند و یکی مثل شما، با همان نگاه لطیف و طناز همیشگی‌تان در "آشغال‌های دوست داشتنی".
کمتر مخاطبی است که به نظرم حتی بتواند حدس بزند که شان نزول اسم فیلم شما چیست و چرا این اسم عجیب برایش انتخاب شده است. تا نرود ببیند که شما در این فیلم از چه نگاهی به تاریخ این سرزمین پرداخته‌اید. روایت‌هایی غریب از مادرانِ چپ‌ها، به مادرانِ شهدا، مادرانِ خاوران، مادرانِ هشتاد و هشت، مادرانِ پناهندگان سیاسی، مادران کوچانده شدگان اجباری، مادرانِ فعالین محیط زیست دربند و....همه آنان که در گذرگاه تاریخ این سرزمین، خانه‌هایشان جای خالی عزیزانی را حس می‌کرد که شاید روزی تندروی‌هایی، اشتباه‌هایی در عقایدشان، در آرمان‌هایشان داشتند، ولی فصل مشترک همه آنان "مظلومیت" بود. شما، در این روزگار دوقطبی‌ها و چندقطبی‌ها، از نزدیکی دل‌ها حرف می‌زنید. از چشمانی که هنوز برای مظلومیت این سرزمین و آدم‌هایش، نمی‌تواند پر از اشک نشود.
امروز با احساسی شبیه پایان "اینجا بدون من" عزیزم از سالن سینما خارج شدم و دوان دوان خودم را به خانه رساندم.
امروز با فیلم شما، به اندیشه تا مغز استخوان انسانی اش، به فرداهای روشن این سرزمین و آدم‌های مظلوم و رنج‌دیده و آسیب‌پذیرش بیشتر ایمان آوردم.
لطفا خسته شوید ولی از پا ننشینید.
فرهنگ شریف این سرزمین شریف، به شما بسیار نیازمند است.

ارادتمند شما
برادر کوچک‌تان
درودها بر آقای ریاضی عزیز
۲۷ بهمن ۱۳۹۷
عالی بود
۲۹ بهمن ۱۳۹۷
جانا سخن از دل ما گفتی !
۱۰ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید