تیوال فیلم بهمن
S3 : 20:47:20
 بها: ۱,۵۰۰، ۱,۸۰۰، ۲,۰۰۰ و ۲,۵۰۰ تومان
: مرتضی فرشباف
: مرتضی فرشباف، نسیم مرعشی
: فاطمه معتمدآریا، احمد حامد، مریم شیرازی، امیر نصیری یکتا، فریده اسماعیلی، شیرین یزدان بخش
: جواد نوروزبیگی
: هومن بهمنش
: پویا پارسامقام
: وحید مقدسی
: بهزاد کزازی
: مهرداد میرکیانی
: سارا خالدی
: رضا بختیاری نیک
: نادر مهدی پور
: حبیب مجیدی
: حامد ثابت
: حمیرا نعمت الله
: آرش نجفی
: آرش آقابیک
: جواد مطوری
: محمد ثقفی
: علی یعقوبی، آرزو رحیم آبادی
: جواد جهانگیری، علی اکبر نعمتی
: یاسمن محب اهری
: مهدی مهدوی ایمچه
: علی مرادی، احمد کرمی، اسماعیل حاتم نژاد
: علی بهری
: سعید قرقانی، جلال بهری
: همایون قربانی
: رضا نوروزی
: سعید کشی پور، حسین نصیری، آنگینه ایسانیاس، رضا رجبی، امیر حسین واحدی
: الهام حیدری، میلاد ثابت کار
: فرشته مهدی زاده
: بانک پاسارگاد
"بهمن" داستان زنی به نام هما از مجرب ترین پرستاران بیمارستان است که پیشنهاد شب‌کاری 10 روزه‌ای را می پذیرد. هما دچار بی خوابی می شود و نحوه رویارویی او با کار خود و خانواده چنان می شود که در آستانه فروپاشی قرار می گیرد.

کیفیت ۴۸۰: ۱.۵۰۰ تومان
کیفیت ۷۲۰: ۱.۸۰۰ تومان
کیفیت ۱۰۸۰: ۲.۰۰۰ تومان
کیفیت ۱۰۸۰ (HQکیفیت بالا): ۲.۵۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم بهمن

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از گفتگوی آوای تیوال فیلم بهمن / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» مراسم معرفی فیلم «بهمن» در سینما ملت

» معتمدآریا: «بهمن» تحمل و صبر می‌خواهد

» کارگردان بهمن: بدون معتمدآریا فیلمی نداشتم

» بهمن در ویژه برنامه «یک فیلم، یک سلام»

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
فیلم ملایم و آرام اطلاعات به ما می داد. قصد تخریبهای ناگهانی هالیوودی بابت بی خوابی رو نداشت و برام جذاب بود. همه چی خوب بود و همین طور فضا سازی...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
الان از سینما دارم میام
فیلم خوبی بود البته اگر insomnia را ندیده باشید
محمد محمدی صبا این را پاسخ داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*صبوری می‌کنم تا برف‌های درونم آب شوند.. پیش از آن‌که بهمنی فروریزاندم..

«بهمن».. فیلمی که در به‌کل‌رساندن خود بسیار موفق عمل کرده‌است.. فیلمی که در هر پلانش، نشانه‌های شایانِ بسیاری پردازش‌گر اثر شده‌اند..
بهمن را بسیار پسندیدم.. و در هر لحظه از دیدنش، هماهنگی‌ها مرا به شعف می‌رساندند..
برف، با پیوسته‌باریدنش، مکث را طلب می‌کند.. آهستگی را.. گاه کاویدن.. گاه تلاشی جان‌کاه.. برف حصرست.. در خود فرورفتن‌ست.. سنگیت می‌کند.. گاه بی‌حس.. کورت می‌کند.. اما کر نه.. صدا می‌ماند.. حتا با استحاله.. برفِ زمان.. برفِ عمر.. برفِ رخوت.. برفِ تکرار.. برفِ تردید.. برفِ ترس.. برفِ عادت.. برفِ غفلت.. برفِ جنون.. برف، هجومِ حجیمِ مواجهه‌های آدمی‌ست..
نویسندگان،‌کارگردان،‌ فیلم‌بردار، صدابردار، تدوین‌گر، بازیگر (فاطمه معتمدآریا)، همه و همه به‌خوبی در دریافت و ... دیدن ادامه » خوانش تفسیری‌شان از این برفِ درد، پیش رفته‌اند..
آرایش خانه، جایگاه‌های اجتماعی سوژه‌های فیلم و حتا موقعیت جغرافیایی، نشان از نظم و زیبایی و کیفیت داشت.. (و البته به نظر من برای رساندن سوژه، نیازی به چنین سطحی از رفاه و ارتقا نبود..).. ولی مثل دیوار سالن‌پذیرایی خانه که نم داده و آسیب دیده‌بود، برف (بخوانید همه‌ی آن نام‌های ازپیش‌گفته.. هم‌چون ترس و تردید..) به‌تدریج بر هر آن‌چه تو را و زندگیت را شکل داده‌است، آوار می‌شود.. با آغازی فریبنده و عادت‌زدا..
بجنگی با آن، اسیرت می‌کند.. ضعیفت می‌کند.. (صحنه‌ی در گل‌برف ماندن خودروی پرستار شب‌کار.. صحنه‌ی از بی‌خوابی شیدا و بی‌جان‌شدن پرستار/مادر/همسر/دوست..).. از در صلح با آن رویارو شوی، می‌نشاندت تا کمی درنگ کنی.. بیندیشی.. تا آن زمان که گرمای خورشید برفت را به‌تدریج بر تو گرم و سبک کند.. (صلح پرستار و بیمار.. صلح فرزند و مادر.. صلح همسرو همسر.. صلح مرگ و بیمار.. صلح زن و زندگی.. صلح خود و دیگری..)..
من برخلاف برخی که ریتم را بسیارکند و لطمه‌زننده دیده‌اند، ریتم را دقیقا هماهنگ با سنگین‌تر و سبک‌ترشدن تدریجی برف (همه‌ی آن مواجهه‌های بشری) می‌دانم.. بازی بسیارباورپذیر فاطمه معتمدآریا با گریم خوب، دشواری این مواجهه‌ها را نه تنها برای بانوان میان‌سال، که برای هر انسان کنکاش‌گر و چالش‌دوست، به‌خوبی بازنمایی کرده‌است..
در کم‌تر پلانی مکث بیش‌ازحد و نابه‌جا دیده می‌شود.. تغییر زاویه‌دید که همواره از آغاز تا پایان فیلم حضور دارد، نه تنها به زیبایی قاب‌های تصویری یاری رسانده است؛ بلکه در شناخت و درک بهتر اثر هم گامی پیش‌برنده است..
صداها، لحظه‌های اوج کشمکش‌ها و تمنای آرامش را می‌رسانند.. خواهش جاری‌شدن چونان آب.. و نه ماندن و فرورفتن چونان برف.. (برهم‌کنش صحنه‌های موج بر ساحل‌کوبنده و خبرهای رادیویی و محوشدن تدریجی جغرافیا در پوشش پنهان‌کننده‌ی برف..).. حتا خش‌دار‌شدن سی‌دی و با برش‌های مکررشنیدن موسیقی هم، نشان از قطع و وصل پیوسته‌ی سوژه با درک زیستش است..
تنها لحظه‌ای از فیلم که برای من حشو کلامی داشت، جمله‌ی پرستار در توضیح رفتارش بود.. گویی مخاطبی را که کم‌تر ارتباط گرفته‌است فرابخواند..
قاب‌های بسیار خوب تصویری.. صداهای درخشان و کارشده.. مونتاژ بسیار دقیق‌پرداخت‌و‌فکرشده.. دکوپاژ ظریف‌اندیشیده‌شده.. سوژه‌ی تاکنون ‌بی‌هم‌تای خوب‌فکرشده.. فیلم را به اثری دیدنی و ستودنی و خواستنی رسانده‌اند..
گفتنی‌ها درباره‌ی این اثر بسیار است و بازدیدنش را می‌طلبد..
زمان آن رسیده‌ست بپذیریم، داستان، تنها گونه‌ای نیست که با اوج و فرودهای رویدادهای عجیب‌و‌غریب و ناطبیعی، سرگرم‌مان کند.. همین آب‌رفتن‌های تدریجی در عین انطباق با طبیعت هستی، شگرف‌ترین مواجهه‌های آدمی با خویش‌ست که راوی زیست‌مان در رسانه‌ی سینما می‌تواند بود..
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"بهمن" رو دیدم
فیلم تا اواسط کار نسبتن خوب پیش می‌رفت
و می‌شد ریتم کندش رو به مضمونش نسبت داد
ولی از یه جایی به بعد کاملن افتاد
صداها بعضی جاها آزاردهنده بود
و این که هدف کارگردان این بوده
نمی‌شه گفت دلیل خوبی برای این موضوعه
زمانش هم می‌تونست خیلی کم‌تر باشه
بعید می‌دونم به جز "فاطمه معتمدآریا" و "طراحی صحنه" و "جلوه‌های ویژه"
شانس دیگه‌ای برای نامزدی داشته باشه.

manimoon..
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آخرین باری که وسط فیلم سالن رو ترک کردم یادم نیست ولی بهمن رو نتونستم تحمل کنم
فیلم بد با صداهای گوش خراش و اعصاب خورد کن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهمن دومین ساخته ی مرتضی فرشباف است. فیلم اول او با وجودشایستگی هایش و جوایز متعددی که در جشنواره های برون مرزی گرفته بود هیچ گاه مجال اکران پیدا نکرد هرچند نوید بخش استعدادی نو را میداد.و طرفدارانی نیز پیدا کرده بود که شاید معروف ترینش جعفر پناهی ست.
بهمن با برفی شدید آغاز میشود. ریتم بسیار کندی دارد به حدی که به فیلم لطمه وارد می کند و پر از نشانه های کوچک دراماتیک.پلان ها بسیار خوب قاب بندی شده اندو طولانی.جلوه های ویژه که از نامزدهای اصلی خواهد بود فوث العاده بود. بازی فاطمه معتمد آریا که گفته میشود فیلنامه برای او نوشته شده است بسیار باور پذیر است. وبه خوبی سیمای زنی مضطرب،نگران و بیخواب را نمایش میدهد و در انتقال حالت های مذکور به بیننده توانا است.احمد حامد بازی نسبتا قابل قبولی ارائه داده .
در آخر جا داشت برای شخصیت اصلی پرداخت بیشتری انجام ... دیدن ادامه » شود چون شاهد معلق بودن آن میان زمین وهوا هستیم و تلاش های بی خودی او.
در کل فیلم در فضا سازی توانا است و فضای حاکم را به درستی نشان میدهند ولی نمی تواند به خاطر کندی بسیار ریتم کلی تماشاگر را با خود همراه کند.در نضر سنجی توسط مردم نیز چندان موفق نبود.
علی جعفریان، عسل حسین زاده، ناهید حدادی و ذوق زده این را خواندند
*مرضیه* و بیتا نجاتی این را دوست دارند
آیا نام نخستین فیلم مرتضی فرشباف را می دانید؟
۰۶ بهمن ۱۳۹۴
سوگ
۰۷ بهمن ۱۳۹۴
سپاس
۰۷ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم سوم: بهمن
معتمد‌آریایی بد در فیلمی به مراتب بدتر
امتیاز من: یک و نیم از پنج
کارگردان: مرتضی فرش‌باف

چنانچه پیش از شروع فیلم دستگیرم شد فرشباف پیش از ساختن این اثر فیلمی تحسین شده را نیز ساخته بود که من ندیده‌ام و خبری هم از آن ندارم. به این ترتیب مواجهه‌ی من با این کارگردان جوان به همین فیلم محدود می‌شود و باید بگویم مواجهه‌ی بدی بود. فیلمی به غایت ضعیف که حتی با وجود ساختی قدرتمند و حرفه‌ای نمی‌تواند هیچ اتفاق خاضی را در سینما رقم بزند.

 هدا(اگر اشتباه نکنم) با بازی معتمد آریا زنی پرستار است که موظف می‌شود ده شب از پیرزنی غرغرو پرستاری کند. او در خانه مشکلات جدی‌ای دارد و پرستاری شبانه‌ی او موجب بی‌خوابی‌های دیوانه‌کننده و جان‌فرسایی می‌شود...

اثرِ فرش‌باف اثرِ کاملی به نظر می‌آید. گویی همه چیز سرِ جای خودش است و برای تک‌تکِ ... دیدن ادامه » پلان‌ها بارها و بارها بحث و جدل درگفته است. با این حال، به دلیلی که دقیقن نمی‌دانم چیست، «بهمن» بیش از هر چیز، چنان‌چه خودِ فرش‌باف پیش از شروعِ فیلم به روزمره بودنِ فیلم اشاره کرد، واگویه‌ای است بی‌خاصیت از دغدغه‌های زنی میان‌سال نسبت به «کار»،«همسر» و «فرزند». معتمد‌آریا هرچند هنوز هم بازیگری است توان‌مند و هر چند ظرافت‌های بازیِ او در بهمن هنوز هم مشاهده می‌شود، لکن، بیش از هر چیز به آن دلیل که شخصیتِ هدا «جایِ کار ندارد»، فروغِ معتمد‌آریا فراتر از زنی شبه‌دیوانه نیست. بایست پذیرفت که پروژه‌ی نسبتن عظیم و پیچیده‌ی فرش‌باف در شکل‌دهی به فیلمی که سازوکارِ درونی‌اش از همان ابتدا بی‌نتیجه‌ و متناقض می‌نماید، ره‌اوردِ مطلوبی به بارنخواهد آورد.

از سوی دیگر فیلم را از دو جهت می‌توان دوست داشت: اول حجمِ قابلِ توجهِ برفی که در «بهمن» حضور دارد آدم را خواه‌ناخواه به سمتِ رویا می‌کشاند(برف‌هایی که بعضی ازآن‌ها جلوه‌های ویژه هستند و این جلوه‌های ویژه، به خوبی در دلِ فیلم نشسته‌اند) و در مقامِ دوم هم باید به موتیفِ نسبتن سورئالِ خوابِ معتمدآریا اشاره کرد. هر چند این موتیف به هیکلِ فیلم زار می‌زند، اما حضور‌های نسبتن مکررش (به خصوص با صدای دالبی) تنها واقعه‌ی هیجان‌انگیزِ اثر را شکل می‌دهد.
یاشار عزیز ولی به نظر من یکی از قویترین آثار جشنواره محسوب می شه. فیلم سراسر پر از نماد هست و معتمد آریا بسیار بسیار در نقشی که کارگردان به دنبال به تصویر کشیدنش بوده موفق ظاهر شده. تک تک سکانس ها و به ویژه تحول بازیگر نقش معتمدآریا در پایان فیلم موثر و ... دیدن ادامه » تکان دهنده بود. از اینها گذشته جانمایه اصلی فیلم از دید بنده حقیر یکی از نوآوری ها و خلاقیتهای سینما حال حاضر ما محسوب میشه. موضوعی به شدت عمومی که همه ما کمابیش به آن گرفتار هستیم و نه خودمان می خواهیم و نه جامعه به ما فرصت و شجاعت تغییر آن را می دهد::

... همه ما به نوعی گرفتار روزمرگی هستیم...
۱۶ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید