تیوال فیلم درخونگاه
S3 : 14:44:16
امکان خرید پایان یافته
: سیاوش اسعدی
: نیما نادری و سیاوش اسعدی
: امین حیایی، جمشید هاشم‌پور، ژاله صامتی، مهراوه شریفی‌نیا، پانته‌آ پناهی‌ها، محمود جعفری و منصور شهبازی
: منصور سهراب پور
: تورج اصلانی
: مجید علی اسلام
: محمدرضا مویینی
: ناصر انتظاری
: علیرضا علویان
: فرزین قره‌گوزلو
: رضا ترکمان
: فرید ناظر فصیحی
: مهرداد ناصری
ظهری می‌آید، تا بسازد! اگر نبازد...

گزارش تصویری تیوال از اکران مردمی فیلم درخونگاه / عکاس: فاطمه تقوی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از اکران خصوصی فیلم درخونگاه / عکاس: فاطمه تقوی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم درخونگاه / عکاس: آرمین احمری

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» دفاع برای زندگی، استقبال از مرگ


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
(برای هیچ چیز) در خونگاه نشسته ایم برای تماشای فیلم.
در انتهای فیلم با خود گفتم که واقعا قصه همین بود؟ هیچ اتفاق دیگری قرار نیست بیافتد؟ فیلمنامه ای ضعیف که اگر در نیمه فیلم، سالن را ترک کردید چیزی از قصه را از دست نداده اید. تنها نکته مثبت فیلم بازی های قوی است که به تنهایی نمیتواند بار یک فیلم خوب را به دوش بکشد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دو فیلم قبلی اسعدی با تمام ضعفهایشان با ارئه فضای مه آورد و نئونوآر گونه هر چند کوچک، فیلمهای نسبتا دلنشین بودن اما درخونگاه در شکل ارائه داستان و روابط آدمها و بحرانهای اخلاقی ضعفهای بنیادین دارد که نمیتوان جدی اشان نگرفت. اسم فیلم نام محله ای خاص را القاء میکند که متاسفانه فیلم حتی نمیتواند محله ای فکسنتی بسازد چه برسد که به آن تشخص بدهد. فیلم ادای دینی است به سینمای کیمیایی اما عناصری آن نوع سینما مثل ( دیالوگهای کنایی، معرفت و تک افتادگی قهرمان ، تقدس رفاقت و خانواده) به شکلی دفرمه در فیلم پیاده شده که نتیجه فیلمیست که انگاردر پلاستیکش کیمیایی طور است و در محتوا کاملا بر ضد ارزشهای آن نوع سینماست. فیلمساز دغدغه های خودش در رابطه با جنگ را هم به شکل کاملا شعاری در دهان کارکترهای ناچیزش قرار میدهد.
ناچیز بودن این خانواده جنوب شهری بزرکترین ... دیدن ادامه » ضربه را بر پیکره فیلم میزند روابط آدمهای این خانواده کاملا مضمحل است از مادر گرفته تاخواهر و پدر که هویتی مغشوشی دارند. به طور نمونه مادر فیلم چه جور مادریست مادری که ابدا حس مادر بودن را نمیدهد و ظاهر شکسته و ماتم زده اش بیشتر بابت شاخ و شانه کشیدن برای شوهر و دخترش است تا دلسوزی و رنج مادرانگی و فیلمساز به این هم بسنده نمیکند و با قرار دادن پیکر نیمه جان یک مادربزرگ سالخورده در خانه و رفتار مشمئزکننده اعضای خانوداه با او (که اوجش انداختن او به سمت دیگر برای برداشت وسیله ای است) گویا ذره ای حرمت برای مفهوم خانواده که اصل و اساس چنین فیلمی باید باشد باقی نمیگذارد !
از لحاظ گره افکنی و گره گشایی هم فیلم لنگ میزند این که چرا این قدر طول میدهد تا قضیه چپاول پولهای رضا افشا شود( با نشانه های روایی انحرافی بی معنی همچون ترک شبانه خونه توسط دختر و حضور یک مرد غریبه در خانه داماد) پس از افشای قضیه با توجیه های همچون (دیدن فیلمی از کسی که شبیه رضا بوده و در ژاپن معتاد شده و دیگر برنمیگردد) از مادر وپدر گرفته تا خواهر و داماد پولهای او را خرج کنند، غیر منطقی و مضحک به نظر میرسد. دلسوزی کردن برای آن زن بدکاره و رفیق تیمارستانی هم همچون بافی قیلم شوآفی بیش نیست. اینکه فیلمساز خوشقریحه ای همچون اسعدی در این فیلم این چنین به دام ادا و نه ادای دین به نوعی از سینما بدون توجه به صناعت ساختاری و اخلاقی ان فیلم ها افتاده مایوس کننده است.
دقیقن ...
۱۱ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم ضعیفی بود و اصلا داستان نداشت. از فیلم های سیاوش اسعدی فقط جیب برخیابان جنوبی رو دوست داشتم و با دیدن این فیلم واقعا ناامید شدم.
تنها نقطه ی قوت فیلم , بازی ژاله صامتی هنرمند بود.
البته تجربه بحث با شما این رو ثابت کرده که چیزی رو نمی پذیرید :) لیکن دل به دریا میزنم و می پرسم:
ممنون میشم بگید که داستان نداشت یعنی چی؟
چون اتفاقا یکی از داستانگوهای جشنواره بود (ورای خوب یا بد بودن فیلم)
داستان نداشتن رو برای فیلمی مثل قصر شیرین بکار ... دیدن ادامه » میشه برد مثلا....قصه ....داستان ...تعریف مشخصی داره به نظرم دوست من
۲۳ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقطه قوت فیلم حضور هر چند کوتاه پانته آ پناهی هاست
سپیده، حمیدرضا مرادی و امیر این را خواندند
navidjahan این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان ما تو بخش بازبینی هنری که ی بخش سینمایی هم داشت میگفتن خیلیا جلوی اکران این فیلم میخوان بگیرن میپرسیدن تو این فیلم چی داره که اینقدر حساس شدن بهش !
تا قبل از دیدن فیلم نمیدونستم قضیه بر سر چیه تا اینکه بازی بانو پناهی ها دیدم که الحق دوستان رو حساس کردند :)))))))))
داستان نداشت ! یعنی داستانی نبود که به درد فیلم بخوره ! ولی برای اولین بار از بازی جدی امین حیایی خوشم اومد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عناصر تشکیل‌دهنده درخونگاه:
• یک یاکوزای ایرانی‌تبار که قبلاً رضا دوزاری بوده و هم اکنون به شکل اغراق‌شده و بی‌نقصی قرار است نقش ناجی را ایفا کند.
• یک مادر خائن که با وجود شناختی که از همه اعضای خانواده داشته است در امانت فرزندش خیانت می‌کند؛ و دست آخر هم از همه طلبکار است.
• یک پدر بی‌عرضه، بی کاره و ابله که البته هنگام گیر افتادن در یک موقعیت استراتژیک شبیه چرچیل عمل می‌کند.
• خواهری نامرد و بی‌معرفت که زمان غذا بردن برای شوهرش را نیمه‌شب انتخاب می‌کند تا مخاطب فیلم به طرز شگفت‌انگیزی فریب بخورد که شاید بدکاره است. ضمناً چون مدرسه‌شان را در جنگ (سه سال پیش) بمب باران کرده‌اند، او روزها به‌صورت مستمر جلوی تلویزیون خواب است.
• برادری مفقود در جنگ که ظاهراً و صرفاً بهانه‌ای است برای یادآوری و اشاره به جنگ
• مادربزرگی بی‌خاصیت شبیه یک شیء که در آخر فیلم درنهایت بی‌احترامی به کناری پرتابش می‌کنند.
• لحن آهنگین و مسجع دیالوگ‌ها که تا اواسط فیلم گوش‌نواز است اما از نیمه فیلم به بعد هم از آن هم خبری نیست.
• المان رفاقت فیلم که خلاصه شده است در دیدار امین حیایی و نیما فلاح و سپس درخواست حیایی از زن بدکاره برای رفع نیاز جنسی رفیقش!
• یک تیمارستان خالی با مسئولی شبیه کاریکاتورِ گوژپشت نتردارم.
• یک زن بدکاره اما با معرفت، رفیق و ناجی و البته مادری فداکار.
• مرگی نابهنگام بی‌ربط و غیرقابل‌باور! آن هم مرگ یاکوزایی که با آن همه بلا که در ژاپن، سرش آمده بود هنوز زنده مانده بود.
• و البته تعداد قابل‌توجهی اشتباهات زمان پریشانه!
همه این‌ها را در دوربین تورج اصلانی ریخته هم می‌زنیم و ابتدایش می‌نویسیم تقدیم به مسعود کیمیایی.
البته ابتدای فیلم تأکید می‌کند زمان فیلم 1370 است. اگر مثلاً 1380 یا 1360 بود چه تغییر در روند داستان ایجاد می‌شد؟ اگر مهدی مفقود در جنگ نبود چه؟ اگر رضا دوزاری به ملاقات رفیقش در تیمارستان نمی‌رفت؟
نمی‌دانم، ... دیدن ادامه » شاید پیام فیلم آنجایی بود که ملیحه لب به شکایت می‌گشاید:
«بدبختی هامون کش می یاد، بهشت‌زهرا کش می یاد، شده بهشت زهر، هر روز انا للله، هر روز اشهد ...»
که به شدت شعاری بود و هیچ ربطی هم به داستان فیلم و شخصیت‌ها نداشت.
3 از 10

ممنون آقای میثم که اینقدر کامل و دقیق تمام این فیلم و شرح دادین
خیلی چسبید خوندن نوشتتون
و واقعا این فیلم چی میخواست بگه؟
(خیلی خیلی عذر میخوام) اینکه زن های خراب خیلی بهتر و با معرفت تر از یه مادر هستن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ یا اینکه چی واقعا؟؟؟؟!!!! آخرم که اون ... دیدن ادامه » بهش پناه داد...
۱۴ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمی ضد جنگ با فیلمنامه ای قوی و بازی های قابل توجه ولی پرداختی تکراری . طراحی صحنه اغراق آمیز و کلیشه ای و دیالوگ های کیمیایی پسند..! فیلمی در رابطه با اثرات جنگ بر جامعه که به مراتب میتونست خیلی بهتر ساخته بشه..سکانس تعقیب و گریز کاملا فیلمفارسی.و طراحی صحنه ای که تو ذوق میزد..واقعا تا کی از باران و رعد و برق میخوان وضعیت تیره و تار رو نشون بدهند؟؟ نمره ۵ از ۱۰
حمیدرضا مرادی و نیلوفر این را خواندند
سپهر امیدوار و navidjahan این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید