تیوال فیلم دارکوب
S2 : 02:22:55
: بهروز شعیبی
: حسین تراب نژاد و آزیتا ایرایی
: مهناز افشار، سارا بهرامی، جمشید هاشم پور، هادی حجازی فر، طوفان مهردادیان، نگار عابدی، شادی کرم رودی، ثریا حلی، آتیه جاوید، علیرضا کی منش، ندا عقیقی و امین حیایی
: محمود رضوی
: علیرضا برازنده
: کامران کیان ارثی
هیچ چیز سخت تر از اون نیست که ببینی عزیزت تصمیم گرفته تنها باشه. تو از دیدنش، از شنیدن صداش لذت می بری اما اون درها رو بسته و تنهایی رو جای تو انتخاب کرده… هیچ چیز سخت تر از اون نیست که ببینی تنها شدی. عزیزانت رو می بینی و دوستشون داری ولی همه تو رو انکار می کنن. درها رو به روت بستن و تو تنها شدی. تنهایی باتلاقه…

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
عالی بود , واقعا بی نظیر!
بعد از تموم شدن فیلم, فقط به این فکر میکردم که بازی سارا بهرامی, لایق چندین سیمرغ بود!! نه یکی!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دارکوب: فیلمی در ستایش بخشش

نویسنده: ساجد متولیان

تماشای فیلم دارکوب کار آسانی نیست اما دارکوب فیلمی است که هر شهروند ایرانی که به رشد اخلاقی خود و جامعه‌اش اهمیت می‌دهد،‌ باید آن را ببیند. دارکوب فیلمی در ستایش بخشش است که در هیاهوی اخبار بد و اتفاقات ناگوار از جامعه‌ رخت بربسته و جایش را عصبیت، تلخکامی و کین‌توزی گرفته است. همچنین می‌توان دارکوب را فیلمی درباره‌ حل مسئله دانست. در طول فیلم سه رویکرد رایج حل مسئله‌ تقابل و درگیری (مهسا)، فرار و اجتناب (روزبه) و گفت‌وگو و عقلانیت (نیلوفر) را می‌بینیم. در فیلم نیز همانند اکثر موقعیت‌های زندگی، این مسیر عقلانیت است که به حل مسئله منجر می‌شود.
فیلم روایتگر ماجرای زنی معتاد به نام مهسا (با بازی سارا بهرامی) است که شش سال پیش، همسرش روزبه (با بازی امین حیایی) رهایش کرده و به دروغ به او گفته ... دیدن ادامه » نوزاد دخترشان باران مرده است. روزبه با نیلوفر (با بازی مهناز افشار) ازدواج کرده است و دختر که نامش را گلی گذاشته‌اند، حالا نیلوفر را مادر خود می‌داند. در فیلم، تقابل مهسا با روزبه و نیلوفر بر سر به دست آوردن سرپرستی گلی یا همان باران را می‌بینیم.
چشمگیرترین شخصیت فیلم، مهساست که سارا بهرامی به خاطر ایفای هنرمندانه‌ این نقش، جایزه‌ بهترین بازیگر نقش اول زن را از سی‌وششمین جشنواره‌ فیلم فجر دریافت کرد. در رفتار شخصیت مهسا می‌توان رگه‌هایی قوی از اختلال شخصیت مرزی (بوردرلاین) را دید. رفتارهای تکانشی (سکانس درگیری با مردم جلوی خانه‌ی روزبه و نیلوفر)، خودزنی (بریدن عمدی دست با شیشه در فروشگاه)، سماجت بیش از اندازه در رسیدن به خواسته‌ها (که تداعی‌کننده نام فیلم است) و تلاش شدید برای طرد نشدن از سوی دیگران (گرم گرفتن با روزبه و نیلوفر در ابتدای فیلم) نمونه‌ای از ویژگی‌های افراد مرزی است که در لحظات مختلف فیلم آن‌ها را به طور آشکار در شخصیت مهسا مشاهده می‌کنیم.
مهسا همچنین نماینده‌ بخشی از زنان جامعه است که به دلایل مختلفی در دام اعتیاد گرفتار شدند و هر چه داشتند، باختند. او برای حفظ تنها چیزی که برایش باقی مانده است؛ یعنی جایگاه مادری‌اش نومیدانه تلاش می‌کند. مهسا در ابتدا به بهانه‌ گرفتن مهریه‌اش به روزبه نزدیک می‌شود؛ اما هر چه فیلم جلوتر می‌رود، انگیزه‌های مالی‌اش ضعیف‌تر و تمایلش بیشتر می‌شود تا دوباره مادر باشد. در واقع مهسا فقط برای به دست آوردن فرزندش با روزبه نمی‌جنگد بلکه برای بقای هویت مادری‌اش می‌جنگد.
رابرت ایندیک از نظریه‌پردازان تحلیل روان‌شناختی فیلم در کتاب روان‌شناسی برای فیلمنامه‌نویسان می‌نویسد: «وقتی شخصیت فاقد چهره‌ استادگونه‌ قوی‌ای است، ممکن است کشمکش او پیرامون مسئله‌ سوپرایگوی کم‌رشد]وجدان اخلاقی ضعیف[ شکل بگیرد. ضعف این شخصیت را می‌توان در منیت، خودخواهی یا نوعی بی‌میلی به دنبال کردن آرمانی قهرمانانه در محور مرکزی پیرنگ فیلم نمایش داد». در فیلم دارکوب نیز شاهدیم که نویسنده فیلمنامه، چنین کشمکشی را در ساختار شخصیت مهسا گنجانده است. مهسا شخصیتی است که سوپرایگوی چندان مستحکمی ندارد، بنابراین در قضیه‌ی اختلاف با روزبه و نیلوفر فقط می‌خواهد به دخترش باران برسد و بقیه‌ی چیزها برایش مهم نیست. از این منظر، می‌توان مهسا را نماد اید (نهاد) در روان دانست که کاملاً از جنس غریزه است و مقید به قانون و اخلاق نیست.
شخصیت روزبه تا حد زیادی تصویری سوپرایگویی را تداعی می‌کند. حرف‌های روزبه سرشار از باید و نباید و خوب و بد است. او در ابتدای فیلم، هیچ ارزشی برای مهسا قائل نیست و می‌خواهد به هر شیوه‌ای شده است (از جمله پول دادن) از شرش خلاص شود. رفتار روزبه با مهسا و حتی همسر خودش نیلوفر، والدانه، تهاجمی و تحکمی است. تقابل روزبه و مهسا در سکانس درگیری در فروشگاه به روشنی یادآوری‌کننده‌ تقابل والد سرزنشگر و کودک خشمگین است که در زندگی روزمره آن را زیاد می‌بینیم. روزبه از درک وجه مادرانه‌ مهسا و حتی همسرش نیلوفر عاجز است؛ به همین دلیل از روی ناآگاهی به زنان اطرافش زخم می‌زند. او به دلیل رها کردن مهسا در جاده، عذاب وجدان دارد و تلاشش برای حل مسئله، صرفاً تلاش برای رهایی از احساس گناهی است که از شش سال پیش دامنگیرش شده است.
شخصیت نیلوفر را می‌توان نمادی از ایگو دانست. ایگو (من) بخشی از روان است که با واقعیات بیرونی سر و کار دارد و وظیفه‌ی ایجاد تعادل بین الزامات سوپرایگو و خواسته‌های اید بر عهده‌ اوست. نیلوفر تنها شخصیتی در فیلم است که سعی می‌کند از طریق شیوه‌های عقلانی مانند گفت‌وگو، مسئله را حل‌وفصل کند. همان‌طور که در انتهای فیلم می‌بینیم، گره‌ ماجرا نه به دست روزبه (سوپرایگو) بلکه به دست نیلوفر (ایگو) باز می‌شود. نیلوفر از پذیرش راهکار روزبه (فرار) خودداری می‌کند و در عوض شیوه‌ای انسانی را برای حل اختلاف با مهسا برمی‌گزیند. نیلوفر در گفت‌وگو با مهسا، مقام مادری‌اش را به رسمیت می‌شناسد، تلاشش را برای ترک اعتیاد می‌ستاید و ضمناً او را متوجه پیامد احتمالی (آسیب دیدن دخترش باران با اطلاع از واقعیت) انتخاب فعلی‌اش می‌کند. این همان خِرَدی است که در بسیاری از موقعیت‌های حساس زندگی به آن نیاز داریم و اتفاقاً همین خرد است که به ازخودگذشتگی و انتخاب درست مهسا کمک می‌کند و کاتارسیس (پالایش روانی) او را در پایان فیلم رقم می‌زند. جامعه‌ ما اکنون به بخشش و ازخودگذشتگی‌ای از جنس پایان فیلم دارکوب بسیار نیاز دارد.
در واقع فیلم دارکوب علاوه بر نکات روان‌شناختی، دارای مضامین عمیق اجتماعی نیز است. هم‌خانه‌های مهسا مانند تینا (با بازی شادی کرم‌رودی) و لادن (با بازی نگار عابدی) نماینده‌ قشری از زنان آسیب‌پذیری‌اند که به دلیل فقر مالی و مشکلات خانوادگی، در دام کودک‌فروشی، اعتیاد و تن‌فروشی گرفتار می‌شوند. فضای پارک پایین‌شهر که نیلوفر در آن به دنبال مهسا می‌گردد و مملو از زنان و مردان معتاد و بزهکار است، تصویری واقعی و در عین‌حال تکان‌دهنده از جامعه‌ امروزی است که مشابه‌اش را در فیلم‌ ابد و یک‌روز نیز دیده‌ایم. دو شخصیت فرعی مرد فیلم، همسر تینا (با بازی علیرضا کی‌منش) و خریدار کودک (با بازی جمشید هاشم‌پور) نماینده مردانی‌اند که نه فقط از زنان بهره‌کشی می‌کنند، بلکه با رفتار نادرست خود، زنانگی را در جامعه لگدمال می‌کنند. این جنبه از فیلم را می‌توان نقد آشکاری به جامعه‌ پدرسالار دانست که در آن جایگاه زن تا حد ابژه‌ جنسی و وسیله‌ای برای تولید نیروی کار تقلیل داده شده است.
عاطفه گندم آبادی این را خواند
میترا و امیر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
داستان فیلم کاملا کلاسیک و حتی تکراری است. اما این جزئیات است که سینما را می سازد. شروع فیلم از همان ابتدای تیتراژ کاملا کوبنده است. در ادامه در لحظه هایی که بهروز در فروشگاه درگیرکار روزانه است و مهسا بارها مزاحمش می شود، استرس و تنش داستان به خوبی به تماشاگر منتقل می شود. همچنین در صحنه ای که همسر بهروز از پاتوق معتادان در پارک برگشته و بهروز سوال و جوابش می کند و گلی با جوجه هایی که در دست دارد مدام روی اعصاب آنها راه می رود. همین که تماشاگر درگیر مشکل شخصیت های داستان می شود، نگران سرنوشت شخصیت ها (حتی مهسا) می شود و تنش داستان، تماشاگر را هم در بر می گیرد. یعنی با فیلم خوبی طرف هستیم.
نگاه کنیم به کیسه شهروند که خرید های تینا در آن است (بعد از گرفتن پول از بهروز). اینکه چطور این کیسه دست به دست می شود و به واسطه همین کیسه خرید، نیلوفر ( و حتی مهسا) ... دیدن ادامه » می فهمند که بهروز با تینا ملاقات داشته.
- بازی در نقش معتاد سهل و ممتنع است. بازیگر با کوچکترین خطایی به دام کلیشه می افتد. اما به نظرم سارا بهرامی به خوبی نقش دوگانه خود را بازی کرده از سویی زنی معتاد که دنبال اخاذی است. از سویی یک همسر/ مادر که هم حس مادرانه نسبت به فرزند خود دارد و هم نسبت به نیلوفر حس حسادت دارد و این حسادت در نگاه و چهره اش بارز است. تماشاگر گاهی حتی حق را به او می دهد. (او حق دارد حداقل فرزندش را ببیند و یا مهریه اش را بگیرد.) اما جدا از بازی سارا بهرامی، بازی امین حیایی هم در این نقش جدی خود، خوب و قابل قبول هست.
- مهسا در عین نیاز مالی دو میلیونی را که از بهروز می گیرد جوانمردانه به تینا دوستش می دهد تا او بچه اش را نگه دارد. نامزد تینا در کمال نامردی پول را می گیرد و فرار می کند. این بار تینا از بهروز مبلغی را می گیرد اما به مهسا چیزی نمی گوید و حتی حاضر است مهسا را بکشد تا بهروز خلاص شده و همچنان به تینا پول بدهد.
- یک ایراد وارد به فیلم صحنه هایی است که مصرف مواد مخدر- اگر چه به صورت نامشخص- نمایش داده می شود. سال ها پیش رخشان بنی اعتماد هنگام اکران فیلم "خون بازی" گفته بود که صحنه های تزریق مواد مخدر را مخصوصا نمایش نداده تا تماشاگران احتمالی که قبلا معتاد بوده اند، مجددا به سمت مواد مخدر بازنگردند. ای کاش این مورد در این فیلم هم بیشتر رعایت می شد.
- پایان بندی دیگری برای فیلم نمی شد تصور کرد. مهسا راهی جز کنار آمدن با قضیه ندارد. او به عنوان یک مادر راحتی فرزندش را می خواهد قطعا خودش نمی تواند دخترش را خوشبخت کند. اما پیش بینی اینکه بعد از ترک اعتیاد، مهسا چه کار خواهد کرد مشکل است. شاید باز به دنبال فرزند خود باشد، شاید باز به ورطه اعتیاد بیفتد و به دنبال اخاذی از بهروز باشد یا ...

پی نوشت: یکی از مشکلات جامعه ما، نبود مهارت های زندگی در افراد است. شاید اگر زوج فیلم دارکوب به مهارت هایی همچون مدیریت استرس، مدیریت خشم، مهارت حل مسئله و... مسلط بودند داستان فیلم به گونه ای دیگر رقم می خورد. البته این نکته هم از مزیت های فیلم محسوب می شود و می تواند توسط دوستان متخصص در این زمینه بیشتر بررسی شود.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمنامه تمام تمرکزش بر روی کاراکتر مهسا "سارا بهرامی " بود و از بقیه بازیگرا شاخصه ی خاصی رو نمیتونم به زبون بیارم ، معمولی بودند و در کل به شخصه خیلی برام دلچسب نبود مگر بازی سارا بهرامی ..
میترا و عاطفه گندم آبادی این را خواندند
نیلوفر ثانی و رضا غیوری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من این فیلم رو دوست داشتم .شخصیت سارا بهرامی عالی بود و همچنین بازی امین حیایی بعنوان یک مرد خونسرد..بازی مهناز افشار هم عالی بود
فیلم روایتی از روایتهای تلخ جامعه مان میباشد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درکل بخوام بگم فیلم رو دوست نداشتم! اول از همه به نظرم گریم و صدا سازی خانم بهرامی خیلی مصنوعی طور بود ، گریمش بیشتر شبیه قربانیان آتش سوزی یا بقول یکی از دوستان، اسید پاشی شده ها بود تا معتاد ها یا لحن و صداش فکر کنم میخواست برگرفته از بهروز و گوزن‌ها باشه ودرکل پکیج قابل باوری نبود از دید من، مثه داستان ناپدید شدن چند ساله ش و یهو ظاهر شدنش تو دل ماجرا با اون پشتکار! مثه ازدواج هول هولی مجدد و سریع امین حیایی با اون شرط خاص مثه چرخش ناگهانی و 180 درجه همه شون تو آخر فیلم که کم مونده بود تعارف کنن، نه خواهش میکنم شما بچه رو بردارین! منم ترک میکنم سوپر من میشمو...

5/5 از 10
این طوری که نوشتید باید خیلی چرت باشه پس!!!
۰۸ تیر ۱۳۹۷
اقای جعفریات خیلی باهاتون موافقم خیلی خوب نوشتید. ضعف فیلمنامه و بازیها رو اعصابم رفت.قسمتی از کار به نمایش مستند شلتر شبیه بود . با این تفاوت که مستند شلتر خیلی بهتر از این کار در اومده بود
۲۱ تیر ۱۳۹۷
در خصوص گریم و بازی سارا بهرامی ( که برای من همچنان فقط بخاطر ایتالیا ایتالیا دست داشتنی هست) : یکی از دوستان که ظاهرا شناخت دقیق و مبسوطی از انواع مخدرها و معتادینش داشت، اذعان داشت که هم گریم و هم بازی ایشون کاملا طبیعی هست و حتی از نوع رفتار و حرف زدنش ... دیدن ادامه » میگفت که معتاد به فلان ماده ست. و مثلا رفیق و همخونه ش که بازی متفاوت تری داشت رو از قماش دیگه میدید.

جناب "جعفریان" در خصوص نظراتتون (غیر از گریم و بازی سارا بهرامی که تخصصی تو زمینه معتاد شناسی ندارم) باهاتون کاملا موافق هستم، فقط احساس میکنم نمره ای که دادین بیشتر از چیزی هست که توصیف کردید. 5 و نیم یعنی یه فیلم قابل قبول بعلاوه نیم سرو گردن جذابیت بیشتر.
۱۸ شهریور ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سوژه ی فیلم درباره ی اعتیاد و حق مادری بود که در بستر داستانی آسیب شناسانه روایت شد .
فیلمنامه ای منسجم و تا حدی محافظه کارانه داشت و فکر می کنم می توانست با جسارت بیشتری هم روایت شود تا برای مخاطب تاثیرگذار تر باشد.
تنها نقطه ی قوت فیلم هم بازی درخشان و حیرت انگیز سارا بهرامی بود و واقعا لیاقت سیمرغی که گرفت را داشت چون بی نظیر بود.
عجیبه که اینقدر نظرات باهم متفاوته. چندتای قبلی متفق القول گفتن که سارابهرامی تصنعی و کلیشه ای بوده..
۱۰ تیر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید