تیوال فیلم خشم و هیاهو
S2 : 20:10:34
خـریــــد
۱,۵۰۰، ۱,۸۰۰، ۲,۰۰۰ و ۳,۰۰۰ تومان
 بها: ۱,۵۰۰، ۱,۸۰۰، ۲,۰۰۰ و ۳,۰۰۰ تومان
: هومن سیدی
: طناز طباطبایی، نوید محمدزاده، سعید چنگیزیان، بهناز جعفری، رضا بهبودی، رعنا آزادی ور، بهزاد عمرانی
: سعید سعدی
: پیمان شادمانفر
: هومن سیدی، مهدی سعدی
: کارن همایونفر
: کامران حجازی
: بابک اسکندری
: محسن نصراللهی
: رعنا امینی
: حسین بشاش
: زینب نصراللهی
: محمد بدرلو
زندگی به من آموخت که هیچ چیز از هیچ کس بعید نیست!

کیفیت ۴۸۰: ۱.۵۰۰ تومان
کیفیت ۷۲۰: ۱.۸۰۰ تومان
کیفیت ۱۰۸۰: ۲.۰۰۰ تومان
کیفیت ۱۰۸۰ (HQکیفیت بالا): ۳.۰۰۰ تومان

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم خشم و هیاهو / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از فرش قرمز فیلم خشم و هیاهو / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
همیشه کارهای هومن سیدی را دوست داشتم و از طرفدارهای پر و پا قرصش بودم ولی متاسفانه این فیلم را دوست نداشتم البته دلم نیامد گزینه دوست نداشتم را انتخاب کنم و به گزینه دیدم اکتفا کردم. از مواردی که خیلی توی ذوق میزد؛ شخصیت عصبی خسرو بود که از ابتدای فیلم حتی در ارتباط با به اهمیت ترین مسائل نمود داشت. ضمنا همانطور که سایرین هم اشاره کردند کاملا واضح و مبرهن است که داستان مربوط به چه اتفاقی است، لذا وقتی ناخودآگاه آن را با دو تئاتری که با اشاره به همین داستان اجرا شده بودند مقایسه می کردم بیشتر به این فکر میکردم که: "چه اقتباس ضعیفی"
وحید مقدم و سپیده این را خواندند
مربوط به چه اتفاقیه؟
۱۶ فروردین ۱۳۹۷
ماجرای شهلا جاهد و ناصر محمدخانی
۱۹ فروردین ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خسرویی که جان لنون نشد.....
راستش همیشه گفتم سینمای هومن سیدی سینمای متفاوت و تحسین بر انگیزه.پر از امضاهای خودش مثلا:
استفاده از مونولوگ که در این فیلم شخصیت های فیلم هومن یه گوش پیدا کردن که گوش بازجو بود هر چی میخواستن بگن چه دروغ و چه راست
حرکت دوربین و قرار گرفتن دوربین پشت سر آدمایی که حرف میزنن و ما متوجه نشویم که حرفاشون واقعی است یا نه
رنگ بندی قاب ها و توجه ویژه به تصحیح رنگ که به نظرم توی همه فیلمهای او رنگ بندی خاصی داره.و دراین فیلم که در آخرای فیلم سیاه سفید میشه.
به نظرم بهترین ساخته هومن بود فیلمبرداری عالی و دیالوگها عالی.طناز طباطبایی فوق العاده بود و میتونست سیمرغ بگیره.در این فیلم نقشهای کوتاه مثل رضا بهبودی و رضا کولقانی وسعید چنگیزیان که خیلی کوتاه نبود عالی و دوست داشتنی بودند.دوباره محسن نصراللهی و صحنه سازی که در فصل تابستون ... دیدن ادامه » تونست محوطه خونه خسرو پر از برف کرد
مرموز ترین سکانس ها سکانس صحبت های حنا و خسرو بعد از خودکشی و صحبت های سازجو و وکیل خسرو در ساختمان ناتمام.تبریک به همه خشم و هیاهویی ها که شما مخاطبین هم هستید.بی شک قضاوت از کار در معدن هم سخت تره
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم رو دوست داشتم. چند نکته:

- در قیاس با ابد و یک روز، فکر میکنم حق طناز طباطبایی بود که سیمرغ بگیره. صرف نظر از تکراری یا غیرتکراری بودن بازیش.
- به نظر میرسه اون داستان‌هایی که به درست یا غلط در مورد حامد بهداد میگن، در مورد نوید محمدزاده هم داره گفته میشه. ولی این بازیگر قطعن جزو پدیده‌ها و بازیگران قوی سینما و تئاتر ایران هست.
- در پاسخ به نقدهای دیگه که راجع به خنده‌دار بودن برخی دیالوگ‌های نوید محمدزاده گفته شده می‌خوام بگم که اتفاقن این موضوع از نظر من جزو نقاط قوت فیلم بود.
- موسیقی ابتدایی فیلم که کمی در پایان فیلم هم تکرار شد، منو یاد کارهای ویوالدی انداخت. هارمونی و حس عجیبی داد با بازی خاص نوید محمدزاده و طناز طباطبایی.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مختصر آنکه تنها نقطه مثبت این فیلم فقط کارگردانی جدید هومن سیدی بود....بازیها خسته کننده...نوید محمدزاده بسیار نا امید کننده و همه چیز فوق العاده ضعیف !
از کارگردانان جوانمان انتظار بیشتری داریم با آنهمه اثز درخشانی که ازیشان دیده ایم...

موفق باشید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم بازی ها خوب نبود. بازی طناز طباطبایی که تکرار بازی های گذشته خودش مخصوصا" در فیلم هیس بود. انتخاب طناز طباطبایی با توجه به بازی ایشون در فیلم هیس اصلا" انتخاب هوشمندانه ای نبود.این حرف که حق طناز در جشنواره فجر خورده شد رو قبول ندارم.بازی نوید محمد زاده هم نسبت به دو فیلم ابد و یک روز و لانتوری اصلا" خوب نبود. بازی نوید محمد زاده هم مثل حامد بهداد باید همیشه توسط کارگردان کنترل شود تا باعث خنده تماشاگر نشه و بهترین بازی خودش رو به نمایش بذاره.بازی نوید در این فیلم سراسر از داد و فریاد های بی مورد و در سایر سکانس ها هم باعث خنده تماشاچی بود و هومن سیدی در کنترل بازی نوید موفق عمل نکرده بود.فقط بازی رعنا آزادی ور و سعید چنگیزیان رو دوست داشتم.رعنا آزادی ور با اینکه صحنه های کوتاهی داشت ولی در همان سکانس ها هم به خوبی بازی کرد.
اما جدا ... دیدن ادامه » از بازی ها هومن سیدی در سایر موارد موفق عمل کرده بود.فیلمبرداری خیلی خوب بود. بازسازی صحنه قتل به شکلی که در فیلم نشون داده شد یک ایده جالب و نو بود. در کل همه چیز فیلم را دوست داشتم به غیر از بازی طناز طباطبایی و نوید محمد زاده
بردیا برجسته نژاد، کیمیا TAV، shadesofNTH، اوا.ت و امیرحسین این را خواندند
سین.شین، ماحی و امید این را دوست دارند
نوید محمدزاده واقعا بد بازی کرده عجیبه که برای این فیلم نامزد سیرغ شده نه در نقش خواننده قابل باوره نه حتی مردی که زن و بچه داره طناز هم تلاش کرده اما خوب آنچنان که باید نتونسته نقش دختری چندوجهی وکمی رازآلود رو به خوبی دربیاره به خصوص اواخر فیلم. البته ... دیدن ادامه » اینها در درحه اول مشکل فیلمنامه هست که موفق نشده حتی یک شخصیت قابل درک ترسیم کنه.
۰۸ اردیبهشت ۱۳۹۵
خنده ها کاملا به جا بود.بخشی از شخصیت پردازی نوید محمد زاده که که می طلبید تو دادگاه اینجوری رفتار کنه.
در مورد طناز طباطبایی موافقم.خوب نبود
۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
-فیلم از همان ابتدا با تیتراژ زیبای خود ما را غافلگیر می کند. نمایی سیاه که بعد می فهمیم از دورن یک کمد یا صندوق دیواری است و دریچه هایی که باز می شوند تا مردم گوشی و لوازم خود را درون آن بگذارند و اینکه انتهای فیلم را همان ابتدا دیده ایم.
-برخی فیلم را متهم می کنند که داستانی تکراری دارد و یا اقتباس از داستان فوتبالیست معروف است. بحث واقعیت و کشف واقعیت از زوایای محتلف در سینما و ادبیات بحثی قدیمی است. از راشومون کوروساوا گرفته تا مرگ یزدگرد بیضایی و می خواهم زنده بمانم. در این فیلم نیز هر کس برداشت خود را از حقیقت دارد و داستان خود را می گوید و طبیعی است که فیلم به طور قطعی قاتل را معرفی نمی کند که در غیر این صورت با فیلمی صرفا داستان گو و معمولی روبرو بودیم. طبیعی است که قاتل اصلی معلوم نباشد و اصلا فیلم درباره چند وجهی بودن حقیقت است. هر چند که ... دیدن ادامه » شواهد تا حدودی به نفع بی گناهی حناست.
-قاب بندی ها و فیلم برداری فوق العاده اند. نشان ندادن قاضی در هنگامی که به طور خصوصی با بازپرس صحبت می کند. تغییر زاویه دوربین در کارواش.جایی که مسئول خوابگاه با حنا صحبت می کند و نظافتچی از بیرون شیشه ها را پاک می کند و سیاه و سفید شدن تدریجی فیلم.
-صحنه تصادف بسیارخوب در آمده و کاملا غافلگیر کننده است. در سیزده هم شروع فیلم با تصادف و غافلگیری همراه بود.
-بازسازی صحنه قتل سینمای ناب است. بدون آنکه قتل را نشان دهد خشونت صحنه را القا می کند. نبودن مقتول در صحنه این را تداعی می کند که حنا واقعا آنجا نبوده و این گفته ها را به دروغ برای نجات خسرو می گوید. در جایی که دوربین به جای چاقو بالا و پایین می رود گویی نمای نقطه نظر چاقو را مشاهده می کنیم.
-در پایان صخنه اعدام مستقیما نشان داده نمی شود. اما وقتی حنا از چهار پایه بالا می رود تا از پنجره سلول بیرون را ببیند و چادر از سرش می افتد و دم پایی هایش را می بینیم در واقع اعدام شدن او را دیده ایم.
shadesofNTH این را خواند
رومینا خلج هدایتی، بیتا نجاتی، ترانه و کیمیا TAV این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بخش هایی از نقد فیلم خشم و هیاهو
تناقض بین تصویر و مونولوگ های اعتراف گونه زن به نوبه خود به شدت خلاقانه و مبتکرانه صورت گرفته است. مونولوگ زن "ساعت 4 بود که رفتم به سمت خونه و در رو باز کردم" با تصویر درب منزلی که کاملا تخیل وار باز می شود و رنگ و نور مایل به خاکستری به کمک ساخت این فضای تخیلی آمده و رنگ و مات شدن تصویر کاملا حس تخیل که اجزا و جزئیات را مات و بی رنگ تداعی می شود را برساند. . انگار زن تمامی اعتراف خود را در ذهن خود ساخته و از واقعیت دور است. ذهن هیچگاه نمیتواند تصویر حقیقی از آنچه که زائیده تخیل بوده را به ابژه ای باور پذیر تبدیل کند، از همین رو هومن سیدی با این سکانس علاوه بر اینکه بسیاری از حفره های فیلمنامه نویسی خود را پنهان نگاه داشته بلکه خطر فیلمفارسی و ابتذال (کلیشه) را با یک ایده هنرمندانه عوض می کند.

ادامه نقد را در سایت ... دیدن ادامه » سلام سینما بخوانید :

http://www.salamcinama.ir/naghd/article/563/%D9%86%D9%82%D8%AF-%D9%81%DB%8C%D9%84%D9%85-%D8%AE%D8%B4%D9%85-%D9%88-%D9%87%DB%8C%D8%A7%D9%87%D9%88-%D8%AE%D8%B4%D9%85-%D9%88-%D9%87%DB%8C%D8%A7%D9%87%D9%88%DB%8C%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D9%86%D8%B5%D9%81%D8%A7%D9%86%D9%87-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%D9%87-%D9%86%D8%B4%D8%AF
shadesofNTH این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم از نظر فیلم برداری نورپردازی گریم و سو‌ژه ی متفاوت و جوان پسندی که داشت واقعا بی نظیر بود هم چنین کارگردانی هومن سیدی نسبت به کارهای قبلی ش خیلی خیلی بهتر بود....و اتفاقا به نظر من فیلم آموزنده هم بود
1. جمله‌ی ابتدایی فیلم که بر روی پرده نقش می‌بندد، «داستان این فیلم واقعی نیست و برگرفته از ذهن نویسنده است»، از همان دست جملات گمراه کننده‌ای است که بطور غیر مستقیم فراتر از مفهوم کلامی‌اش می‌رود و به وضوح پیامی ضد آن چیزی که خوانده می‌شود را منتقل می‌کند. این جمله خیلی ساده است! یعنی «این فیلم شما را به یاد یک ماجرای واقعی می‌اندازد که همگی آن را می‌دانید!» یعنی «حواستان را جمع کنید! این فیلم شبیه یک داستان واقعی است که ما منظورمان اشاره به آن نبوده!». این جمله کاملا هوشمندانه فیلم را از هرگونه اتهام مبری می‌کند، اما پیام خود را به سادگی می‌رساند. (بی‌ربط: قبل از شروع فیلم، آنونس فیلم «خنده‌های آتوسا» به کارگردانی علیرضا فرید پخش شد و در انتهای آن این جمله بر روی پرده نقش بست: «این فیلم هیچوقت در جشنواره‌ی فجر به نمایش در نیامد!». این هم ... دیدن ادامه » یکی دیگر از آن جملات غیر مستقیم است. تبلیغی موثر که مفهوم آن فراتر از کلماتی است که در ساخت جمله بکار برده شده‌اند)

2. من یک اشتباه مرتکب شدم! و آن اینکه در یک روز، به فاصله‌ی تنها بیست دقیقه، ابتدا فیلم «ابد و یک روز» را دیدم و بعد «خشم و هیاهو». این مسائله نه تنها باعث شد که از بازی نوید محمدزاده (که در هر دو فیلم ایفای نقش می‌کند) در خشم و هیایو لذت نبرم، بلکه حتی خشم و فریادها و ادبیات دیکتاتورگونه‌ی او برایم نخ‌نما و کپی بی‌ماهیت و غیرضروری از کاراکتر او در فیلم نخست بنظر برسد. بازی طناز طباطبایی (که با وجود آنکه نقش دوم را در فیلم دارد، اما در تیتراژ بعنوان اولین بازیگر نقش می‌بندد) چندان چنگی به دل نمی‌زند. کاراکتر او هیچ چالش مشخصی ندارد، هیچ بعد و زوایای پنهانی ارائه نمی‌کند، او در داستان خسرو پارسا یک شیطان است و در ماجرای حنا سرافراز یک فرشته‌ی مظلوم. اینجاست که شما را به خواندن شماره‌ی 3 از این نوشته دعوت می‌کنم!

3. این فیلم پتانسیل این را داشت که خیلی بهتر از این از آب در بیاید. منتها چند نکته‌ی کوچک قدرت تاثیر گذاری آن را به شدت کاهش داده است. کاراکترها یا سفید هستند و یا سیاه. از اواسط فیلم، وقتی که راوی عوض می‌شود، رنگها نیز به یکباره عوض می‌شوند. و این بطور کامل جلوی پیچیدگی شخصیتها، چیزی که این فیلم به شدت به آن نیاز دارد، را می‌گیرد. خسرو پارسا همیشه خشمگین است. فریادهای وقت و بی‌وقتش بر سر مدیر برنامه‌هایش را اگر بپذیریم، حتی در یک سکانس هم محبت پدرانه‌ای از او نسبت به فرزندش را نمی‌بینیم. حتی یک صحنه‌ یا دیالوگ درست و حسابی از عشق بین او و حنا را شاهد نیستیم. حتی ابراز محبت او به حنا (در سکانسی که احتمالا بام تهران است و رو به شهر نشسته‌اند) همراه با پرخاش و توهین است. باز هم این اشکال اصلی ماجرا نیست! سکانس بام تهران، روایت از زبان حنا است که در آن خسرو همیشه خشمگین بنظر می‌رسد. مساله اینجاست که در روایت خسرو هم او به همین میزان عصبی و بداخلاق است و همین نکته‌ی کوچک ابعاد شخصیتی و چالشهای رفتاری یک کاراکتر را از او صلب کرده است. حتی هیچکدام از دو کاراکتر اصلی فیلم، نه خسرو و نه حنا، فک و فامیل و کس و کاری ندارند (که حتی در دادگاه حاضر شوند) که لااقل بتوانیم در دو روایت مختلف دو بازیگر، با کمک آنها کمی پیچیدگی را در روابط آنها احساس کنیم. (به جز چند نفر دوست حنا که چون در روایت خسرو جایی ندارند و در روایت حنا هم دیالوگ خاصی بین آنها رد و بدل نمیشود، در همان سطح باقی میمانند)

4. شاید (بنظر من) بهتر بود که این فیلم به شکل دیگری ساخته می‌شد! یعنی بجای آنکه ما در ابتدا به طور کامل ماجرای خسرو را شاهد باشم و بعد داستان حنا را بشنویم (که همین امر باعث می‌شود همگی به اتفاق به این نتیجه برسیم که خسرو دروغ می‌گوید)، این دو داستان به شکلی تو در تو چیده و تدوین می‌شد و حتی در بعضی قسمتها تماشاچی برای آنکه راوی را تشخیص دهد دچار چالش می‌شد.

5. در انتها باز هم قاتل شناسایی نمی‌شود، یعنی ابزار درستی برای شناسایی آن در اختیار تماشاچی گذاشته نمی‌شود. در داستان خسرو، او در راه فرودگاه، به همراه دو نفر شاهد، است که خبر را می‌شنود. در داستان حنا نیز ماجرای فرودگاه دوباره تائید می‌شود. پس اگر حنا قاتل نیست (که قرار است ما این تصور را داشته باشیم که در آن اتاق خسرو از حنا خواسته که قتل را گردن بگیرد تا بعد او در دادگاه رضایت بدهد) خسرو هم نمی‌تواند قاتل باشد. حتی هیچ توجیهی برای سکوت حنا در اتاقی که با خانواده‌ی مقتول در آن نشسته است، حرف نزدنش و رضایت به اعدام نیز ارائه نمی‌شود. توجه کنید که آن دو نفر شاهد که با ماشین خراب شده در راه فرودگاه دست و پنجه نرم میکنند خیلی مهم هستند!. چون حتما در بازپرسی ها حضور داشته و دور بودن خسرو از صحنه ی قتل را تائید کرده اند.

6. این را در آخر اضافه کنم که از هر چیزی بتوان ایراد گرفت، اما صحنه‌ی بازسازی قتل را می‌توان یک شاهکار در سینمای ایران دانست!
به نکته های خیلی خوبی اشاره کردید، فیلم واقعا به جز صحنه بازسازی قتل چیز دیگه ای نداشت.
۰۹ فروردین ۱۳۹۵
لطف شماست بیتاجان شرمنده میکنی، درس پس میدیم:) کم کم احتمال میره شخص ِ هومن سیدی فغان کشان بیان بگن پیدا کردن قاتل را برهانید، به این پسر بچه ی کوچک هم رحمی نمیکنید!
۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۵
مریم جان :-)
۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظر من بهترین فیلم هومن سیدی تا به حال بود

کارگردانی و قاب بندی هاش عالی بود

وااای از موسیقیش


داستان تکراری بود، اما من از نیمه ی اول و داستان خسرو لذت بردم باز

قسمت بازجویی حنا به نظرم یه جا از ریتم افتاد و کلافه میکرد ، اما باز بعد تونست برگرده به ریتم ، اما هیچ وقت دیگه مثل اولش نشد

در کل ولی من خشم و هیاهو رو دوست داشتم

یعنی "نویدش" از نوید 13 بهتر بود؟!
۰۹ فروردین ۱۳۹۵
شاهین جان نوید عصبانی نیستم و سیزده دیگه تکرار نمیشه و ابد و یک روز هم عالی بود
۱۴ فروردین ۱۳۹۵
به نظر من از نوید 13 بهتر بود آره
۱۴ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشتی کوتاه برای فیلم خشم و هیاهو
بهترین اثر هومن سیدی تا به امروز
هرکاری از هرکسی بر می آید!
علی رغم اینکه ابتدای فیلم اشاره به این نکته میشود که تمام اشخاص و شخصیت های فیلم خیالی هستند اما به نظر شخص بنده این فیلم کاملا الهام گرفته از زندگی واقعی فوتبالیست مشهور و ملی پوش "ناصر محمدخانی" است. شخصی مشهور که معشوقه اش همسر او را از روی حسادت و یا جنون آنی به قتل می رساند. پرونده قتل فیلم خشم و هیاهو مانند داستان واقعی ناصر خان نیز دچار ابهام است، از این منظر که همانطور که مشخص نشد انگیزه "شهلا جاهد" از قتل " لاله سحرخیزان" چه بود، در قصه هومن سیدی هم انگیزه قتل حنا از تینا به عنوان یک مجهول در فیلم باقی ماند. به طور کلی کارگردان به رخداد واقعی بسیار وفادار بوده و صرفا در فیلم او یک فوتبالیست مشهور جای خود را به یک خواننده محبوب ... دیدن ادامه » و با شهرت کافی به نام " خسرو" می دهد. اما "خسرو" نه پدری دارد نه مادری و نه برادر و خواهری، این بی هویتی در یک فیلم ایرانی به شدت جای بحث دارد و شاید کارگردان که قطعا به صورت عامدانه "خسرو" را چنین بی ریشه و بی اصل و نصب نشان داده است فراتر از زمان فعلی ایران به لحاظ فرهنگی پا گذاشته است.
فیلم با پلانی هوشمندانه از ورودی سفارت که در انتهای فیلم مشخص می شود هلند است آغاز می شود و با تیتراژ ابتدایی نیز تلفیق می گردد. تا لحظه ورود "خسرو" که مدت آن کوتاه است فیلم روند رو به جلو دارد اما بعد از ورود او به داخل کابین، فلاش بک آغاز می شود. بخش ابتدایی فیلم فضایی با رنگ های زیبا و پر از زرق و برق و دوست داشتنی مانند عینک گرد "جان لنونی" قرمز خسرو نشان داده میشود و ماجرای عاشق شدن او روایت می شود. اما در بخش دوم روند داستان غم انگیزتر و خشن تر می شود. یکی از المانهای دوست داشتنی فیلم تغییر رنگ آن از رنگی به سیاه و سفید از زمان شروع دادگاه و بازجویی ها (بخش دوم) بود که اشاره ی بسیار زیبایی به نابودی و تیره شدن زندگی خواننده مشهوری دارد که به گفته خود به علت یک اشتباه به وجود آمد. قصه فیلم سینمایی "خشم و هیاهو" سیر خطی ندارد و مدام دستخوش تغییر قرار می گیرد. داستان، روایت نسبتا پیچیده ای دارد؛ مطابق بخشی از فیلم که از زبان خسرو روایت می شود، حنا قاتل است؛ اما وقتی حنا داستان را تعریف می کند، خسرو تمام انگیزه های قتل را دارد.
فیلم در نشان دادن رابطه عاشقانه و وابستگی عاطفی خسرو و حنا ضعیف است و به این قسمت به خوبی در نیامده است. این نکته یکی از مشکلات اساسی فیلم های ایرانی است که البته علت آن محدودیت های موجود است. به تبع و با توجه به وفاداری کارگردان به پرونده اصلی که در بالا نیز بدان اشاره شد می توان دریافت که برخلاف نقد برخی از دوستان پایان فیلم باز نبوده و مسلما حنا اعدام میشود هرچند که در آخرین پلان زندان دست های خود را به نشان آزادی به سمت پنجره کوچک سلول می برد و حتی اگر صحبت های خاصی با خسرو داشته که بیننده مطلع از آن نیست و تنها تصویر آن را می بیند. گرچند مسئله اعدام حنا در این قصه اهمیت خاصی ندارد و محور اصلی زندگی فلاکت بار خسرو است.
کارگردانی فیلم از دیگر نکات مثبت فیلم است. از پلان هایی که ناگهان در سکوت و به صورت slow motion ارائه می گردد تا گزارش صحنه بازسایی قتل که نقطه اوج کارگردانی هومن سیدی است. این صحنه بسیار فوق العاده و دوست داشتنی است و برای جامعه نسیان زده و خشونت دیده ایران امروز نسخه بسیار مناسبی است. هومن سیدی در فیلمسازی پیشرفت کرده و "خشم و هیاهو" علی رغم کاستی هایی که داشت (مانند سکانسی که حنا ضمن رد اعتراف به قتل خواستار گفتگو با خانواده مقتول می شود و چیزی نمیگوید و به نوعی همه از جمله بیننده را سرکار می گذارد و یا اینکه هیچ قاتل عاقلی بیماری که در کما است را به ضرب چاقو نمیکشد، بلکه تنها کافی است اکسیژن او را قطع کند!) نسبت به فیلم های قبلی او " اعترافات ذهن خطرناک من" و" سیزده" بسیار گام های بلندی برداشته است.
نوید محمد زاده مانند همه کارهایی که امسال از او دیدم به طرز دوست داشتنی فوق العاده است و بسیار از دیدن بازی او لذت می بردم. امیدوارم روزی شاهد بازی های درخشان او در سینمای هالیود باشیم. طناز طباطبایی اما، بازی شاخصی ارائه نداد و شاید به نوعی و از میانه فیلم به خصوص نقش او به نوعی تشابه با نقشی داشت که در فیلم "هیس دخترها فریاد نمی زنند" به عهده داشت و به مراتب ضعیفتر.
در مجموع فیلم آموزنده ایی برای قشر جوان و به خصوص متاهل جامعه بود و به همین دلیل دیدن آن را توصیه می کنم.

کاوه سلیمانی- تهران
3/1/95
از خواندن نوشته ی شما در مورد این فیلم لذت بردم. سپاس.
۰۹ فروردین ۱۳۹۵
ممنون بردیا جان
۱۰ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جشنواره فیلم فجر با همه فیلم‌های تلخش و با آن چند فیلم شیرینش و با همه حرف و حدیث‌ها به آخرش رسید. تجربه‌های آن در جشنواره‌های بعدی استفاده نخواهد شد و خوبی‌هایش هم به مرور کمرنگ می‌شوند اما همه آن‌ها به ادب «پرویز پرستویی» می‌ارزد که پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد گفت: «من بازیگر حیدر ذبیحی در بادیگارد بودم و ابراهیم حاتمی‌کیا، خالق بادیگارد.» و سیمرغش را ابتدا به ابراهیم حاتمی‌کیا و سپس به 5 تن سینمای ایران، استادان انتظامی، نصیریان، مشایخی، کشاورز و رشیدی تقدیم کرد.

همه بی‌اخلاقی‌های این دوره از جشنواره، مرگ و میرهای نهفته در فیلم‌ها، بی‌نظمی کاخ جشنواره و... به همین چهار کلام احترام‌آمیز و امیدوارکننده می‌ارزید.

⚠️ و در آخر هم یک نگرانی جدی برای «سعید روستایی» که با 9 سیمرغ بلورین برای فیلمش، وارد یک میدان ... دیدن ادامه » مین خطرناک شد. خدا کمکش کند...

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این تأکید بر غیرواقعی بودن داستان در ابتدای فیلم، نشانه دروغگویی سازندگان است یا سر را زیر برف کردن؟

قضاوت فیلم در مورد مرد و زن فیلم، به راحتی قابل سرایت به ماجرای ناصرمحمدخانی و شهلا جاهد است، آیا ما اجازه داریم این قضاوت را روی پرده به مردم ارائه کنیم؟

فارغ از دو سوال بالا، فیلم خوش ساختی بود...ای کاش موضوع فیلم آزار نمی داد.
مجتبی مهدی زاده، غزاله کهن دل، امیرحسین و مصطفی عشقی این را خواندند
سعیده 23 و NTH این را دوست دارند
فیلم رسما به محمدخانی اتهام قتل می زند
۱۹ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مثل همیشه کار سیدی بسیار تعریفی و دقیق بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من خیلی دوست داشتم ......... با اینکه داستان واقعی و برگرفته از اتفاقات و حوادث کشور بود و نوشته ی ناب نبود ولی فیلم بسیار خوش ساخت بود و تداعی گر روزهایی در گذشته از صفحه حوادث روزنامه !

میشود یقه ی «خشم و هیاهو» را گرفت، چسباندش سینه دیوار و به خاطر تمام چیزهایی که نداشت بر سرش فریاد کشید، میشود اشکال های منطقی داستان را بر سرش کوبید و به خاطر شخصیت پردازی نه چندان قوی «حنا سحر خیزاان» ببخشید «حنا سر فراز» مسخره اش کرد، میشود به خاطر اصرار متناقضش بر حفظ اصل داستان و سعی بر منطبق نبودن دقیق فیلمنامه و اصل ماجرا بر او خورده گرفت، میشود به خاطر معمولی بودنش نادیده اش گرفت،میشود به خاطر وجود بی مورد شخصیت هایی مثل بهزاد و رضا کولغانی زیر سوالش برد، میشود به خاطر این چندین گام عقب تر بودن از استعداد واقعی هومن سیدی بازخواستش کرد...میشود...
.
اما فراتر از همه اینها میشود برای جسارت « خشم و هیاهو» ایستاد و دست زد. میشود به خاطر ایفای یکی از مهم ترین نقش های سینما در جامعه که همان ترویج آگاهی ست قدردانش بود..میشود به خاطر گفتن داستان ... دیدن ادامه » تکرار شده ی شهلا چند دقیقه سکوت کرد.
فیلمی برای ش.ج ..... برسدبه دست ن.م.خ
خیلی سال هست میام جشنواره و فیلم میبینم. ومنتظر و شوق فیلم خوب دیدن داشتم..هومن سیدی چند سالی هست "کارگردان" شده.تمام فیلمها هم تا الان متوسط.اما خشم و هیاهو....
خشم وهیاهو همه مواردلازم برای فیلم خوب بودن روداره. خوب شاید واژه کمی باشه. من میتونم بگم بهترین فیلم امسال.
تو دوره ای که تمام فیلم سازا سعی میکنن از "تعلیق" فرهادی و اثرش رومخاطب تقلید کنن یا دربهترین حالت الهام بگیرن, خشم و هیاهو میاد و نشون میده روش های دیگه ای هم هست. داستانی که نباید شبیه داستانی باشه که توده مردم برای سالهااونو پیگیری کرد و اخرش هر کی نظری داشت در مورد قاتل و مقتول دست مایه ای شد تا سیدی این فیلمو بسازه. بنظر میاد داره نظر خودشو فریادمیزنه وشاید این تنها نقطه ضعفه ماجراباشه.
پیمان شادمانفر بعنوان فیلمبردار کاری میکنه ... دیدن ادامه » که مو به تن هرکسی که سررشته ای از فیلمبرداری داره سیخ بشه.
تدوین کار و جلوه های بصری داده شده رو فیلم میتونه دستمایه یه کلاس باشه. بازی تند و اگزجره نوید محمد زاره که غیر از این برای درآوردن شخصیت کاری نمیتونست انجام بده. گریم و انتخاب لباس عااالی برای طناز طبابایی و البته بازی که باید "ساده" باشه.
کارگردانی.... نمیتونم چیزی بگم. دکوپاژ ها و نماهایی که بسته میشد... فقط باید دید!! و باید به این پختگی تو این سن تبریک گفت. تغییر رنگ فیلم که با عوض شدن زندگی از بین میرفت و جامعه خسته و سطحی ای که شعار میداد , کف میزد و لعن میکرد!
دوستان عزیز تیوالی من , این فیلمو با دقت ببینید... و خواهشا باز هم ببینید. آقای سیدی ... از صمیم قلبم ازتون متشکرم.
حس می کنم در حالی که تدوین و فیلمبرداری خوبه ، قصه کاملا تکراریه ، و خوب هر سال آقای سیدی داره به یه شکل فیلم میسازه ، فقط داستان فرق می کنه .

البته نظر منه و نظر شما کاملا محترمه علی جان .
۱۷ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میشود یقه ی «خشم و هیاهو» را گرفت، چسباندش سینه دیوار و به خاطر تمام چیزهایی که نداشت بر سرش فریاد کشید، میشود اشکال های منطقی داستان را بر سرش کوبید و به خاطر شخصیت پردازی نه چندان قوی «حنا سحر خیزاان» ببخشید «حنا سر فراز» مسخره اش کرد، میشود به خاطر اصرار متناقضش بر حفظ اصل داستان و سعی بر منطبق نبودن دقیق فیلمنامه و اصل ماجرا بر او خورده گرفت، میشود به خاطر معمولی بودنش نادیده اش گرفت،میشود به خاطر وجود بی مورد شخصیت هایی مثل بهزاد و رضا کولغانی زیر سوالش برد، میشود به خاطر این چندین گام عقب تر بودن از استعداد واقعی هومن سیدی بازخواستش کرد...میشود...
.
اما فراتر از همه اینها میشود برای جسارت « خشم و هیاهو» ایستاد و دست زد. میشود به خاطر ایفای یکی از مهم ترین نقش های سینما در جامعه که همان ترویج آگاهی ست قدردانش بود..میشود به خاطر گفتن داستان تکرار ... دیدن ادامه » شده ی شهلا چند دقیقه سکوت کرد.
علی پاینده، سعید زادمهر، مجتبی مهدی زاده و shadesofNTH این را خواندند
وحید عمرانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امروز این فیلم دیدم و حس کردم سبک همون سبک " اعترافات ذهن خطرناک من " بود با داستانی کمی متفاوت .

در دو فیلم اخیر آقای سیدی مشاهده می کنیم که یک داستان کلی وجود دارد و داستان از چشم دو نفر برای مخاطبین تعریف می شود .
یک داستان و قصه اصلی ، و دو نطریه کاملا متفاوت .
برای این فیلم ابتدا از نظر خسرو و بعد از نظر حنا ربرای بیننده روایت می شود و در آخر ، به اصل قصه و یا داستان می رسیم .

شباهت این فیلم با فیلم قبلی آقای سیدی دقیقا در همین موضوع هست . قصه متفاوت اما طریقه پرداخت تقریبا یکسان و یک شکل .

فیلمی تقریبا روشن فکری است . با نگاه کردن به قاب تصویر ها و رنگ سیاه و سفید کمی به این موضوع می شود پی برد .

اصل موضوع کاملا قدیمی بود ، اما خوب این فیلم کمی مدرن شده بود .

بازی آقای محمد زاده ، روز به روز داره تکراری می شه و این برای همچین بازیگر خوبی خیلی بده .

موسیقی فیلم خوب بود واقعا .

در ... دیدن ادامه » کل فیلم ضعیف تری نسبت به فیلم پارسال آقای سیدی بود .

با تمام احترام و علاقه ای که نسبت به آقای هومن سیدی دارم ، این فیلم دوست نداشتم .
از کسانی که فیلم رو دوست داشتند تقاضا دارم بیان و دلایل خودشون رو اعلام کنن!
فیلم به غایت دوست نداشتنی بود!!!!!!!!!
شما اول دلایل دوست نداشتنت رو بگو تا بعد منم دلایل دوست داشتنم رو بگم :))
۱۵ بهمن ۱۳۹۴
دقیقا . فیلمی کاملا دوست نداشتنی و نچسب
۱۵ بهمن ۱۳۹۴
نظرم رو بالا دادم. من سختگیر در فیلم دیدن هیچ دلیلی بر دوست نداشتن فیلم نداشتم.
۱۷ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید