تیوال فیلم لاک قرمز
S3 : 03:05:21
: سید جمال سید حاتمی
: امیر عبدی
: پانته‌‌‌آپناهی‌ها، بهنام تشکر، پردیس احمدیه و مسعود کرامتی
: کامران مجیدی
: محمدرضا سکوت
: حسین فرضی‌زاد
: مرتضی پورحیدری
: حمید نجفی‌راد، طراح گریم: ایمان امیدواری
: مجید هاشمی‌پور، برنامه‌ریز: علی جودی
: حمیده مقدسی
: علی حمیدنژاد، مدیر تدارکات: اکبر کاظمی
: احسان وحید
: میثم محمدی

خلاصه داستان: دخترک تازه به انگشتانش لاک زده بود که روزگار صورتش را نقاشی کرد

گزارش تصویری تیوال از فرش قرمز فیلم لاک قرمز / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» " لاک قرمز " درفرهنگسرای ارسباران اکران و نقد می‌شود 

» اقدام بی‌سابقه تلویزیون برای تیزرهای یک فیلم

» فرش قرمز فیلم «لاک قرمز» در برج میلاد


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
لاک قرمز شاید به من یکبار دیگه ثابت کرد که یک خانم اگه خودش و باور داشته باشه می تواند تنهایی از سخت ترین مشکلات چقدر قشنگ عبور کند..
پرند محمدی، زهرا پوررضا، لیلی شجاعى و حسین این را خواندند
مارینا این را دوست دارد
مثل فیلم من ؟
۰۴ بهمن ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد از تماشای فیلم با اینکه به ظاهر توی خیابون بودم و قدم میزدم، توی خودم گیر افتاده بودم؛ اونقدر که ذهنم نمیخواست به چیزی جز داستان فیلم فکر کنه؛ به اینکه اگه ادامه پیدا میکرد چیا میتونست اتفاق بیفته...
فوق العاده بود؛ مرسی از عوامل فیلم.
وقتی تو هم زیر آوار بدبختیا دست و پا میزنی....
فیلم پر از بازیهای درخشانه....بازی پانته آ پناهی ها و پردیس احمدیه بی نظیره....
تو هر صحنه فیلم فکر شده و یه حرفی پشتش هست....مثه افتاده پدر از پشت بوم تو صحنه دادن لباس عروسی به همسایه....همسایه ای که وقتی پدر خونه از بین میره، تنها کارش برگردوندن لباس عروسی به بهانه شگون نداشتنه....پاک کردن لاک قرمز بعد از فوت پدر....برگشت به لاک قرمز در آخر فیلم....
دخترکی قوی که زیر بار حرف زور نمیره....نه به زور اراک رفتن، نه به زور خونه تخلیه کردن، نه به زور پول دادن واسه فروش تو اتوبوس، نه به زور خواهر و برادرش رو گرفتن....
آخر فیلم رو خیلی دوست داشتم....
اینکه راه نجات تناقضی با دختر بودنت نداره....باز گشت به لباس زیبا، لاک قرمز و تبدیل کردن عروسکا از مرد سیبیلو به عروس لب قرمز....
ولی حجم بدبختیهای فیلم خارج از حد توانه!....اگرچه ... دیدن ادامه » وقتی فکر می کنی می بینی واقعا غیرواقعی نیست!!!....پدری که درامدی نداره و پول عروسکا رو هم خرج مواد کرده و حتی پول پیش خونه هم دود کرده!!!....غیر واقعیه!؟...فکر نکنم!!
تی تی، پرند محمدی و محمد لهاک این را خواندند
مارینا، Catchawave16 و تایماز موسی زاده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
لاک قرمز به کارگردانی سید جمال حاتمی، فیلمی تلخ و رئال افراطی می باشد که مخاطب را وادار به همزاد پنداری می کند. کارگردان در این فیلم قصد دارد بیینده را به جستجو در زندگی پر تنش دختری به نام اکرم با بازی پردیس احمدیه دعوت کند، دختری که در آغاز فیلم غرق در رویایی به قرمزی لاک دستهایش است و آرزوهایش را با دوستش مرور می کند، اما به سرعت رنگ قرمز از دنیای اکرم محو می شود و فضای داستان بعد از چند دقیقه و ورود او به خانه رنگ دیگری می گیرد، نمای خانه و دعوای پدر و مادر بعد از ورود اکرم به خانه، بسیار هوشمندانه انتخاب شده است، و به خوبی توانسته دلهره ی اتفاقات بد را در دل بیننده ایجاد کند. در زندگی اکرم پدری معتاد اما امیدوار را با بازی بهنام تشکر می بینیم که بسیار تاثیر گذار و درخشان بود، پدری نجار که فقط عروسکهای غمگین چوبی میسازد، و از ساختن هر نوع وسیله ... دیدن ادامه » چوبی دیگری امتناع دارد، گویی این عروسکها خود او هستند که از شرایط کنونی زندگی غمگین اند، و تصمیم دارد با فروش این عروسکها، سنگینی این همه تلخی را از روی خانواده بردارد. پانته ها پناهی ها در نقش اعظم و مادر اکرم، بسیار تحسین برانگیز بود. بیننده به راحتی، خستگی تمام سالهای زندگیش را در چهره ی بی رمق و بی رنگ ورویش می تواند بخواند. زنی که نزدیک به انتهای خودش می باشد، و برای رهایی از فقر به دنبال کارگری در خانه دیگران است که منجر به دعوا با پدر اکرم می شود. نقطه عطف در لاک قرمز بیش از یک می باشد، و کارگردان در پی آماده کردن شخصیت اکرم برای دردهای بزرگتر می باشد، اما تمام این خفقان و بدبختی را به شکلی دراماتیک به تصویر می کشد، چرا که اکرم نه تنها خسته نمی شود، نمی ترسد و تسلیم نیز نمی شود، بلکه یک قدرت و انگیزه بسیار زیادی برای نجات زندگی از دست رفته خانوادش پیدا می کند، و در ادامه داستان می بینیم که درد بیننده به مراتب بیشتر از اکرم شانزده ساله ی قهرمان است. سیاه و سفید داستان در لاک قرمز، بعد از مرگ پدر خانواده شروع می شود، مادری خسته با سه فرزند که توان کشیدن این همه بار را ندارد، گزینه حذف و به اراک فرستادن اکرمی که کارگردان در طول فیلم چندین بار توسط کارکترهای مختلف به شباهت او و پدرش تاکید داشت، نشان حذف چهره تمام و کمال پدر در خانواده توسط مادر خسته و نا امید است که با مقاومت های اکرم میسر نشد. حجم خستگی اعظم به قدری زیاد است که تنها گزینه ی، حذف را بلد است، اول حذف شوهرش، بعد اکرم، بعد بچه داخل شکمش، و در آخر خودش. در نمایی دیگر اصرارهای دختر قهرمان به صاحبخانه، تکرار جمله "من پولش رو جور می کنم"، تلاش برای فروش عروسکها، تلاش برای اثبات بالغ بودن، تلاش برای حمایت و نگهداری از خواهر و برادر کوچکترش، فرار از دست مادر، فرار از دست مامورین شهرداری، فرار از هرچه مانع است، از پردیس احمدیه در نقش اکرم یک ابر قهرمان ساخته است که تمام ناتوانی های مادرش را در خودش حل کرده، و به صورت افراطی به دنبال یک انقلاب در زندگی خانواده اش می باشد.
لاک قرمز در فرم، ساختار مناسبی دارد اما در محتوا کمی شتاب زده عمل کرده است بخصوص در نشان دادن گذر زمان، همچنین در بخش هایی از داستان حجم این همه تلخی و بدبختی در زندگی یک دختر بچه شانزده ساله از حد تحمل بیننده خارج است. در انتهای داستان استفاده از لاک قرمز و تبدیل عروسکهای چوبی غمگین به عروسهایی با لب و لاک های قرمز و تلفیق نگاه ایده آل قهرمان داستان با دنیای رئال آدم بزرگها یک پایان زیبا را رقم می زند.
اکرم دست از تلاش برای تبدیل رویا به واقعیت بر نداشت، با لاک قرمز دوست داشتنی اش شروع به رنگ کردن دنیای سیاه و سفیدش کرد و با سبدی از رویاهایش از خانه رنگ ورو رفته پا به دنیای واقعی گذاشت.
ضمن اینکه به نظر من در انتها اون پایان بندی نشون داد که از این اکرم ها توی شهر به وفور یافت شده و فیلم در ابتدای دنبال کردن داستان یک اکرم دیگر به پایان رسید
۱۰ دی ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از لحاظ تکنیکی ، باید به بازی روان بازیگر جوان و فیلمبردای خوب (به سبک فیلم های اصغر فرهادی) اشاره کنم. خیلی جاها دوربین روی دست فیلمبردار به دنبال هنرپیشه ها حرکت می کرد. اما در مورد داستان:
در زندگی همه ما تلخی ها هست، اما قبول کنیم در ظرف 2 ساعت تحمل همه این موارد طبیعی نیست!
مرگ پدر، بیماری مادر، جنون مادر، بی خانگی، گرسنگی، زندان و مواد مخدر، دور شدن اعضای خانواده، بی پولی و ....
نویسنده جز آزار مخاطب هدفی نداشته
در یک کلام : اعصاب خورد کن
bidar moradi، علیرضا و تی تی این را خواندند
مُنا طاهری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جشنواره فیلم فجر با همه فیلم‌های تلخش و با آن چند فیلم شیرینش و با همه حرف و حدیث‌ها به آخرش رسید. تجربه‌های آن در جشنواره‌های بعدی استفاده نخواهد شد و خوبی‌هایش هم به مرور کمرنگ می‌شوند اما همه آن‌ها به ادب «پرویز پرستویی» می‌ارزد که پس از دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد گفت: «من بازیگر حیدر ذبیحی در بادیگارد بودم و ابراهیم حاتمی‌کیا، خالق بادیگارد.» و سیمرغش را ابتدا به ابراهیم حاتمی‌کیا و سپس به 5 تن سینمای ایران، استادان انتظامی، نصیریان، مشایخی، کشاورز و رشیدی تقدیم کرد.

همه بی‌اخلاقی‌های این دوره از جشنواره، مرگ و میرهای نهفته در فیلم‌ها، بی‌نظمی کاخ جشنواره و... به همین چهار کلام احترام‌آمیز و امیدوارکننده می‌ارزید.

⚠️ و در آخر هم یک نگرانی جدی برای «سعید روستایی» که با 9 سیمرغ بلورین برای فیلمش، وارد یک میدان ... دیدن ادامه » مین خطرناک شد. خدا کمکش کند...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نیم ساعت بیشتر روی صندلی سینما دوام نیاوردم...حیف هزینه و انرژی
Positron این را خواند
شیرین و شریف یزدیان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی، تلخ، روایتی درست و کاملی از واقعیت

دو سکانسی که خیلی دوست داشتم:
قاضی که قرار است حکم بلوغ و رشد عقلی دختر 16 ساله برای سرپرستی خواهر و برادرانش را صادر کند از دختر 16 ساله می پرسد: اگر فقط 50 هزار تومان داشته باشی با آن عروسک می خری یا نخود و لوبیا
دختر: عروسک.
قاضی: چرا
دختر: عروسک می خرم. چون خودم دست فروشی کردم. آره عروسک می خرم
در نهایت قاضی حکم رشد عقلی او در حد یک انسان بالغ را صادر می کند.


و سکانس آخر:
دختر، سبیل عروسک را می کند و آنها را تبدیل به عروس میکند!

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم لاک قرمز ، فیلمی بسیار تلخ ولی کاملا شریف است.
فیلم تلاشهای غمبار یک دختر شانزده ساله برای نجات خانواده اش را روایت می کند که به نظرم حتما باید دیده شود.
این فیلم توصیه من به دوستانی است که بلیط سری جشنواره را ندارند و حوصله ایستادن در صف را هم ندارند .
محمد لهاک این را خواند
فاطیما م و Positron این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید