تیوال فیلم شبی که ماه کامل شد
S3 : 06:08:41
: نرگس آبیار
: نرگس آبیار، مرتضی اصفهانی
: الناز شاکردوست، هوتن شکیبا، فرشته صدرعرفایی، شبنم مقدمی، پدرام شریفی، فرید سجادی حسینی، امین میری، بانیپال شومون، آرمین رحیمیان
: محمدحسین قاسمی
: سامان لطفیان
: مهدی صالح کرمانی
: ایمان امیداوری
: محمدرضا شجاعی
: حمید نجفی‌راد
: آرش قاسمی
: مسعود سخاوت‌دوست
وایت دختر جوانی از مناطق جنوب شهر تهران هست که درگیر عشق جوانی شهرستانی می‌شود و این در حالی است که دختر به دلایلی مجبور به مهاجرت از ایران است که در این مسیر برادرش با او همراه می‌شود، اما در میانه راه اتفاقاتی برای آن‌ها رقم می‌خورد.

گزارش تصویری تیوال از اکران مردمی فیلم شبی که ماه کامل شد در پردیس کورش و پردیس آزادی / عکاس: فاطمه تقوی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم شبی که ماه کامل شد / عکاس: آرمین احمری

... دیدن همه عکس ها »

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
در یک جمله فیلم افتضاحی که به زیبایی وحشی گری های انسانی را نمایش می داد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
موضوع فیلم شدیدا دردناکه و از یه جایی به بعد برای تماشای صحنه‌ها باید اعصاب قوی داشت. متاسفانه اصلا سلیقه‌ی من نبود و دقایق آخر فیلم رو نتونستم ببینم.
حمیدرضا مرادی، زهره مقدم و سپیده این را خواندند
فیلم فوق‌العاده خوش‌ساخت و دیدنیه ولی خب موافقم که باید اعصاب قوی داشته باشید. حالا اینکه من علاقه دارم دوباره برم سینما ببینم فکر کنم نشانگر واجب بودن مراجعه به روانپزشک باشه
۰۳ مرداد
خب این سلیقه‌ی شماست و خب چه اشکالی داره...باز هم ببینیدش :)
۰۴ مرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمبرداری فیلم آدم رو جذب میکرد نوع طراحی لباس تا حدودی گریم جذاب به نظر میرسید ولی وقتی حرف از فیلمنامه میاد باید ایرادهایی گرفت بخش های مهم فیلمنامه کششی برای ادامه دادن به بخش بعدی به بیننده نمیداد و تا حدودی بیننده رو خسته میکرد اتصال اشیا و نگاه ها و حرفا تا حدودی تو فیلم نامه جلوه گر بود بازی ها واقعا شایسته سیمرغ بلورین نبودن آقای هوتن شکیبا بازی خوبی نشون دادن ولی راجب الناز شاکر دوست و بقیه خیر!
فیلم نامه واقعا نقطه منفی روی فیلم بود و هوشمندانه نوشته نشده بود با این که ایده ی ذهن خود نویسنده هم نبودن و الهام از واقعیتی بود و کار ایشون رو راحت تر میکرد اول و انتهای فیلم جوری نبود که آدمو بگیره و دیالوگ ماندگاری نداشت و صرفا برای جایزه گرفتن ساخته شده بود
چه بسیار فیلم هایی که جایزه نگرفتن و ماندگار هستن!
در اخر باید بگم:تبلیغ کردن برای ... دیدن ادامه » این گونه فیلم ها اشتباه محضه در حالی که تاتر ها و فیلم های قوی در سالن هایی متروکه همچنان در انتظار بیننده ها هستند
ژرفا کردیان، امیر مسعود و زهره مقدم این را خواندند
محمد کارآمد این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سنگ بزرگ...

مشخص است که نرگس آبیار فیلسازیست که میخواهد در هر فیلمش سر وصدا به پا کند از لحاظ مادی به خاطر حضور همسر تهیه کننده اش شرایط برایش فراهم است از لحاظ تکنیکی و محتوایی دست روی روایت های عمدتا چالش برانگیز و پر رنگ و لعاب میگذارد اما مشکل این است که او هنوز دغدغه هایش در تبدیل به مدیوم سینما بافتی زمخت پیدا میکند در نوع قصه گویی همچنان بلاتکلیف است.و سینما شناسی را بیشتر در بازی کردن با تکنیک و تنوع لوکشین های زیبا اشتباه گرفته است او برخلاف ادعای بعضی ها رشد چندانی در این چند سال حضورش در سینما نداشته و تنها پلاستیک فیلمهایش روز به روز، پر زرق و برق تر شده است. همانقدر که شایار 143 دچار اشتباهات فاحش روایی است فیلم آخرش هم هست.
شبی ماه کامل شد از لحاظ فیلمبرداری و قاب بندی و میزانسن چیزی جز شلوغ بازی و آشفته کردن دید مخاطب ندارد به طور ... دیدن ادامه » مثال سکاس تعقیب و گریز ماشین ها و تیراندازی در بیابان با فیلمبرداری الاکلنگی و نماهای کج و کوله بسته از داخل ماشین و جهش های مداوم بین این نماها هیچ درک روشنی به مخاطب نسبت به نحوه درگیری در این سکانس نمیدهد و کاملا او را گیج میکند و حس او را نسبت به صحنه منفک میکند چون اصلا نمیداند چی به چی هست و این پرداخت تکنیکی پر هرج و مرج کم و بیش در تمام فیلم وجود دارد و مخاطب را از نزدیک شدن به کاراکترها و شناخت درست فضاها دور میکند.
با بررسی استراتژی روایی و مسیری که قصه طی میکند فیلم خط شکنی هایی دارد که نابخشودنی است.
شیوه روایی فیلم از سرگردانی رنج میبرد و این رنج به مخاطب هم تسری پیدا میکند در واقع ما یه عنوان تماشاگر نمیدانیم که روایت فیلم در کدام سو قرار دارد راوی اصلی کجای داستان ایستاده و مخاطب باید کدام کارکتر را همراهی کند آیا خود فیلمساز (دانای کل) روای است یا این مهم به عهده دختر و یا پسر یا هر کدام از قطبهای پروتاگونیست یا آنتاگونیست است.
نمای نقطه نظر فیلم به شکل پاندولی در طول فیلم جابه جا میشود. در شروع با عبدالحمید همراهیم زمانی که در مغازه عاشق میشود تا خواستگاری و ماه عسل به شکل معناداری با دختر فاصله داریم و القای ظاهری حس عشق بیشتر از طرف پسر نمایان است. از سکانس بازجویی عبدالحمید که دوربین همراه دختر در بیرون اتاق هست تا سفر به پاکستان و روبه رو شدن با عبدالحمیدی که دچار چرخش اعتقادی شده است از پسر فاصله داریم در پرده سوم بار دیگر دختر در حاشیه قرار میگیرد با روایتی شبه دانای کل از فعالیتهای تکفیری ها طرفیم و در سکانس های پایانی هم تاکید دوربین روی احوالات عبدلحمید است گویی بیشتر از دختر نیاز به توجه حسی مخاطب دارد.
بنابراین شاهد نوعی آشفتگی و بلاتکلیفی روایی هستیم که منجر به نقص های جدی در پردازش کاراکترها و کنشها میشود. همان قدر که پوشانده ماندن دگردیسی عبدالحمید را نمیتوان با توجه به استدلال همراهی با فائزه توجیه کرد، حس نشدن رابطه عاشقانه به خصوص از طرف دختر و درک پایین او از اتفاقات اطرافش را نمیتوان با استدلال همراهی با عبدلحمید توجیه کرد. اگر فیلمساز روای فیلم است که نادیده گرفتن پلیس ماجرا در طول روایت نقصی جدی محسوب میشود آن هم در حالی که گروهک تروریستی و افکارشان، قدرتشان و هوششان بیشتر نمایان است. صحبت از هوش شد واقعا چرا پروتاگونیستهای فیلم تا این حد کم هوش و مطابق آن منفعل تصویر میشوند به طور مثال چرا دختر تا این حد در درک به موقع فضای اطرافش عاجز است او که داخل و خارج شدن کلی اسلحه و مهمات را با چشم دیده در جایی به مادرشوهرش میگوید فکر میکرده کار خانواده شوهرش فقط قاچاق مواد است! در اواخر فیلم به شوهرش میگوید تا وقتی دستت به خون آلوده نشده برگردیم تهران این در حالیست که فیلم حضور شوهرش در کشتن افراد اتوبوس را دیده بود! این نوع کم هوشی ها را میتوان به برادرش هم نسبت داد. دیگر عنصر پروتاگونیست قصه که انفعالش هیچ منطقی ندارد جز بزدلیٍ؛ مامور امنیتی است که ادعا شده تک تیرانداز بوده و در سکانسی که به نظر کار سختی برای زدن ریگی ندارد (به علت ترسیدن بچه ای که در بغل ریگی است) و یا در بیمارستان که به زور هم شده باید دختر را خارج کند (به علت اصرار دختر برای ماندن با فرزندانش) به ظاهر تسلیم احساست گرایی بر عقل و منطق میشود و این چگونه تصویری از یک مامور ویژه امنیتی است؟ آنچه ما دیدم که ماموری است بی عرضه با طبعی لطیف! در مقابل آنتاگونیست اصلی ما یک متفکر دینی است که استدلالهای تند خودش را دارد و با ارداه و با ابهت تصویر میشود. افرادش همواره به موقع در مهلکه حاضرند (حتی اگر گاهی بی منطق به نظر برسد) و جلوی پروتاگونیست های فیلم می ایستند.
فیلمی که عمده روایتش برخلاف آنچه که ادعا میشود (نه صرفا بر قربانی شدن عشق) بلکه بر تقابل خیر و شر و عشق و خشونت بنا شده و ایرادات روایی فاحشش توزان میان این دو قطب را نه تنها به هم زده بلکه بدتر از آن، قطبت مثبت را منفعل و قطب منفی را کنشمند نشان داده و در قاب سینما (فارغ از دنیای بیرونی که ما و فیلمساز کدام سوی ماجرا هستیم) کم هوشها و منفعلها جایی در مرکز قاب ندارند مرکز قاب شبی ماه کامل شد متاسفانه متعلق به خشونت طلب ها است هر چه قدر هم که فیلمساز در مصاحبه هایش از موضع انتقادی روشنش نسبت به خشونت و رادیکالیسم بگوید این موضع به روشنی در فیلم مشخص نیست و گاهی انقدر محو است که به ضد خودش تبدیل میشود ای کاش قبل از جاه طلبی در فیلسمازی بهتر باشد سطح بینش سینمای خود را ارتقاء داده واگرنه به قول معروف برداشتن سنگ بزرگ نشانه نزدن است گاهی هم میتواند منجر به خودزنی شود.
تاثیرش صد چندان میشه وقتی مدام به این فکر میکنی که این ماجرا واقعیه.
یک درام عاشقانه که لحظاتی پرالتهاب و نفسگیر برامون میسازه. روند انحطاط شخصیت یک انسان: عشق، تردید، لغزش و سقوط.
بازی‌های درخشان از گروه بازیگران : #الناز_شاکردوست با نقشی ماندگار مسیر کارنامه‌ی بازیگری‌ش رو عوض کرده و بهترینِ خودشه.
#هوتن_شکیبا با پیشینه‌ی پربار تئاتری از پس نقش سخت و پرچالش عبدالحمید به بهترین نحو برمیاد و میدرخشه .
#فرشته_صدرعرفایی که تمام و کمال تو نقش غمناز حل شده و اثری از خودش باقی نمونده و شاهکاره.
و #آرمین_رحیمیان که فوق‌العاده‌ و فراموش نشدنیه، نقشی عجیب و ترسناک که به شکلی کاملا باورپذیر و تامل‌برانگیز به تصویر کشیده شده و در یک حضور نسبتا کوتاه برای همیشه در ذهنمون ثبت میشه.
و البته #شبنم_مقدمی ، #پدرام_شریفی و #امین_میری هم نقشهاشون رو بی نقص ... دیدن ادامه » ایفا کردن.
#نرگس_آبیار با ریسک بزرگی که در انتخاب موضوع فیلمش کرده نشون میده فیلمهای #نفس و #شیار۱۴۳ اتفاق نبودن و حاصل درایت و هوش این کارگردان بودن. فیلم شبی که ماه کامل شد از دروازه‌ی عشق و احساس وارد میشه و مارو با خودش به قلب ماجراهای تروریستی و امنیتی میبره بدونِ اینکه در به تصویر کشیدن صحنه‌های جنگی و پرالتهاب فیلم کم بیاره. موسیقی بجای خود به درستی کار میکنه با حال و هوای پاکستانی و ریتمی هماهنگ با لحظات مختلف فیلم. چهره پردازی نقش مهمی در باورپذیرشدنِ شخصیتها داره.
*نیمه‌ی اول فیلم میتونست تو اکران عمومی کوتاهتر هم بشه. و درکل حذف کردن بعضی صحنه ها و رسوندن فیلم به زمان استاندارد اکران به تدوین فیلم یکم ضربه زده.
فیلم شبی که ماه کامل شد و باید روی پرده‌ی سینما دید.
https://www.instagram.com/theatretaster
محسن جوانی، امیر مسعود، رضا غیوری و سپیده این را خواندند
سید حامد حسینیان، شیرین و پری این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باید بگم که حاضر نیستم هیچ فیلم دیگه ای از خانم آبیار ببینم
ایشون تلاش کردن بگن این فیلم سفارشی نیست که کاملا هست
قصه ضعیف، شخصیت پردازی ها ضعیف، گریم ضعیف، کارگردانی هم در نتیجه خوب نیست
از همه بدتر سعی داره از طریق بازیچه قراردادن احساسات مخاطب به شیوه ی کاملا ناشیانه و غیراخلاقی پیامشو القاء کنه
که فکر می کنم باز هم ناموفق
من بعد از همون شیار صد و فلان و با نگاهی به خاستگاه خود و همسرشون خیلی راحت قید فیلمهای کاملا سفارشی ایشون رو زدم و خیالمو راحت کردم
۱۱ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود. من متوجه نشدم هدف از ساخت این فیلم چه بوده است؟ بالتبع باید بار فنی فیلم به لحاظ شناسایی و دستگیری اعضای تکفیری پر رنگ تر می بود که نبود. نشان دادن تفکر تکفیری ها که عایدی جدیدی برای مخاطب ندارد که البته به آن هم پرداخت درستی نشده بود. در کل فیلم یک صحنه تعقیب و گریز ضعیف وجود داشت. سیمرغ خانم شاکر دوست برای این فیلم نشان می دهد در جشنواره به شدت سلیقه ای برخورد می شود.
دیشب بعد از دیدن این فیلم متوجه شدم که عزیزان برای اهدای جوایز در جشنواره ، حتما قرعه کشی کرده بودند !!!
اصلا ارتباط برقرار نکردم و تنها سردرد و اعصاب پریشان حاصل این فیلم برای من بود که نه عشق داستان گرفته بود نه جنایتش. خانم آبیار مثل همه کارهای دیگه همچنان میخواد با بازی با احساسات توجه مخاطب رو جلب کنه و علی رغم زحمت و تلاش زیادی که برای فیلم صورت گرفته بود از نظر من فیلم هدرفته ای بود که صرفا هیاهو داشت و دیگر هیچ...
یه یادداشتی آقای معززی‌نیا براش نوشته، خیلیییی دقیق و خوبه
۲۹ خرداد
علی جان نمونه ی بارز دیگه این مدل سینمای لوکس تو خالی فیلم های اخیر بهرام توکلی است مثل غلامرضا تختی واقعا متاسف شدم که میبینم فیلمسازی مثل بهرام توکلی که اصلا به خاطر فیلمنامه های پیچیده اش به سینمایش علاقه مند شدم این روزها تبدیل شده به یه تکنسنین ... دیدن ادامه » صرف و قرار است قصه ای سرهم بندی شده ای که البته سفارش گرقته شده را با مهارت های تکنیکی و سی جی آی به اثری مرعوب کننده تبدیل کند متاسفانه سینمای ما که مسیر درستی در پیش رو ندارد فیلمسازها را هم به مسیرهای کج و معوج میکشاند. یکی میشود کمدی ساز بساز بفروش یکی هم میشود تکنسینی که پلاستیک فیلم را زرق و برق می دهد.
۳۰ خرداد
انقد خوب توضیح می‌دی ایمان جان، که نمی‌تونم وقتی می‌خونم بی‌جواب رها کنم کامنت‌هات رو
دقیقا همینطوره که گفتی..تازه من (و فکر کنم خودت نیز) طرفدار توکلی بودیم و هستیم..و اینکه تازه من تختی رو دوس داشتم، اما اون کارای قبلی و متن‌های خوب قبلی توکلی کجا ... دیدن ادامه » و این داستان باسمه‌ای تختی کجا
دقیقا مسیر سینما داره همه رو می‌بره تو بیراهه..من البته سلیقه مخاطب رو هم دخیل می‌دونم، که کاملا یا کتگوری یکی که گفتی رو می‌خواد یا کتگوری دوی تکنیکی و لاغیر
می‌ره که بخنده یا می‌ره که مرعوب شه
۳۱ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از زمان پخش در جشنواره منتظر اکران عمومی بودم تا بلاخره دیشب و با اصرار زیاد به همسر به تماشا رفتیم...بسیار فیلم خوش ساخت با فیلمبراری جذاب و سکانس های عاشقانه زیبا و در مقابل سکانس های خشونت آمیز ...تقابل زیبایی رو در فیلم رقم زده بود...با اینکه از داستان مطلع بودم و فیلم اصلی سر بریدن شهاب رو در دوران دبیرستان دیده بودم و دو هفته ای حالم دگرگون بود، ولی زمان پخش این سکانس تپش قلب گرفتم.(فکر میکردم بزرگ شدم و دیگه حالم بد نمیشه...بماند که تاصبح خواب های آشفته دیدم..ولی گویا اتفاقات سرچشمه گرفته از خوی حیوانی بزرگ و کوچک نمیشناسد).برایم بسیار جای سواله که چرا این داستان واقعی رو انقدر تحریف کردن...دلیل سر بریدن شهاب این نبود...شهاب رو به دلیل امتناع از بمب گذاری کشتن..و میدونست که قراره کشته بشه...فائزه به جز شهاب 6حواهر و برادر دیگه داشته..و اینکه عبدالحمید ... دیدن ادامه » رو بسیار انسان موجه نشون دادن..در صورتیکه طبق گفته های مادر فائزه اینطور نبوده..دلیل این همه داستان سرایی از یک داستان واقعی رو متوجه نمیشم...
امیر مسعود، رضا غیوری و پ.ر این را خواندند
Negin Fooladi و NetHunter این را دوست دارند
برای منم خیلی جاهاش سوال برانگیز بود و خیلی جاهاش هم به نظرم اغراق میومد، که البته یه مقدار حق میدم چون فیلم هم باید المان های جذاب کردن داستان رو داشته باشه..مثلا اینکه عبدالحمید عاشق دلخسته ی فائزه بود به نظرم یه کم مبالغه آمیز میومد ولی خب بازم واقعیتو ... دیدن ادامه » نمیدونم.
ولی بعد از فیلم که سرچ کردم دیدم خیلی تفاوتا تو واقعیت وجود داشته، مثلا همون اقای ناپدری فائزه تو مصاحبه ش گفته بوده ک عبدالحمید با تهدید خواسته که زنش و بچه هاش برن پاکستان پیشش و اگه نفرستنشون کل خانواده رو میکشه و برادر فائزه هم رفته بوده اونا رو لب مرز برسونه که خودش رو هم گرفتن و بردن...
۲۴ خرداد
خطر اسپویل فیلم!!!ببینید یک به دلایل مسائل امنیتی و دو به دلیل اینکه بازمانده های اون واقعه هنوز زنده هستند نمی تونستند همه واقعه رو دقیق نشون بدن(مثلا گویا مادر عبدالحمید خیلی آدم مهربونی نبوده و موافق کارهای پسرش بوده ولی باتوجه به اینکه الان در قید ... دیدن ادامه » حیاته و یکی از دوقلوها پیش اونه برای اینکه مشکلی براش پیش نیاد مجبورشدن شخصیت مادر رو متفاوت نشون بدن) و دلیل سوم هم جذابیت های سینمایی.تغییر دادن داستان به دلیل جذابیت ایجاد کردن کاریه که تو همه جای دنیا انجام میشه.مثلا فیلم آرگو کاملا پایانش با واقعیت تناقض داره.ولی برای ایجاد جذابیت استرسی به مخاطب وارد کردند که تمام نیروهای امنیتی دنبال گروگان های سفارت آمریکا در ایران دویدند تا پرواز حرکت کنه.همه مخاطب ها نصف قشنگی فیلم رو به همین تیکه می دونستند.اما بعدا مشخص شد که درواقعیت اصلا این طور نبوده و اون افراد بدون هیچ مشکلی از آسمان ایران پرواز کردند و بدون هیچ استرسی.همه اینا رو برای میخکوب کردن مخاطب وارد داستان کردند که یکی از ترفندهای سینمایی محسوب میشه.یا مثلا من یه فیلم دیدم درباره یه اتفاق واقعی در المپیک که بعدا فهمیدم پنجاه درصد فیلم دروغ بوده.این چیزیه که همه جای دنیا ازش استفاده می کنند.ولی در مورد دلیل پاکستان رفتن موافقم که اگر همون دلیل واقعی رو نشون می دادند داستان جذاب تر و معقول تر میشد.
۲۵ خرداد
آره منم موافقم، به جز دلیلی که شیرین عزیز گفت درباره یه سری مراعات ها راجع به شخصیت های زنده، فکر میکنم درصد خیلی زیادی از داستان سرایی ها صرفا المان فیلمی و ایجاد جذابیت بوده، از جمله نشون دادن عشق عبدالحمید و فائزه اونم انقد آتشین :)) البته هنوز این بخش ... دیدن ادامه » عشقشونو اصلا خبر ندارم که چقدرش اغراق بوده.
۲۵ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
البته در واقعیت دلیل به پاکستان رفتن این دو نفر چیزی که در فیلم نشان داده شده نبود. بلکه حمید به دستور برادرش در واقعیت بدون اطلاع دادن به خانواده فائزه یک روز که خونه نبودن همه وسایل رو جمع می کنه و بی خبر به همراه فائزه میرن پاکستان.کاش در فیلم هم همین رو نشون می دادند.چون در فیلم دلیل به پاکستان رفتن و اصرار فائزه به رفتن خیلی برای مخاطب ملموس نیست و همه میگفتند که اینا می تونستند در امنیت کامل در تهران زندگی کنند و مالک هم نمی تونست بیاد تهران.اما به هرحال لذت بردم از تمام دوساعت و ربع این فیلم
نیلوفر ثانی، لی لی، Negin Fooladi، سپهر و رضا بولو این را خواندند
فاطمه دُرامامی و سیما لواسانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هرچقدر هم که ضد این فیلم در اینستاگرام تبلیغ کنند و انگ سفارشی بودن به این فیلم بزنند من باز هم موافق نیستم.گویی دوستان فقط یک کلمه سفارشی را یاد گرفته اند و مدام تکرارش می کنند بدون اینکه معنایش را بدانند. این فیلم یکی از فیلم های مورد علاقه منه. بازی های عالی کارگردانی درست سکانس ها موسیقی زیبا و داستانی که به طور مداوم تو را با خودت همراه می کند. البته که بعضی ایراد ها هم به فیلم وارده.مثل نحوه فیلم برداری بعضی از سکانس ها و یا سکانس فراری دادن فائزه از بیمارستان که می تونست کامل حذف بشه.چرا که خیلی غیرقابل باور بود که فائزه بگه نمیام و مأمور هم بگه چشم. اما به غیر از این یکی دو ایراد, من این فیلم خیلی رو دوست دارم. غم موجود در داستان, عشقی که می تونست خیلی دوست داشتنی ادامه پیدا کنه تا آخر ولی..., حسرت خوردن برای از دست رفتن این عشق ,خارج شدن از فضای ... دیدن ادامه » آپارتمانی بیشتر فیلم های سینمایی ایرانی و همه و همه.حتی به نظرم خشونت نشان داده شده در فیلم هم به اندازه بود و اصلا صحنه های دلخراش رو از نزدیک نشون نمیداد.آفرین به همه عوامل فیلم.از بازی هوتن شکیبا و فرشته صدر عرفایی خیلی لذت بردم.آرمین رحیمیان پدرام شریفی شبنم مقدمی و امین میری در نقش دایی نورالدین هم خیلی بازی های خوبی داشتند که کمتر ازشون اسم برده میشه.در مورد الناز شاکردوست نمیگم که بد بود.ولی به نظرم بازیگرایی مثل گلاره عباسی و یا لیلا زارع بهتر می تونستند این نقش رو در بیارند.به نظرم الناز شاکردوست در خفگی بهتر از اینجا بازی کرد.
کاملا با شما موافقم. تغییر فضای فیلم واقعا جذاب بود. من بدون هیچ پیش زمینه ای از داستان، فیلم رو در جشنواره دیدم و فک میکنم الان که خیلیا میدونن داستان فیلم چیه، شاید تماشاش به آن اندازه که برای من جذاب بود، نباشه.
۲۱ خرداد
من قبل از دیدن فیلم داستان عبدالحمید و فائزه رو می دونستم.ولی شنیدن کی بود مانند دیدن؟ درسته مستند نبود.ولی دیدن صحنه های بازسازی شده از یک ماجرای واقعی حداقل برای من یکی که داستان رو می دونستم که از جذابیت فیلم کم نکرد.و به نظرم دلیلش هنر کارگردانی در ... دیدن ادامه » به تصویر کشیدن صحنه ها و بازی عالی بازیگران بود.
۲۱ خرداد
خیلی خوبه که اینطور بوده. منم مجدد باید ببینم که درست تر نظر بدم.
۲۱ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از اولین ساخته «نرگس آبیار» ۶ سال می گذرد؛ او اما بیشتر از ۶ سال در روند کارگردانی اش رشد کرده است.

اولین فیلم او را (اشیا از آنچه در آینه می‌بینید به شما نزدیکترند) اگر چه به سختی می شد تا آخر تحمل کرد اما انگار آشنایی آبیار با «محمدحسین قاسمی»، هم فیلم هایش را متحول کرد و هم زندگی اش را. تهیه کننده ای که بعدها با هم زوجی هنری تشکیل دادند و پس از «شیار ۱۴۳»، «نفس» و «شبی که ماه کامل شد» را ساختند.

نام «مرتضی اصفهانی» هم از جمله ویژگی های «شبی که ماه کامل شد» است. کسی که در نویسندگی «امکان مینا» (فیلم کمال تبریزی درباره منافقین) نقش داشت و به محمدحسین مهدویان در ماجرای نیمروز، مشاوره اطلاعاتی و امنیتی داد. این نام اگر چه به احتمال زیاد، مستعار است اما بی شک عامل اطلاعات ناب و دست اولی است که از زندگی عبدالمالک ریگی در فیلم «شبی که ماه کامل شد» دیده ... دیدن ادامه » می شود.

آبیار در «شبی که ماه کامل شد» فاصله ایمنی خود را با «عبدالمالک ریگی» حفظ می کند و به خوبی از مسیر زندگی خصوصی برادرش، به شخصیت او نقب می زند. عبدالحمید، یکی از برادران عبدالمالک است؛ با ویژگی هایی کاملاً متناقض. او عاشق دختری قمی و ساکن تهران می شود تا پیرنگ داستان شکل بگیرد. او و همسرش در ادامه زندگی با حوادثی روبرو می شوند که اگر در تیتراژ ابتدایی فیلم نمی نوشتند «این فیلم بر اساس داستانی واقعی است»؛ نمی شد آنها را باور و هضم کرد.

الناز شاکردوست (در نقش فائزه منصوری، همسر عبدالحمید) پس از بازی در رسوایی (مسعود دهنمکی) چند فیلم دیگر هم بازی کرد اما هیچکدام از آنها، جریان ساز و ماندگار نبودند. او اما امسال با «شبی که ماه کامل شد» بار دیگر خود را به عنوان بازیگری که از شکست های حرفه ای اش درس گرفته و در مسیر تبدیل شدن به یک ستاره واقعی قرار گرفته، معرفی می کند. شاکردوست همانقدر که در دلبری‌های ابتدای فیلم موفق است، از پس درد و رنج ها هم برمی ‌آید و تحیر و غم را در لایه های زیرپوستی بازی اش ارائه می کند.

به همان اندازه که انتخاب الناز شاکردوست و «فرشته صدر عرفایی» (در نقش غمناز، مادر عبدالمالک) حرفه ای و بی نقص است، می توان به برخی انتخاب های دیگر اشکال گرفت.

آبیار در وجوه مردانه «شبی که ماه کامل شد» مانند سکانس های اکشن و پر جنب و جوش فیلمش حتی بهتر از همکاران مردش ظاهر می شود به طوری که باور دکوپاژ دقیق و نفسگیر سکانس تعقیب و گریز کمین نیروهای ایرانی از یک کارگردان زن، سخت می نمایاند.

«شبی که ماه کامل شد» با زمان حدود دو ساعت و نیم اش بی شک برای اکران عمومی به نسخه ای کم حجم تر نیاز دارد و باید صبر کرد و دید که آن نسخه، نمونه ای جذاب تر می شود یا نه...

فکر نمی کردم فیلم نرگس آبیار انقدر درست حسابی ساخته شده باشه،روند داستان به خوبی پرداخته شده و بازی های خوبی گرفته شده.تغییر رفتار یک فرد عاشق و رویایی با مسموم کردن ذهن به نام ایدئولوژی از مهمترین محوریت های فیلم بود که انصافا نرگس آبیار از پس اون براومده بود.
و من گریه کردم برای فائزه ها و تمام کسانی که در خاورمیانه عشقشان بوی سیاست میگیرد و ایدئولوژی و ترور و...

یه جمله ی قشنگ داشت که حدودی تو ذهنم مونده:
بلوچ ریگی نیست،بلوچ همون آدمهایی هستن که تو چادر برای مهمان تنها دارایی گوسفند متعلق به خانواده رو تقدیم میکنن.
لعنت به زندگی
که علاوه بر عشق،
حتی تو را از تو می گیرد.
متاسفم و دلخون از سرگذشت تمام فائزه ها و شهاب ها.
۱۸ خرداد
فیلم خوش ساختی بود قبول اما واقعا این همه جایزه حقش نبود !
۱۹ خرداد
این رو همون موقع هم نوشتم،یه کار هر چقدر خوب لزومی نداره انقدر جایزه بگیره.این باعث میشه باقی کارها دیده نشه. قبول دارم حرف شما رو
۱۹ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم تاثیرگذاری بود. از همه بیشتر بازی ها شگفت انگیز بودن. طراحی لباس و صحنه واقعن مناسب و کمک کننده بود. فقط واقعن دوست داشتم به کارگردان های ایرانی بگم که دوربین روی دست لزوما به جذابیت فیلم یا هیجان دادن بیشتر یا اصلا هرچی کمک زیادی نمیکنه؛ فقط باعث سرگیجه ی مخاطب میشه. تا یه حدی استفاده ازش بد نیست ولی نه برای تمام طول فیلم ! :) و اینکه بعضی جاها نیمی از دیالوگ ها به خاطر همزمان صحبت کردن بازیگرا اصلا فهمیده نمیشد. این هم اصلا دلیلش رو نفهمیدم.
در کل کاش سعی نکنیم که "فیلم" شبیه "مستند" شه.
یه نکته اخر هم اینکه باید توی پوستر نوشته می شد یا به هر نحوی به مردم اطلاع داده می شد که فیلم در این حد اکسپلیسیت هست و صحنه های ازاردهنده داره. بعضی از بزرگسال ها هم بعضا طاقت دیدن همچین صحنه هایی رو ندارن. کاش بیشتر در این زمینه اطلاع رسانی می شد( ... دیدن ادامه » نه فقط در حد نوشتن محدوده سنی مناسب).
جمله دوم رو حذف کنید کااااامل موافق می‌شم :) :چشمک
۱۸ خرداد
اگه منظورتون به بازی هاست که بازی هوتن شکیبا حداقل خیلی تاثیرگذار بود :))
۱۸ خرداد
دقیقا همون بازی‌ها منظورم بود :))
خیلی خوبه که دوس داشتید بازی‌ها رو
۱۹ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تو جشنواره دیده بودم و واقعا شگفت زده شدم و حیرت کردم از دیدن این فیلم قوی و حرفه ای از خانم آبیار , اما حالا تو اکران عمومی وقتی دوباره دیدم , احساس کردم که ضرباهنگ کند فیلم واقعا آزاردهنده ست و موسیقی فیلم واقعا جای کار بیشتری داره .
+ فیلمی پخته، پرکشش و همراه با بازیهای عالی 5/5
به جز نیمه ابتدایی که ریتم فیلم کمی کند و مستندگونه هست، نیمه دوم شاهد فیلمی هیجانی و درام با خط داستانی منسجم و پرکشش هستیم.
به نظرم با توجه به اینکه در سینمای ایران اغلب فیلمها دیالوگ محور، با لوکیشنهای محدود و عموماً داخلی هستند، ساخته شدن فیلمهایی مثل "شبی که..." رو باید غنیمت بدونیم.
فیلمنامه منسجم و پرکشش و شخصیت پردازی ها بسیار خوب بود. شیوه فیلمبرداری هم که فضای فیلم رو به مستند نزدیکتر می کرد هم برای من جذاب بود. بازی همه بازیگران به ویژه آقای شکیبا و خانم شاکردوست خیلی درخشان و باورپذیر بود.
نکته دیگه ای که فیلم رو برای من جذابتر کرد واقعی بودن داستان و همینطور پایان غیر منتظره ش بود.
- شاید تنها نکته منفی فیلم ریتم کند نیمه ابتدایی بود.

* در پایان باید بگم این فیلم یکی از فیلمای خوب ... دیدن ادامه » سینمای ایران و بهترین اثر خانم آبیار تا این زمان هست و امیدوارم جوری که درخورش هست مورد تقدیر و اقبال داوران جشنواره قرار بگیره.

پ. ن. کاش برای فیلم درجه سنی لحاظ شه چون دوز خشونت تا حدودی بالاست.
الان موقع اکران درجه -12 داره. هر چند که به نظرم به دلیل حجم خشونت فیلم باید سختگیرانه تر می شد. البته این درجه بندی فیلم ها هم نوعی رفع تکلیفه و برای بغضی از فیلم ها نقش تبلیغات هم داره. در واقع فقط نقش آگاهی رسانی به والدین رو داره و هیچ سینمایی از ورود کودک ... دیدن ادامه » یا نوجوان جلوگیری نمی کنه
۱۲ تیر
خب خدا رو شکر باز بهتر از هیچیه
به نظرم تو سایر کشورها که فیلمها به صورت روتین درجه بندی میشن هم از ورود افراد کم سن جلوگیری نمیشه. بیشتر این درجه بندی هست که به والدین هشدار میده تا اونا تصمیم بگیرن فرزندشون فیلم رو ببینه یا نه.
۱۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به نظرم این فیلم سر و شکل دار تر از فیلمی های قبلی آبیار بود و همچنین تداوم جاه طلبی او در کار در لوکشینهای متفاوت را نشان میدهد. از لحاظ قصه گویی ملات بیشتری از اکثر فیلمهای جشنواره در اختیار دارد. بار دیگر مهارت آبیار در بازیگری و انتخاب خاص بازیگرها نمود دارد. لحظات هیجان انگیز هم در طول فیلم با تدوین خوب گسترش پیدا کرده و با وجود طولانی بودن کمتر خسته کننده است.
اما چند ایراد قابل ملاحظه فیلم را به غنایی که باید نمی رساند. فیلمبرداری فیلم واقعا اذیت کننده و زیادی پر تلاطم است و عمده نماها نزدیک و مدیوم شات است که به لحاظ تصویری یک جور حقنه سازی دراماتیک از سوی فیلمساز به نظر میاید در حالی که خود قصه به اندازه زیادی تراژیک است و البته در یک سوم ابتدای فیلم که فضا آرام است این تکانها چندان منطقی هم ندارد. گروه تروریستی هویت ویژه ای پیدا نمیکند ... دیدن ادامه » و اهداف و انگیزه هایش از لحاظ روایی آن چنان که لازم است منعکس نمیشود یه جور ترکیبی است از طالبان و داعش و قاچاقچیان مرزی هر چند پرداخت آبیار نسبت به حاتمی کیا در "به وقت شام" بهتر و اقناع کننده تر است. در روایت قصه برخی از نقاط کلیدی که در عزیمت داستان از فضایی عاشقانه به فضایی خشن و تروریستی مهم است چندان پرداخته نشده مثلا فضای عاشقانه فیلم باید آنقدر تاثیر کذار باشد که پیامدهای تراژیک این عشق بهتر منعکس شود اما در فیلم این عشق به خصوص از طرف دختر آنچنان دیده نمیشود که بعد تبدیلش به ترس و نفرت تاثیر بیشتری بگذارد. سیر تغییر در منش کاراکتر عبدلحمید از جوانی آرام و متفاوت از خانواده اش به عضوی از گروه تروریستی با کاستی هایی هراه است که این با کنار هم قراردادن وضعیت ابتدایی او و بعد وضعیت او در زمان حضور در پاکستان بیشتر خودش را نشان میدهد و عمده دلیلی که از تغییر او مطرح میشود در ارادت و احترام به برادر تروریستش و عقایدش است که این سوال ایجاد میکند که پس موقعیت ابتدایی به او به عنوان فروشنده معمولی یک مغازه از چه تفکری حاصل میشود و چرا را در آن برهه که او اسیری عشقی هم نشده بود به گروه برادران تروریستش نپیوسته؟ و چرا باید حضور موقتی او در پاکستان شروع همکاری با برادرانش باشد در حالی که میتوانست خیلی زودتر و قبل از ازدواج صورت بگیرد در واقع تفاوت اساسی او با برادرانش در موقعیت ابتدایی درام جا نمیافتد که تحولش تاثیری جدی تری بگذارد.

در مجموع این فیلم نشان می دهد آبیار همچنان بیشتر علاقمند به آراستن ظاهری فیلمهایش به فضاهای اگزجره عاطفی و احساسی است اما در نسبت با فیلمی چون شیار 143 پخته تر عمل میکند.
منظورتون از فضای اگزجره عاطفی را متوجه نمیشم.علاوه بر اون ورای ساخت و تولید فیلم که در سینمای ایران قابل توجه است، پیام اثر از نظر من ارزش بالایی دارد.
۱۵ بهمن ۱۳۹۷
منظور یه جور فضای سنگین احساسی است که بیشتر در پوسته فیلم حاضر است که بسط درونی اش کمتر است.
۱۵ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باسلام این فیلم را ساعت 23 پنجشنبه در سالن بسیار با عظمت استارا تماشا کردم که اگر فردا جمعه نبود نمیدانم چگونه باید روز را شروع میکردم بسیار پراکشن با اتفاقات زیاد ونگران کننده با صدای بسیار بلند مخصوصا در اواخرفیلم که کلافه کننده وفراری دهنده بود. فیلم صحنه های بسیار لطیف عاشقانه مخصوصا با چشمهای بسیار زیبای هنرپیشه زن که اواخر فیلم تغییر ماهییت داد که درست هم بود بخاطر مصایبی که کشید وبرخورذهای بسیار لطیف خانوادگی که مال ایرانیها است شروع ودر یک ساعت اخر که با خوشنت بود شامل همسر کشی برادر کشی وپدر کشی بودبپایان رسید در صورتیکه استدلالهای اقای ریگی برای پیروانش برای اینکه ذارای چنیین عزمی شوند توسط فیلمساز بسیار ساده بیان گردیده بود محیط جنوب ایران بسیار زیبا نمایش داده شده بود همچنین محیط مرکز شهر پاکستان خیلی خوب وطبیعی بودواضح بود ... دیدن ادامه » کارگردان خانم فیلم که انهمه عشق ولطافت زندگی را نمیتوانست با انهمه خشونت یک گروه بنیاد گرای طالبانی کنار هم بگذارد با فرقهایی ادم بیاد فیلم بوقت شام میافتاد وفیلم را با اینکه بشدت پرهیز شده بود که فیلمی تبلیغاتی باشد ولی این مقوله به ذهن متبادر میگردید من حیث المجموع جسارت این خانم برای بنمایش گذاشتن چنیین موضوعی ستودنیس خوب شد که فردای انشب جمعه بود ممنون ازموضوعی که خوب پرورانده نشد و ممنون از انهمه صحنه های لطیف بی همتا
حمیدرضا مرادی، نیلوفر و navidjahan این را خواندند
سپهر امیدوار این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعا فیلم فوق العاده ای بود . کارگردانی قوی و جسورانه ی خانم آبیار واقعا باورنکردنی بود . تمام عوامل فیلم لایق نامزدشدن و دریافت سیمرغ بودند ولی ای کاش النازشاکردوست می تونست کمی قوی تر بازی کنه و روی شخصیتی که بازی می کرد بیشتر پرداخت و کار میشد. در کل واقعا فراتر از انتظار بود که یک کارگردان زن بتونه همچین فیلم سنگینی بسازه ... حتما ببینید.
شما فیلم های خانم بنی اعتماد رو دیدین تا حالا؟؟
۱۲ بهمن ۱۳۹۷
به نظرم بهترین فیلم آبیار بود
کار خوب و قابل قبولی ساخته
در مورد شاکردوست هم کاملا موافقم
۱۳ بهمن ۱۳۹۷
دوستان کسی بلیت این فیلم رو داره دو عدد؟
۱۵ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید