تیوال فیلم شبی که ماه کامل شد
S3 : 06:46:50
: نرگس آبیار
: نرگس آبیار، مرتضی اصفهانی
: الناز شاکردوست، هوتن شکیبا، فرشته صدرعرفایی، شبنم مقدمی، پدرام شریفی، فرید سجادی حسینی، امین میری، بانیپال شومون، آرمین رحیمیان
: محمدحسین قاسمی
: سامان لطفیان
: مهدی صالح کرمانی
: ایمان امیداوری
: محمدرضا شجاعی
: حمید نجفی‌راد
: آرش قاسمی
: مسعود سخاوت‌دوست
وایت دختر جوانی از مناطق جنوب شهر تهران هست که درگیر عشق جوانی شهرستانی می‌شود و این در حالی است که دختر به دلایلی مجبور به مهاجرت از ایران است که در این مسیر برادرش با او همراه می‌شود، اما در میانه راه اتفاقاتی برای آن‌ها رقم می‌خورد.

گزارش تصویری تیوال از اکران مردمی فیلم شبی که ماه کامل شد در پردیس کورش و پردیس آزادی / عکاس: فاطمه تقوی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم شبی که ماه کامل شد / عکاس: آرمین احمری

... دیدن همه عکس ها »

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
تاثیرش صد چندان میشه وقتی مدام به این فکر میکنی که این ماجرا واقعیه.
یک درام عاشقانه که لحظاتی پرالتهاب و نفسگیر برامون میسازه. روند انحطاط شخصیت یک انسان: عشق، تردید، لغزش و سقوط.
بازی‌های درخشان از گروه بازیگران : #الناز_شاکردوست با نقشی ماندگار مسیر کارنامه‌ی بازیگری‌ش رو عوض کرده و بهترینِ خودشه.
#هوتن_شکیبا با پیشینه‌ی پربار تئاتری از پس نقش سخت و پرچالش عبدالحمید به بهترین نحو برمیاد و میدرخشه .
#فرشته_صدرعرفایی که تمام و کمال تو نقش غمناز حل شده و اثری از خودش باقی نمونده و شاهکاره.
و #آرمین_رحیمیان که فوق‌العاده‌ و فراموش نشدنیه، نقشی عجیب و ترسناک که به شکلی کاملا باورپذیر و تامل‌برانگیز به تصویر کشیده شده و در یک حضور نسبتا کوتاه برای همیشه در ذهنمون ثبت میشه.
و البته #شبنم_مقدمی ، #پدرام_شریفی و #امین_میری هم نقشهاشون رو بی نقص ... دیدن ادامه » ایفا کردن.
#نرگس_آبیار با ریسک بزرگی که در انتخاب موضوع فیلمش کرده نشون میده فیلمهای #نفس و #شیار۱۴۳ اتفاق نبودن و حاصل درایت و هوش این کارگردان بودن. فیلم شبی که ماه کامل شد از دروازه‌ی عشق و احساس وارد میشه و مارو با خودش به قلب ماجراهای تروریستی و امنیتی میبره بدونِ اینکه در به تصویر کشیدن صحنه‌های جنگی و پرالتهاب فیلم کم بیاره. موسیقی بجای خود به درستی کار میکنه با حال و هوای پاکستانی و ریتمی هماهنگ با لحظات مختلف فیلم. چهره پردازی نقش مهمی در باورپذیرشدنِ شخصیتها داره.
*نیمه‌ی اول فیلم میتونست تو اکران عمومی کوتاهتر هم بشه. و درکل حذف کردن بعضی صحنه ها و رسوندن فیلم به زمان استاندارد اکران به تدوین فیلم یکم ضربه زده.
فیلم شبی که ماه کامل شد و باید روی پرده‌ی سینما دید.
https://www.instagram.com/theatretaster
محسن جوانی، امیر مسعود، رضا غیوری و سپیده این را خواندند
سید حامد حسینیان و شیرین این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از زمان پخش در جشنواره منتظر اکران عمومی بودم تا بلاخره دیشب و با اصرار زیاد به همسر به تماشا رفتیم...بسیار فیلم خوش ساخت با فیلمبراری جذاب و سکانس های عاشقانه زیبا و در مقابل سکانس های خشونت آمیز ...تقابل زیبایی رو در فیلم رقم زده بود...با اینکه از داستان مطلع بودم و فیلم اصلی سر بریدن شهاب رو در دوران دبیرستان دیده بودم و دو هفته ای حالم دگرگون بود، ولی زمان پخش این سکانس تپش قلب گرفتم.(فکر میکردم بزرگ شدم و دیگه حالم بد نمیشه...بماند که تاصبح خواب های آشفته دیدم..ولی گویا اتفاقات سرچشمه گرفته از خوی حیوانی بزرگ و کوچک نمیشناسد).برایم بسیار جای سواله که چرا این داستان واقعی رو انقدر تحریف کردن...دلیل سر بریدن شهاب این نبود...شهاب رو به دلیل امتناع از بمب گذاری کشتن..و میدونست که قراره کشته بشه...فائزه به جز شهاب 6حواهر و برادر دیگه داشته..و اینکه عبدالحمید ... دیدن ادامه » رو بسیار انسان موجه نشون دادن..در صورتیکه طبق گفته های مادر فائزه اینطور نبوده..دلیل این همه داستان سرایی از یک داستان واقعی رو متوجه نمیشم...
امیر مسعود، رضا غیوری و پ.ر این را خواندند
Negin Fooladi و NetHunter این را دوست دارند
برای منم خیلی جاهاش سوال برانگیز بود و خیلی جاهاش هم به نظرم اغراق میومد، که البته یه مقدار حق میدم چون فیلم هم باید المان های جذاب کردن داستان رو داشته باشه..مثلا اینکه عبدالحمید عاشق دلخسته ی فائزه بود به نظرم یه کم مبالغه آمیز میومد ولی خب بازم واقعیتو ... دیدن ادامه » نمیدونم.
ولی بعد از فیلم که سرچ کردم دیدم خیلی تفاوتا تو واقعیت وجود داشته، مثلا همون اقای ناپدری فائزه تو مصاحبه ش گفته بوده ک عبدالحمید با تهدید خواسته که زنش و بچه هاش برن پاکستان پیشش و اگه نفرستنشون کل خانواده رو میکشه و برادر فائزه هم رفته بوده اونا رو لب مرز برسونه که خودش رو هم گرفتن و بردن...
۲۴ خرداد
خطر اسپویل فیلم!!!ببینید یک به دلایل مسائل امنیتی و دو به دلیل اینکه بازمانده های اون واقعه هنوز زنده هستند نمی تونستند همه واقعه رو دقیق نشون بدن(مثلا گویا مادر عبدالحمید خیلی آدم مهربونی نبوده و موافق کارهای پسرش بوده ولی باتوجه به اینکه الان در قید ... دیدن ادامه » حیاته و یکی از دوقلوها پیش اونه برای اینکه مشکلی براش پیش نیاد مجبورشدن شخصیت مادر رو متفاوت نشون بدن) و دلیل سوم هم جذابیت های سینمایی.تغییر دادن داستان به دلیل جذابیت ایجاد کردن کاریه که تو همه جای دنیا انجام میشه.مثلا فیلم آرگو کاملا پایانش با واقعیت تناقض داره.ولی برای ایجاد جذابیت استرسی به مخاطب وارد کردند که تمام نیروهای امنیتی دنبال گروگان های سفارت آمریکا در ایران دویدند تا پرواز حرکت کنه.همه مخاطب ها نصف قشنگی فیلم رو به همین تیکه می دونستند.اما بعدا مشخص شد که درواقعیت اصلا این طور نبوده و اون افراد بدون هیچ مشکلی از آسمان ایران پرواز کردند و بدون هیچ استرسی.همه اینا رو برای میخکوب کردن مخاطب وارد داستان کردند که یکی از ترفندهای سینمایی محسوب میشه.یا مثلا من یه فیلم دیدم درباره یه اتفاق واقعی در المپیک که بعدا فهمیدم پنجاه درصد فیلم دروغ بوده.این چیزیه که همه جای دنیا ازش استفاده می کنند.ولی در مورد دلیل پاکستان رفتن موافقم که اگر همون دلیل واقعی رو نشون می دادند داستان جذاب تر و معقول تر میشد.
۲۵ خرداد
آره منم موافقم، به جز دلیلی که شیرین عزیز گفت درباره یه سری مراعات ها راجع به شخصیت های زنده، فکر میکنم درصد خیلی زیادی از داستان سرایی ها صرفا المان فیلمی و ایجاد جذابیت بوده، از جمله نشون دادن عشق عبدالحمید و فائزه اونم انقد آتشین :)) البته هنوز این بخش ... دیدن ادامه » عشقشونو اصلا خبر ندارم که چقدرش اغراق بوده.
۲۵ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از اوایل خرداد منتظر اکران شبی که ماه کامل شد بودم.
با دیدن تیزرهای فیلم توی اینستاگرام، موضوع برام خیلی جالب شد.
اینکه کسی جرات به خرج بده و به سراغ ساخت فیلمی با این سوژه رفته برام خیلی قابل تقدیر بود.
قبل از اکران فیلم، به طور کامل و دقیق راجع به زندگی و تمام زوایا ماجرا توی اینترنت خوندم.
مصاحبه های ریگی ها رو دیدم، صحنه رویارویی عبدالحمید با مادرزنش، ماجرای ازدواج و ....
تا اینکه بالاخره
همون اولین روزهای اکران
در یک شبی که ماه کامل نبود به تماشای فیلم شبی که ماه کامل بود نشستیم.
با وجود اینکه می دونستم چه سرنوشتی در انتظار ستاره های فیلم هستش، نمی تونم بگم با چه حالی از سینما اومدم بیرون.
در یک کلمه متلاشی.
اینکه واقعاً چه اتفاقی میفته که یه نفر که انقدر عاشق بوده، به پرتگاهی می رسه که عشقش رو خودش می کشه. آخه مگه میشه؟
برای رسیدن به یه نفر تلاش کنی، بعد خودت نابودش کنی.
تا دو شب اصلاً نمی تونستم حتی درست بخوابم و تمام لحظه های فیلم و صحنه های واقعی از مصاحبه های عبدالحمید حالمو دگرگون می کرد.
تو سینمای ایران کمتر فیلمی داریم که دو ساعت باشه چه برسه به اینکه بیشتر از دو ساعت بشه. ولی توی فیلم شبی که ماه کامل شد، اصلاً این دو ساعت رو حس نمی کنی.
صحنه های بازار پاکستان رو خیلی عالی درآورده بودن.
بازی ... دیدن ادامه » تمام بازیگرهای فیلم رو دوست داشتم.
شخصیت پردازی ها عالی بود. به قدری همه تو نقش خودشون کامل و بدون نقص بودن که کار قضاوت خیلی سخت می شد. مثلاً توی صحنه ای که عبدالمالک دور آتیش، صحبت می کرد، طوری بود که آدم به اطرافیانش حق می داد که مسخ رفتار و حرفاش بشن. یا تو صحنه آخر که عبدالحمید می خواست فائزه رو بکشه و گیر کرده بود، حتی ممکن بود که دلت براش بسوزه.
شبی که ماه کامل شد رو دلم می خواد بارها و بارها ببینم ولی نه الان.
شاید یکم دیگه
که از این التهاب درونی کاسته بشه.
من واقعا دلم برای عبدالحمید سوخت
برای همه ی قربانی های این حادثه
نه فقط قربانی های مقتول
حتی قربانی های قاتل
تلاش خانم آبیار برای نشون دادن دوراهی ای که عبدالحمید توش بود و انگار تا لحظه ی آخر نمی دونست درست و غلط چیه، برام قابل احترام بود...
کاش ما...
انتخاب ... دیدن ادامه » درست رو بکنیم
۲۲ خرداد
واقعا که کاش آدم بتونه انتخاب درست بکنه نه انتخابی که اون لحظه به نظرش درسته.
صحنه آخر فیلم خیلی تکوندهنده بود.
اولش که عبدالحمید تفنگش رو میذاره پشت در اتاق و هنوز امید داره که زنش رو می تونه داشته باشه ولی وقتی میفهمه زنش دیگه همه چی رو فهمیده و عشق ... دیدن ادامه » اونو از دست داده ...
۲۲ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
البته در واقعیت دلیل به پاکستان رفتن این دو نفر چیزی که در فیلم نشان داده شده نبود. بلکه حمید به دستور برادرش در واقعیت بدون اطلاع دادن به خانواده فائزه یک روز که خونه نبودن همه وسایل رو جمع می کنه و بی خبر به همراه فائزه میرن پاکستان.کاش در فیلم هم همین رو نشون می دادند.چون در فیلم دلیل به پاکستان رفتن و اصرار فائزه به رفتن خیلی برای مخاطب ملموس نیست و همه میگفتند که اینا می تونستند در امنیت کامل در تهران زندگی کنند و مالک هم نمی تونست بیاد تهران.اما به هرحال لذت بردم از تمام دوساعت و ربع این فیلم
نیلوفر ثانی، لی لی، Negin Fooladi، سپهر و رضا بولو این را خواندند
فاطمه دُرامامی و سیما لواسانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هرچقدر هم که ضد این فیلم در اینستاگرام تبلیغ کنند و انگ سفارشی بودن به این فیلم بزنند من باز هم موافق نیستم.گویی دوستان فقط یک کلمه سفارشی را یاد گرفته اند و مدام تکرارش می کنند بدون اینکه معنایش را بدانند. این فیلم یکی از فیلم های مورد علاقه منه. بازی های عالی کارگردانی درست سکانس ها موسیقی زیبا و داستانی که به طور مداوم تو را با خودت همراه می کند. البته که بعضی ایراد ها هم به فیلم وارده.مثل نحوه فیلم برداری بعضی از سکانس ها و یا سکانس فراری دادن فائزه از بیمارستان که می تونست کامل حذف بشه.چرا که خیلی غیرقابل باور بود که فائزه بگه نمیام و مأمور هم بگه چشم. اما به غیر از این یکی دو ایراد, من این فیلم خیلی رو دوست دارم. غم موجود در داستان, عشقی که می تونست خیلی دوست داشتنی ادامه پیدا کنه تا آخر ولی..., حسرت خوردن برای از دست رفتن این عشق ,خارج شدن از فضای ... دیدن ادامه » آپارتمانی بیشتر فیلم های سینمایی ایرانی و همه و همه.حتی به نظرم خشونت نشان داده شده در فیلم هم به اندازه بود و اصلا صحنه های دلخراش رو از نزدیک نشون نمیداد.آفرین به همه عوامل فیلم.از بازی هوتن شکیبا و فرشته صدر عرفایی خیلی لذت بردم.آرمین رحیمیان پدرام شریفی شبنم مقدمی و امین میری در نقش دایی نورالدین هم خیلی بازی های خوبی داشتند که کمتر ازشون اسم برده میشه.در مورد الناز شاکردوست نمیگم که بد بود.ولی به نظرم بازیگرایی مثل گلاره عباسی و یا لیلا زارع بهتر می تونستند این نقش رو در بیارند.به نظرم الناز شاکردوست در خفگی بهتر از اینجا بازی کرد.
کاملا با شما موافقم. تغییر فضای فیلم واقعا جذاب بود. من بدون هیچ پیش زمینه ای از داستان، فیلم رو در جشنواره دیدم و فک میکنم الان که خیلیا میدونن داستان فیلم چیه، شاید تماشاش به آن اندازه که برای من جذاب بود، نباشه.
۲۱ خرداد
من قبل از دیدن فیلم داستان عبدالحمید و فائزه رو می دونستم.ولی شنیدن کی بود مانند دیدن؟ درسته مستند نبود.ولی دیدن صحنه های بازسازی شده از یک ماجرای واقعی حداقل برای من یکی که داستان رو می دونستم که از جذابیت فیلم کم نکرد.و به نظرم دلیلش هنر کارگردانی در ... دیدن ادامه » به تصویر کشیدن صحنه ها و بازی عالی بازیگران بود.
۲۱ خرداد
خیلی خوبه که اینطور بوده. منم مجدد باید ببینم که درست تر نظر بدم.
۲۱ خرداد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
+ فیلمی پخته، پرکشش و همراه با بازیهای عالی 5/5
به جز نیمه ابتدایی که ریتم فیلم کمی کند و مستندگونه هست، نیمه دوم شاهد فیلمی هیجانی و درام با خط داستانی منسجم و پرکشش هستیم.
به نظرم با توجه به اینکه در سینمای ایران اغلب فیلمها دیالوگ محور، با لوکیشنهای محدود و عموماً داخلی هستند، ساخته شدن فیلمهایی مثل "شبی که..." رو باید غنیمت بدونیم.
فیلمنامه منسجم و پرکشش و شخصیت پردازی ها بسیار خوب بود. شیوه فیلمبرداری هم که فضای فیلم رو به مستند نزدیکتر می کرد هم برای من جذاب بود. بازی همه بازیگران به ویژه آقای شکیبا و خانم شاکردوست خیلی درخشان و باورپذیر بود.
نکته دیگه ای که فیلم رو برای من جذابتر کرد واقعی بودن داستان و همینطور پایان غیر منتظره ش بود.
- شاید تنها نکته منفی فیلم ریتم کند نیمه ابتدایی بود.

* در پایان باید بگم این فیلم یکی از فیلمای خوب ... دیدن ادامه » سینمای ایران و بهترین اثر خانم آبیار تا این زمان هست و امیدوارم جوری که درخورش هست مورد تقدیر و اقبال داوران جشنواره قرار بگیره.

پ. ن. کاش برای فیلم درجه سنی لحاظ شه چون دوز خشونت تا حدودی بالاست.
الان موقع اکران درجه -12 داره. هر چند که به نظرم به دلیل حجم خشونت فیلم باید سختگیرانه تر می شد. البته این درجه بندی فیلم ها هم نوعی رفع تکلیفه و برای بغضی از فیلم ها نقش تبلیغات هم داره. در واقع فقط نقش آگاهی رسانی به والدین رو داره و هیچ سینمایی از ورود کودک ... دیدن ادامه » یا نوجوان جلوگیری نمی کنه
۱۲ تیر
خب خدا رو شکر باز بهتر از هیچیه
به نظرم تو سایر کشورها که فیلمها به صورت روتین درجه بندی میشن هم از ورود افراد کم سن جلوگیری نمیشه. بیشتر این درجه بندی هست که به والدین هشدار میده تا اونا تصمیم بگیرن فرزندشون فیلم رو ببینه یا نه.
۱۲ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
باسلام این فیلم را ساعت 23 پنجشنبه در سالن بسیار با عظمت استارا تماشا کردم که اگر فردا جمعه نبود نمیدانم چگونه باید روز را شروع میکردم بسیار پراکشن با اتفاقات زیاد ونگران کننده با صدای بسیار بلند مخصوصا در اواخرفیلم که کلافه کننده وفراری دهنده بود. فیلم صحنه های بسیار لطیف عاشقانه مخصوصا با چشمهای بسیار زیبای هنرپیشه زن که اواخر فیلم تغییر ماهییت داد که درست هم بود بخاطر مصایبی که کشید وبرخورذهای بسیار لطیف خانوادگی که مال ایرانیها است شروع ودر یک ساعت اخر که با خوشنت بود شامل همسر کشی برادر کشی وپدر کشی بودبپایان رسید در صورتیکه استدلالهای اقای ریگی برای پیروانش برای اینکه ذارای چنیین عزمی شوند توسط فیلمساز بسیار ساده بیان گردیده بود محیط جنوب ایران بسیار زیبا نمایش داده شده بود همچنین محیط مرکز شهر پاکستان خیلی خوب وطبیعی بودواضح بود ... دیدن ادامه » کارگردان خانم فیلم که انهمه عشق ولطافت زندگی را نمیتوانست با انهمه خشونت یک گروه بنیاد گرای طالبانی کنار هم بگذارد با فرقهایی ادم بیاد فیلم بوقت شام میافتاد وفیلم را با اینکه بشدت پرهیز شده بود که فیلمی تبلیغاتی باشد ولی این مقوله به ذهن متبادر میگردید من حیث المجموع جسارت این خانم برای بنمایش گذاشتن چنیین موضوعی ستودنیس خوب شد که فردای انشب جمعه بود ممنون ازموضوعی که خوب پرورانده نشد و ممنون از انهمه صحنه های لطیف بی همتا
حمیدرضا مرادی، نیلوفر و navidjahan این را خواندند
سپهر امیدوار این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید