تیوال سینما
S3 : 00:13:00
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال

 

محمد ونائی
درباره فیلم سرخپوست i
بازی ها بد
داستان عملا بی منطق
شخصیت ها بسیار باورناپذیر

واقعا سطح توقع ما چقدر باید پایین باشه که این فیلم بشه یکی از بهترین های جشنواره و یا حتی سینمای ایران!!!!!!!
و من موندم و این سوال که 'خب که چی حالا؟'
زهره مقدم این را خواند
رویا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
«عزیزمحمدی» نامی که با پرونده های جنایی کشور گره خورده است. قاضی متبحری که ۴۵سال عهده دار قضاوت پیچیده ترین و گاه مخوف ترین پرونده های جنایی بوده است. او در طول سال های پیش و پس از انقلاب، بیش از ۴۰۰۰ حکم اعدام صادر نموده؛ و حال یک آسیب شناس اجتماعی اقدام به ساخت مستندی از زندگی وی کرده است؛ «قاضی و مرگ» مدتی است که در گروه هنر و تجربه به اکران درآمده است.-که البته متاسفانه سالن ها و سانس های بسیار محدود به آن اختصاص داده شده است.- این مستند که ساخت آن پنج سال به طول انجامیده، روایتی از زندگی قاضی عزیزمحمدی است که خصوصی ترین زوایای زندگی او را به مخاطب نشان می دهد؛ از حضور در کنار خانواده و گفت و گوهای خانوادگی، بررسی پرونده ها و تماشای فوتبال تا حضور در محل کار، جلسه دادگاه و قضاوت.
برقراری ارتباط با سوژه به نحوی چنین صمیمانه، از نقاط قوت کار است؛ ... دیدن ادامه » به طوری که او به راحتی به تمام سوالات پاسخ داده و حتی مسایل مالی یا محتوای نامه خود را نیز بازگو می کند؛ اما در خلال همین گفت و گوها-به نظر می آید- پرسشگر قصد تحمیل نظر خود، مبنی بر خطا در صدور احکام از طرف عزیزمحمدی را دارد و بارها با اصرار از او و اعضای خانواده اش می پرسد که اگر اشتباهی رخ داده باشد چه...!؟ تکرار ناشیانه این پرسش بدیهی، تنها به بازگویی نظر کارگردان منجر شده و نمی تواند پاسخی جز مخالفت سوژه و خانواده اش را در پی داشته باشد. چنانچه وی تمام احکام صادره را بر اساس مر قانون، جهت اجرای حدود الهی و مهم تر از آن با هدف بازدارندگی برای جامعه می داند. لذا کارگردان می توانست به طور ضمنی عقیده-احتمالی- مخالفت با مجازات اعدام را به مخاطب ارائه کند.
برای مثال در سکانس تماشای ضربات پنالتی فوتبال، ابراز هیجانات و اظهار نظرهای عزیزمحمدی مبنی بر غیرقابل پیش بینی بودن پنالتی، دقت در اجرای آن از طرف بازیکنان، دخالت شانس و احتمال، در به ثمر رسیدن یا عدم موفقیت آن، ناخودآگاه ذهن را به شبیه سازی ضربات پر استرس پنالتی و لحظات پرتنش و گاها غیرقابل کنترل ارتکاب قتل یا حتی روند قضاوت، رهنمون می شود.
اگر بخواهیم صادق باشیم، لغت «مرگ» از منفورترین لغات فرهنگ بشر است. به طوری که حتی از به کار بردن آن می هراسیم، از گفت و گو درباره اش پرهیز می کنیم و حتی وقتی کسی می میرد هر از لغتی جز مرگ استفاده می کنیم تا حس بد خود را پنهان کرده و وحشت خود از نیستی را تخفیف دهیم.
«مرگ» کلمه ای که با وحشت در سراسر این روایت دنبال می شود و آنچنان مخاطب را احاطه می کند که هیچ راه فراری از آن ندارد. فیلم های اعتراف متهمان و بازسازی صحنه های جرم، عکس های مقتولین یا قربانیان اسیدپاشی و... و حتی مراسم اعدام، چنان عریان و بی پرده به نمایش درمی آید و یا توسط سوژه لحظه به لحظه شرح داده می شود که حتی فرصتی برای سر برگرداندن یا بستن چشم و گوش ها نیز به ما نمی دهد؛ برای مثال سکانس حضور در اتاق کار شلوغ عزیزمحمدی که بی شک تأثیرگذارترین درسی است که می توان از زندگی او گرفت؛
وقتی کفن خود را که گویی جزیی از لوازم کار اوست و زیر پرونده های در حال بررسی داخل کمد اسناد است، باز می کند و در آن می خوابد و لحظه لحظه پس از مرگ را شرح می دهد تا به سوال و جواب با خدا برسد... (شاید تنها در اینجا بود که طرح سوال تکراری پرسشگر، به جا و درخور می نمود.)
با این وجود اگر بدانیم این بخش از زندگی که همگی لاجرم با آن مواجه خواهیم شد، گاهی مجازاتی تحمیلی است و به علاوه اگر با آن مخالف باشیم، این بیزاری مضاعف، احساسی مبهم از ترس و انزجار نسبت به فردی که افرادی بیشماری را به مرگ محکوم کرده است در ما برمی انگیزد. معترفم با اکراه اما سرشار از کنجکاوی، این فرصت بی سابقه را مغتنم شمردم و به تماشای زوایای پنهان زندگی یک «قاضی» نشستم. پافشاری عجیب عزیزمحمدی به درستی تمامی قضاوت هایش و بازدارندگی مجازات اعدام، سنگسار، قطع ید و... از سوی او، از قبل قابل پیش بینی بود اما زندگی خصوصی او تعجب مرا برانگیخت به طوری که به جرأت می توانم از وی به عنوان خاکستری ترین انسانی که تا کنون شناخته ام نام ببرم. تیر خلاص به بدبینی مخاطب نسبت به عزیزمحمدی، لحظه پایان فیلم است که این جمله سفید و روشن را بر پرده سیاه سالن تاریک سینما میخوانیم؛ «عزیزمحمدی قاتل پدرش را بخشید»
این تصمیم در کنار ۴۰۰۰بار تصمیم قبلی به صدور حکم اعدام مجرمان، مخاطب را به چنان تناقضی دچار می کند که از حل آن عاجز است و همین امر می تواند به جذابیت شخصیت او بیافزاید. شخصیت محکم مردی که در فقر زاده شد، با تلاش بسیار به اهدافش جامه عمل پوشاند، همواره با دقت و بر مبنای قانون اما با ملاحظات انسانی، عادلانه به قضاوت پرداخت و مهم تر از همه اینکه مرگ را همزاد خود دانسته لذا سالم و اخلاق مدار زندگی می کند.
تین ایجر روشنفکر!

چیزی که بعد از دیدم این فیلم حس میشود این است که چنین فیلمی به شور و حال بیرونی بیشتری نیاز داشت و به کش و قوسها و کندوکاوهای بی پرده تر، مشکل بزرگ فیلم این است که نوع روایت ملو و لحن سرد فیلم چندان تناسبی با مضمونش که سرکشی در دوران تین ایجری و یا دوران بلوغ است ندارد.
نوع عصیان گلسا در برابر دوستان و خانواده اش زیادی بالغانه و خودآگاهانه است و چندان از جنس عصیان نوجوانانه نیست و بیشتر به کارکترهای روشنفکر پریشان حال میخورد و زیادی با نماد تزئین شده است (تاکید زیاد روی شباهت استعاری بین گلسا و اسب مورد علاقه اش)
همانطور که کاراکتر اصلی با ریسک دزدی ار فروشگاه صرفا جهت خوشگذارانی ( از جنس عدم درک و بلوغ) معرفی میشود چطور در ادمه عصیانش همتراز آدمهاییست (که آگاهی و درک بالایشان از فضای اطراف آنها را پریشان کرده است)
اگر هم ... دیدن ادامه » علت چنین تناقض رفتاری متحول شدن کاراکتر از لحاظ شعور درونی باشد خوب این اتفاق مهم نمیتواند در ابتدای فیلم صرفا با یک بگو ومگو با دوستان و یک سیلی خوردن رخ دهد نیاز به پیش زمینه ی قوی تر دارد که در فیلم غایب است.
امیر مسعود و سپیده این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#شاهکار
خیلی موجز می نویسم مسؤولین محترم اگر می خوانند و به من اعتماد می کنید وقتتان را برای آثار دیگر در مورد ارسال به کن و اسکار به عنوان نماینده ایران برای سال ٩٨ یا 2020 تلف نکنید، این فیلم از منظر ایده،فیلمنامه،بازی ها،فیلمبرداری،تدوین،صدا و کارگردانی از درجه ممتاز برخوردار است و شایسته تقدیر؛

و بی شک بهترین فیلم ایرانی ٤ ماه اول سال که دیده ام.
امتیاز کامل ٥/٥.
امیر عسگرزاده
درباره فیلم رضا i
رضا مظهر اخلاق انسان وجود باور (به تعبیری اگزیستانس) است در مقابل انسان اخلاق مدار افلاطونی.
رضا دنبال مصداق اخلاقی شرافت و شجاعت نمی گردد. مردی نیست که برای بقای رابطه خانوادگیش، خودش را به آب و آتش بزند. برای رسیدن به عشقش، چه همسر جداشده اش باشد و چه دختر ارمنی تازه آشناشده، به کم ترین تلاش ممکن دست می زند، در حد دو سه جمله کوتاه در آزمایشگاه پیش از دادگاه یا پیغام صوتی برای دختر ارمنی! در واقع هیچ تلاشی نمی کند. سکانس نخستین، به خوبی شخصیت خنثی و کم تحرک رضا را نشان داد: پوشیدن لباس به قصد خروج از منزل، تردید و بعد کندن لباس ها و دست آخر لمیدن روی راحتی، مثل کودکی که کاری از دستش بر نمی آید و منتظر اتفاق های خوب در کنج خانه است. نشان دادن اندام فربه و عریان رضا در همین بخش پوشیدن و کندن لباس، می تواند کنایه ای بر همین بعد انفعال و تنبلی شخصیت رضا ... دیدن ادامه » باشد.
اما اگر از دید دیگری به رضا نگاه کنیم، تمام توصیف ما از رضا در پاراگراف بالا به چالش کشیده می شود؛ از دید فلسفه وجودی، نه اخلاق سنتی. رضا فیلسوف وجودی است، چون دنبال حال خوش و درک آن لحظه وجودی پنهان است چه در آدم ها و چه در محیط اطراف. حتی شغل عملی رضا، علاوه بر نویسندگی و نقد، معماری است که معماری به معنای عرف متداول، ساختن خانه های نو نیست، بلکه احیای بناهای قدیمی با رویکردی انتقادی و فیلسوفانه است که به زیبایی در اسلایدشوها و گفتار روی تصاویر نمایش داده می شود. رضا برای رسیدن به آن حال خوش وجودی، بنای مخروبه را بازسازی می کند، به درخواست همسرش، بی هیچ گله و شکایتی از او جدا می شود، به دختر ارمنی، همسرش و هر که لازم باشد دروغ می گوید و در مهمانی مادر همسرش، به دروغ ظاهر می شود و در هیچ موقعیتی، احساس عذاب وجدان نمی کند، چون در دستگاه اخلاقی رضا، راست و دروغ، خیر و شر اخلاقی در تعاریف افلاطونی جایی ندارد. با همین دیدگاه وجودی است که رضا می تواند تنوع عشقی را تجربه کند، بی آن که به اتهام دون ژوان بودن و فساد اخلاقی محکوم شود. با دختر فامیل یا دختر سوارکار یا همسرش، فرقی نمی کند، رضا دنبال حال خوش وجودی است. دقت کنیم رضا هیچ وقت، خودخواه یا منفعت طلب یا هوس باز نیست. دروغ نمی گوید که به نفع خودش کاری انجام دهد. عشق نمی بازد که شهوتش را ارضا کند. رضا در وجود بحت و بسیط، غوطه ور است. حمام رفتن و قدم زدنش در کوچه باغ، تلاش فیلسوفانه ی رضا برای نزدیک تر شدن به وجود است. حتی شرکتش در مجلس مذهبی ذکر امام، نماز جماعت و آواز خوانی زیر سی و سه پل از همین دست رفتار است. او می خواهد به راز وجود نزدیک شود. از خودش بگذرد و در جمع، هستی را آنچنان که هست، چه سرود مذهبی باشد و چه آواز عاشقانه، تجربه کند. همسرش، این جنبه وجودگرا با اخلاق متعالی او را شناخته که موقع جدایی، مهریه طلب نمی کند و پس از جدایی، هر وقت که بخواهد، گرسنه باشد یا آزرده از بدی دیگران، به او پناه می آورد، آنچنان که دختری به مادرش پناه آورده یا نیازمند رنجیده ای به مسجد یا کلیسا. رضا در چارچوب مرد سنتی نمی گنجد، آنچنان که اعتراض مادر همسرش را در پی دارد. تنها زمانی با همسرش هم خوابه می شود که او بخواهد. هم خوابگیش هم در همین چارچوب وجودی برای او معنا می شود. رضا دغدغه هستی دارد. نگرانی او نسبت به همسرش از همین دغدغه نشات می گیرد. حتی برخلاف آن چه که در پراگراف نخست گفتم، فربهی و تنبلی ظاهری که از رضا می بینیم، دلیلی بر تن آسانی و انفعال او نیست، بلکه از تمرکز حال وجودباور او بر خود زندگی ناشی می شود. رضا فیلسوفانه در پی کشف لحظه ی ناب حیات است و در این راه، از خودخواهی و منفعت طلبی می گذرد؛ حتی از هرگونه کنش گری و پویایی برای حفظ رابطه زناشویی یا رابطه عاشقانه اش با زنان بعدی می گذرد؛ نه به این خاطر که لخت و منفعل با تیپ زنانه شخصیتی است، بلکه به این خاطر که در هر رابطه و لحظه ای، دنبال معناست؛ معنای وجودی خودش و شخص مقابل و رابطه خودش با دیگری. وقتی در بیمارستان به هوش می آید و آرزوی زندگی صدساله اش را با دختر سوارکار مطرح می کند، از همین روست.
در پایان می توان گفت داستان نویسی رضا که به شکل گفتار روی تصویر روایت شده، خالص ترین شکل تلاش رضا برای کشف کنه زندگی است.
امیر مسعود این را خواند
امیر نجفی، Samira، رضا بهکام و معین این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آلبوم
از فیلم نیوکاسل i
۴ روز پیش، شنبه
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نازنین مرد تنها...
وقتی اراده پولادین داری و افکار بزرگ ، دشمنان و خائنین به تو نیز زیاد خواهند بود...
و این یک اصل است...
حقایق که گاهی سالها (و به صلاح) زیر خروارها بایگانی می ماند ولی روزی نقابها می افتد...
behrad rad این را خواند
محمد لهاک (آقای سوبژه)، نیلوفر ثانی و امیر مسعود این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
واقعاً بعضی فیلم‌های سینمای ایران به یک فراستی احتیاج دارن که بشوردشون پهنشون کنه تو آفتاب؛ ماقبل فیلم... ماقبل مقوا...
نیلوفر ثانی، امیر مسعود و مهشاد این را خواندند
محمد لهاک (آقای سوبژه) و نرگس این را دوست دارند
داستان دو خطیش بد نیستا... فیلم‌نامه و کارگردانی و بقیهٔ چیزاش افتضاحه...
۵ روز پیش، جمعه
درود ب تو امیرمسعود
۵ روز پیش، جمعه
درود بر تو بهزاد خان، کم پیدایی! پاشو بیا دورهمی‌ها رو.
۴ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره مستند قاضی و مرگ i
چرا تعداد اکران هاش این ماه انقدر کمه! فقط یک ساعت ۵ دیگه داره تو هفته اخر تیر. میدونید ماه دیگه این فیلم تو لیست هنر تجربه هست یا نه؟
فاطمه فریمانی این را خواند
خانم مقدم
از مسئول سالن سینما فرهنگ. سه آقای احمدی سئوال کردم براتون گفتن در اکران ماه مرداد هم قراره باشه
۴ روز پیش، شنبه
سالن فرهنگ ۳ رو چون خودش پیگیر درست کردنش.و مجوز هاش بوده روش خیلی تعصب داره
۳ روز پیش، یکشنبه
گرفتم.. مرسی
۳ روز پیش، یکشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حال همه ی ما خوب است ، اما تو باور نکن....
از رفتنت یازده سال گذشت-...1387/04/28...
خسرو شکیبایی...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عجب مستندی بود
چه داستانی داشت زندگی این مرد بزرگ
عجیب بود
محشر
امیر مسعود و نیلوفر ثانی این را خواندند
زهره مقدم و فاطمه فریمانی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا صفر ستاره نداریم ؟؟ براستی چرا و به چه علت ؟؟ :I

یا العجب !! 11 تا پنج ستاره ؟؟؟
:)))
۲۶ تیر
ای داد بیداد. من هیشوخت خیلی ترغیب نشدم به دیدنش بدینوسیله از شهودم سپاسگزاری لازم رو دارم :)
۶ روز پیش، پنجشنبه
خیلی هم عالی :))) منم به لطف نماوا چشمم به دیدارش روشن شد :((
۶ روز پیش، پنجشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هیچ کجا چنین توقعی از سینماندارند بجز در ایران ،بیشتر هم از جهت بیان ایراد،
و می گویند به عنوان مثال فلان فیلم در بیان جزییات تحول روحی
شخصیت فیلم ضعف دارد.فیلمهای محدودی هستند که مسولییت سنگین ارایه ی کامل جزییات را بر عهده دارند مه برای جشنواره های خاص و مخاطب خاص ساخته میشوند.فیلم سینمایی نرمال وظیفه اش پرداخت خوب به یک داستان است و ارایه کادربندی و بازیهای قابل توجه و البته جذاب.تا حدی که در سالن سینما،تماشاگر مدام به ساعت خود نگاه نکند.فیلم سرخپوست تمامی این پارامتر ها را دارد.البته که من هم مثل خیلی ها،از نرمش رییس زندان در برابر سرخپوست آنهم به خاطر جلب رضایت خاطر خانم مددکار،خوشم نیامد ولی خوب اگر مهربانی و رحم،واژه های کمرنگی شده،تقصیری متوجه کارگردان یا فیلمنامه نویس نیست اگر بخواهند این ارزشهای قدیمی را نشانمان بدهند تا به یاد ... دیدن ادامه » بیاوریمشان.
لی لی و شیرین این را خواندند
شهرزاد م، حمیدرضا مرادی، بهزاد هندی و امیر مسعود این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سنگ بزرگ...

مشخص است که نرگس آبیار فیلسازیست که میخواهد در هر فیلمش سر وصدا به پا کند از لحاظ مادی به خاطر حضور همسر تهیه کننده اش شرایط برایش فراهم است از لحاظ تکنیکی و محتوایی دست روی روایت های عمدتا چالش برانگیز و پر رنگ و لعاب میگذارد اما مشکل این است که او هنوز دغدغه هایش در تبدیل به مدیوم سینما بافتی زمخت پیدا میکند در نوع قصه گویی همچنان بلاتکلیف است.و سینما شناسی را بیشتر در بازی کردن با تکنیک و تنوع لوکشین های زیبا اشتباه گرفته است او برخلاف ادعای بعضی ها رشد چندانی در این چند سال حضورش در سینما نداشته و تنها پلاستیک فیلمهایش روز به روز، پر زرق و برق تر شده است. همانقدر که شایار 143 دچار اشتباهات فاحش روایی است فیلم آخرش هم هست.
شبی ماه کامل شد از لحاظ فیلمبرداری و قاب بندی و میزانسن چیزی جز شلوغ بازی و آشفته کردن دید مخاطب ندارد به طور ... دیدن ادامه » مثال سکاس تعقیب و گریز ماشین ها و تیراندازی در بیابان با فیلمبرداری الاکلنگی و نماهای کج و کوله بسته از داخل ماشین و جهش های مداوم بین این نماها هیچ درک روشنی به مخاطب نسبت به نحوه درگیری در این سکانس نمیدهد و کاملا او را گیج میکند و حس او را نسبت به صحنه منفک میکند چون اصلا نمیداند چی به چی هست و این پرداخت تکنیکی پر هرج و مرج کم و بیش در تمام فیلم وجود دارد و مخاطب را از نزدیک شدن به کاراکترها و شناخت درست فضاها دور میکند.
با بررسی استراتژی روایی و مسیری که قصه طی میکند فیلم خط شکنی هایی دارد که نابخشودنی است.
شیوه روایی فیلم از سرگردانی رنج میبرد و این رنج به مخاطب هم تسری پیدا میکند در واقع ما یه عنوان تماشاگر نمیدانیم که روایت فیلم در کدام سو قرار دارد راوی اصلی کجای داستان ایستاده و مخاطب باید کدام کارکتر را همراهی کند آیا خود فیلمساز (دانای کل) روای است یا این مهم به عهده دختر و یا پسر یا هر کدام از قطبهای پروتاگونیست یا آنتاگونیست است.
نمای نقطه نظر فیلم به شکل پاندولی در طول فیلم جابه جا میشود. در شروع با عبدالحمید همراهیم زمانی که در مغازه عاشق میشود تا خواستگاری و ماه عسل به شکل معناداری با دختر فاصله داریم و القای ظاهری حس عشق بیشتر از طرف پسر نمایان است. از سکانس بازجویی عبدالحمید که دوربین همراه دختر در بیرون اتاق هست تا سفر به پاکستان و روبه رو شدن با عبدالحمیدی که دچار چرخش اعتقادی شده است از پسر فاصله داریم در پرده سوم بار دیگر دختر در حاشیه قرار میگیرد با روایتی شبه دانای کل از فعالیتهای تکفیری ها طرفیم و در سکانس های پایانی هم تاکید دوربین روی احوالات عبدلحمید است گویی بیشتر از دختر نیاز به توجه حسی مخاطب دارد.
بنابراین شاهد نوعی آشفتگی و بلاتکلیفی روایی هستیم که منجر به نقص های جدی در پردازش کاراکترها و کنشها میشود. همان قدر که پوشانده ماندن دگردیسی عبدالحمید را نمیتوان با توجه به استدلال همراهی با فائزه توجیه کرد، حس نشدن رابطه عاشقانه به خصوص از طرف دختر و درک پایین او از اتفاقات اطرافش را نمیتوان با استدلال همراهی با عبدلحمید توجیه کرد. اگر فیلمساز روای فیلم است که نادیده گرفتن پلیس ماجرا در طول روایت نقصی جدی محسوب میشود آن هم در حالی که گروهک تروریستی و افکارشان، قدرتشان و هوششان بیشتر نمایان است. صحبت از هوش شد واقعا چرا پروتاگونیستهای فیلم تا این حد کم هوش و مطابق آن منفعل تصویر میشوند به طور مثال چرا دختر تا این حد در درک به موقع فضای اطرافش عاجز است او که داخل و خارج شدن کلی اسلحه و مهمات را با چشم دیده در جایی به مادرشوهرش میگوید فکر میکرده کار خانواده شوهرش فقط قاچاق مواد است! در اواخر فیلم به شوهرش میگوید تا وقتی دستت به خون آلوده نشده برگردیم تهران این در حالیست که فیلم حضور شوهرش در کشتن افراد اتوبوس را دیده بود! این نوع کم هوشی ها را میتوان به برادرش هم نسبت داد. دیگر عنصر پروتاگونیست قصه که انفعالش هیچ منطقی ندارد جز بزدلیٍ؛ مامور امنیتی است که ادعا شده تک تیرانداز بوده و در سکانسی که به نظر کار سختی برای زدن ریگی ندارد (به علت ترسیدن بچه ای که در بغل ریگی است) و یا در بیمارستان که به زور هم شده باید دختر را خارج کند (به علت اصرار دختر برای ماندن با فرزندانش) به ظاهر تسلیم احساست گرایی بر عقل و منطق میشود و این چگونه تصویری از یک مامور ویژه امنیتی است؟ آنچه ما دیدم که ماموری است بی عرضه با طبعی لطیف! در مقابل آنتاگونیست اصلی ما یک متفکر دینی است که استدلالهای تند خودش را دارد و با ارداه و با ابهت تصویر میشود. افرادش همواره به موقع در مهلکه حاضرند (حتی اگر گاهی بی منطق به نظر برسد) و جلوی پروتاگونیست های فیلم می ایستند.
فیلمی که عمده روایتش برخلاف آنچه که ادعا میشود (نه صرفا بر قربانی شدن عشق) بلکه بر تقابل خیر و شر و عشق و خشونت بنا شده و ایرادات روایی فاحشش توزان میان این دو قطب را نه تنها به هم زده بلکه بدتر از آن، قطبت مثبت را منفعل و قطب منفی را کنشمند نشان داده و در قاب سینما (فارغ از دنیای بیرونی که ما و فیلمساز کدام سوی ماجرا هستیم) کم هوشها و منفعلها جایی در مرکز قاب ندارند مرکز قاب شبی ماه کامل شد متاسفانه متعلق به خشونت طلب ها است هر چه قدر هم که فیلمساز در مصاحبه هایش از موضع انتقادی روشنش نسبت به خشونت و رادیکالیسم بگوید این موضع به روشنی در فیلم مشخص نیست و گاهی انقدر محو است که به ضد خودش تبدیل میشود ای کاش قبل از جاه طلبی در فیلسمازی بهتر باشد سطح بینش سینمای خود را ارتقاء داده واگرنه به قول معروف برداشتن سنگ بزرگ نشانه نزدن است گاهی هم میتواند منجر به خودزنی شود.
محمد عسگری و محمد لهاک (آقای سوبژه) این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آلبوم
از فیلم کار کثیف i
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آلبوم
از فیلم تگزاس ۲ i
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نرگس
درباره فیلم سرخپوست i
چقدر سینمای ما نیاز به چنین فیلمهای نابی داره،کنار نقاط ضعفش که مهمترینش بازی نه چندان قوی پریناز ایزدیار بود،داستان فیلم میخکوبم کرد،موسیقی و فیلمبرداری عالی که تو کمتر فیلم ایرانی دیده میشه.واقعا دست مریزاد داشت کارگردان.
و چه خوب که نوید محمدزاده بعد از مدتها نقش جدید بازی کرد.در مورد پایان خب برای فیلمی که از ابتدا بر پایه ی اخلاق ساخته شده،زندانبانی که زندانی ساختمانی هست که سالها توش کار کرده،کسی که با چشم میبینه حق مظلوم رو دارن میخورن و چاره ای جز رعایت عدالتی از پیش نوشته شده نداره،نمی تونست پایان دیگری داشته باشه.کاش فقط در پایان انقدر مستقیم اشاره نمیشد به مخفیگاه
فیلمی که حال آدم رو خوش میکنه و امیدوار به اینکه سینمای ایران میتونه جایگاه بهتری داشته باشه اگر بخواد.نقصهاش قابل چشم پوشی بود.
ای کاش این سه شنبه اجرای این یک اعتراف است و بودی میدیدمت❤
۲۵ تیر
می تونستند فیلم رو جوری شروع کنند که هنوز دادگاه تجدید نظر برگزار نشده و در نهایت رئیس زندان در دادگاه از زندانی دفاع می کنه. با این کار یه مقدار فیلم رو طولانی تر ولی سروشکل دارتر می ساختند.
۲ روز پیش، دوشنبه
در کل فیلم خوبی بود و جرات ساختن میخواد اینجور قصه ها،اما قبول دارم یکم دستکاری تو ابتدا یا انتهای داستان خیلی جذابترش میکرد
۲ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نگاهی به سینمای کمال تبریزی در سال های اخیر
هوا را از من بگیر، سینمای آبگوشتی را نه!


نویسنده: سید حسین رسولی

این روزها فیلم «ما همه با هم هستیم» به نویسندگی پدرام پورامیری و محمد داودی، کارگردانی کمال تبریزی و تهیه کنندگی رضا میرکریمی با انبوهی از بازیگران ریز و درشت روی پرده سینماها رفته است.

چه باشد آنچه گویندش ابتذال؟

اسلاوی ژیژک می گوید: «امروزه اغلب گفته می شود که متاثر از رسانه، فرهنگ اعترافات عمومی و ابزارهای کنترل دیجیتال، فضای خصوصی در حال نابودی است. باید این گزاره را وارونه کرد: دست بر قضا، این فضای عمومی است که در حال نابودی است.» فضای عمومی در حال نابودی چشم گیر است. یکی از نشانه های بارز این امر، ابتذال در سینما است. مهم ترین ابرنشانه در اینجا که تبدیل به «تروما» (روان زخم) سینمای ایران شده: ورود پول های مشکوک در سینما است. سینمای ایران ترومازده است. امروز بحث ابتذال و فرهنگ پول پرستی گسترده شده است. کتاب «فلسفه پول» نوشته گئورگ زیمل در این زمینه راهگشاست. زیمل در فلسفه پول توجهی دقیق و محترمانه به نظریه ارزش مارکس که مبتنی بر کار است، دارد. علاوه بر این زیمل می نویسد که باید به جای چیستی فلسفه از چیستی فیلسوف سخن به میان بیاوریم. اگر این گزاره را درباره سینما به کار ببریم، چنین می شود: «به جای چیستی سینما از چیستی کارگردان سخن به میان بیاوریم.» زیرا به قول زیمل: «فیلسوف (بخوانید کارگردان) است که مساله و پاسخ آن را تعیین می کند.» بنابراین، کارگردان مسوول و پاسخگوی اصلی فیلم سینمایی است. این روزها سینمای ایران در چنین رابطه ای خلاصه شده است: سفارش فردی یا نهادی، پول (بیشتر از نوع مشکوک)، کارگردان (بیشتر از نوع آبگوشتی ساز) و سینما (از نوع آبگوشتی و فراموش آور و خوش باشی) . این چرخه معیوب دامن بیشتر کارگردانان را گرفته است. علاوه بر این، واژه فرهنگ در معنای «اصالت فرهنگی» که تا دورانی متاخر بدان داده می شد و در واژگانی چون «فرهنگ متعالی» و «هنرهای زیبا» به بیان در می آمد، هم معنا با «تمدن» در مفهوم اروپا محور و استعماری این واژه است. در گذشته (بیشتر در کتاب های دانشگاهی) فرهنگ تنها مختص به طبقه «اشراف» و «الیت» بود. متاسفانه «فرهنگ مردم» بسیار دیر به رسمیت شناخته شد. ابتدا این فرهنگ را «فرودست» و «مبتذل» می نامیدند اما امروز با وجود هنرمندان مردمی و متفاوت این فرهنگ رشد کرده است. فرهنگ مبتذل مختص به طبقه تن آسا و الیت شده است.

چه باشد آنچه گویندش سزاوار؟

به تعبیر فریدریش نیچه در «فراسوی نیک و بد» با سایه فکندن دموکراسی بر همه چیز، اصل کمیاب و سرورانه ارزش نهادن بر خویش و خودپسندی، از بین نرفته بلکه همه گیر شده است.

هنر ... دیدن ادامه » در گذشته جلوه ای محدود به گروه هایی خاص داشت، امروزه از هنر به گفته والتر بنیامین، «هاله زدایی» یا «تقدس زدایی» شده و به «امری عمومی» تبدیل شده است. رسانه هایی درباره اهمیت هنرها از اصطلاح «استقبال بیشتر مردمی» بهره می گیرند بنابراین ارزش هنری مانند دیگر ارزش ها به ارزش اقتصادی پیوند سفت و محکمی خورده است. با این حساب اندیشیدن به هرنوع «سزاواری» (Priority) تبدیل به امری محال شده است. اما اغلب هنرهای سزاوار در سینما هم از طریق جشنواره های اروپامحوری چون «کن»، «برلین» و «ونیز» مشخص می شود. با این تفاسیر، سینمای کمال تبریزی در کجا ایستاده است؟ این سینما با عبور از خط قرمزهای (دستوری) و تلاش در جلب توجه به نوعی یک «ماشین توخالی» است. این اصطلاح لئون تروستکی است. این ماشین تو خالی تلاش می کند ذهن و جسم شما را چند ساعتی اسیر کند. بعد مانند سردردی کوتاه از دست آن خلاص می شوید. کلیت این سینما چنین است. آقای تبریزی اخیرا در یکی از مصاحبه های خود گفته است: «در کشور ما وقتی بخواهیم کمی ماجرا را تغییر دهیم و در حوزه تکنیکی و اجرایی قوی تر عمل کنیم با اعتراض رو به رو می شویم.» جالب است که مجله «کایه دو سینما» نقد مورد توجهی درباره ارزش میزانسن چاپ کرده است. در بخشی از این نقد آمده است: ««همان گونه که «اندیشه های یک نقاش را نباید از اهداف او جدا دانست» (جمله مشهور ماتیس)، بنابراین اندیشه یک فیلمساز نیز از طریق میزانسن او ظاهر می شود. آنچه در فیلم اهمیت دارد، همان تلاش برای دستیابی به نظم، هارمونی، ترکیب بندی، قرارگیری هنرپیشه ها و اشیا، حرکات در درون کادر، ثبت و ضبط یک حرکت یا نگاه و به طور خلاصه، همان عملکرد فکری است که نوعی عاطفه مقدماتی و اندیشه ای کلی را به اثر الصاق می کند. میزانسن همان تکنیکی است که هر مولف ابداع می کند تا خود را ظاهر و خاص بودگی اثرش را تثبیت کند.» حالا این دو جمله را با هم مقایسه کنیم تمام داستان سینمای تبریزی دست ما می آید. هربرت مارکوزه چند قالب را برای زیبایی شناسی تدوین می کند: «1- میان هنر و مناسبات مادی، میان هنر و تمامی مناسبات تولید رابطه ای مشخص وجود دارد؛ 2- میان هنر و طبقه اجتماعی رابطه معینی وجود دارد؛ در نتیجه عامل سیاسی و عنصر زیباشناختی محتوای انقلابی و کیفیت هنر با هم تلاقی می کنند؛ 3- نویسنده موظف به بیان و اعلام منافع و نیازهای طبقه رو به پیش است؛ 4-یک طبقه رو به زوال یا نمایندگان آن قادر به تولید چیزی جز هنر «منحط» نیستند؛ 5- مقصود از واقع گرایی (رئالیسم) به هر معنا، آن شکل هنری است که ناظر بر روابط اجتماعی به بهترین وجه است و از این رو شکل هنری صحیح است. آیا سینمای کمال تبریزی از «طبقه تن آسا»یی نمی آید که انواع رانت را دارد و امروز از نظر فکری رو به زوال رفته است؟ آیا سینمای تبریزی نیازهای «طبقه الیت» خاصی را بر طرف نمی کند؟ آیا این طبقه به سراغ ساخت فیلم های آبگوشتی نرفته است؟ پاسخ نگارنده به تمام این پرسش ها مثبت است.

http://www.magiran.com/npview.asp?ID=3919026
محمد کارآمد این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اکران فیلم افشین هاشمی | عکس
» اکران فیلم افشین هاشمی
... دیدن متن »

اکرانِ «صدای آهسته» در مرداد
دومین فیلمِ افشین هاشمی با نامِ «صدای آهسته» پس از سه سال، در گروهِ هنر و تجربه به نمایش درمی‌آید. افشین هاشمی این فیلم را سال ۹۴ پس از «خسته نباشید!» بار دیگر با نوشته‌ای از محمد رضایی‌راد در نیویورک ساخت و تاکنون در نمایش‌های بین‌المللیِ خود جوایز بهترین فیلمِ تجربی، بهترین فیلمِ آوانگارد، بهترین فیلمبرداری و... را از جشنواره‌های مختلف دریافت کرده است.
منوروا سلزا، جورجیا وارنر، جو پلیستر، کیت موئت به همراهِ دو بازیگرِ ایرانی - اشکان خطیبی و مارتین شمعون‌پور - در این فیلم حضور دارند. برنا جعفری به عنوانِ مدیر فیلمبرداری و عاطفه نوری با عنوانِ مشاورِ امورِ بازیگران و طرّاحِ لباس همراهِ کارگردان بوده‌اند. تدوینِ صدای فیلم با سعید بجنوردی و طرّاحی و هم‌آمیزیِ صداها بر عهده‌ی بهمن اردلان بوده و موسیقیِ فیلم را اسکایلار دی‌کلِهِر ساخته است.
«صدای آهسته» که نگاهی فلسفی به تغییر جنسیت دارد، مردادماه در گروه سینماهای هنروتجربه به نمایش در می‌آید.

رضا بهکام این را خواند
محمد لهاک (آقای سوبژه) و pegah sh این را دوست دارند
هستیم بر آن عهد که بستیم
۲۴ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فرصتی برای تماشای مستند دیدنی «باد صبا» در باشگاه «هنر و تجربه» | عکس
» فرصتی برای تماشای مستند دیدنی «باد صبا» در باشگاه «هنر و تجربه»
... دیدن متن »

دومین برنامه نمایش «تابستانه» باشگاه «هنروتجربه» به نمایش مستند دیدنی «باد صبا» اختصاص یافت. 
به گزارش روابط عمومی موسسه سینمایی «هنر و تجربه»، برنامه«تابستانه» باشگاه فیلم هنروتجربه از چهارشنبه هفته گذشته (۱۹ تیر) با نمایش فیلم پشت صحنه «گاو» آغاز به کار کرد و حال در دومین برنامه خود نسخه‌ ترمیم‌شده‌ مستند «باد صبا» را روز چهارشنبه ۲۶ تیرماه ساعت ۲۰ در سالن شماره‌ پنج پردیس سینمایی چارسو به نمایش درمی‌آورد. این مستند همین روز ساعت ۲۰ در مجموعه سینمایی شهر آفتاب شیراز و ساعت ۱۹ در سیتی‌سنتر اصفهان نمایش داده می‌شود.
نکته قابل توجه برای علاقمندان به سینما این است که امکان تماشای این فیلم در قالب اکران عمومی فراهم نیست و برنامه های سینماتک، جشنواره ها و باشگاه «هنر و تجربه» تنها فرصت دیدن اینگونه آثار است.
مستند ۷۰ دقیقه‌ای «باد صبا» در سال ۱۹۶۹ به سفارش وزارت فرهنگ و هنر، توسط آلبر لاموریس فیلمساز شهیر فرانسوی درباره‌ ایران و مردم ایران ساخته شده است. منوچهر انور روایت فیلم را بعهده دارد و در آن از موسیقی حسین دهلوی و ابوالحسن صبا استفاده شده‎است. 
این مستند که بیشترین صحنه‌هایش با بالگرد تصویربرداری شده، در سال ۱۹۷۸ نامزد جایزه اسکار بهترین مستند شد. دولت وقت ایران که متوقع بود فیلمساز فرانسوی به ایرانِ صنعتی بیش از ایران سنتی بپردازد، پس از پایان فیلمبرداری از لاموریس خواست نشانه‌های توسعه‌یافتگی ایران را نیز با برداشتن فیلم از سد کرج، در «باد صبا» بگنجاند اما بالگرد گروه هنگام فیلمبرداری در سد کرج سقوط کرد و این حادثه به مرگ آلبرت لاموریس منجر شد.
در دومین برنامه «تابستانه» باشگاه «هنروتجربه»، مهرداد فراهانی مدرس، پژوهشگر و منتقد سینمای مستند به نقد و بررسی مستند «باد صبا» که به همت فیلمخانه‌ ملی بازسازی شده است، می‌پردازد. همچنین فیلمخانه ملی در برپایی این برنامه مشارکت دارد.
ورود برای علاقه‌مندان به این برنامه آزاد و رایگان است اما با توجه به محدودیت سالن نمایش متقاضیان می‎توانند یک ساعت زودتر از محل گیشه، بلیت دریافت کنند.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
 دومین جایزه آکادمی سینماسینما برگزار می‌شود | عکس
» دومین جایزه آکادمی سینماسینما برگزار می‌شود
... دیدن متن »

 

زمان و مکان برگزاری آئین پایانی دومین جایزه آکادمی سینماسینما اعلام شد.
به گزارش روابط عمومی جایزه آکادمی سینماسینما، آئین پایانی دومین دوره جایزه این آکادمی روز شنبه 19 مرداد در هتل اسپیناس خلیج فارس(بلوار کشاورز) برگزار می‌شود.
در این مراسم، نامزدهای جایزه، اعضای آکادمی، جمعی از سینماگران و اهالی رسانه حضور خواهند داشت.
امسال نیز کیانوش عیاری رئیس آکادمی است و کیوان کثیریان دبیری جایزه را بر عهده دارد.
نخستین دوره جایزه آکادمی سینماسینما شهریورماه سال گذشته در هتل انقلاب تهران برگزار شد.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اعضای هیات مدیره انجمن صنفی منتقدان و نویسندگان آثار سینمایی انتخاب شدند | عکس
» اعضای هیات مدیره انجمن صنفی منتقدان و نویسندگان آثار سینمایی انتخاب شدند
... دیدن متن »

 

مجمع عمومی انجمن صنفی منتقدان و نویسندگان آثار سینمایی روز شنبه ٢٢ تیرماه ساعت ١٤ با حضور محمدرضا مویینی نماینده خانه سینما و محمود کلاته نماینده وزارت تعاون،کار و رفاه اجتماعی در محل سالن سیف الله داد خانه سینما و با دستور جلسه زیر برگزار شد:
١-تصویب اساسنامه
٢-برگزاری انتخاب اعضای هیات مدیره و بازرس
در این مجمع پس از تصویب کلیات  اساسنامه و اعمال تغییرات پیشنهادی برخی موارد و بندهای آن انتخابات هیات مدیره وبازرس با نتایج زیر برگزار شد و از مجموع ٧٢ رای ریخته شده به صندوق ،  جعفر گودرزی بیشترین آراء را کسب کرد و اعضای هیات مدیره  انجمن به شرح زیر انتخاب و معرفی شدند:
١-جعفر گودرزی   ٥٠ رای
٢-جواد طوسی ٤٥ رای
٣-خسرو دهقان  ٣٣ رای
٤-علی علایی ٢٩ رای
٥-سپیده ابرآویز ٢٧ رای
اعضای علی البدل هیات مدیره:
١-رضا درستکار ۲۴ رای
٢-الهام حسامی۲۴ رای
بازرس اصلی:
کامران ملکی با ٤٦ رای
علی البدل بازرس:
لاله عالم با  ٥ رای
هیات رییسه مجمع عمومی عبارت بودند از:
رییس: علیرضا غفاری
نایب رییس :مازیار فکری ارشاد
منشی:سید رضا تقوی
ناظران:مازیار شیخ محبوبی و فریبا اشویی
جلسه مجمع عمومی پس از چهار ساعت در ساعت ١٨به پایان رسید.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آثار منتخب سومین دوره‌ی جشنواره‌ی فیلم کوتاه موج معرفی شدند | عکس
» آثار منتخب سومین دوره‌ی جشنواره‌ی فیلم کوتاه موج معرفی شدند
... دیدن متن »

به گزارش روابط عمومی سومین جشنواره‌ی فیلم کوتاه موج، «ابراهیم حصاری» دبیر جشنواره آثار منتخب تمام بخش‌های این رویداد سینمایی را معرفی کرد.
«ابراهیم حصاری» دبیر سومین جشنواره‌ی فیلم کوتاه موج اعلام کرد که دبیرخانه‌ی این جشنواره در مجموع 1500 اثر در حوزه‌ی فیلم کوتاه و فیلمنامه دریافت داشته است که در نهایت پس از بررسی هیات‌های محترم انتخاب، 5۹ اثر در "بخش فیلم" (با موضوعات سفر و گردشگری، نگاه ویژه دریا و فیلمسازان جزیره‌ی کیش) و 10 اثر در "بخش فیلمنامه" منتخب شده‌اند که نام تمامی آثار به شرح زیر می‌باشد:
• بخش فیلم 
الف: سفر و گردشگری
1. بازگشت (شهریار پورسیدیان)
2. سایه فیل (آرمان خوانساریان)
3. جذر بیست سالگی (رقیه توکلی)
4. آر یو والیبال؟ (محمد بخشى)
5. گوشه‌ها و زاویه‌ها (مجتبی حیدری - جبار اجاقلو)
6. بایرن مونیخ (نگین امین زاده)
7. لکه (شورش وکیلی)
8. لووپ (امید صفایی)
9. دریای تلخ (فاطمه احمدی)
10. خوابگردها (پویا نبی)
11.  اس (حامداصلانی)
12. کاور (وحید الوندی فر)
13. من زالم (هومن نادری)
14. حیوان (بهرام ارک و بهمن ارک)
15. سالمون (افشین اخلاقی)
16. تو هنوز اینجایی (کتایون پرمر، محمد روحبخش)
17. تاسیان (آلاله ایزدی)
18. مانیکور (آرمان فیاض)
19. جل (اصغربشارتی - مسعود میرزایی)
20. من‌ باید پرواز کنم (غزاله رضوی)
21. رویای آهنی (یاسر طالبی)
22. خاطرات یک بالکن (مجتبی محمودی)
23. عاشقانه‌ای برای یک دوست (حسین نارمنجی)
24. 330 سی سی خاطره (الهام معروفی)
25. بی بی ام و (اکبر کشتکار)
26. الموت (پژمان مظاهری پور)
27. آنسوی حصار (آرمان قلی پور دشتکی)
28. آشنگ (محمد صادق اسماعیلی)
29. بی‌سرزمین تر از باد (غلامرضا جعفری)
30. بهای خون (مرجان خسروی)
31. دشت بهار (محمد کریمی)
32. آب سوخته (مرتضی مطوری)
33. جوکر (سجاد ایمانی)
34. داستان عروسک‌ها (سیدمصطفی فخاری نیری)
35. گامی برای رفتن (ریبوار محمودپور)
36. کا برات (برهان احمدی)
ب: نگاه ویژه دریا
1. تراگودیا (مهدی تنگستانی)
2. پلاستیک (اصغربشارتی)
3. اهل آب (آزاده بیزارگیتی)
4. بخت سپید (رضا محمدپور)
5. هینی مینی (دلاور دوستانیان)
6. من می‌مانم (فاطمه مرزبانی)
7. داستان ناخداخورشید (محمد عارفی نیا)
8. لوتوس (محمدرضا وطن دوست)
9. زیستن (پیام شادنیا)
10. شکار (مسعود کازرونی)
11. هیولای بادگیر (حسن توکلی)
12. آنسوی دریاچه (عماد خدابخش)
13. پسر دریا (عباس جلالی یکتا)
14. عروس دریایی (مهدی بوستانی شهربابکی)
15.لِیدی (نفیسه زارع)
16.هیچ چیز مهم نیست (شقایق جهانداری)
17. زونا (طوفان نهان قدرتی)
18. دریا موج موج می‌لرزد (امیر غلامی)
19. دریای ما (مریم رحیمی)
ج) فیلمسازان جزیره کیش
1. دولتخانه (مجید سلیمی- مهساطبیب)
2. هول (حمید صادقپور)
3. درخت (سید مجید احمدی طارمی)
4. گورستان خیس (مریم یاوری)
• بخش فیلمنامه:
1. کیمیا (نازنین مصطفوی)، 
2. شنای بانوان (مریم منصوری)
3. ویلا پنجاه (محسن نجفی مهری)
4. سیب‌های وحشی (محمد اسماعیلی)
5. چشم (سامان صباغ پور)
6. بی‌وطن (مازیار تهرانی)
7. فُگرات (ضیاء حاتمی)
8. پیله‌ی حباب (مریم یاوری- سعید محسنی)
9. سالمون (اشکان چاوشی)
10. کوسه‌ها (حمید صادقپور)
شایان ذکر است که در بخش فیلمنامه «محمدرضا گوهری»، «احسان عبدی پور» و «فرنوش صمدی» و در بخش فیلم «ناصر ضمیری»، «سالم صلواتی»، «بهتاش صناعی‌ها»، «هادی آفریده» و «محمد حمزه‌ای» به عنوان اعضای هیات انتخاب وظیفه‌ی انتخاب آثار را بر عهده داشته‌اند. 
همچنین لازم به ذکر است که دعوت از پذیرفته‌شدگان بخش‌های مختلف متعاقبا از طریق دبیرخانه‌‌ی جشنواره اعلام خواهد شد. سومین دوره‌ی جشنواره‌ی فیلم موج از تاریخ 5 تا 7 شهریورماه 1398 در جزیره‌ی زیبای کیش برگزار می‌گردد.

محمد لهاک (آقای سوبژه) این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کارگردان «بی وزنی»، تهیه کننده شد | عکس
» کارگردان «بی وزنی»، تهیه کننده شد
... دیدن متن »

پروانه ساخت فیلم بلند ویدویی «پسر» به نویسندگى و کارگردانى نوشین معراجى و تهیه کنندگى مهدى فرد قادرى صادر شد.
به گزارش مشاور رسانه اى پروژه، پروانه ساخت فیلم بلند ویدئویى «پسر» که کارگردانى و نویسندگى آن به عهده نوشین معراجى است و مهدى فرد قادرى تهیه کنندگى آن را بر عهده دارد، صادر شده و پیش تولید و انتخاب عوامل پشت دوربین و بازیگران «پسر»، در روزهاى آینده آغاز خواهد شد.
«پسر» یک درام اجتماعى با نگاه متفاوت است که داستان آن در لوکیشن هاى تهران روایت خواهد شد.
«پسر» اولین فیلم بلند نوشین معراجی خواهد بود که پیش از این در عرصه فیلم کوتاه فعالیت داشته است ، همچنین مهدی فرد قادری این روزها در انتظار دریافت پروانه نمایش جدیدترین فیلم خود «بی وزنی» است.

محمد لهاک (آقای سوبژه) این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ساخت فیلم جدید سید هادی محقق به زودی آغاز می‌شود | عکس
» ساخت فیلم جدید سید هادی محقق به زودی آغاز می‌شود
... دیدن متن »

فیلم جدید سید هادی محقق با نام موقت «نسیمی که از هر طرف می‌وزد» به تهیه‌کنندگی سید رضا محقق و برنامه‌ریزی و دستیار کارگردانی سید امیر مهدی نوری سوق جلوی دوربین خواهد رفت.
به گزارش مشاور رسانه‌ای پروژه «نسیمی که از هر طرف می‌وزد»، این فیلم که مضمونی عرفانی دارد، هم اکنون در مرحله پیش تولید و انتخاب بازیگر است و قرار است از چهره‌های شناخته شده برای نقش‌های اصلی آن استفاده شود.
سید هادی محقق در سال ۱۳۵۷ در دهدشت ایران متولد شد و در رشتهٔ مکانیک خودرو تحصیل کرد.
او فعالیت هنری خود را در سال ۱۹۹۰ به عنوان بازیگر و کارگردان تئاتر و در سال ۲۰۰۰ به عنوان بازیگر، طراح و دستیار کارگردان تلویزیون آغاز کرد.
محقق در سال ۲۰۱۰ شروع به ساخت فیلم‌هایی برای تلویزیون کرد، در سال ۲۰۱۳ اولین فیلم بلند خود با عنوان «او خوب سنگ می‌زند» را ساخت که برنده جایزه بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه غیراقتباسی از جشنوارهٔ بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان اصفهان شد.
دومین فیلم بلند او با نام «ممیرو» جوایز بسیاری را در جشنواره‌های فیلم داخلی و خارجی به دست آورد.
سیدرضا محقق تهیه‌کننده سینما نیز پیش از این تهیه‌کنندگی آثاری همچون «او خوب سنگ می‌زند»(بردو)، «ممیرو»، «ایرو»، «برادران سرزمین من» و «نگاهی به آسمان» را بر عهده داشته و موفق به کسب جوایزی از جشنواره‌های بین‌المللی سراسر جهان شده است که از آن جمله می‌توان به جایزهٔ فیپرشی و جریان‌های نو در بیستمین جشنواره فیلم پوسان، زردآلوی نقره‌ای بهترین فیلم بلند و جایزه هیئت داوران کلیسای جهانی در  سیزدهمین جشنوارهٔ بین‌المللی فیلم زردآلوی طلایی ایروان و همچنین جایزهٔ نتپک در چهارمین جشنواره فیلم کشورهای آسیا پاسفیک برای فیلم «ممیرو» اشاره کرد.

 

محمد لهاک (آقای سوبژه) این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دومین دوره ی کارگاه‌های یک روزه ی سینما و تئاتر توسط مؤسسه ی افرامانا برگزار می شود | عکس
با حضور علی رضا غفاری، دکتر بهروز محمودی بختیاری، حسین مهکام، منیره ملکی، دکتر مهناز اسماعیلی و سالوادور پاسارو:
» دومین دوره ی کارگاه‌های یک روزه ی سینما و تئاتر توسط مؤسسه ی افرامانا برگزار می شود
... دیدن متن »

دومین دوره ی کارگاه های یک روزه ی مؤسسه ی افرامانا در شش رشته ی سینما و تئاتر در مرداد ماه ۱۳۹۸برگزار می -شود.
به گزارش روابط عمومی مؤسسه ی فرهنگی هنری افرامانا، در کارگاه‌های تخصصی یک روزه ی سینما و تئاتر این دوره که از ۸ تا ۱۹ مردادماه ۱۳۹۸ در شش رشته ی سینما و تئاتر برگزار می‌شود، شش مدرس تئاتر و سینما، شش عنوان کارگاه تخصصی را با عناوین فن بیان: درست حرف بزنیم، ترجمه ی نمایشنامه، آشنایی با طراحی صحنه ی مجازی، آشنایی با آشنایی با تکنیک های پارچه سازی در طراحی لباس، فیلم نامه نویسی: چالش هایش یک فیلم نامه نویس در مواجهه با صفحه ی سفید، کارگردانی: چالش های یک کارگردان سینما چند ساعت پیش از کلید زدن فیلم تدریس می کنند.
بر اساس این گزارش‌، در این کارگاه های تخصصی، دکتر مهناز اسماعیلی و سالوادور پاسارو، آشنایی با طراحی صحنه ی مجازی، علی رضا غفاری، فن بیان: درست حرف بزنیم، دکتر بهروز محمودی بختیاری، ترجمه ی نمایش نامه، منیره ملکی، آشنایی با تکنیک های پارچه سازی در طراحی لباس، حسین مهکام دو کارگاه فیلم نامه نویسی: چالش هایش یک فیلم نامه نویس در مواجهه با صفحه ی سفید و کارگردانی: چالش های یک کارگردان سینما چند ساعت پیش از کلید زدن فیلم را به هنرجویان آموزش می ‌دهند.
دومین دوره‌ی کارگاه های کوتاه مدت سینما و تئاتر موسسه ی افرامانا در هفته های دوم و‌ سوم مردادماه ۱۳۹۸ توسط مؤسسه ی فرهنگی هنری افرامانا برگزار ‌می ‌شود.
علاقه ‌مندان برای شرکت و ثبت نام در نخستین دوره‌ ی کارگاه‌های تخصصی و آموزشی این مؤسسه می ‌توانند با شماره تلفن های ۶۶۴۸۲۷۳۴ و ۰۹۱۲۵۶۳۲۶۵۹ تماس بگیرند.

 


روابط عمومی مؤسسه ی فرهنگی هنری افرامانا
۹۸/۴/۲4
@aframanaa

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آلبوم
از فیلم رضا i
محمد عسگری، Samira، امیر مسعود، سایه *، محمد لهاک (آقای سوبژه) و امیر عسگرزاده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیرین
درباره فیلم سرخپوست i
وقتی رئیس زندان فهمید سرخپوست کجاست و بااون عجله اومد دنبالش و بعد اون پایان بندی رقم خورد احساس کردم فقط برا این با این عجله اومد دنبالش که ساک سرخپوست رو که جا گذاشته بود بهش برسونه که بدون ساک نره :-) اینجوری حداقل پایان بندی برام قابل باورتر میشه! این پایان بندی می تونست با دفاع رئیس زندان از سرخپوست در دادگاه خیلی بهتر انجام بشه.
پایان فیلم در واقع یه جورایی شخصی هست. یک جور رو کم کنی بین رئیس زندان و سرخپوست. دیگه مهم اجرای قانون نیست. شاید رئیس زندان تصمیم خودش رو از مدتها قبل گرفته. اما فقط می خواد به سرخپوست نشون بده که بالاخره من پیدات کردم، حالا آزادی برو.
۲۵ تیر
دیگه بدتر. یک ساعت ونیم فیلم دیدیم که شاهد کل کل این دو نفر باشیم؟ خیر.ما می خواستیم روند تحول رئیس زندان رو ببینیم که این روند خوب به تصویر کشیده نشد تا پایان هم باورپذیرتر باشه. برای مثال در فیلم این چندمرد خوب وکیل مدافعی که سرنوشت موکلش براش اصلا مهم ... دیدن ادامه » نیست و یک آدم بی خیال و خوش گذرونه در طول فیلم روندی رو طی می کنه که برای دفاع از موکلینش حتی آینده شغلی خودش رو به خطر می ندازه وما این روند رو می بینیم. چی میشد اگر رئیس زندان هم برای اثبات بی گناهی سرخپوست در دادگاه تلاش می کرد؟ بله دو هفته بعد اعدامش بود. ولی می تونستند فیلم رو با این شروع کنند که هنوز نتیجه دادگاه تجدیدنظر نیومده باشه
۲۵ تیر
با شما موافقم.
بزرگترین ایراد این فیلم عقیم ماندن خط تحول شخصیت و تغییرش بود. برای همین هم تصمیم نهایی شخصیت که نقطه اوج فیلمنامه بود نه تنها منطقی نبود که قابل باور و جذاب هم نبود.
۲۵ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیرین
درباره فیلم سرخپوست i
هیاهوی بسیار برای هیچ ! قبل از دیدن این فیلم تعریف های زیادی ازش شنیده بودم.افرادی که از این فیلم به عنوان شاهکار سینمای ایران نام می بردند.و یا حتی بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران! خب با این پیش فرض به تماشا نشستم.واقعا از اینهمه تحسین و شگفتی بیش از حد مخاطبان تعجب کردم. در کل فیلم متوسطی بود.اول اینکه باید بخش فیلم برداری رو از انتقاداتم خارج کنم. تعریف های بیش از حد از این فیلم نشون میده چقدر یک فیلم برداری خیلی خوب می تونه رو خیلی از مخاطب ها تأثیر بذاره که سایر ایرادها رو نبینه.کاملا قبول دارم که فیلم محبوب شخص خود من در بین فیلم های جشنواره(یعنی شبی که ماه کامل شد) در فیلم برداری واقعا خیلی ضعیف عمل کرده بود و خب اینجا تفاوت بین این دو فیلم برداری کاملا مشهود بود.اما جدا از فیلم برداری ما با یک فیلمنامه ... دیدن ادامه » خیلی ضعیف در سرخپوست مواجهیم. مطمئنم اگر شخصیت پردازی کمی بهتر انجام میشد اون پایان بندی هم برای مخاطب قابل باورتر بود.ولی الان ما احساس می کنیم با یک پایان بندی هندی مواجهیم.ما نه چیزی از شخصیت رئیس زندان می دونیم نه مددکار نه سرخپوست و نه زن سرخپوست.شاید تنها چیزی که از رئیس زندان می دونیم اینه که ترفیع و شغلش براش خیلی مهمه.که با پایان فیلم کاملا متناقضه.پس کاملا مشخصه که اون پایان بندی برامون مضحک باشه.نگید تحول شخصیت به خاطر عشق به مددکار که اون خودش یکی از بخش های داستانه که اصلا در نیومده.دوستی گفته بود اصرار کارگردانان به جمع کردن فیلم در مدت زمان کوتاه برای به دست آوردن دل آن دسته از مخاطبان کم حوصله باعث میشه که تو فیلم شخصیت پردازی نداشته باشیم که کاملا موافقم.کاش نویسنده فیلمنامه سرخپوست قبل از نهایی کردن فیلمنامه اش یک بار دیگر فیلم رستگاری در شاوشنک و یا مسیر سبز رو میدید تا نحوه برخورد قابل درک رئیس های زندان آن فیلم ها رو با نحوه برخورد غیرقابل درک رئیس زندان فیلم خودش مقایسه می کرد. بازی ها همه خوب بود.فقط با بازی پریناز ایزدیار نتونستم ارتباط برقرار کنم.تجربه نشون میده پریناز ایزدیار بازی های در نقش منفی رو خیلی خوب در میاره.ولی در سایر نقش ها ناموفقه.در کل اگر بخوام بین فیلم های مهم جشنواره سال گذشته رتبه بندی کنم فیلم مورد علاقه من اول شبی که ماه کامل شد وسپس سرخپوست و بعد غلامرضا تختیه.البته که همه این فیلم ها دارای ایرادهای زیادی هستند.متری شیش و نیم رو هم کلا نپسندیدم.باقی فیلم های جشنواره رو هم هنوز ندیدم.
رضا بهکام
درباره فیلم سرخپوست i
شخصیت پردازی قهرمان داستان به گونه ای پیش می رود که در پایان آنچه که رخ می دهد صرفاً یک شوخی است! واقعاً این پایان بندی در حد این فیلم با این میزانسنهای دقیق و تصویربرداری جناب بهمنش بود!؟
حیف این لوکشین نبود که با خرده روایتهای خامی مثل زن شخص فراری و یا هم روستایی او اینچنین نچسب به قصه دوخته شده بود!؟
آیا واقعاً خانم مددکار زندان تا این حد می تواند بی منطق و از روی احساس غیر حرفه ای در نقش ناجی زندانی فراری قصه خط روایت را مخدوش کند!!؟
به قول تارانتینو ٢ چیز راه نجات یک فیلمنامه است : اول: باور پذیر بودن و دوم: جذاب بودن که سرخپوست نتوانسته در روایت داستان باورپذیر باشد اگر چه که موقعیت خاص لوکیشن و تعلیق هایش ، تصویربرداری ناب ، تدوین خوب و البته بازی درخشان نوید محمد زاده صرفاً مانند ابری سیاه و هولناک بر جذابیتهای فیلم می افزاید.
در حیرتم که ... دیدن ادامه » چرا یک مشاور فیلمنامه ای در بین نبوده تا موارد مذکور که بخش بزرگی از پاشنه آشیل فیلم است را گوشزد کند...شگفتا!!
نرگس
درباره مستند در جستجوی فریده i
فکر نمیکردم یه مستند انقدر بتونه اشک من رو در بیاره...
هیچوقت نفهمیدم کی و کجا عاشق این خاک شدم و مهاجرت کردن شد کابوس زندگیم.این فیلم حس تعلق رو به خوبی بیان کرد.حسی که برای توضیح دادنش کلمات نمیتونن کمکی کنن.واقعا زیبا ساخته شده بود و تاثیرگذار
یکی از بدترین فیلمایی که توی سینما دیدم
واقعا نمیفهمیدم یعنی چی ؟ هدف چیه بابا ، که چی
دیگه گذشت دوره این فیلمایی که زن بد با یه مرد خوب متحول بشه.آدم بشه و چه میدونم ازین حرفا....
نه طنز بود نه اجتماعی بود
واقعا نمیدونم اسمشو چی بذارم
از بازیگرایی مثل خانم مقدمی تعجب کردم جداااااا
آخه جای شماها واقعا توی این فیلما نیست
امیر مسعود، iamnegin@ و سپیده این را خواندند
الیاس نوبری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید