تیوال سینما
S2 : 03:47:05
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
مهرداد عباس‌پور-کافه سینما-یادداشت رسیده: «عصر جمعه به مجتمع تجاری کورش می‌روم، برای جشن امضای کتاب‌های عادل فردوسی پور. مراسمی از طرف نشر چشمه برای کمک به سیل زدگان . مراسمی گرم و خوب با حضور گسترده هواداران. زن و مرد، جوان و نوجوان و حتی آدم‌های پا به سن گذاشته و کودکانی به همراه والدین! نکته جالب حضور این جمعیت، جدا از نیت آن یعنی "کمک به سیل‌زدگان" ، شاید حمایتی ملموس و مستقیم باشد از بانی و سازنده برنامه‌ی تلویزیونی محبوب "نود"، پس از به محاق رفتن و اعلام پایان آن از سوی مدیران تلویزیون دولتی ایران.
از امضا گرفتن هیچوقت خوشم نمی‌آمد. حتی امضا گرفتن از فیلم‌سازان پا به سن گذاشته‌ی محبوبم. با این‌حال، جدا از نیت برگزاری مراسم و بانی بودن نشر چشمه، دیدار با عادل فردوسی‌پورِ "پَسا نود" و مواجهه‌ی او با مردم و هواداران‌اش _هرچند غالبن از قشر و طبقه متوسط هستند_ برایم جالب است.
ازدیاد جمعیت در راهروی طبقه‌ی پنجم مجتمع آنقدر زیاد است که تراکم و هیاهوی آن کم‌کم آزاردهنده می‌شود. به اجبار مجبور ‌می‌شویم مدتی در صف منتهی به کتابفروشی چشمه منتظر بمانیم. صف آرام آرام به جلو خیز برمی‌دارد و عادل با صبر و خوشرویی کتاب‌های هواداران را امضا می‌کند. اما هیاهو و ناشکیبایی جمعیت بیشتر می‌شود. مردم آرام و قرار ندارند و هر از گاهی با فریاد زدن نام "عادل فردوسی‌پور" به او ابراز محبت و از حمایت می‌کنند. عادل سعی در آرام کردن جمعیت دارد اما دیگر صدا به صدا نمی‌رسد. از طرف نگهبانی مجتمع بلندگویی در اختیار فردوسی‌پور قرار می‌گیرد. فردوسی‌پور از جمعیت حاضر می‌خواهد که نظم را رعایت کند و وعده می‌دهد که تا زمان امضا کردن همه‌ی کتاب‌ها آن‌جا می‌ماند و با شوخی ادامه می‌دهد که اگر نظم را رعایت نکنند خودش را از طبقه‌ی پنجم پرت می‌کند پایین.
نکته جالب اما از جایی شروع ‌می‌شود که به یکباره مردم شروع به سر دادن شعار بر علیه علی فروغی، مدیر شبکه سوم سیما _مهم‌ترین دشمن فردوسی‌پور_ می‌کنند. با سر دادن شعار "فروغی حیا کن، شبکه رو رها کن" ؛ یکباره فردوسی‌پور سراسیمه از جا بلند و میکروفن را بدست می‌گیرد و در اقدامی کاملن محافظه‌کارانه از مردم می‌خواهد "شعار سیاسی اصلن ندید چون کمکی به هیچکس نمی‌کنه و اوضاع رو بدتر می‌کنه". و فردوسی‌پور دوباره از مردم تشکر می‌کند و مصرانه می‌خواهد که نظم را رعایت کنند.
کتاب "هنر خوب زندگی کردن" در دستانم است. تازه خریده‌ام و هنوز نخواندم‌اش. چیزی تا رسیدن سر میزی که عادل پشت آن کتاب امضا می‌زند نمانده. دارم در ذهن مرور می‌کنم در اندک لحظه مواجهه با فردوسی چه می‌شود به او گفت؟! چه سوالی می‌شود پرسید و یا اینکه اصلن قید این مواجهه را زدن و از آنجا رفتن بهتر نیست؟! شاید خوب میشد از او که خودش فیلم‌بین حرفه‌ایست و پای ثابت حضور در جشنواره‌های فیلم فجر، پرسید:
آیا 'پیشنهادی بهت دادن که نتوستی ردش کنی؟!'
یا اینکه همراهِ مدیران به این نتیجه رسیدین که 'یه پایان تلخ، بهتر از تلخیِ بی‌پایانه؟!'
یا نه، اصلن به سبک فیلم‌های فرهادی تصمیم گرفتند "نود" رو با یه "پایان باز" تمام کنند؟!
به خودم که می‌آیم، دیگر نزدیک عادل رسیده‌ام. بازار عکس و سلفی گرفتن و ابراز هیجان، حسابی داغ است. صفحه‌ی اول کتاب "هنر خوب زندگی کردن" را باز می‌کنم و عادل کتاب را از من می‌گیرد. خیلی روتین و با عجله امضا می‌زند که ناخودآگاه می‌پرسم:
بالاخره یه دوشنبه از راه می‌رسه که باز منتظر "نود" باشیم؟!
سریع نگاهی سرد به صورتم می‌کند و با لبخندی مصنوعی سرش را برمی‌گرداند روی کتاب و می‌پرسد:
بنویسم برای کی؟!

کتاب امضا شده در دستم است و خودم را پشت میز کافی‌شاپی در همان طبقه می‌بینم. کافی‌شاپ خلوت نیست اما من با آرامش سکوت کرده‌ام. گاهی مواجهه با بعضی آدم‌ها مرا در خودم فرو می‌برد. با مرور واکنش فردوسی‌پور به شعارهای مردم در ذهنم، دارم به این فکر می‌کنم که او، مثل عنوان کتاب‌اش؛ هنر خوب زندگی کردن را در چه چیزی می‌بیند؟! در تدبیر و مصالحه با مدیران و محافظه کاری؟! تا این حد؟! اینکه مردم با سر دادن یک شعار، رفتن یک مدیر منفور از شبکه‌‌ای مردمی (که شعارش همواره جلب رضایت مردم بوده) را طلب کنند، چرا باید تا این حد تن فردوسی‌پور را بلرزاند، در حالی که دیگر آب از سرش گذشته و او را از پایگاه‌اش -شبکه سوم سیما_ بایکوت کرده‌اند؟!
یاد کتاب خوبِ "فوتبال علیه دشمن" می‌افتم که پیشتر با ترجمه‌ی او خوانده بودم. اشاره و فکت‌های تاریخی و سیاسی اجتماعی "سایمون کوپر" نویسنده کتاب که با ذکر مثال‌های فراوان و ارجاع به اتفاق‌های تاریخی مرتبط با فوتبال، به این حقیقت انکار ناشدنی اشاره می‌کند که همواره فوتبال، پدیده‌ای فراتر از سیاست و سیاست‌کاری بوده و با ایجاد همدلی میان مردم و توده‌ها، گاهی قدرتی شگرف ایجاد می‌کند که از قدرت حاکمان و گردانندگان سیاست هم بیشتر است!
شاید ... دیدن ادامه » فردوسی‌پور به این دکترینِ سایمون کوپر دلبسته و منتظر یک معجزه است تا قدرتی که او از فوتبال بدست آورده، معجزه کند و مچ مدیران ایدئولوژیک و سیاسی صدا و سیما را بخواباند و نهایتن، مثل فینال دراماتیک ۱۹۹۹ 'منچستر-بایرمونیخ' در نیوکپ، در ثانیه‌های آخر پیروز میدان شود ؟! اما انگار فرمول عادل در واقعیت نمودی دیگر دارد.
از پشت جداره‌های شیشه‌ای کافی‌شاپ، هنوز در راه‌رو جمعیتی قابل توجه دیده می‌شوند که به سوی کتابفروشی چشمه در حال رفت و آمد هستند. سوالی مهم را در ذهن مرور می‌کنم. چرا امروز فردوسی‌پور در مقابل حمایت زنده و حضوری _و نه مجازی_ هوادارانش، آن‌ها را به سکوت دعوت می‌کند و از آنان می‌خواهد که " مشکلات‌اش را بیشتر نکنند" ؟! آیا این جمله از او، گره‌گشایی از هویت مشکل‌ کلان او با مدیران رسانه ملی نیست؟!
متاسفانه نکته‌ی تکان دهنده از تحلیل اتفاق‌های اخیر پیرامون فردوسی‌پور و به طور مشخص، برنامه "نود" آزار دهنده است.
فردوسی‌پور که به نظر می‌رسید مهمترین سرمایه و پشتوانه‌اش، محبوبیت، مقبولیت و حمایت مردمی از شخص او و برنامه‌ی تلویزیونی‌اش باشد، انگار بر پشتوانه‌ای واقعی‌تر و مهمتر تکیه زده است. او بارها و بارها امتیاز بزرگ برنامه نود را حمایت مردم و تعداد فراوان مخاطبانش عنوان می‌کرد و با یادآوری هوشمندانه آمار تعداد شرکت کنندگان میلیونی در مسابقه نظرسنجی و همچنین ارائه آماری از کل شماره‌های منحصر به فرد که در تمام این سال‌ها در نظرسنجی پیامکی او شرکت کرده بودند، همواره افتخار خود را میزان مخاطبین گسترده در سرتاسر ایران (و حتی خارج از ایران) می‌دانست.
اما گویا با یک اتفاق ساده اما بزرگ، به درک حقیقی عمیق‌تر رسیده است! از دست دادن یک حامی با نفوذ و قدیمی به نام " علی‌اصغر پورمحمدی". همشهری بامرام و پرنفوذی (در سِمتِ مدیر شبکه سوم سیما و بعد به عنوان معاون سیما) که، حتی در روزهایی که نمایندگان مجلس سعی در اعمال نفوذ و تعطیل کردن برنامه نود داشته‌اند، با کدخدا منشی به حمایت فردوسی‌پور پرداخت و به هر طریق ممکن... اجازه نداد که برنامه نود از کنداکتور شبکه سه حذف شود. با بازنشستگی پور‌محمدی و رنسانس تغییر مدیران در صدا و سیما، زنگ خطری جدی برای فردوسی‌پور به صدا در آمد. اولین اتفاق مهم، در ایام برگزاری جام جهانی ۲۰۱۸ پیش آمد و زمانی که بخاطر عدم اجازه حضور "کارلوس پویول" در ویژه برنامه‌ی متعلق به عادل فردوسی‌پور، او با قهری چندساعته مقابل "علی فروغی" مدیر جدید و ۳۰ ساله شبکه ایستاد. البته با کوتاه آمدن فردوسی‌پور ماجرا خیلی زود خاتمه یافت. هرچند طعنه‌های عادل به بانی آن اتفاق، یعنی فروغیِ جوان، چندین بار دیگر روی آنتن زنده آن برنامه ادامه پیدا کرد اما با شروع فصل جدید برنامه نود، مدیر ذی نفوذ شبکه ۳ کم‌کم ثابت کرد که در این شبکه نیز فصلی جدید از خانه تکانی‌ها در حال رخ دادن است. فردوسی‌پور، سوپراستار بی‌رقیب سالیان طولانی شبکه سوم سیما _قریب به ۲۰سال_ ، که گه‌گاه با قهر و آشتی‌هایش حرف‌اش را به کرسی می‌نشاند، شاید فراموش کرده بود این قدرت انحصاری را در نهان و پشت پرده مدیون پور‌محمدی است. ولی در آشکارا _و شاید حتی در ذهن_ پوسته‌ای مردمی به این قدرت غیر قابل انکار بخشیده بود. تا آنکه با آمدن فروغی، این هیبت پوشالی فرو ریخت تا او بیشتر به پایگاه اصلی‌اش رجوع کند و در مراسم اعلام برترین‌های برنامه‌سازی صدا و سیما در اسفند ۱۳۹۷، در میزانسنی مقابله جویانه در برابر مدیر شبکه سه، در حالی که دیگر حمایت پدرخوانده‌اش _پورمحمدی_ را از دست داده و تنها شده بود، بی‌پروا خود را "فرزند رسانه ملی" بخواند و با بغض به آن افتخار کند.
با این‌حال، "پولتیک" جدید عادل فردوسی‌پور جواب نداد و "فرزند رسانه ملی" از خانه‌اش رانده شد و برنامه‌ی نود برای همیشه به محاق رفت.
نکته جالب شاید، نگرانی مدیران رسانه‌ ملی از پایگاه مردمی فردوسی‌پور و وجهه‌ی قهرمانانه‌ی او باشد برای آیکون شدن؛ 《چیزی که حتی مدیران و سیاست گذاران سینما نیز از آن حذر دارند》 و یا برای نشان دادن اقتدار مدیریتی و آنتن ندادن به یک چهره‌ی پرطرفدار. مسائل مربوط به اپلیکیشن‌ها و اعمال نفوذ اسپانسرهای صداوسیما نیز به کنار، گویا مدیران از واقعیت یک نکته غافل‌اند! اینکه عادل فردوسی‌پور در واقعیت هیچ شباهتی به قهرمانان ندارد و با محافظه‌کاری و دوری از حمایت "پایگاه مردمی"‌اش ، هنوز دل در گرو جایی دارد که به گفته خودش "آنجا خانه‌ی اوست" و سعی دارد با بودن در نقش "فرزند خوب رسانه‌ی ملی" ، امیدها را برای بازگشت به سوی خانه، زنده نگه دارد! از جمله‌ی "شعار سیاسی اصلن ندید چون کمکی به هیچکس نمی‌کنه و اوضاع رو بدتر می‌کنه" می‌توان تعبیری غیر از این داشت؟!
عادل فردوسی‌پور باهوش است و سیاست تعادل و تعامل را خوب می‌شناسد. از طرفی در ماه‌های اخیر این حقیقت را کاملن دریافته که حتی با وجود محبوبیت رسانه‌ای، در برنامه سازی در فضای اینترنتی هیچ کامیابی ندارد. با یک بررسی ساده می‌توان متوجه شد که جدا از طبقه متوسط و مخاطبین الیت، اکثر مخاطبین برنامه نود از اقشار میانه به پایین جامعه هستند و تماشای یک برنامه طولانی و پر آیتم (هرچند جذاب)، با توجه به هزینه‌های بالای اینترنت برایشان نه به صرفه هست و نه ترغیب کننده. ضمن آنکه تجربه پیشین فردوسی‌پور در برنامه‌سازی در فضای اینترنتی و شکست محسوس آن، تکلیف او را در این حوزه روشن می‌کند. از سوی دیگر جلای وطن کردن و رفتن به آن سوی مرزها و برنامه‌سازی در شبکه‌های پرمخاطب فارسی‌زبان هم، برای برنامه‌ساز به شدت محافظه کاری چون او، دور از ذهن به نظر می‌رسد. پس کجا بهتر و امن‌تر از آنتن انحصاری و بدون رقیب تلویزیون ملی‌ (میلی؟!) و کانال ویژه و حساسِ سوم سیما وجود دارد که انگیزه‌ای قوی باشد برای، جدایی عادل از سیما ؟! فراموش نکنیم که او کارمند رسمی و حقوق‌بگیر سازمان صدا و سیما هست و هنوز راه‌هایی برای بازگشت فرزند به آغوش خانه وجود دارد!
از کافی‌شاپ که بیرون می‌زنم هنوز بازارِ امضای کتاب فردوسی‌پور برقرار است و محوطه‌ اطراف کتابفروشی چشمه شلوع است. روی پله برقی ایستاده‌ام و پایین می‌روم. چند پله پایین‌تر، پسر جوانی همراه با دختری هم سن و سال، ۵،۶ کتاب از ۳ کتاب‌ چاپ شده‌ی فردوسی‌پور را در دست دارد. سوالی که دختر با هیجان از پسر می‌پرسد متعجب‌ام می‌کند:

حالا مطمئنی اگه امضا شده‌ش رو بذاریم تو دیوار یا شیپور، با قیمت بیشتر می‌خرن؟!
پسر جواب می‌دهد:
آره بابا، امضاء آقا فردوسی‌پوره.

در مسیر رفتن به خانه، در ذهنم به جوابی برای سوال دختر فکر می‌کنم. اینکه با شرایط موجود، هنوز کسی حاضر است برای کتاب امضا شده‌ی عادل فردوسی‌پور، پولی بیشتر از قیمت کتاب بپردازد؟!
یاد کتاب "فوتبال علیه دشمن" می‌افتم و به این فکر می‌کنم که ممکن است دستِ عادل _که این روزها با یک دست پس می‌زند و با پا پیش می‌کشد_ مثل دستِ خدایِ مارادونا، علیه دشمنانش معجزه و او را در آخرِ بازی، پیروز کند؟! اصلن مارادونا با کدام دست‌اش به انگلیس گل زد؟!
یادم می‌افتد که عادل با دست راست کتاب را برایم امضا کرد. ناخودآگاه کتاب را باز می‌کنم. روی صفحه‌ی اول آن نوشته:

برای مهرداد
امضاء
عادل فردوسی پور .

#یادداشت اختصاصی برای رسانه‌ی محبوبم، کافه سینما»
بهتر از این نمیشد این مبحث رو موشکافی کرد. هنوز یادم نرفته لحظه رای دادن جناب تکرار میکنم در روستایی اطراف دماوند و یا دعوت مداوم میر شان به سکوت و رعایت کامل اصول محافظه کاری برای برگشت به دوران طلاایی گذشته و...
قهرمان باید فداکار و ازخودگذشته باشد ... دیدن ادامه » و تن به اتش بدهد تا رستگار شود و رستگار کند حاشا که مرد سیاست و تدبیر و منفعت هرگز پای بر پل لغزان نگذارد.
۰۳ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
[اعتراض یک ترانه‌سرا به محسن چاوشی: شرط کرده بودند که اسم من نباشد و او ترانه را [بی‌اطلاع من] بدون اسم من منتشر کرد!/ توضیح "کافه سینما": چاوشی که در سال‌های اخیر اغلب با "ژن‌های خوب" همکاری کرده، این ترانه را برای فیلمی در انتقاد از "ژن خوب" خوانده است!!!]

سینما دیلی گزارش داد:

- فریبا صفری نژاد سراینده ترانه «حلام کن» که در تیتراژ و تبلیغات فیلم ژن خوک استفاده شده نسبت به حذف نامش به عنوان ترانه سرا اعتراض کرد و نوشت: این ترانه را حدود ۸ سال پیش داده بودم به محسن چاوشی. هیچ خبری هم دیگر از آن نداشتم. پیگیری هم نکرده بودم. تا سه چهار پیش، اواخر پاییز ۹۴، مطلع شدم که «حلالم کن» را آقای چاوشی برای دریافت مجوز به وزارت ارشاد داده و مجوز نگرفته است.

- نوروز ۹۸ دوستی که از ماجرای مجوز نگرفتن این ترانه آگاه بود، در تماسی تلفنی مطلعم کرد ... دیدن ادامه » که «حلالم کن»، ترانه ی متن فیلم سینمایی «ژن خوک» است که این روزها در تهران اکران نوروزی دارد! من نه آن فیلم را دیده ام و نه از این که آقای چاوشی کار روی ترانه را تمام کرده و به ژن خوک داده، چیزی می دانستم. پیگیری کردم و دریافتم که «حلالم کن» را ظاهرا با این شرط که اسم من نباشد، منتشر کرده اند!

- کار درستی نکرده اند؛ هرچند از اجرای زیبای این ترانه با صدای چاوشی، مانند همه اجراهای او بسیار لذت می برم. امیدوارم محسن چاوشی اعتبار هنری و اجتماعی اش را به هیچ قیمتی به سانسورچیان نفروشد.
نکاتی جالب درباره زندگی خصوصی و کاری آلفردو جیمز پاچینو( آل پاچینو )/ از کار بعنوان دربان تا درخواست برای دستمزد هفت میلیون دلاری برای بازی در قسمت سوم فیلم "پدرخوانده"

آلفردو جیمز پاچینو متولد 25 آوریل 1940( 79 سال )در نیویورک بازیگر و تهیه کننده امریکایی است. آل پاچینو در دهه 1970 خود را بعنوان یکی از برجسته ترین بازیگران اثبات کرد. وی در کودکی صدا و بازی شخصیت هایی که در فیلم ها می دید را تقلید می کرد. در سال 1966 در کلاس بازیگری لی استراسبرگ شرکت می کرد. مدتی در نقش های مکمل به بازی پرداخت و در این مدت موفق به دریافت دو جایزه تونی شد. اولین بار در سال 1969 در فیلم Me, Natalie به ایفای نقش پرداخت. سرانجام در سال 1979 و با بازی در فیلم پدرخوانده زندگی اش برای همیشه تغییر کرد. بازی در این فیلم بود که آل پاچینو را برای اولین بار به یکی از نامزدهای مکمل جایزه اسکار تبدیل کرد. آل پاچینو تاکنون 4بار موفق به دریافت جایزه گلدن گلوب شده و پس از اینکه هشت مرتبه بعنوان بهترین بازیگر نقش اصلی در سال های 1974، 1975، 1976، 1980 و 1993 برای بازی در فیلم های "سرپیکو" ، "پدرخوانده 2"، " بعد از ظهر سگی"، " عدالت برای همه" و " بوی خوش زن" و بعنوان بهترین بازیگر نقش مکمل در سال های 1973، 1991 و 1993 برای بازی در فیلم های"پدرخوانده"، "دیک تریسی" و " گلن گری گلن راس" نامزد جایزه اسکار شود در نهایت در سال 1993 برای بازی درفیلم" بوی خوش زن" برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اصلی شد. در ادامه به 40 نکته خواندنی از وی می پردازیم.

1. آل پاچینو مدت زیادی با فقر و افسردگی دست و پنجه نرم می کرد و گاهی حتی برای رسیدن به محل آزمون بازیگری، از نزدیکانش، پول بلیت اتوبوس را قرض می کرد.

2. موهای مشکی و صدای خشنی دارد.

3. در کودکی مادر و پدرش از هم جدا شدند و آل پاچینو با مادرش( رز پاچینو )زندگی می کرد. در 22 سالگی مادرش را از دست داد.

4. آل پاچینو در اواسط دهه 1980 روزانه چهار پاکت سیگار می کشید، بعد از آن به روزانه دو پاکت سیگار کاهش پیداکرد اما در سال 1994 برای حفاظت از صدایش این عادتش را ترک کرد. اکنون به ندرت از سیگار گیاهی استفاده می کند.

5. آل پاچینو کارهای متعدد و عجیب غریبی انجام داده است، مدتی در اتاق پست مجله "کامنتری" فعالیت داشت.

6. در اوایل حرفه اش بعنوان استندآپ کمدین بازی می کرد. می گوید" به هرکی می گویم باور نمی کند".

7. ... دیدن ادامه » "سونی "اسم مستعارش در دوران کودکی بود. در اوایل حرفه اش قصد داشت تا نامش را به" سونی اسکات" تغییر دهد تا با نام " سونی " اشتباه گرفته نشود.

8. پدرش، سال پاچینو، بازیگر و مامور بیمه بود.

9. آل پاچینو یکی از معدود بازیگران هالیوودی است که هرگز ازدواج نکرده است.

10. مدتی به عنوان دربان در تالار" کارنگی "کار می کرد. می گوید: زمانی که دربان بودم و در حالیکه در آینه دیواری خودم را تحسین می کردم از کار اخراج شدم.

11. آل پاچینو از طرفداران پروپا قرص شکسپیر است و "هملت" یکی از نمایشنامه های موردعلاقه اش است.

12. تهیه کننده فیلم پدرخوانده او را " پاچینو ریز اندام" می نامید و دوست نداشت تا نقش کورلئونه را بازی کند چرا که آل پاچینو 170 سانتی متر قد داشت.

13. زمانی که در آزمون بازیگری فیلم" پدرخوانده" در استودیو حضور داشت چندین بار به وسیله مدیر آنجا رد شد اما فورد کاپولا برای داشتن او جنگید. فیلمبرداری خیلی زود انجام گرفت زیرا هردو می ترسیدند تا به وسیله مدیر استودیو اخراج شوند.

14. درباره کار با مارلون براندو در فیلم پدرخوانده گفته است: او را بسیار دوست دارم. مرد حساسی است. سختی هایی که با آن ها روبرو بودم را می دید و به خاطر دارم که یکبار پشت سرم آمد، ماساژم داد و پرسید "حالت خوب است؟"

15. آل پاچینو درباره سه گانه پدرخوانده گفته است" داستانی ترسناک، طولانی و خسته کننده "

16. برای بازی در سری سوم فیلم "پدر خوانده"، 7 میلیون دلار درخواست کرد، این کار او منجر به عصبانیت فرانسیس فورد کاپولا شد به طوریکه وی تصمیم داشت تا داستان را دوباره بنویسد و از بعد از مرگ مایکل کورلئونه آن را آغاز کند. سرانجام آل پاچینو با دستمزد 5 میلیون دلار این نقش را بازی کرد.

17. آل پاچینو: من رقاص هستم اما نمی توانستم در سریال" Dancing with the Stars "بازی کنم زیرا خجالتی هستم.

18. در سال 1989 از جین تارنت صاحب دختری به نام "جولی پاچینو "شد. دخترش تهیه کننده و نویسنده است.

19. آل پاچینو: من آدم گوشه گیری هستم، همانطور که همواره بوده ام. مردم می خواهند تا همیشه مانند یک سوپراستار بازی کنم. نمی خواستم بازیگر شوم و از آن لذت نمی برم اما باید بازی کنم و کار دیگری برایم وجود ندارد.

20. در اوایل حرفه اش با اعتیاد به الکل دست و پنجه نرم می کرد.

21. آل پاچینو از سال 1967 تا سال 1972 با جیل کلایبورگ زندگی می کرد.

22. آل پاچینو: از خدا خواستم تا به من یک دوچرخه بدهد اما خدا کارها را اینطور انجام نمی دهد. بنابراین یک دوچرخه دزدیدم و از خدا طلب بخشش کردم.

23. در سال 2001 از بورلی آنجلو صاحب دوقلو شد.

24. آل پاچینو مدتی از بی خوابی مزمن رنج می برد.

25. آل پاچینو درباره جانی دپ می گوید: که او یکی از بهترین بازیگران در بین هم نسلانش است. استعداد باورنکردنی دارد. می تواند خودش را به جای شخصیت داستان قرار دهد و براساس لازمه هر سکانس تغییر کند. این موهبتی بسیار نادر است.

26. طرفدار پروپا قرص اپرا است.

27. در فیلم "بعد از ظهر سگی" درسال 1975، آل پاچینو به همراه کریس ساراندون صحنه ای که پای تلفن بودند را بداهه گویی کردند.

28. در سال 1973 و در زمان بازی در فیلم "سرپیکو" آنقدر غرق شخصیتش شده بود که در واقعیت راننده کامیونی را دستگیر و به جرم آلودگی تهدیدش کرد.

29. آل پاچینو از سال 2009 با لوسیلا سولا رابطه عاشقانه ای دارد.

30. در سال 1979 زمانی که فورد کاپولا از او خواست تا در فیلم" اینک آخرالزمان" بازی کند، آل پاچینو درخواست او را رد کرد و گفت" هرکاری که فورد کاپولا بخواهد برایش انجام می ده بجز اینکه با وی وارد جنگ شوم."

31. احترام زیادی برای رابرت دنیرو، جانی دپ و شان پن قائل است.

32. آل پاچینو در سال 1961 به دلیل حمل سلاح مخفی دستگیر شد.

33. یکی از یازده بازیگری است که در یک سال نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اصلی و بهترین بازیگر نقش مکمل مرد شده است.

34. آل پاچینو بیست و یکسال بعد از اولین نامزدی اش در سال 1973 بعنوان بهترین بازیگر نقش مکمل مرد در فیلم" پدرخوانده"، برای بازی در فیلم" بوی خوش زن" در سال 1993 برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اصلی شد.

35. "اینترتینمت ویکلی" آل پاچینو را چهل و یکمین بازیگر برتر تمامی ادوار نامید.

36. برای بازی در فیلم پدرخوانده در سال 1979 بازیگران زیادی انتخاب شده بودند از جمله: جک نیکلسون، رابرت دنیرو، رابرت ردفورد، وارن بیتی، رایان اونیل، اما فرانسیس فورد کاپولا بازیگر ناشناخته ایتالیایی، آل پاچینو را انتخاب کرد.

37. از سمت مادری اجداد کورلئونه دارد. در فیلم پدرخوانده نقش "مایکل کورلئونه" را بازی کرد.

38. در اکتبر 1997 در مجله امپایر از بین صدبازیگر برتر تمامی دوران رتبه چهارم را به دست آورد.

39. در سال 1990 بعد از چهارسال دوری از بازیگری فیلم" بدنام محلی"( The Local Stigmatic )را ساخت که تاکنون اکران نشده است.

40. از آل پاچینو پرسیدند که می خواهد چگونه به خاطر آورده شود گفت:بهترین چیزی که شنیدم این است" نمی خواهم مرا فراموش کنی. می خواهم مرا به خاطر آوری".

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


دومین هفته از اکران نوروزی سینمای ایران در حالی سپری شد که «رحمان ۱۴۰۰» به صدرنشینی‌اش در گیشه ادامه داد و «زندانی‌ها» نیز شکست مسعود ده‌نمکی را رقم زد.

به گزارش مووی مگ به نقل از خبرآنلاین، دومین هفته از اکران نوروزی سینماهای سراسر کشور در حالی به پایان رسید که آمار فروش فیلم‌های روی پرده افزایش محسوسی داشت و قابل مقایسه با فروش هفته اول هفت فیلم در حال اکران نبود.

فیلم سینمایی «رحمان ۱۴۰۰» به کارگردانی منوچهر هادی توانست صدرنشینی خود را در گیشه هفتگی حفظ کند و فیلم سینمایی «غلامرضا تختی» به کارگردانی بهرام توکلی نتوانست جایگاه بهتری از قعر جدول برای خود دست و پا کند و کمترین میزان فروش را به نام خود ثبت کرد.

مسئله مهمی که به نظر می‌رسد بر افزایش چشمگیر فروش فیلم‌ها در این هفته تاثیر زیادی داشته است، قیمت بلیت‌های سینماست که در اقدامی عجیب توسط بیشتر سینماداران ۲۰ هزار تومان تثبیت شد و مسئولان این حوزه نیز در واکنش به این تصمیم تاکید کردند که قیمت بلیت سینما در ایام تعطیلات نوروزی یکسان خواهد بود.

افزایش قیمت بلیت‌ها در شرایط نه چندان مناسب معیشتی مردم، باعث گلایه بسیاری از مخاطبان سینما شده است. البته نباید افزایش هزینه تولید فیلم‌های سینمایی را نادیده گرفت و انتظار داشت که بلیت سینماها در این شرایط هم چنان به قیمت سابق باشد. اما اگر این افزایش با منطق درستی همراه نباشد می‌تواند در روزهای آینده سینمای ایران را با کاهش مخاطب روبه‌رو ‌کند.

با این حال در میان هفت فیلم روی پرده رقابتی جذاب در صدر و قعر جدول شکل گرفته است و در این میان فروش ناامیدکننده فیلم جدید مسعود ده‌نمکی جالب توجه است.

هفته دوم اکران نوروز به کام سینماگران

دومین ... دیدن ادامه » هفته از نمایش هفت فیلم اکران نوروز در حالی به پایان رسید که فروش بسیار خوبی عاید سینمای ایران شد، همچنین شاهد افزایش تعداد تماشاگران سینما بودیم.

در این هفته سینماهای سراسر کشور ۱۴ میلیارد و ۲۴۹ میلیون تومان فروش داشتند که ۹ میلیارد و ۶۵ میلیون تومان آن مختص تهران بود، این میزان در مقایسه با هفته نخست اکران نوروز که سه میلیارد و ۸۱۵ میلیون تومان فروش برای سینمای ایران ثبت شد، حدود ۱۰ میلیارد تومان افزایش داشته است.

همچنین در این هفته تعداد تماشاگران سینمای ایران از مرز یک میلیون نفر گذشت و در تهران نیز بیش از ۴۹۹ هزار نفر به تماشای فیلم‌های روی پرده نشستند.

گلزار و مدیری با «رحمان ۱۴۰۰» دست نیافتنی شدند؟

نام «رحمان ۱۴۰۰» این روزها دیگر برای همه علاقه‌مندان به سینما جدای از مضمون و بازیگران فیلم، یادآور پرفروش‌ترین فیلم اکران نوروزی است. فیلم جدید منوچهر هادی در دومین هفته اکران نیز توانست به فروش بسیار خوبی دست پیدا کرده و بیشترین سهم را از گیشه به دست آورد.

این فیلم در این هفته رکورد شش میلیارد و ۱۱۸ میلیون تومان فروش را به نام خود ثبت کرد تا فاصله خود را با تعقیب کننده سرسختش «متری شیش و نیم» افزایش دهد. نکته جالب توجه این است که این فیلم در نخستین هفته اکران تنها یک میلیارد و ۵۷۵ میلیون تومان فروش داشت.

«رحمان ۱۴۰۰» که از پنجم فروردین با افت نسبی در فروش همراه شده بود، از روز ششم تا هشتم افزایش فروش داشت و تا به امروز ۵۳۲ هزار و هشت نفر به تماشای آن نشستند.

5164482

مسلما مضمون کمدی این فیلم که درون‌مایه سیاسی و اجتماعی دارد و حضور محمدرضا گلزار، مهران مدیری و سعید آقاخانی بر افزایش فروش آن تاثیر زیادی گذاشته است و ادامه این روند می‌تواند «رحمان ۱۴۰۰» را به یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های سال بدل کند.

«متری شیش و نیم» برای صدر می‌جنگد

دومین فیلم پرفروش این روزهای سینمای ایران، «متری شیش و نیم» به کارگردانی سعید روستایی است. فیلمی که همچون فیلم اول او مضمونی اجتماعی دارد و به معضل اعتیاد در جامعه از زاویه‌ای جدید می‌پردازد.

این فیلم هم در این هفته فروش خوبی را تجربه کرد و چهار میلیارد و ۴۴۷ میلیون تومان از گیشه سهم برد. این در حالیست که فیلم روستایی در هفته اول اکران تنها یک میلیارد و ۲۵۹ میلیون تومان فروش داشته است.

5154490

«متری شیش و نیم» این روزها در حال رقابت با «رحمان ۱۴۰۰» برای صدرنشینی گیشه است اما هنوز به این توفیق دست پیدا نکرده و به عنوان دومین فیلم پرفروش بسنده کرده است. البته این فیلم در حضور چهار فیلم کمدی که همواره در جذب مخاطب مسیر آسان‌تری را پیش رو دارند توانسته به این جایگاه دست پیدا کند.

فیلم روستایی اگر این روند مثبتی که در پیش دارد را حفظ کند به نظر می‌رسد می‌تواند در هفته‌های آینده عنوان پرفروش‌ترین فیلم غیرکمدی سینمای ایران را از آن خود کند. این فیلم تا به امروز ۳۷۹ هزار و ۸۵۴ نفر را به سینماها کشانده است.

«چهار انگشت» با سالن کم، زیاد می‌فروشد

سومین فیلم جدول فروش که حال و هوای کمدی هم دارد، «چهار انگشت» به کارگردانی حامد محمدی است، فیلمی که با وجود سانسورهای حوزه هنری و همچنین تعداد کمتر سالن‌هایی که در اختیار دارد، توانست مورد پسند مخاطبان سینما قرار بگیرد و گیشه خوبی را به دست آورد.

این فیلم در این هفته فروش یک میلیارد و ۶۵۳ میلیون تومانی را به نام خود ثبت کرد که در مقایسه با هفته اول اکرانش نزدیک به یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان افزایش داشته است.

«چهار انگشت» تنها ۹۰ سالن در اختیار دارد که در مقایسه با دو فیلم صدرنشین گیشه و همچنین دو فیلمی که در جدول فروش پس از آن قرار دارند، بسیار کمتر است اما با این وجود توانسته در جلب نظر مخاطبان سینما موفق عمل کند و به فروش قابل قبولی دست یابد و تا به امروز ۱۳۷ هزار و ۸۷۴ نفر به تماشای این فیلم که از چهره‌هایی چون امیر جعفری و جواد عزتی بهره برده است، نشستند.

5164483

فیلم محمدی همچنین از سانسورهای حوزه هنری جان سالم به در نبرده است و این در حالیست که تنها وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی حق ممیزی فیلم‌ها را دارد و این اقدام خودسرانه حوزه هنری در سینماهایش می‌تواند به ضرر «چهار انگشت» نیز تمام شود چرا که نسخه‌ای که از وزارت ارشاد مجوز گرفته است تنها اجازه نمایش در سینماها را دارد.

«زندانی‌ها» شکست بزرگ اکران نوروز

عنوان چهارمین فیلم پرفروش هفته به «زندانی‌ها» به کارگردانی مسعود ده‌نمکی اختصاص دارد، البته این کارگردان عادت به چنین جایگاهی از نظر فروش ندارد و همواره فیلم‌هایش در اکران نوروزی با فروش قابل ملاحظه‌ای همراه شده‌اند اما به نظر می‌رسد «زندانی‌ها» برای او نویدبخش این اتفاق نیست.

شاید اگر عنوان شکست بزرگ اکران نوروز را برای «زندانی‌ها» به کار ببریم، بیراه نگفته باشیم، فروش این فیلم در مقایسه با سایر فیلم‌های کارنامه ده‌نمکی یک شکست به شمار می‌آید.

این فیلم در این هفته ۸۴۹ میلیون و ۴۵۳ هزار تومان فروش داشته که در مقایسه با فروش صدرنشینان بسیار ناچیز است، در قیاس با فروش هفته نخست «زندانی‌ها» که ۲۴۸ میلیون تومان بوده است، این هفته «زندانی‌ها» تنها ۶۰۰ میلیون تومان بیشتر فروخته است که قابل توجه نیست.

آنچه مسلم است استفاده از چهره‌های غیرسینمایی در این فیلم در کنار مضمون و محتوای آن به مذاق مخاطبان خیلی خوش نیامده است و این مسایل حکایت از آن دارد که سینمای ده‌نمکی با این سر و شکل دیگر طالبی در بین علاقه‌مندان به سینما ندارد. تعداد تماشاگران این فیلم که تنها ۸۵ هزار و ۱۹۸ نفر هستند نیز گواهی بر همین موضوع است.

5087844

وقتی سیر فیلم‌های این کارگردان را دنبال می‌کنیم، پس از سه گانه «اخراجی‌ها» که گیشه پرباری را برایش به ارمغان آورد، فیلم‌های «رسوایی» و «معراجی‌ها» که اتفاقا در نوروز هم روی پرده رفتند فروش موفقی نداشتند و مورد استقبال قرار نگرفتند، آنچه مشخص است «زندانی‌ها» سیر ناموفق بودن ده‌نمکی را تکمیل کرده است و این کارگردان برای آنکه بتواند در این سینما دوام بیاورد باید به سراغ تغییر سبک و سیاق فیلم‌هایش برود.

از «پیشونی سفید ۳» تا «غلامرضا تختی»، ناکامان گیشه

سه فیلم «پیشونی سفید ۳» به کارگردانی سیدجواد هاشمی، «ژن خوک» ساخته سعید سهیلی و «غلامرضا تختی» به کارگردانی بهرام توکلی در این هفته نیز نتوانستند جایگاه خود را از نظر فروش بهبود ببخشند و در انتهای جدول فروش هفتگی قرار گرفتند.

البته فیلم هاشمی که در ژانر کودک است تا به امروز عملکرد بدی در گیشه نداشته و توانسته بالاتر از دو فیلم پربحث این روزهای سینمای ایران قرار بگیرد، «پیشونی سفید ۳» در دومین هفته اکران ۴۹۵ میلیون و ۹۲۳ هزار تومان فروش داشته است که برای این فیلم قابل قبول است و نسبت به هفته نخست اکران نزدیک به ۴۰۰ میلیون تومان افزایش داشته است.

پس از این فیلم، رقابتی بین «ژن خوک» و «غلامرضا تختی» برای فرار از قعرنشینی در جدول فروش ایجاد شده است که البته فیلم سهیلی کمی شرایطش بهبود پیدا کرده و از نظر فروش با «غلامرضا تختی» فاصله گرفته است. این فیلم در این هفته توانست ۴۰۴ میلیون و ۴۳۸ هزار تومان بفروشد، این میزان برای سهیلی که فیلم‌های قبلی‌اش همچون «گشت ارشاد» و «گشت ۲» که جزو پرفروش‌ترین فیلم‌های سینمای ایران بودند وصله ناجوری به شمار می‌آید اما به نظر می‌رسد این کارگردان این بار نتوانسته رگ خواب مخاطبان سینما را به دست آورد و فیلمش مورد توجه قرار نگرفته است.

«غلامرضا تختی» نیز تنها ۲۸۰ میلیون و ۷۲۶ هزار تومان از گیشه این هفته سهم داشته است که برای فیلمی با این حجم گسترده از تبلیغات و پروداکشن بسیار کم و غیرقابل قبول است. این فیلم در روزهای نخست که روی پرده رفته بود، سیر خوبی داشت اما به یک باره از رقابت با سایر فیلم‌ها بازماند و به قعر جدول سقوط کرد. البته تعداد کمتر سالن های این دو فیلم نسبت به سایر فیلم‌های روی پرده نیز می‌تواند بر فروششان در گیشه تاثیرگذار باشد. «ژن خوک» در میان فیلم‌های روی پرده با ۶۷ سالن، کمترین میزان را در اختیار دارد و «غلامرضا تختی» هم ۹۲ سالن سینما را برای نمایش دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کیم کارداشیان چهره مشهور سینمای آمریکاست که دچار بیماری «پسوریازیس» شده است، انتشار تصاویری از بیماری جدید وی موجب شوکه شدن بسیاری از هوادارانش شده است!

پسوریازیس یک بیماری خودایمنی پوستی هست که متاسفانه درمان قطعی براش پیدا نشده اما توسط دارو و تغذیه مناسب میتوان ان را کنترل کرد، این بیماری خوشبختانه قابل انتقال نیست و اغلب زمینه ژنتیکی داره اما در افراد بدون سابقه خانوادگی هم به راحتی ایجاد می شود.

گفته می شود استرس یکی از عوامل ایجاد کننده این بیماری می باشد.
رضا غیوری، سپیده و سید حامد حسینیان این را خواندند
gonbad kabood این را دوست دارد
نمردیم با یه سلبریتی همدرد شدیم :)))
۱۰ فروردین
ولی ترجیح می‌دادم جای این بانوی محترمه!! یه آدم حسابی تو مایه‌های آل‌پاچینو یا جورج کلونی این مرض رو می‌گرفت :)))
۱۰ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
توصیه های مارتین اسکورسیزی برای فیلمسازی
مارتین اسکورسیزی یکی از برترین کارگردان های تاریخ هست و به عقیده عده ای ، بهترین کارگردان زنده‌ی دنیا
اسکورسیزی برای کسانی که میخواهند فیلمسازی کنند 6 توصیه دارد :
http://rezasadeghi.net/6-filmmaking-tips-from-martin-scorsese/
آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درباره کتاب ‌‫گفت‌وگو با فدریکو فلینی
«برت کاردولو»

به راحتی می‌توان متوجه شد که چرا شورلت سیاه‌رنگ فدریکو فلینی به یک نیمه افسانه تبدیل شده است. در کتابی که این اواخر درباره‌ی شب‌های کابیریا منتشر شده است، یادداشتی بلند به قلم پی‌یر پائولو پازولینی وجود دارد که این اتومبیل پیل پیکر را توصیف می‌کند. از طرف دیگر اگر تجربه‌ی نشستن در کنار فلینی در هنگام رانندگی را داشته باشید مطمئنا متوجه خواهید شد که چرا دوستان او هرگز این ماشین را از یاد نمی‌برند. در نگاه اول، رانندگی فلینی بسیار آشفته و ناخوشایند است. از میان سایر ماشین‌ها مارپیچ می‌راند، از چند سانتی‌متری کنار جدول‌های پیاده‌رو رد می‌شود و چراغ چشمک‌زن زرد را آنچنان حریصانه رد می‌کند تو گویی در مسابقه‌ی رالی کوهستان شرکت کرده است. اما پس از گذشت تنها ده دقیقه اطمینان شما به ... دیدن ادامه » او و رانندگی او به دو دلیل، بیشتر می‌شود. نخست آن‌که، فلینی هیچ مقصد مشخصی در ذهن ندارد. او عاشق رانندگی است. او سرخوشانه در لحظه‌ی حال به سر می‌برد. می‌دانم که او به یک نوشگاه خواهد رفت به کسی تلفن خواهد کرد و بعد به سراغ یکی از دوستانش خواهد رفت و او را نیز بر این ارابه‌ی سرکش سوار خواهد کرد. واضح است که رانندگی سرگرمی و عامل اصلی او برای دور شدن از زندگی عادی است.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

درسته سینما به #حاج_کاظم می خواد که آرمان ها را یادمون بیاره... یه #آقاموسی لازم داره تا سرمون داد بزنه: به امام رضا قرار نبود اینطوری شه " یا حداقل یه #حیدر که از شخصیت نظام دفاع کنه و نه اشخاص... اما... اما تو این زندگی با شرایط فعلی، ما باید در بهترین حالت به #مرتضی باشیم که برای هزینه داروی مادرش با دست خالی قطار رو نگه می داره و یا یه #ناصرخاک زاد که برای ندیدن مرگ یکی دیگه مثل برادر بزرگترش اونم بخاطر پول دست به هر خلافی میزنه...
سخته بتونی ببینی که پدر و مادر پیرت مجبورن مثل گوسفند تو کوچه تنگ خونه عقب عقب راه برن تا نفر رو به رویی رد شه و تو #ناصرخاکزاد نشی...
تو این دنیایی که "کفن متری شش و نیم هستش و پارچه مشکی چهارتومن، صحبت از مرتضی یا ناصرخاک زاد برامون دلچسب تره تا #ملااسماعیل ای که در نیومده!

پ.ن: اسامی براساس فیلم های زیر به ترتیب
آژانس ... دیدن ادامه » شیشه ای،لاتاری،بادیگارد،بیشت و یک روز بعد،متری شش و نیم،۲۳ نفر
رضا تهوری، سید حامد حسینیان و امیر این را خواندند
سپهر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بلیط جشنواره آزادی ساعت 2.30 به قیمت سایت 6 سری اشتباه برداشتم یا با ساعت عصر عوض می کنم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بلیط جشنواره فجر سینما آزادی
09125168271
ساعت چند و کدوم گروه؟
۰۷ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
طراح لباس سینمای کشور و منتخب بنیاد ملی پوشش اسلامی ـ ایرانی با اشاره به اینکه سینمای ایران طراحی لباس را جدی نمی‌گیرد، لباس را بیانگر شخصیت و جایگاه نقش در سینما توصیف کرد.
سمیه سنقری طراح لباس فیلم سینمایی زنی با ارابه چوبی که روزهای پایانی فیلمبرداری را در مازندران طی می‌کند در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری فارس در مازندران با بیان اینکه بازیگران غیر‌حرفه‌ای این روزها در عرصه بازیگری آمدند که فکر می‌کنند لباس در یک فیلم باید آنها را زیبا کند، اظهار کرد: در صورتی که بازیگر باید با بازی خود دیده شود و دخالت غیر‌حرفه‌ای در کار طراحان لباس باعث خواهد شد که کار به نتیجه نرسد.
وی  افزود: در عرصه طراحی لباس کوتاهی‌هایی صورت می‌گیرد که لطمه بزرگی به این هنر می‌زند و گاهی اوقات و در برخی فیلم‌ها و کارهای سینمایی و تلویزیونی عوامل با دخالت در ... دیدن ادامه » کار طراحان لباس نمی‌گذارند طراح لباس کار خود را طبق اصول هنری و شایسته سینمای ایران انجام دهد و همین امر بنده و دیگر طراحان را دل‌زده می کند.
وی در خصوص طراحی لباس فیلم سینمایی «زنی با ارابه چوبی» که روزهای پایانی فیلمبرداری را در روستای کوتنای قائم‌شهر طی می‌کند، افزود: با توجه به فیلمنامه بسیار خاص و سنگین این فیلم، طراحی و شناخت نوع پوشش بازیگران و حتی انتخاب رنگ، طرح لباس بازیگران بیش از دو سال طول کشید و خداداد جلالی کارگردان کار با حمایت و پشتیبانی از بخش طراحی لباس توانست کمک زیادی به این بخش کند و برای این فیلم سینمایی بالغ بر 50 لباس دوخته شد که برای هر یک از این لباس‌ها جلسات طولانی بحث و گفت‌وگو جهت شناخت طرح و رنگ مناسب لباس برگزار شد که به نوبه خود در سینمای ما نادر است.
سنقری ضمن قدردانی از کارگردان و بخش تولید فیلم سینمایی «زنی با ارابه چوبی» گفت: این فیلم سه دوره مختلف گذشته، حال و رویا را به نمایش خواهد گذاشت که طراحی نوع پوشش بازیگران در این سه دوره طوری طراحی شده است که بیننده در هر دوران شاهد شخصیت و روحیات متفاوت بازیگران خواهد شد و این بسیار جذاب و دیدنی است و در فیلم سینمایی «زنی با ارابه چوبی» یک نقطه عطف در تاریخ فیلم‌نامه‌نویسی آسیا رخ داد که برای نخستین‌بار در تاریخ فیلم‌نامه‌نویسی آسیا، رئالیسم جادویی را تبدیل به اثر درام کرد.
وی گفت: طراحی لباس یکی از مهم‌تر ین ارکان برای یک فیلم سینمایی و تلویزیونی است و اولین چیزی که مخاطب با آن مواجه می‌شود، ظاهر بازیگر است و لباس متناسب برای یک بازیگر به عنوان یک رسانه در همان نگاه اول، اطلاعات کلیدی درباره موقعیت، هویت، وضعیت اقتصادی، طبقه اجتماعی، فرهنگی شخصیت نمایشی به مخاطب منتقل می‌کند و در این فیلم با توجه به فلسفی بودن فیلمنامه و نبودن نمونه از آن برای طراحی لباس به ناچار همه طرح‌ها برگرفته از الهام ذهنی و دید طراح و مشورت کارگردان صورت گرفت.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کانادا به انگلیسی Canada، کشوری است وسیع در شمال قاره پهناور آمریکای شمالی. این کشور که دومین کشور بزرگ دنیا می باشد، دارای بزرگ ترین خطوط ساحلی در جهان بوده و از این حیث تور کانادا کشوری محبوب برای مسافرت گردشگران می باشد. لغت کانادا از زبان ایروکویین گرفته شده و به معنای روستا می باشد. گردشگران تور کانادا، در ادامه با لحظه آخر همراه باشید تا اطلاعاتی درباره موقعیت، آب و هوا، زبان، دین و جاذبه های گردشگری آن در اختیارتان قرار دهیم. اطلاعات و موقعیت شهری کانادا با مساحتی حدود 9.98 میلیون کیلو متر مربع دومین کشور بزرگ دنیا پس از روسیه می باشد. این کشور پهناور با کشور آمریکا بزرگ تری مرز زمینی مشترک را در جهان دارد. کانادا از شمال به اقیانوس منجمد شمالی متنهی شده و اطراف آن را آب های اقیانوس های آرام و اطلس در بر گرفته است. همچنین می دانیم که این کشور ... دیدن ادامه » از جنوب و شمال غرب با آمریکا همسایه است. جمعیت این کشور طبق آمار سرشماری سال 2016، 36.29 میلیون نفر تعیین شده است.
آب و هوا در این قسمت گردشگران تور کانادا می توانند اطلاعات مختصری درباره آب و هوای این کشور، برای سفر به آن به دست آورند. کانادا در اغلب روز های سال سرد بوده و دارای اقلیم آب و هوایی سرد و قطبی می باشد و با داشتن بزرگ ترین پیست ها اسکی در جهان، مورد توجه بسیاری از گردشگران تور کانادا در همه فصل های سال قرار می گیرد. لازم به ذکر است تابستان های این کشور اغلب دارای دمای هوای معتدل بوده و این فصل نیز بسیار مناسب گردشگران تور کانادا می باشد.
زبان و دین زبان رسمی کشور کانادا انگلیسی و فروانسوی به صورت مشترک و یکسان است، با این حال گفتنی است حدود 6.6 میلیون نفر از مردم این کشور به زبان فرانسوی تکلم می کنند. با توجه به این که مردم این کشور به زبان انگلیسی نیز مسلط هستند گردشگران تور کانادا برای برقراری ارتباط دچار مشکل نخواهند شد. در این کشور دین رسمی تعیین نشده است اما جالب است بدانید 77 درصد از کل جمعیت کانادا از پیروان دین مسیحی بوده و بی دینان این کشور با حدود 16.2 درصد در مقام دوم قرار گرفته اند. 7 درصدر باقی مانده از جمعیت کشور به ترتیب به دین های اسلام، یهودیت، بودایی، هندو و سیک معتقدند.
جاذبه های گردشگری کشور کانادا دارای حقایق، جاذبه ها و شگفتی های عظیمی برای گردشگران تور کانادا است که در این قسمت تنها به ذکر چند مثال می پردازیم: پارک ملی گراس مورن، بندرگاه داخلی ویکتوریا، کلگری استمپید، خلیج فاندی، بندرگاه داخلی ویکتوریا، چرچیل، آبشار نیاگارا، اولد کبک و دریاچه مورین
https://lahzeakhar.com/%D8%AA%D9%88%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%86%D8%A7%D8%AF%D8%A7
امیر این را خواند
امیرمسعود فدائی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سالانه گردشگران ایرانی زیادی برای تفریح و گردش با تور امارات به این ‏کشور زیبا سفر میکنند به همین دلیل قصد داریم اطلاعاتی در رابطه با این ‏کشور در اختیار کاربران سایت و همچنین گردشگران تور امارات قرار دهیم. امارات یکی از کشور های حاشیه خلیج فارس می باشد که در سال های ‏اخیر پیشرفت چشمگیری در صنعت گردشگری کرده است به گونه ای که ‏امروزه یکی از کشور های توریستی جهان به شمار می رود. اغلب گردشگران ‏تور امارات مایل اند به شهر دبی این کشور سفر کنند چرا که در این شهر ‏امکانات رفاهی، تفریحی و گردشگری زیادی برای توریست ها در نظر گرفته ‏شده است همچنین شهر ابوظبی نیز یکی از دیگر شهر های توریستی کشور ‏امارات است. اگر قصد سفر با تور امارات را دارید باید بدانید که مردم این کشور اغلب به ‏زبان عربی تکلم می کنند و مسلمان هستند اما گردشگران مشکلی در ‏برقراری ... دیدن ادامه » ارتباط با مردم امارات نخواهند داشت چرا که آن ها به زبان ‏انگلیسی مسلط هستند.
https://lahzeakhar.com/%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AA
فرهاد ملکی و نیکا نصیری این را خواندند
محمد لهاک و بامداد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمدرضا فروتن در مقابل دوربین خداداد جلالی قرار گرفت // ایفای نقش محمد رضا فروتن در فیلم سینمایی زنی با ارابه چوبی
مهدی یوردخانی، مدیر روابط عمومی مؤسسه هزاره هنر هفتم با اعلام خبر حضور محمد رضا فروتن برسر لوکیشن فیلم سینمایی زنی با ارابه چوبی گفت: ،‌ فیلمبرداری فیلم سینمایی «زنی با ارابه چوبی» پس از انتخاب کامل عوامل و بازیگران ، پس از وقفه ای ده روزه از صبح چهارشنبه دوم آبان ماه دوباره از سرگرفته خواهد شد و محمد رضا فروتن به عنوان نقش اول این فیلم جلوی دوربین خداداد جلالی کارگردان و نویسنده این فیلم می‌رود.
به گفته یوردخانی در این پروژه محمدرضا فروتن, سمانه نصری, پوریا پورسرخ, حسین سلیمانی, نیوشا ضرابی, مریم نعمتی نیا, بهذاد خداویسی, فریبا متخصص به ایفای نقش خواهند پرداخت.
وی افزود: بیشترین بخش فیلمبرداری زنی با ارابه چوبی در روستای کوتنا از توابع شهر قائم شهر و روستاها و جاذبه های اطراف آن انجام می شود و تاکنون تمامی لوکیشن ها انتخاب و بخشی نیز طراحی و ویژه این فیلم سینمایی ساخته شده است.
یوردخانی در ادامه در خصوص داستان این فیلم گفت: «زنی با ارابه چوبی» داستان زندگی آرش ماندگار و بهمن ناصری دانشجویان ترم آخر فلسفه و عرفان را به نحوی خاص روایت می کند که برای تحقیقات پایان نامه شان، سه روز به شمال کشور می روند و آنجا با دختری به نام ستاره آفاق آشنا می شوند. بین ستاره و آرش عشقی آرمانی و ارزشی شکل می گیرد و ادامه داستان عشقی فلسفی به بار می نشیند.
به گفته مدیر روابط عمومی موسسه سینمایی هزاره هنر هفتم محمدحسن نجم تهیه کنندگی «زنی با ارابه چوبی» را برعهده گرفته است
خداداد جلالی نویسنده و کارگردان این فیلم تصریح کرد: "زنی با ارابه چوبی" فیلمی است با مضمون عاشقانه که رگه های فلسفی خاصی داشته و یک عشق را از دید فلسفه مورد بررسی قرار خواهد داد که در آن بیننده چندین بار به زمانهای مختلف سفر تا راز این عشق را پی ببرد.
نویسنده این فیلم با بیان اینکه سناریو زنی با ارابه چوبی به لحاظ ساختار طوری پیش می رود که می تواند مورد توجه مخاطبان قرار گیرد خاطر نشان کرد: در فیلمنامه «زنی با ارابه چوبی» تلاش کرده ام از سناریو های غیر خطی عبور کنم تا یک نقطه عطفی در تاریخ فیلمنامه ایجاد شود.
وی که به تازگی به عنوان رئیس هیت داوران جشنواره مدیترانه کن انتخاب شده است، افزود: مطمئن هستم که ساخت این فیلم بسیار دشوار و با چالش هایی اساسی روبرو خواهد بود اما امیدوارم بتوانم با کمک عوامل فیلم و همکارانم آنچه را که در ذهنم است به درستی تبدیل به یک اثر با کیفیت سینمایی کنم.
این کارگردان سینما درباره ایده و طرح اولیه فیلمنامه، توضیح داد: ایده اولیه این فیلمنامه از آنجایی شکل گرفت که با خودم فکر کردم اگر یک روزی زمان نباشد و من بتوانم زمان را از محدوده جهان امکان دور کنم بعد آن موقع مدینه فاضله و بهشتی که همیشه حرفش را می زنیم می تواند به جهان واقعی ما وصل شود.
کارگردان فیلم سینمایی «زنی با ارابه چوبی» با اشاره به اینکه فرضیه توقف زمان همواره با انسان از ادوار مختلف تاریخ همراه بوده ادامه داد: اینکه چرا می میریم، چرا پیر می شویم و چراهای دیگر که اصولا بعدا متوجه شدیم باعث همه آنها زمان است و من تلاش کرده ام در فیلمنامه «زنی با ارابه چوبی» این رویاها را به ساختار برسانم.
وی گفت: می دانم که فیلمنامه بسیار دشواری است و فیلم بسیار سخت تری خواهد بود، اما امیدوارم آن چیزی شود که روزی عوامل فیلم به آن افتخار کنیم و با اعتماد به نفس کامل بگوییم ما این فیلم را کار کردیم.
سایر عواملی که تاکنون حضورشان در «زنی با ارابه چوبی» قطعی شده عبارتند از محسن عزیزی مجری طرح و سرمایه گذار, ناصر مقدس مدیر تولید, مهران قدکچیان مدیر اجرایی, مجید منفرد مدیر تدارکات, محمد برادران مدیر جلوه های ویژه بصری, ایمان کریمیان مدیر جلوه های ویژه میدانی, حسین بشاش مدیر صدابرداری, محسن قمی طراح گریم, شاهین طوفانی مدیر فیلمبرداری, سمیه سنقری طراح لباس, مهران یوسف زاده طراح صحنه, سعید نقدزاده مدیربرنامه ریزی, فرشاد کلباسی برنامه ریز, حبیب مجیدی عکاس, زهرا برزیده منشی صحنه و منصور میرشکاری دستیاراول کارگردان




شماره ... دیدن ادامه » روابط عمومی 09369092988
شادی اسدپور این را خواند
میترا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
انتشار خبر انتخاب جناب آقای خداداد جلالی نویسنده و کارگردان بین المللی و کاربلد سینمای ایران به ریاست هیئت داوران جشنواره مدیترانه ای کن امروز باعث خرسندی اهالی هنر و سینمای کشور عزیزماندایران کهن شد
قابل ذکر است که این اتفاق مهم بین المللی برای ما فعالان رسانه ای و اهالی هنر باعث خرسندی و شادمانی شد. وقتی این انتخاب شایسته خود را بیشتر در معرض نمایش قرار می دهد که بزرگان سینمای جهان همچون “ آرماند ماستوریانی “ فیلمساز مطرح ایتالیایی ، “کاو کوهن “ آهنگساز برجسته امریکایی ، “ کن مورا “ تهیه کننده و انیماتور فرانسوی ، “ سوجیو بوسو “ روزنامه نگار و منتقد سینمای هندوستان، “ والنسیا کسدی بازیگر مشهور سینمای ایتالیا به همراه هموطن عزیز ما جناب بلال طاهری مدیر جشنواره جهانی سینه پورت نامشان در فهرست هیئت داوران دیده می‌شود
حضور جناب جلالی ... دیدن ادامه » در راس این گروه بین المللی نمایانگر جایگاه برجسته سینمای ایران و این سینماگر عزیز کشورمان بوده و ما را بر آن میدارد که آرزوی موفقیت های بیش از پیش ایشان را بدرغه راهشان کنیم
در پایان امید وار بهترین لحظات برای خداداد جلالی و سینمای ایران هستیم
امضا: انجمن صنفی کارشناسان رسانه
نیلوفر ثانی و میترا این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

«زنی با ارابه چوبی» اوایل مهر جلوی دوربین می‌رود
فیلم سینمایی «زنی با ارابه چوبی» با انتخاب کامل عوامل و بازیگران اوایل مهر ماه جلوی دوربین می‌رود.

فیلم «زنی با ارابه چوبی» به نویسندگی و کارگردانی خداداد جلالی در حال حاضر آخرین مراحل و روزهای پیش تولید خود را طی می کند و هفته اول مهرماه در شمال کشور مقابل دوربین خواهد رفت.

فیلمبرداری به طور کامل در روستایی در قائم شهر و اطراف آن انجام می شود و تاکنون تمامی لوکیشن ها نیز انتخاب شده است.

«زنی با ارابه چوبی» داستان زندگی آرش ماندگار و بهمن ناصری دانشجویان ترم آخر فلسفه و عرفان را روایت می کند که برای تحقیقات پایان نامه شان، سه روز به شمال کشور می روند و آنجا با دختری به نام ستاره آفاق آشنا می شوند. بین ستاره و آرش عشقی آرمانی و ارزشی شکل می گیرد اما…

محمدحسن نجم تهیه کنندگی «زنی با ارابه ... دیدن ادامه » چوبی» را برعهده گرفته است.
» تا ۲ پاسخ


هنر هفتم این را پاسخ داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سینماتک محفلی در فرانسه بود که هانری لانگلو و ژرژ فرانژو برای محافظت از نگاتیو فیلم‌ها در جنگ جهانی به وجود آوردند و بعدها همان نگاتیوها که جایی در سینمای رسمی کشورشان نداشت برای مخاطبان اکران می‌شد. در تمام کشورها اگر سراغ چنین محفل‌هایی را بگیرید کافی است سری به اپلیکیشن ایونت‌ها بزنید و به راحتی در هر شهر با آن‌ها آشنا خواهید شد. معادل فارسی فیلم‌خانه برای سنیماتک قطعا واژه مناسبی نیست زیرا سینماتک فرانژو به هیچ وجه تنها آرشیو فیلم یا از این دست نبود، آن‌ها نه تنها نسل تربیت کردند بلکه در همان محافل به کمک یکدیگر دست به فیلمسازی زدند. مهمترین رسالت این گونه محافل نشان دادن فیلم‌هایی است که جایی در سینمای رسمی کشورشان نداشته باشد. ژان لوک گدار در مورد سینماتک‌ها می‌گوید: « اگر از من بپرسید بهترین راه برای شناخت سینما چیست، می‌گویم ... دیدن ادامه » فیلم‌دیدن در سینماتک. دانشگاه را رها کنید؛ به سینماتِک بروید و سینما را بی‌واسطه یاد بگیرید» و فرانسوا تروفو نیز در تأثیر آن گفته است: « بهترین روزهای زندگی‌ام در سینماتِک گذشت؛ روزهایی که از صبح تا شب فیلم می‌دیدیم و تاریخ سینما را مرور می‌کردیم و شب با چشم‌هایی سرخِ سرخ به خانه برمی‌گشتیم. اگر سینماتِک نبود نه منتقد می‌شدم نه فیلم‌ساز»
لازم به توضیح برای مخاطبان عام هنر است که شناختی با سینماتک به هیچ عنوان ندارند. سینماتک سینما نیست و کسی انتظار سینما در سراسر جهان از آن‌ها ندارد سینماتک‌ها بیشتر پاتوق‌های فیلم هستند.
چه جالب ممنون ؛ نمی دونستم ؛ همیشه فکر می کردم سینماتک چیه و به نتیحه ای نمی رسیدم :))
ممنون خیلی خوب بود
۳۱ شهریور ۱۳۹۷
درود بر شما بانو مینا
تلاش می‌کنیم حضور پررنگ‌تر نماینده گروه‌های عزیز را گسترش دهیم.
۰۱ مهر ۱۳۹۷
با شکر از شما وفقط امیدوارم که انها هم همکاری کنند وباور کنند که بسیار به نفع خودشان هم است..و زودتر انجام احرایی شوذ‌
۰۲ مهر ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مدتی است که دور جدیدی از اکران فیلم های خارجی در بعضی سینما ها شروع شده اما تبلیغ مناسبی برای این برنامه انجام نمیشه. علاقه مندان می تونند اخبار مربوط به این فیلم ها و جدول نمایش ها را در آدرس زیر پی گیری کنند
https://www.instagram.com/ekran_film_khareji/
ممنون ازتون جناب هندی عزیز
اما افسوس که به نظر میرسید اکرانهای خوب با انتخاب های ویژه وجود داشته باشه ... متاسفانه بسیار محدود چه در تعداد فیلم ها چه سوژه وموضوع انتخابی روبرو هستیم.. حیف :(
۲۴ مرداد ۱۳۹۷
سر کار خانم ثانی
بحث در مورد اکران فیلم خارجی بسیار هست. همیشه اما و اگرهای زیاد، موافقان و البته مخالفان جدی و سر سختی داشته. طرح های مختلفی به اجرا در آمده و نیمه کاره رها شده اند. طرح فعلی، هم همزمان با جام جهانی و در یکی دو سالن محدود و بدون هیچ تبلیغی ... دیدن ادامه » شروع شد . در حال حاضر هم تنها دو فیلم از ژانر جنایی و اکشن رو شامل میشه. قطعا علاقه مندان این دو فیلم، قبلا این فیلم ها رو روی DVD دیده اند. اما به هر حال اکران فیلم خارجی حق تماشاگر سینماست و امیدوارم این شروع کم رمق ادامه دار بشه و فیلم های بیشتر و بهتری رو شامل بشه
ممنون از توجه شما
۲۴ مرداد ۱۳۹۷
فرمایشتون صحیحه ... درست میفرمایید ممنونم
۲۴ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازیگران فیلم مصادره :
https://www.asaldl.com/2931/فیلم-مصادره.html
هومن سیدی – رضا عطاران – میرطاهر مظلومی – بابک حمیدیان – لوسینه گیراگوسیان – میلنا واردانیان – آلیسا میلکستیان – هادی کاظمی – هارمیک سوقومونیان – مهران احمدی – امیرصدرا حقانی – مزدک میرعابدینی – سیامک صفری –
داستان مصادره :

فیلم ایرانی مصادره به کارگردانی مهران احمدی است.داستان و موضوع فیلم از دهه ی 50 آغاز می شود و درمورد یک ساواکی است که زندگی او درگیر یک سری از ماجراها میشود.یک قسمت از فیلم در آمریکا گرفته می شود و قراره موقعیت های آمریکا در ارمنستان فیلمبرداری می شود.فیلم مصادره در مرحله پیش تولید قرار گرفته است.داستان کوتاهی در مورد فیلم مصادره آمده است این که ایران خیلی بزرگه ولی ما خیلی بدشانس هستیم.رضا عطاران که در فیلم نهنگ عنبر 1 و 2 گل کاشته بود الان در این فیلم نقش مامور ... دیدن ادامه » امنیت اطلاعات ملی یا همون ساواک را دارد و هومن سیدی نیز در کنار او پرده های خلاقانه ای از این فیلم سینمایی را به دید میگذارند.

حواشی فیلم :

هومن سیدی بازی متفاوتی را در این فیلم به نمایش گذاشته و طرفداران زیادی را بعد از فیلم عاشقانه در این فیلم جذب کرده.این فیلم در روز 18 مرداد در سایت عسل دانلود قرار میگیرد امیدواریم با دیدن این فیلم لذت کافی را ببرید…

درباره فیلم مصادره :

نوع : سینمایی | ساخت : ایران | موضوع : کمدی | کارگردان : مهران احمدی | نویسنده : علی فرقانی | تهیه کننده : محمدحسین قاسمی | سال تولید : 1396 | سال انتشار : 1396
میترا و سید حامد حسینیان این را خواندند
یکی از فاجعه آمیزترین فیلم های ایرانی.متاسفانه بالاجبار و از پی دعوت و همراهی دوستی،فیلم را دیدم،ضمن آگاهی داشتن نسبی از فضای فیلم و فیلمنامه،قبل از دیدن فیلم.
فیلم هایی از این دست،در سینمای ایران،متاسفانه کم نیستند،به خصوص از اوایل دهه 80.نه فیلمنامه ... دیدن ادامه » خوبی دارند،نه کارگردانی خوب و نه محتوای تامل برانگیزی.حتی در ژانر کمدی و سرگرمی هم یک فیلم باید دارای محتوا باشد.لودگی و ادابازی با کمدی و طنز،فاصله زیادی دارد.
۱۸ مرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زاد روز عالیجناب مسعود خان کیمیایی مبارک
یقیناً استاد هدیه و نعمت خداوند به سینمای ایران زمین هستند
براشون طول عمر سلامتی و بهترین ها رو آرزو میکنم
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید