تیوال فیلم غلامرضا تختی
S3 : 13:08:41
: بهرام توکلی
: سعید ملکان، بهرام توکلی
: ماهور الوند، آتیلا پسیانی، بهنوش طباطبایی، فرهاد آئیش، حمیدرضا آذرنگ، سیاوش تهمورث، معصومه قاسمی پور، ستاره پسیانی، شیرین یزدان بخش، پریوش نظریه، مجتبی پیرزاد، مسعود میر طاهری، بانیپال شومون، محمد ولیزادگان، آرش فلاحت پیشه، مهدی قربانی، میلاد یزدانی، سینا شفیعی، فریدون امیر عبدالهیان، یدالله شادمانی، محمد رضا مالکی، امیر رضا فرامرزی، محسن تختی، علیرضا گودرزی، شاهرخ شهبازی
: سعید ملکان
: حمید خضوعی ابیانه
: میثم مولایی
: سعید ملکان
: کیوان مقدم
: امیر ملک پور
: امیرحسین قاسمی
: رشید دانشمند
: کیومرث عباسی نوده
: افشین عزیزی
: محسن خیرآبادی، رضا میثاقی، شهاب نجفی، سید هادی اسلامی
: محسن روزبهانی
: علی مردانه
: نوید کریم زاده
: بهروز بادروج
: مریم تخت کشیان
: بهناز شیربانی
روایتی از زندگی غلامرضا تختی.

گزارش تصویری تیوال از اکران مردمی فیلم غلامرضا تختی / عکاس: فاطمه تقوی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از اکران مردمی فیلم غلامرضا تختی / عکاس: فاطمه تقوی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» محمدرضا علیمردانی: ترجیح دادم نه به فرش قرمز «غلامرضا تختی» بروم نه مصاحبه ای کنم نه در پیجم چیزی بگویم‎


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
یه فیلم خوب، تمیز و شریف
نگاه جدیدی که کارگردان به مرگ تختی کرده بود ورای خودکشی در اثر فشارهای زندگی و زن و ... و یا قتل به دست حکومت بود.
تختی به جایی رسید که دیگه این دنیا با همه زرق و برقش رو دوست نداشت‌. تختی این دنیایی نبود.
غلامرضا تختی، " انسانم آرزوست "!
برخی از اندیشمندان اجتماعی و فلاسفه بر این باورند که هیچ حقیقت واحدی وجود ندارد و دقیقا به اندازه تمام چشم های جهان، نگاه و به میزان تمام مغز های جهان تفسیر وجود دارد. انسانها بر اساس ورودی های که در طول زمان وارد مغزشان می شوند دست به تفسیر پدیده ها می زنند و چون این ورودی ها، فردبه فرد با هم متفاوت است پس تفسیر هر فرد متفاوت و منحصر به فرد خواهد بود. این اندیشه بر این باورست که حتی تاریخ و تاریخ نویسی هم از این امر متثنی نیست. یعنی چیزی به عنوان وقایع تاریخی وجود ندارد. اصولا حقیقت یک امر کاملا انتزاعی است و رسیدن به آن غیر ممکن می باشد. تاریخ بیش از اینکه بیانگر رویدادی باشد که در گذشته اتفاق افتاده است، بیانگر نگاه مورخش است . در واقعا ما همواره به یک امر تاریخی از پشت عینک مورخ و نگارنده آن تاریخ می نگریم. ... دیدن ادامه » هیچ مورخی فارغ از چهارچوب آموزه هایی که در آن جامعه پذیری شده است نمی تواند قلم بزند و اگر این اصل را بپذیریم، باید قبول کنیم که هیچ وقت، حقیقت آنگونه که اتفاق افتاده است برما رخ نشان نخواهد داد. با این توضیح اگر بخواهیم فیلم غلامرضا تختی را به تماشا بنشینیم، باید ابتدا بپذیریم که عینک آقای توکلی بر روی چشم مان است و از منظر ایشان داریم به یک شخصیت تاریخی نگاه می کنیم. همانطور که همه ی ما می دانیم تختی شخصیتی فراتر از یک ورزشکار در تاریخ مان دارد! شخصیتی که بعد از گذشت سال های طولانی از مرگش، هنوز نمی دانیم خودکشی کرده است و یا اینکه او را کشته اند! دو فرضیه که از روز فوتش، همواره محل مناقشه بوده است. انتخاب هر یک از دو نظریه به عنوان نقطه عزیمت فیلم می تواند تکلیف تماشاگر را روشن کند! کارگردان خوش سلیقه و حرفه ای کار هم این موضوع را کاملا می داند و همان اول فیلم، شما را با تختی ای روبرو می کند که خودکشی کرده است! سکانس اول فیلم، تختی قرص ها را می ریزد درون آب! با خودنویسش شروع می کند به هم زدن! جوهر خودکار پخش می شود درون آب . آب سیاه می شود و ما با یک فلاش بک ، پرت می شویم درون چاله سیاهی که بچه گی های تختی درون آن درحال غرق شدن است! فلاش بک از مرگ به مرگ! ازسیاهی به سیاهی! اما دست های مادر، تختی کودک را از مرگ نجات می دهد و صد افسوس که دست های مادر در هتل نیست که بزرگی های تختی را درآغوش بگیرد ، او را نوازش کند ، بی مهری های روزگار را از دلش بزداید و او را منصرف کند. دوستان ، بچه ها و هم بازی هایی که کودکی های تختی را پرت کرده بودند دورن چاه سیاه، چند دهه بعد در مقایسی دیگر و بزرگ تر، وی را به جایی می رساند که خودش خودش را در سیاهی مرگ بخواباند روی تخت. و تمام.
حال که کارگردان این منظر را را برای روایت انتخاب کرده است همه ی ما می دانیم با تاریخ نگاری روبرو هستیم که در روایت خود می چرخد قطعات پازل را جوری بچیند که ما این پایان بندی را باور کنیم. و چه زیبا و هنرمندانه اینکار را انجام می دهد. آنقدر زیبا که شما در لحظه تماشای فیلم و گوش دادن به روایت، کاملا آن را می پذیرید! اما وقتی از در سینما بیرون می روید با منتقدانی مواجه می شوید که انبوه دلایل را ردیف کرده اند تا به شما بقبولانند آقا تختی را کشته اند! از روابطش با خواهر شاه تا فعالیت های پر رنگش علیه رژیم! اما آقای توکلی دنبال این نیست که به شما علت مرگ اقا تختی را ثابت کند. ایشان می خواهد یک فیلم بسازد، یک روایت، یک داستان که همه چیز آن در حد استاندارد های جهانی جمع شده است. از تصویربرداری بسیار زیبا تا تدوین بدون نقص، از فیلنامه محکم و با چفت و بسط تا بازیگریهای خوب و قابل قبول، از دیالوگ های زیبای و احساس برانگیز فیلم که گاهی اشک را درچشمان بیننده جاری میسازد تا سکوت های معنی دار تختی که نفس را درسینه حبس می کند، از خط داستانی روایت، تا کارگردانی بی نظیر، از خلق کاراکتر تختی و نگاه به ریزه کاری های روانشناختی شخصیت وی (که در جهت تختی است که قرار است خودکشی کند) تا استفاده از تئوری های جامعه شناسی در طرح مسیری که توده ها، ناخوداگاه تختی را به سمتی می برند که قرص ها را بریزد درون آب و سربکشد. همه و همه به عقیده من به بهترین شکل پرداخته شده است و شما با یک فیلم تمام عیار روبرو هستید . فیلمی که تماشا می کنید، اشک می ریزید وگمان می کنید که شما هم اگر جای تختی بودید شاید همان لیوان را سر می کشیدید و منتظر سیاهی می ماندید.
حال اگر این منظر و روایت توکلی را بپذیرم چند نکته بسیار حائز اهمیت در فیلم وجود دارد که ارزش دیدن فیلم را صد چندان می کند. شخصیت روانی تختی (برای رسیدن به نتیجه خودکشی) بسیار خوب و دقیق خلق شده است. شخصیتی آرام، دوست داشتنی، سر به زیر، افتاده، مردم دوست، دستگیر، دلسوز، بی اعتنا به مال دنیا و..... کاراکتر و ویژگی هایی که تختی را آرام آرام روبروی خودش قرار می دهد، به بن بست میرساند و مینشاندش روبروی مرگ. نظریه پردازان مکتب کنش متقابل نمادین در جامعه شناسی معتقدند که شخصیت انسانها در ارتباط متقابل با یکدیگر شکل می گیرد. هورتون کولی از اندیشمندان کلاسیک این مکتب معتقداست که انسان ها در تعامل با دیگران در یک فرایند دیالکتیکی به شناخت از خود می رسند و این امر میشود پایه رفتار ما در ارتباط با همدیگر. برای تبین این تئوری مثال خود آینه سان را مطرح می کند و معتقد است ما وقتی در آینه نگاه می کنیم سه سوال در مغزمان شکل میگیرد که پاسخ به آنها شخصیت ما را می سازد. وقتی در آینه نگاه می کنیم از خود می پرسیم:
1-تصویر مان چگونه است؟
2- مردم و دیگران چه قضاوتی از تصویر مان دارند؟
3-ما چه حسی نسبت به این قضاوت دیگران داریم؟
وی معتقد است پاسخ به این سوالات شخصیت ما را شکل می دهد. حال اگر به تختی و شخصیت پرداخته شده وی در فیلم توکلی نگاه کنیم در خواهیم یافت که جامعه و خواسته های بی انتهای توده ها از یک فرد چگونه آرام آرام تصویری از تختی در ذهن خودش می سازد که خود را منجی حجم عظیم بدبختی ها ، مشکلات و نامردیها بداند. تا آن زمان که دستش برسد و بتواند جوابگوی این تصویر خود باشد، خوشحال و خندان است و زمانیکه بنا به دلایل مختلف این توان از وی سلب می شود و دیگر نمی تواند به دیگران کمک کند و دست بگیرد ،افسرده می شود و تصویر مخدوش از خودش، آرام آرام خودش را می چسپاند گوشه رینگ و تا جایی پیش میرود که دیگر برایش زندگی معنایی ندارد و از هیچ چیز خوشحال نمی شود. در تحلیلی به قلم آقای احسان عزیزی خوانده بودم ، پوپولیسم در ذات قهرمان سازی خود یک ضد قهرمان سازی مستتر دارد. فرقی ندارد شما تختی باشید یا مصدق، خاتمی باشید یا احمدی نژاد. وقتی با ساز کار قدرت هماهنگ نباشید و امیال توده را برآورده نکنید از شما یک منزوی می سازد . حال اینکه چه مسیری انتخاب کنید و کجا بروید دیگر به ویژگی های روحی شما بستگی دارد. مصدق شعبان بی مخ ها را می پذیرد و تبعید می شود و گوشه گیر! تختی به روایت توکلی، جام را سر می کشد و از این همه فشار خودش را می رهاند و عجیب که این جامعه قهرمان ساز و ضد قهرمان ساز از فیلم هم حمایت نمی کند! دریغ که همه در یادشان می خواهند تختی باشند اما نمی کنند حتی به تماشای این فیلم بنشینند و عوامل تولید را حمایت کنند. این قوم، به قول رفقای تختی، یک روز تو را روی سر می گذارند و روی دست می برند و آنگاه که کارکرد ات تمام شد، همه چیز یادشان می رود. این قوم ترجیح می دهد تا با "رحمان 1400" وقت بگزراند و پولشان را بروند برای "تگزاس" خرج کنند! مردمی که به خاطر شان، تختی حاضر نشد پول کلان تبلیغاتی بگیرد و عکسش را بزند روی شیشه عسل تا مبادا بچه های فقیر فکر کنند وی با خوردن عسل قهرمان جهان شده است (چون دستشان نمی رسد عسل بخرند). فیلم پر است از دیالوگ های زیبا . از مردانگی های لذت بخش که در روزگار بی اخلاق این روزهای ما کیمیا شده است. آنقدر کیمیا که با دیدنش اشک بر چشمان ما جاری می شود و آه سر می کشیم که " انسانم آرزوست" .
به عقیده من غلامرضا تختی یک فیلم کاملا خوش ساخت به روایت توکلی است. همه چیز فیلم کامل است و برای مام وطن ساخته شده است وطنی که این روزها خیلی ها دارند از آن کوچ می کنند ! و تختی معتقد است که همه ی بی مهری ها را باید تحمل کرد و ماند و ساختش! غلامرضا تختی یک سوگواری سیاه و سفید است برای مردانگی ها، برای انسانیت ها، برای قدرشناسی ها، برای دستگیری ها، برای اعتقاد ها و برای همه ی اخلاقیاتی که از اینجا رخت بسته است و دلمان برایشان تنگ شده است. حالا آقا تختی خودکشی کرده باشد یا کشته شده باشد خیلی فرقی نمی کند ما دلمان برای انسانیت تختی ها تنگ شده است.

متن زیبا و تاثیر گذار شما درمورد این فیلم باعث میشه آدم ترغیب بشه که یک باره دیگه این فیلم رو به تماشا بشینه و اینبار از این دیدگاه بهش نگاه کنه . نگاهی متفاوت و حقیقی که باعث میشه واقعا موضوع چگونگی مرگ تختی فراموش بشه و بیشتر به شخصیت پر از غم و زندگیه ... دیدن ادامه » پر از فشار این شخص و صد البته قلب بزرگ این ایشان توجه کرد و به معنای واقعی انسانم آرزوست رسید .
۰۹ اردیبهشت
جناب توانایی عزیز
ممنون که وقت گذاشتید و خوشحالم که یاداشت را دوست داشتید.
۰۹ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حرف های زیادی درباره ی این فیلم دارم اما ... واقعا لذت بردم و افتخار کردم ... فقط همین.
نزدیک دو ساعت روی صندلی سینما محو تماشای فیلمی زیبا، تأثیر گذار و خوش روایت و فراز و فرود جهان و دنیای پهلوانی شدم که از بچگیم روایتهای زیادی رو به خصوص از پدرم در موردش شنیده بودم.
موسیقی زیبا، گریمهای خوب به خصوص گریم بازیگران تختی(گریم پیر شدن مادر تختی و رفیقش رو دوست نداشتم البته!)،قاب بندیها و طراحی صحنه های چشم نواز و در نهایت فیلمنامه و کارگردانی هنرمندانه...واقعا لذت بردم و پیشنهاد می کنم حتما ببینید.
حیف که سالن خالی بود!:(
بدون اغراق میتونم بگم یک فیلم در کلاس جهانی .من که خیلی کیف کردم از دیدن این فیلم و متاسفم که مورد توجه مخاطبین قرار نگرفته، پیشنهاد می کنم حتماً فیلم ببینید.
حمیدرضا مرادی این را خواند
گالنا، کاوه علیزاده، Negin Fooladi و محمد رضا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این فیلم رو تو جشنواره دیدم.شاید نقص داشته باشه اما قطعا ارزش حمایت کردن و دیده شدن داره.بخصوص برای ایرانی که خیلی ها دیگه براش دلسوزی نمیکنن .بخصوص برای این روزها که حس وطن پرستی رو تو وجودمون کمرنگ کردن.
حسین این را خواند
محمد مهدی، حمیدرضا مرادی، celine، کاوه علیزاده و Negin Fooladi این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تختی که من در ذهنم دارم بیشتر از تختی که آقای توکلی در ذهنش داشته و ساخته است دوست دارم!
و به نظرم هر جا توکلی برای روایت تختی به خاطرات و جملات خود تختی استناد می کرد به تختی واقعی نزدیک می شد و هر جا تخیل خودش را میدان می داد از تختی دور می شد!
امیر مسعود، رضا غیوری و Leon S. Kennedy این را خواندند
جهان، حمیدرضا مرادی، Amin، celine و Negin Fooladi این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم بیوگرافی اینقدر کم داریم تو سینمامون که از دیدن این یکی علی رغم تناقضات و ضعف ها ، هیجان زده شدم
امیر مسعود و محمدرضا این را خواندند
حمیدرضا مرادی، رضا غیوری، hassan، آدنا و محمد مهدی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ما با قهرمانان‌مان چ می‌کنیم؟!
‌اول در جریان باشید که نگارنده هیچ وقت احساس وطن پرستی نداشته، با پخش سرود ملی حس خاصی بهش دست نداده و درکی از خاک وطن و عرق ملی نداشته..
و اما امـروز جادوی سینما بمن ثابت کرد که این حس ها هست و ابراز نکردن آن به معنی وجود نداشتن آن نیست
آقای توکلی شما با من چ کردید؟! آنجا که با مدال گرفتن های تختی اشک شوق ریختم و شدم همان مردمانی ک تشویق میکردند و آنجا که میخ برا چارپایه میکوفت گریه کردم آقای توکلی آقا تختی قهرمان گمشده‌ی زندگی من بود که اگر شما تصویرش نمی‌کردید شاید هیچ وقت نسل من به دنبال شناخت آن نمی‌رفت. شما وظیفه‌تان رو خوب انجام دادید که اگر وظیفه ی سینما قهرمان سازی نیست پس چیست
و سوالی که بعد از فیلم گریبانم را گرفته این است که ما با قهرمانا‌ن‌مان چ می‌کنیم؟! آن ها را به اوج قله میبریم و از آن بالا پرتشان ... دیدن ادامه » می‌کنیم و فقط به سقوط‌شان نگاه می‌کنیم...
ربات مهربان , غلامرضا تختی .تبریک به کارگردان که چنین شخصیت متفکر و دراماتیک رو انقدر منفعل و بی روح نمایش میده مثل یک ربات که طراحی شده برای محبت کردن و فیلم مداممممم رو این مساله تاکید داره , این که چطور ممکنه این مدل ربات در کثافت خانه ای که در ابتدای فیلم نمایش داده میشه که حتی برای زندگی حیوانات هم نامناسبه ساخته شه هم واقعا جای سوال داره . ربات این قصه خیلی با تقوا و نماز خون و دین دارم هستن , به خانم ها هم نگاه نمیکنن و سرشونو پایین میندازن .... واو چقدر من تحت تاثیر قرار گرفتم . آقای توکلی متاسفانه بعد از فیلم من دیه گو مارادونا هستم کاملا از مسیر خودشون خارج شدن .
به نظر من این فیلم محصول ذهنیات سعید ملکان است تا توکلی که دغدغه و سبک شخصی اش در ایم فیلم نمودی نداره و بهتره کمی از ملکان فاصله بگیره
۱۵ بهمن ۱۳۹۷
توکلی تختی را ساخت که خودکشی می کند امیدوارم یک روز هم کسی تختی را بسازد که کشته می شود!
۰۳ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در بافت تصویری و واقع نمایی روزگار زیست تختی زحمت زیادی کشیده شده، تکنیک کارگردانی در قاب بندی و میزانسنها قابل توجه است به خصوص در فصل المپیک اما وقتی به جای فیلمنامه طرح خامی در اختیار داشته باشد به جای خلق شخصیت قهرمان اخلاق گرا، قهرمان پلاستیکی بسازید یا به جای تامل در فراز و فرودهای زندگی تختی، تیتر پردازی کنید به جای استفاده از بازیگر حرفه ای از بدلهای ظاهری تختی بهره ببرید که استعداد چندانی در بازیگری ندارند تا حد زیادی جان فیلمتان گرفته میشود. ساخت درست و منسجم فیلم بیوگرافی کار بسیار سختی است و در این میان باید زمان بیشتری صرف فیلمنامه و روایت داستانی فیلم شود و بارهاو بارها ورز داده شود و هرگز نباید از نابازیگر استفاده کرد. البته از نظر من کار بیوگرافی در قالب سریال بهتر جواب میدهد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمی خوش تکنیک که بمراتب میتونست بهتر باشه..یک نوع شتابزدگی در روایت از کودکی تا جوانی مرحوم تختی وجود داره که با کمی بیشتر کردن زمان فیلم میشد حل بشه..خیلی شلخته وار یک زندگینامه به تصویر کشیده میشه..طوریکه شما میفهمی اطلاعات زندگی تختی از رفرنس های مختلف برداشته شده و کنار هم گذاشته شده..بدون هیچ اوررلپی یا داستانی..در هر دوره زیاد وارد جزییات زندگی تختی نمیشه و اطلاعات ابتر و سطحی منتقل میشه.طوریکه با خوندن ویکی پدیا هم میشه به این اطلاعات گذرا دست پیدا کرد.بمراتب اگر شخصیت و زندگینامه ی شخصی چون تختی در کشور های دیگر بود فیلم های با کیفیت تری ساخته میشد.موسیقی آخر فیلم به خصوص ساز بندی اش زیاد هماهنگی با داستان و روایت نداره و خیلی بهتر بود تو ساز هایش از ساز های زورخانه ای که در موسیقی متن استفاد شده استفاده میکردند و تم پهلوانی داشت.
اما ... دیدن ادامه » در مجموع فیلم ارزش دیدن داره..تکنیک های سینمایی و صحنه پردازی و گریم عالی بودند.بازیگر دوران جوانی تختی فوق العاده بازی کرده بخصوص صحنه های مبارزه..سکانس های بار و کافه های اون موقع بدون سانسور های تو ذوق زننده ی رایج ،پرداخته شده که از نکات مثبت فیلم هست.در کل 6 از 10
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید