تیوال فیلم بادیگارد
S3 : 11:41:07
: ابراهیم حاتمی کیا
: پرویز پرستویی، مریلا زارعی، بابک حمیدیان، محمود عزیزی، فرهاد قایمیان، امیر آقایی، دیبا زاهدی، شیلا خداداد، پریوش نظریه، پدرام شریفی، کامران نجف‌زاده، افسانه ناصری، سید احسان امانی، امیر محمدی، علی گلبهاران، حامد شیخی
: بنیاد سینمایی فارابی
: محمود کلاری
: مهدی حسینی وند
: کارن همایونفر
: پژمان لشگری پور
: محمدصادق آذین
: بهمن اردلان
: علیرضا علویان
: محمدرضا شجاعی
: ایمان امیدواری
: هادی اسلامی

خلاصه داستان: «بادیگارد» درباره محافظی شخصی است که از جان یکی از شخصیت‌های مهم نظام محافظت می‌کند اما در جایی و براساس حوادثی متوجه می‌شود که او بیش از آن که به فکر نظام باشد به فکر منافع شخصی است. محافظ شخصی دچار تشکیک می‌شود و همین امر باعث می‌شود که محافظت از آن فرد را کنار بگذارد. اما به دلیل خدمات و خلوصی که در وی وجود دارد او را به محافظت از فرد دیگری می‌گمارند که یکی از فعالان هسته‌ای کشور است. 

دسته‌بندی:
سیاسی

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم بادیگارد / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

عکس‌های پایه

فیلم بادیگارد | عکس فیلم بادیگارد | عکس فیلم بادیگارد | عکس فیلم بادیگارد | عکس

اخبار وابسته

» حاتمی کیا درنشست فیلم سینمایی «بادیگارد»: نقدی بر هیچ شخصیت سیاسی نداشتم

» استقبال زیاد مانع از برگزاری مراسم فرش قرمز «بادیگارد» شد

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
شاهکار ابراهیم حاتمی کیا . فیلمی کامل . هنوز نمیتونم درک کنم که چطور حاتمی کیا برای بهترین کارگردانی برنده نشد . واقا چه چیزی از روستایی بی تجربه کمتر داشت ؟! سکانس پایانی فیلم تا 100 سال دیگه هم هیچ کارگردان ایرانی بجز حاتمی کیا نمیتونه بسازه . بازی های هم فوق الاده بود . 9 از 10
محمد لهاک این را خواند
فائقه معتمدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام میلاد امام زمان به همه ی تیوالی ها مبارک بادیگارد یکی از قشنگ ترین فیلم هاییست که تا به حال دیدم بود اقای بردیا رجسته ابراهیم حاتمی کیا به خاطر جبهه گیری های سیاسی اش محبوب شده سینما را کسانی مثل ابراهیم حاتمی کیا وپرویز پرستوییو زن شاهکاری مانند مریلا زارعی ساخته اند
محمد لهاک این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از پدرم فقط یک قاب عکس و خاطراتی که برام تعریف کردن به یاد دارم
محمد لهاک این را خواند
بهنام [شاهین] باقری، علیرضا بابایی و امیر زند این را دوست دارند
:(
۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام؛
ابراهیم حاتمی کیا، فیلمی ساخته که آینه تمام نمای خودشه!
حاتمی کیا هم مثله، حیدر فدا میشه تا اون چیزی که واقعاً با ارزشه
موندگار و جاودان بمونه! آرمانه ابراهیم حاتمی کیا!
خوشبختانه فیلم سازهای ما، آهسته آهسته، معنی رسانه رو دارن
میفهمن!
آفرین...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زمان زیادی از آخرین باری که نظری در تیوال نوشتم می گذره و همینطور از خواندن نظرات و نقدهای جالب دوستان تیوالی . دلتنگ بودم . بگذریم ..


بادیگارد . بادیگارد رو دوست داشتم . بادیگارد رو دوست داشتم اما نه به خاطر طرز فکر جناب حاتمی کیا که خیلی وقته که دیگه نوع فکرشون رو نمی پسندم , بلکه فقط و فقط به خاطر پرویز پرستویی نازنین که به چشمم کم از یک اسطوره نیستند .
فکر می کنم سینمای آقای حاتمی کیا رو زمانی که فیلم هایی مثل آژانس شیشه ای , بوی پیراهن یوسف , از کرخه تا راین و ... رو می ساختن بیشتر ترجیح می دادم و دوست داشتم .
دوبار دیدن یک فیلم در کمتر از یک هفته

عالی بود

گلوله هایی که در تن و بدن تماشاگر می نشست

پرویز پرستویی کیست چطور به این درجه بازیگری رسیده و چقدر زیبا جان داد، نفسم رفت با مردنش

مریلا زارعی چقدر خوب نقش یک حاج خانم مذهبی را بازی کرد

کمتر شاهد جلوه های ویژه تمیز در سینمای ایران بودم اما در بادیگارد عالی

تصویر برداری هم بینظیر


مرسی ... دیدن ادامه » که هستید آقای حاتمی کیا، آژانس شیشه ای دیگر با عطر و طعم به رنگ ارغوان

همه چیز را دوست داشتم
حداکثر پنجاه درصد فیلم را دوست داشتم .
فیلم اتفاقا های کمی ندارد.
از روی اتفا ق های فیلم نچسب و کلیشه ای و ناامید کننده است از روی اتفاق بادیگارد دانشمند هسته ای همرزم پدر شهیدش است و چه بسیار کلیشه ای این ماجرا بیان می شود حیدر زخمی وارد خانه می شود و بدون توجه به زخمش و خونی که میرود و دردی که می کشد چه زود خانمی که مدتها ندیده را به یادش می آورد و همانجا پی به ماجرا می برد در این مدت خون همچنان از پای حیدر می رود ! باز از روی اتفاق حیدر که به کهف الشهدا؟ رفته ناگهان با دانشمند هسته ای و مادرش مواجه می شود که در همان موقع به زیارت شهید آمده اند (حالا چرا این اتفاق قبلا نیافتاده و درست پس از آشنایی مجدد روی داده بماند) چقدر شعاری و نچسب می شود گریه و گلایه پسر شهید بر سر مزار پدرش. و از اینجا به بعد دانشمند هسته ای جوان و جسور ما می پذیرد که محافظی ... دیدن ادامه » که اتفاقا زمانی همرزم پدرش بوده و باز اتفاقا زمانی محافظ استاد دانشگاهش (که الان معاون رییس جمهور شده و باز اتفاقا این موضوع را فهمیده) کار حفاظت از او را بر عهده بگیرد (حالا چرا دانشمند هسته ای جوان اینقدر باید عجول و عصبی و پرخاشگر و کله شق نشان داده شود نمیدانم شاید اقتضای فیلم این بوده که نماینده نسل امروز جامعه اینگونه نشان داده شود)
صحنه های عملیات تمرینی حفاظتی دانشمند (که چه مبتدیانه و کودکانه است)چه کمکی به فیلم می کند؟اگر حذف شود اتفاقی می افتد؟
مریلا زارعی هرچند بازیگر توانایی است ولی زیادی برای نقش جوان نیست؟نقش فرهاد قائمیان در فیلم چیست ؟ بر روی یک ویلچر است (چرا روی ویلچر و بیمار؟) و او نیز از روی اتفاق در همان بیمارستانی است که معاون رییس جمهمور بستری است چرا اتاق او شباهتی به اتاق بیمارستان ندارد؟ مگر نه این که او بیمار است ؟ چرا اتاقش پر است از عکسهای حادثه ؟ چه چیز را مثلا می خواهد نشان دهد ؟ اصلا او بیمار است یا ماموریتی امنیتی برای این کار دارد و این ها همه نقشش است باز اگر اینگونه بود چه لزومی داشت در اتاق یک بیمارستان پیگیر ماجرا شود؟
راستی یک سوال کار تیم حفاظت و محافظ چیست مگرنه این که باید محافظ یک مسئول و یا یک شخص مهم باشد اینجا حفظ جان آن شخص (درست یا غلط )مهمترین اولویت است حالا می خواهد این محافظ در قبال کارش اسکناس دریافت کند و کارش وجه مادی داشته باشد و به قول فیلم یک بادیگارد باشد و یا اینکه بر اساس اصول و اعتقاداتش کار حفاظت را بر عهده گرفته باشد اگر کارش را درست انجام بدهد هرچند قابل تقدیر است ولی در حقیقت کارش این بوده و اگر کوتاهی کرده باشد هرچند که هیچگونه عمد و تقصیری هم نداشته باشد ولی می بایست مسئولیتش را بر عهده بگیرد حال چه می خواهد حاج حیدری باشد که در طول جنگ و پس از جنگ خدمات بیشماری کرده و جان افراد زیادی را نجات داده باشد و یا یک بادیگاردی تازه کاری که فقط به خاطر اسکناس این کار را انجام می دهد.

جاهایی از فیلم که خبری از شعار و حرفهای کلیشه نیست فیلم عالی می شود (حیف که بیشتر ازچند دقیقه نیست) مخصوصا اوایل فیلم و صحنه کشته شدن عامل انتحاری که کم نظیر است در سینمای ایران همین صحنه های ابتدایی جور کاستی ها و کمبودها و را تا آخر فیلم می کشد (اصلا حکم مسکنی دارد که به تماشاگر خورانده می شود تا مدتی چیز دیگری را متوجه نشود) صحنه شلیک ناخواسته ناگهانی کلت درون ماشین و صحنه های آخر فیلم نیز دقیقا همین کارکرد را دارد ولی با درجه ای پایینتر و خفیف تر.

شاید دلیل استقبال از بادیگارد بدون توجه به افکار و دنیای حاتمی کیا قهرمان پرور بودن فیلم باشد چند فیلم در سالهای اخیر سراغ دارید که قصه فیلم به دنبال ارائه قهرمانی با فاکتورهایی جذاب برای ارائه به مخاطب باشد ؟حاتمی کیا از این رو بسیار باهوش است قهرمان فیلم او امروزی است او را تاجاییکه توانسته باور پذیر کرده به قهرمان دنیای واقعی شباهت کرده از صحنه ها و جلوه های ویژه استفاده برده تا بتواند هم از این مسیر به جلب مخاطب بپرادزد و هم به این بهانه حرفهای خود را بزند. مسلما هر قهرمانی باید دلیلی برای مبارزه داشته باشد اصولا باید ضد قهرمانی هم تعریف شده باشد که ویژگی های قهرمان بولد شده و تاثیرگذار باشد. خطر آنجایی احساس می شود که ضد قهرمان های فیلم حاتمی کیا در کنار مسئولین(که واقعا نمی دانم اینگونه هست یا خیر و همچنان پس از آژانس شیشه ای در همان حالند) مردم معمولی امروزی هم تعریف شود و جایی از ضد قهرمانهای زنده و واقعی و اصلی وشناخته شده نباشد.

جم و مجتبی مهدی زاده این را خواندند
رومینا خلج هدایتی، ذوق زده و محمد شفائی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم رو دوست داشتم...
اما نه برای طرز فکر و آرمان های آقای حاتمی کیا...
تنها برای بازی آقای پرویز پرستویی و خانم مریلا زارعی...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سینما را بخاطر امثال حاتمی کیا ها دوست دارم

پرویز پرستویی را می پرستم


پس نتیجه می گیریم که من فیلم را خیلی دوست داشتم

نقطه.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بادیگارد فیلمیست با همون دغدغه ها و مولفه های همیشگی حاتمی کیا
قهرمان پروری مورد نیاز سینمای ما تو این فیلم به درستی انجام شده
در کل یکی از بهترین فیلمای جشنواره امسال
سینمای ما به اینجور فیلما احتیاج داره
روح اله، فائقه معتمدی و ذوق زده این را خواندند
مجتبی مهدی زاده این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به سینمای آقای حاتمی کیا احترام میذارم...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سه نقد بسیار خوب بر بادیگارد بد!

"آدابِ ریاکاری" یا «دستت رو شده، مربی!»/ یادداشت سید آریا قریشی، نویسنده "کافه‌سینما" در مورد فیلم "بادیگارد" (ابراهیم حاتمی‌کیا)
http://www.caffecinema.com/new/index.php/critic/item/12365-bodyguard-ebrahim-hatami-kia-review-aria-ghoreishi.html

مظلومان حکومتی!/ یادداشت امیر قادری درباره "بادیگارد"/ خدا کند عاقبت روستایی "ابدیت و یک روز"، نشود عاقبت سازنده "لانتوری"، و عاقبت مهدویان "ایستاده در غبار"، نشود حاتمی‌کیای این روزها/ بادیگارد ما مردم کجاست؟!
کافه سینما-امیر قادری: صحنه‌ افشاگری در ابتدای فیلم هست که تماشایش مغز استخوان آدم را می‌سوزاند: مریلا زارعی به عنوان همسر بادیگارد مسئولان مملکت، رفته اورژانس و یک مادر و فرزند، با وضع و حال طبقه متوسط این روزها، سرش داد می‌زنند که چرا یکی از بستگان‌شان که شاگرد همسر آقای بادیگارد هم هست، خودکشی کرده است. و البته همسر بادیگارد در این سکانس، بزرگواری می‌کند و پاسخ‌شان را نمی‌دهد! انگار که مظلوم این جا، حکومت و دولت موجود در ذهن فیلمساز است، در برابر توده زیاده‌خواه و بی منطقی به نام مردم!


محصول ضد مردمی، و البته ضد امنیت ملی آقای حاتمی‌کیا، بر اساس این دو قطبی شکل گرفته: دوقطبی که حاتمی‌کیا از یک طبقه و یک گروه، به عنوان دولت و حاکمیت، در برابر مردم کشورش ساخته. انگار بادیگارد قهرمان فیلم، دارد از حاکمیت ساخته حاتمی‌کیا، در برابر مردم کشورش محافظت می‌کند. فیلمی که قهرمان سفارشی فیلمساز، مدام نق می‌زند، از مظلومیت‌اش می‌گوید و تحت فشار قرار می‌گیرد.
داشتم به این صحنه خاص در ابتدای فیلم فکر می‌کردم که به نظرم می‌رسید به شکل ناخودآگاهانه‌ای، دنیای مولف‌اش را افشا می‌کند. اما خام بودم. حاتمی‌کیا، نه فقط در این صحنه، که در تمام فیلم‌اش، همین دیدگاه را با صدای بلند فریاد می‌زند. دردناک است.
و فقط بادیگارد نیست. شخصیت دیگر فیلم، "نابغه"ای که بادیگارد باید وظیفه محافظت‌اش را برعهده بگیرد، چون: «شخصیت‌های دهه 90، همین دانشمندها هستند»، مثل بادیگارد فیلم، یکی دیگر از همین بچه لوس‌هاست. فردی که به عنوان دانشمند هسته‌ای لابد صاحب اطلاعات مهمی است، اما دوست ندارد: «کسی دنبال‌اش باشد»! و البته حاتمی‌کیا حواس‌اش هست که همین جوان را یک "خودی" و فرزند یکی از دوستان شخصیت اصلی فیلمش قرار دهد. انگار روادار نیست که حتی این جوان صاحب استعداد در دهه 90 را هم، یکی از فرزندان عموم مردم ایران، از هر طبقه و گروه و قشری قلمداد کند.
اگر روزی روزگاری در آژانس شیشه‌ای، قهرمان حاتمی‌کیا قانون را نه برای حفظ حقوق از دست رفته مشتریان آژانس، که برای نجات جان "دوست"اش، زیر پا گذاشت، و به عنوان یک "هنرمند مردمی" ستایش شد، اما حالا در دهه 90 هستیم. نه فقط همه آگاه‌تر شده‌اند، که دیگر راه‌حل‌های قدیمی برای حفظ چالش‌های جدید، جواب نمی‌دهد. نتیجه می‌شود ساخته شدن یک فیلم افشاگرانه که دنیای مولف‌اش را به شکل هولناکی بازتاب می‌دهد. (بین فیلم‌های حاتمی‌کیا: "ارتفاع پست" و "چ" صاحب جهان مردمی بسیار سالم‌تری هستند.)
البته حیدر فیلم بادیگارد هم گرفتاری‌ها و شک‌های خودش را دارد. اما فردگرایی مضحک حاتمی‌کیا در این فیلم، تشبیهی از مقام خود او در مقام یک سینماگر سفارشی هم هست. بادیگارد فیلم حاتمی‌کیا اجتهاد می‌کند و در لحظات بحرانی و حیاتی، تصمیم می‌گیرد که خودش را سپر فرد مورد نظر بکند یا نکند! در حالی که خود او و روسایش می‌دانند وظیفه واقعی‌اش چیست: باید دستور را اجرا کند. به همین ترتیب، حاتمی‌کیا هم ماجرا را می‌تاباند و پیچ می‌دهد، اما خودش می‌داند وظیفه‌اش چیست: حفظ منافع گروه‌های "خاص"، که خودش هم جزیی از آن است، اما باید طوری ماجرا را بپیچاند که انگار دارد از یک حکومت، یا منافع مردم کشورش دفاع می‌کند. در حالی که وقتی شما چنین می‌کنید، نخستین چیزی را که هدف قرار می‌دهید، امنیت ملی واقعی کشورتان است.
ساخته شدن بادیگارد، البته رخداد بدی نیست. حاتمی‌کیا همچنان بهترین سفارشی‌سازهاست. فیلمسازان جوان ما، جدا از برخی تصمیم‌ها و انگیزه‌های مضحک شخصیت‌های قصه، می‌توانند چیزهایی از این فیلمساز بیاموزند. حاتمی‌کیا ملودرام‎‌ساز خوبی است، و بلد است حماسه را بر پرده سینما بیاورد. مثلا می‌داند تاثیر حضور یک نیروی پنهان نقاب‌دار، بر پرده سینما چیست. صحنه‌های اکشن فیلمش خنده‌دار از آب درنیامده، و از موسیقی، مطابق معمول آثارش، استفاده فراوان، اما مناسبی کرده است. ساخته‌شدن بادیگارد اما به‌خصوص از این جهت رخداد بدی نیست که به شکلی آشکار، همه چیز را روی دایره می‌ریزد. آن چه پشت شعارها پنهان شده بود. پیش از این هم گفته بودیم که "دوران تازه"، روزگار افشا شدن و شفافیت است.


- ... دیدن ادامه » فیلم "بادیگارد" (کارگردان، ابراهیم حاتمی‌کیا):

آریان گل‌صورت: تفسیر شخصی کارگردان از مفهوم امنیت ملی به هجو مسئله حفاظت در سیستم ختم شده است. حاصل یک نگاه به شدت دو قطبی که نشان از علاقه فیلمساز به بازگشت به دوران جنگ دارد. حاتمی کیا با این فیلم باسمه ای خود ثابت می‌کند که با وجود این همه رانت و امتیاز همچنان طلبکار است و در مقابل مردم طرف منافع یک گروه را می‌گیرد.

که با خانم ریاحی .جهت تصحیح
۲۳ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم "بادیگارد" رو برخلاف فیلم "چ" دوست داشتم و نقد اونو میذارم برای بعد!
اما کاملن مشخصه که "موسسه اوج" تهیه کننده این فیلمه و اثرش فراتر از صحنه ها تو دیالوگها پیداست!
بازی پرویز پرستویی و امیر آقایی شاهکار بود و بابک حمیدیان و بقیه روان. کاشکی مریلا زارعی فقط کستینگ انجام میداد و بازی نمیکرد!
گریم و صدا و فیلمبرداریش خوب بود!
موسیقیش علیرغم تعریف زیادی که خود کارن همایونفر کرده بود خیلی معمولی بود بطوریکه نواخته شدنشو در بسیاری از صحنه ها حس نمیکردی و زنگی به فیلم نمیداد!
اما قصه فیلم ساده و روایتش خوب شکل گرفته. قصه قهرمان و ضد قهرمان داره و با تصویر حرف میزنه. صحنه های بامزه فیلم هم خوب اجرا شده و تو یه فیلم جدی خوب از آب دراومده.
شاید سکانسای مربوط به شغل مریلا زارعی اضافیه و اگر نباشه لطمه ای به فیلم نمیخوره مثلن اگه ایشون ... دیدن ادامه » خانه دار بشه باز خیلی فرق نمیکرد و از قصه اصلی دور نمیافتاد که این امر باعث شده زمان فیلم کمی طولانی بشه!
اما نکته ضعیف دیگه این فیلم وصل شدن حلقه ها بهمه. پسر یه شهید، نابغه فیزیک میشه و میره انرژِی اتمی و رفیق بابای شهیدش میشه بادیگاردش و کاراکتر مادر اضافه میشه و لوکیشنهایی مثل کهف وسط میاد که بشدت شعاریه و بلندگوی موسسه اوج میشه!
اما طراحی و اجرای صحنه ها و همینطور جلوه های ویژه بصری فیلم بشدت عالیه و پایان فیلم بلحاظ اتفاق و شکل اجرا زیباست و تاثیر گذار!


موسیقی فیلم به نوعی تقلیدی از موسیقی مجید انتظامی بود در فیلمهای قبلی حاتمی کیا و قرابت ویژه ای با فضای این فیلم نداشت.
۲۷ اسفند ۱۳۹۴
ممنون خانم نجاتی.
با تاخیر
۰۴ فروردین ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بادیگارد اصلا فیلم خوبی نیست!

وقتی فیلمنامه ضعیف باشه هر چقدر هم شما سینما رو بلد باشی بازم فیلم جذابی ساخته نمیشه
من واقعا نتونستم به هیچکدوم از نقش ها نزدیک شم چون شخصیت پردازی در کار نبود همه یکسری تیپ کاملا کلیشه و تکراری ! بغض پرویز پرستویی که درنیومده و ژسته + غیرقابل باور بودن رفتارهای مهندس نخبه و....
بعلاوه فیلم زوائدی داشت که با حذفش هم هیچ خللی به روند داستان وارد نمیشد و عملا سکانس های سنجاق شده به اثر برای افزایش مدت زمان بود که شدیدا این اشفتگی و بی قصه بودن نفس کار رو گرفته بود!

بعلاوه چندتا باگ اساسی در کار بود که از حاتمی کیا بعید بود
مثلا چطور یک فرد نخبه انقدر مهمه که ۴ تا بادیگارد براش میذارن اما حتی شیشه های ماشین این فرد ضدگلوله نیست
یا مثلا چطور میشه ماشین جلوش بمب منفجر شه چپ بشه بعد سرنشینانش سالم بیان بیرون و حتی بدون ... دیدن ادامه » اینور اون ور؟

یکم غلظت سفارشی بودن کار بالا بود و شاید یکی به میخ و یک نعل بود که البته ضربه های به میخش حسابی محکم تر بود !

درکل اصلا فیلم دوست نداشتم جز دونکته
۱- موسیقی بی نظیر کارن همایونفر
۲-این دیالوگ:دعا کنید این کشتی سوراخ نشه اون وقت بعدش معلوم نیست چی میشه...
سلام امیرحسین
نخبه ها که هیچی خیلی از مسوولان سیاسی و نظامی با ماشین معمولی اینور و اونور میرن بغیر از اوناییکه رده امنیتیشون بالاست. مثلن شهید صیاد شیرازی فرمانده نیروی زمینی ارتش ماشینش پژو بود وقتی ترور شد !
ماشینشونم بنزبود اونم بنز قدیمی چپ کردنش ... دیدن ادامه » هنر میخواد :)
۱۴ بهمن ۱۳۹۴
سلام :)

مرسی از توضیحتون نمی دونستم! :)
من چون دیدم ۴ تا محافظ دنبالشن این طور تصور کردم که شخصیت خیلی مهمی باید باشه احتمالا!
۱۴ بهمن ۱۳۹۴
موسیقی بی نظیر کارن همایونفر

من این نظر رو ندارم
به نظرم شباهت زیادی به موسیقی چ داشت و حرف زیادی برای گفتن نداشت.
۱۴ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید