تیوال فیلم سینما نیمکت (هنر و تجربه)
S3 : 14:08:07
: محمد رحمانیان
: علی عمرانی، مهتاب نصیر پور، هومن برق نورد، اشکان خطیبی و رضا ناجی
: تورج منصوری
: تورج منصوری
: محسن شاه ابراهیمی
: پرویز آبنار

خلاصه داستان: داستان در دهه ۶۰روایت می شود و در ستایش سینماست. این فیلم داستان مردی است که عاشق فیلم و سینماست و درگیر اتفاقاتی در زندگی اش می شود. “سینما-نیمکت” داستان یک گروه دوره گرد نمایشی است که در سال های ٦٨-٧٣ (دوران ممنوعیت ویدیو) فیلم های تاریخ سینما را در روستاهای دورافتاده و قهوه خانه ها برای مردم اجرا می‌کنند.

 

آغاز اکران فیلم سینما نیمکت از روز یکشنبه ۲۱ آذر ١۳۹۵ خواهد بود و تا پایان روز سه­‌شنبه ۳۰ آذر ادامه خواهد داشت.
در طی این ده شب، این فیلم در سه سانس نمایش داده می‌­شود، سانس­های اول و دوم با نام سینما ـ نیمکت نمایش داده خواهد شد و سانس پایانی عنوانِ  «سینما ـ نیمکت: نسخه­‌ی کارگردان» را دارد، تفاوت این دو نسخه در تدوین و نیز مدت زمان نمایش فیلم است. نسخه­‌ی کارگردان توسط محمد رحمانیان تدوین شده و ١١۳ دقیقه است و این درحالی است که نسخه‌­ی کوتاهتر ۹٨ دقیقه است و تدوینگر آن حسن ایوبی است. 
فیلم «سینما نیمکت» دومین ساخته بلند محمد رحمانیان نمایشنامه‌نویس و کارگردان تیاتر است که با تهیه‌کنندگی تورج منصوری ساخته شده است. منصوری علاوه بر تهیه‌کنندگی این فیلم، به عنوان مدیر فیلمبرداری هم با ساخت آن همکاری داشته است.
محمد رحمانیان بعد از سال‌ها فعالیت در عرصه نمایش، ابتدا فیلم «کنسل» را در کانادا ساخت وسال گذشته نیز فیلم «سینما نیمکت» را ساخت.
علی عمرانی، مهتاب نصیرپور، هومن برق نورد و اشکان خطیبی بازیگران اصلی این فیلم هستند

__________________________________

__________________________________

گزارش تصویری تیوال از فرش قرمز فیلم سینما نیمکت / عکاس: حانیه زاهد

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» غیبت رحمانیان در فرش قرمز «سینما نیمکت»


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
فیلم بسیار زیبایی بود
فیلمی که با توجه به کستینگ و موضوعش تا حدودی تیاتری محسوب میشه و واقعا برام سوال بود که چرا استقبال خوبی از این فیلم بعمل نیومد!!!
بازی ها همه خوب بودند علی الخصوص علی عمرانی و اشکان خطیبی و مهتاب نصیرپور عزیز
تنها انتقادی که میشه داشت در مورد پایان فیلم بود که نقطه ضعف اکثر فیلم های سینمای ایران همین موضوع است.
خسته نباشید جناب رحمانیان بزرگ، امیدوارم گاهی بین تیاترهای خوبتون به سینما هم سر بزنید.
مجتبی مهدی زاده این را خواند
hesampars، فرانک غلامپور و Positron این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به طور کلی فیلم خوبیه و واقعا ارزش دیدن داره...
آقای عمرانی معرکه واقعا معرکه و توانمند هستن و به نظرم وزنه سنگین این فیلم بازی و صدای عالی ایشونه..
منتها چند تا مورد خیلی واسم جذاب نبود یکی شخصیت رییس که شاید به خاطر بازیگرش بود و اینکه به پرداخت شخصیت ها خصوصا صفا و عطا خوب پرداخته نشده نمیدونم میتونه نقطه ضعف باشه یا جناب کارگردان با انتخاب خودشون این کارو انجام دادن...
اشکان خطیبی هم همیشه خوب بازی میکنه اما یکم اغراق در بازیشون دیده می شد...اصلا با صحنه ویالون زدنشون در برف ارتباط برقرار نکردم..
از همه ی این موارد بگذریم صحنه های نوستالژی (که میشه گفت آقای رحمانیان تبهر خاصی در نوستالژی بازی دارند) و موسیقی فیلم باعث میشه سفر کنی توی خاطرات دور و نزدیکت...
ممنون از گروه خوب آقای رحمانیان
پرند محمدی، علیرضا و فرانک غلامپور این را خواندند
وحید عمرانی و Positron این را دوست دارند
بهترین صحنه فیلم اتفاقا ویالون زدن خطیبی در برف بود
۲۷ بهمن ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم همه چیزش عالی بود. بازی ها، موضوع، ریتم فیلم، موسقسی متن. تنها نکته این بود که کارگردان به حرف خودش تو فیلم عمل نکرد. اونم اینکه میشه یه جاهایی از فیلم که زیادیه رو حذف کرد.میشه آخر داستان رو عوض کرد و بهتر تمومش کرد!!
فریده چرخکار و Positron این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این فیلم بی نظیر بود. نوشته زیر تفسیر من از این فیلم است و ممکن است کاملا اشتباه و یا جایی از آن درست باشد.اما دوست داشتم با دوستان اینجا درمیان بگذارم.
-------------------------------------احتمال اسپویل فیلم موجود می باشد.اگر فیلم را ندیدید و یا نمیخواهید اسپویل شود، به صحنه هایی از فیلم در زیر اشاره شده است------------
فیلم نقدی به سینمای بعد از انقلاب بود. ناصی نمادی کامل از سینما و هنر کلاسیک بود. گویی انگار پدر سینما در نمادی از نیمکت، یک موتور که تبدیل به وانت شده است(چرخهای سینما) و شخص ناصی، ظاهر شده است.
اشکان خطیبی در نظر من دو نماد است، یک موسیقی و یا هنر ایرانی که شدیدا به اصول سینما و به سینمای قبل از انقلاب وابسته است و با چنگ و دندان از میان دشمنان عبور کرده(صحنه ای که اشکان خطیبی در میان برف با دستانی باز و دندانهای خون الود ایستاده است) تا خود را به پدر ... دیدن ادامه » برساند، و دوم جوانانی که سرشار از استعداد هستند ولی نیازمند یک لقمه نان بوده و حاضرند با حداقل دستمزد که همان سیر شدن شکمشان است با استعداد بیش از اندازه خود، خود را در اختیار هنر قراردهند(گشنه بودن مداوم و درگیری همیشگی با غذا)
هومن برق نورد را میتوان نمادی از سینمای مدرن دانست. در واقع مهندسین را در سینمای مدرن به نمایش میگذارد که باعث شده است سینما تا حد زیادی متحول شده به سینمای فعلی تبدیل شود. صفا(اگر اشتباه نکنم) در کنار نقش خود نمادی از سینمای مدرن ضعیف و رنجور ایران نیز هست، سینمایی که نقش مهندسین در آن آنقدر کم است که میتوان از آن به کلی صرفنظر کرد و همچنان ریشه های آن با سینمای کلاسیک چه خارج از ایران و چه سینمای کلاسیک داخل ایران پیوند خورده است.او که با کمترین تجهیزات تلاش میکند که هرچه زیباتر کردن فیلم ها کمک کند همیشه مریض است، به هیچ چیز غیر از کارش فکر نمیکند و به مادر شدیدا وابسته است.

مهتاب نصیرپور مادر سینماست. مادری که هم درگیر و عاشق هنر کلاسیک است و هم خواهان مدرنیته. به اصول پایبند است و میگویند هنر را نباید سانسور کرد. پایان خوش یا بد فیلم را عضوی از فیلم میداند، تغییر آن را به دلخواه کسی دیگر را برنمیتابد و مخالف آن است. مادر، مادر است و فرزندانش را دوست دارد، فرزندی که در کنار او و به عشق او هنر را رنگ و بو میبخشد بیش از اندازه به او وابسته است و مادر ، مانند همیشه میخواهد رشد فرزندش را ببیند، پس راه خود را انتخاب میکند، دست فرزندش، مهندس سینمای مدرن را میگیرد و با خود به سوی دیگری میبرد.در حالیکه پدر همچنان درگیر گذشته است و میخواهد با تغییر در آن شاید صحنه ای جدید خلق کند.

فیلم پر از سکانسهای نمادی است، نمادی که همه تلاش میکنند که با سختی چرخهای سینما را بچرخانند تا آن را به قله برسانند(کشیدن وسیله نقلیه در سربالایی کوه) و بسیاری دیگر اما نتیجه گیری آخر فیلم تا حدود زیادی جالب است.
صفا، که همیشه در جوش و خروش بوده، همیشه آنقدر تلاش داشته که دچار بی خوابی شده است در آخر آرام گرفته و این آرام گرفتن مساوی خواب ابدی اوست. مادر از فرزندش رضایت دارد ولی انگار کار او پایان یافته است، دیگر نمیخواهد پای خود را در هنر بگذارد. عطا کمی به خود آمده، حالا برای خود آهنگ میسازد، شعر میگوید، و مینویسد. ولی هنوز پدر را دوست دارد. و پدر، که تنها نماد مانده از سینماست هنوز درگیر گذشته است، شاید در صحنه آخر بفهمیم که چرا عطا مرد، چرا مادر رفت و چرا پدر هنوز درگیر است، زیرا باید نقش دو نفر را یکی بازی کند، سینما هنوز درگیر سانسورهای مردانه و زنانه است و .... الخ

جناب سالاری، سپاس از شما بابت اشتراک این تجربه ارزنده.
۰۲ دی ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی بود این فیلم.عالیییییییییییییییییییی.بهترین فیلم در چند سال اخیر
الهه الف و علیرضا این را خواندند
مهیا، راحله، فریده چرخکار و Positron این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم زیبایی بود.مدت ها بود هیچ فیلمی اینقدر سرگرمم نکرده بود...بازی ها ،قاب ها و موسیقی فراموش نشدنی،دیالوگ ها زیبا و فیلم با وجود زمان طولانی اش بسیار سرگرم کننده است..پلی میان تلخی و شیرینی.می شود حتی گفت :سینما پارادیزوی ایرانی
تنها چیزی که آزار دهنده می نماید مرز بندی زمانی فیلم و تیپ سازی چندی از نقش هاست
آرش
کاملا موافقم دقیقا منم یاد سینما پارادیزو افتادم فیلم شیرینی بود اما شصیت رییس اضافه بود صحنه خوردن دست خطیبی اضافه بود و به کار نمیومد و پایان بندی به شدت شعاری و کلیشه ای بود
پرداخت فیلم به شصیت ها بسیار کم بود و نشان دادن اجراهشون به نظرم کمی زیاد ... دیدن ادامه » بود
اما در کل فیلم لحظه های شیرین کم نداشت و خیلی براش زحمت کشیده بودند.
۲۰ اسفند ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک عاشقانه آرام! که تجربه ای شبیه در دنیای تو ساعت چند است را برای من تداعی کرد.
تیکه های سیاسی اش در نیامده و اگر حذف اش کند، عاشقانه تر خواهد شد.
مجتبی مهدی زاده، سپهر امیدوار، Amélie و وحید مقدم این را خواندند
مهیا و فریده چرخکار این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید