تیوال فیلم ماجرای نیمروز (هنر و تجربه)
S3 : 03:06:43
: محمدحسین مهدویان
: محمدحسین مهدویان، ابراهیم امینی
: مهرداد صدیقیان، احمد مهرانفر، هادی حجازی فر، مهدی زمین پرداز، حسین مهری، محیا دهقانی، لیندا کیانی، امیراحمد قزوینی، امیرحسین هاشمی، جواد عزتی، مهدی پاکدل
: سید محمود رضوی - محصول موسسه سیمای مهر
: هادی بهروز
: محسن دارسنج
: بهزاد جعفری
: هادی ساعد محکم
: سعید شرفی کیا
: محسن روزبهانی
: وحید کاشی
: عبدالرحیم صاحب الفصول
: سحاب زری باف
: بیتا موسوی
: کامران حجازی

 

 __________________________________

 

__________________________________

 

در محله های پر آشوب تهران، در پیچاپیچ خیایان ها و کوچه ها و در پستوی خانه ها سرگردان و حیران. آیا این جستجو را فرجامی هست.
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نشست فیلم ماجرای نیمروز / عکاس: رضا جاویدی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» نسخه نمایش خانگی «ماجرای نیمروز» به زودی توزیع می شود

» بهترین فیلم مردمی جشنواره اکران نوروزی می شود

» یادداشتی بر فیلم ماجرای نیمروزبه کارگردانی  محمدحسین مهدویان

» تمجید وزیر بهداشت از «ماجرای نیمروز»

» روز ششم جشنواره / مهدویان در آغوش حاتمی‌کیا

» نشست «ماجرای نیمروز» در برج میلاد / روایتی از تاریخ ملتهب معاصر ایران

» پوستر دومین فیلم بلند سینمایی محمد حسین مهدویان «ماجرای نیمروز» رونمایی شد. 


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
بازی و شخصیت بسیار دوست داشتنی هادی حجازی‌فر را که کنار بگذاریم، هیچ احساس و احوالی از این فیلم به آدم منتقل نمی‌شد جز تنش‌های یک فیلم ژانر اکشن. گرچه تکنیکالی کار حرفه‌ای بود ولی به لحاظ روحی و درونی هیچ اتفاق و تاثیری برای من رخ نداد. از کاملا یکسویه بودن فیلم هم نمی‌شد گذشت. من ایستاده در غبار را ندیدم، اما اصلا و اصولا با صورت مستندگونه ماجرای نیمروز کنار نیامدم. اگر فیلم در قالبی غیرمستند بود، اشکالی نداشت نقطه نظرش را منتقل کند و البته نقدها را هم بشنود. اما با این قالب مستند روایت تاریخ و نه داستان، مهم‌تربن اصل در طلب حقیقت یعنی صداقت به هوا می‌رود. حدس ما راجع به شخصیت‌های فیلم هم این است: صادق (جواد عزتی)؛ سعید امامی، مسعود؛ سعید حجاریان و کمال (هادی حجازی‌فر)؛ شهیدسیدمجتبی هاشمی.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمی بسیار خوش ساخت و فیلمبرداری خوب که بازی خوب بازیگران، ادمو با خوش میبره سال 60....نمیتونم راجع به صحت محتوا قضاوتی کنم ولی میشه خیلی جهت گیرانه نگاه نکرد و کیفیت ساخت و جذاب بودن فیلم رو بهش نمره خوبی داد
روشنک و حسین این را خواندند
نوبادی این را دوست دارد
وقتی یک فیلم در مورد وقایع تاریخی هست. نمی شه فقط به کیفیت ساخت و جذاب بودنش نگاه کرد. فیلم تاریخی باید به فکت تاریخی پایبند باشه
۱۹ تیر ۱۳۹۶
باهاتون موافقم ولی مسئله اصلی اینجاست همیشه فکت های تاریخی بع از گذر زمان خیلی زیادی مشخص میشه چون متاسفانه همه جانب گیرانه اونو مطرح میکنن
۱۹ تیر ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا این فیلم باید در گروه هنر و تجربه اکران بشه؟؟ اصلا در این گروه نمیگنجه..فیلم اول هم نیست. به نظر من که اگه این حجم از تبلیغات و پشتوانه و بودجه ی ساخت،پشت فیلم خروس جنگی هم بود الان بیش از 4 میلیارد فروش کرده بود..! ولی خوب باید در هنر و تجربه هم فروش داشته باشه..!
این فیلم هم در هنر و تجربه بود هم اکران عادی
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۶
به نظرم یکی از فیلمهای تجربی امسال بود. عین ایستاده در غبار که اون هم یک فیلم تجربی بود و به همین خاطر وارد هنر و تجربه شد ، نه بخاطر اینکه فیلم اولی بود.
این فیلم هم تجربی بود. نوع ساخت و قصه پردازی و شخصیت پردازی با سینمای بدنه فاصله داره. اصلن قدرت و خاصیت ... دیدن ادامه » این فیلم ها همینه.
اکرانش در هر دو گروه رو نمیدونم اما بهرحال میشه گفت به عنوان بهترین فیلم جشنواره می تونست توی هر دو گروه اکران بشه!
۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با سلام و وقت بخیر به همگی دوستان و تبریک سال نو و آرزوی داشتن سالی توام با سلامتی و موفقیت برای همگی دوستان
امروز فرصتی دست داد تا به تماشای فیلم ماجرای نیم روز بروم
یک فیلم خوب به معنای واقعی
بابت حضور اینچنین کارگردانی در عرصه سینما باید خدا رو شاکر باشیم امثال محمد حسین مهدویان ها سرمایه بالقوه و بالفعل سینمای آینده ایران هستند
وفاداری به دوره تاریخی داستان فیلم جلوگیری از بوجود آمدن داستانکهای فرعی که به داستان اصلی فیلم مربوط نمیشدند
استفاده درست از دوربین استفاده از لنزهای مناسب برای نزذدیک شدن تصاویر به تصاویر آن دوره زمانی
طراحی صحنه عالی که به شخصه هیچ ایراد و اشتباهی در صحنه های طراحی شده فیلم ندیدم
چهره پردازی خوب من تصاویر اصلی موسی خیابانی و کشمیری رو دیدم چهره پردازی فیلم بسیار دقیق انجام شده است
بازی بازیگران روان و بدون ... دیدن ادامه » اغراق فیلمنامه قوی فیلم که شخصیت پردازی خیلی خوبی دارد و کارگردانی دقیق و صبورانه مهدویان که باعث شده تا مخاطب با یک فیلم یک دست و روان روبرو شود
تماشای ماجرای نیم روز بطور جدی توصیه می شود
خدا رو سپاسگزارم که سینمای ایران هنوز هم آثار اینچنین فاخر و آبرومندی را در خود دارد
الهه الف و نوبادی این را خواندند
حنانه اسدزاده این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمبرداری فوق العاده،بازیها بجز جواد عزتی خوب بود.پرهیجان و ملموس.واقعن موضوعی بود که پرداختن بهش شجاعت میخواست و تلاش شده بود به واقعیت نزدیک باشه.که اگر نزدیک بود یا پیشرفت بعضی گروهها در طول سالیان خیلی چشمگیر بوده یا اینکه از واقعیت دور بوده!!!!!!
زهره مقدم این را خواند
یاسمن این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اینکه بتوان چنین فیلم پر کاراکتر و پر رویدادی را طوری صیقل داد که فیلمساز مسیر اصلی روایت را در دل رویدادهای متعدد به انحراف نکشاند و اندازه خطوط مکمل روایی فیلم را گم یا کم و زیاد نکند و تا جایی هم که امکان دارد از شخصیت شناسی و تنوع خصوصیات رفتاری و اخلاقی این تعداد آدم برای مخاطب غافل نشود در ورای همه این ها لحن مستندگون، خویشتن دار و در عین حال مشوش و بی قرار اثر را یکدست نگه دارد، دستاورد قابل توجه ای است.
مهدویان را میتوان بزرگترین استعداد سینمایی دهه نود دانست. جدا از اینکه استاد فضاسازی زنده و واقع گرایانه از سالهای دهه 60 هست و همواراه مخاطب را از روی صندلی اش میکند و چنان درون این فضا میبرد که بعد تاز پایان فیلم باید کمی بگذرد تا مخاطب باور کند که در دهه 90 هست، در ماجرای نیمروز فراتر از فیمسازی نوظهور، کارکشته و پخته نشان میدهد. از آن ... دیدن ادامه » جهت که با هوشمندی میداند برای عمق بخشیدن به چنین تریلر سیاسی و جناحی فقط دراماتیزه کردن صرف رویداها و جنایات با ریتمی تند و مرعوب سازی مخاطب از این طریق کافی نیست، شناساندن کاراکترها و وقت گذاشتن برای ترسیم خصوصیات و چالشهای فردی و همچنین سیر تغییرات رفتاری آنها در کنار چالش های کلی گرایانه حائز اهمیت است و انکار نشدنی.( به طور نمونه شخصیت مسعود را به عنوان بازجوی مصلحت اندیش از ابتدا تا انتهای فیلم دنبال کنید)
همچنین مهدویان خوب میداند که باید در چنین روایت ملتهب و خفقان آوری، بزنگاه های دراماتیکی را نشانه گذاری کرد که به دور از سانتی مانتالیسم رایج و کش دادن زیادی چنین موقعیتهایی، بتوان بیشترین تاثیر دراماتیک را در ذهن بیننده گذاشت. (به طور نمونه آن نمای بغل کردن همدیگر دو خواهر برای خودکشی انتحاری را به یاد آورید.) همچنین مضمون عشق که عنصری جدا نشدنی از ذات زندگی و سینما است و بار دراماتیک قربانی شدننش همواره اثرگذار است در رابطه با کاراکتر حامد به درستی به عنوان یک از شاخه های مکمل روایت کلی در طول فیلم بسط می یابد و در انتها تاثیر مخرب تندروی های سیاسی و جناحی را برای اکثر مخاطبان ملموس تر جلوه میدهد.
مصطفی رفیعی، شکوه حدادی و سپهر امیدوار این را خواندند
taghaodi، آزاده و محمد لهاک این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
امتیاز: 9
فیلم را دوست نداشتم با اینکه همراهش شدم.
مهدویان روایتی مستندگونه از حوادث سال 60 را نشان می دهد تا سبک فیلمبرداری و عدم نزدیکی به شخصیت ها برایمان کاملا توجیه پذیر باشد.
آنقدر حوادث سال 60 درونمایه عجیب و غریب و میخکوب کننده دارد که نیازی نیست بخواهیم آنها را باورپذیر جلوه دهیم و فیلم از همین جا لطمه می خورد. وقایع 7 تیر و فرار بنی صدر و 8 شهریور و ترورهای منافقین و نفوذی هایشان در همه جا (و خیلی های دیگر که برای لو نرفتن داستان به آنها اشاره نمی کنم) برای همه مان آشناست که گیر نمی دهیم به خط سیر نداشته ی فیلم، به داستانک های رها شده، به روابط در نیامده و به اعتراف یکباره ی کسی که اتمام فیلم در گرو تصمیم او بود.
یک مشت آدم منفعل که بیشتر واکنش نشان می دهند تا کنش. هنر اصلی شان گریه کردن و دعوا با هم است و نمی توانند داستان را پیش ببرند. اینها ... دیدن ادامه » قهرمان نیستند، حتی اگر کاملا واقعی و مستند باشند. احمد متوسلیان ایستاده در غبار قهرمانی واقع پذیر بود، اما اینجا این مجاهدین خلق هستند که اگرچه در ظاهر فیلم نیستند، اما قهرمان فیلم شده اند.
سپهر امیدوار و taghaodi این را خواندند
حمید یاری و پ.ر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مهدویان به فرمی تکامل می‌بخشد که خود، آغازگر آن در سینما بوده است. فرمی بدیع که زمینه مناسبی برای روایات تاریخی را فراهم می‌آورد، اگرچه که تا پیش از ماجرای نیم‌روز، مستند-داستانی بودن آثار مهدویان کار او را در پرداخت فیلمنامه آسان می‌کرد، زیرا شخصیت‌ها جان نداشتند و بدون نیاز به هیچ دیالوگی، دوربین از دور فضا را رصد می‌کرد اما داستانی شدن این سبک از فیلم‌سازی ریسک بالایی می‌طلبید، از سویی می‌توانست پایان زودهنگامی برای فرم مهدویان باشد و از سوی دیگر پرداخت به این برهه حساس و تاریک تاریخ انقلاب، راه رفتن بر لبه تیغ بود، زیرا هرگونه اشتباهی ولو کوچک می‌توانست وداع زودهنگام او با سینما در موضوعات تاریخی باشد. اما روند داستان‌سازی این فرم و پرداخت تاریخی آن کم‌نظیر بود. داستان‌های فرعی برای پر کردن فیلم و صیقل دادن داستان اصلی نبود، ... دیدن ادامه » روایت‌های عاطفی کاملا ذیل هسته مرکزی داستان قرار می‌گرفتند. اگرچه صحنه‌های دراماتیک می‌توانست مانند بسیاری از فیلم‌های دیگر «ضدجنگ» تعبیه شود اما در این داستان باید پذیرفت که اگر «نزنی میزننت»؛ حتی اگر معشوقه‌ات، خواهرت و حتی دوستت باشد. خوشبین بودن به دشمن، مثله کردن برادرت را در پی دارد و می‌تواند نفوذی‌ترین عوامل را در مهم‌ترین نقطه امنیتی بگنجاند. شخصیت‌ها تیپ‌سازی شده‌اند، هرکدام نماد تفکری خاص و رفتاری منحصربه‌فرد‌ند که البته در عالم واقع انسان‌ها نمی‌توانند تا به این حد تک‌بعدی باشند اما به نظر می‌رسد در روایت‌های تاریخی که مخاطب نسبت به کلیت آن جهل دارد، نیاز است تا هرکدام از شخصیت‌ها معرف بخشی از عقاید موجود در آن دوره باشند، چیزی که در آژانس شیشه‌ای نیز بخوبی گنجانده شده بود. در میان این شخصیت‌ها، شخصیت هادی حجازی‌فر از برجستگی خاصی برخوردار است؛ چریکی که به سختی راضی می‌شود فتح قله‌ها در جنگ را کنار گذاشته و به نبرد شهری در تهران روی آورد. طبیعتا بدون شخصیت حجازی‌فر فیلم هیچ رگه‌ای از طنز نداشت و با تلخی‌مزاج مخاطب را رها می‌کرد اما وی بخوبی از عهده طنازی در کار بر آمده است و بدون شک سیمرغ بهترین بازیگر مکمل تاکنون برازنده او است. او شخصیتی عملیاتی است که مدام به نبرد و کشتار تمایل دارد و هیچ رگه‌ای از تفکر و عقلانیت در وی دیده نمی‌شود، این تیپ «نابخرد دوست داشتنی» اگرچه مخاطب را می‌خنداند ولی در ذیل آن، بیننده به این نتیجه می‌رسد که این تیپ از آدم‌ها (اهالی جنگ) هیچ‌گاه نباید در مصدر تصمیم‌گیری‌ها قرار گیرند، زیرا روحیه عملیاتی‌شان پیامدهای ناگواری در پی خواهد داشت. مهدویان با خلق تیپ‌هایی دوگانه و متضاد بیان می‌کند جنگ شهری با ستون پنجم فرق بسیاری با نبردهای آزادسازی در قله و بیابان دارد و حرف‌های خودش را تا حدی از زبان شخصیت مسعود بروز می‌دهد؛ گفتمانی که پیش از این در فیلم «چ» و داستان آزادسازی پاوه مشهود بود. به هر ترتیب مهدویان با خلق این اثر کم‌نظیر انتظارات را از خودش بالا برده و حال بی‌رقیب او، آینده‌ای درخشان می‌طلبد که گوشه‌های تاریک تاریخ را با نور سینما روشن کند، اگرچه این فرم ناب اما محدود او همواره می‌تواند نقطه قوتی در آثارش باشد اما ممکن است روزی بیاید که نگاتیو و دوربین‌های دوره‌های پیشین به اتمام برسند و از همین الان باید فکری به حال آینده کرد. آینده‌ای که نشان می‌دهد مخالف‌ترین انسان‌ها نیز به پای فیلم خوب ایستاده‌اند و ممتد‌ترین تشویق طول جشنواره را به نامش رقم می‌زنند.


یاسمن پورمهران این را خواند
مهرزاد نادرپور و مصطفی رفیعی این را دوست دارند
البته در تکمیل نقدتان باید به فیلم برداری و صحنه پردازی بسیار خوب فیلم اشاره کنم که از نکات قوت فیلم در فضاسازی داستان است
۱۷ بهمن ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ماجرای نیمروز؛ فقدان نگاه و ایده
ایستاده در غبار، در نخستین نمایشهایش در جشنوارۀ گذشته، نوید دهندۀ ظهور فیلمساز جوان و خلاقی بود که با استفاده از داکیودرام پرداخته نشده در سینمای ایران، به یکی از شخصیت های تاثیر گذار دوران جنگ نزدیک و اثری درخشان تولید کرده بود و تحسین منتقدان و عامۀ مردم را جلب نمود.
همۀ اینها باعث میشود انتظارها از مهدویان در ابتدای کار بشدت بالا رفته و همگان منتظر کارهای بعدی او باشند.
کار بعدی او یعنی ماجرای نیمروز محصول موسسۀ سیمای مهر است که از سال گذشته با سیانور علاقه خود را برای تصویر کشیدن سازمان مجاهدین خلق نشان داده است؛ این بار در فیلم تازه خود به سراغ پر مناقشه ترین دوران دهه شصت؛دوران ترور و وحشت رفته اند.
ماجرا نمیروز فاقد نگاه و جهان بینی است، فرمی که کارگردان از آن در ایستاده در غبار بهره می¬جست و رویه ... دیدن ادامه » ها رادیکال و نو آورانه داشت این بار تنها برای پر کردن خلا های فیلمنامه و فقدان درام بکار گرفته می¬شود. درامی که از ابتدا شکل نمیگیرد و خط باریک رومانتیک داستان هم دردی از آن دوا نمی¬کند. و مخاطب با انبوهی از تصاویر زیبایی رو به رو است که خوب قاب شده و زیبا است ( همچون کالایی که خوب بسته بندی شده).
دوربین هم سرگردان است نمی¬توان گفت که دقیقا مسئله آن چیست و در کجا ایستاده در واقعی میتوان ادعا کرد که فاقد شخصیت است و باعث می¬شود روایت ابتر و ناقص جلوه کند و حس تعلیقی را که در آثار اکشن گویی لازم و ضروری است را از بین می¬برد یا بهتر بگوییم اجازه شکل گیری به آن را نمی¬دهد و لحن مستندگونه آن شاید ترفندی برای جذب مخاطبی است که دلش کالای خاص می¬خواهد و این حس که بهترین را انتخاب کرده است.
فیلم خود را دغدغه مند برای تاریخ نشان می¬دهد اما تاریخ زدایی می¬کنند از رخداد تاریخی برای رصد پذیری آن به گونه ای خاص. حقانیت بهشتی ، رجایی را نمی¬ دانیم از کجاست و این سوال که چرا ماموران اطلاعاتی سپاه نیروی خیر اند چون به کودکان کار ندارند و با آنها مهربان اند ؟ این کفایت می¬کند؟ فضای ملتهب با تصاویر منقطع شکل نمی¬گیرد. موسی خیابانی کیست ؟ رجوی کیست و چرا مخالف است ؟ چرا نیروی اطلاعاتی باهوش و خبره از آنها یک قدم عقب است و از مخاطب عقب تر ؟ انبوهی ابهام که فیلم هیچ پاسخی برای آن ندارد.
همه اینها فارغ از این نکته است که چرا هادی حجازی فر ( لایق دریافت سیمرغ) جذاب است ! کارکتری که صرفا برای زدن آمده است و مهدی زمین پرداز را متهم به لاس زدن میکند. که با متهم ها با نرمی سخن می¬گوید و چرا زمین پرداز مغلوب نگاه او می¬شود.
شاید باید برای جواب انبوهی سوال بی پاسخ، فیمساز و نویسنده می بایست به سراغ افق های دیگری بروند( بنظرم افق نظری) بروند و از دریچه آنها به جهان عمیق بنگرند.
ماجرای نیمروز از مهم ترین آثار سی پنجمین دوره از جشنواره فیلم فجر است و شاید از درخشان ترین آنها در نزدیک شدن به مدیوم سینما. اما راه بسیاری در پیش دارد .

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تبریک به آقای مهدویان برای این فیلم خوش ساخت... فضاسازی، چهره پردازی ، طراحی لباس و صحنه عالی... انتخاب بازیگران هم بسیار مناسب بود و البته آقای حجازی فر یه سر و گردن از همه بالاتر... اگر چه موضوع فیلم تو سلیقه من نبود اما از حق نگذریم فیلم کم ایراد و خلاقانه ای بود.
بالاخره از سینما اومدیم بیرون و حس و خال خوب بعد از دیدن یه فیلم خوب بهم دست داد
کاری به هدف ، یا روایت مورد نظر فیلم هم اگر نداشته باشیم فارغ از هر چیزی ساخت فیلم عالیه
بازی بازیگرا به شدت خوبه مخصوصا هادی حجازی فر
طراحی صحنه و لباس هیچ ایرادی نداره
موسیقی خوبه
حتی اگه با داستان فیلم هم مشکل دارین از دستش ندین
فیلمی که اگر نبینید به خودتان و سینما ظلم کرده اید . "شاهکار محمد حسین مهدویان "
شکوه حدادی، پ.ر و taghaodi این را خواندند
ع.ع.سامانی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از صفحۀ میلاد دخانچی
.
همین الان از فیلم "ماجرای نیم روز" مهدویان برگشتم.
مهدویان به تکرار افتاده است. این دوربین رو دست های در کمین، دیگر حل نیست. توجیه ندارد. چه کسی پنهان است؟ دوربین کیست؟ نه. مهدویان پشت این دوربین روی دست قایم شده است. فیلم کانسپت ندارد و از همه مهمتر قصه. داستان خطی است و حوصله سر بر. قصه تعلیق ندارد. باید منتظر باشی تا شخصیت ها یکی پس از دیگری به تو معرفی شوند. کاری بکنند و بروند. انگاری یک نفر به یک نفر گفته: "حاجی یه فیلم بساز اینا رو نشون بده". مهدویان هم گفته است: "چشم." آن شیطنت "ایستاده در غبار" هم اینجا نیست. درجه سلسه مراتب و حرفه ای بودن امنیتی ها هم بیشتر هالیودی می نماید تا شصتی و انقلابی. بله؛ یک نفر از این طرف، عاطفه ای نسبت به یک نفر در آن طرف دارد. خب؟ بعدش؟ اصلا ما رفتیم خانه تیمی را فتح کردیم. خب؟ ... دیدن ادامه » بعدش؟ فیلم هیچ چیزی به ما نمی گوید. معلوم نیست هدف "ماجرای نیم روز" چیست؟ اینکه آنها بد بودند؟ خب این را میدانیم. بعدش؟ اینکه ما همه اش در میدان مبارزه در حال شکست بودیم و آخر خودی های آن طرفی خودشان را لو دادند؟ خب؟ که چی؟ اینکه هنوز وضعیت، ثبات نداشت؟ خب؟
"ماجرای نیمروز" آنچه را که باید به ما بگوید، نمی گوید. "ماجرای نمیروز" فقط ماجرای یک نمیروز است. عمق ندارد. عمقِ تاریخی ندارد. تیز نیست. نمی بُرد. زخمی هم نمی کند. مهدویان تلاشی دوباره داشته است تا تاریخ را عرفی کند و با انسانی کردن دوست و دشمن، قدمی در این راستا برداشته باشد. اما عرفی کردن این تاریخ خیلی ضروری جلوه نمی کند. شاید چون از اساس عرفی است. مهدویان اما در تفکیک فاشیزم فرهنگی از سیاسی حرکت رو به جلویی داشته است. او در حد توان خود سعی کرده نشان دهد چگونه فاشیزم سیاسیِ منافقین، قبل از هرچیز یک "باورِ ایدئولوژیکِ چشم بسته" بود. مهدویان سربسته می گوید نمی توان فقط "لاشه" ارتجاع را روی زمین جمع کرد. اما شخصیت کاراکتر هادی حجازی فر این حرف مهدویان را "لاس" زدن می داند. شاید هم حق با اوست. انتخاب بین "لاشه" و "لاس" آن هم در وضعیت بحرانی انتخاب سختی است. ای کاش مهدویان دوگانه "لاشه و لاس" را بیشتر باز کرده بود و انوقت میشد کانسپت دار بودن فیلم او را باور کرد.
برگردیم به دوربین های روی دست. در سکانس آخر، معلوم نیست این دوربین پنهان، زاویه دید چه کسی است؟ دوست؟ دشمن؟ مخاطب؟ این سردرگمی، هنری نیست. یعنی نمی تواند به عنوان تکنیک هنری به ما فروخته شود. اما مهدویان سردرگم نیست. او می داند که می خواهد هر سال با استفاده از نقطه قوت خود؛ یعنی درک مثال زدنی اش از "زیباشناسی انقلاب و جنگ" فیلم بسازد و از هادی حجازی فر بازی فوق العاده بگیرد. او همچنین اهل مطالعه و تحقیق زمانبر تاریخی است. اما این مسیر تکراری را نمی توان دیگر به او توصیه کرد. مهدویان دانش تاریخی خوبی دارد. "بینش تاریخی" اش اما استخوان دار نیست. مهدویان باید کمی بیشتر کتاب بخواند.
کاملا مخالفم . فیلم نه شعاری هست و نه سفارشی . بلکه کاملا برعکس . فیلم قصه روانی داره با بازیگرانی درجه یک خصوصا هادی حجازی فر . اونم در ژانری بسیار سخت .که عامه پسند نیست . محمدحسین مهدویان پا تو راه سختی گزاشته . راهی که خیلی ها تحت تاثیر رسانه های ضد انقلاب ... دیدن ادامه » مثل بی بی سی و اماثل هم هستند . تو چنین ژانری چنین فضاسازی و کارگردانی و هوش کار هر کسی نیست . بی شک مهدویان در 10 سال بعد به یکی از بزرگ ترین کارگردان های تاریخ سینمای ایران تبدیل میشه خیلی بزرگ تر از پیروان راه فرهادی مثل روستایی
۱۵ بهمن ۱۳۹۵
بنظر من هم فیلم با فکر و کار و کنکاش فراوان ساخته شده و اصلن سفارشی نیست معلومه به کارگردان با علم به اینکه یک داستان واقعی رو باید روایت کنه فیلم رو ساخته و تعمدا دوربین رو برای مستند سازی یک واقعه رخ داده روی دست قرار داده . بنظر من بازی های روان و در بعضی ... دیدن ادامه » مواقع بسیار حرفه ای و نیز فیلم برداری و صحنه پردازی فیلم از نکات مثبت ماجرای نیمروز هست که می توانند جزو کاندیدهای این دوره از جشنواره فیلم باشند.
۱۷ بهمن ۱۳۹۵
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید