تیوال فیلم امیر
S3 : 03:34:07
: نیما اقلیما
: میلاد کی مرام، هادی کاظمی، مصطفی قدیری، بهدخت ولیان، روشنک سه قلعه‌گی، وحید منافی، سحر دولتشاهی، آرتین گلچین
: سید ضیا هاشمی
یکی با کار، یکی با پول، یکی با زندگی، یکی هم با سیگار. همه خودشونو می‌کشن. فقط راه هاشون فرق می‌کنه.
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نشست پرسش و پاسخ فیلم امیر / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست فیلم امیر در دو قدم تا سیمرغ / عکاس: سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» یادداشت لاله محمودی درباره فیلم امیر

ویدیوهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
اگر بخواهیم بگوییم «امیر» ریتم کندی دارد، خطا رفته‌ایم.
«امیر» اساساً ریتمی ندارد و قصه فقط وصله پیله، سیگار کشیدن‌های شخصیت اصلی و سروکله زدن‌هایش با خانواده و سکوت بی‌معنا و اعصاب‌خردکنش است.
امیر به‌مانند فیلمش، خنثی است و فقط روی پرده پرسه میزند و به بیننده کدها و پیام‌های تصویری اشتباهی می‌دهد که انگار قرار است اتفاق مهمی روی دهد اما نه اتفاقی روی می‌دهد و نه اصلاً اتفاقی در میان بوده است که بیننده انتظارش را بکشد.
در «امیر» نه باشخصیت پردازی خاصی روبرو هستیم و نه پیش‌زمینه‌ای از قصه آدم‌هایی که روی پرده می‌بینیم، می‌دانیم.
درنهایت اگر بخواهم را جمع‌بندی کنم، باید بگویم با فیلم‌سازی طرف هستیم که پتانسیل بالایی برای خلاقیت و آفرینش هنری دارد اما فعلاً زیادی مدهوش خودش و توانایی‌هایش است که اولین ساخته‌اش، متوسط است، نه ... دیدن ادامه » متوسط رو به بالا و نه متوسط رو به پایین، فقط متوسط.

#از بلاگ نماوا
چقدر این فیلم بد و کسالت بار بود و فقط ما در این فیلم فهمیدیم جناب کیمرام چقدر خوب سیگار میکشند!
۱۶ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یکی از راههای آب بستن به فیلم و رسیدن به تایم استاندارد بین مکالمه دو بازیگر ۳۰ ثانیه مکث و سکوته
عطیه عابدین این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیک و خوش فرم ، اما همچنان پوچ و بی هدف.
امیر ، مقداری از خشم و انزجار دیشب را با خود شُست و برد ، اما خودش هم آنچنان عاری از نکات منفی و زننده نیست.
این فیلم در واقع کارت پستالی است که توسط دوربین فیلمبرداری به تولید رسیده و به نمایش در آمده. و صد حیف که این فرم کارت پستالی به محتوای درون آن چربیده و غالب شده.
امیر ، یا البته اینطور بگوییم که سازنده امیر (نیما اقلیما) به واسطه مدیر فیلمبرداری خود (ادیب سبحانی) چنان درگیر بستن قاب هایی چشمگیر و البته ساختار شکنانه در سینمای ایران بودند که گویا از یاد برده اند که سینما تنها "تصویر" نیست. بدون اغراق این فیلم از لحاظ بصری ، اثری خوش ساخت و شگفت آور محسوب میشود اما وقتی مسئله داستان ، پیرنگ ، محتوا و موضوع پیش کشیده می شود ، فیلم به سمت نابودی به حرکت در می آید.
حقیقتا حین دیدن فیلم شدیدا یاد فیلم ... دیدن ادامه » معروف "ایدا" ، محصول لهستان ، اثری از "پاول پالیکوفسکی" می افتادم و قطعا اگر فیلم سیاه و سفید ساخته میشد ، بی رو دروایسی امیر را نسخه ی کپی شده و شکست خورده ی آن فیلم میدانستم اما همچنان وقتی بحث محتوایی فیلم وسط می آید ، امیر حتی در حد شوخی هم نیست!
فیلم تکلیف خود را نمیداند. حتی خود فیلم خودش را نمیشناسد. این تکنیک خاص و منظم و جدی ، به شدت حیف شده و باید حسرت این را خورد که چرا در قالب چنین فنجان خوش ساختی ، باید آب بنوشیم جای قهوه؟
طلاق ، حضانت ، مهاجرت ، جنون و شخصیتی اصلی که تیپ و فضای قابل قبول و جذابی دارد ، کاملا بی ربط و کاملا ناهماهنگ با فرم فیلم ، طوری در اثر گنجانده شده اند که تنها رفع تکلیفی باشند برای پُر کردن جای خالی واژه ی فیلمنامه در تیتراژ.
و البته سوالی بی جواب که دقیقا این شخصیت امیر ، که در برخی نما ها توجه و تمرکز عظیمی روی آن شده ، دقیقا چقدر نقش موثری دارد؟ چرا که تمام اتفاق های هرچند ساده و مضحک فیلم ، در خدمت افراد پیرامون امیر بود و حتی نمیتوان ادعا کرد که این اتفاقات ، در روند زندگی امیر تاثیر خاصی داشتند که ارزش به دوربین کشیدنش مشهود باشد. و قطعا چندین و چند اشتباه و ایراد و ضعف دیگر که بماند برای اکران عمومی.
در امیر ، همه چیز مهیا بود برای لذت بردن از یک سینمای نابِ ساختار شکنانه اما در پایان 90 دقیقه و روشن شدن چراغ های سالن ، تنها زیر آوار خراب شده از آرزو های دست نیافتنی فیلمساز ، پیگیر راه خروج بودیم...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قضاوت در مورد این فلم کار بسیار سختی خواهد بود,

روایتی از یک زندگی پر مشکل بدون فریاد آه و ناله , روایتی بی قضاوت , بی قهرمان و ضد قهرمان , قطعا فیلمبرداری این فیلم , بستن قاب ها و ... شجاعت بسیار میخواست و از نظر من خوب از کار دراومده بود, کادری نیمه که شاید نشان از شناخت نصف و نیمه ما از زندگی آدم ها داره, قاب بندی های کج و پرتره مانندی که تو کمتر فیلمی میشه دید.
روایت شاید کمی کند ولی متعدد و قصه گو. تنهایی و بی هدفی ای که این روزها تو جامعه موج میزنه صدای فریاد فیلم بود و بازی هایی از بازیگران بدون نام که بازی های ستاره های فیلم بخصوص سحر دولتشاهی رو ناپدید میکرد.
میلاد کی مرام ستاره فیلم بود و شخصیتی جذاب و در عین حال شلوغ. شخصیتی که همه کاراکترهای فیلم باید به اون تکیه میکردند و "امیر"ی که بدون تکیه گاه فقط نظاره گر بود و سیگار به لب میگرفت. ... دیدن ادامه »
شاید خیلی از تماشاچی ها از دیدن فیلم سرگردان بشن و با یه " آخرش که چی" از سالن بیان بیرون, ولی بغضی که فیلم داشت و هیچوقت نترکید حداقل یک شب مهمان تماشاچی های خسته از کلافگی این روزها خواهد بود.
نیلوفر، navidjahan و امیرمسعود فدائی این را خواندند
شادی صیرفی و Catchawave16 این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید