کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال فیلم امیر
S3 : 10:06:27 | com/org
یکی با کار، یکی با پول، یکی با زندگی، یکی هم با سیگار. همه خودشونو می‌کشن. فقط راه هاشون فرق می‌کنه.

گزارش تصویری تیوال از نشست پرسش و پاسخ فیلم امیر / عکاس: پریچهر ژیان

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری تیوال از نشست فیلم امیر در دو قدم تا سیمرغ / عکاس: سارا ثقفی

... دیدن همه عکس‌ها ››

اخبار

›› یادداشت لاله محمودی درباره فیلم امیر

ویدیوها

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
اگر بخواهیم بگوییم «امیر» ریتم کندی دارد، خطا رفته‌ایم.
«امیر» اساساً ریتمی ندارد و قصه فقط وصله پیله، سیگار کشیدن‌های شخصیت اصلی و سروکله زدن‌هایش با خانواده و سکوت بی‌معنا و اعصاب‌خردکنش است.
امیر به‌مانند فیلمش، خنثی است و فقط روی پرده پرسه میزند و به بیننده کدها و پیام‌های تصویری اشتباهی می‌دهد که انگار قرار است اتفاق مهمی روی دهد اما نه اتفاقی روی می‌دهد و نه اصلاً اتفاقی در میان بوده است که بیننده انتظارش را بکشد.
در «امیر» نه باشخصیت پردازی خاصی روبرو هستیم و نه پیش‌زمینه‌ای از قصه آدم‌هایی که روی پرده می‌بینیم، می‌دانیم.
درنهایت اگر بخواهم را جمع‌بندی کنم، باید بگویم با فیلم‌سازی طرف هستیم که پتانسیل بالایی برای خلاقیت و آفرینش هنری دارد اما فعلاً زیادی مدهوش خودش و توانایی‌هایش است که اولین ساخته‌اش، متوسط است، نه متوسط رو به بالا و نه متوسط رو به پایین، فقط متوسط.

#از بلاگ نماوا
چقدر این فیلم بد و کسالت بار بود و فقط ما در این فیلم فهمیدیم جناب کیمرام چقدر خوب سیگار میکشند!
۱۶ بهمن ۱۳۹۶
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
یکی از راههای آب بستن به فیلم و رسیدن به تایم استاندارد بین مکالمه دو بازیگر ۳۰ ثانیه مکث و سکوته
عطیه عابدین و امیر مسعود این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
شیک و خوش فرم ، اما همچنان پوچ و بی هدف.
امیر ، مقداری از خشم و انزجار دیشب را با خود شُست و برد ، اما خودش هم آنچنان عاری از نکات منفی و زننده نیست.
این فیلم در واقع کارت پستالی است که توسط دوربین فیلمبرداری به تولید رسیده و به نمایش در آمده. و صد حیف که این فرم کارت پستالی به محتوای درون آن چربیده و غالب شده.
امیر ، یا البته اینطور بگوییم که سازنده امیر (نیما اقلیما) به واسطه مدیر فیلمبرداری خود (ادیب سبحانی) چنان درگیر بستن قاب هایی چشمگیر و البته ساختار شکنانه در سینمای ایران بودند که گویا از یاد برده اند که سینما تنها "تصویر" نیست. بدون اغراق این فیلم از لحاظ بصری ، اثری خوش ساخت و شگفت آور محسوب میشود اما وقتی مسئله داستان ، پیرنگ ، محتوا و موضوع پیش کشیده می شود ، فیلم به سمت نابودی به حرکت در می آید.
حقیقتا حین دیدن فیلم شدیدا یاد فیلم معروف "ایدا" ، محصول لهستان ، اثری از "پاول پالیکوفسکی" می افتادم و قطعا اگر فیلم سیاه و سفید ساخته میشد ، بی رو دروایسی امیر را نسخه ی کپی شده و شکست خورده ی آن فیلم میدانستم اما همچنان وقتی بحث محتوایی فیلم وسط می آید ، امیر حتی در حد شوخی هم نیست!
فیلم تکلیف خود را نمیداند. حتی خود فیلم خودش را نمیشناسد. این تکنیک خاص و منظم و جدی ، به شدت حیف شده و باید حسرت این را خورد که چرا در قالب چنین فنجان خوش ساختی ، باید آب بنوشیم جای قهوه؟
طلاق ، حضانت ، مهاجرت ، جنون و شخصیتی اصلی که تیپ و فضای قابل قبول و جذابی دارد ، کاملا بی ربط و کاملا ناهماهنگ با فرم فیلم ، ... دیدن ادامه ›› طوری در اثر گنجانده شده اند که تنها رفع تکلیفی باشند برای پُر کردن جای خالی واژه ی فیلمنامه در تیتراژ.
و البته سوالی بی جواب که دقیقا این شخصیت امیر ، که در برخی نما ها توجه و تمرکز عظیمی روی آن شده ، دقیقا چقدر نقش موثری دارد؟ چرا که تمام اتفاق های هرچند ساده و مضحک فیلم ، در خدمت افراد پیرامون امیر بود و حتی نمیتوان ادعا کرد که این اتفاقات ، در روند زندگی امیر تاثیر خاصی داشتند که ارزش به دوربین کشیدنش مشهود باشد. و قطعا چندین و چند اشتباه و ایراد و ضعف دیگر که بماند برای اکران عمومی.
در امیر ، همه چیز مهیا بود برای لذت بردن از یک سینمای نابِ ساختار شکنانه اما در پایان 90 دقیقه و روشن شدن چراغ های سالن ، تنها زیر آوار خراب شده از آرزو های دست نیافتنی فیلمساز ، پیگیر راه خروج بودیم...
قضاوت در مورد این فلم کار بسیار سختی خواهد بود,

روایتی از یک زندگی پر مشکل بدون فریاد آه و ناله , روایتی بی قضاوت , بی قهرمان و ضد قهرمان , قطعا فیلمبرداری این فیلم , بستن قاب ها و ... شجاعت بسیار میخواست و از نظر من خوب از کار دراومده بود, کادری نیمه که شاید نشان از شناخت نصف و نیمه ما از زندگی آدم ها داره, قاب بندی های کج و پرتره مانندی که تو کمتر فیلمی میشه دید.
روایت شاید کمی کند ولی متعدد و قصه گو. تنهایی و بی هدفی ای که این روزها تو جامعه موج میزنه صدای فریاد فیلم بود و بازی هایی از بازیگران بدون نام که بازی های ستاره های فیلم بخصوص سحر دولتشاهی رو ناپدید میکرد.
میلاد کی مرام ستاره فیلم بود و شخصیتی جذاب و در عین حال شلوغ. شخصیتی که همه کاراکترهای فیلم باید به اون تکیه میکردند و "امیر"ی که بدون تکیه گاه فقط نظاره گر بود و سیگار به لب میگرفت.
شاید خیلی از تماشاچی ها از دیدن فیلم سرگردان بشن و با یه " آخرش که چی" از سالن بیان بیرون, ولی بغضی که فیلم داشت و هیچوقت نترکید حداقل یک شب مهمان تماشاچی های خسته از کلافگی این روزها خواهد بود.
نیلوفر، navidjahan، امیرمسعود فدائی و امیر مسعود این را خواندند
شادی صیرفی و Catchawave16 این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید