تیوال جشنواره فیلم فجر، ‌دوره سی و ششم | اخبار
S3 : 20:51:33
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
یادداشت علی عطشانی در رابطه با حواشی مراسم اعلام نامزدهای سی و ششمین جشنواره فیلم فجر | عکس
یادداشت
» یادداشت علی عطشانی در رابطه با حواشی مراسم اعلام نامزدهای سی و ششمین جشنواره فیلم فجر
... دیدن متن »

 

به کجا داریم می‌ریم ما؟
به گزارش مشاور رسانه‌ای بیتا فیلم، در پی حواشی ایجاد شده در مراسم معرفی نامزدهای سی و ششمین جشنواره فیلم فجر، علی عطشانی کارگردان سینما یادداشتی را به شرح زیر منتشر کرد:
«امسال به دلیل اینکه سرگرم شروع فیلمبرداری «کاتیوشا» بودم نتونستم به جشنواره برم ولی جسته گریخته خبرها رو می‌دیدم و می‌شنیدم . اینکه فیلم «اولین تولد» رو به جشنواره ندادم دلایلی داشتم و همونطور که تو هفته‌ها و ماه‌های گذشته از خبرنگاران عزیز عذرخواهی می‌کردم و راجع به جشنواره و فیلم صحبت نمی‌کردم الان هم بنا نداشتم حرفی راجع به جشنواره بزنم اما امروز در فضای مجازی چیزی دیدم که به شدت آزارم داد.
توی فیلمی که داریم کار می‌کنیم احمد مهرانفر عزیز یه تیکه کلام کمدی داره که به کاراکتر روبه‌روش (چون هنوز نام ایشون رو خبری نکردیم اسم نمی‌برم) مدام می‌گه «وااای به کجا داریم می‌ریم ما؟»
امروز بعد از دیدن صدای قهقهه حضار بعد از شنیدن اسم پژمان جمشیدی مدام این جمله تو ذهنم میومد که «به کجا داریم می‌‌ریم ما»
جدای از اینکه این جمله و خیلی از جملات دیگه که می‌تونه ما رو تکون اساسی بده تو مملکت ما لوس و مسخره شده ولی واقعا این جمله مناسب بعضی از اهانت‌هایی است که می‌بینم تو صفحات مجازی داره میشه اونم به خاطر یه نامزدی!
شاید یکی از کسانی که بیشترین ضربه‌ها رو چه از نظر روحی چه از نظر کاری از دوره‌های گذشته جشنواره خورده من باشم. داستان «نقش نگار» رو حتما می‌دونین که فیلم تو کاتالوگ جشنواره هست ولی نمایش داده نشد! یا داستان «پارادایس» و «تلفن همراه رئیس جمهور» و «دموکراسی تو روز روشن» که کاملا واضح، هر دوره از جشنواره با اتفاقات عجیبی روبه‌رو شد....
شاید به همین دلیل بود و هست که علیرغم اینکه می‌دونستم جدای از خوب یا بد بودن فیلم «اولین تولد» با توجه به اینکه اولین تولید مشترک ایران و هالیوود بود می‌تونست جذابیت‌های خاصی تو جشنواره داشته باشه هیچ انگیزه‌ای برای ارائه اون نداشتم و ندارم ...
این رو عنوان کردم که مطمئن بشید قصد حمایت از جشنواره و هیئت داوران رو به هیچ وجه ندارم، اما عمده مشکلاتی که داریم به  همین اتفاقات شبیه برخورد با پژمان جمشیدی بر‌می‌گرده.
مگه شمایی که به عنوان شدن اسم ایشون می‌خندی و کلی فحش و الفاظ و کلمات بد توی پیام‌هات به کار می‌بری برای این انتخاب، کی هستی؟ مگه من کی هستم؟ داورا کی هستن؟ پژمان جمشیدی کی هست؟ ما همه‌مون در درجه اول انسانیم و هر انسانی می‌تونه پیشرفت کنه و اصلا هر مجموعه‌ای می‌تونه انتخابی داشته باشه.
چه مشکل فرهنگی باعث شده ما همیشه نگاه بالا به پایین داشته باشیم و فقط نظر خودمون رو اصلح بدونیم؟ من شخصا هیچ کدوم از فیلم‌های امسال رو ندیدم و طبیعتا بازی ایشون رو هم ندیدم ولی چی شده که ما که به صورت خیلی اغراق شده خودمون رو گل سرسبد فرهنگ توی دنیا می‌دونیم اینقدر بی تربیت شدیم؟ فقط اینجا هم نیست، توی ورزشگاه‌هامون، بین سیاستمدارامون ، پایین صفحات افراد معروف دنیا در صفحات مجازی و هزار جای دیگه می‌تونیم این بی تربیتی رو به وفور ببینیم. واقعا چی داره به سر ایران و ایرانی میاد نمی‌دونم!
و واقعا و به صورت کاملا جدی: به کجا داریم می‌ریم ما؟؟؟

 

 

بابک و فرشته این را خواندند
نیلوفر و حنه میرا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت شبنم محمودی شرق درباره فیلم زنانی با گوشواره های باروتی | عکس
یادداشت
» یادداشت شبنم محمودی شرق درباره فیلم زنانی با گوشواره های باروتی
... دیدن متن »

 

زنانی با گوشواره های باروتی درباره یک زن عراقی خبرنگارجنگ با نام نور الحلی است که وارد جنگ می شود و قصه مستند با او آغاز شده و ما از طریق این خانم وارد مکان های مختلفی می شویم تا زن هایی را که در مواجهه با داعش اتفاقی برایشان رخ داده است، ببینیم.
آخرین روز و آخرین فیلم سینمای رسانه های سی و ششمین جشنواره فیلم فجر به یک مستند شگفت انگیز اختصاص داشت که متاسفانه تعداد اندکی از اهالی رسانه به تماشایش نشستند و ایکاش این فیلم امکان نمایش در روز و زمان بهتری را به دست می آورد. یک فیلم تکان دهنده درباره داعش و جنگ. جنگی که اینبار زنان و کودکان و دختران هدف و سوژه آن هستند و از زندگی ها و افرادی سخن می گوید که یا فرزندان و پداران و همسرانشان به اجبار یا رضایت به خدمت داعش درامده و یا کشته شده و یا در نقطه نامعلوم دیگری به جنگ مشغولند و و یا از افرادی که به اسارت داعش درامده و مورد شدید ترین آسیب های روحی و جسمی قرار گرفته اند و راوی این داستان ها زنی است به نام نور الحلی که خود مادر پنج فرزند است و به صورت داوطلبانه و از طرف نیروهای مردمی به خطوط مقدم نبرد داعش با ارتش و نیروهای مردمی عراق امده و جسارت و شهامت و شجاعتش سبب می شود تا در برخی از لحظات، او و دوربینش را ببینیم که در نزدیکترنی صحنه نبرد با داعش حضور دارد و مرگ بر سر او و گروهش سایه افکنده که در نهایت نیز تصویر بردار و صدابردارش را به کام خود می کشد و همه این لحظات خیره کننده و واقعی و نفسگیر در قاب دوربین رضا فرهمند به گونه ای زیبا به ثبت رسیده و مخاطب کاملا خود را در دل و جریان جنگ تصور می کند. 
اگرچه فیلم در لحظات پایانی به دام ملودرامی می افتد که شاید با بافت کلی فیلم همخوان نباشد چرا که پرداخت قصه به گونه ای است که بیننده از ابتدا با آوارگی و تنهایی و زندگی فلاکت باری که زنان و دختران و فرزندان داعشی با ان درگیرند همراه شده و این همراهی تا این حد به نظر می رسد کافی است. و البته نکته قابل تامل تر اینکه دوربین فرهمند نگاه بی طرفانه ای به کل موضوع داشته و از همین روست که در برخی لحظات و توسط بعضی از آدمها می بینیم و می شنویم که همچنان شیفته و علاقه مند رفتار و کردار داعشند و به شدت انان را مورد تایید قرار می دهند و این مساله انجا تامل بر انگیز می شود که مخاطب می بینید طیفی از افراد از زن و مرد تا کودک و غیره این علاقه خود را بی محابا ابراز می کنند و زمینه ای مش ود برای واداشتن مخاطب به تفکر که آیا ممکن است داعش های بعدی از دل همین آدمها و همین دیدگاه و همین وضعیت متولد شود؟
توجه به حس مادرانه نور الحلی هم از لحظات زیبای فیلم است و حتی کشمکش او با سربازان و فرماندهان عراقی برای پیشروی بیشتر با آنان و یا ان صحنه هایی که به خاطر زنان و فرزندان داعشی با سربازان عراقی و نیروهای مردمی درگیر می شود و آنان را به ملاطفت بیشتر با ایشان تشویق می کند.
در مجموع تماشای مستند زنانی با گشوراره های باروتی فرصت مغتنمی بود برای تجدید دیدار با سینمای مستند و یکی از مستند سازان خوب کشورمان و توجه به اینکه سینمای مستند ایران تا چه اندازه به روز در پرداخت به موضوعات و چه میزان جسارت در به تصویر کشیدن برخی واقعیات دارد. دست مریزاد

امیر این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره فیلم کار کثیف i
یادداشت علی دهباشی درباره فیلم کار کثیف   | عکس
یادداشت
» یادداشت علی دهباشی درباره فیلم کار کثیف
... دیدن متن »

 

داستان سیزدهمین ساخته خسرو معصومی کاگردانی که همواره او را با ساخته زیبایش رسم عاشق کشی و قبل ترش با دوران سربی و آقای بخشدار به یاد می اورم درباره موضوعی است که بارها و بارها دستمایه فیلمسازان ایرانی قرار گرفته و آن مساله مهاجرت است. و خسرو معصومی نیز با دستمایه قرار دادن زندگی یک زوج جوان سوژه فیلم خود را بر مبنای همین مساله قرار داده. اما نکته ای که سبب می شود کار کثیف در ردیف سایر آثار تاریخ مصرف دار و حتی بی مخاطب قرار بگیرد مشکلات جدی است که در فیلمنامه وجود دارد. آدمهایی که شناسنامه مشخص ندارند. دلایلی که برای جا انداختن زوج جوان و فرزندشان قانع کننده نیست. فرزندی که بود و نبودش در قصه اصلا گذار نیست و اصلا معلوم نمی شود که برای چه در قصه هست؟ قصه آوارگی زوج جوان در ترکیه و ورود شاهرخ پسرخاله فرهاد (مردجوان) به قصه که هیچ توجیهی ندارد و باز هم مشخص نیست که چه نقشی در پیش برندگی داستان دارد. محسن پسرعمه عاشق پیشه و البته تا حدی منفی داستان که او هم اساسا نقش و کارکردش معلوم نیست و از همه بدتر انتهای قصه که به سادگی تمام گره ها و حفره ها را می پوشاند و با فرورفتن اتوموبیل زن و فرزند فرهاد در داخل دریاچه پایان می باید و به همین سادگی فیلم تمام می شود.
بدون تردید خسرو معصومی به عنوان فیلمنامه نویس ، خود بهتر و بیشتر از هر کسی می داند که در روایت های غیر خطی، از زمانی که مخاطب قرار است به زمان گذشته برود یا به آینده برود می بایست تک تک جزییات و اطلاعات در باره کل داستان و آدمها برایش تشریح شود تا وقتی که به زمان فعلی باز می گردد تمام اطلاعات را به طور کامل و جامع دریافت کرده و آماده تصمیم گیری باشد. که درباره کار کثیف چنین اتفاقی رخ نداده و معصومی آنقدر خودش و قصه اش را پیچانده که در انتها مجبور شده که کار را تمام کند و با سقوط اتومبیل به داخل دریاچه به تمام مشکلات خودش و گرفت و گیرهای فیلمنامه اش پایان ببخشید.
فیلم نه یک نقد اجتماعی است نه یک آسیب شناسی اجتماعی و نه یک نقد سیاسی به مسائل و مشکلات جوانان و زوجهای جوان. انتظار پایان خوش را به هیچ عنوان از این فیلم و قصه اش نداریم اما آیا معصومی نمی توانست با متمرکز ساختن قصه اش بر روی یکی از همین مسائل ذکر شده و اتفاقا در همان لوکیشن فیلمی مناسبتر بسازد که از چنین آشفتگی هایی در فیلمنامه و ساختار رنج نبرد؟
بازی ها هیچکدام مناسب پرده سینما نیستند، و هیچیک از عناصر فنی و اجرایی فیلم از جمله فیلمبرداری (جز در برخی تک لحظه ها) موسیقی، تدوین، طراحی صحنه و غیره نیز نمی توانند تماشاگر را راضی کنند و در مجموع متاسفانه کار کثیف، یک کار بد است که اجبارا می بایست نامش در ردیف ساخته های خسرو معصومی قرار گیرد و شاید بدترین کار او که اتفاقا با سیزدهمین ساخته اش هم متقارن شده است.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره فیلم مصادره i
یادداشت ندا الماسیان طهرانی درباره فیلم مصادره  | عکس
یادداشت
» یادداشت ندا الماسیان طهرانی درباره فیلم مصادره
... دیدن متن »

 

سال گذشته در جریان نمایش فیلم خوب بد جلف در سینمای رسانه ها، پیمان قاسم خانی کارگردان فیلم یاد شده صراحتا و با صداقت اعلام کرد که فیلمش را با هدف جذب حداکثری مخاطب ساخته و از ابتدا به فکر فروش آن در گیشه بوده است و هیچ ادعایی هم ندار و غیره... امیداورم که مهران احمدی و تیم سازنده فیلم مصادره نیز دیدگاهی مانند پیمان قاسم خانی داشته و ادعایی فراواقع گرا درباره فیلم مصادره نداشته باشند.
مصادره یک کمدی تجاری است که بر پایه شوخی های کلامی و تصویری استوار شده. هجویه ای درباره بسیاری از موضوعات روز ، بسیار آشنا و قابل تامل کشور از زمان پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون که ساختار اصلی مصادره را تشکیل داده و این همه آن چیزی است که در مصادره مشاهده می کنیم بدون آنکه اندیشه مناسبی در پس طرح این موضوعات و هجو آنها وجود داشته باشد. 
نگاهی به فیلم مصادره نشان می دهد که نمونه های دم دستی تری از آن را قبلا در فیلمهایی مثل سن پطرز بورگ و نهنگ عنبر (1) مشاهده کرده ایم و البته نمونه خوش ساخت و با محتوای ان در سینمای جهان مجموعه آثار مل بروکس به ویژه فیلم زین های شعله ور اوست که چیزی نزدیک به 44 سال قبل ساخته شده است. اینکه مصادره محتوای مناسبی ندارد شکی نیست. اینکه فیلم مذکور به جز طراحی صحنه خوب، موسیقی قابل تامل و بازی خوب هومن سیدی در کنار تک لحظه هایی از رضا عطاران که آن عطاران همیشگی نیست و البته یک هادی کاظمی خوب نکته دیگری ندارد هم شکی نیست اما مساله مهمی که نباید فراموش کرد یکی از کارکردهای سینما در حوزه سرگرمی سازی و پر کردن اوقات فراغت است. اینکه الان به صراحت می گویم مصادره را دوست نداشتم و فیلم ساختار و محتوی ندارد و ملغمه ای است از کمدی های  دست چندم ایرانی و نگاهی نا موفق به نمونه های مشابه خارجی به جای خود اما باید بپذیریم که همه سینما پیام و تفکر نیست و یکی از وجوه بارز آن سرگرمی سازی برای مخاطب است. مخاطبی که شاید مایل است برای صرفا خندیدن در سینما و فراموش کردن تمام مشکلات خود برای یک فیلم پول بپردازد و اگر از این منظر به ماجرا نگاه کنیم انگاه در میابیم که برای تحقق چنین هدفی مصادره یکی از بهترین گزینه هایی است که می توان به سراغش رفت و اطمینان دارم که فیلم در اکران عمومی نیز به فروش خیره کننده ای دست خواهد یافت.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره فیلم سوتفاهم i
یادداشت نساء نیکو درباره فیلم  سوتفاهم | عکس
یادداشت
» یادداشت نساء نیکو درباره فیلم سوتفاهم
... دیدن متن »

 

جدیدترین ساخته احمدرضا معتمدی فیلم سوتفاهم اگرچه موضوع جالب و جذابی دارد اما از فقر فیلمنامه ای  منسجم و دارای خط داستانی رنج می بر و به همین دلیل کارگردان نتوانسته است موضوعی را که مدنظر است به تصویر بکشد. مشکل اصلی فیلمنامه و ساختار آن این است که از ابتدا تا انتها تکلیف مخاطب با قصه و فیلم مشخص نیست. یعنی بیننده در نمی باید که کجاها فیلم در فیلم است و کجاها خود فیلم است. البته نگاه احمدرضا معتمدی به سینما از اولین ساخته اش تاکنون همواره نگاهی متفاوت بوده و شعار این فیلمساز نیز اندیشه محوری در سینماست. اما سئوال اصلی اینجاست زمانی که فیلمساز محترم کوله باری از تئوری های حوزه فرهنگ را در ذهن دارد و تلاش می کند تا همان ها را به فیلم تزریق کند تا شاید محصول اندیشه ورزی را به سینمای ایران عرضه کند، حساب مخاطبش را نیز کرده است؟ حساب فیلمنامه اش را نیز کرده؟ حساب ساختارش را نیز کرده و دهها سئوال دیگر که البته پاسخش در خود فیلمهای ساخته معتمدی مشخص است که از هبوط به زشت و زیبا سوییچ می شود و در یک جامپ کات به دیوانه ای از قفس پرید و آلزایمر و بعدش با کمال تعجب قاعده بازی و قس علیهذا و مخاطب پیگیر فیلمهای معتمدی سرگردان می ماند که خط فکری و سینمای اندیشه ورز کارگردان محترم را در فیلمهای یاد شده می بایست چگونه و در کجا جست و جو کند تا برسد به سوء تفاهم . و همین بشود که بازیگر فیلمش در نشست پرسش و پاسخ بگوید دهها برابر این سئوالاتی که در ذهن شماست در ذهن ما بازیگران فیلم هم وجود داشت.
فیلم موضوع گروگانگیری یک دختر پولدار است توسط پسری که دوستش دارد .در تمام لحظات تماشای فیلم تماشاگر نمی داند فیلم است یا واقعیت است تا اینکه با قتل پسری که پول را از پدر دختر دزدیده است سرو کله کارآگاهی  پیدا می شود و آنجا می فهمیم اصلا سمی وجود نداشته است و همه اینها توهم بوده است و پسر توسط پدر دختر به قتل رسیده است . 
درخصوص بازی بازیگران فیلم تنها می بایست به بازی خوب و متفاوت هانیه توسلی اشاره کرد و بس. چرا که سایر بازیگران از جمله مریلا زارعی و کامبیز دیرباز و مهدی فخیم زاده هیچ شاخصه ای در بازیشان نداشته اند مگر تکرار همان بازی های سابق و این میان یک اکبر عبدی هم وجود دارد که اصلا نمی دانیم چرا وجود دارد؟ 
آخرین ساخته معتمدی تماشاگر را در برابر پازلی قرار می دهد که در نهایت هم با شناساندن قاتل پسر بیشتر تماشاگر را می خنداند تا اینکه تماشاگر از راز این فیلم شگفت زده شود .
در مجموع به نظر می رسد احمدرضا معتعمدی هنوز و پس از گذشت 24 سال از نخستین ساخته اش نتوانسته به درک مشترک و متقابلی مابین سینما و تماشاگر برشد و تا این درک و توجه به این نکته مهم که فیلم باید برای مخاطب ساخته شود و در خدمت ذهنیت ایده آلیستی قرار نگیرد حاصل نشود ساخته های بعدی وی همین مشکلات را خواهد داشت که ثمره اش هم شکست در گیشه و عدم استقبال مخاطب است و بس!

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره فیلم دارکوب i
یادداشت علی دهباشی درباره فیلم دارکوب  | عکس
یادداشت
» یادداشت علی دهباشی درباره فیلم دارکوب
... دیدن متن »

 

بهروز شعیبی فیلم جدیدش را عاشقانه ای نامیده که دغدغه مهم فعالان اجتماعی است. داستان فیلم درباره زنی معتاد (سارا بهرامی) است که همسرش (امین حیایی) او را رها کرده و مجدداً ازدواج کرده‌است. زن معتاد (مهسا) که به او دروغ گفته شده‌است که فرزندش (باران/گلی) مرده، متوجه می‌شود کودکش زنده است. پی گیری‌های زن برای پس گیری فرزندش مشکلاتی را برای پدر دختر و زن جدید (مهناز افشار) به وجود می‌آورد.
یکی از مسائلی که به نظر می رسد نویسندگان فیلمنامه حسین تراب نژاد و آزیتا ایرایی در نگارش دارکوب نتوانسته اند حل کنند معلق ماندن فضای داستان بین رئالیسم و نئورئالیسم است. اینکه چرا معلق ماندهاند به تعریفی است که از سینمای رئالیسم داریم که صراحتا اشاره می کند که: "پایان فیلم های جنبش رئالیسم معمولاً توامان با یاس و ناامیدی ست؛ قهرمانان سینمای رئالیسم دوباره ناامید می شوند و فیلم با توهم زدایی و مرگ قهرمان فیلم به پایان می رسد" و در نقطه مقابل درباره سینمای نئورئالیسم می دانیم که این سینما سعی درنزدیک شدن هر چه بیشتر به " واقعیت " چه در روایت و چه در فرم دارد و همینجاست که می گویم دارکوب میان رئالیسم و نئو رئالیسم معلق مانده است. چرا که بخشی از اساس فیلمنامه بر پایه یکی و بخشی نیز بر پایه دیگری بنا شده و به نظر می رسد اصلی ترین مشکل فیلمنامه که در امتدادش به عدم شخصیت پردازی درست آدمهای داستان می رسد و همچنین سئوالات فراونی را بی پاسخ می گذارد همین است که در نهایت داستان دارکوب را به یک ملودرام پر سوز و گداز تبدیل کرده که تلاش می کند مخاطب را وادارد به هر نحو ممکن برای شخصیتهای داستان دل بسوزاند و در سکانس فیلم نیز یک دل سیر گریه کند و اشک بریزد و تمام. 
ساختار نیز متاثر از فیلمنامه دارای نقاط ضعف فراوانی است از بازی بسیار بد و فاقد هرگونه نزدیکی به شخصیت توسط امین حیایی با بازی بی روح مهناز افشار که سبب می شوند تا بیننده هیچگونه احساس نزدیکی فکری و روحی با کاراکترهای ایشان نداشته باشد و تنها به تک لحظات خوب بازی سارا بهرامی دل خوش کند که اتفاقا بر خلاف دو بازیگر قبلی در همان تک لحظات بسیار خوب درخشیده است. و بجز این، در سایر بخش ها گویی شعیبی آنقدر درگیر طرح مساله فقر و اعتیاد زنان بی خانمان و کارتن خواب و حاشیه پارک هرندی شده که دیگر مجالی برایش باقی نمانده تا به کارگردانی بهتری برسد که لااقل ضرباهنگ مناسب تری داشته باشد. چرا که فیلم فقط تا حدی در یک سوم ابتدای کار خوب است و دو سوم پایانی اش هیچ چنگی به دل نمی زند. و البته در همین بخش هم تصویر دقیقی از آدمهای اینگونه که حداقل در یکی دو سال گذشته در رسانه ها زیاد راجع بهشان خوانده ایم به مخاطب نمی دهد و هر یک از این زنها را صرفا با یک جمله به مخاطب معرفی میکند و خلاص. و این از نظر شعیبی می شود: "عاشقانه ای که دغدغه مهم فعالان اجتماعی است" و در کلیت نیز دارکوب با ملودرام های آبکی که مشابه اش را در برخی فیلم های قبل از انقلاب البته با ساختار متداول آن روزها دیده بودیم برابری خوبی می کند. اما در نهایت نمی تواند برای شعیبی یک حرکت رو به جلو تلقی شود.

یاسمن این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره فیلم هایلایت i
یادداشت علی دهباشی درباره فیلم هایلایت | عکس
یادداشت
» یادداشت علی دهباشی درباره فیلم هایلایت
... دیدن متن »

 

هایلایت در هنر و بازار آرایش و پیرایش به روشن کردن بخش هایی از مو برای داشتن برخی رنگهای خاص می گویند و در مکاتبات اداری و نوشتاری نیز بخشی از یک مطلب که توسط ماژیک مشخصا برجسته می شود. هر کدام از این دو تعریف می تواند برای انتخاب نام فیلم اصغر نعیمی صدق کند و فقط باید گفت صحیح ترین بخش فیلم همین انتخاب اسم ان است و سایر بخش ها متاسفانه فاقد ویژگی هایی هستند که بتوان به طور مشخص در باره آن صحبت کرد.
یک رابطه نامشروع میان یک زن و یک مرد که هردو متاهل هستند شکل می گیرد و هر دو در جاده شمال به همراه نفر سومی که یک پسر جوان است دچار سانحه می شوند و نفر سوم نیز جان می بازد. از انسو شوهر و همسر زن و مرد یاد شده از همان آغاز به این رابطه نامشروع پی برده و سعی می کنند بخاطر رهایی از فشارهای روحی حاصل از این اتفاق، خود شکل جدیدی از این گونه رابطه را تجربه کنند. در این بین البته آدمها و داستانکهای دیگری هم وجود دارند که البته هیچگونه نقش پیش برنده ای در داستانی که نوشتم بر عهده ندارند و در واقع به شکلی بیهوده در کنار داستان اصلی فیلم قرار می گیرند. به نظر می رسد که نعیمی در پی یافتن پاسخی بر این چالش بزرگ است که اگر چنین واقعه ای در زندگی یک زوج رخ دهد آیا طرف مقابل می تواند این عمل را ببخشد و از آن بگذرد یا خیر؟ واقعیت این است که نعیمی برای رسیدن به پاسخ این پرسش راه نامناسب و غلطی را برای داستانش انتخاب کرده و به گونه ای این آسیب اخلاقی و اجتماعی را که متاسفانه روز به روز در جامعه ما در حال رشد است در داستان و فیلمش شکل داده که خود نیز به ورطه همین آسیب غلطیده و مواردی را مطرح ساخته که متاسفانه هیچگونه تناسبی با معیارهای شرعی، عرفی، قانونی و اخلاقی پذیرفته شده در جامعه ندارد و از همین رو مخاطب با ساختاری مواجه می شود که خود گویا در پی نشان دادن راهای مواجهه با چنین موضوعی آنهم از طریق ارتباطات غیر مجاز است و همین مساله است که به هر حال باعث تحریک حجب و حیای مخاطب ریز و درشت می شود و صدای خنده های مکرری که در سالن نمایش فیلم می شنویم نیز به گونه  ای ناشی از همین خجالت زدگی است که چنین موضوعی از قاب سینما و چنین عریان به تصویر کشیده می شود.
متاسفانه ساخته چهارم اصغر نعیمی نشان داد که می بایست نامش را در فهرست فیلمفارسی سازان سینمای بعد از انقلاب به ثبت رساند. فیلمفارسی که تعریفش مشخص است اما فیلمفارسی ساز بعد از انقلاب در واقع سینماگری است که با رعایت همه خط قرمزها و مواردی که می توانند به عنوان خط قرمز مطرح شده و سانسور شوند فیلمی را بدون عریان گرایی واضح و زد و خورد و کلاه مخملی و کافه و کاباره بسازد اما همه اینها را به صورت کاملا پنهان هم در فیلمش داشته باشد و از همین رو باید به چنین فراست و دقت نظر بالا در دور زدن قوانین و خط قرمزها آفرین گفت.

عاطفه گندم آبادی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره فیلم ماهورا i
یادداشت لاله محمودی  درباره فیلم  ماهورا  | عکس
یادداشت
» یادداشت لاله محمودی درباره فیلم ماهورا
... دیدن متن »

 

ماهورای حمید زرگر نژاد فیلمی معلق میان و جنگ و زندگی است. معلق از این نظر که مخاطب نمی داند تکلیفش با فیلم چیست؟ آیا باید د به قصه قبیله وعشیره ای که در مناطق مرزی زندگی می کنند و آداب و رسوم خاص خود را دارند و نیمی به زبان فارسی و نیم دیگر به زبان عربی سخن می گویند و مشترکات بسیار زیادی  از جمله علقه ها و ارتباطات فامیلی و خونی میان ایشان و اعراب عراقی ان سوی مرز وجود دارد دل ببندد؟ یا اینکه پیگیر ماجرای نجات خلبان ایرانی که هواپیمایش سقوط کرده و عکسهای زیاد و مهمی از تاسیسات دشمن ثبت و در صندلی اش جاسازی کرده باشد؟ 
در واقع مشکل اینجاست که زرگر نژاد به عنوان نویسنده فیلمنامه در پرداخت بیشتر و افزونتر به نقطه مرکزی درام توجه و دقت لازم را به خرج نداده و احتمالا چون هر دو موضوع برایش دارای اهمیت بوده تصمیم گرفته تا دو هسته موازی برای مرکزیت درامش در نظر بگیرد که این مساله به کلیت فیلمنامه آسیب وارد ساخته و از همین رو مخاطب تا انتها تکلیفش روشن نیست که می بایست تمرکز ش را بر موضوع اول استوار کند یا دومی؟ ضمن اینکه در پرداخت هر دو موضوع هم ابهامات، اشکالات و حفره هایی در فیلمنامه دیده می شود که از ارزشهای آن می کاهد و سئوالات بی پاسخ فراوانی را در ذهن مخاطب پدید می آورد که اکثر قریب به اتفاق آنها حتی اسم فیلم هم نامفهوم و بی پاسخ می ماند که یکی از دلایل آن تعدد شخصیتهای داستان داستان باشد که هر کدام برایشان شناسنامه ای در نظر گرفته شده و هر کدام سهمی در پیشبرد داستان دارند و همین مساله جمع کردن و به پایان رساندن قصه و فیلم را سخت و سخت تر می کند.
ساختار اما از فیلمنامه مطلوبتر است و بیننده با فیلمی مواجه است که به لحاظ اجزای بصری و ساختاری هماهنگی بیشتری دارند که از این میان میتوان به لوکیشن های زیبای فیلم، طراحی صحنه، موسیقی متن و برخی جلوه های ویژه بصری اشاره کرد و چنانچه کارگردان در انتخاب بازیگر و هدایت همه ایشان در یک جهت اندکی موفق تر عمل می کرد و همچنین لهجه بازیگران اصلی فیلم مورد بازنگری بهتر و بیشتری قرار می گرفت می توانستیم از بازی خوب بازیگران نیز یاد کنیم که متاسفانه در فیلمی که روی پرده دیدیم این مهم وجود نداشت و بازی هیچیک از بازیگران راضی کننده به نظر نمی رسد. همچنین به نظر می رسد که فیلم برای چابکتر شدن و ایجاد ارتباط بهتر با مخاطب ،برای اکران عمومی نیاز به تدوین مجددی دارد تا بتواند حضور موفق تری را تجربه کند . اما در همین وضعیت موجود نیز ماهورا فیلمی قابل احترام با داستان و ساختاری احترام است که می بایست سازندگانش را برای توجه به چنین موضوع و مضمونی مورد ستایش قرار داد.

عاطفه گندم آبادی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره فیلم جشن دلتنگی i
یادداشت ندا الماسیان طهرانی درباره فیلم  جشن دلتنگی  | عکس
یادداشت
» یادداشت ندا الماسیان طهرانی درباره فیلم جشن دلتنگی
... دیدن متن »

 

پوریا آذربایجانی هنرمند خوبی است. نگاهی به فیلم های اول تا چهارمش نشان می دهد که او شناخت و احاطه نسبتا کاملی به موضوعات و دغدغه های روز نسل جوان دارد و این دغدغه ها همگی قابل احترام و شریف هستند اما مشکل اینجاست که آذربایجانی در روایت سینمایی این دغدغه ها همواره دچار نقص بوده و نیز در به تصویر کشیدن آنها، بیشتر نگاهی مانند تله فیلم سازی داشته تا فیلم سینمایی و شاید به همین دلیل است که ساخته های این کارگردان با وجود همه زیبایی و بی ادعایی مخاطبان زیادی ندارد و چندان که باید دیده نمی شود. و از همین رو با قاطعیت می توان اذاعن کرد که بهترین ساخته پوریا آذربایجانی به لحاظ ساختار و محتوا تا امروز که نه فیلم های سینمایی اش بلکه سریال تلویزیونی نوارد زد به کارگردانی وی است.
جشن دلتنگی روایتگر چهار داستان از چند زندگی است که نقطه اتصال همه آنها شبکه های اجتماعی و بطور خاص اینستاگرام و اینفلو ئنسرها (تاثیر گذاران) است در علم ارتباطات و مبحث شبکه های اجتماعی اینفلوئنسرها افرادی هستند که در شبکه های اجتماعی و وبلاگ ها فعال هستند و میتوانند تبلیغاتی که نمیتواند بصورت دهان به دهان در فضای مجازی به گردش در آید را بشکلی متمرکز انجام دهند و بعنوان حامی یک برند تبلیغ کنند.
در واقع اینها اشخاص سومی هستند که از برند حمایت میکنند و از این طریق طرفداران خود را به سمت آن برند سوق میدهند، چرا که آنها از جنس خود مردم هستند و با تعاملی که با مخاطبان خود برقرار میکنند میتوانند تأثیر گذاری بالایی بر انتخاب آنها داشته باشند.
بسیاری از افراد یا برندها با افزایش تعداد فالوورهای خود در شبکه های اجتماعی برند خود را بیش از پیش مطرح میکنند که البته این امر مستلزم تولید محتوای مطلوب می باشد، چرا که در غیر اینصورت با چالش مواجه خواهند شد. و جالبتر اینکه نتیجه تحقیقات در این زمینه نشان داده که مردم به صحبت های شخص سوم بیشتر اعتماد میکنند.
البته این همه ماجرا نیست و تاکید و تکیه آذربایجانی ظاهرا تنهایی آدمها و عدم توانایی موثرشان در ارتباط گیری فردی و چهره به چهره در این دنیای شلوغ و پرازدحام است و به همین دلیل آدمهایی که در فضای مجازی طرفداران و مخاطبان بسیار زیادی دارند در دنیای واقعی از برقراری شخصی ترین ارتباط با نزدیک ترین افراد زندگیشان عاجزند. اما همه این موضوع نیز در داستان و فیلم آذربایجانی صدق نمی کند چرا که پایان بندی برخی داستانهای فیلم با تمام نقدی که آذربایجانی به دنیای مجازی وارد می کند مشخص نمی سازد که بالاخره حضور در شبکه های اجتماعی خوب است یا بد؟
آذربایجانی در ساختار هم متاثر از فیلمنامه اش موفق به ایجاد تعلیق و گره مناسب نشده و جشن دلتنگی ان کشش پذیری لازم را برای جذب مخاطبش ندارد و از همین رو مخاطب از نیمه فیلم تمایل چندانی به ادامه داستانها پیدا نمی کند. ضمن اینکه فضای ابزوردیسم حاکم بر اکثر قصه های چهارگانه در داستان به این عدم تمایل  می افزاید.
به نظر می رسد آذربایجانی یک بازنگری در شیوه کارگردانی و نوشتاری خود برای ادامه حضوری بهتر در سینمای ایران نیاز دارد. یک اثر هنری زمانی می تواند موفق باشد که با کثر مخاطبانش ارتباط موثر برقرار کرده باشد ومتاسفانه آثار پوریا آذربایجانی در کمال شرافت و انسانیت تاکنون به چنین مهمی دست نیافته است.

Samira این را خواند
نیلوفر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره فیلم عرق سرد i
یادداشت نساء نیکو درباره فیلم عرق سرد  | عکس
یادداشت
» یادداشت نساء نیکو درباره فیلم عرق سرد
... دیدن متن »

در علم پزشکی تعریق شبانه یا عرق سرد را اینگونه تعریف می کنند: عرق کردن ناگهانی که در اثر گرما یا فعالیت نباشد و در اصطلاح پزشکی به عرق سرد ( تعریق ) می گویند عرق سرد معمولاً به علت واکنش بدن به استرس رخ دهد. عرق سرد نیز می تواند نشانه یک بیماری یا آسیب دیدگی جدی باشد. که باید تشخیص و درمان لازم انجام گیرد تا علائم از بین برود.... دقت کنید: نشانه یک بیماری یا آسیب دیدگی جدی؛ در واقع سهیل بیرقی تلاش کرده تا از همان ابتدا با انتخاب نام فیلمش برخی قوانین موجود مرتبط با مساله زنان و خاواده را به عنوان یک آسیب دیدگی جدی معرفی کند و آن را به نقد بکشد.
فیلمنامه عرق سرد بر اساس یک داستان واقعی است که به مشکلات و حقوق زنان در جامعه می پردازد و داستان نیلوفر اردستانی کاپیتان تیم ملی فوتسال زنان ایران را به تصویر می‌کشد که با گلزنی در تیم ملی برای اولین بار به فینال بازی‌های آسیایی راه پیدا کرده و عازم مالزی محل برگزاری مسابقه فینال می شود اما در فرودگاه متوجه می شود که همسرش  که یک مجری برنامه های تلویزیونی است او را ممنوع الخروج کرده است. 
بیرقی که پیش از این فیلم "من" را در کارنامه خود دارد و نوید حضور یک کارگردان خوب و با آتیه را در سینمای ایران داده بود متاسفانه نتوانسته حتی در اندازه فیلم قبلی خود ظاهر شود و فیلمنامه پر اشکال و سراسر شعار زده را روانه پرده سینما کرده است. فیلم با ریتم تندی آغاز میشود و مخاطب را درگیر خود می‌کند و نوید تماشای یک فیلم خوب و خوش ساخت را میدهد اما این امید فقط در یک سوم ابتدایی وجود دارد و پس از آن اسیر مانیفست های کارگردان در زمینه حقوق زنان، نقد بی رحمانه و دور از انصاف برخی افراد شاغل در جامعه و غیره شده و چند پاره می شود. این فیلم می توانست با دقت و تحقیق میدانی در موضوع، تبدیل به یک درام اجتماعی آسیب شناسانه مطلوب و یا یک ساختار روانشناسانه خوب شود. اما گویا کارگردان محترم فیلم صرفا دلش را به همان شعارها خوش کرده و در نتیجه عرق سرد تبدیل به یک فیلم دارای تاریخ مصرف و صد البته مطلوب نظربرخی جشنواره های خارجی شده است. 
فیلم در ساختار نیز دچار ضعف است و گویی کارگردان فقط به تثبیت و تفهیم شعارهای خود به تماشاچی است بنابر این این اهداف به صورت بسیار گل درشت و بزرگنمایی شده در فیلم دیده می شوند و به آن لطمه جدی وارد می سازند. بازی باران کوثری نیز بسیار معمولی است و با وجود اینکه شنیده می شد باران کوثری برای ایفای مناسب نقش حدود 20 کیلو از وزن خود را کاسته باز هم ویژگی خاص و قابل اعتنایی در بازی وی به چشم نمی خورد. شاید در میان بازیگران امیر جدیدی و سحر دولتشاهی تا حدودی توانستند خود را از قید و بندهای کارگردان رها ساخته و بازی مناسب و خوبی را ارائه کنند تا فیلم با وجود ریتم نامناسب و کارگردانی ضعیف، در لحظات بازی ایشان دیدنی و قابل تحمل باشد.
در مجموع می توان اذعان داشت که در عرق سرد، سازنده اثر بجای قضاوت تماشاگر، خود بر مسند قضاوت نشسته و تلاش می کند تا رای و حکم خود را به مخاطب تحمیل کند که متاسفانه در این بخش هم توفیقی کسب نکرده و با وجود تحریف های فراوان در اصل همان ماجرای واقعی، باز هم تماشاگران بسیاری هستند که با نارضایتی فراوان و افسوس برای زمانی که بابت تماشای این فیلم از دست داده اند سالن سینما را ترک می کنند.

navidjahan این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره فیلم امپراطور جهنم i
یادداشت ندا الماسیان طهرانی درباره فیلم امپراطور جهنم  | عکس
یادداشت
» یادداشت ندا الماسیان طهرانی درباره فیلم امپراطور جهنم
... دیدن متن »

 

محمد خزاعی (تهیه کننده فیلم امپراطور جهنم) در نشست پرسش و پاسخ این فیلم در مورد کم رنگ بودن حضور عربستان در این اثر گفت: ما طرح را ارائه دادیم ولی چهار سال هیچ کجا برای ساخت به ما پاسخ روشنی ندادند. به ما میگفتند مسائلی که مطرح میکنید حساس است و در مسائل دیپلماتیک اثر گذار است. ما 26 بار این فیلم را بازنویسی کنیم. در نهایت تصمیم شخصی بعضی دوستان بود که این فیلم تولید شود. فیلمی که شما امروز دیدید فیلم واقعی امپراطور جهنم نیست. آقای افروغ میگوید چرا این فیلم را به جشنواره راه دادند. ولی آقای افروغ در چیزی که تخصص نداری همینجوری نقد نکن. به دوستانی که تلاش کردند این فیلم به جشنواره سال گذشته نرسد باید بگویم آسوده بخوابید چون این فیلم یک فیلم خنثی شده است. به خاطر ملاحظه و سفارش نتیجه میشود یک فیلم خنثی که با داشتن جلوه های ویژه و کارگردانی خوب قصه آنطور که باید جذاب نیست. ما هم میدانیم ضعفهای این فیلم کجاست! (نقل به مضمون)
وی در مورد اینکه چرا با وجود سانسور فیلم در جشنواره شرکت داده شده است گفت: این فیلم یک فیلم نمادین است و اگر تحلیلی در این زمینه داشته باشید به خیلی جوابها میرسید. (نقل به مضمون)
وقتی که نهمین ساخته پرویز شیخ طادی در جشنواره سی و پنجم به بخش مسابقه راه نیافت و سازندگان این فیلم همان سال گذشته از جشنواره با سرو صدای زیادی انصراف دادند و اکنون که صاحب اصلی اثر به روشنی درباره 26 بار بازنویسی شدن این فیلم سخن می گوید و به خنثی بودن فیلم کنونی به دلیل سانسور یا هر چیز دیگری اعتراف می کند، سئوال مهمی که برای مخاطب به وجود می آید این است که چه دلیلی برای حضور مجدد این فیلم در جشنواره وجود داشت؟ زمانی که صاحبان فیلم زمین و آسمان را متهم به سنگ اندازی درباره این فیلم میکنند چرا به حضورش در جشنواره اصرار دارند؟ جناب تهیه کننده مگر چند دوره دبیر همین جشنواره نبوده؟ مگر ایشان با قواعد جشنواره آشنا نیست؟ چرا تلاش می کنیم ضعفهای خودمان را به گردن زمین و آسمان بیندازیم؟ چرا به این نکته مهم توجه نمی کنیم که فیلمنامه 26 بار بازنویسی شده شیخ طادی باز هم پر از ایراد و اشکال است. آنتاگونیست و پروتاگونیست این قصه چه کسانی هستند؟ اساس و پایه درام نویسی چیست و اصلا قاعده نگارش یک فیلمنامه چیست؟ آیا این قواعد اصلی در نگارش فیلمنامه امپراطور جهنم لحاظ شده اند؟
اینکه تلاش بشود از زبان سینما به مقابله با هجمه های داعش و تحرکات کثیف برخی کشورهای حوزه خلیج فارس بر علیه امنیت منطه و مرزهای کشورمان در حوزه بین الملل بپردازیم فی نفسه امری بسیار خوب و شایسته و قابل تقدیر و تحسین است اما واقعا همین کافیست؟ آیا این فیلم با استانداردهای یک فیلم سینمایی که می خواهد حرفی بین المللی بزند و پیام خوبی را منتقل کند همخوانی داشته و توانسته به خوبی این پیام را منتقل کند؟ آیا با بودجه گزافی که برای ساخت این فیلم در نظر گرفته شد، امکان این وجود نداشت که به جای ساخت امپراطور جهنم ، ساخت چندین مستند خوش ساخت از خباثت رژیم صهیونیستی و عمالش، شرارت داعش، شیطنت شیوخ عرب کشورهای حاشیه خلیج فارس در دستور کار سازندگان قرار می گرفت؟ 
تصور میکنم تا قبل از اینکه سازندگان محترم این فیلم، پاسخ درخور و مناسبی به پرسشها و در واقع ابهامات مطرح شده سطور بالا نداشته باشند هرگونه نقد و صحبت درباره فیلمنامه و ساختار بیهوده است.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادداشت شبنم محمودی شرق  درباره فیلم مغزهای کوچک زنگ زده  | عکس
یادداشت
» یادداشت شبنم محمودی شرق درباره فیلم مغزهای کوچک زنگ زده
... دیدن متن »

 

".... می‎گن اگه چوپان نباشه گوسفندا تلف می‎شن، یا گم می‎شن یا گرگ بهشون می‎زنه یا از گرسنگی می‎میرن، چون مغز ندارن. هر کی مغز نداره به چوپان احتیاج داره. به چوپان دلسوز. چوپان حکم پدر و برای گوسفندها داره، آدم بدون پدر، هیچی نیست..."
این جمله های آغازین و پایانی فیلم مغزهای کوچک زنگ زده است که از زبان شاهین شخصیت اصلی فیلم با بازی نوید محمد زاده می شنویم. پیگیری روند داستان می تواند تعابیر بسیار زیادی را از این جمله ها به وجود آورد. تعابیر سیاسی اجتماعی روانشناسی  فرهنگی ارتباطی و غیره. اینکه سیدی از بین همه تعابیر یاد شده کدامیک را مد نظر داشته زیاد مهم نیست. آنچه که اهمیت دارد این است که او دست مخاطبش را باز می گذارد تا هرکسی از ظن و دیدگاه خودش به یک تعبیر مشخص برسدو همین مساله اصلی ترین و مهم ترین ویژگی مغزهای کوچک زنگ زده است. 
جبر گرایی و تقدیر گرایی دو فلسفه مهمی است که بیش از هر مساله دیگری در بافت فیلمنامه و داستان مغزهای کوچک زنگ زده خودنمایی می کند و بر اساس این فلسغفه هر رویدادی از جمله شناخت، رفتار، تصمیمات و کنش‌های آدمی به صورت عِلّی بدست زنجیرهٔ پیوسته‌ای از رخدادهای پیشین تعیین شده‌است. جبرگرایی را به شکل دیگری نیز می‌توان تعریف کرد: فرضیه‌ای که بر طبق آن در هر لحظه یک و تنها یک آیندهٔ فیزیکیِ ممکن و شدنی وجود دارد. در نتیجهٔ جدال‌های تاریخی بیشماری که بر سر مسئلهٔ جبرگرایی صورت گرفته‌است، دیدگاه‌های فلسفی گوناگونی در این باره وجود دارد. جبرگرایی معمولاً در مقابل اراده آزاد و مسئولیت اخلاقی قرار دارد. و این مساله دقیقا درباره زندگی و سرنوشت محتوم آدمهای داستان مغزهای کوچک صدق میکند از بزرگترینشان به لحاظ قدرت که شکور است تا کوچکترینشان به لحاظ قدرت که همان کودکی است که به دستور شکور بر سرراه گذاشته شده و توسط شاهین نجات داده می شود. چنانچه از منظر یاد شده به فیلم نگاه کنیم آنگاه مشابهت صحنه و صدای نخستین و آخرین پلان فیلم بیشتر وضوح می یابد. جایی که همه آدمهای داستان در یک دور تسلسل جبری حرکت می کنند و این حرکت هم نه به اراده خود بلکه به اراده دیگری مثل شکور یا ماموران انتظامی و شهرداری و غیره است. و نکته مهم اینکه نوع حرکت و رفتار گله ای این آدمها نیز با تغییر چوپان تغییر می کند و گاهی به اجبار است و گاهی مسالمت آمیز. گاهی آرام و گاهی با خشونت و به همین دلیل است که با تغییر شرایط، چوپان گله نیز تغییر می کند و از شکور به شاهین و در نهایت به شهروز تغییر می یابد. 
فیلم در ادامه ساخته های قبلی هومن سیدی از ساختار روایی مناسبتری برخوردار است و بدون تردید تماشاگران بیشتری از این فیلم در مقایسه با فیلمهای پیشین وی استقبال به عمل خواهند آورد. برخلاف نظر بسیاری از دوستان درباره بازیگری نوید محمدزاده و فرهاد اصلانی نیز معتقدم که محمدزاده در این فیلم با توجه به تحلیل بسیار دقیقی که از کاراکتر شاهین داشته موفق به نقش آفرینی بسیار زیبا و هوشمندانه شده ای که انصافا تفاوتهای بسیاری به لحاظ کیفی و جنس بازیگری با سایر فیلمهایش دارد و فرهاد اصلانی نیز با شکور یکی از شاه نقشهایش را بازی کرده که بسیار دیدنی و ستودنی است. سایر بازیگران فیلم هم البته بازی های خوب و باور پذیری داشته اند که البته هدایت کارگردان در این زمینه امر مهمی به شمار می رود. فیلمبرداری این اثر نیز یکی از نکات بارز و مثبت آن به شمار می رود ضمن اینکه معتقدم فیلم ریتم مناسبی دارد و زمینه هایی را به وجود می آورد تا تماشاچی تا پایان مشتاقانه داستان را دنبال کند.
به نظر می رسد هومن سیدی گام به گام در حال تکمیل خود و فیلمهایش است و بی راه نیست اگر ادعا کنیم که مغزهای کوچک زنگ زده بهترین فیلم هومن سیدی تا امروز است.

الیسا مظاهری و محمدعلی ارکانی این را خواندند
مریم نجفقلی زاده این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره فیلم خجالت نکش i
یادداشت نساء نیکو درباره فیلم خجالت نکش | عکس
یادداشت
» یادداشت نساء نیکو درباره فیلم خجالت نکش
... دیدن متن »

 

خجالت نکش نخستین ساخته رضا مقصودی فیلمنامه نویس سینمای ایران که در اکثر نوشته هایش ردپایی از طنز وجود دارد قصه ای روان و شریف و ساده دارد و البته همانطور که پیش بینی می شد این قصه در یک بستر طنز روایت می شود. سالهاست که سینمای ایران در حوزه فیلم های طنز مشکل جدی دارد و طنز در سینمای ایران معنای جدیدی پیدا کرده که مترادف شده با خنداندن تماشاگر به هر قیمتی و البته با استفاده از شوخی های بعضا غیر اخلاقی و سطح پایین. رضا مقصودی اما در خجالت نکش راه و رسم ساخت فیلم طنز را به دور از هرگونه سقوط و تنزل در حوزه اخلاقیات به مدعیان ساخت فیلم طنز و سازندگان فیلم های طنز آموزش داده. او بدون توهین به قومیت ها و با استفاده از لهجه یکی از مناطق شمالی کشور و با بهره گیری از یک مساله مهم که در جامعه سنتی ما تبدیل به تابو شده و آن بچه دار شدن زوجین در سنین بالااست فیلمی شریف و طنازانه ساخته که به خوبی در یک بستر روایی به پیش می رود و فاقد از هرگونه شعار زدگی ای که بعضا تولیدات تلویزیون ما درگیر آن است مخاطب را با خود همراه می سازد. البته در این مسیر از کمدی موقعیت و ایجاد آن به صورت پیوسته در داستان و فیلمش بهره می گیرد و صد البته که احمد مهرانفر نیز انتخاب مناسبی است که با تیز هوشی ذاتی و تجربه تئاتری اش این کمدی موقعیت را برای تماشاگر به شکل ویژه ای برجسته و ارزشمند می سازد.
داستان در یک روستا می گذرد و یک زوج مسن روستایی که هردو مورد احترام اهالی روستا هستند درگیر بارداری ناخواسته می شوند و از اینجا به بعد گره داستان که خیلی هم خوب و شیرین است موقعیت های متضاد، متناقض و کاملا طنز را می آفریند که سرشار از تعلیق با ضرباهنگ مناسب است و البته در این میان از ظرافت های رضا مقصودی نیز نمی توان به سادگی گذشت که در فیلمنامه و کارگردانی اش به زیبایی برخی برنامه های دولتهای نهم تا یازدهم را با زبان طنز به زیر شلاق انتقاد می گیرد و در این راه چون از المانهای آشنایی برای مخاطبش استفاده می کند به راحتی هدف خود را نیز به مخاطبش منتقل می کند.
فیلم قرار نیست شعار اخلاقی بدهد. قرار نیست بازنده و برنده داشته باشد قرار نیست پایان معلق داشته باشد قرار نیست ابهام داشته باشد و در نهایت قرار نیست که بپیچاند و پیچانده شود. خجالت نکش به اعتقاد من قرار است اوقات فراغت سالم و مناسبی را برای تماشاگران فراهم کند تا فارغ از دغدغه های ریز و درشت حاصل از زندگی در جامعه امروز با شرایطی که همه به آن واقفیم، در سالن سینما بنشیند و از فیلم لذت ببرد و ساعاتی خود و دنیای واقعی پیرامونش را فراموش کند که الحق در این راه موفق هم عمل کرده است.
به نظر می رسد سینمای ایران که اینروزها از هر دستاویزی برای فروش بیشتر فیلمهایش استفاده می کند به فیلم های سالم، شریف و خانوادگی ای اینچنینی نیاز دارد تا بسیاری از خانواده ها که به دلایل کاملا محترم سالهاست ریسک حضور در سالنهای سینما را به جان نمی خرند با آسودگی کامل و بدون خجالت به تماشای خجالت نکش بیایند و این همان نسخه ای است که رضا مقصودی برای جلوگیری از سقوط بیشتر سینمای ایران به دره ابتذال و اخلاقیات برای سینما پیچیده است که تصور میکنم نسخه خوب و شفا بخشی هم باشد.

سجاد علیپور این را خواند
نیلوفر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره فیلم به وقت شام i
یادداشت ندا الماسیان طهرانی درباره فیلم به وقت شام  | عکس
یادداشت
» یادداشت ندا الماسیان طهرانی درباره فیلم به وقت شام
... دیدن متن »

به وقت شام نوزدهمین ساخته ابراهیم حاتمی کیا اثری است جنگی که به یکی از موضوعات مهم روز که در سالهای اخیر جهان پرداخته استداستان فیلم روایتی است ازوظیفه دو خلبان ایرانی یک هواپیمای نظامی سوری که می بایست از شهر تدمر که در اشغال گروه تروریستی داعش بوده، تعدادی مجروح ،اسیر و مرده را به دمشق  منتقل کنند. هادی حجازی فر نقش پدر و بابک حمیدیان در نقش پسر بازیگران اصلی فیلم هستند و تعدادی از بازیگران ایرانی به همراه بازیگران سوری و لبنانی در این فیلم به ایفای نقش پرداخته اند.
فیلم جدید حاتمی کیا دارای فیلمنامه ای  تند و کاملا نفس‌گیر است و مثل خیلی از فیلمهای دیگر این فیلمساز دارای غافلگیری است اما همین فیلمنامه ایراداتی هم دارد تکلیف هواپیماهای روس چه شد؟ آنها نمی‌توانستند به کمک این هواپیما بیایند و آنها را تا تدمر اسکورت  کنند و همچنین در آخر فیلم وقتی پسر خلبان که نقش آن را بابک حمیدیان ایفا کرده است نمی‌توانست با پرتاب خود از هواپیما با چتر نجات همانند اسیرانی که آزاد کرد و زدن انتحاری در هوا و بیرون از هواپیما جان خود را نجات دهد؟ چرا قهرمان حاتمی کیا اینگونه عمل کرد؟ 
شاید بتوان گفت که یکی از نکات مثبت جدیدترین فیلم حاتمی‌کیا دکوپاژ های حرفه ای این فیلم باشد که در کنار قاب های خوب و زیبایی که مهدی جعفری فیلمبردار سینمای ایران به تصویر کشیده نقش مکمل هم در ارائه صحیح از وضعیت آدمهای داستان را بر عهده دارند. 
بازی دو شخصیت اصلی فیلم (حمیدیان و حجازی فر) اما به موازات دکوپاژ، فیلمبرداری و داستان پر کشش فیلم راضی کننده نیست و هر دو به گونه ای به جای آنکه نقش پیش برندگی داستان را بر عهده داشته باشند به نوعی به جای ترمز عمل کرده و ریتم را کاهش داده اند.
جلوه های ویژه فیلم نیز با توجه به امکانات موجود  جلوه های ویژه در ایران و تاکید حاتمی کیا بر استفاده از متخصصان ایرانی و پرهیز از متخصصان خارجی نیز خوب و قابل قبول است و البته اگر قرار بود که فیلم بخواهد جایگاهی در عرصه جهانی برای خود دست و پا کند بدون تردید استفاده از تکنولوژی های روز دنیا در حوزه جلوه های ویژه بصری فیلم ضروری می بود. 
در پایان می توان  گفت فیلم به وقت شام به کارگردانی حاتمی کیا اگرچه دارای گروه حرفه ای است و تمام افراد حاضر در فیلم از تمام نیروی  خود استفاده کردند تا فیلم خوب و در خور سینمای ایران بسازند و البته تلاش و دغدغه حاتمی کیا در ارائه تصویری از مساله داعش و اشغال سوریه و مساله فداکاری های مدافعان حریم که تاکنون سینمای ایران در این حد به آن نپرداخته بسیار ستودنی است و البته سینمای ما می بایست خییلی پیشتر از اینها به مسائل یاد شده می پرداخت تا حداقل اکنون دارای اندوخته مناسبی از نگاه سینمای ایران به مساله داعش و مدافعان حرم می بودیم اما در مجموع احساس می شود که حاتمی کیا نتوانسته تلاش، هدف و دیدگاه متعالی خود را آنتگونه که باید به نتیجه برساند و می‌توان گفت آخرین ساخته حاتمی کیا  آن چیزی که باید باشد نیست.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره فیلم امیر i
یادداشت  لاله محمودی درباره فیلم امیر | عکس
یادداشت
» یادداشت لاله محمودی درباره فیلم امیر
... دیدن متن »

 

امیر نخستین ساخته نیما اقلیما از آن دست فیلم هایی است که سینمای ایران نیازش را حس می کرد. یک فیلم تجربی در ژانر اجتماعی با داستانک هایی که در نهایت به یک خط یعنی امیر می رسند. امیر سنگ صبور همه آدمهای داستان و حلال مشکلات آنان است بی آنکه دیگران حتی لحظه ای به او و مشکلات بزرگش فکر کنند.و نکته قابل تامل اینکه وقتی مخاطب در دل قصه قرار می گیرد متوجه می شود مسائل و مشکلات اطرافیان امیر به هیچ عنوان قابل مقایسه با مشکلات او نیست و بسیار بسیار کوچک است. کاراکتری که نویسنده از امیر در داستانش تصویر می کند شخصیتی درونگرا با عاطفه کم حرف و با تجربه است و نمای بیرونی این شخصیت البته تا حد زیادی خلاف شخصیت درونی است و شاید همین شخصیت اوست که سبب می شود آدمهای داستان به او اعتماد کنند و بار بزرگ زندگی خود را بر روی دوش او بیندازند و حتی عاشقش شوند.
در مقابل زندگی شلوغ و پر تنش اطرافیان امیر، او ظاهرا زندگی آرامی را سپری می کند و نویسنده با فضاهای اطلاعاتی اندکی که در طول داستان از شخصیت درونی امیر می دهد این آرامش را  شبیه آرامش قبل از طوفان نشان می دهد. آرامش و سکوتی که هر لحظه آماده انفجار است. همه اینها اما سبب نمی شود که با یک داستان پر تنش و پر از روایت سرو کار داشته باشیم  و به نوعی در داستان کنونی امیر را می بینیم که می بایست خودخواسته یا ناخواسته مشکلات آدمهای ویران شده و سقوط کرده اطرافش را حل کند و تمام و تصور میکنم از آنجا که اساسا نویسنده از هرگونه تعلیق و تنش در داستانش پرهیز کرده، شاهد روایتی تقریبا یکنواخت و تا حدی با ریتم کند هستیم که به نظر می رسد از کمبودهای اصلی فیلمنامه است و می بایست در نوشته ها و فیلمنامه های بعدی به آن دقت شود.
ساختار اما بهتر دقیق تر و حساب شده تر از فیلمنامه است و به نظر می رسد نیما اقلیما در کارگردانی بسیار موفق تر از فیلمنامه نویسی عمل کرده و ظاهر شده است. بازی های بسیار خوب و روان هادی کاظمی و سحر دولتشاهی و البته تا حدی میلاد کیمرام، قاب بندی های بسیار زیبا و البته متفاوت در سینمای ایران که توسط ادیب سبحانی به ثبت رسیده و کاملا در خدمت ساختار و فیلمنامه قرار گرفته و به نوعی تاکید بر حقارت و کوچکی و تنش های درونی آدمهای فیلم در مقایسه با دنیای پیرامونی ایشان است. و این تاکید با نماهایی چرک از تهران سرد و بی روح و یخ زده تکمیل می شود  و به نوعی تبر فراموش شدن این آدمها در زندگی روزمره از یکسو و فراموش کردن و نادیده گرفتن آنها  از سوی دیگر توسط اجتماع تاکید میکند و بی اغراق باید فیلمبرداری و بازی های این فیلم را از نقاط قوت و ارزشمند امیر محسوب کرد. 
در مجموع معتقدم امیر اگرچه شاید نتواند  به لحاظ گیشه به موفقیت قابل توجهی دست یابد اما به نظرم ساخت و حضور چنین فیلم هایی در سینمای ایران می تواند به شکل غیر مستقیم به تماشاگران ما متفاوت دیدن و بهتر دیدن را آموزش دهد و البته سینمای ایران نیز از حضور بیشتر فیلم های مستقل و فیلمسازان مستقل همچون امیر و اقلیما بهره مند شود. ضمن اینکه هنر و تجربه خواندن این فیلم از نظر من کاری بیهوده است و اکران آن در گروه هنر و تجربه شاید به نوعی خود زنی و پایان راهی که تازه آغاز شده تلقی شود.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چهار فیلم کوتاه حاضر در فجر سی و ششم امشب در باغ کتاب روی پرده می‌روند | عکس
» چهار فیلم کوتاه حاضر در فجر سی و ششم امشب در باغ کتاب روی پرده می‌روند
... دیدن متن »

با درخواست فیلم‌سازان و موافقت دبیرخانه جشنواره چهار فیلم کوتاه حاضر در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر در مجموعه باغ کتاب به نمایش درمی‌آیند.
در پی درخواست فیلم‌سازان در نشست خبری فیلم‌های کوتاه حاضر در بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر و موافقت دبیرخانه جشنواره امشب، سه نشبه 17 بهمن ماه، چهار فیلم کوتاه «حیوان» به کارگردانی بهمن و بهرام ارک، «مارلون» به کارگردانی درناز حاجی‌ها، «وقت ناهار» به کارگردانی علیرضا قاسمی و «فاش» به کارگردانی احسان مختاری، ساعت 23 در مجموعه باغ کتاب به نمایش درخواهد آمد.
گفتنی است مجموعه باغ کتاب به عنوان سینمای صاحبان فیلم در روزهای برگزاری جشنواره فیلم فجر به نمایش فیلم‌های حاضر در بخش مسابقه این جشنواره می‌پردازد. پیش از این نمایش برای بسته فیلم‌های کوتاه جشنواره در این مجموعه در نظر گرفته نشده بود که در پی درخواست فیلم‌سازان در جریان نشست خبری روز شنبه 14 بهمن ماه دبیرخانه جشنواره تصمیم به اختصاص یک سانس نمایش به بسته فیلم‌های کوتاه در مجموعه باغ کتاب گرفت.
لازم به ذکر است حضور برای علاقه‌مندان در سانس نمایش بسته فیلم‌های کوتاه آزاد خواهد بود.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره فیلم لاتاری i
یادداشت مصطفی محمودی درباره فیلم  لاتاری | عکس
یادداشت
» یادداشت مصطفی محمودی درباره فیلم لاتاری
... دیدن متن »

 

سومین فیلم محمد حسین مهدویان کارگردان جوان سینمای ایران بالاخره با تمام حواشی ای که از زمان ساخته شدنش داشت به روی پرده رفت. در جریان ماجراهای رد فیلمنامه لاتاری جمال شورجه عضو شورای پروانه ساخت در گفت و گویی از دلایل رد فیلمنامه سخن گفته و تاکید کرده بود: " احساس کردیم با سابقه درخشان ایشان (مهدویان) در چند کاری که ارائه داده اند، صلاح نیست این فیلم را بسازند و امیدوارم بتوانند کار بهتری در ادامه بسازند." (نقل به مضمون)
شورجه در پاسخ به این که آیا عنوان فیلم «لاتاری» معرف مضمون فیلمنامه بود که منجر به رد آن شد؟ ادامه داد: عنوان فیلم در ابتدا «نوشین» نام داشت و نسبت به دو فیلم قبلی مهدویان کاملا متفاوت و در ژانر اجتماعی بود. به هر حال این جنس کارها مشخصات و حساسیت های خاص خود را دارند و اثر ایشان مورد موافقت شورای پروانه ساخت قرار نگرفت و اعضا صلاح ندیدند چنین جوان خوش آتیه ای ورود به موضوعی کند که ممکن است حاشیه هایی را به دنبال داشته باشد. خوشبختانه آقای مهدویان با بلند نظری و سعه صدر پذیرفتند.(نقل به مضمون در همان مصاحبه)
خب لاتاری ساخته شد. پس اینکه مهدویان چه چیزی را پذیرفته مشخص نیست و از ان مهمتر اینکه شورجه به حاشیه های بعدی ورود به چنین موضوعاتی برای فیلم و مهدویان اشاره کرده بود که در جریان نمایش لاتاری هرچه تلاش کردیم تا ردپایی از بروز حاشیه های مورد اشاره عضو محترم شورای پروانه ساخت را بیابیم به نتیجه ای نرسیدیم.
واقعیت این است که لاتاری اثری دغدغه مند است که بر محور یکی از موضوعات مهم و آسیب های اجتماعی که امروزه جامعه با آن درگیر است استوار شده است قاچاق دختران ایرانی به شیخ نشین های خلیج فارس. تجارت فساد و فحشا  که ظاهرا در پس آن موارد دیگری همچون مواد مخدر، پولشویی و غیره هم صورت می گیرد. این موضوع به خودی خود بیش از یک دهه است که در جامعه ما حساسیت بر انگیز شده و موضوع تازه ای نیست ضمن اینکه هیچگاه پاسخ متقن و دقیقی هم از سوی مسئولان امر دراین باره ارائه نشد. و شاید یکی از حاشیه هایی که مورد  نگرانی اعضای شورای پروانه ساخت قرار گرفته بود همین مساله بود. باقی ماجرا هم که آنقدر گل درشت و شعاری است که نمونه اش را نمی توان در فیلم های دم دستی تجاری و اکشن نیز پیدا کرد. اینکه بلند شوی بروی و در یک کشور حاشیه خلیج فارس به راحتی بزنی و بکشی و جلوی دوربین ها بیانیه سیاسی و غیرتی و اجتماعی بخوانی و از آنطرف  تلویزیون و مقامات آنجا در کسری از ثانیه شناسایی ات کند که  کیستی و از کجا آمده ای و تا صفحه آخر شناسنامه ات را هم دربیاورند و بچه های امنیتی هم که به راحتی آنجا فعالیت تعقیب و مراقبت و شناسایی و آدم کشی انجام می دهند زل بزنند به صفحه تلویزیون و نگران امنیت ملی باشند و به فکر فرو بروند که این آرتیست بازی رفقا را چگونه جمع کنند آنقدر ساده انگارانه است که سبب می شود تا همه نگرانی های ناشی از ایجاد حاشیه برای اعضای شورای ساخت از بین برود و ایکاش اعضای محترم بجای فکر کردن به حاشیه ها، ایرادات و حفره های فیلمنامه را جمع و جور می کردند و بابت ساده انگاری بیش از حد ماجراهای اینگونه ، لااقل از دادن پروانه ساخت خودداری می کردند.
شاید تنها نکته مثبت لاتاری را می بایست درسوژه دغدغه مند مهدویان جست و جو کرد. مساله مهمی که باید سینمای ایران سالیان پیش به سراغ ان می رفت و به دلایل مختلف متاسفانه نسبت به این مساله مهر سکوت بر لب زد و هیچگونه پرداختی نسبت به آن صورت نگرفت. اما ورود آدمهای دلسوخته دوران جنگ و دفاع مقدس که اینک در حاشیه اند و حضور پر رنگ ماموران امنیتی در آخرین سکانس های فیلم، کلا فضا را به سمت یک ماجرای سیاسی، اجتماعی، جناحی، امنیتی سوق داده و همین انحراف سبب شده تا لاتاری اثری در خور و قابل تامل نباشد. تصورمیکنم مهدویان می توانست همین سوژه دغدغه مند را در قالب اعاده حیثیت توسط همان سه جوان غیرتمند داستانش تا انتها پیش ببرد که همین استارت را هم در بخشی از قصه اش زده اما پس از آن به هر دلیل دیگری از ادامه دادنش منصرف شده.  
بازی ها متوسط است و بازی درخوری بجز نقش آفرینی کوتاه و طنازانه نادر سلیمانی در فیلم نمی بینیم. هادی حجازی فر اندک اندک در یک نقش ثابت در حال کلیشه شدن است. ساعد سهیلی همان جوان عاصی است که در برخی فیلمهایش هم بود، حمید فرخ نژاد جدی را هم در بسیاری از فیلمها حتی بهتر دیده ایم. کارگردانی البته مناسب است و فیلم از ساختار و ضرباهنگ خوبی در حوزه ساخت بهره می برد که تاکید مجددی بر شناخت صحیح مهدویان از لحظه های تعلیق و نبض تماشاگر است اما همانگونه که پیشتر هم اشاره کردم همه اینها فدای سردرگمی کارگردان در رویکردش نسبت به سوژه فیلم شده است. 
در مجموع معتقدم لاتاری اثر بهتری نسبت به کار قبلی مهدویان (ماجرای نیمروز) نیست و لازمست این کارگردان جوان و خوش آتیه سینمای ایران تکلیفش را با خودش و حاشیه های پیرامونش و جناح بندی های سیاسی و غیره روشن کند و خودش باشد. همین و بس!

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره فیلم چهار راه استانبول i
یادداشت شبنم محمودی شرق درباره فیلم چهارراه استانبول | عکس
یادداشت
» یادداشت شبنم محمودی شرق درباره فیلم چهارراه استانبول
... دیدن متن »

 

حالا پس از تماشای شش اثر از مصطفی کیایی ، دیگر میتوان تقریبا ارزیابی مشخصی از نحوه کار این فیلمساز در سینمای ایران به عمل آورد. مصطفی کیایی چه بخواهیم چه نخواهیم یک فیلمساز متوسط متعلق به سینمای بدنه است که البته هوشمندی و زمان سنجی خاص خود را دارد. چه آن موقع که بعد از ظهر سگی را ساخت و چه اکنون که چهارراه استانبول را روانه پرده سینماهای جشنواره کرده است.روند طی شده توسط کیایی این مساله را به اثبات رسانده که وی عمده نگاه خود را متمرکز به گیشه ساخته و راضی ساختن تماشاگر هدف اصلی اوست . استفاده از عنصر طنز در فیلمنامه و ساختار، استفاده از تعدادی بازیگر ثابت از جمله برادرش در همه آثارش، به کارگیری تعدادی زیادی بازیگر که هر یک چهره شناخته شده ای در سینما، تئاتر و تلویزیون هستند و از همه مهمتر استفاده از میزان الحراره موقعیت سنج که شاید همین شاخصه آخر او را از سایر فیلمسازان هم نسلش متمایز می سازد. و همین عنصر در چهارراه استانبول به کارش آمده و او با دستمایه قراردادن تراژدی ساختمان پلاسکو یک اثر اجتماعی شهری را خلق کرده است که البته تنها عنصری که از پلاسکو مورد توجهش قرار نگرفته، تمام آن چیزی است که بر سر این ساختمان و آدمهایش و آتشنشانان و غیره رفت و البته همین مساله به او کمک زیادی کرده که بر اساس موقعیت، داستانش را پیش ببرد و تعلیق و اضراب و دلهره و هیجان را همراهش سازد.
داستان خیلی خوب آغاز می شود. شخصیتها از پردازش مناسبی برخوردارند. تعلیق به خوبی در قصه و به تبع آن در ساختار رعایت شده. ساختار از ضرباهنگ مناسبی بهره برده و همه اینها سبب می شود تا مخاطب با اثری جذاب مواجه شود. اما این جذابیت و تعلیق و ضرباهنگ صرفا تا زمان رسیدن قصه و آدمهایش به پلاسکو بروز و ظهور دارد و بعد از آن هم محتوا و هم ساختار دچار افت فاحشی می شوند که بخش مهمی از این نزول شاید به لحن و زبان شعار زده خالق اثر باز گردد. نقد قدرت های سیاسی، نقد سیاستگذاری نادرست در حمایت از تولید، نقد واردات بی رویه کالا و در نهایت هم مهاجرت.. و البته مهاجرتی که مشخص نیست توسط بهمن و احد صورت گرفته یا بهمن و احدهای دیگری که زندگی خود را بر باد  رفته دیده اند و دست به چنین تصمیم خطرناکی زده اند و اتفاقا شاید همین پایان بندی بسیار مناسب سبب شده تا مخاطب مقداری از آن فضای آکنده از شعار ونقد اجتماعی فاصله بگیرد و مجددا با حال و هوای اول قصه همراه شود. 
فارغ از این مساله باید به ساختار مستند گونه بخش دوم فیلم یعنی اتش گرفتن پلاسکو به بعد اشاره کرد که بسیار لازم و ضروری و بجا بوده ضمن اینکه بازی بازیگران نیز از هارمونی مناسب و خوبی برخوردار است که این هارمونی نیز در نیمه دوم همگی تبدیل به یاس می شود و شاید بتوان گفت بازیگران در نیمه دوم فقط بازی کرده اند و از این منظر در این بخش ها باور پذیر نیستد.
در مجموع می توان فروش خوبی را برای چهارراه استانبول در اکران عمومی متصور بود. اما ایکاش کیایی فقط در حد همان سوژه آتش گرفتن پلاسکو بسنده میکرد و قصه اش را به ماجرای آتش نشان ربط و بسط نمی داد که اصلا به درد این داستان نمیخورد و پیش برنده نیست و فقط به درد همان شعارهای گل درشت و نقد سیاسی و اجتماعی مصطفی کیایی میخورد و بس.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره فیلم ماهورا i
اکران فیلم ماهورا
» اکران فیلم ماهورا" با حضور عوامل درسینما هویزه مشهد
... دیدن متن »

فیلم سینمایی "ماهورا"  به تهیه کنندگی حمیدآخوندی و علیرضا جلالی از فیلم‌های برگزیده جشنواره فیلم فجر امروز  با  حضور بازیگران  و حضور چهره های  اصلی داستان این فیلم درمشهد اکران می‌شود.
به گزارش مشاور رسانه ای این فیلم، این اکران مردمی با حضورداریوش ارجمند، ستار اورکی، محسن افشانی، مریم جلالی مجری طرح و علیرضا جلالی تهیه کننده و حمید زرگرنژاد کارگردان این فیلم و چهره های واقعی قصه ماهورا امروز دوشنبه 16  بهمن  سانس 16 سینما هویزه مشهد برگزار می شود.
فیلم سینمایی «ماهورا» به کارگردانی حمید زرگرنژاد  داستانی عاشقانه را در بستر وقایع و اتفاقاتی که به جنگ مربوط است روایت می‌کند؛ این فیلم سعی کرده تا از هرگونه شعارزدگی به دور باشد.
فیلمبراری این فیلم که به عهده مرتضی غفوری بوده است در لوکیشن‌های بکر و واقعی در تالاب‌ها و روستاهای جنوب ثبت شده  است که طراحی صحنه آن را بهزاد آدینه انجام داده است. 
در خلاصه داستان فیلم «ماهورا» آمده است: «در زندگی تو زنی است با چشمانی شکوهمند که لبانش خوشه‌های انگور و لبخندش موسیقی و گل، اما هرکس بخواهد به او نزدیک شود ناپدید می‌شود.»
ساعد سهیلی، میترا حجار، بهاره کیان‌افشار، کامران تفتی، مهدی صبایی، مونا فرجاد ، احمد کاوری، محسن افشانی، یوسف مرادیان، مالک سراج و داریوش ارجمند در این فیلم ایفای نقش می‌کنند.
از عوامل تولید «ماهورا» می‌توان به دستیار اول کارگردان: حسن لبافی، مجری طرح: مریم جلالی،  مدیر فیلمبرداری: مرتضی غفوری، تدوین: کاوه ایمانی، طراح چهره پردازی: شهرام خلج، طراح صحنه: بهزاد آدینه، موسیقی: ستار اورکی، صداگذار: آرش قاسمی، مدیر تدارکات: فرامرز رضایی، استوری بورد آرتیست: محمد فلاحت‌دار، طراح لباس: سارا خالدی، عکاس: مهدیه لطیفی و امیر اماملی، مهدی غلامی: طراح لوگو و مشاور رسانه‌ای: لیلا افشار اشاره کرد.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره فیلم کامیون i
پوستر «کامیون» برای نمایش در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر رونمایی شد  | عکس
» پوستر «کامیون» برای نمایش در سی و ششمین جشنواره فیلم فجر رونمایی شد
... دیدن متن »

پوستر فیلم سینمایی «کامیون» به نویسندگی و کارگردانی کامبوزیا پرتوی برای نمایش در بخش رقابتی «سودای سیمرغ» در سی و ششمین دوره جشنواره فیلم فجر رونمایی شد. 
پوستر فیلم سینمایی «کامیون» پوستر فیلم سینمایی «کامیون» به نویسندگی و کارگردانی کامبوزیا پرتوی، با مدیریت فیلمبرداری تورج اصلانی و با نقش آفرینی سعید آقاخانی، نیکی کریمی، تروسکا جولا، رامین راستاد، یعقوب پرسا و نسرین مرادی که توسط مهدی مطلق طراحی شده است، برای نمایش در بخش رقابتی «سودای سیمرغ» در سی و ششمین دوره جشنواره فیلم فجر رونمایی شد و با هدف آشنایی مخاطبان با این اثر سینمایی منتشر شد.
فیلم سینمایی «کامیون» در نخستین نمایش خود در سی و ششمین دوره جشنواره فیلم فجر در ساعت 18 روز پنجشنبه 12 بهمن ماه جاری در سینما فرهنگ 2 روی پرده رفت و در ادامه و در ساعت 22:30 در سینما ماندانا برای مردم و علاقمندان به سینما و همچنین در ساعت 14 دیروز جمعه 13 بهمن ماه جاری در پردیس سینمایی ملت برای اهالی رسانه و منتقدان و نویسندگان سینمای ایران به نمایش درآمد.  
جدیدترین اثر سینمایی کامبوزیا پرتوی در ساعت 16:30 امروز شنبه 14 بهمن ماه در سینما راگا، در ساعت 17 در پردیس سینمایی آزادی و همچنین در ساعت 22:30 در پردیس سینمایی کورش تهران روی پرده می‌رود. 
این فیلم، در ادامه نمایش در این دوره از جشنواره فیلم فجر؛ در ساعت 15 فردا یکشنبه 15 بهمن ماه در سینما جوان و همچنین در ساعت 23 در سینما فرهنگ 2 به نمایش درمی‌آید.
«کامیون» با مدیریت فیلمبرداری تورج اصلانی؛ در مرزهای سوریه و عراق، در روستاهای اطراف منطقه «سیلوانا» در استان آذربایجان غربی، در شهرهای ارومیه و میانه و در نهایت در لوکیشن‌های مختلفی در تهران از جمله؛ آزادی، تهرانسر، گلابدره، شهرک غرب، صادقیه و ... فیلمبرداری شده است.
تعدادی از عوامل اصلی فیلم سینمایی «کامیون» جدیدترین اثر سینمایی «کامبوزیا پرتوی» عبارتند از:
نویسنده و کارگردان: کامبوزیا پرتوی، مدیر فیلمبرداری: تورج اصلانی، فیلمبردار: مهدی اصلانی، تدوین: مصطفی خرقه‌پوش، دستیار کارگردان و برنامه‌ریز: رامین راستاد، صدابرداری و صداگذاری: پرویز آبنار، طراح گریم: بابک اسکندری، طراح صحنه: بابک صبحی، موسیقی: میلاد موحدی، مجری طرح: هومن احمدی توفیقی، عکاس: کسری پرتوی، مشاور رسانه‌ای: منصور جهانی، تهیه‌کننده: کامبوزیا پرتوی، محصول: موسسه سینمایی خط سوم.
مدیریت روابط عمومی فیلم سینمایی «کامیون».

 

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید