تیوال جشنواره فیلم فجر، ‌دوره سی و هفتم
S2 : 12:54:06
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
ممنونم بابت این فیلم فوق العاده مرسی که منو جذب کردین ممنون از تمام بازیگران
سید حامد حسینیان این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در تئوری‌های جامعه‌شناسی مفهومی وجود دارد به نام «مناسک ‌گذار»؛ مناسکی که بعد از مرگ یا تولد عضوی از خانواده برگزار می‌شود تا بعد از آن ساختار خانواده با وضعیت جدید سازگار شود و خود را به نسبت آن بازسازی کند.‌ آیین‌های مربوط به ختم، عروسی، زایمان و... از همین قبیل هستند. در فیلم «قصر شیرین» مرگ مادر خانواده باعث می‌شود پدری که سال‌ها بدون طلاق، زن و بچه‌اش را رها کرده، بازگردد تا کاری را به سرانجام برساند. کاراکتر پدری بدعنق، نامهربان، ستیزه‌جو و پول‌پرست که ضدقهرمان ابتدای قصه است. او حتی نمی‌داند آدرس خانه زن و بچه‌اش کجاست و تنها دلیل بازگشتش فروش ماشین همسر و سایر متعلقات اوست اما داستان طور دیگری رقم می‌خورد و او مجبور می‌شود بچه‌هایش را هم با خود ببرد. از اینجاست که «مناسک‌گذار» شروع می‌شود. جاده‌ای طولانی در دل دشت‌های یاسوج ... دیدن ادامه » که ادامه فیلم در آن رقم می‌خورد و تعلیق اصلی فیلمنامه اینجاست: «پدر با بچه‌هایش چه می‌کند». میرکریمی در این فیلم «بودجه پایین» یا همان «لو باجت»، تنها از یک بازیگر چهره بهره برده و بقیه همگی شخصیت ناشناخته‌ای هستند که بازی گرفتن از آنها در محیط تنگ خودرو بدون هیچ‌گونه اکت بدنی خود جسارت و توانایی بالایی می‌طلبد. دختر خردسال خوش‌زبان در کنار برادر خیلی باهوش(!) خود در حد و اندازه‌های غیرقابل انتظار با محدودیت‌‎های بازی در ماشین می‌درخشند. اکثر نماها به همین دلیل محدودیت خودرو کلوزآپ بسته شده‌اند و نماهای دشت و برخی خرده‌پیرنگ‌های هیجانی نیز در کنار حقه‌های فیلمنامه‌نویسی، فیلم را از افتادن در ورطه رکود و رخوت نجات می‌دهد. این فیلم با تمام محاسنش اما نمی‌تواند قدمی رو به جلو برای سینمای میرکریمی باشد؛ فرزند پسر قصه بیش از حد معمول باهوش و عاقل است و به نظر می‌رسد بیشتر از کنش یک کودک 8-7 ساله شاهد حقه‌های فیلمنامه‌نویس برای غافلگیر کردن مخاطب و پیش بردن خرده‌پیرنگ‌های قصه است. از سوی دیگر قصر شیرین شدیدا مینی‌مال طرح شده است؛ ما از کاراکترها اطلاعاتی محدود داریم که اگرچه قصه با آنها پیش می‌رود اما کنجکاوی مخاطب برای شناختن کاراکترها و شاید همزاد‌پنداری با آنها باعث می‌شود مخاطب ارضا نشود. از همین جهت است که به راحتی می‌توان گفت قصر شیرین بیشتر از اینکه بخواهد مخاطب را با خود همراه سازد و روی او تاثیرگذار باشد، به اندازه یک بیلبورد یا منبر یکطرفه کاربرد دارد.
حمیدرضا مرادی و امیر مسعود این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پالتو شتری نه کمدی است، نه درام، نه در ژانر معمایی جا می‌گیرد نه جنایی! نه قرار است با آن بخندیم، نه هیجان‌زده شویم و نه معمایی برای‌مان گشوده شود. پالتو شتری هجو روشنفکری و ژست خودشیفته همه‌چیزدانی است که در فضایی تفننی روایت می‌شود؛ هجوی که برای روایت آن در بستری تفننی از تئوری حقیقت نیچه و برای ریشه‌یابی مساله‌اش از فروید کمک گرفته شده است. اگر تاکنون همه فیلم‌های مرتبط با دانشگاه، تنها کاریکاتوری از این فضا بودند، این فیلم شرایط متفاوتی را تجربه می‌کند، چرا که دانشگاه فقط میز و استاد و چمن و دوست پیدا کردن نیست. آن چیزی که فضای دانشگاه را متفاوت از محیط بیرونش می‌کند، وجود تیپ‌های مختلفی از افراد است که تنها در این محیط هویت پیدا می‌کنند و ذهنیتی مختص به این فضا دارند که در خارج از آن نمی‌توان یافت. تیپ شخصیت‌های همه‌چیزدانی که ... دیدن ادامه » بیشتر از هر چیزی ژست هستند! ژست دانایی با ادایی از ظاهر اندیشمندان؛ این ادا می‌تواند سبیل نیچه‌ای یا ... باشد. شخصیت‌هایی که در یک «توهم» بزرگ به سر می‌برند و مثال آنها در هر دانشگاهی به وفور پیدا می‌شود. حلقه تعلیق ماجرا به این نکته برمی‌گردد که این کاراکترها از چه ریشه‌ای برمی‌خیزند؟ پاسخ فرویدی و ارجاع به بحران‌های کودکی، نسخه نهایی کارگردان است که نه می‌توان آن را نادیده گرفت و نه می‌توان چندان آن را پسندید، چرا که خود کارگردان نیز در این فیلم بارها اظهار فضل تئوریک می‌کند و برای آنکه ثابت کند بر آن چیزی که هجو کرده احاطه دارد، خودش به خودشیفتگی همه‌چیزدانی می‌رسد. شاید اصلا بتوان این قرائت را داشت که فیلم نوعی محصول روانکاوی سازندگان اثر باشد که از زاویه نگاه سام درخشانی روایت می‌شود. اما بزرگ‌ترین دستاورد پالتو شتری حرف گران‌قیمتی است که به مخاطب می‌رسد؛ حرفی که مطرح کردن آن ستودنی است و تنها کسانی آن را بخوبی حس می‌کنند که با شخصیت‌های مابه‌ازای فیلم در واقعیت ارتباط داشته باشند. اینکه سبیل نیچه‌ای و جمله‌های پرطمطراق و ژست خودشیفته روشنفکرانه در سیاست، فرهنگ و فلسفه هیچ تفاوتی با پوشیدن لباس بادکنکی و نازل‌ترین درجات فرهنگی ندارد که روشنفکری امروزی با فرهنگ بی‌ریشه و جاهلانه، هر دو 2 روی سکه ابتذال هستند. هر 2 جامعه را مبتذل می‌کنند و به یک اندازه در «توهم» و «پیله» خود غرق‌ هستند. همه آنها ماحصل «عقده‌های درونی» و «سرکوب‌های کودکی» هستند که به 2 شکل مختلف درمی‌آیند که در سکانس نهایی فیلم بخوبی امتزاج آنها به تصویر کشیده می‌شود. پالتو شتری فضایی تفننی و ریتمی مناسب و قصه‌ای نسبتا پرکشش دارد که مخاطب از دیدن و حتی نفهمیدن آن خسته نمی‌شود. می‌توان پالتو شتری را ستود، چرا که اکثر دغدغه‌های مشابهش به یک درام سیاه بدون ریتمِ پایان بازِ بی‌مخاطب منتج می‌شود. در کنار آن باید آن را نکوهش کرد که هر جایی اسم دین می‌آید، خرافات مطرح می‌شود، دین را جادو و جمبل می‌داند و نسخه‌پیچی کارگردان برای رهایی از «توهم» بزرگ، «زمهریر نیستی» است. اثر کاملا نیست‌انگار است و سکانس پایانی فیلم نیز موید همین گفتار. وقتی از نیستی راهی به بیرون نیست، وقتی نمی‌توان پیله را درید، به صدای زنگ شیطان گوش بده، گوش بده و تن به فراموشی بسپار، به آواز ابتذال: اگه تو دلبری، دل منو می‌بری...

امیر مسعود این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Sajad...
درباره فیلم قصر شیرین i
در جشنواره متاسفانه نتونستم ببینم ولی دیشب در اکران فیلم های جشنواره فجر در پردیس چارسو موفق به دیدن فیلم شدم. چه فیلم خوبی از فضای بصری زیبا و چشم نواز ، تا بازی
فوق العاده حامد بهداد.....
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متری شیش و نیم؛
فیلم قایل احترام و خوبی بود. واقعا دوست داشتنی بود. یکمی انسجام داستانیش مناسب نبود. بازی های تکراری ولی همچنان جذاب از نوید محمدزاده داشت. یه جاهایی داستانش سر هم بندی داشت. تصویربرداریش خوب بود واقعا.کارگردانیش خوب ولی ابد و یک روز بنظرم کار بهتری بود نسبت به متری شیش و نیم.
سید حامد حسینیان، سپیده، hassan و امیر مسعود این را خواندند
جهان، یاسمن و کاوه علیزاده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره فیلم متری شیش و نیم i
معرکه بود. از کارگردانی و فیلمبرداری و کنش های داستان و بازی ها خیلی خوشم اومد. فقط دو سه تا سکانس به نظرم ایراد که نه میتونست شاید بهتر باشه.
یکی صحنه فرو ریختن کارگاه شیشه و آمار دادن ناصر به داداشش که اول نمیرفت بعد یهویی رفت.
دوم صحنه ژیمناستیک رفتن بچه که اوج پایان فیلم بود و خیلی هامون فکر کردیم فیلم با این صحنه تموم میشه، میتونست خیلی تاثیرگذار تر باشه. لزومی به اضافه کردن کمدی به این صحنه نبود با دویدن بچه لباس به دست اونم در حالیکه مادرش با بقیه خارج شده و اینم معلوم نیست برا چی معطل شده وداییش خودشو به در و دیوار قلاب کرده که بتونه بیشتر ببینتش. میشد بچه دنبال داییش برده دو تا پرش هم تو راهرو براش بزنه و بعد با حسرت خارج بشه و از بقیه عقب بمونه.
و صحنه اخر هم با اینکه پیمان معادی که کل فیلم قربون صدقه ش رفتم عالی درش آورد، بنظرم کافی نبود. ... دیدن ادامه » کاش شیشه شور کم سن و سال بود و معادی عصبانی میشد و ردش میکرد و بچه دو تا ماشین اونورتر از یه ماشین دیگه ترجیحا لاکچری پول میگرفت و بیخیال میرفت سمت بقیه دوستاش. و معادی میدید انقد تعدادشون زیاده که حتی نمیشه همه رو شمرد چه برسه به رسیدگی...
خلاصه از فیلم حظ کافی رو بردم و بعد مدت هایک فیلم تمیز و خوش ساخت دیدم. هر چند رعال و سیاه بود...
«پیمان معادی که کل فیلم قربون صدقه ش رفتم»!
#جان_کلام
#خسته‌_نباشی_دلاور
#بباز(!)
۳۰ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان، اسم اون موسیقی معروفی که اواخر فیلم پخش می‌شد رو می‌دونید؟ (منظورم Koop Island Blues نیست، قبل از اون.)
سپیده و وحید هوبخت این را خواندند
Crazy
Gnarls Barkley
حافظه درست یاری کنه، تو تئاتر سوتفاهم هم ازش استفاده کرده بود.
۲۷ اسفند ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره فیلم سرخپوست i
فیلم ضعف هایی داره در پرداخت شخصیت ها،موسیقی و پرداخت فیلمنامه اما جذاب بودن داستان و متفاوت بودنش به قدری هست که ازش به عنوان یک فیلم خوب بشه یاد کرد.
حدیث سیدی
درباره فیلم سرخپوست i
وقتی میگیم یک تئاتر به معنای واقعی کلمه کارگردانی داره یعنی حضورش رو همه جا میبینی. این رو برای این گفتم چون تئاتر بین هستم . و این در مورد سینما هم کاملا صدق میکنه. سرخپوست به همین معنا کارگردانی داشت و ردپایی کارگردان همه جای اثر دیده میشد حتی در پایانبندی نه چندان درخورش. من تا ثانیه آخر فکر میکردم سیمرغ رو میگیره:)))
اتفاقا کاگردانیش خیلی دیدنی نبود ولی پایانش کاملا مفهومی درست بود!
۲۶ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم بیوگرافی اینقدر کم داریم تو سینمامون که از دیدن این یکی علی رغم تناقضات و ضعف ها ، هیجان زده شدم
امیر مسعود و محمدرضا این را خواندند
حمیدرضا مرادی، رضا غیوری، hassan، آدنا و محمد مهدی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش یکی نزدیک بود این آقا همایون ما رو قبل از این جنگولک بازیها از برق می کشید به احترام خودت و کارهای خوبت هم که شده ابراهیم رو سرمشق رفتارهات نکن :((((
همایونِ مسخره باز!!!
دوستمون داره توو زندگی واقعی هم از این ور آبی ها و اون ور آبی ها اقتباس! میکنه..
۲۳ بهمن ۱۳۹۷
فاز براندو رو گرفت که وقتی اسکار دادن بهش ی سرخپوست رو فرستاد رو صحنه و جایزه رو نگرفت . فانتزیه دیگه بنده خدا-))
۲۳ بهمن ۱۳۹۷
فاز براندو :)))) کاش دوستی ، نزدیکی ، بهش مشاوره درستی بده که در آغاز راه از مردم و جامعه هنری فاصله نگیره ، خیلی حیفه ...
۲۴ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
روزانه سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر، شماره دهم | عکس
» روزانه سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر، شماره دهم

شماره دهم ‎‭‭‮‮‮‮‮‮‮‮‮‮‮‮‮‮‮‮‮‮‮‮‮‮‮‮‮‮‮‮‮‮‮‮‮‮مجله صوتی روزانه آوای تیوال هم گام با سی و هفتمین جشنواره فیلم فجر

گفتگو با هنرمندان: مهناز افشار

درباره فیلم های: آشفته گی

گفتگو کننده: نازنین موسوی

۲۳ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۲۳ بهمن ۱۳۹۷
محمد عسگری، آیدا طاهرزاده و پیمان علیزاده این را دوست دارند
اختامیه واقعا بد همبن. بخصوص تقسیم جوایزیش.
۲۳ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم ضعیفی بود و اصلا داستان نداشت. از فیلم های سیاوش اسعدی فقط جیب برخیابان جنوبی رو دوست داشتم و با دیدن این فیلم واقعا ناامید شدم.
تنها نقطه ی قوت فیلم , بازی ژاله صامتی هنرمند بود.
البته تجربه بحث با شما این رو ثابت کرده که چیزی رو نمی پذیرید :) لیکن دل به دریا میزنم و می پرسم:
ممنون میشم بگید که داستان نداشت یعنی چی؟
چون اتفاقا یکی از داستانگوهای جشنواره بود (ورای خوب یا بد بودن فیلم)
داستان نداشتن رو برای فیلمی مثل قصر شیرین بکار ... دیدن ادامه » میشه برد مثلا....قصه ....داستان ...تعریف مشخصی داره به نظرم دوست من
۲۳ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سپهر
درباره فیلم سونامی i
بهتره یه عوضی خوشحال باشی تا یه قهرمان بدبخت
فیلم رو دوست داشتم
کاری به ضعف و قدرت فیلم یا سکته های فیلمنامه نویسش ندارم
حس خوبی داشتم تو فیلم
اصلا از دیدن اون زیرزمین خشن و اونجایی که مربی رفت سراغ همچین آدم نابود شده ای خوشم اومد
۲۳ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۲۲ بهمن ۱۳۹۷
محمد عسگری این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم در ادامه قسمت اول ساخته شده اما انسجام روایی خوبی ندارد در قسمت پیش شاهد بودیم که اتفاقات جامعه خارج از ماجرای شخصی افراد در حال روایت است که بیشتر هم در مورد گروه مجاهدین آن دوران پیکر بندی شده و خط داستانیه خوبی دارد و از نفس نمی افتد در قسمت دوم ماجرا اما کمی متفاوت است باز هم در خصوص مجاهدین که حالا به منافقین تبدیل شده اند روایت میشود که در روزهای پایانی جنگ روایت میشود اما داستان از آنجایی از نفس میافتد که اینبار بر عکس قسمت قبل حول محور چند شخص است و بیشتر خصوصی شده و این جان فیلم را میگیرد و حوصله سر بر میشود . پایانی معمولی تیر خلاصی است که مخاطب را نا امید کند و خوب هم کارش را انجام میدهد . بازی های خوبی در فیلم رو شاهد هستیم اما کشش داستانی بسیار ضعیف است و در واقع مخاطب را رها میکند ... کاندید شدن خانم طباطبایی رو من نفهمیدم بر چه اساسی ... دیدن ادامه » بود !!!!
در کل راضی کننده نبود برای من فیلم
امتیاز ۶ از ۱۰ با ۱ نمره ارفاق -))
navidjahan، سید حامد حسینیان، امیر و زهرا پوررضا این را خواندند
آذرمهر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آرمان راد
درباره فیلم سرخپوست i
سلام
از دوستان کسی هست برای امروز سانس ١٥ سینما آستارا یا ٢٢:٣٠ سینما فرهنگ، ٤ بلیت اضافی برای فیلم سرخپوست داشته باشه؟
اگر اطلاع دهید ممنون می شم:_)
محمدرضا این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
در اواخر دهه هشتاد شاهد بلبشویی در عرصه ی موسیقی بودیم. هر کسی بدون توجه به چهارچوب و اصول ساخت موسیقی، تِرَکی بیرون می داد و بدون اینکه متوجه شویم، سبک بی پایه و اصول این نوع موسیقی به خواننده های مطرح و مقبول هم سرایت کرد.
الان در اواخر دهه ۹۰ شاهد بلبشویی در سینما هستیم. هر فردی با توجه به سلیقه و ایده ی ذهنی خودش فیلمی غیر متعهد به باید های سینما میسازد. فیلم هایی که برخلاف گذشته در سبک کمدی خلاصه نمیشوند، ظاهری موجه دارند و بازیگرهایش حداقل ۲ سیمرغ برده اند.
تماشاگران آنها را بی محتوا میخوانند و کارگردانانشان تماشاگران را از درک صحیح سینمایی و ذهنِ آماده ی پذیرش سبکی جدید برخوردار نمی دانند.
البته هنوز هم استثنا وجود دارد ولی باید قبول کنیم چه بخواهیم و چه نخواهیم فضای حاکم بر بهترین کارگردانان هم تاثیرش را می گذارد، همان طور که تا کنون ... دیدن ادامه » روی برخی از آنها گذاشته.
تحلیلی جامع و کامل از سینمای امروز ایران
سپاس
۲۲ بهمن ۱۳۹۷
ممنونم از نظرتون :)
۲۲ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
[سینما جایی برای خیال کردن است]

سینمایی برآمده از فرم؛
خوش ساخت با جزئیاتی ریزبینی شده و دقیق؛
شخصیت پردازی های بسیار ماهرانه؛
محتوایی در خدمت فرم...
فیلمنامه از منظر پلات درونی دارای کارکرد و روایت قصه اثر که بی هیچ باگ فنی نرم و خوب می تازد؛
بدون احتساب فرم در ریشه های اثر ، فیلمنامه دارای منظر روان شناختی عمیق شخصیتی می باشد؛
عجیب بودم که نزدیک به ١٢٠ دقیقه تمامی تماشاگران با ولع فیلم را دنبال می کردند و پچپچه ها مبتنی بر رضایت کامل...
واقعاً در مقاطعی احساس می کردم روح اجرایی پاولو سورنتینو و گاهی تارانتینو در برخی پلانها حضور دارد؛
مضامین شعاری در برخی پلانها که شاید رسالت آرمانی در محوریت دیالوگها قلمداد شود و محتمل صدای خسته مردمش را با جسارت فریاد می زند؛
خدا را شکر که پرچم تئاتر در سینما نیز در اهتزاز و برافراشته و با شکوهی خاص جلوه ... دیدن ادامه » گر است.
لذت بردم و آفرین بر همایون غنی زاده عزیز و تیم اجرای او و بازیگرانش.
چه خوب :)
۲۲ بهمن ۱۳۹۷
سرکار خانم مینا ارادتمندم،
اینکه یک کارگردان و نویسنده بتونه ٢ ساعت در فضایی محدود به یک مغازه سلمانی مخاطبین را مرعوب خود کند بنظرم اثر کار خودش را کرده و این میزانسن محدود که با فرم به پرواز ذهنی متمایل می شود خود نقاط برون رفت از یکنواختی است و داوران ... دیدن ادامه » جشنواره هم خود قطعاً می دانند که آفتاب همیشه از شرق طلوع می کند و ریشه ها در تئاتر سر بر آرند.
۲۲ بهمن ۱۳۹۷
رضا جان یزدانی موافقم؛
قطعاً پارودی ها و ارجاعات میزانسنی در مسلخ سینمای پست مدرن یک اصل غیر قابل انکار است و بیننده را به خیال کردن و لذت بردن نزدیک می کند و این بخشی از تعریف هنر است که در کل دنیا و در قامت سینمای پست مدرن از اساس در حوزه تعریف قابل استناد ... دیدن ادامه » و به هر حال امید میرود که منتقدین فرهیخته ای هم در آن وسط باشند که فرافکنانه کار نکنند و از دانش فنی و آکادمیک خود مایه بگذارند...
۲۲ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید


نشانی خانه خویش را گم کرده‌ایم
لطف بنفشه را می‌دانیم
اما دیگر بنفشه را هم نگاه نمی‌کنیم
ما نمی‌دانیم
شاید در کنار بنفشه
دشنه‌ای را به خاک سپرده باشند
باید گریست
باید خاموش و تار
به پایان هفته خیره شد
شاید باران
ما
من و تو
چتر را در یک روز بارانی
در ... دیدن ادامه » یک مغازه که به تماشای
گلهای مصنوعی
رفته بودیم
گم کردیم


#احمدرضا_احمدی
هم خودش و هم فریدون رو توی خونه‌ای که به تماشای بنفشه‌های آفریقایی رفته بود، گم کرد
۲۴ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
navidjahan
درباره فیلم روزهای نارنجی i
فیلم قابل تحملی بود
داستانش پرکشش بود لااقل
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
navidjahan
درباره فیلم تیغ و ترمه i
شونه به شونه مردی بدون سایه بدترین فیلمی بود که امسال دیدم
البته چند تا فیلمو ندیدم که نمیتونن بدتر از اینا باشن
چون دیگه بدتر از اینا نداریم
چرا باید تو رودرواسی و مناسبات این فیلما پذیرفته بشه ولی فیلمی مثل جاندار پذیرفته نشه تو سودای سیمرغ ؟؟
نظرات شمارو میخونم، خیلی هاش و موافقم ولی در مورد جاندار نه، به شدت فیلم ایراد داری بودش ( به نظر من البته ) :(
۲۲ بهمن ۱۳۹۷
اقای پدرام خداروشکر فیلم پولادو ندیدم
در مورد فیلمهای امسالم به نظرم به نسبت جشنواره های سال های اخیر فیلم ها خیلی بهتر بودن
درسته فیلم بد زیاد داشتیم ولی فیلم خوب هم داشتیم
۲۲ بهمن ۱۳۹۷
جناب نوید من متاسفانه سینمای ایران ۲ رو خریدم و بدترین فیلم ها در این دسته بودند متاسفانه-))
۲۲ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید