تیوال فیلم بنفشه آفریقایی
S2 : 22:10:00
: مونا زندی حقیقی
: حمید بابابیگی
: فاطمه معتمدآریا، رضا بابک و سعیدآقاخانی، مهدی حسینی‌نیا، رویا جاویدنیا، ندا جبرائیلی و مریم شیرازی، تهیه کننده: علیرضا شجاع نوری
: علیرضا شجاع نوری
: فرهاد صبا
: مهدی صالح کرمانی
: مهرداد میرکیانی
: علی عابدینی
: بهرام دهقانی
: علیرضا علویان
: پیمان یزدانیان
شوکو متوجه می شود که همسر اولش فریدون توسط فرزندانش به خانه سالمندان منتقل شده است. او به همراه همه همسر دومش رضا تصمیم می گیرند تا فریدون را به خانه خودشان بیاورند. با آمدن فریدون در خانه رابطه هر سه تغییراتی پیدا می کند و اتفاقات تازه ای در زندگی هر سه نفر بوجود می آید

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم بنفشه آفریقایی / عکاس: آرمین احمری

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» مواجهه متفاوت با موقعیتی متفاوت

» رونمایی از پوستر فیلم «بنفشه آفریقایی» به کارگردانی مونا زندی حقیقی

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
ذلیل و بیچاره‌تر از من نیست در کوی تو
خمیده شد پشت من از غم چون ابروی تو
---------------------------------------------------
بنفشه‌ای "روح‌انگیز"
فیلمی به غایت بی‌ادعا، دقیق، صادقانه، تمیز و رنگارنگ
آشنا به ساختار کلاسیک با موضوعی جذاب، جسورانه، همراه‌کننده و درگیرکننده
دقت در جای‌جای این فیلم موج می‌زند..کارگردانی تا حدی تمیز و اندازه است که حضورش را در نقاط کلیدی به عنوان عنصر خالق احساس نمی‌کنید، بلکه گمان بر "من این اتفاقات را می‌بینم، پس هستند" می‌برید
متن پر از نگاشت‌های دقیق، درخواست‌کننده جای‌گذاری‌های کلاسیک مورد نیاز است
فیلم به مانند رودی در جریان، زلال و پراحساس است، چون نسیمی که در گذر روزها تو را نوازش می‌کند، تو را در کام می‌گیرد و تو را از خودت زده می‌کند
بازی‌هایی باورپذیر، صادقانه، دلچسب..فاطمه همان فاطمه است، پر"شکوه" و پر"شکوفه"، سعید خوشبخت است، اما بیشتر از آن که سعید باشد "رضا"ست، و رضای راضی به شرایط، در قامتی "فریدون"ی، بزرگ و تأثیرگذار
و مهدی همان قدر هدایت‌شده که "قاسم"، قسم‌خورده خانه امن‌اش
متن جسورانه فیلم، مثلثی را ترسیم می‌کند که از همان تیتراژ به درستی و دقت شروع به گسترش می‌کند
آغازی با عظمت و وسعت و عمق
دوربین فرهاد صبا به مدد نوای هنرمندانه موسیقی پیمان یزدانیان، آسمانی شروع می‌کند..به زحمت تا انتها بتوانید فرکانس‌های پیمان یزدانیان را از سر و مغز و گوش خود بشویید
چشم‌اندازها خبر از یک انتخاب دقیق لوکیشن می‌دهد..شاید تا انتها نتوانید مکان دقیق فیلم را حدس بزنید اما کاملا در آن محله زندگی می‌کنید و اشارت‌ها همه دقیق و پرجزئیات است، از سردر آسایشگاه بگیر، تا پارک سر کوچه، تا بازار روز، تا کوچه‌ای که رضا در آن با موتورش در حال حرکت است، تا گردشِ خارج از مسئولیت دونفری کنار کانال (یا رود)، تا جاده‌های خاطره‌انگیز ابتدای فیلم
تدوین ... دیدن ادامه » استادانه بهرام دهقانی، کم از تجربه‌های دیگر این استاد تدوین گرانقدر ندارد..دقیق، در بزنگاه‎‌ها نه سریع که ریتم فیلم را به ژانر دیگری ببرد و نه کند که فیلم را از رمق بیاندازد
حیاط خانه شوکو، و دقیقا شوکو، نه رضا و شوکو، خودش برای خودش دنیاییست..موسیقی در صحنه‌های هواییِ دوربین روی حیاط، کم نمی‌گذارد و هر روایتی بخواهید بی‌پرده با شما در میان می‌گذارد..سکانس‌های شلوغ حیاط، با بازیگوشی‌های اندازه، رنگارنگ و خاطره‌انگیز جلوه می‌کند
هیچ رفت و آمدی به خانه، بدون بازگشت و گسترشِ کاراکترهای سه رأس مثلث رها نمی‌شود
دیالوگ‌ها در فضایی خاطره‌انگیز، به مثابه جملات یک کودک شوخ و شنگ در دفترچه خاطراتش، در عین روایت‌گری کودک‌مآبانه هستند

سینمای کلاسیک یعنی همین، یعنی فریدون و رضا و شوکو، با آشناترین اتفاقات روزمره شخصیتشان گسترش می‌یابد و به طور کامل دوران گذار شخصیت‌ها طی می‌شود:
شوکو با هدف‌های هم‌نوع‌دوستانه جلو می‌رود و در این مسیر، عشقش به انتخاب گذشته‌اش را در عین وفاداری به انتخاب متأخر رو می‌کند..در این مسیر، فضای خاطره‌بازی ترسیم‌شده، امکان بروز رفتاری این گفته قدیمی را به شخصیت کلیدی داستان می‌دهد: "که هیچ چیز عشق اول نمی‌شود" یا "هر چیزی قدیمی‌اش یه چیز دیگه‌اس"
دیالوگ‌های شوکو، در سکانس انار پوست کندن در کنار دختر همسایه، هر کدام پازلی به ما می‌دهد که در دستمان نگه داریم برای تکمیل در کلیدی‌ترین نقاط ابهام نسبت به روابط خانوادگی شوکو با بچه‌های فریدون و پیام‌های صوتی دختر بر روی تلفن خانه به هنگام فرار..
رنگارنگ بودن فیلم در لباس‌های شوکو نیز رعایت شده، و تا قبل از تماس تلفنی بحران‌ساز، بافتنی‌های بنفش به تن دارد و در لحظه تماس، به ناگاه مشکی!

رضا، حسود و با غیرت شروع می‌کند، شوکو و خواسته‌هایش برایش مهم هستند، در نوسان بین ناراحت شدن، غیرت، حسودی و همگام شدن، همدردی، نوع‌دوستی است، و در آخر از هر آنچه بر رقیبش گذشته است ناراحت و غمگین است، حال آنکه خوش‌خوشانه به نبودِ یک رقیب در زندگی فردایش چشمکی می‌زند
دیالوگ‌های رضا با بازی فوق‌العاده سعید آقاخانی، دقت را در تک‌تک لحظات فریاد می‌زند: [سکانس کارگاه نجاری‌اش] (تو که گفتی با نئوپان کار نمی‌کنی..آدم از غیرت که بیفته با بدتر از نئوپانشم کار می‌کنه) ورود بازی شخصیتی در کلام را ببینید و بگذارید کنار سکانس بازگشتی در نیمه دوم فیلم که به همان کارگاه باز می‌گردند اما این بار به خواسته رضا و رضا تختی برای فریدون ساخته..اما با چی؟؟ با نئوپان!! بازی با غیرت و نئوپان و شخصیت‌سازی در اوج دقت قرار دارد..حتی در سکانس ابتدایی شوکو بیرون از کارگاه و از پنجره جمله کوبنده (از درون و محتوایی کوبنده) خود را روانه رضا می‌کند که "رضا مگه قرار ما این نبود؟ و خودت مگه رضایت ندادی؟" اما در انتها هر دو در داخل کارگاه حضور دارند!...رضا همیشه رضایت می‌دهد اما بعد پشیمان و درگیر است با بازی‌های فکری‌اش..

فریدون! فریدون بی‌رمق، دل‌شکسته و بی‌اعتنا شروع می‌کند..کم‌کم محبتِ بی‌توقع و خالصانه شوکو و تلاشِ بی‌چشم‌داشتِ رضا او را آرام آرام به آغوش گرم زندگی برمی‌گرداند، آن‌قدر آرام که آرامش‌اش دل بیننده را با حلاوت به لرزه درمی‌آورد..سکانسِ بارانی در ایوان، درخشان ظاهر می‌شود، درخشان روایت می‌شود، درخشان حرف دارد و. درخشان تکنیک..آمد و رفتِ رضا به ایوان، صندلی‌ها (حتی انتخاب صندلی‌ها)، بازی‌های کنترل‌شده و بدون هیجان اضافی، کلاهی که برای فریدون می‌آورد در مقابل پیراهنی که برای رضا می‌آورد، ... این سکانس، دنیای حرف است
استاد بودن فریدون در تخته در مقابل بی‌مهارتی رضا، تنها شکست رخ داده در تخته برای فریدون در مقابل شوکو، بازی‌های تاس همگی به غایت عمیق در شکل‌گیری روابط این مثلث نفوذ کرده‌اند..دیدن این‌ها انتخاب مخاطبست اما جای‌گذاری آن‌ها توسط کارگردان و متن، اصلا انتخابی و اتفاقی نیست
بازی و گشتن‌های گاه و بی‌گاه فریدون در چمدان و نامه‌هایی که لای هر کدام چیزی می‌گذارد، بسیار ظریف تحول محاطب را شروع کرده‌اند
تاس‌های فریدون در ابتدا جفت شش شروع می‌کنند و در بحرانی‌ترین شرایط جفت یک!
علاقه وافر او به بنفشه آفریقایی باید فراتر از یک علاقه باشد که به خرید شوکو برای او و انتخاب ثریا به عنوان وارث اموالش دوخته شود..ساسپندرهای شلوار او نیز منقش به بنفشه بودند

نمای بسته میز دونفره طبقه بالا، از آن کلاسیک‌های بی بدیل! در سکانسی بسته‌ی دو صندلیِ خالی را در بزنگاه آشوب‌ناک فیلم می‌گیرد، در سکانسِ فردای آزاد شدن شوکو، تابلوی میان رضا و شوکو طبیعتیست آرام و دل‌انگیز (در خیال رضا)، اما گریز آنی شوکو و حرکت به داخل اتاقی دیگر با پس‌زمینه تابلویی از یک موج خروش‌ناک دریا!
و در آخر سکانس‌های بازگشتی نمای تمام‌قدِ خانه! کلاسیک‌تر از همه کلاسیک‌های فیلم! اگر اشتباه نکنم هفت بار این نما تکرار می‌شود، هر بار روایت‌کننده‌تر از بار قبل!
در هر قاب، با ظرافتی چشم‌نواز و موسیقایی، هر گوشه داستان را به اقتضا روایت می‌کند..یک بار، ایوان بالا در تصرف رضای تنها..یک بار، چراغ‌ها خاموش..یک بار، قاسم چراغ انباریِ سابق را روشن می‌کند که خالی از اسباب شده است...یک بار، فریدون در تلاطم در اتاق پایین و قاب‌بندی‌های چشم‌نوازِ مشابه دیگر

اگر سکانس پایان‌بندی فیلم با حوصله‌تر ساخته می‌شد، یک کلاسیکِ بی‌نقص را در سینمای ایران به یادگار می‌گذاشت کما اینکه اکنون هم این فیلم، یک کلاسیک تمام‌عیار است
دقت، عنصر جدانشدنی این فیلم..بازی‌ها، مسحور کننده [به چشم نیامدنِ بازی‌ها به خاطر عدم شلوغ‌بازی‌های سینمایی طبیعیست]
[دو نکته بسیار مهم این فیلم را از سایر فیلم‌های ایرانی جدا می‌کند که یکی از این دو آفت اخیرا بلای جان عمده فیلم‌های ایرانی شده: شوخی‌های کلامی ظریف و به اندازه که در خنده گرفتن خودزنی نمی‌کند اما بسیار دلچسب و شیرین است و دومی تلاش برای بدبخت‌نمایی مفرط که اصرار در غم‌انگیز کردن یا تأثیر احساسی در مخاطب دارد که یا گریه بگیرد یا با احساسی کردن نابجا ایرادها را بپوشاند..جالب اینکه این فیلم هر دوی این زمینه‌ها را شامل نمی‌شد اما به هیچکدام از این گرداب‌ها گرفتار نیامد]
خدا رو شکر که یه فیلم راضی کننده دیدی
۲۱ بهمن ۱۳۹۷
#زنان_علیه_زنان :))))))))
۲۵ بهمن ۱۳۹۷
بیا خودم می‌برمت حدیث جان، اینور آهااا حالا یکم اونورتر بری دست چپ، آفرییین عمو جون..همایون جان دم در تحویلت می‌گیره..فقط مواظب باش نفرستتت بالا جایی بجاش یه چیزی بخونی ببری بگیری بیاری..رفتی بالا بگو دوچ ندالم باشه؟

آخ کییییف کردمااا :))
سپهر جان یدونس، ... دیدن ادامه » دوتا بود که هیئت می‌زدیم :) بنفشه حیف نیس زیر پای مسخره‌بازش سبز شه؟؟
۲۵ بهمن ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید