کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال جشنواره فیلم فجر، ‌دوره سی و هشتم
S3 : 10:37:26 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
جالبه!
گفتن اکران شنای پروانه منتفی شده ولی فروش بلیتش در سینماتیکت فعاله!
پویا فلاح، رویا کاظمی و زهره مقدم این را خواندند
سپهر و علی عبدالرحیم این را دوست دارند
رویا کاظمی
...
دقیقن، ممنون
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
این مستند فوق العاده از فردا در سانس های اکران هنر و تجربه به سینما میاد. اینجاست که خالی بودن سینما در سانس های هنر و تجربه سودمند واقع میشه!
به یاد همه روزهایی که مخاطب این فیلم های مظلوم در هر سانس از انگشت های دست کمتر بود.

در هر صورت امیدوارم تمهیدات 'کاربردی" برای حفظ فاصله فیزیکی در نظر گرفته شده باشه که مشکلی برای بازگشت به سالن های تاتر و سینما رو نداشته باشیم.
sirena
درباره فیلم کشتارگاه i
واقعا نمیفهمم چرا باید فیلمهایی ساخته بشه که کارگردان دوست داره فیلم رو الکی کش و قوس بهش بده .بعضی از شخصیت ها آنچنان رفتار احمقانه و دو گانه ای داشتند که واقعا حال بهم زن بود .در کل اصلا راضی کننده نبود .
پویا فلاح این را خواند
سپهر، امیر مسعود و علی ابراهیم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
یک فیلم تلویزیونی عصر جمعه ای بی رمق که هیچ برنامه و داستانی گیرا و قابل کشش از ایده اش که متفاوت است ندارد و در همراه ساختن مخاطب کاملا ناتوان عمل میکند..ایده ای که با یک داستانی موثر و فیلمنامه ای حساب شده می‌توانست فیلمی قابل توجه از آن ساخته شود کاملا هدر رفته است.. فیلمنامه ساختار محکمی ندارد نقص هایش در بیان روایتی متقن که ضمن گریز به مشکلات جامعه ناشنوایان بتواند مخاطب را با منطقی درست مشتاق نگه دارد مشهود است. اوج بی منطقی و سرسری بودن را در پایان فیلم میشه جستجو کرد.فیلم حتی در خلق لحظاتی که با توجه به تم فیلمنامه اش به راحتی میشد در جهت نزدیکی و احساس هم دردی مخاطب از آن سود جست نیز عاجزانه عمل میکند..
به هر تقدیر نمیشود از مضمون اصلی فیلم (که به خوبی و قوی تشریح و بیان نمیشود)و بازی بازیگران چشم پوشید.تلاش هانیه توسلی ستودنی و از آن بهتر محسن کیایی است که بازی کاملا متفاوتی نسبت به نقش های یکسان پیشینش ارائه میدهد.هرچقدر این دو خوب ظاهر میشوند به همان نسبت پدرام شریفی بد و بلاتکلیف است و نقشش کمکی چندان به پیشبرد همان قصه ناقص و نامرغوب نمیکند. مهران احمدی هم نقشش را به خوبی ایفا میکند کنترل شده و قابل قبول ..
امیرمسعود فدائی، امیر مسعود و مریم حسینی این را خواندند
مهدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
نیما نیک
درباره فیلم آتابای i
بار دوم دیدمش و لذتم از تماشایش دو چندان تر بود...به دلیل آگاهی قبلی تمرکزم این بار بیشتر نه به خود داستان که به دیگر اجزا و جزییات فیلم بود..به جرات میتونم بگم در حق این فیلم در توزیع جوایز اجحاف شد..
سلام. مناظرزیبای آن منطقه وموسیقی در فیلم ، بسیار جذاب است. کلا باید گفت ، زنانه بودن فیلم بسیار واضح است. البته قطعا فیلم عالی نبود، ولی من هم از دیدن فیلم بسیار لذت بردم. شاد باشید.
۰۱ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
مریم مقدم و علیرضا ثابتی فر ⭐⭐⭐⭐⭐
چه کردن این دو، الان خیلی علاقه دارم بازی سیمرغ گرفته ها رو ببینم، باید فتح خیبری کرده باشن که این دو رو زدن کنار یا... ؟!
هر دو نفر شاهکار بودن. فقط امیدوارم اکران عمومی بشه و بتونم دوباره ببینمش
۲۹ بهمن ۱۳۹۸
واقعا خوب بودن
من هم دلم خواست دوباره ببینم :)
۰۱ اسفند ۱۳۹۸
به عنوان کسی‌که همه فیلمهای جشنواره رو دیده، سیمرغ نقش اول زن رو حق مریم مقدم و مرد هم، علیرضا ثانی فر یا جواد عزتی‌ میدونم... ثانی فر" قصیده" درخشان و تو‌ "پدران" با اینکه خود فیلم شاید شاخص نباشه عالیه، یه فیلم دیگه هم فکر کنم نقش کوتاهی داشت... جواد عزتی هم تو دوزیست خیلی خوب و شنای پروانه‌ عالی بود... تو آتابای هم خوب بود... فکر کنم امسال تو ۵ فیلم بازی داشت...
۰۲ اسفند ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
Ali Reza
درباره فیلم آتابای i
عجب نما هایی داره
امیر مسعود و مریم عباسی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
هنوز بعد از چندروز که از دیدن فیلم می گذره، سکانس به سکانسش جلوی چشممه. بازی بی نظیر بازیگر نوجوانش و مشقت های زیادی که از سر گذروند. واقعا دیدنش رو به همه پیشنهاد می کنم.
امیرمسعود فدائی و پویا فلاح این را خواندند
محمد مجللی، مهدی، امیر مسعود و مریم عباسی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
navidjahan
درباره فیلم عامه پسند i
برعکس نطرات و برخورد جشنواره من فیلمشو دوس داشتم
چون از این دست داستانا و اتفاقا دورو برم چندین بار افتاده
و بازیاشونم دوس داشتم
ضمن اینکه شیوه روایت فیلم برام جذاب بود
navidjahan
درباره فیلم پدران i
یه تله فیلم متوسط رو به بالا
امیرمسعود فدائی، پویا فلاح و فرشته قربانی این را خواندند
امیر مسعود و مریم عباسی این را دوست دارند
سلام عزیزم. کاملا درسته، البته اینکه چقدر بالا، جای بحث داره! روز خوش.
۲۶ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
navidjahan
درباره فیلم شنای پروانه i
دوسش داشتم
فیلمنامه خوب با پایان دوس داشتنی
بازیگراشم دوس داشتم
فقط طناز طباطبایی رو چیزی درش ندیدم برا گرفتن جایزه
اینا سلیقه ایه ولی بازی باران کوپری در عامه پسند به نظرم مستحق تر بود
بیچاره همون اول فیلم بطرز فجیعی کشته شد به یک سوم فیلمم نرسید :))) حقش بود جایزه بگیره
۲۴ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
navidjahan
درباره فیلم قصیده گاو سفید i
یکی از فیلمهای خوب جشنواره امسال که خدارو شکر تا حدودی هم از طرف داورها و مخاطبین دیده شد
فقط ای کاش مریم مقدم جایزه نقش اول رو میگرفت که به حق بازیش بی نظیر بود
مرسی بخاطر این فیلم و فیلمنامه
جایتون توی سیمرغ ها خالی بود
فیلمایی که با پارتی بازی میان برنده میشن
ولی هیچ چیز از ارزش های شما و فیلمتون کم نمیکنه
از نظر من بهترین فیلم جشنواره امسال مال شماست ...
هر چند مثل شما حق آتابای خوردن ولی من بخاطر بودن کسی مثل جواد عزتی و حجازی فر چندان نگران آتابای نیستم.
اما قصیده گاو سفید چیزی فراتر از انتظار من بود.
از صمیم قلبم تبریک میگم بخاطر همچین فیلم و پرداختی.
دمتون گرم
روزانه سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر، شماره دهم | عکس
روزانه سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر، شماره دهم

‮شماره دهم مجله صوتی روزانه آوای تیوال هم گام با سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر

درباره فیلم های: سینما شهر قصه، خورشید، پسرکشی

برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
روزانه سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر، شماره نهم | عکس
روزانه سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر، شماره نهم

‮شماره نهم مجله صوتی روزانه آوای تیوال هم گام با سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر

درباره فیلم های: خون شد، دشمنان، پوست

برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
روزانه سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر، شماره هشتم | عکس
روزانه سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر، شماره هشتم

‮شماره هشتم مجله صوتی روزانه آوای تیوال هم گام با سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر

درباره فیلم های: ریست(تعارض)، پدران، من می ترسم

برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
روزانه سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر، شماره هفتم | عکس
روزانه سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر، شماره هفتم

‮شماره هفتم مجله صوتی روزانه آوای تیوال هم گام با سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر

درباره فیلم های: لباس شخصی، خروج، آتابای

برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
چنگی به دل نزد و بسیار متوسط بود همه چیز .
امتیاز من : ۳ از ۱۰
امیرمسعود فدائی و پویا فلاح این را خواندند
علی عطاپور و امیر مسعود این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
علی عطاپور
درباره فیلم دشمنان i
جنون یک مادر قربانی با ریتم بسیار کند و کارگردانی نه چندان جذابی روایت شد.
امتیاز من : ۳ از ۱۰
امیرمسعود فدائی، امیر مسعود و پویا فلاح این را خواندند
علی عطاپور این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
محسن
درباره فیلم روز بلوا i
یه فیلم بی‌زمان و بی‌مکان که همه بعد از گفتن یه دیالوگ از تو کادر خارج می‌شدن. روایت فیلم بسیار ضعیف بود و اتفاقاتی که برای قهرمان داستان می‌افتاد به‌هیچ وجه احساسات رو برانگیخته نمی‌کرد. روابط بین افراد به‌شدت ابتدایی و غیرقابل باور بود. در کل دیدنش رو پیشنهاد نمی‌کنم.
خبر
درباره فیلم خورشید i
شریف ، آبرومند و ماندگار در سینما | عکس
نگاهی به فیلم سینمایی خورشید ساخته مجید مجیدی
شریف ، آبرومند و ماندگار در سینما
دهمین ساخته مجید مجیدی روایتگر داستان علی ، یک نوجوان کار است که در یک اوراقی لاستیک کار می‌کند و مادرش هم به خاطر مشکلات روانی در بیمارستان بستری شده است. او که وضع مالی چندان خوبی ندارد ...
دیدن ادامه ››

دهمین ساخته مجید مجیدی روایتگر داستان علی ، یک نوجوان کار است که در یک اوراقی لاستیک کار می‌کند و مادرش هم به خاطر مشکلات روانی در بیمارستان بستری شده است. او که وضع مالی چندان خوبی ندارد توسط یکی از خلافکاران مشهور محل از وجود یک گنج در زیرزمین مدرسه ای آگاه می‌شود و تصمیم می‌گیرد با دوستان خود در یک ماجراجویی تازه به سراغ این گنج برود.
مجیدی بعد از چند تجربه ناموفق در دو فیلم اخیرش ان سوی ابرها و محمد رسول الله مجددا به سراغ سوژه ای رفته که از بازگشت او به سینمای مورد علاقه اش خبر می دهد. مساله نوجوانانف کار، سختی و مرارت و تلاش برای رسیدن به هدف، سوژه ای که او در پرداخت و ساختش تبحر دارد و این را کارنامه پربارش در این زمینه می گوید. 
خرده پیرنگ و داستانک های زیادی نیز در کنار تم اصلی فیلم قرار دارند که همگی در روایت موفق بوده و به خوبی حلقه اتصالی را برای پیوستن به قصه اصلی فراهم ساخته اند و در این مسیر تا حد زیادی کمک حال تم اصلی بوده اند. ضمن اینکه هر یک از این خرد پیرنگها خود به تنهایی می توانست سوژه و دستمایه یک فیلم قرار گیرد و البته آن چه که در همه داستانها حائز اهمیت است غلبه فضای احساسات گرایانه بر فضای واقع گرایانه است و همین فضای واقع گرایانه با بی رحمی هر چه تمامتر همه تلخی های خود را به روح و روان مخاطب تحمیل می کند. ویژگی مثبت و اثر گذار دیگر داستان خورشید، بلوغ فکری و جسمی قهرمانان داستان است. این بلوغ البته می تواند همراه با پایان خوش نباشد. مثل نوجوانی که مجبور می شود برای حفظ زندگی پدرش مقاومت را کنار بگذارد و شاگرد کامیون شده تا هزینه های مواد مخدر پدرش تامین شود یا دوست افغان از گروه چهار نفره علی که با وجود معرفی برای آزمون استعدادهای درخشان ترجیح می دهد به دلیل تصمیم خانواده اش مبنی بر بازگشت به افغانستان، آنان را همراهی کند تا خود علی که در مسیر یافتن گنج بسیار مرارت و سختی می شکد و مشکلات زندگی شخصی و خانوادگی خودش را نیز دارد و در نهایت به یک بلوغ فکری و روحی می رسد و تصمیم می گیرد زندگی را با همه پستی و بلندی هایش از نو آغاز کند.ساختار خورشید نیز ساختار متفاوت تری نسبت به کارهای پیشین مجیدی است. دیگر خبری از ان نماهای لانگ شات و قاب عکسی نیست و اکثر نماها  به شکل بسته یا مدیوم به تصویر کشیده شده اند. که اتفاقا تاثیر گذاری بیشتری نسبت به جنس و حال و هوای داستان دارند. در ساختار خورشید با انواع نمادها و نشانه های مختلف مواجهیم که می تواند به فهم بهتر فیلم کمک کند. ضمن اینکه بازی های بسیار درخشانی را از بازیگران حرفه ای و نابازیگران نوجوان فیلم شاهد هستیم که یکبار دیگر بر توانایی مجیدی در خصوص قدرت بازی گرفتن از هر نوع بازیگری صحه می گذارد. 
مشکل فیلم البته در نیمه دوم آن رخ می دهد جایی که تلاش علی و دوستانش برای حفر تونل تا حدی به حاشیه می رود و داستانکها بر قصه اصلی غلبه می کنند و ریتم و ضرباهنگ مناسبی که از ابتدای قصه و فیلم وجود داشت به حاشیه می رود و تکرار و ملال و یکنواختی بر روند اثر غلبه می کند که به نظر می رسد نیمه دوم نیاز به تدوین مجدد و کاستن حداقل ده دقیقه از زمان فیلم دارد.
در مجموع اما خورشید یکی از فیلم های شریف سینمای ایران و اثری درخشان در کارنامه مجیدی است. فیلمسازی که به بلوغ و پختگی کامل رسیده و مسیری را که در ده سال اخیر پیموده بود و مسیر مناسب و دلچسبی نبود اصلاح کرده و به جاده اصلی فیلمسازی مطلوب خویش بازگشته است. و از الان باید امیدوار بود که فیلم بعدیش نیز در همین حال و هوا باشد و این کارگردان خوب سینمای ایران دیگر به فکر فیلم هندی ساختن! و رفتن به مسیر پست پروداکشن! نیفتد. 
علی دهباشی

امیرمسعود فدائی و جعفر میراحمدی این را خواندند
امیر مسعود و مهدی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
خبر
درباره فیلم سینما شهر قصه i
ادای دین مطلوب به سینمای ایران | عکس
نگاهی به فیلم سینمایی سینما شهر قصه ساخته کیوان علیمحمدی و علی اکبر حیدری
ادای دین مطلوب به سینمای ایران
سینما شهر قصه پنجمین ساخته کیوان علیمحمدی است که اینبار علی اکبر حیدری را جایگزین همکار دیرینش امید بنکدار کرده است.  سینما شهر قصه روایتش را چند سال قبل از انقلاب شروع می‌کند. زمانی ...
دیدن ادامه ››

سینما شهر قصه پنجمین ساخته کیوان علیمحمدی است که اینبار علی اکبر حیدری را جایگزین همکار دیرینش امید بنکدار کرده است.  سینما شهر قصه روایتش را چند سال قبل از انقلاب شروع می‌کند. زمانی که سر در سینماها را به آتش می‌کشیدند و شعار مرگ بر سینما سر می‌دادند. زمانی که سینما، هنری قبیح و مترادف  با فساد در نظر گرفته می‌شد. در این میان، داوود که تکنسین آپارت سینما و  عاشق سینما است دلباخته الهه دختر حاج ابراهیم می شود. و البته حاج ابراهیم هم جزو متدینینی است که مخالف سرسخت سینماست و آن را حرام می داند. قصه عاشقانه داود و الهه با عشق به سینما، تفاوتهای فرهنگی خانواده ها  و تغییر روزگار در یک دوره تقریبا سی ساله به پیش می رود.
سینما پارادیزوی ایرانی شاید بهترین تعبیری باشد که بتوان ان را برای فیلم سینما شهر قصه به کار برد. با این تفاوت که در سینما پارادیزوی تورناتوره عشق یک کودک به سینما روایت می شد اما در سینما شهر قصه دو روایت موازی را شاهد هستیم. یکی مرور تاریخ سینمای ایران از گذشته تا حال با همه فراز و فرودهایی که داشت و دارد و دیگری مرور بخشی از مهمترین ادوار تاریخ معاصر سیاسی ایران از اواخر دهه پنجاه تا پیروزی انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی و غیره.
در هر دو داستان موازی نویسندگان فیلمنامه تاکید احترام آمیزی بر نقش تاثیر گذار سینمای ایران در ادوار مختلف زندگی ایرانیان داشته اند و قصه خود را با مایه های کمرنگ و البته جذاب طنز در هم آمیخته اند. در واقع بنظر می رسد هدف نویسندگان فیلمنامه سینما شهر قصه تاثیر سینمای ایران در ادوار مختلف بر ارکان زندگی یکایک ما ایرانیان و حتی تاثیر مثبت بر رخدادهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. تاثیری که با مرور و سیر تحول جامعه و شخصیتهای داستان همراه است . گویی سینما به شکلی عضو جدایی ناپذیر زندگی است و به شدت با تار و پور زندگی همه در آمیخته شده است و البته در کنار همه این مسائل ادای دین نویسندگان فیلمنامه به فیلمهای تاثیر گذار و فیلمسازان موثر همه ادوار سینمای ایران را نیز شاهد هستیم طیف متنوعی از فیلمهای عامه پسند تا جشنواره ای تا فرهنگی و مخاطب خاص و غیره و این ادای دین و آمیختگی سینما در زندگی را تا جایی پیش برده اند که در نهایت از یک پدر آپارتچی و تکنسین آپارات به پسری فیلمساز می رسیم و همینجاست که تاکید می کنم سینما شهر قصه یک سینما پاردیزوی ایرانی است.
ساختار نیز جالب توجه و قابل تامل است و صحنه های جذاب در فیلم کم ندارد که با بازی خوب و سنجیده بازیگران از حامد کمیلی تا آناهیتا درگاهی و از علی اوجی تا فرخ نعمتی به ویژه بابک کریمی به طیف متنوعی از بازی ها می رسیم که همگی در جهت پیشبرد داستان و دلپذیر بوده اند. در این میان نباید از طراحی صحنه و لباس هوشمندانه و حتی دیالوگهایی منطبق با سیر تاریخی زمانه غافل شد که به بهتر شدن فیلم کمک کرده اند. همچنین اشاراتی به جنگ تحمیلی و تلاش برای تعمیر آپارات یک سینمای نیمه ویران در نزدیکی خط مقدم برای پخش فیلم جهت روحیه دادن به رزمندگان تا مراسم ختم پدر داود که در طبقه بالای منزل جمعی به عزاداری برای مرحوم مشغولند و در زیرزمین همان منزل و در همان زمان جمع دیگری به تماشای یک فیلم هندی محبوب پدر مرحوم داود نشسته اند تا مواجه داود با اعضای کمیته و رفتنش به جبهه و تلاشش برای نزدیک شدن به قهرمانان فیلمفارسی در زندگی همه و همه از بخشهای جذاب و دیدنی سینما شهر قصه اند که در این بین کولاژ صحیحی از نمایش فیلمهای سینمایی ادوار مختلف سینمای ایران همسو با داستان اصلی آن را دیدنی تر ساخته است.
در مجموع معتقدم سینما شهر قصه فیلمی از چند عاشق سینماست که به عشق فیلمهای سینمای ایران تقدیم و برای آنها ساخته شده است همه آنهایی که سینما در زندگیشان رسوخ کرده و با همه پستی و بلندی و فراز و نشیب و خوبی و بدی های سینمای ایران همچنان دوستش دارند و عاشقانه در کنارش هستند.
مجتبی محمودی شرق

امیرمسعود فدائی و جعفر میراحمدی این را خواندند
مهدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
آلبوم
از فیلم پسر کشی i
محمد عسگری، پویا فلاح و امیر مسعود این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
خبر
درباره فیلم پوست i
ناتوان در تعریف یک افسانه عامیانه | عکس
نگاهی به فیلم سینمایی پوست ساخته بهمن و بهرام ارک
ناتوان در تعریف یک افسانه عامیانه
فیلم ترکیبی از چند ژانر است: وحشت، عاشقانه، آیینی و اسطوره ای و اتفاقا در سینمای ایران کمتر فیلمی در ژانر وحشت و آیینی و اسطوره ای ساخته شده است واین خود مایه تاسف عمیق است که با همه افسانه های ...
دیدن ادامه ››

فیلم ترکیبی از چند ژانر است: وحشت، عاشقانه، آیینی و اسطوره ای و اتفاقا در سینمای ایران کمتر فیلمی در ژانر وحشت و آیینی و اسطوره ای ساخته شده است واین خود مایه تاسف عمیق است که با همه افسانه های محلی و باورهای قومی، در سینما به جز چند مورد انگشت شمار فیلمی در این مایه ها دیده نشده است و البته این بزرگترین اشکال فیلم است: عدم توانایی در برقراری ارتباط میان موضوعات مختلف و ساخت یک مولتی ژانر.
موضوع فیلم حول محورهای عشق، جادو و خرافه پرستی می گردد و برگرفته از افسانه های قدیمی آذربایجان است. برادران ارک برای باورپذیرتر کردن ماجراها و القای حس عاشقانه فیلم به مخاطب، زبان محلی و فضاهای محلی را برگزیده اند و برای ساخت بخش وحشت و جادویی ماجرا هم از جلوه های ویژه سنگین و هالیوودی استفاده نکرده اند و این شاید تنها نقطه قوت فیلمنامه است چرا که در پرداخت و ساخت سکانس های وحشتناک فیلم، با عدم بهره گیری از موسیقی و حرکات خاص دوربین و قاب بندی های نادرست از یکسو و نشان دادن اجنه و فضاهای وهم آور قبرستان در حالی که طراحی صحنه و لباس درخشانی ندارند، در نهایت تاثیری که مد نظر سازندگان است روی بیننده گذاشته نمی شود و آنطور که باید و شاید درگیر این فضاهای خوفناک نمی شود. توجه به این نکته ضروری است که ساخت فیلم در این ژانر بخصوص با امکانات کم هم میسر است، مثال قابل قبول برای بیننده ایرانی تماشای فیلم دیگران بر پرده سینما است که با بهره گیری از فضاسازی و طراحی صحنه و لباس و گریم و فیلمنامه چفت و بست دار درست، تا لحظات آخر و قبل از رازگشایی نهایی، بیننده کاملا درگیر فضا است و مشتاقانه فیلم را دنبال می کند و این اتفاقی است که در پوست نیفتاده چرا که فیلمنامه گره گشایی و نقاط عطف قوی ندارد و شاید بهتر بود که این فیلم هم در قالب فیلم کوتاه داستانی ساخته می شد تا تاثیر نهایی خود را روی بیننده بگذارد.
از دیگر سو ساخت فیلم به گونه ایست که انگار تماشاگر فیلمی مستند داستانی هستیم و همانطور که در سطور پیشین اشاره کردم، ناتوانی داستان و الکن بودن آن در دو بخش افسانه ای و باورهای عامیانه از یکسو و تم عاشقانه فیلم از سوی دیگر و عدم ارتباط این  دو موضوع کلی و آن پایان هپی اند که انگار به فیلم سنجاق شده است همه و همه باعث می شوند که با فیلمی کشدار و حوصله سربر مواجه باشیم.
البته نمی توان از این موضوع غافل شد که جسارت کارگردانان در ساخت چنین اثری -آنهم در سینمایی که به جز فیلم های اجتماعی و پرداخت های اغراق شده از مشکلات و معضلات جامعه امروز ایران فیلم قابل توجه دیگری حداقل در این دوره از جشنواره شاهد نبودیم- قابل تقدیر است چه بدعت و نوآوری در ژانر، استفاده از افسانه ها و داستان های فولکلور ایرانی، استفاده از جغرافیایی غیر از تهران خاکستری در فیلم و به کارگیری زبانی پرکاربرد یعنی آذری در فیلم از یکسو و ورود به مسائل ماورایی که در دین هم به آنها اشارات فراوان شده و اثرات ورود عوام الناس به حوزه علوم غریبه و مشکلات پیش آمده از این ورود افراد ناآگاه و استفاده نکردن از چهره های مطرح و مشهور سینمایی، همگی در سینمای ایران تازه و نو هستند و برای تماشاگر دلزده و خسته از دیدن مشکلات ریز و درشت که از فرط تکرار در فیلم ها به ماجرایی ملال آور تبدیل شده اند، دیدن این فیلم در این فضا می تواند تازگی داشته باشد، به شرطی که همه اینها در یک قالب درست ساخته شده و در نهایت اثری روی پرده سینما برود که مناسب مدیوم فیلم بلند سینمایی باشد تا سازندگان اثر، به هدفی که داشته اند برسند و متاسفانه این فیلم علیرغم استفاده از سوژه ای نو و کمتر پرداخت شده و بازی نسبتا خوب نابازیگران فیلم نمی تواند تماشاگر را تا لحظات آخر به دنبال خود بکشاند.
ندا الماسیان طهرانی

امیرمسعود فدائی، امیر مسعود و جعفر میراحمدی این را خواندند
مهدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
آلبوم
از فیلم خورشید i
محمد عسگری، امیر مسعود، آقامیلاد طیبی و مریم حسینی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
محمد عسگری، امیر مسعود و Catchawave16 این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
خبر
درباره فیلم دشمنان i
بسیار مناسب برای خوابیدن در سینما | عکس
نگاهی به فیلم سینمایی دشمنان ساخته علی درخشنده
بسیار مناسب برای خوابیدن در سینما
زهره در فیلم دشمنان زنی پا به سن گذاشته‌است که با مادر پیر و فرتوت خود در آپارتمانی واقع در شهرک اکباتان زندگی می‌کند. همسر زهره او را ترک گفته و راهی دیار شمال شده و پسر زهره با نام ...
دیدن ادامه ››

زهره در فیلم دشمنان زنی پا به سن گذاشته‌است که با مادر پیر و فرتوت خود در آپارتمانی واقع در شهرک اکباتان زندگی می‌کند. همسر زهره او را ترک گفته و راهی دیار شمال شده و پسر زهره با نام شهاب نیز چند روزی است که گم شده و یگانه دختر زهره با نام شیوا پیش مادر و مادربزرگش زندگی می‌کند. شیوا چند روزی است که دنبال شهاب می‌گردد و برای پیدا کردن برادرش دست به دامن هرکسی می‌شود. از آنسو با ارسال نامه‌های تهدید آمیزی به درب منزل زهره و دیگر ساکنین بلوک، اوضاع ناجور می‌شود. هیچ‌کس نمی‌داند این نامه‌ها از طرف چه کسی نوشته می‌شود اما محتوای آنها طوری است که می‌خواهد زندگی زهره را در پیش دیگران خدشه‌دار کند و او را گناهکار نشان دهد.
فیلم قرار است نگاهی روانشناختانه داشته باشد به موضوع تنهایی برای افراد میانسال و مشکلات و معضلات این قشر خاص، موضوعی که هم می تواند خاص باشد و هم جذاب اما به نظر می رسد که نظر نهایی سازندگان ساخت فیلمی باشد برای قشری خاص و فروشی معمولی که هزینه های اندک فیلم را بازگرداند و مشخص است که وقتی چنین دیدگاهی از اول ساخت فیلم برسرتاسر فیلم حاکم باشد نتیجه چه خواهد شد: فیلمی ملال آور و کشدار و یکنواخت و خشک بدون کوچکترین تحقیق و پژوهشی که لازمه ساخت چنین فیلم هایی در ژانر سایکو است و در نهایت احتمالا اصلا به بیننده ارتباطی ندارد که دلیل کنش ها و واکنش های شخصیت اصلی داستان چیست و چرا او عذاب وجدان گرفته و احتمالا در دادگاهی درونی خود را مقصر دانسته و مستحق مجازات و حالا خودش به دست خودش دست به ویرانگری خویشتن زده است. 
فیلم در مجتمع اکباتان می گذرد، مجتمعی آشنا برای بینندگان سینمای ایران و دلیل انتخابش هم حتما این بوده که خیلی شبیه جامعه امروزی ایران است و از هر قشری با هر میزان درآمد با جایگاه های متفاوت فرهنگی و اجتماعی در این دهکده ساکنند. داستان قرار است روایتگر تنهایی شاید خودخواسته یک زن باشد اما افت و خیزهای داستان و ماجراهای پیش برنده به شدت تکراری و پرداخت نشده اند و تا آخر بیننده در کشف ماجراها دخیل نمی شود. توجه کنید که علت طرد پسر معتاد همان دلیل همیشگی است و بعد هم مرگ او که تکراری تر است و دفن مخفیانه اش توسط مادرش که کمی برای بیننده تازه تر است به دلیل عدم شخصیت پردازی درست قهرمانان داستان ابتر و عقیم می ماند و گره گشایی های داستان که خیلی زود در فیلم گنجانده شده فقط به ملال آورتر کردن فیلم کمک کرده است و دیگر هیچ.
نوشتن نامه ها توسط فردی ناشناس هم در فیلم جا نیفتاده و حتی در دقایق آخر که همه ماجرا رازگشایی می شود هم فقط یک سوال را در ذهن ایجاد می کند: چرا؟؟ چرایی که جوابی برای آن در نظر گرفته نشده و در طول فیلم هم پرداخت خاصی صورت نگرفته که تماشاگر بتواند فیلم را هضم کند.
بازی بازیگران به شدت معمولی است و گریم نسبتا خوب و طراحی صحنه و لباس مناسب نیز نتوانسته به کمک فیلم بیاید و البته نباید این موضوع را فراموش کرد که سوژه غیرتکراری در صورتی می تواند تبدیل به فیلمی مناسب و فیلمنامه ای خوب شود که ماجراهایش؛ گنجایش یک فیلم بلند را داشته باشد و از سوی دیگر عدم تحقیقات همه جانبه روانشناختی در فیلمی که پیرنگ اصلی اش حول و حوش مشکلات روانی آدم ها می چرخد، نتیجه ای جز یک فیلم اور لانگ و کشدار ندارد. 
نساء نیکو

امیرمسعود فدائی و جعفر میراحمدی این را خواندند
زهره مقدم و مهدی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
خبر
درباره فیلم خون شد i
اصرار بر تفکری که کهنه شده است | عکس
نگاهی به فیلم سینمایی خون شد ساخته مسعود کیمیایی
اصرار بر تفکری که کهنه شده است
فضلی که سالها از خانواده دور بوده، به خانه پدری بر می گردد و به نامادری قول می دهد تا خواهران و برادری را که هر یک به سوی رفته اند و سرنوشت بدی پیدا کرده اند به خانه بازگرداند تا دوباره چراغ ...
دیدن ادامه ››

فضلی که سالها از خانواده دور بوده، به خانه پدری بر می گردد و به نامادری قول می دهد تا خواهران و برادری را که هر یک به سوی رفته اند و سرنوشت بدی پیدا کرده اند به خانه بازگرداند تا دوباره چراغ های خانه روشن شود.
سی امین ساخته مسعود کیمیایی به لحاظ محتوا چیزی فراتر از آثار پیشین او ندارد. کافی است فقط اسامی را عوض کنید و و مقداری نیز خرده پیرنگها تغیییر کنند. وگرنه تم و خط اصلی داستان همان است که بود: قهرمان تنهای خسته عاصی در اجتماعی که او را نمی فهمد و درک نمی کند و او نیز تلاش می کند تا به شیوه خودش اجتماع را بفهمد و به شیوه خودش مسائل را روبراه کند. و البته در این بین رفاقتهای قدیمی و ماندگار و عرق خوری و عشق ماندگار از دست رفته و چاقوی دسته زنجان نیز هست که کارکرد خودش را دارد.
واقعیت این است که احساس می شود اصرار مداوم کیمیایی بر طرح یک موضوع تکراری و نخ نما شده و تاریخ گذشته در زمانه کنونی دیگر خریداری ندارد. اگر در زمانه ای رضا موتوری و قیصر  نماد اعتراض و عصیان بودند این روزها نمی توان چنین آدمهایی را با چنان جامعه ای پیدا و طرح قصه کرد. چرا که جامعه در طول همه این سالها دچار تغییرات بنیادینی شده که دیگر ظرفیت پذیرش چنین فضا و چنین آدمهایی را ندارد. ضمن اینکه کیمیایی برای طرح موضوعات ذهنی خود و بسط و گسترش آن به رخدادهای فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و ارتباطی جامعه مجبور است تا فضایی را در داستان فیلمهایش ترسیم کند تا  عصیان و تنهایی قهرمانش بیشتر، خود را عیان سازد و از قضا این فضای ترسیم شده کیمیایی صد و هشتاد درجه به واقعیتهای روز جامعه کنونی تضاد و تفاوتهای آشکار دارد. از همین رو قصه به گونه ای برای مخاطب روایت می شود که اصلا باور پذیر نیست و نتیجه اش می شود تصویر کاریکاتور گونه ای که مخاطب را بجای همدلی و همراهی، بیشتر به خنده و تمسخر وا میدارد (مشخصا در فیلم خون شد نگاه کنید به سکانس ماقبل پایانی و ورود فضلی و مرتضی به پاساژی که قرار است سند ملک پدری را از دست آدم بدهای قصه بگیرند و برخی سکانس های دیگر رد بخش های مختلف فیلم)
از این رو بر خلاف ساخته های دهه 40 و 50 کیمیایی، مخاطب نه تنها با قهرمان داستان احساس نزدیکی و همذات پنداری نمی کند بلکه فضا و قصه و شخصیت قهرمان فیلم را فرسنگها دورتر از مسائل و دغدغه های روزمره خود می بینید و این مساله متاسفانه آسیبی است که حداقل در دو دهه گذشته کیمیایی و آثارش را درگیر کرده  ولی فیلمساز ما همچنان اصرار بی دلیلی بر ادامه و استمرار همین مسیر دارد.
ساختار نیز مثل سایر فیلمهای کیمیایی به محله ای قدیمی و رفاقتهای قدیمی و ارتباطات قدیمی و خلاصه همه چیز قدیمی محدود می شود. سعید آقاخانی اگرچه بسیار تلاش کرده تا تصویری امروزی از بهروز وثوقی در قیصر ارائه دهد و فضلی را به گونه ای بعنوان قیصر جدید معرفی کند و در این راه البته از نگاه کردن، ایستادن، راه رفتن، حرف زدن، آکسان گذاری بر روی برخی کلمات و..بهروز وثوقی در قیصر نیز وام گرفته اما باید پذیرفت که اساسا نوع و جنس بازی و فیزیک آقاخانی برای چنین نقشی جور نیست و اصلی ترین شاخصه فیلمهای کیمیایی نیز نمی تواند به دل تماشاچی بنشیند. سایر شخصیتها نیز همینطورند از سیامک صفری گرفته تا نسرین مقانلو و هومن برق نورد و دیگران که هیچیک نمی توانند شمایلی از قهرمان و ضد قهرمان و بدمن آثار کیمیایی را به تماشاگر منتقل کنند.
داستان کشدار و خسته کننده و تکراری که بیننده می داند در پایان چه سرنوشتی در انتظار آدم تنهای خسته کیمیایی است، موسیقی ای که بسیار به موسیقی منفردزاده در قیصر نزدیک شده و اصلا ربطی به این داستان و این آدمها و این فضا ندارد، تصویربرداری تکراری زرین دست که از ثبت قابها و زوایای تکراری دست بر نمی دارد. تدوین نامناسب، طراحی صحنه نچسب، همگی در کنار هم سبب می شوند تا یک اثر ملا آور و فاقد خلاقیت و جذابیت و حرف تازه ای را از مسعود کیمیایی به تماشا بنشینیم و به حال فیلمسازی که که روزگاری در سینمای ایران پیشرو بود و فیلمهایش از صدر تا ذیل سینمای مملکت را تکان می داد قصه بخوریم که چرا به چنین حال و روزی افتاده و چرا بر یک لجبازی کودکان پافشاری می کند؟
نساء نیکو

وحید هوبخت، امیرمسعود فدائی و جعفر میراحمدی این را خواندند
زهره مقدم این را دوست دارد
این نقد بد و کینه ورزانه
کمتر از توهین شوااف حسینی به استاد کیمیایی نیستش
متاسفم برای بیزینسمنی چون عمرآبادی و سایت تیوال
که محل چاپ پول شده تا ترویج هنر
و مثال مجله های زرد
هر دری وری رو به اشتراک میگذاره
۲۲ بهمن ۱۳۹۸
کیمیایی خیلی وقته تموم شده!! این چیز جدید و غریبی نیست!!
۲۲ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
طاها
درباره فیلم آتابای i
فیلم فوق العاده خوش ساخت و بازیها غیر از عزتی عالی هستن
از کریمی یجورایی باید بود چنین کاری،عالی شده نتیجه نهایی
حجازی خوب توانسته بود روایت رو جلو ببره
داستان کمک نیاز داشت اما قابل تحمل بود
نور و گریم عالی بود
خوشحالم فیلم خوبی به اکران های ۹۹ خواهد رسید.

امتیاز ۸ از ۱۰


# طاها #
پرنسس های خجالتی
با لباس های تورتوری سفید
با تاجی از شاخه های درخت ممنوعه
و موها زیر روسری شان
پنهان.
قلعه، آماج حملات است
نه از دشمن
که از دوست
دامن از پا بکنید و زره را
عریان.
جایی برای فرشته ها نیست
جایی برای زنانگی
بودن تو ممنوع است
حتی تولدت در
زهدان.
میجنگی و میمیری
هویتت جان دادن توست
تا هستی کسی نمی‌پرسد
چه بود و چه شد مادرم
ایران.
هر چه شرم کردی بس
شرم بر نجابت تو
غرشی کن و باز پس گیر
جوهر به یغما رفته‌ی
زنان.

خیلی خوشحالم که جشنواره رو با این فیلم تموم کردم
امیدوارم به زودی اکران بشه

موضوع خوب، پرداخت جذاب و تدوین عالی که لذت فیلم رو دو چندان می کرد
کاندیداها اعلام شد و به نظرم هیات داوران تو انتخاب نامزدها دقیق و منصفانه عمل کرده...
خوشحالم برای چند اتفاق خوب از جمله دیده شدن مریم مقدم تو قصیده گاو سفید و لیلا زارع در خون شد... بابک کریمی سینما شهرقصه و نوید پورفرج مغز استخوان...
کاندید نشدن روح الله زمانی تو خورشید که بازیش فوق العاده بود و دیده شدن بازی معادی از عجایب بود و همین طور کاندید نشدن فاطمه معتمد آریا برای فیلم عامه پسند ، البته وقتی نرگس ابیار جز داورهاست بازی کاملا متوسط شاکردوست بایدم به چشم بیاد.......
۲۲ بهمن ۱۳۹۸
در مورد روح الله زمانی خورشید با شما هم نظرم و تو صفحه فیلم هم نوشتم دربارش، ولی در مورد فاطمه معتمدآریا ی نازنین، خیر... متاسفانه عامه پسند تو هیچ زمینه ای خوب نیست و کاندیدا شدن باران کوثری از این فیلم رو متوجه نشدم چرا... پیمان‌معادی هم طبیعی بود کاندیدا شدنش و اگه نمیشد عجیب بود، نقش سختش رو خوب درآورده بود، خوشحالم که مینو شریفی تو نقش زن اوس قادر دیده شد... در مورد الناز شاکردوست هم باهاتون موافقم و در حد کاندیدا شدن به خاطر من میترسم نبود ولی انصافا نشون داد به یه ثباتی تو بازیگری رسیده و روبه جلو میبینم روند بازیش رو... ایکاش بازی هانیه توسلی هم دیده میشد تو بی صدا حلزون... جواد عزتی هم بیشتر از کاندیدا شدن تو مکمل میتونست تو نقش اول نامزد شه خصوصا برای شنای پروانه و تا حدودی دوزیست، که شاید بیشتر از هر چیز تعداد بالای فیلمایی که داشت امسال تو جشنواره و یکدست بودن تقریبی نقش هاش، باعث شد کمتر به چشم بیاد بازیهاش...
فارغ از برخی موارد اختلاف نظر، در مجموع به نظرم داورها خوب عمل کردن و تا حد زیادی قابل قبوله انتخاباشون...
۲۲ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید