تیوال فیلم عصبانی نیستم
S3 : 22:38:14
: رضا درمیشیان
: باران کوثری، نوید محمدزاده، رضا بهبودی، میثاق زارع، میلاد رحیمی، بهرام افشاری، امیررضامیرآقا، تینو صالحی، رضا کولغانی، وحیدقاضی زاهدی، عباس جمالی، امین میری، مرجان قمری، سجاد تابش، احمد یاوری، پژمان کاشفی، محمد کارت، میناکریمی جبلی، حامد شیخی، مهران میرزایی، اکبر لطیفی، سام رجبی، شیما بختیاری، کیارش خداشناس، مهدی رودافشانی، جواد جوینده میرزا و...
: رضا درمیشیان
: باران کوثری
: مهدی بدرلو
: ‌ علی اظهری
: نظام الدین کیایی
: مهرداد میرکیانی
: پدرام علیزاده
: سیما مبارک شاهی
: منصورظهوری
: محمد بدرلو
: علیرضا همت عبیری
: محمدرضا رسولی
: نوید میرکیانی
: حسام مژدهی نیا
: سمانه حسینی، داود ونداده، علیرضا خلفی
: آرش نوری
خـرداد۱۳۹۲ نوید و ستاره در تهران زندگی می کنند.

اخبار وابسته

» این فیلم پروانه نمایش دارد؟

» وزیر ارشاد: نسخه اصلاحی «عصبانی نیستم» به دست ما نرسیده است

» اولین اظهارات درمیشیان در پی به نمایش درنیامدن فیلم‌اش

» تشکر عضو کمیسیون فرهنگی مجلس از جنتی برای اکران نشدن «عصبانی نیستم»

» «عصبانی نیستم» فعلاً اکران نمی‌شود

» چقدر از «عصبانی نیستم» سانسور می‌شود؟

» توضیحات سرتیپی درباره اکران «عصبانی نیستم»

» قرارداد اکران «عصبانی نیستم» ثبت شد

» روی پرده جشنواره فجر انقلاب به مذهبی‌ها می‌گویند طالبان!

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
.
خوبم ولی نه مثل جوانی‌ها
با خنده‌ها و مزه پرانی‌ها
.
زل می‌زنم به مردم و می‌خندم
شاید کمی شبیه روانی‌ها
.
این سال‌های تلخ پر از آشوب
این اضطراب‌ها، نگرانی‌ها
.
این سال‌ها خطوط بدی انداخت
بر چهره‌ام نشاند نشانی‌ها:
.
اخمی شبیه صورت سلّاخان
زخمی چنان قیافه‌ی جانی‌ها!
.
چون موریانه ... دیدن ادامه » ذهن مرا خورده
فکر دسیسه‌ها و تبانی‌ها
.
دوران ما به خاطره پیوسته
چون باجه‌ها و پنج قرانی‌ها
.
ما مانده‌ایم و ترکش جامانده
از انفجار ما عصبانی‌ها
.
.
#سمانه_کهربائیان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عصبانی هستم که یک موجود بی یال و دم و اشکم رو به جای شیر ژیان بخوردم دادن( تو نسخه ای که من دیدم نه کسی کشته شد و نه جوخه اعدامی بود و ...)
عصبانیم چون این همه معضل که داشتیم ضربدر چند شده الان و هنوز باید بگم عصبانی نیستم و من خوشبختم
عصبانیم چون دز قرص هام خیلی رفته بالاتر اما هنوز شهرام با عرضه است و من...
عصبانیم چون هنوز موسیقی راک توی زیر زمینه و کنسرتهای هیراد ها و محسن ابراهیم زاده ها از فرط استقبال به تمدید چند باره میرسه
عصبانیم چون گل عمرم در عصبانیت گذشت و هیچ و هیچ تر شد
عصبانیم که چرا همه درد رو فریاد میزنن چرا همه میدونن و چرا همه میفهمن و چرا همه جادو شدن جادوی رخوت؟!!
10/10

«من عصبانی نیستم»: چرا و چگونه؟ روزنامه شرق 27 اردیبهشت 97
حسین ناصری . روان‌شناس پیشگیری
بعد از گذشت پنج‌سال و طی‌شدن فرازونشیب‌هایی چند در صدور مجوز، در نهایت فیلم «عصبانی نیستم» به اکران عمومی درآمد. یکی از نکات درخور تأمل، نقش متخصص در رفع مشکلی است که شخصیت اصلی فیلم- نوید- به او مراجعه کرده است. شکایت اصلی نوید که آن را با متخصص در میان می‌گذارد، تیزخشمی اوست؛ اینکه اشخاص مختلف در بسیاری از موقعیت‌ها به‌راحتی او را از کوره به در برده و این میل را در او به وجود می‌آورند که با آنان به ضرب‌وشتم بپردازد. توصیه متخصص متمرکز بر دو روش مصرف دارو و خودگویی مثبت است. با وجود به‌کارگیری خودگوییِ «من عصبانی نیستم» و مصرف نقل‌ونبات‌وار دارو، نوید در مواجهه با کارفرمایش که از او می‌خواهد چکی را نقد کند، نمی‌تواند خود را کنترل کرده و در نهایت ... دیدن ادامه » با او به زدوخورد پرداخته و از محل کار خود فرار می‌کند. در این شرایط، پدر نامزدش نیز از او می‌خواهد برای خوشبختی دخترش او را فراموش کند و پی زندگی خود برود، ولی نوید از او درخواست می‌کند یک ماه به او فرصت دهد تا ثابت کند از عهده تأمین زندگی برمی‌آید. تلاش‌های نوید فرجامی ندارد و به همین علت، عصبانیتش شدت می‌یابد. او بالاجبار نزد متخصص می‌رود و داروی قوی‌تری دریافت می‌کند. داروی جدید به حدی قوی است که او را کاملا منگ می‌کند. با این اوصاف، نوید تصمیم می‌گیرد با پدر ستاره صحبت کند، شاید راه‌حلی بیابند. با توجه به پایان‌بندی فرهادی‌وار فیلم، بیننده هیچ‌گاه متوجه نمی‌شود آیا نوید از عهده متقاعدکردن پدر نامزدش برآمده است یا خیر. تصور کنید این فیلم برای دانشجویان دستیاری روان‌پزشکی یا دانشجویان دوره دکترای روان‌شناسی بالینی نمایش داده شود. با هدف ارزیابی کیفی مشاوره‌ای که متخصص موجود در فیلم به نوید ارائه می‌دهد، به‌ احتمال ‌زیاد نکات زیر از سوی دانشجویان مطرح می‌شود:
تخصص متخصص: در فیلم به‌روشنی مشخص نیست متخصص یادشده روان‌پزشک است یا روان‌شناس بالینی، ولی با توجه به تجویز دارو، او علی‌القاعده باید از تخصص روان‌پزشکی برخوردار باشد. تبحر اصلی روان‌پزشکان در مداخلات دارویی و تجویز دارو و روان‌شناسان بالینی در مداخلات روان‌شناختی و روان‌درمانی است. در بسیاری از مواقع لازم است هریک، مراجعان خود را به دیگری نیز ارجاع دهند. روان‌پزشک مراجعی را که لازم می‌داند علاوه بر مصرف دارو، نقاط ضعف روان‌شناختی‌اش را رفع کند، به روان‌شناس بالینی ارجاع می‌دهد و روان‌شناس بالینی نیز مراجعی را که لازم می‌داند علاوه بر روان‌درمانی، نواقص سیستم عصبی‌اش را کاهش دهد، به روان‌پزشک ارجاع می‌دهد. البته بعضا روان‌پزشکانی یافت می‌شوند که با توجه به گذراندن دوره‌های روان‌درمانی، خود روان‌درمانی مراجع‌کننده را بر عهده می‌گیرند، ولی هیچ‌گاه روان‌شناسان بالینی مجاز به تجویز دارو برای مراجعه‌کننده خود نیستند، با وجود اینکه اطلاعات دارویی پذیرفتنی‌ای دارند.
طرح درمانی: متخصصان مسائل و مشکلات روانی، در ابتدا با اخذ شرح‌حالی دقیق، مشکل اصلی، دلایل به‌وجودآورنده، عوامل محافظ، عوامل خطر، پیشینه خانوادگی و وضعیت ارتباطی مراجعه‌کننده را شناسایی می‌کنند. این امکان وجود دارد که جمع‌آوری اطلاعات یادشده حتی تا دو جلسه نیز به درازا بکشد. بعد از این مرحله، متخصص طرح درمانی را برای مراجع در نظر می‌گیرد؛ داروی مناسب، توضیحات لازم درباره دارو، میزان مصرف، اثرات جانبی احتمالی آن و روان‌درمانی مرتبط با مسئله فرد، بخش مهمی از اقدامات درمانگر برای کمک به مراجع در حل مسئله‌اش هستند. درباره موضوعات ذکرشده، بنا بر مقتضیات فیلم‌سازی، ما به‌عنوان تماشاگر در جریان این نیستیم که روان‌پزشک به نوید چه توضیحاتی می‌دهد، ولی اینکه نوید هروقت که احساس عصبانیت می‌کند، سر شیشه دارویش را باز کرده و دارو را به دهان انداخته و حتی درصدد نوشیدن جرعه‌ای آب نیز برنمی‌آید، دال بر این است که یا او به‌خوبی متوجه نحوه مصرف داروی خود نشده است یا اینکه سرخود، هروقت که احساس نیاز پیدا می‌کند، دارو را مصرف می‌کند. مشخص است که مصرف نامنظم دارو از اثربخشی آن خواهد کاست، کمااینکه در ادامه شاهد هستیم متخصص داروی قوی‌تری برای او تجویز می‌کند، ولی شیوه مصرف نوید کماکان مثل قبل است. بدیهی است که می‌توان به‌راحتی پیش‌بینی کرد این‌بار نیز دارو، آن‌چنان افاقه‌ای نخواهد کرد. در رابطه با درمان غیردارویی یا همان روان‌درمانی، درمانگر به نوید می‌گوید به خودت بگو «من عصبانی نیستم». علی‌القاعده درمانگران در دوره‌های آموزشی با سبک‌های مختلف روان‌درمانی آشنا می‌شوند: روان‌کاوی، درمان‌های شناختی- رفتاری و درمان‌های التقاطی (ترکیبی) از رایج‌ترین شیوه‌های روان‌درمانی‌اند که هرکدام مختصات خاص خود را دارند. در رابطه با مشکلی مثل تیزخشمی، نمی‌توان انتظار داشت که به‌صرف یک توصیه (خودگویی)، مراجعه‌کننده بتواند بر خشم خود غلبه کند. یاددادن روش‌هایی مانند تنفس دیافراگمی، آرمیدگی، تصویرسازی ذهنی، بازسازی ذهنی، مدیریت استرس، مهارت‌های ارتباطی و در نهایت حل مسئله، مؤثرترین شیوه‌های روان‌شناختی برای کمک به افرادی است که توانایی‌های لازم را برای کنترل خشم خود ندارند. خصوصیات متخصص: یکی دیگر از موضوعات قابل‌بررسی، خصوصیات متخصص فیلم است. همین‌ که ما چهره او را نمی‌بینیم نشانه‌ای است دال بر اینکه درمانگر ارتباط یک‌طرفه‌ای را برقرار می‌کند و بعد از شنیدن توضیحات نوید، نسخه خود را برای او می‌پیچد ادر فیلم نمی‌بینیم که متخصص، توضیحات خود را با چه حالت‌های چهره‌ای، ژست‌های دست و حالت نشستن به زبان می‌آورد، ولی صدای او شاخص مهمی است که اطلاعات قابل‌توجهی را به ما می‌دهد؛ تن صدای یکنواخت و عاری‌بودن صدا از هر نوع احساسی، فضایی را ایجاد می‌کند که در واقعیت، مراجع را پس‌ زده و به ‌احتمال ‌زیاد مانع می‌شود که او جذب متخصص خود شود. ذکر این نکته لازم است که مدیریت خشم، جزء دشوارترین توانایی‌هایی است که یک متخصص می‌تواند به مراجع خود آموزش دهد؛ بنابراین محقق‌شدن این هدف درمانی ایجاب می‌کند که متخصصان خصوصیات فردی و حرفه‌ای قابل‌توجهی داشته باشند.
روشن است که هدف فیلم‌ساز، تمرکز بر عوامل اجتماعی در بروز پدیده‌ای روان‌شناختی مثل پرخاشگری است. ولی اگر در نظر بگیریم که ارتقای سواد سلامت روان جامعه نیاز به برنامه‌ریزی مفصلی دارد، قاعدتا یکی از روش‌ها، ارزیابی‌های روان‌شناختی این‌گونه فیلم‌هاست. طبیعی است که قرار بر این نیست که کارگردانان در فیلم‌های خود، مردم را آموزش دهند، ولی پرداخت محتوایی این‌دست از فیلم‌ها و تشریح موارد آموزشی آنهاست که می‌تواند کنجکاوی لازم را در ارتقای سلامت روان و پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی در بخشی از مردم که هنوز انگیزه‌هایی برای توانمندکردن خود دارند، فعال کند.در پایان لازم است گفته شود که در علم پیشگیری که وظیفه اصلی آن کمک به افراد برای مبتلانشدن به بیماری‌های جسمانی و درگیرنشدن در انواع آسیب‌های روانی-اجتماعی است، دو هدف عمده دنبال می‌شود: هدف اولِ پیشگیری، توسعه سیاست‌گذاری‌های پیشگیرانه است به این معنی که برنامه‌ریزی‌های ریز و کلان جامعه به‌گونه‌ای صورت گیرد که مانع از فعال‌شدن نقاط ضعف افراد شود. روشن است که مسائل و مشکلات تحصیلی (اخراج از دانشگاه)، شغلی (پیدانکردن شغل مناسب) و فردی نوید (ازدواج) آستانه تحمل او را به حدی پایین آورده‌اند که تاب و تحمل شرایط ناخوشایند را در او به حداقل ممکن رسانده است. وقتی برنامه‌ریزی‌های اجتماعی مبتنی بر به‌حداقل‌رساندن این‌گونه شرایط نباشد، طبیعی است که پیامدهای عدیده‌ای آشکار خواهد شد. هدف دومِ پیشگیری، تقویت توانایی‌های فردی افراد است که بتوانند در مواجهه با مسائل و مشکلات رایج در جامعه، با یادگیری تاب‌آوری، برای رفع آنها ناامید نشده و دست از تلاش برندارند. فیلم «من عصبانی نیستم» به‌روشنی به هر دو جنبه اجتماعی و فردی نوید پرداخته است؛ شرایط بیرونی باعث آسیب‌پذیری نوید می‌شوند و آسیب‌پذیری نوید حساسیت او به شرایط بیرونی را تشدید می‌کند. کاهش عوامل خشم‌برانگیز بیرونی و افزایش توانایی‌های روان‌شناختی افراد ملزم به برنامه‌ریزی‌های جامعی است تا نوید و امثال او به ورطه نابودی نیفتند.



برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عصبانی نیستم رو چند روز پیش دیدیم. معلق نگه داشتن تماشاچی در تمام طول فیلم خیلی جالب بود و نشون دادن بعد دیگه ای از وجود همه آدم های اطراف.
مطمئنا اگه فیلم در زمان خودش اکران می شد خیلی بیشتر سر و صدا می کرد. زمان فیلم ما رو برگردوند به همون روزهای اول ازدواجمون. همون روزهایی که میرفتیم برای خرید و کسی چیزی نمی فروخت به خاطر قیمت دلار، همون روزها که قیمت فروش امروز یه چیزی بود، یکساعت بعد یه چیز.
عصبانی نیستم خیلی حرف داشت. حرف دلهایی که از صبح تا شب تلاش می کنن تا روی اصول اخلاقی خودشون باقی بمونند ولی تهش هیچی براشون نمی مونه.
قسمت های دانشگاه فیلم رو که فکر می کنم خیلی هاشو سانسور کردن. آخر فیلم رو هم که من سردرنیاوردم چی شد.
فقط اینکه واقعاً جوابگوی لحظه به لحظه عمر ما که اینطوری بیهوده گذشت رو کی میده؟ اصلا هم که جواب بده مگه چیزی درست می شه یا ... دیدن ادامه » زمان به عقب برمیگرده؟
بله... واقعیت انقدر تلخه که باید توقیف بشه و حتی تغییر کنه...
من درد مشترکم
مرا فریااااد کن
اهنگ رضا صادقی هستش :))
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷
شعر شاملو سمیرا
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷
وای اره ماهروجان... :))
۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کارگردان فیلم مثل همیشه ظرافت و عمق نگاهش رو به مسائل اجتماع و جامعه به خوبی به رخ کشیده و با دقت و وسواس زیاد، تمامی آیتم ها در هر صحنه رو انتخاب کرده تا بتونه به بهترین نحو ممکن مفاهیم مورد نظرش رو به مخاطبش انتقال بده که با بازی بی نقص نوید محمد زاده این مجموعه به بهترین شکل تکمیل میشه. جای تاسف اینجاست که این فیلم برای دیده شدن باید پنج سال در حسرت پرده های سینما بمونه، اگر چه علیرغم سانسورهای بیقواره، هویت خودش رو حفظ کرده ولی کاش روزی میفهمیدیم امثال این بچه ها سرمایه هایی هستند بی بدیل که بایستی هرآنچه درتوان هست برای بهره گیری از هنرشون و نگاهشون به کار گرفته بشه نه سد کردن راهشون
عالی
عاطفه گندم آبادی و نیلوفر ثانی این را خواندند
امیر و محسن حسین این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عصبانی هستم و دلشکسته،عصبانی هستم و افسرده. جواب هشت سال زندگی من رو کی میده؟ جواب 40 سال از 45سال زندگی من رو کی میده؟ جواب تو نازنینم که با آتش جنگ 18 ساله رفتی و 28 ساله برگشتی رو کی میده؟ عصبانیم، خسسسته م ، صورت های کم سن و سال بچه هامون که گرد پیری و ناامیدی گرفته عصبانی ترم میکنه ... کی تموم میشه این کابوس تلخ سالیان از دست رفته؟ ....
نوید محمد زاده، جادوگر کار بلد سینما ، این اولین بازی تو بود که پنج سال در حسرت دیدنش گذشت ، حالا می فهمم چرا هر جا حرف زدی گفتی هیچ چیز برات " عصبانی نیستم" نمیشه ، حالا می فهمم چرا میگی این فیلم باعث و بانی همه ی انتخاب های بعدیت شده .. باران عزیزم ، تو ساده و صمیمی و عششقی ... تو ستاره ی نوید ستاره دار، مارو هم تا مرز انفجار قلبمون عاشق کردی و اما رضا درمیشیان عزیز و هنرمند از جنس مردم ، کی بودی تو ؟ کجا بودی؟ چقدر خوبی ... دیدن ادامه » ، چقدر اصیل و دردکشیده و نابی ... ممنونم ازتون حرف دل ما رو زدید و چه زیبا هم زدید . دستتون رو می بوسم و "عصبااااانی هسسسسسسستم "

قسمت های زیاد و مهمی از فیلم سانسور شده ، طوری که حتی پایان واقعی فیلم نمایش داده نشد ولی فیلم هنوز به شددددت عااالیه .
دوستان عزیزم از حسن نظر شما و توجهتون ممنونم .
۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۷
میترای عزیز از اینکه عقایدمون رو با هم به تعامل گذاشتیم خوشحالم .. چیز خوب و متمدنانه ایست این گفتگوها و اشاره ی زیبایی در اول نوشته ت به این موضوع داشتی . سالم و موق باشی .
۳۰ خرداد ۱۳۹۷
میترای عزیز خیلی ممنون از جوابیه زیباست!! چشمام شسته شد!!
۳۰ خرداد ۱۳۹۷
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
افشاگری فرامرز قریبان:
سیمرغ "نقش اول مرد" تنها رشته ای بود که هیئت داوران در موردش رای گیری انجام ندادند. زیرا به به اتفاق آرا تمامی اعضای داوران نظرشان مبنی بر انتخاب آقای نوید محمدزاده به عنوان بهترین بهترین بازیگر مرد بوده است...
________________________________

فرامرز قریبیان بازیگر و کارگردان سرشناس سینمای ایران، یکی از اعضای مستقل هیئت داوران جشنواره سی و دوم فیلم فجر بوده است. هیئت داورانی که در روزهای گذشته کانون بیشترین اعتراضات علاقه مندان سینما بوده اند. قریییان در گفت و گو با "کافه سینما"، با اعتراض به اتفاقات پیش آمده در مراسم اختتامیه جشنواره فیلم فجر، و ندادن "سیمرغ نقش اول مرد" به نوید محمدزاده(بازیگر عصبانی نیستم!) گفت: سیمرغ "نقش اول مرد" تنها رشته ای بود که هیئت داوران در موردش رای گیری انجام ندادند. زیرا به به اتفاق آرا تمامی اعضای داوران ... دیدن ادامه » نظرشان مبنی بر انتخاب آقای نوید محمدزاده به عنوان بهترین بهترین بازیگر مرد بوده است. من این بازیگر جوان را از قبل نمی شناختم و چیزی از او در سینما ندیده بودم، اما حضور درخشان این جوان در فیلم آقای درمیشیان باعث تعجب من و تمامی اعضای داوران شده بود. به همین دلیل بی درنگ سیمرغ بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای ایشان کنار گذاشتیم.

قریبیان در ادامه در گفتگو با کافه سینما افزود: البته این وسط دبیرخانه جشنواره فجر بازی هایی را هم سر ما در آورد. وقتی آخرین نشست هیئت داوران به پایان رسیده بود، دبیرخانه جشنواره به ما گفت فردا روز استراحت است و پس فردا دوباره همه جمع شوید، برای اتخاذ تصمیمات نهایی. اما این وسط ماجرای عجیبی رخ داد. فردای آن روز که قرار بود روز استراحت ما باشد، ساعت 2 و 5 دقیقه بعد از ظهر به من زنگ زدند که اعضای هیئت داوران از ساعت 10 صبح در جلسه هستند اما شما غایب هستید! من هم متعجب به آنها گفتم مگر شما دیروز به ما نگفتید که امروز جلسه ای برگزار نمیشود و جلسه نهایی پس فردا برگزار میشود؟ گفتند جلسه امروز صبح اضطراری بوده و ما با موبایل شما تماس گرفتیم اما خاموش بود. در جواب گفتم من که از قبل به شما گفته بودم وقتی منزل هستم موبایلم را خاموش میکنم، چرا با تلفن منزل تماس نگرفتید؟ که در آخر جواب درستی ندادند و طفره رفتند.
به هر حال من ساعت 3 بعد از ظهر وارد جلسه نهایی داوران شدم و دیدم همان طور که قرار ما بود، آقای نوید محمدزاده و خانم مریلا زارعی به اتفاق آرا به عنوان بهترین بازیگر نقش اول مرد و نقش اول زن انتخاب شدند. با این حال خبرهایی به ما رسیده بود مبنی بر اینکه ممکن است در مراسم اختتامیه، به دلایلی که خودتان میدانید، جایزه نفش اول مرد را به نوید محمدزاده ندهند و به شخص دیگری بدهند. من و دیگر اعضای هیئت داوران در واکنش به این شنیده ها دبیرخانه را تهدید کردیم که اگر جایزه نقش اول مرد به کسی غیر از نوید محمد زاده داده شود، ما به نشانه اعراض روی سن نمی رویم و مراسم اختتامیه را ترک میکنیم. همین سبب شد آقایان عقب نشینی کنند و جرات این را نداشته باشند ما را تحت فشار قرار دهند.

قریبیان در انتها بیان کرد: همان طور که می دانید در ابتدای مراسم اختتامیه نامه ای از طرف کارگردان فیلم "عصبانی نیستم!" خوانده شد که ایشان به طور داوطلبانه از بخش رقابتی جشنواره کنار کشیدند. این نامه باعث تعجب من شد و من هنوز این نامه و اتفاقات پیش امده در مراسم اختتامیه مشکوک هستم. چرا یک فیلمساز باید به یکباره از بخش رقابتی جشنواره کناره بکشد و در اخرین لحظه سیمرغ بازیگر نقش اول مرد فیلم اش را به دیگران ببخشد؟ این اتفاقات از نظر من مشکوک و غیرقابل قبول است.
کافه سینما
شرم آورترین جشنواره فجر امسال بود

عصبانی نیستم، چون بیادم آوردند که "پوپولیسم" مربوط به این دولت و آن دولت نیست، چه بسا که این دولت در آینده در این زمینه گوی رقابت را از دولت‌های قبلی برباید. (به خصوص درباره نحوه برگزاری جشنواره فجر در شهرستان‌ها که بعدا مغصل به آن خواهیم پرداخت.)
عصبانی نیستم چون بیادم آوردند که کماکان در این سرزمین باید تاوان مستقل بودن را پرداخت و برای رسیدن به مرغ‌ها و سیمرغ‌ها تنها باید وابسته باشی، چراکه این وابستگی است که هویت‌ات را شکل می‌دهد و نه فردیت.
عصبانی نیستم! چون یادم آمد که صداوسیمای جناب ضرغامی کماکان زنان سرزمین‌اش را فقط در قالب لانگ‌شات می‌تواند تحمل کند.
عصبانی نیستم! چون بیادم آوردند که "ساز" را که نمی‌شود نشان داد. چه توقع‌ها!
عصبانی نیستم چون یادم آوردند که سانسور برنامه زنده از اوجب واجبات است، حتی اگر برنامه داخلی باشد، حتی اگر در آن لحظه سینماگر وطنی دارد می‌گوید "همه صداها باید شنیده شود!"، حتی اگر این مراسم از یکی از کم‌بیننده‌ترین شبکه‌های تلویزیونی پخش شود. اصلا چه معنی دارد برنامه زنده بدون سانسور؟ شاید کسی یک آن هوس کند ماشین لباسشوئی‌اش را خودش روشن کند!!!

عصبانی نیستم، چرا که این "تدبیر" بود که حکم کرد درمیشیان و درمیشیان‌ها قربانی مصلحت شوند.
عصبانی نیستم چون نوید محمدزاده تازه در آغاز راه است. او تنش به صابون توقیف خورده است. "لرزاننده چربی" که به تاریخ پیوست اما ...
عصبانی نیستم چون فهمیدم که به عدد آدم‌ها می‌توان دیپلم افتخار و سیمرغ خلق کرد!
عصبانی نیستم چون که خوشبختانه من یکی از آن هیئت داوران به ظاهر محترم نبودم تا مانند عروسکان خیمه‌شب‌بازی با من برخورد شود و پیش روی‌ام، آرای‌ام را جابجا کنند و دم برنیاورم و این ننگ را تا ابد به جان بخرم.
عصبانی نیستم چون یکی ازآن‌هایی نبودم که می‌دانستند به ناحق سیمرغ کس دیگری را دارند تصاحب می‌کنند ولی لبخند به لب داشتند. به واقع این حجم از "رو" را نداشتم. براستی که وقتی "ما" خودمان به یکدیگر رحم نمی‌کنیم از "آنها" چه توقعی داریم!
عصیانی نیستم چون که دبیر این دوره جشنواره فجر قرار است سال بعد هم بر مسند باشد و بنابراین برای سال آینده حساب کار دستمان آمد! جای تشکر دارد که به فکر اعصاب و روان ما هستند!

اما ... دیدن ادامه » از دست خودم عصبانی هستم که چطور توانستم این مراسم شرم‌آور، این سیرک غم‌انگیز را، تا به انتها نگاه کنم..

به نقل از سید آریا قریشی
امیر حسین جان باورت میشه متنتو خوندم بغض کردم. همه ی زندگی من(امثال تیوالی ها) تفریح من فکر من همه چیم با هنر سرزمینم میگذره.
معمولا معماهایی که فکر آدم و میخوره و نمیتونی جوابشونو پیدا کنی رو میندازی تو پستوی ذهنت. یکی از این معماها حداقل برای من حضور ... دیدن ادامه » عیاری و مجتبی راعی و یا همین پرویز شهبازی در میان داوران بود.حضور آن ها با این نتیجه ی ضعیف معمای منه. و وقتی تو این نوشته رو گذاشتی این معما باز گل کرد و اشک شد. ولی امیر حسین جان من که خیلی خبر ندارم اما از چیزی که از رضا داد میشناسم فکر نکنم اون کاره ای بوده باشه یه نیروی اجراییه.
۲۳ بهمن ۱۳۹۲
منم دیشب با خوندن این مطلب می خواستم کلمو بکوبم به دیوار.
@امیرحسین سبز تیوال: فقط هم عیاری نیست که باید جواب بده. فرامرز قریبیان، فرهاد توحیدی، پرویز شهبازی، هوشنگ گلمکانی، محمد داوودی و ... هم باید جواب بدن. ولی خوب من هم از جناب عیاری با اون سابقه ی درخشان ... دیدن ادامه » توقع دیگه ای داشتم.
۲۳ بهمن ۱۳۹۲
بله مصطفی جان متاسفانه همه خوبان دست به دست هم دادن که نظر هاشون لگد مال بشه!
من بعید میدونم قلبا آقای عیاری و شهبازی و قریبیان راضی بودن این بی عدالتی در بخش جوایز رخ بده اما انگار که امیال نفسانی یا شاید هم ترس بر قلب و وجدانشون غلبه کرده!
۲۴ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوب دوستان گل تیوالی در برنامه زنده هفت از تریبون تصویری صدا و سیما هم تصدیق و تایید شد که با فیلم درمیشیان و خودش تند برخورد شده و قضیه ی انصرافش هم از پذیرفتن جوایز مطرح شد دست گل برادران افراطیون که همیشه فیلم رو ندیده جامه هاشون رو برای مبارزه با جریان فتنه می درند ، درد نکنه :)
این تدبیر و اعتدال و امید هم از پس دوستان افراطی بر نخواهد اومد ، زنهار ، خانه ی پدری و عصبانی نیستم و ماهی و گربه خوب چماق خوردن ، همین مونده این سینما کیانوش عیاری رو هم از دست بده ، موندم چرا آدم نباید مثل عمو داریوش بزنه به سیم آخر و بعد از جریانات علی سنتوری بیخیال این افراطی بازی ها نشه ، تقوایی و بیضا یی که رفتن ، مهرجویی و کیمیایی کم آوردن حاتمی کیا هم اگر چ نمیساخت کنج خونه بود همونجور که گزارش یک جشنش داره رو طاقچه خاک میخوره !
دلم خیلی پره؛ ولی میخوام فقط از حرکت مدیران سینما پردیس ملت بگم! برای فیلم عصبانی نیستم!
سانس فیلم ساعت 7 بود، مردم از 8 صبح اومده بودن. من خودم قبل 4 عصر رسیدم، ده تا بیشتر برگه زده بودن روی در و دیوار که امروز بلیط نخواهیم فروخت! (تصور اینکه سانس های قبلی با سالن خالی اکران رفته بودن از عقل به دور و به واقعیت نزدیک بود!)
اعتراض کردیم که سالن خالی باشه و این 200-300 نفر بیرون الاف بمونن بیرون؟! نماینده ارشاد هم اونجا بود و میگفت "این فیلم متقاضی زیاد داره و سالن خالی نخواهد ماند، حق فروش روی زمین رو هم نداریم که اگه خدای نکرده زلزله بشه، سیل بیاد، آتیش سوزی رخ بده خطرناکه بلیط روی زمین بفروشیم!" یعنی استدلالشون منو ترکوند؛ یهویی بعد 10 روز یاد این خطرات احتمالی افتادن!
آخرش ما قول گرفتیم که صندلی خالی نمونه چرا که شاید احیانا یه نفر نتونست بیاد، صندلی ... دیدن ادامه » ها رو بفروشن به مردم!
حالا ترفند اساتید چی بود! تمام کارمندها، کارگرها، دوست و آشنا، و حتی نظافتچی های خود سینما رو اوردن فرستادن توی سالن، که صندلی خالی نمونه! و بدین ترتیب دریافت ها و شنیده های من حاکی از این بود که 10-20 تا بلیط فروخته بودن و گفته بودن سالن پر شده!
پ.ن: جلوی ورودی سالن تمام عزت و شخصیتم رو زیر پا گذاشتم و به چند نفری رو زدم که اگه بلیط اضافه دارن ما رو هم ببرن با خود! از اولی که اومدم توی صف دلم روشن بود که میرم تو! وقتی به یک خانمی رو زدم و گفت نه متأسفانه بلیط ندارم، یه آقایی از اون ور صدام کرد، منم رفتم طرفش گفت دوتا بلیط دارم!!! ما هم از خدا خواسته بلیطها رو ازش گرفتیم (دیگری رو دادم به یه دوست داخل صفی!) بنده خدا هرچی گفتم "چقدر تقدیم کنم؟" گفت "قابل شما رو نداره!"
در آخر عصبانی نیستم رو دیدم، و خیلی راضیم، اما توی سینما یاد همه اون بندگان خدایی بودم که تو صف در کنارشون بودیم!
پ.ن 2: بعد فیلم رفتم از یه کارگر پرسیدم "اونایی که بلیط گیرشون نیومد چیکار کردن؟" گفت "تا نیم ساعت، 40 دقیقه وایستادن دیدن خبری نیست، رفتن!" گفتم "شما هم توی سینما بودی؟" گفت "آره بودم، یه خورده وایستادم دیدم چرته زدم بیرون!"
آقا ما پشت در بودیم دیگه
خودمونو کشتیم!!!!
آقا کشششششتیماااا!
من از ساعت 2 اونجا بودم.
واقعا ناراحتم یعنی تاحالا انقدر ناراحت نشده بودم!
جدا از اینکه نتونستم ببینم فیلم رو مسئله این بود که خیلی بهم توهین شد.
یعنی اون آقای میرضایی بسیار بسیار خر است!
۲۳ بهمن ۱۳۹۲
دشمنتون شرمنده :)
ما بیرون که بودیم همش میگفتن سالن پر شده و همه بلیت ها رو خریدن!!!
بعد گفتیم ما که اول صفیم رو زمین بشینیم گفت اونارو هم خریدن!!!!!!!!!
فک کنین یعنی اینترنتی بلیت زمین فروش رفته!!
کلی شعار دادیم داد زدیم اعتراض کردیم آخرم انگار نه انگار!
متاسفم ... دیدن ادامه » واسه این سیستم مسخرشون که از 200 نفر آدم میترسن که یه فیلم رو ببینن!
۲۳ بهمن ۱۳۹۲
شاید خود کارگردان یه فکری برای دیده شدن فیلمش توسط عموم بکنه. یعنی خودش بخواد که با چشم پوشی از اکران و بازگشت پولش صرفا فیلمش توسط آدمای بیشتری دیده بشه. (که چه قدر هم تصمیم سختیه)
چون با این اوضاعی که دیدیم فکر نمیکنم چه تو دولت روحانی چه هر دولت دیگه ... دیدن ادامه » ای هم به این فیلم اجازه اکران بدن.
۲۳ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
/دنیایی سرشار از ناآرامی و فشار ،اضطراب و بی قراری ،بی عدالتی و حقارت، یاس و محرومیت /
پیدایش این دنیا هم محصول کارهای گذشته او و عمل کردن به دنیابینی متفاوتش است و هم محصول شرایط جامعه بیرونش / او در این دنیای جدید قرار گذاشته به توصیه عمل کرده و با خود کنار بیاید، از قرص و تلقین کمک بگیرد و از شرایط دنیای جدیدش ناراضی نباشد / افسوس که او تنها خود نیست او پیشتر با دریافت یک ستاره دنیایش را داده است ولی اکنون می خواهد با دریافت ستاره دنیایی به دست آورد/آن ستاره را به راحتی دادند ولی این ستاره را به راحتی نمی دهند/او کماکان به توصیه عمل می کند تا شاید راهی یابد که با آن بتواند زودتر شب تارش را با ستاره ای روشن کند/ متاسفانه راه همواری برایش نیست/قرارش را نادیده می گیرد تلقین را کنار می گذارد و نارضایتیش را فریاد می زند/
/او قرار نبود عصبانی ... دیدن ادامه » باشد ولی او عصبانیست هر چقدر هم که تلقین کند عصبانی نیستم/
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دو بار دیدم؛ اکران هم بشه چند بار میبینم! خدا کنه اکران شه
بیتا نجاتی، سپهر امیدوار، رضا قاسم پور، البرز ملک پور، آرزو و طاها این را خواندند
لونا و آنیتا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همه چیز عالی بالاخره یک فیلم تو این جشنواره دیدیم که به تمام معنی ارزش دیدن داشت و میتونه نقطه کوچیکی باشه از تاریخ آنچه بر این ملت گذشته اگر دستخوش تغییرات نشه
وای خدا چقدر این فیلم خوب بود
عالی عالی
بسیار لذت بردم
نوید محمدزاده یه دونست...
سپهر امیدوار، manimoon، طاها، niloofar.Lotus و baharinbahar این را خواندند
ساناز عشق تئاتر و منصوره عباسی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عصبانی هستیم / یادداشتی بر فیلم " عصبانی نیستم! " ، اثری از " رضا درمیشیان "

فرید مسجدی- آیدین گذاشت و رفت. رفت به خانه ارمنی‌ها. قصد داشت خودکشی کند، اما تازه متوجه زاییده شدن عشقی به دختر ارمنی شده بود. وقتی سمفونی مردگان عباس معروفی را می‌خواندم، آیدین تداعی‌گر دغدغه‌های من بود در زمان خودش. من آیدین بودم. آیدین من بود.

وقتی دکتر از شهر خود کند تا در روستایی دور و جدا از هرگونه تعلقات به گذشته‌اش زندگی کند، من دکتر بودم. من با عاشق شدن او عاشق شدم و یکی از جذاب‌ترین خاطرات من، رمان تاتار خندان غلامحسین ساعدی بود.

فیلم خوب به دو گونه هستند.یا دغدغه‌ای را برایت ساخته و آنقدر خوب و بدون ایراد شخصیت پردازی می‌کنند، که تو را با خود سوار ماشین زمان فیلم می‌کند. تو نگران می شوی، با نگران شدن کاراکترها. مثلا جدایی نادر از سیمین. یا بهتر ، درباره الی. درباره الی دغدغه لحظه اکنون مخاطب نیست، اما آنقدر خوب داستان شکل می‌گیرد و تو را با خود همراه می‌کند، که تو نگران می‌شوی. صابر ابر که می‌آید، تو هم نگرانی که من اگر بودم چه می گفتم.

اما نوع دوم فیلم‌های خوب، دغدغه تو را نشان می‌دهد. تو خودت را درون فیلم بسادگی می‌بینی، با خودت اشک می‌ریزی، با خودت کلافه می‌شوی و همه را بر روی پرده می‌بینی. همه‌ی خودت را. همه افکارت را. همه درگیری، دغدغه‌هایت را. اگر عاشق بشود، خودت را به خاطرات عاشقانه‌ات می‌برد و بازهم خودت را می‌بینی. حتی ناله کردن‌های خودت را می‌بینی.

" عصبانی نیستم " ، فیلمی است در نقش آینه همه ما مخاطبان جوان حال حاضر سینمای ایران. این همذات پنداری خوبی که با نوید برقرار می‌کنیم از شناخت خوب کارگردان و نویسنده از ما است. خودش را دیده است. زل زده است به خودش، به ما، به تک تک تماشاچی‌ها.

نوید فیلم، ما هستیم. در قابهایی بسیار خوب، نوید با ما حرف می‌زند. نوید خودمان را به ما نهیب می‌زند. نوید این منفعل بودنمان را نشان می‌دهد. نوید هشدار می‌دهد. نوید آینده‌ای نه چندان دور از ما را که ممکن است به آن برسیم، نشان می‌دهد. نوید درون ما را نشان می‌دهد. نوید تظاهر به عصبانی نبودن را نشان می‌دهد. نوید، حتی منفعل بودن خود را نشان می‌دهد. نوید، تمامی بی عرضه‌گی‌های ماست. نوید ظلم سیاست و جامعه به ماست. نوید، عاشق شدن‌های ماست. کارگردان، ما را خوب نشان می‌دهد، چون خودش از جنس ماست. کارگردان ، خود ماییم. مارا دعوت به درون پرده می‌کند. و امان از این همه دکترها که مثل قرص برای ما دارو تجویز می‌کنند. بله، ما همه عصبانی هستیم. ما به اینجا رسیده ‌ایم. کاش به تصاویر درون ذهنمان که فیلم نشان می‌دهد نرسیم.

بازی‌های خوب فیلم هم بحث دیگری است. بسیار از دوباره بودن باران کوثری خوشحالم. از نوید محمدزاده و بازی عالی‌اش نیز هم. بازی با صورت‌اش عالی بود. اشک‌هایش، عصبانی شدن‌هایش، غم‌هایش، عاشقانه نگاه کردن‌هایش همان فرم درستی است که تصاویر نشان می‌دهند. صدا را تا انتها هم که ببندی می‌فهمی که این صحنه عاشقانه است، این صحنه عصبانی است.

تدوین ... دیدن ادامه » خوب فیلم، کار خانم صفی یاری است. دستشان درد نکند. این کمک کردن برای تجارب جدید عالی است.

این فیلم، تاریخ مصرف دارد و برای همین حال حاضر است. به نظر من اکران هم نمی‌شود، پس دوستان، عجله کنید و با خود بگویید : "عصبانی نیستم " و بروید به صف‌های سینما و فیلم را ببینید....
عالی نوشتی خیلی ترغیب شدم این فیلمو ببینم؛ چه حیف اگه اکران نشه:(

۱۹ بهمن ۱۳۹۲
خواهش می کنم بهرنگ جان
۲۱ بهمن ۱۳۹۲
خوبه
۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عصبانی نیستم – ساخته رضا درمیشیان و بازی خوب باران کوثری و نوید محمدزاده.
ابتدا در مورد ساختار فیلم میگویم . درامی اجتماعی که زندگی جوانی را روایت می کند که برای هموار کردن شرایط ازدواج با دختر مورد علاقه اش در تلاش است. فیلمنامه و کارگردانی و یا دکوپاژ فیلم، خاص است و البته بد هم نبوده و مخاطب را جذب می کند و با خود می کشاند. داستانک های موجود در داستان در کنار زندگی شخصی و گفتگوی درونی پسر جوان حالت تعلیق خوبی به وجود آورده. البته تدوین خوب خانم صفی یاری هم در این کار بسیار به چشم می خورد و به درمیشیان برای رسیدن به هدفش کمک کرده.
اما محتوای فیلم. چیزی که باعث شد 45 دقیقه از فیلم را با بغض تماشا کنم. بغضی که به خاطر فشارهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و امنیتی در این هشت ساله به وجود آمد. همانطور که نوید و ستاره در جایی از فیلم اشاره می کنند، فیلم حرفش ... دیدن ادامه » را بدون واسطه می زند و پشت کلام آدم های بزرگ مانند شریعتی و مصدق و ... برای بیان نظراتش پنهان نمی شود. نوید، دانشجوی کردی است که چهار سال پیش به خاطر ستاره دار شدن از دانشگاه اخراج می شود و به دنبال یک جامعه سالم است. زیر بار حرف زور، توهین، تحقیر نمی رود اما هر چه می دود بیشتر تحقیر می شود. دیالوگ های فیلم واقعا تاثیر گذارند. انتقاد در این فیلم موج می زند و هشت سال زندگی خفت باری را نشانه گرفته که در پلان هایی تلنگرهایی به بیننده می زند که گویا سند نظرات سازنده است. البته به نظر می رسد، می خواهد به مسئولین بفهماند که مطالبات مردم چه بوده و مردم چه چیزهایی رو در این هشت ساله از دست داده اند. فیلم از خط قرمزها بسیار فراتر رفته و احتمال اینکه در اکران با مشکل مواجه شود زیاد است. روزنامه نوروز روی دیوار، صحبت از دانشجوی ستاره دار، اعتراض، اشاره به 4 سال پیش و کلی نماد و عبارات دیگر.
واقعی ترین ، تلخ ترین و صادقانه ترین و خوش ساخت ترین فیلم اجتماعی چند سال اخیر و حتی بهترین عاشقانه چند سال اخیر
عاشق پوستر روی دیوارم کوی دانشگاه به خاک و خون کشیده شد
۲۹ اسفند ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نوشته خسرو نقیبی در مورد فیلم عصبانی نیستم

عصبیت جاری بر فیلم، حالِ بد آدم‌ها و ساختار مدرن اثر، هیچ‌کدام فِیک نیست. اصل است. بومی...؛ و درعین‌حال تصویری دقیق از امروزمان برای آن‌ها که دنبال سندی از این زمانه‌اند. فیلم، جوانانه است و در جشنواره‌ای که نه تلخی حُسن است و نه جوانی (بس که مکرر است و قلابی)، از هر دوی این مشخصه‌ها امتیاز می‌گیرد.