کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال فیلم امروز
S3 : 04:20:28 | com/org
خلاصه داستان: یونس راننده‌ تاکسی کهنه‌کار، در پایانِ یک روز کاری به زن جوانی کمک می‌کند تا به بیمارستان برسد. غافل از اینکه در بیمارستان اتفاقات زیادی در انتظار اوست.

گزارش تصویری تیوال از جلسه نقد و بررسی فیلم امروز / عکاس: ماندانا رنجبر

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم امروز‎ / عکاس: محمدرضا بهشتیان

... دیدن همه عکس‌ها ››

گزارش تصویری تیوال از فرش قرمز فیلم امروز‎ / عکاس: محمدرضا بهشتیان

... دیدن همه عکس‌ها ››

اخبار

›› «امروز» میرکریمی راهی مراکش شد

›› فیلم سینمایی «امروز» به کارگردانی رضا میرکریمی به عنوان نماینده ایران در اسکار هشتاد و هفتم معرفی شد

آواها

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
بخشی از نقد بسیار زیبای امیر گنجوی با نگاهی به فلسفه ی امانوئل لویناس:

لویناس، از قربانیان هولوکاست در جوانی، در نوشته‌های گوناگون خود در پی ایجاد جامعه‌ای خشونت پرهیز در جهان بود. از دید او رابطه اخلاقی با دیگری از مسئله هستی که هایدگر مطرح می‌کند مهم‌تر است و تنها از طریق چنین رابطه‌ای امکان کاهش خشونت وجود دارد. در واقع لویناس معتقد است که در فلسفه غرب هیچ گاه نگاهی غیرتمامیت خواه به دیگری وجود نداشته و همواره دیگری را به همسانی (Self-Sameness) فرو می‌کاهند، امری که سبب ساز خشونت می‌شود.

لویناس معتقد است که بزرگترین جنایت های بشری در زمان هایی صورت گرفته است که به نام تفکری تمامیت خواه، منحصر به فرد بودن دیگری نفی شد و دیگری به همسانی فروکاسته شد. از این رو لویناس در نوشته‌های مختلف خود در پی انتقاد از “اگو” و یادآوری اهمیت توجه به منحصر به فرد بودن دیگری است. او از خواننده خود می‌طلبد که در هر توجه به دیگری، مرموز بودن و غیر قابل شناخت بودن او را در نظر بگیریم. در دیدگاه او تنها در صورت ایجاد چنین نگاهی است که با دیدی خشونت‌طلبانه به سراغ دیگری نمی رویم و بدون تأمل حاضر به قضاوت اخلاقی در باره او نمی‌شویم.

متن کامل: http://bit.do/digari
فیلم در کل بد نیود ولی چیز خاص و جالبی هم نداشت حمایت یه مرد از زن آسیب دیده ! کل داستان

ولی واقعا این رو میگم بازی خانم سهیلا گلستانی با تمام احترامی که قایلم برای هنرمندان اصلا خوب نیست .
نمی دونم آقای پرستویی به چه دلیل حامی ایشون شدن در این حرفه دلیلشون هم محترم ولی خانم گلستانی بیشتر حس بازیگری دارن تا بازی طبیعی و لذت بخش .
اوا.ت، manimoon، زهره شاداب، فرزان امیری و مصطفی بیگ محمدی این را خواندند
پرند محمدی این را دوست دارد
کاملا باهاتون موافقم...سهیلا گلستانی بازی بسیار بدی در این فیلم انجام داد
۲۰ مرداد ۱۳۹۳
مخالفم!
۲۲ مرداد ۱۳۹۳
موافقم.
۰۸ مهر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
فیلم رو دوست داشتم . مثل بقیه ساخته های میرکریمی . سرشار از جزییات و ریزه کاری . به نظرم ایده ی خوبی بود ولی فیلمنامه جای کار بیشتری داشت . سکوت پرویز پرستویی در بعضی موارد مخصوصا اوایل کار غیرمنطقی به نظر میرسید . این موارد دست به دست هم داد تا با داستانی تقریبا خیالی و غیرواقعی مواجه باشیم . بازی نه چندان جالب بازیگر نقش اول زن هم کمی توی ذوق میزد . با این حال از دیدن این فیلم لذت بردیم . شاید یه بار دیگه هم ببینم /بازی پرویزخان پرستویی شگفت انگیز بود .
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید


فیلم امروز را دیدم در واقع آنقدر نقدهای منفی درباره اش اینجا خوانده بودم که با تردید به دیدن فیلم رفتم ولی واقعا خوشحال شدم که به تردیدم غلبه کردم و فیلم رو دیدم .به نظر من فیلم بسیار پخته ،با روایتی محکم و منسجم و بازی های خوب بود نوشته ی زیراز حس و برداشت من درباره داستان فیلم است وبه هیچ عنوان یک نقد تخصصی نیست .
به هر حال من دیدن این فیلم خوب را به دوستانم توصیه می کنم و البته توصیه می کنم نقد بسیار خوب جعفر پناهی را که پس از نوشتن این نوشته خواندم حتما در لینک زیر بخوانید:
http://www.khabaronline.ir/detail/337347/culture/cinema
***در این نوشته درباره صحنه هایی از فیلم توضیح داده شده است***
امروز فیلمی است درباره ی بخشی از رنج ها و گسستگی و دردهای جامعه ای که پوست می اندازد .جامعه ای که در حال گذار است اما گذاری نا بهنجار دارد گذاری که آسیب ... دیدن ادامه ›› می رساند و ناگزیر است .
تمثیل ساختمان قدیمی بیمارستان (که زمانی رونقی داشته وحالا به خاطر رسیدگی به ساختمان جدید رها شده است)نماد خوبی روایت این داستان است ساختمانی که با یک پادگان قدیمی همسایه است .
و تولد نوزادی که معلوم نیست از کجا آمده ولی با هزار مشقت و به سختی و به قیمت مرگ مادر به دنیا می آید.
یونس راننده تاکسی :معلوم است که زمانی جنگ بوده یک پایش مصنوعی است ولی کارگردان قصد گفتن مستقیم این نکته را ندارد این نکته با بازی خوبی که پرویز پرستویی هنگام لنگیدن یا زمانی که با سیلی دکتر اتاق عمل زمین می خورد آشکار می شود و آشکارترین اشاره زمانی است که به دختر سرپرستار می گوید گاهی پایش می خارد (سندرم خارش و درد عضو قطع شده که به دلیل خطای مغز رایج است). آشنایی او با ساختمان قدیمی بیمارستان و ورودی آن به پادگان نشانه ی خوبی است برای اینکه دریابیم گذر او قبلا به این بیمارستان افتاده است.
یونس حرف نمی زند در کامنت هایی که از دوستان قبل از دیدن فیلم خوانده بودم به این مساله خیلی اشاره شده بود که دلیل سکوت او را نمی فهمند
اما سکوت معنا دار یونس برایم غیر منطقی نبود کافی بود به دنبال دلایل این سکوت لابه لای داستان فیلم بگردید و در آن دیالوگ کلیدی به زن:
من هم آرزو داشتم زمانی پشت این در منتظر بمانم از نظر روایت داستانی دریافتن این نکته ساده است :مردی که آرزوی پدرشدن داشته در شرایطی ویژه بی آن که خود بداند در زایشگاه به عنوان پدرکودکی که در راه است معرفی می شود برای همین است در جدال دل و عقل ابتدا رها می کند و می رود (تا کارگردان نشان دهد با شخصیت دست و پاچلفتی که نتواند خود را از موقعیتی که گرفتارشده نجات دهد سرو کار نداریم)
یونس انتخاب می کند که بماند و انگار امثال یونس و سکوت و اراده شان و آگاهی شان از گذشته همان حلقه ی گمشده ی عبور از گذشته به امروز هستند .
برای دراز نشدن سخن چند کلامی هم درباره ی دختر:
اگرچه در فیلم صحبتی از آزار جنسی ،زنان کارگر جنسی و شکنجه و سواستفاده نشده است اما زنی که سه بار سقط کرده است (به پرستار می گوید که بارداری سومش است) به نور عادت ندارد از این که دستش را بگیرند و هر نوع تماس بدنی به شدت می ترسد و روی تنش پر از آثار شکنجه است ، بی مادر بزرگ شده و ... یاد آور چه چیزی می تواند باشد جز واژه هایی که در بالا گفته شد؟
شخصیت زن با بازی بسیار خوب سهیلا گلستانی برای من یاد آور درد و رنج زنانی بود که در این تغییر و حرکت سعی در ادامه دارند سعی در ساختن زندگی ای بهتر و دور از تبعیض و اسارت و نوزاد کوچکی که سرانجام در سکانس پایانی چشم بر طلوع صبح می گشاید یاد آور امید به ثمر رسیدن این تلاش است ....
سپاس از نگاه زیبا و گره گشای شما
اشاره ای که به شخصیت زن داشتید، را دوست داشتم.بواقع برای خودم هم این سوال از ابتدا شکل گرفته بود که زن جوانی با این مختصات که در فیلم می بینیم و می دانیم که ازدواج هم نکرده،قطعا نمی تواند فاحشه باشد ولی اشاره ای که به موقعیت یک زن از طبقه فرودست اجتماع کردید که مورد تعرض جنسی واقع شده،ابهام را رفع کرد.
۱۸ مرداد ۱۳۹۳
به شدت مشتاق شدم فیلمو ببینم...
۱۹ مرداد ۱۳۹۳
لیلی عزیز قرار نیست فیلم به همه پرسش ها پاسخ بده
یه چیز دیگه فکر نمی کنی تو هم مثل خیلی از آدم های فیلم و بر خلاف شخصیت اول داری قضاوت می کنی؟
و این که آیا در بیمارستان های ما هیچ تخلفی اتفاق نمی افته ؟اون هم در بیمارستانی که در تمام فیلم بر به هم ریخته بودنش و بی حساب کتاب بودنش تاکید می شه؟
۲۱ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
حال یه مریض تنها رو خوب درک می کنم . یه بار یه تعطیلی ای بود همه رفته بودن مسافرت ، من خونه تنها بودم و مریض شدم ، فامیل و دوست و آشنا هیچکس نبود که منو ببره دکتر و حالمم خیلی بد بود ، واسه همین من حال اون مریض تنها رو خوب می فهمیدم ، همه ی ترس هاش و همه دردهاشو و اینکه دنبال کسی بود که کمکش کنه ، حتی یه غریبه ،
ـ می شه منو ببرید بیمارستان ؟
ـ می شه باهام تا پذیرش بیاید ؟
واقعا هم سهیلا گلستانی خوب از پس نشون دادن این مریض تنها براومد

"امروز " ... دیدن ادامه ›› خوب بود

البته نمی شه روند آهسته ی فیلم رو کتمان کرد و می تونه برای خیلی ها حوصله سر بر باشه .
باید اعصاب فیلم آهسته دیدن داشته باشید تا بتونید امروز رو ببنید .
البته روند به باقی فیلم های رضا میرکریمی بی شباهت نیست و کسی که باقی فیلم ها رو دیده باشه از روند آهسته شکه نمی شه
اکثر آدما دوست دارن که فیلم اطلاعات بیشتری بده ، میشد هم تو یه سکانس یه مقدار اطلاعات از شخصیت ها داد به عنوان گره گشایی ، اما شیوه و پایه بر همین اطلاعات ندادن بود

شبنم مقدمی می تونست بهتر باشه ، پرویز پرستویی هم به نظرم یه مقار کلیشه بود و می تونست متفاوت تر عمل کنه ، به شخصه همش سلیمانی فیلم 20 جلو چشمم بود، اما سهیلا گلستانی خیلی خوب بود

من دوست داشتم ، برای تصمیم دیدنش باید به سلیقه ی خودتون مراجعه کنید :)
من هیچوقت با ریتم کند فیلم یا تئاتر مشکل نداشتم مادامی که اثر خوش ریتم بوده و لذت کافی از تماشایش را نصیبم کرده و داستان مرا با خود همراه کرده است.امروز هم به اعتقاد من اینگونه است ؛ریتم رعایت شده. کسالت بار نیست.
۱۴ مرداد ۱۳۹۳
بنظرم اتفاقا انتخاب سهیلا گلستانی برای این فیلم اشتباه بوده واقعا مصنوعی بازی میکرد و رو نرو بود
۱۴ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
برام جای تعجب داره چطور نظر های مثبت راجع به فیلم زیاد بود ... اصلا فیلم خوبی نبود ... بی منطق ! فیلمنامه ضعیف و پرداخت ضعیف ! من منتقد حرفه ای نیستم اما واقعا واسه اینکه بفهمی این فیلم ضعیفه نیاز به بالا ١٠ سال سن بود ... همین ! تنها نکته مثبت بازی پرویز پرستویی بود که کلا دوستش دارم من ...
manimoon و تایماز موسی زاده این را خواندند
farzam gh، حمید عظیمی، اوا.ت و علی عبدالرحیم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
فیلمبرداری اثر رو دوست داشتم. صحنه هایی بود که بنظرم خسته کننده بود. در مورد کسانی که منطق داستان اذیتشون کرده باید بگم که بنظر من نگاه رءالیستی به اثر نداشته باشن، رضایتشون بیشتر جلب میشه!
manimoon، farzam gh و اوا.ت این را خواندند
محمد لهاک این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
امروز رو دیروز دیدم و دوست داشتم.. البته ایرادهایی هم بهش دارم که سر فرصت میام می نویسم ...
ولی در کل بعد از چند ماه که سینما نرفته بودم خیلی بهم چسبید .آخرین بار که رفتم اینقدر اعصابم سر فیلم خورد شد که بالاخره امروز تونست منو با سینما دوباره آشتی بده.
بازی ها همه خوب و عااالی بودند دوست داشتم.
بر عکس خیلی ها مشکلی با سکوت یونس نداشتم.
در کل فیلمی نیست که به همین راحتی بشه ازش گذشت . البته اینم بگم که سلیقه ایه ممکنه خوشتون بیاد و ممکنه هم نیاد .
در کل اگر هم بیاد و یا شاید هم نیاد ، ارزش یک بار دیدن رو داره .
آواتارتون شدیدن لایک!
۰۹ مرداد ۱۳۹۳
شدیدا ممنون !
۱۰ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
بازی ها عالی هستن و تا اینجا اتفاق خاصی نیست چون گلستانی و پرستویی استاد هستن و کارگردان هم میر کریمی..
اما در مورد شخصیت ها خیلی توضیح نمیده ما از گذشته پرستویی و گلستانی هیچی نمیدونیم..
من نفهمیدم آخرش هم گلستانی فاحشه بوده یا صیغه شده یا...
یا همه تو سینما میگفتن پرستویی تو جنگ پاهاش و از دست داده یا تصادف بوده و...
من فیلم رو دوست داشتم چون عاشق فیلم هایی با دیالوگ کم هستم شاید علاقه شدید من به لیلا حاتمی و علی مصفا هم برای همین باشه(!) و در این سبک فیلم ها با دیالوگ کم سخته توضیح شخصیت ها برای عموم مردم و آخرش مثل من کلی ابهام در انتهای فیلم باقی میمونه در رابطه با پرستویی و گلستانی.. :)
اتفاقا هدف سازندگان فیلم هم همین بود. که بدون پیش زمینه قضاوت کردن، و بدون پرسش فداکاری (یا شاید کار درست) کردن!
به نظرم تله ای در این فیلم ایجاد شده که مخاطب درش گیر میفتد و برخی (منتقدینی که میگن "که چی؟" یا "ضعف فیلمنامه داشت!" ) داد و بیداد میکنند، و برخی (مثل شما) کنجکاو میشن که چرا گیر افتادن و چه جوری میشه در اومد!
۰۸ مرداد ۱۳۹۳
من در ایام جشنواره صحبت های خود آقای میرکریمی، و آقای راستین ( هم مصاحبه بعد اکران، هم بیشتر برنامه هفت ) رو که شنیدم، یه کم یخ فیلم برام آب شد؛
این شخصیت در جامعه الان انقدر کم و نایاب هست، هم ذات پنداری باهاش سخته؛ اما اگر بشه تصورش رو کرده، خیلی از حس و حال هاش قابل درک میشه.
در آخر من عقیده دارم، تمام آثار جناب میرکریمی به سان شعر حافظ میمونند؛ هر کسی بر اساس تفکرات شخصی و حس و حالش، یک برداشتی از آنها میکند.
۰۹ مرداد ۱۳۹۳
قبول دارم حرفت رو علی بعد نمایش فیلم با خودم این فکر رو هم کردم که پرستویی بدون اینکه بخواد قضاوتی بکنه یا بخواد در مورد گذشته طرف مقابلش پرس و جو کنه فقط کاری رو انجام داد که فکر میکرد درسته شاید ما هم تو این فیلم بدون قضاوت در مورد آدم ها و سرگذشت اونها فقط اونها رو همراهی کنیم با داستان همراه شیم../.
۰۹ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
اصلا فیلم خوبی نبود.. اصلا واقعا!.. بازیگر زن که ادا و اطوارهای نگار جواهریان رو خیلی خوب درمیاره. پرویز پرستویی که پنج خط دیالوگ هم نمی گه! داستان خطی بدون هیچ فراز و فرود و شر و خیری!!.. قضاوت هایی که انقدر شور شدن که آدم هاج و واج می مونه مگه این خانوم دکتر و اون آقای نگهبان و اون یکی پرستار بار اولشونه که همچین چیزی رو تو بیمارستانشون می بینن؟.. یا مثلا این زن اولین زنی هست که همچین وضعیتی داره؟.. یا اصلا انقدر به خودشون اجازه ی برخورد بی منطق با همراه بیمار رو می دن؟.. سوژه قضاوت بود و چه بد ساخته شده بود. صرفا چون اسم میر کریمی و پرویز پرستویی بود مخاطب به این نتیجه می رسه که ای وای چه فیلمی می تونه باشه!!
آذرنوش و کیمیا TAV این را خواندند
R.M و farzam gh این را دوست دارند
اگر بازی سهیلا گلستانی به نگار جواهریان شباهت دارد،به این معنا نیست که میخواهد مثل جواهریان بازی کند یا به قول شما ادا اطوار در بیاورد.هر دو یک تیپ بازی میکنند و اتفاقا میمیک صورتشان هم خیلی شباهت دارد.
۰۵ مرداد ۱۳۹۳
به همه‌ی این ها اضافه کنید(خطر لو رفتن قسمتی از داستان فیلم)
.
.
.
بی در و پیکر بودن بیمارستان که خیلی راحت پرویز پرستویی بچه رو میذاره توی ساک و میزنه بیرون،یادمه توی جشنواره رفتم برای تماشای این فیلم به امید تماشای یک فیلم خوب دیگه از میرکریمی ولی به کلی ناامیدم کرد مثل اکثر فیلمای جشنواره که دیدم
۰۵ مرداد ۱۳۹۳
کتمل با نقدتون موافق نیستم ولی خب.
شباهت ونه تقلید بازی خانم گکلستانی به خانم جواهریان و قبول دارم.
۰۶ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
امروز رو دوست داشتم اما نه به اون اندازه که هیچ ایرادی بهش نداشته باشم ببینم چرا جدیدا این بازی در سکوت اینقدر مد شده آقای پرستویی بازیگر فوق العاده ای هستند قبول ،چرا از دیالوگ گویی عالی و تاثیر گذارش استفاده نمیشه؟! به نظرم از بازی در سکوت زیاد و بی مورد استفاده شده بود
اما نرم و راحت تا آخر فیلم رو دیدم گرچه خیلی ها بعد از فیلم عصبانی بودن ولی ارزش دیدن داشت
نمیدونم این فیلم چرا انقدر اعصاب خورد کن بود برام
دوران جشنواره بسیار ذوق وشوق داشتم برای دیدنش
فیلمی از یک تیم درجه یک و مهمتر از همه با حضور پرویز پرستویی
من به شخصه تا دقیقه ٤٠ همش منتظر بودم تا فیلم داستانش برسه به نقطه آغاز
ولی خبری از داستان نبود
هرچی فیلم میرفت جلو سکوت پرویز پرستویی بیشتر آدمو اذیت میکرد
بعنی طاقت میخواد که بشینی و فیلمو تا آخر ببینی
خیلی دوست دارم ببینم طرفدارای فیلم از چیه این فیلم میخوان دفاع کنن
manimoon، زری مهدوی، سعید، hanieh kh، banoo135 و نیوشا شهیدیان این را خواندند
farzam gh، نیما اردلان و میثم محفوظی این را دوست دارند
به نظرم قرار بوده این سکوت یک نوع " تطمئن القلوب" باشه ولی این حس رو منتقل نمیکنه!
۱۷ مرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
فیلم جدیدی از پز اوپوزسیون روشن فکری ایران ، بدون داستان ، بدون شخصیت پردازی ، بازی تخت پرویز پرستویی که از ضعف فیلم نامه میاد.
اور اکت بازیگر زن.
( غافل از اینکه در بیمارستان اتفاقات زیادی در انتظار اوست )
هیچ اتفاقی در انتظار او نیست. غیر قابل نقد .
با آه و ناله کردن تو قاب ، سینما شکل نمی گیره. من راننده ی تاکسی ندیدم ، من پرویز پرستویی صامت دیدم.
این حس اعصاب خوردی که بعد از فیلم سراغت میاد که چرا این حرف نمی زنه ، دلیل بر قوت فیلم نیس.
به جای همذات پنداری با شخصیتی که این حرف نزدنش برامون معنی دار باشه ، با کسی مواجهیم که نیست.
مثل این میمونه که میری نونوایی یه نون می خری میگی چند؟ نونوا حرف نمی زنه دو سه بار می پرسی اگه جواب نداد یه ۵۰۰ ای میزاری میری. اهمیتی برامون نداره.
فرم فیلم به شدت ضد انسانی و احمقانس.
علی ژیان، زری مهدوی، سعید، سعید و banoo135 این را خواندند
farzam gh و شیوا ریاستیان این را دوست دارند
ندیده با حرفات مخالفم! (تا این فیلم بیاد اصفهان یه چند ماهی طول میکشه!)
۳۰ تیر ۱۳۹۳
( اگر هست مرد از هنر بهرور هنر خود بگوید نه صاحب هنر )
سعدی
۳۰ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
"امروز" رو دوست داشتم
نه به اندازه به همین سادگی
ولی فیلم قابل احترامی بود
بازی خوب پرویز پرستویی
داستان مینیمالی که از عهده خودش براومد
تا جایی که لازم بود به بیننده ش اطلاعات داد
و بقیه رو به عهده خودش گذاشت
ارزش دیدن داره امروز.

manimoon..
من کلا آقای میرکریمی رو دوست دارم بنظرم آدم با هوشی میاد.
۰۴ اسفند ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
یک فیلم خوب که حتماً باید یکبار دیگر ببینم تا بتوانم کاملاً در موردش نظر بدهم.
بازی پرستویی عالی بود. مرا به یاد آژانس شیشه ای انداخت. بازی متفاوت او بازی با سکوت بود.
از اول فیلم با این قضیه که چرا یونس واقعیت را نمی گوید مشکل داشتم اما شخصیت او را فیلمنامه دقیق درآورده بود و پرورانده بود که کاملاً قابل باور بود. البته به قول میرکریمی چون اطراف ما از این آدم ها کم شده اند باورش سخت است.
واقعاً فیلم متفاوت خوبی بود. البته هنوز یه حبه قند را بیشتر دوست دارم.
ریتم کند
صحنه های تکراری و خسته کننده
بازی خوب شبنم مقدمی
نگاه های زیبای پرویز پرستویی
و بهترین کلوزآپ مربوط به صحنه آخر و چهره نوزاد بود
وقتی داشتم فیلم‌ها را انتخاب می‌کردم، قطعا یکی از چشمک‌زن‌ترین اسم‌ها، رضا میرکریمی بود. بنابراین الان، سرخورده‌ام و اندکی غمگین حتی.

«امروز» میانه‌مایه است و کم‌جان و حتی کمی شلخته و گاهی رسما از دستِ کارگردان در رفته. تکلیفِ کارگردان با خودش روشن نیست، مثلا همین پدرِ بچه. فیلم، نه می‌خواهد بنشیند برای‌ات غصه بگوید که کیست (حالا نه حتی مستقیم و رو و آشکار) نه می‌خواهد بی‌خیالش شود. یعنی که حتما باید به ما داده بدهد که این زن کتک خورده و موردِ آزار جسمی-جنسی بوده و از «دستیند» می‌هراسد؛ اما در گفتگو با مددکارِ بازنشست شده، چهرۀ این پدر را «انسانی»تر می‌کند، گیرم ناخواسته. یا همین اشاره‌ها به دورۀ جنگِ این بیمارستان و جانباز بودنِ راننده که هی منتظری ببینی آیا می‌خواهد کاری بکند با این بیمارستان امروز و آن سال‌ها یا نه. پرستارِ فیلم هم کلا بد است، هم شخصیت‌پردازی‌اش و هم بازی‌ِ ضعیف و لغوش، دیالوگ‌هایش هم که رها شده در هوا.
انتهای فیلم هم زیادی سورئال است و «نتیجه عملِ خیر را همین الان بیا در جیب‌ات بگذار»طور!
قطعا از سرخوردگی‌هایم در جشنواره امسال بود.

پ.ن: میرکریمی است که آدم دلِ راحت غر می‌زند، وگرنه که عطاران و الخ بودند، با دو کلمۀ نپسندیدم و بد بود و اه اه، تمام بود.
حییییف شد،با کلی امید و آرزو می خواستم برم فیلم رو ببینم
رضا میرکریمی با حبه قند و خیلی دور،خیلی نزدیک و کلی کار فوق العاده ی دیگه،حیییف شد
اصن اینقدر از کار بد گفتی که دیگه رغیبت ندارم برم فیلم رو ببینم
امسال متاسفانه،فیلم کارگردان محبوبه دیگم،بهرام توکلی هم چنگی به دل نمیزد
حییییف شد،فقط همین رو میشه گفت!!!!!
۱۷ بهمن ۱۳۹۲
چقدر جمله آخرتون به دلم نشست. ممنون و متأسفم.
۱۷ بهمن ۱۳۹۲
با اینکه فیلم رو ندیدم ولی با نوشته تون و نوع نگاهتون خیلی ارتباط برقرار کردم.
۲۰ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
امروز امروز را دیدم راستش به دلم نچسبید انتظار بیشتری از میرکریمی داشتم ریتم آرام و تم اجتماعی نه چندان تازه فیلم و شخصیت پرویز پرستویی با دیالوگهای کوتاه و سرد چندان برای من دلچسب و بعضا باورپذیر نبود باز سینمای میرکریمی توقع زیادتری داشتم سادگیست که بگوییم چون فیلم ساده است باید ساده انگارانه به آن نگریست.2.5 از 5
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
داستان فیلم: یونس در حال خوردن ناهار در تاکسی خود است که زنی وارد ماشینش می شود و می خواهد تا او را به بیمارستان برساند. زن باردار مورد ضرب و شتم قرار گرفته و وضعیت خوبی ندارد. یونس او را همراهی می کند به نحوی که همه گما نمی کنند او شوهرش است. زن می میرد و یونس کودکش را مخفیانه نزد خود می برد تا بزرگ کند.

درباره فیلم: فیلم آرام میرکریمی مانند به همین سادگی، پر است از معنا و مفهوم هایی که بیننده را با خود همراه می کند. داستان به نظر خواننده شاید پر باشد از تنش و اضطراب اما آرامش نهفته در آن فقط در لحظاتی، گریه تماشاگر را در می آورد. فیلم سرپای میرکریمی می تواند بیننده را به درون خودش ببرد و لحظاتی به فکر وادار کند. بازی پرستویی اگر چه متفاوت نیست اما خوب از کار در آمده. پرستو گلستانی اما شخصیت جدیدی را از خود به نمایش گذاشته.
به نظر من، مشکل اصلی فیلم اتفاقا اینه که فیلم نمی تونه ببیننده رو با خودش همراه کنه، تا زمانی هم که این اتفاق نیفته، هیج کدام از معنا و مفهوم‌هایی که مد نظر آقای میرکریمی هست یا منتقل نمیشه و یا به راحتی بعد از بیرون اومدن از سینما از یاد میره
۱۶ بهمن ۱۳۹۲
نیما جان همون سهیلا درسته
۱۷ بهمن ۱۳۹۲
نیما جان
درسته
سهیلا گلستانی
۱۷ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
یک فیلم مثل به همین سادگی . بازی سهیلا گلستانی و پرویز پرستویی خوب بود . سکوت های آقای پرستویی در نقشش بسیار عالی بود . کلاً فیلم متوسطی بود .