تیوال فیلم پنجاه قدم آخر
S3 : 00:44:28
: کیومرث پوراحمد
: سعید سعدی
: بابک حمیدیان، طناز طباطبایی،سلمان فرخنده، محسن آفتاب‌سوار، فرزین صابونیو جمعی از بازیگران انجمن سینمای جوانان و تیاتر اصفهان و نجف آباد

: کیومرث پوراحمد - براساس طرحی از حبیب احمدزاده
: حسین جعفریان
: واروژ کریم‌مسیحی و مهدی سعدی
: عباس بلوندی
: سعید ملکان
: مهرداد جلوخانی
: محمد مختاری
: سعید ملکان
: فردین خلعتبری
: رضا ترکمان
: بهنام خاکسار
: امیرحسین شجاعی با مشارکت کنگره شهدای اصفهان و انجمن انقلاب و دفاع مقدس

خلاصه داستان: فیلم درباره سرگذشت یکی از نیروهای اطلاعات و عملیات لشگر زرهی نجف اشرف در عملیات والفجر 4 است...



گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم پنجاه قدم آخر / عکاس: آزاده مشعشعی‎

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از فرش قرمز فیلم پنجاه قدم آخر / عکاس: آزاده مشعشعی‎

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» «پنجاه قدم آخر» در شبکه نمایش خانگی

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
دیالوگ های کلیشه ای...
دکوراسیون صحنه و لباسش هم خوب نبود...
مثلن جایی که شهر منفجر شده بود و همه افتاده بودن رو زمین،انگار لباساشونو تازه از خشکشویی گرفته بودن!
اون تیکه ی آیندشم واقعن اضافه بود،و موهایی که یه دست سفید میشه...
بازی طناز طباطبایی خوب بود،که اونم با اون لهجه ی کردی بیشتر حرفاشو نمیفهمیدم...
لوس بازی های مهندس و حاج اکبر هم حال ما رو داشت به هم میزد..
ایراد از بابک حمیدیان نیست،تمام تلاششو کرد که این نقش رو خوب بازی کنه...
من فقط نمیدونم که پوراحمد چه فکری با خودش کرده!
من سه ماهی نرفتم سینما، میخواستم اینو ببینم، پس برنامه نریزم براش، شد برم، نشدن نرم!! (؟)
۱۶ تیر ۱۳۹۳
نرو!
نرو!
نــــــــــــــرو!
۱۶ تیر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با توجه به اینکه من خودم دوست دارم یک فیلم رو با ذهن خالی ببینم پیشنهاد می کنم دوستانی که بلیط پیش فروش رو دارند و یا تصمیم جدی دارند که فیلم رو ببینند این نوشته رو بعد از دیدن فیلم بخونند
هفتاد دقیقه ابتدایی فیلم در یک فضای کاملا جذاب و انسانی می گذرد که به نظرم هم طرفداران فضای جبهه و جنگ رو راضی می کنه و هم کسانی رو که خیلی به این فضا علاقه ای ندارند ولی در کل باعث می شه که بیننده آدمهای جنگ رو دوست داشته باشه و این کار رو با دقت فراوان انجام می ده و اصلا اغراقی نمی کنه که دافعه ایجاد بشه و با قدرت فیلم رو پیش می بره . از یکجایی (صحنه رودخانه) تا انتها, فیلم دچار سقوط آزاد می شه .
از اینجا پچ پچ ها در سالن سینما شروع شد که چرا داره اینجوری پیش می ره , یه جاهایی صدای خنده به نشانه مسخره کردن شنیده می شد. حتی سه یا چهار نفر از سالن رفتند بیرون. ذهنم خیلی ... دیدن ادامه » جاها رفت که چرا یکدفعه اینجوری شد, حتی احتمال دادم شخصیت اصلی پس از انفجار در کنار رودخانه کشته شده باشه و فضای پس از آن و مواجهه با هاوژی هم این نظریه را تقویت می کرد که بعدا رد شد.
یواش یواش ذهنم به این سمت رفت که کارگردان عمدا فیلم رو دجار سقوط آزاد کرده و صحنه دفن هاوژی و مسخره کردن نوحه ای در مورد حضرت زینب, این ایده رو تقویت کرد و با دیدن سرنوشت دو نفر اصلی فیلم, تا حد زیادی مطمئن شدم که بیست دقیقه پایانی فیلم , دهن کجی به هفتاد دقیقه ابتدایی است .
اگر این نظرات من درست باشه و از توهمات من ناشی نشده باشه, اولا به زیرکی آقای پوراحمد تبریک می گم و ثانیا فکر می کنم این فیلم جنجالی بیش از "یک خانواده محترم" ایجاد کنه.
به نظرم این جنس زیرکی در فیلم life of pi هم وجود دارد
در سالنی که من فیلم رو دیدم, حداقل 40 درصد امتیاز صفر به این فیلم دادند و در حدود سی درصد هم امتیاز یک, که فکر می کنم دلیل اصلی آن تغییر جریان فیلم بود.
setayesh، فرید تکاملی، دانیال و بیتا نجاتی این را خواندند
ریحان و سینا نادری فرد این را دوست دارند
دقیقا
۱۹ خرداد ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم نسبتا خوبی بود. به نظرم یک فیلم با مایه‌‌های ضد‌جنگ در فضای جنگی
نقطهٔ قوت فیلم بازی خوب بابک حمیدیان بود. بهتر بود به جای خانم طبابایی از یک بازیگر کردی استفاده می‌کردند. البته انتظار داشتم آقای پور‌احمد همین فیلم رو با کیفیت بهتر و کمی پخته‌تر می‌ساختند. در ضمن فکر می‌کنم انتهای فیلم (آینده) اضافی و غیر لازم بود و کیفیت بقیهٔ فیلم را نداشت.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نسبتا خوب بود.
یه فیلم ضد جنگ دیگه مثله کار قبلی آقای پوراحمد یعنی اتوبوس شب.
نمیتونم بگم بهتر اتوتبوس شب بود اما ضعیف تر از اون هم نبود. ودر کل راضی کننده بود.

یه مشکلی که من دارم با فیلم های دوران جنگ بحث گاف های طراحی صحنه و لباسه که تو این فیلم هم با اینکه خیلی سعی شده بود با بردن سریع داستان به مناطق جنگی و کوهستانی از این گاف ها فرار کنه اما نمیدونم شاید من زیادی وسواس دارم چون باز برای من لباس های بابک حمیدیان و مادرش به نظر امروزی تر بود تا برای 30 سال پیش!

با اینکه من کلا بازی بابک حمیدیان رو دوست دارم اما بعضی جاها انگار یادش میرفت که تیر و ترکش خورده و زخمیه!!!

اینم بگم اولین بار بود بازی کسی رو می دیدم که بدون ادا درآوردن آدم رو یاد استاد شکیبایی بندازه.
بازی ، صدا و حتی تا حدودی چهره سلمان فرخنده توی این فیلم عجیب آدم رو یاد استاد خسرو ... دیدن ادامه » شکیبایی می اندازه!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید