تیوال فیلم شیار ۱۴۳
S3 : 18:14:08
: نرگس آبیار
: ابوذر پور محمدی – محمد حسین قاسمی
: مریلا زارعی، مهران احمدی، جواد عزتی، گلاره عباسی، یداله شادمانی و حسام بیگدلو

گروه کارگردانی

: روزبه سجادی حسینی
: امین خنکال- سید مجید رحیمی- الهه قربانی- علیرضا هاشمی
: ماریا میرنژاد

گروه تولید

: محمد یمینی
: سید سعید میرصادقی ، سید روح الله نور موسوی
: حمید رضا بختیاری
: علی رمضانی سربندی

گروه فیلمبرداری

: پیمان شادمانفر
: آرش رمضانی
: عاتف امیری- ادیب سبحانی- مصطفی صادقی- بهروز صیفی- پارسا مجد
: حمید جانی پور
: حسین مانی زاده
: محمد جعفری رضا محله- طاها آبیار
: فرید ناظر فصیحی

گروه تدوین

: پیمان خاکسار
با تشکر از آرش زاهدی

گروه موسیقی:

: مسعود سخاوت دوست
: مهدی محمود آبادی ، آرش رستگار زاده
: سیف الله شکری
: پروین غلام شاهی

گروه نوازندگان:

: میثم مروستی و امیر مینوسپهرپرکاشن: فواد سمیعی ، مصطفی ایزدی
: مسعود سخاوت دوست
: حامد عابدی
: سیف الله شکری
: آفتاب عالم تاب
: علیرضا نکولعل

گروه صدا گذاری:

: آرش قاسمی
: محمد مهدی جواهری زاده
: محمد قاسمی

گروه صدابرداری:

: کامران کیان ارثی
: فرید نعمتی

گروه چهره پردازی

: سودابه خسروی
: محمد علی ضرابی- غزال علویان- ساناز مقدم

گروه صحنه و لباس

: کامیاب امین عشایری
: وهاب یحیی زاده- فرامرز کرامتی
: ندا سلیمی
: معصومه عباسی- فاطمه لری دهسراجی

گروه جلوه های بصری

: فرید ناظر فصیحی
: سیمین عرب خانی
: فراد ناظر فصیحی
: سامان مجد وفایی / استدیو دیجیتال
: فرید ناظر فصیحی / عبدالرضا کمال بیگی

گروه روابط عمومی

: محمود بابایی
: نغمه دانش - پریسا ساسانی - سعید بیگی
: علی خانباباخانی
: ابراهیم عرفانی
: محمد حسین هوشمندی - محمد صمدی - سید تقی سیدی - محمد حسن نکوپندار
: میثم شجر - مصطفی آبروحی
: حسین شعبانی

خلاصه داستان: الفت چشم انتظار فرزند است که خبر خوبی از راه می‌رسد، اما امتحان بزرگ در راه است...

سایت رسمی فیلم شیار شیار ۱۴۳

فیلم سینمایی "شیار ۱۴۳" با اقتباس از رمان "چشم سوم" نوشته نرگس آبیار داستان زنی به نام الفت را روایت می کند که در انتظار پسر خود خبر خوشی دریافت کرده و به آن دل می بندد. تا این که... 

این فیلم دومین اثر بلند سینمایی نرگس آبیار است و در ژانر دفاع مقدس به موضوع مادران در دوران دفاع مقدس می پردازد  . 

گزارش تصویری تیوال از افتتاحیه فیلم سینمایی شیار 143 / عکاس: یاسمن ظهور طلب

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری از نشست نقد و بررسی فیلم شیار 143 / عکاس: سمانه جویا

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم شیار 143 / عکاس: آزاده مشعشعی‎

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از فرش قرمز فیلم شیار 143 / عکاس: محمدرضا بهشتیان

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» «شیار شیار ۱۴۳» ۲ میلیاردی شد

» «شیار ۱۴۳» در کمتر از دو هفته، ۶۵۰ میلیون تومان فروخت

» درخواست کارگردان «شیار ۱۴۳»از روحانی

» سایت رسمی فیلم «شیار 143» در آستانه اکران این فیلم سینمایی رونمایی شد

» «شیار 143» پس از تاسوعا و عاشورا اکران می‌شود

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
تماشای این فیلم، زندگی در قلب مادری است که در دوری پسرش عمر می گذراند و غم، نگرانی، امید، بغض، و اشک ناب را به تماشاگر هدیه می دهد.

وقتی از سالن سینما خارج شدم، همه رنگها و نورها و آدمها برایم غریبه بودند، انگار از خواب چند ده ساله بیدار شده بودم. جدا شدن از فضای فیلم و برگشتن به دنیای وابستگی ها و دلبستگی های روزمره، چندین ساعت زمان برد.

جنگ نفرت انگیز است، هرچند جنگ سالاران بی اطلاع از زندگی مقدس، مرگ مقدس را برای روشن نگهداشتن آتش دشمنی ها و کشورگشایی، شیرین جلوه دهند و ترویج کنند.

شاهکار بود.
سالن خالی سینما مرکزی
20دی93
وحید هوبخت و علی ابراهیم این را خواندند
رومینا خلج هدایتی و سودابه احمدی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خیلی راحت می تونم بگم که فوق العاده بود...و کل فوق العادگی فیلم رو می تونم به جرات به وجود مریلا زارعی نسبت بدم...من از اون تیپ آدمها نیستم که تو فیلمها اشک بریزن و اشکشون تا تقی به توقی بخوره در بیاد....و راستش تا حالا با فیلم های دفاع مقدس هم ارتباطی برقرار نکردم...شاید به خاطر گاردی بوده که یک سری مسایل تو من به وجود آورده نسبت به این فیلمها...ولی بدجور اشک ریختم تو این فیلم!!! به طرز عجیبی به دلم چنگ زد الفت!!...آخر فیلم رسما به زجه افتاده بودم و نفسم بالا نمیومد!!...واسه خودم عجیب بود، این همه منقلب شدن!!...ولی نمی تونستم کنترلش کنم!!....خانم زارعی تحول یک مادر، از یک زن شاداب تا یک زن دل شکسته و منتظر رو به طرز استادانه ای به تصویر کشیدن...قشنگ خورد می شدی با خورد شدن این مادر... و واقعا هم احتیاج نبود که مادر باشی تا همذات پنداری کنی...کافی بود که حس کنی سختی دوری ... دیدن ادامه » و انتظار رو...همین....ممنونم از این شاهکار...ممنون

پی نوشت: ضعف های فیلم و فیلمنامه رو به نظر من کاملا می شد به خاطر بازی فوق العاده خانم زارعی نادیده گرفت...قسمت هایی مثه صحنه هایی که یونس توی خواب ظاهر شد و به بهم ریختگی اتاق و اینجور چیزها گیر داد!! (لهجه ش هم کاملا تغییر کرده بود به نظرم) یا تیکه های مستند که به نظرم جور نبود با فیلم...
چه خوب نوشتید. لذت بردم :)
۰۸ دی ۱۳۹۳
ممنونم از شما خانم الهه که خوندید...
۰۹ دی ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این فیلم لایق دیده شدن است

در جشنواره فجر اتفاق جالبی برایم افتاد. در حین تماشا ی فیلم عینک زده بودم، آنقدر تحت تاثیر فیلم قرار گرفتم که بارها صورت و شیشه عینکم خیس می شد. همین اشک ها باعث شد بارها عینک را در آوردم و خشک کنم و دوباره روی صورتم بزنم.
اوا.ت این را خواند
کارینا، مائده جوادی، سینا حلاجیان، رضا قاسم پور، مارینا و مهراد این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم رو دیدم.
بسیار لذت بردم.ساده و صمیمی روایت شده بود با بازی فوق العاده ی خانم زارعی و آقای احمدی.
ضمنا بازیگران بومی(به خصوص مسئول مخابرات)هم خیلی خوب بودند...
فقط به نظرم اون جاهایی که تو فیلم،مستند می ساختند یه مقدار اضافی بودند و می تونست نباشه و همچنین نقش آقای جواد عزتی خیلی کمرنگ بود.ابتدای فیلم هم یک مقدار گنگ بود و البته جلوتر که رفت کاملا روان شده بود.
از اون نماد رادیو و سکانس آخر فیلم(که دیدار با تابوت و بوسیدن نوزاد رو کنار هم قرار داده بودند)هم خیلی خوشم اومد.
خانم زارعی هم در طول فیلم به خوبی گریم شده بود و گذر عمر رو کاملا میشد حس کرد.
به شما هم توصیه می کنم فیلم رو ببینید.من هم اگر شد یه بار دیگه می بینم.
ممنون از سازندگان فیلم.
چطوری قسمت های مستند رو حذف میکردن و توامان نقش جواد عزتی کم هم بوده؟!
کل نقش جواد عزتی به واسطه همون فیلم مستنده معنی داشت!
البته که منم موافقم قسمت فیلم مستند اضافی بود به اضافه نقش جواد عزتی
۱۶ آذر ۱۳۹۳
منم عرض کردم.یا باید بیشتر بهش می پرداختند.یا کلا حذف می کردند.
۱۶ آذر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیار 143 را تا امروز 4 بار دیده ام و باز هم خواهم دید.

از دوستان خوبم می خواهم که نقطه قوت این فیلم را از بین گزینه های زیر مشخص کنند. یعنی به نظر شما کدام یک از عوامل زیر بیشتر به موفقیت فیلم کمک کرده است. (لطفا فقط یک عامل را انتخاب کنید.)
ای کاش گزینه شانتاژ ابراهیم حاتمی کیا رو هم اضافه میکردین!:)
۱۰ آذر ۱۳۹۳
پیمان :)))
۱۱ آذر ۱۳۹۳
همه شما فیلم شیار رو دیده اید؟
۰۷ دی ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم به اون بدی که شنیده بودم نبود. اتفاقا یه نمونه بسیار خوب و موفق از نمایش زندگی زن روستایی با تمام جزئیاتش بود.
زنی که علیل و کتک خور و تحت سلطه هیچ مردی نیست و یک لحظه هم بیکار نمی شینه.
اتفاقا تنها مرجع و پناهگایش برادر شیری خودش هست ، که راحت جلوش می شینه و بهش می گه
که دلش آروم نیست.

نمی دونم اگه بازیگر ناشناخته ای نقش الفت رو بازی می کرد، آیا می تونست تا این حد اجرای خوبی داشته باشه یا نه ولی بازی خانم زارعی همیشه این نهیب رو به تماشاگر می زنه که ببین این فقط یه فیلمه!!!
چقدر برگشت به عقب ؟ تا کی باید بخاطر فروش دست روی نقاط حساس احساسات گذاشت و مردم را گریاند... با احترام برای دوستداران فیلم، من ترجیح میدم فیلمی برم که حاوی واکاوی بدبختی هایی باشد که نسل خود ما در این دهه ها گذرانده و در زمینه جنگ هر چند سانسورها اجازه نمی ده ولی باید به این موضوع پرداخت اصلا اینکه چرا چنین جنگی انجام شد...چه کسانی مسببان جنگ بودند... مادران عراقی...
وگرنه موضوعات تکراری برای جوایز خوبه ولی ...
درود
قصه ای ساده و تکراری که به سادگی و زیبایی روایت شده است . صدالبته ضعف هایی دارد و دوستان در این صفحه نقدهای بسیار خوبی بر آن نوشته اند (از جمله جناب نصیری وجناب ملک و خانم خدایی و ... ) . موسیقی میتوانست بسیار بهتر عمل کند و یک پای دونده ی این داستان باشد ، مریلا زارعی واقعا عالی بود ولی شاید این خودش نبود ، خود ِ خودش ، همان که باید باشد ، همان زنی که فرزندی به جبهه میفرستاد و منتظر می ماند ... نمی دانم شاید اگر چهره ی گمنامی را کارگردان به بازی می گرفت این فیلم بسیاری از شیارهایش پُر میشد ، مثل کاری که مجید مجیدی انجام میدهد و همیشه این شک را به دل ِ باورِ تماشاگر باقی می گذارد که نکند قصه نیست و این آدم عین واقعیت است ! ... من این فیلم و این قصه و این بازی ها را دوست داشتم .

به گمانم سالها می گذرد از دیشب ! از آن شبی که قاصدک ِ آرزوهایم در پی ِ نشانی ِ ... دیدن ادامه » تو با باد رفت . حالا هر شب وعده ی دستانت را به گیسوانم میدهم ...
می دانی ، اینجا دردی ناگفته در بستر زمان ، بی خواب می غلتد ، نه مجال زیستن می دهد و نه رخصت مُردن .. دُور ِ من ، شاید کمی دورتر از من حتی ، هرچه بگردی جز عمرِ طولانی ِ یک مرگ چیزی نمی یابی... خسته ام از انتظار ، خسته ام از بی خوابی ِ مُردگانی که پیش ِ پای گریه رفتند و دیگر باز نیامدند ...
خیلی زیبا بود
۰۱ آذر ۱۳۹۳
ممنونم :)
۰۱ آذر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم بیشتر شبیه تله فیلم بود... دوستش نداشتم و دو یا سه تا صحنه فیلم تاثیرگذار بود. کارگردانی واقعا خوب نبود.. تا تماشاگر همراه میشد با جریان فیلم فیلم میرفت تو قسمت مصاحبه و یهو حالتو میگیره.
در کل دلیل این همه تبلیغات و شلوغ کاری و نمیفهم...
دلیل تبلیغات و شلوغ کاری واضحه که!
۰۱ آذر ۱۳۹۳
این از شیار 143!بعد فیلم پرویز به خاطر در ((راستا)) نبودن،بعد این همه وقت،هنوز تکلیفش معلوم نیست!
۰۱ آذر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیار 143
با تعریف های زیادی که شنیده بودم از ابتدای فیلم منتظر اتفاق بزرگ و صحنه ی تاثیر گذاری بودم. کارگردان در کنار مفهوم انتظار تا حد زیادی زندگی یک زن روستایی رو به تصویر کشیده بود ... به نظرم بازی مریلا زارعی بی نظیر بود هیچ کس مثل ایشون نمیتونست این نقش رو به این زیبایی شکل بده... یک زن روستایی با تمام سختی ها، صبوری ها، سادگی ها و حتی حجب و حیای مادرانه...
چند صحنه خیلی خوب داشت : قصه گفتن الفت، پرس و جوی الفت از آزاده، شادی الفت از برگشتن یونس،
و اما از نظر من تاثیرگذارترین صحنه فیلم صحنه ی در آغوش کشیدن یونس بود... با تداعی در آغوش کشیدن یونس در اولین روزهای زندگیش در ذهن مادر ...این دقیقا صحنه ای بود که منتظر دیدنش بودم... تا مطمئن بشم شیار 143 علاوه بر بازی های خوبش حرف بزرگی برای گفتن داشت...
سلام چطور اسم ما با هم یکی هست :)
ساره خالی
۰۱ دی ۱۳۹۳
سلام راست میگی ...چه جااالب...
۰۹ دی ۱۳۹۳
بازی خانم زارعی که حرف نداشت ایشون همیشه خوب ایفای نقش میکنند
۲۵ دی ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعضی وقتها هم هست که برای تماشای فیلمی 9ماه مقاومت میکنی و نهایتا در شبی که قرار هم نبوده فیلم رو ببینی توو سالن سینما اتفاق خوبی متولد میشه.
شیار143 رو دوست داشتم فیلمی که به خاطر سفارش یکی از دوستان که دیده بودش و همچنین فیلم قبلی کارگردانش توو جشنواره سال قبل دنبال دیدنش بودم اما به یکباره آقای کارگردان این روزها دوست نداشتنی، طرفدار فیلم شد و شانتاژ خبری رو شروع کرد مصاحبه پشت مصاحبه بک دفعه فیلم مستقل سینمای ایران تبدیل شد به یک فیلم حکومتی، مریلا زارعی برای نقشی که چوب خشک هم باهاش سیمرغ میگرفت در انواع مصاحبه ها حضور داشت، بابک حمیدیان با اون کلاه جالبش همه جا بود، آقای سابقا دوست داشتنی اختتامیه جشنواره رو تحریم کرد، چ و شیار تور دانشگاهی سازمانی خودش رو شروع کرد و کل فروردین و اسفندماه تیتر یک اخبار فرهنگی بودن تا اینکه نرگس آبیار رو ... دیدن ادامه » به دلیل نپوشیدن چادر به یک دانشگاه راه ندادند.
و حالا فیلم بعداز اون همه اتفاقهای عجیب اکران عمومی شده و با اصرار یکی از دوستان شیار شروع میشه.
فیلم مشخصا برای تماشاچی عام ساخته شده و داره قصه میگه قصه خوبی هم داره و کم ایراد نوشته شده، ساخت خوبی هم داره و فضای قصه خوب به تصویر اومده به خوبی اشک آدم رو درمیاره به طوری که ناخودآگاه یاد اشکهایی که هرباره سر بوی پیراهن یوسف میریزم اقتادم! و این نشان از هوشیاری کارگردان و مخاطب شناسیش داره که اونجایی که لازمه ابایی نداره فیلم اشک انگیز بشه.
ایراد فیلم نحوه پیدا شدن جنازه است وشعاری شدن آخر فیلمه، نقش جواد عزتی به شدت شعاریه و باورپذیر نیست و حتی از نظر ساخت با بقیه فیلم همخوانی نداره، به نظر میرسه خانم کارگردان باوری به اون قسمت نداره و خیلی سرسری عبور کرده و چون این قسمت دقیقا پایان فیلمه به کار ضربه زده.
شیار143 جز فیلمهای خوب امساله که با دغدغه شخصی ساخته شده چیزی که نیاز این روزهای سینماست، قصه میگه سرگرم میکنه اشک درمیاره و تاریخ مصرف نداره.

هادی این فیلم "خوب" شیار 143 به نظر من برای یک فیلم کوتاه نیم ساعته قصه و کشش داشت. من توی جشنواره این فیلم رو دیدم و 20 دقیقه آخرش رو 50 دفعه ساعت رو نگاه کردم؛ اونم منی که توی هر 100 تا فیلمی که توی سینما می بینم ، شاید برای یکیش یک یا دو بار نگاه به ساعتم ... دیدن ادامه » بندازم!!!
۱۵ آذر ۱۳۹۳
شاهین جان اون صحنه ی کشف شهیدش که واقعا فاجعه باره!!! و دیگر هیچ...
۱۶ آذر ۱۳۹۳
من حوصله وارد شدن به بازیگری رو نداشتم چون حرف زیاده، مریلا زارعی بازیش خوبه ولی نه اونقدری که شلوغش کردن و اتفاقا اون صحنه مدنظر علی جز جاهاییه که فیلم افت میکنه، مهران احمدی هم این سالها همیشه توو اوج بوده بازی خوبش عجیب نیست.
حرف کمی بی ربط: سیمرغ بازیگری ... دیدن ادامه » پارسال حق پانته آ بهرام بود و بس، بعدش باران کوثری یا اون دختره توو چندمتر مکعب عشق
۱۶ آذر ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم شیار 143
این فیلم را تماشا کردم؛ نمیدونم چرا انقدر این فیلم سروصدا به پا کرده!! این فیلم از نظر محتوای اصلی، که همان مفهومِ انتظار و رابطه عاطفی مادر و فرزندی است، ضعیف تصویر شده. از نظر من، فیلمی مثل بوسیدن روی ماه(به صورت خاص با محوریت اتظار مادری داغدار) یا بوی پیراهن یوسف (به صورت عام با مفهوم انتظار) خیلی عمیق تر و حرفه ای تر از شیار 143 این مساله را بررسی می‌کند.
شیار 143به لحاظ تصویر کردن طبیعت زندگی روستایی، واقعیت های اجتناب ناپذیر روزمره، نمایش حرفه ای و زیرکانه چهارچوب فرهنگی در بافتار مختصات جغرافیایی مرتبط به آن و خلق تصاویر هنری عالی است. اما به لحاظ باورپذیر بودن شخصیت ها به نظرم معمولی و حتی ضعیف! بزرگ ترین ضعف‌ فیلم را در این میدانم که قهرمان اصلی فیلم، بر خلاف برچسب‌اش که عنوان "مادر بودن" را به همراه دارد، در قالب زنی ... دیدن ادامه » شیفته یک پسر جوان تصویر میشود، نه یک مادر!
بازی مریلا زارعی هم مثل خود فیلم دو جنبه منتضاد داره! بازی خوب و قوی! اما چه سود که هر بیننده‌ای درمی‌یابد که قهرمان داستان، فقط خوب ایفای نقش می‌کند!! (یعنی می‌فهمی "الفت" یک شخصیت واقعی نیست، بلکه بازیگری است که نقش یک زن روستایی را صرفا خوب ایفا می‌کند.)
علی رغم اینکه فیلم در دو سکانس، اشک من را در آورد اما در کل به جای انتقال طعم تلخ انتظار، حس کسالت را در ذهن من بیدار کرد.
خوش آمد :)
نگاشته خوبی بود.
ممنون استفاده کردم.
۲۴ آبان ۱۳۹۳
چقدر موافقم
۱۱ آذر ۱۳۹۳
سلام
موافق نیستم:)
شاید این به حس متفاوت ما و قسمت شکل گیری فیلم در درون هر شخص ارتباط داشته باشد.
اما با تهی بودن فیلم و این که تنها هدف و خصوصیت گریاندن بوده مخالفم
بالاخره سابقه ی خانم آبیار در ادبیات دفاع مقدس مشخص است
چیزی که در حاشیه برای من بسیار ... دیدن ادامه » جالب بود ظرافت و دقت در نمایش زندگی روستایی بود که کمتر دیدم به آن اشاره شود
۱۹ دی ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمی قابل قبول که البته در لحظاتی در نیمه ی دوم از نفس می افته و کش دار به نظر میرسه حتی با توجه به مضمون انتظار در فیلم. اشاره به بازی بسیار خوب مریلا زارعی هم که تکرار مکررات به نظر میرسه.
در سینمای ایران چندین فیلم بسیار دلنشین مادرانه در حوزه دفاع مقدس از جمله (میم مثل مادر) , (گیلانه), (بوسیدن روی ماه ) و... وجود داره که شیار143 هم به این لیست اضافه میشه.
گیلانه یه سر و گردن از همه ی فیلمایی که نام بردین بالاتره به نظر من و شیار 143 از همشون بدتر.
۲۲ آبان ۱۳۹۳
باهاتون موافقم و اگر فیلمهایی مثل بوی پیراهن یوسف , فرزند خاک و ... در نظر بگیریم شیار 143 حتی اونقدر که گفته میشه سوژه و پرداخت جدیدی هم نداره
۲۲ آبان ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیدمش.خوب بود.جدا از بازی عالی مریلا زارعی (البته به نظر من) میشه به داستان منسجمش (بازم به نظر من) اشاره کرد.
گریه و خنده کنار هم بود.در کل راضی بودک ازش.
جلسه نقد هم جدا از مسائل حاشیه ای (دعوای اون دو تا پسربچه و خرابی میکروفن و ...) راضی کننده بود.
اون دو تا پسر بچه که سوژه ان همیشه. جلسه اکران تنهای تنها نبودین؟
۲۵ فروردین ۱۳۹۳
نبودم.ولی ما که خیلی خندیدیم از دستشون!!!
۲۵ فروردین ۱۳۹۳
پسر لباس آبیه میگفت میخواد بازیگر بشه!!!!خدا به خیر کنه!
۲۵ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم خوب با موضوع خوب البته مستند وار قبلا یه همچین موردهایی دیده بودم اما جاش تو سینما خالی بود... خانم زارعی که ترکوووووند... از دست کارگردان بعضی جاها شاکی بودم مثل توضیحات اقای نصیری صحنه های کوتاه خیلی الکی ازشون میگذشت...30 دیقه اول ریتم کندش حوصله سر بر بود اما کم کم بهتر میشد. ضعیف ترین صحنه که به نظرم اصلا وقت روش نذاشته بودن همون جا بود که سرباز میگه من کلن ادم سر به هوایم یا یه همچین چیزی بعد یه چیزی نشون میده که بگه این اینطوریه... !!! تازه به نظرم سعی میکنه این سربازرو ادم خیلی عادی نشون بدهکه دیگه خیلی گیر داده بود بهش شاید برای اینکه اغلب سعی میکنن این مدل ادم هارو ادمهای با خدا و خیلی روح پاکی دارن نشون بدن که یهو یه روح شهید میره سراغشون تا یه نشونه ای از خودش بده... از صحنه کشف شهید خیلی خوشم نیومد یهو میبینم طرف نشسته بعدم.. !! بیشتر کارگردان ... دیدن ادامه » سعی میکرد اصلا به حواشی اهمیت نده و فقط زجر کشیدن مادر شهید نشون بده کاش یکم بیشتر به این قسمت ها هم توجه میکرد اما در کل قدم درستی برداشته بود من هم یه جاهایی دیگه مثل خیلیا.. البته سعی کردم زیر پوستی باشه تابلو نشیم..:دی صحنه بقل گرفتن جنازه یا همون تیکه استخون های شهید و کنارش لحظه های نوزادی فاجعه بووود ..:(
عجب زاویه ای داشت این صندلی هاا...!!! جون میداد یه فیلم خواب اور ببینی ولو بشی توپ بخوابی..:دی
30 ساعت اول؟؟؟؟
۲۵ فروردین ۱۳۹۳
شاهین دیگه من مثل شما اینقدر دقت نمیکنم رو این موارد اما نکته جالبی بود!!
۲۶ فروردین ۱۳۹۳
شاهین با این جمله آخریت یاد اون انیمیشن‌ حیاط وحش افتادم، قسمت گورخر، از دور یه سری گورخر نشون میده بعد میگه اینا همه شبیه هم هستن، ولی اگه کمی بیشتر دقت کنیم (دوربین در حال زوم کردن رو یکی از گورخرا) مبینیم باهم خیلی تفاوت دارن. بعد یهو راه‌راههای گورخرا ... دیدن ادامه » تبدیل به بارکد میشه همشون باهم فرق دارن!!!
:)))))
گوینده میگه: البته ما نمیخواهیم انقدر دقت کنیم (دوربین برمیگرده عقب)
۲۷ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بیشترین دلیل موفقیت فیلم به نظرم بازی خوب مریلا زارعی بود. البته لهجه اش اوایل فیلم خیلی تصنعی بود ولی به مرور خیلی بهتر شد و دیگه انگار ادا در نمی آورد و باهاش عجین شده بود. فیلم داستان تکراری ای داشت ولی با زاویه دید جدید که به نظرم همه قشر آدمی اون رو می پسنده. تصاویری از مستندهای جنگ که بی کلام بین بعضی سکانس ها گنجونده شده بود خیلی کارکرد نداشت و خود فیلم کاملا گویا بود.
پ.ن: یکی از ایرادات اکران این بود که نمی شد خوب گریه کنی! بابا هرچی با کلاسو آدم سفته اومده بود ما هی اومدیم گریه کنیم دیدیم تابلوئه ریختیم تو خودمون سردرد گرفته بودم آخرش!
منم موافقم اوایل فیلم لهجه تصنعی بود.
15 دقیقه اول اکران همش هیس هیس دوباره سرصدا هیس هیس هیــــــــــس!! تا نیم ساعت اول همین جوری ادم میومد خب سر وقت بیاید! اواخر فیلمم گریه ی اون کودک ! ولی فیلم خوبی بود
۲۵ فروردین ۱۳۹۳
مگه گریه کردن چشه اتفاقا بعد همچین فیلمی اگه گریه نکنی شاید تابلوتر باشه من که اصلا جلو خودمو نگرفتن ........... تازه وقتی رسیدم خونه فاز دومو شروع کردم :)))))))))))

پریساااا جان بعله صدای گریه شما (نمیدونم چطور صدا اهسته بوده) تو گوشم بود گریه منو تشدید می کرد ... دیدن ادامه »
۲۶ فروردین ۱۳۹۳
ای واییییی ...من فکر می کردم صدام آهسته است :)))))
۲۶ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ممکنه بخشی از این متن داستان رو لو بده به این مساله توجه داشته باشید.

شیار 143 داستان بدی نداشت. نرگس آبیار نویسنده ی خوبی به نظر میاد. قصه رو خوب تعریف می کنه. اتفاقات رو خوب به پیش می بره و به داستانی که تعریف می کنه مسلطه. بازی ها هم کاملا باور پذیر بود و فکر می کنم مریلا زارعی اگه بد تر از این هم بازی می کرد این نقشش جایزه بگیر بود ولی به هر حال خوب از پس نقشش بر اومد گرچه در مقایسه با فیلمی مثل گیلانه گریم کار در حد پایین تری بود. اما اشکال کار فیلم در نرگس آبیار کارگردان بود. آبیار ریتم فیلم رو نتونست کنترل کنه. سکانس پیدا کردن شهید کاملا سر هم بندی شده و سرسری بود. روایت های بین فیلم کاملا اضافی بود و بد تر از همه تکنیک دوربین روی دست! شاید خانم آبیار فکر می کردند دوربین روی دست تنها شاخصه ی فیلم های فرهادی محسوب میشه. کلا بزرگ ترین ضعف این فیلم رو ... دیدن ادامه » میشه فیلمبرداری اون دونست. وقتی مریلا زارعی خوشحال به کوچه میره تا شادیش رو با بقیه قسمت کنه تکان های دوربین روی دست قرار بود چه چیزی رو القا کنه؟ تنش؟ هیجان؟ به نظر من فقط یک نمای اعصاب خرد کن بود. همین طور قابی که مریلا زارعی بقایای فرزندش رو در آغوش می گیره و پرچم ایران رو روی صورتش می گیره به شدت کلیشه ای بود در عین حال تدوین نمای بغل کردن بقایای فرزند با در آغوش گرفتن نوزاد خیلی خوب از کار در اومده بود. صحنه ای که همه ی ده جمع شدند تا نام اسرا رو بشنوند واکنش پدر و مادری که فرزندشون شهید شده بود به سرعت کات خورد در صورتی که خیلی بهتر میشد ازش استفاده کرد. در کل دو نکته رو به عنوان خلاصه ی دیدگاهم در مورد این فیلم عرض می کنم:

1. نرگس آبیار نویسنده ی خوبیه اما نمی تونه یا نمیخواد خواننده و شنونده ی داستانش رو غافلگیر کنه. تقریبا از اوایل فیلم پایانش به راحتی قابل حدس بود و مساله ی خواب یکی از بچه های تفحص اصلا نقطه عطف به حساب نمی اومد.
2. نرگس آبیار کارگردان خوبی نیست. ریتم فیلم از دستش در میره و گاهی اونقدر مجذوب ایده ی اصلیش میشه که به خرده داستان هاش بی اهمیت میشه و فیلمش در مقاطعی فاقد جذابیت میشه.

امیدوارم در کارهای بعدیش با کارگردان بهتری مواجه بشیم.

پی نوشت: اتفاق خوب امروز برای من ملاقات با آقای عمروآبادی مدیر تیوال بود. از حسن برخورد و حوصله شون در پاسخ به سوالات مون لذت بردم. امیدوارم این تعامل ادامه داشته باشه.
ممنون از نوشته مفصلت.
ما که ایشون رو ندیدیم! نکنه همون آقایی بود که دستمال لازم شده بود؟ ها سارا؟!
۲۵ فروردین ۱۳۹۳
یه نکته ای که خیلی برام عجیب بود این بود که مادرشونو به اسم صدا می کردن (الفت) شاید اسم با مسمایی بود ولی صدا کردن توسط بچه ها چندان خوشایند نبود اون تو یه محیط روستایی اونم توسط بچه هایی که پدرشونم فوت کرده و به مادرشون وابستگی بیشتری دارن
تو این سالها ... دیدن ادامه » البته زیاد میشنویم که بچه ها مادر و پدرشون رو به اسم صدا می کنن ولی برای اون زمان عجیبه
۲۶ فروردین ۱۳۹۳
بله خانم مودتی.
کاملا با شما موافقم.در روستاهایی که من دیده ام،تا به حال همچین موردی ندیده ام.
۲۶ فروردین ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گزارش گاردین از سی و دومین جشنواره فیلم فجر: «شیار ۱۴۳» بهترین فیلم


گزارشگر گاردین در ادامه به فیلم «شیار 143» ساخته «نرگس آبیار» به عنوان بهترین فیلم جشنواره اشاره می‌کند. یک روایت زنانه بی‌نظیر از جنگ ایران و عراق که موضوع آن در یکی از روستاهای مرکزی ایران به وقوع می‌ پیوندد. این فیلم در عین حالی که اشک مخاطب را در می‌آورد، حسی از راحتی و اطمینان خاطر به او القاء می‌کند.

به عقیده گزارشگر گاردین، سینمای ایران به فیلم‌هایی از جنس «شیار 143»، بیشتر نیاز دارد؛ فیلم‌هایی که بدور از شعارها و تبلیغات، در قالب زندگی افراد معمولی که برای همیشه زندگی‌اشان تحت تاثیر جنگ قرار گرفت، تبعات جنگ ایران و عراق را به تصویر بکشد. «نرگس آبیار» نماینده نسل جدیدی از فیلمسازانی است که باید داستان‌‌های پدرانی را روایت کنند که خود دیگر قادر به این کار نیستند.
فاطیما جان لینک گزارش رو می تونی برامون بذاری؟
۲۶ بهمن ۱۳۹۲
ممنون :) بیشتر منظورم لینک خود گاردین بود. می گردم پیدا می شه احتمالا.
۲۷ بهمن ۱۳۹۲
اون و متاستفانه نمی دونم ولی اگه با اسم خود guardian جستجو کنید حتما پیدا میشه.
۲۷ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جایزه بهترین بازیگر زن واقعا حقِ مریلا زارعی بود!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
"شیار 143" فیلمی خوش ساخت با روند و ریتمی آرام و همراه با حس های خوب
دومین ساخته نرگس آبیار فیلمی به غایت زیبا و شریفی است همراه با یک داستان البته آشنا ولی با پرداختی نو و خلاقانه.
فیلم موسیقی زیادی نداشت ،درواقع انجا که می باید باشد حضور موسیقی به فیلم کمک میکرد و در خدمت فیلم بود.
بستر فیلم در بین سالهای 60تا 75 اتفاق می افتد و هوش کارگردان بابت اینکه الفت(شخصیت اول فیلم) روستایی است و در روستا زندگی میکند باعث شده که مسئله تطابق زمانی به شکل قابل ملاحظه ای حل شود.
فیلم حول سه الی چهار بازیگر اصلی میگذرد و برای اینکه تماشاگر کسل نشود و دچار خلاء، خیلی از لوکیشن های ماجرا در کارخانه مس اتفاق می افتد و برای بیننده دارای جذابیت بصری است.
بازیها روان و دیدنیست ازجمله گلاره عباسی و مهران احمدی که بعد از مدتها با این نقش به دلم نشست.
ستاره بی بدیل فیلم ... دیدن ادامه » هم کسی نیست جز مریلا زارعی که هیچ چیزی در موردش نمیتوان گفت جز فوق ستاره مخصوصا در سکانس پایانی که بدون هیچ دیالوگی بسیار باورپذیر خودش را به بیننده تحمیل میکند.
در مجموع فیلم قابل ملاحظه ای هست.
عالی بود خانوم زارعی عااااااالی...
۲۲ بهمن ۱۳۹۲
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید