تیوال نمایش آوریل ۱۹۱۲
S2 : 03:53:04
امکان خرید پایان یافته
  پنجشنبه ۰۱ تا ۰۴ بهمن ۱۳۹۴
  ۲۰:۰۰
  ۱ ساعت
 بها: ۱۵,۰۰۰ تومان

: فرید قادرپناه، رامین معصومیان
: کاوه مرحمتی (آرتور بیرلینگ)، مریم قربانیان (اوا اسمیت)، رامین جعفری (بازپرس)، مینا زرنانی (ماریا بیرلینگ)، امین جلالی (جرالد کرافت)، امونا پیکریان (شیلا بیرلینگ)، سید جواد حسینی (ادنا)، مریم ایمانی کیا (آماندا)، علی خسروجردی (اریک بیرلینگ)

: علی دولت یاری
: فرانک بیگی ادیب
: بنیامین دهباشی
: فریبا جدیدی
: شهرآشوب مفتاحی
: فرهاد جاوید
: حسام قارونی
: کاوه مرحمتی
: رضا قانعی (ساین استودیو)
(پنج موسیفی از این نمایش ساخته رضا قانعی بوده و مابقی انتخابی است)
: پدرام رضوانی

گزارش تصویری تیوال از نمایش آوریل 1912 / عکاس: گلشن قربانیان

... دیدن همه عکس ها »

آواهای وابسته

مکان

خیابان انقلاب، ضلع شمال غرب چهارراه ولیعصر، جنب داروخانه، پلاک ۱۴۷۸
تلفن:  ۶۶۹۷۹۴۶۸، ۶۶۹۷۹۴۷۵


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
فکر نمی کردم از دیدن این نمایش اینقدر هیجان زده بشم و اینقدر لذت ببرم، حیف که امشب آخرین اجرا بود، امیدوارم باز هم در سالن بهتری اجرا برن؛
حرکات، موسیقی، میزانسن ها همه عااالی بود.
به همه ی گروه خسته ناشید می گم و بی صبرانه منتظر دیدن اجرا از این گروه هستم ^_^
دوست عزیز
خوش‌حال می‌شیم به تماشای نمایش تازه‌ی گروه ریگولیتو بنشینید.
«بوی گند دهن خانم مارکز»
نویسنده و کارگردان : فرید قادر پناه

لینک تیوال: https://www.tiwall.com/p/boyegandedahan
۲۴ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیشب به پیشنهاد یکی از دوستان فرصت این رو پیدا کردم که به تماشای آخرین اجرای این تئاتر برم و حالا احساس می کنم که اگر دیشب آنجا نبودم یک تجربه ناب رو در زندگی از دست می دادم. اجراهای خوب، چیدمان عالی و موسیقی دیوانه واری که در کمتر صحنه ای قطع می شد بسیار چشمگیر بود. این لیست ادامه داره اما نکته مهم همه این اجزا بود که یکدیگر رو کامل می کردند. امروز صبح در حال درست کردن چایی برای شروع یک روزمرگی دیگه بودم که باز داستان تئاتر و صدای "تو دوستم داری؟" توی گوشم و دلم فوران کرد، فهمیدم که حالا حالا ها قراره حسش با من بمونه.
شاید باید حسرت خورد که کاش سالن بزرگتری می داشت، کاش سانس های بیشتر کاش سر و صدای بیشتر... اما می خوام بدونید که در این دنیا آدمی هست که رد پای همه شما روی قلبش موند، تا شجاعتر باشه، و خیلی های دیگه هم مثل من. حسرت برای من، که کاش روزی ... دیدن ادامه » بتونم جای شما باشم و رد پاهام با هنرم اینطور روی قلب کسی بمونه.
مرسی از حضور گرمتون وسپازگزارم از انرژی خوبتون.
۰۲ بهمن ۱۳۹۴
مرسی از حضور گرمتون وسپازگزارم از انرژی خوبتون.

۰۲ بهمن ۱۳۹۴
دوست عزیز
خوش‌حال می‌شیم به تماشای نمایش تازه‌ی گروه ریگولیتو بنشینید.
«بوی گند دهن خانم مارکز»
نویسنده و کارگردان : فرید قادر پناه

لینک تیوال: https://www.tiwall.com/p/boyegandedahan
۲۴ مهر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آوریل ۱۹۱۲، فارغ از محاسن و معایبش ، اثری دیدنی و البته شنیدنی است که آبستن حرف ها و حدیث ها و دغدغه های نسل جوان تئاتر است. وقتی به تماشای این نمایش مینشینی ، با سادگی نسلی رو به رو میشوی که بی ادعا روی صحنه نمایان میشود... بدون حاشیه اجرا میکند و در خیل عظیم اجراهای دوچندان عظیم کارگردانان برجسته، شکوفا میشود.
ما ملتی هستیم که از نقد یکدیگر لذت میبریم اما تمایلی نداریم خودمان مورد نقد قرار بگیریم، از این رو کار ساده ایی است نشستن و گله گذاری از مسائلی که پیش رویمان قرار میگیرد. من و تو به تماشای نمایش بی نظیر علی رفیعی یا افروز فروزند و امثالهم برویم هم، به دنبال بهانه ایی هستیم چه رسد به گروهی تازه کار و جوان که جز پاهایشان تکیه گاه محکمی ندارند. کمی متفاوت نگاه کنیم ... شاید اینگونه تئاترمان جان بگیرد... متولد شود... نفس بکشد... اینکه با کمک هزینه ... دیدن ادامه » های کلان در سالن های اصلی، تئاتری تولید کنیم، مملو از چهره های شاخص، نه هنر است و نه هنر پروری. اگر روزی با گروهی که بارزترین ویژگیش تلاش و علاقه و استعداد بود... در گوشه ایی از هزاران پلاتو و با کمترین امکانات، تمرینات ۹ ماهه را بسان زنی باردار به دوش کشیدی و نمایشی تولید کردی که در مقابل هجوم اجرای گوران ها، ایستادگی کرد... یعنی، تولد هنرمندی نزدیک است که به احترامش باید سکوت کنی. هنرمندی که تماشاخانه ایی فقیر را در طی ۳۰ شب اجرا، ثروتمند میکند.
از شما میپرسم، چرا باید ۹ ماه، زمان و تومان هزینه کرد و در سالن فقیری چون تماشاخانه مان (استاد مشایخی ) نمایش اجرا کرد و جیب پول پرستانی این چنین فرومایه را پربار کرد؟ کمی در این باره فکر کنیم، پیش از پاسخ فکر کنیم، حتی برای یک دقیقه...
تئاتر پیش از اینکه هنر باشد یک ضرورت اجتماعی و فرهنگی است که بر پایه های درام سوار میشود، اسبی است که در قلب جامعه میتازد تا سخن بگوید، حرفی دارد که هر کس را گوش شنوای آن نیست. در هر جایگاه فردی و اجتماعی که هستید،فارغ شوید از ابراز سلیقه ها... از دوست نداشتم ها و دوست داشتم ها.... یقینا شما بهتر از من میدانید که در جامعه ایی اینچنینی، تولید تئاتر مترادف با چه مشقتی است. اجازه ندهید با حاشیه هایی که در قواره ما نیست نطفه تولید تئاتر از بین برود، اجازه دهید این کودک متولد شود، رشد کند.
تئاتر از غرب وارد ایران شده و متاسفانه ایران به دلایل مختلفی که بیانشان در این قلم نمیگنجد ، دارای تئاتر و نمایش به معنای عام نیست. فرهنگ ایرانی مملو از خرده نمایش ها و بازی هاست اما درام و نمایش آن هنوز متولد نشده... هنوز نطفه ایست نیازمند حمایت. به جای خرده گرفتن زیبا نگاه کنیم، خصومت شخصی و عقده های سرکوب شده مان را فراموش کنیم، نقد آثار نمایشی را به عهده اهل فن بگذاریم و به قول افلاطون، مدینه فاضله ایی بسازیم که هر کس در مقامی که شایسته آن است فعالیت کند. شایستگی به بیهوده گویی و گزافه گویی نیست، به عمل ماست، پس شخصیت تماشاچی بودن خودمان را بپذیریم و اگر نظری داریم وارد گود شویم و قضاوت را بر دوش اهل فن نقد گذاریم، تماشاچیان واقعی با پر کردن سالن ها علاقه و حمایتشان را نشان میدهند.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید