تیوال نمایش دگردیسی پروانه شدن
S3 : 21:52:43
  پنجشنبه ۰۱ تا ۰۲ بهمن ۱۳۹۴
  ۱۷:۰۰ و ۱۹:۰۰
  ۱ ساعت
 بها: ۲۰,۰۰۰ تومان

: سوفیا برسزی
: هلنا روتکو، برنادت جوباگی، اگنس ایلدیکوزابو، کاتا تورسوک، نورا سیگوس، گرگوری شوالیه

: سوفیا برسزی
: راجر کستا‌ویندرل
: سوفیا برسزی
: جولیا بارسونی
: سوفیا برسزی
: مارک مولنار، گویدو زارکا، توبیاس تِرِبِسی
: راجر کستا‌ویندرل
: سوفیا برسزی، توبیاس تِرِبِسی
: بارناباس تانکو
: بالاز زابونبخش تیاتر ملل و مسابقه بین الملل (مجارستان)

گروه تیاتر: تصویر زنده

خلاصه: موضوع تنها دگردیسی نیست، نمایش"پروانه شدن" علاوه بر دگردیسی به موضوع تغییر و تکامل از طریق داستان‌های رویا گونه که در کنار هم قرار می‌گیرند، می‌پردازد. این نمایش دگردیسی پروانه را به تصویر می کشد که در حقیقت به نوعی تعبیر خواب یک درخت می باشد.

سوفیا برسزی
متولد ۱۹۷۶-بوداپست، مجارستان، دانشجوی مولتی‌مدیا آرت در دانشگاه طراحی و هنر بوداپست، موسس، طراح و مدیر هنری موسسه تیاتر تصویر زنده.عضو موسسه هنرمندان مجارستان از سال ۲۰۰۳، کارگردان نمایش‌های: «سطح زنده»، «هزار توی اختاپوس»، «مورفولند»، «هزار توی جی‌چینگ»، «کره‌های نور»، «فضای موج»، «فرش» و...

BECOMING BUTTERFLY - CONSPIRACY
LIVING PICTURE COMPANY
Writer, Director and Choreographer: Zsofia Berczi
Cast: Helena Hrotko, Bernadett Jobbagy, Agnes IldikoSzabo, Kata Torzsok, Nora Csikos, Gregory Chevalier
Composer: Roger Costa Vendrell
Stage and Costume Designer: Zsofia Berczi
Puppet Designer: Zsofia Berczi, Tobias Terebessy
Projected Animations: Mark Molnar, Guido SzarkaFedor, Tobias Terebessy
Sound: Roger Costa Vendrell
Light Designer: Zsofia Berczi
Sound Design: Julia Barsony
Electronic Equipments: Barnabas Tanko
Lighting Technician: Balazs Szabon
Duration: 60 Minutes
Country: HUNGARY

Synopsis:
Metamorphosis is not only the main topic of this performance; Becoming Butterfly explores the subjects of metamorphosis, evolution and development through dreamlike tales nested into each other. It also goes dramaturgically through the evolution of becoming a butterfly to fulfil the tree’s dream.

Zsofia Berczi
B. in 1976, Budapest, Hungary. Studying multimedia art at University of Art and Design Budapest. Working at Living Picture Visual Theatre and Association as creator and artistic leader, founding member and chairman (2004). Member of National Association of Hungarian Artists (2003). Director of the plays:»Living Surface«, »Octopus Tarot Labyrinth«, »Living Morphology«, »Morpholand«, »JiChing Labyrinth«, »Light Spheres«, »Wave Space«, »The Carpet«, etc.

ویدیوهای وابسته

آواهای وابسته

مکان

خیابان انقلاب، ابتدای خیابان شانزده آذر، شماره شانزده، جنب کلینیک دانشگاه تهران، مرکز تئاتر مولوی
تلفن:  ۶۶۴۱۹۸۵۰


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
انسان زیباترین موجود زنده ی روی زمین نیست اما زیباترین رویای مخلوقات است و هنوز کامل نشده است.

**

شفیره شدن را باید بپذیریم ،این شرط پرواز است.

ابرشیر جان نمایش چطور بود؟
۰۲ بهمن ۱۳۹۴
اردشیر جان در خصوص زیبایی بصری و کاربرد خلاقانه پارچه و رنگها با شما هم عقیده ام.
پس شما شانس بیشتری در خصوص تصویرسازی ذهنی داشتی و این اتفاق خوبی است :)))
۰۲ بهمن ۱۳۹۴
#####خواهش می کنم اینو بخونید#####
اینی که میبینید داره میخنده و اسم اکانت منه در واقع منم بعد از افتادن یه اتفاق.بله خودمم ، م.م.ر. تیوال البته اگه کسی منو یادش باشه!به هر حال!
الان شاید فکر میکنید جای این نوشته زیر این پست نیست خوب بله معلومه که ربطی به این پست نداره اما جلوتر که بریم میگم چرا اینجا گذاشتمش.
دوست نداشتم کار به اینجا کشیده بشه تا اینکه حرف هایی برای نزدن زیاد شد _ ای کاش اینطور نبود ، و حسرتی! _ وگرنه تو ذهنم بود خیلی بهتر از اینها به این قضیه بپردازم ، در واقع قضیه رو حل کنم نه با این میزان ناراحتی از تیوالی ها خداحافظی کنم.
ول کنید این حرفا رو!اون اتفاق خنده دار بن شدن اکانت م.م.ر. بیچاره بود که همین الان یادش هم میفتم خندم میگیره.من به سر جدم قسم فقط یه کلمه حرف داشتم و اونم این بود همیاری با شخصیت(!) تو حق نداری افسوس بخوری به خاطر نحوه فروش بلیت و فقط باید عذرخواهی بکنی همین!اصل نوشته من هم موجوده.منکر تند و تیز بودنش اصلا نمیشم و دفاع هم میکنم از این موضعش ولی ابدا نمیذارم کسی بگه این نوشته توهین آمیز بوده که اصلا اینطور نیست.تند و تیز مینویسم چون الگوهام برای اعتراض آدمای تند و تیزی اند و م.م.ر. نیستم اگه تا آخر عمرم از این موضع اعتراضیم کوتاه بیام که اصلا تئاتر و هنرمند فقط اعتراضه و تلاش برای بهتر کردن هرچیزی که هست.درباره اون نوشته چیزی بیشتر نمیگم.خودتون میتونید این پایین بخونیدش و قضاوت کنید حقش بن شدن نویسندشه یا نه(دقت کنید ، من بن شدم.یعنی الان با اکانت م.م.ر نه میتونم کامنت زیر پست دیگه ای بذارم نه پست جدیدی ارسال کنم.این با حذف شدن فقط یه نوشته فرق عمده داره.) فقط میخوام این آخر کار یه حرف با همیاری بزنم چون میدونم دیر یا زود این کامنت هم میخونه و پاکش میکنه و این اکانت جدید رو هم بن میکنه:

مدیران تیوال.مدیران زحمتکش سایت فرهنگی.شما رو به هر کسی اعتقاد دارید.شما رو به همه لحظه های خوبی که توی زندگیتون با دوستان و شاید معشوقه هاتون داشتین قسم میدم.شما رو به تئاتری که ادعای حمایت ازش رو دارید قسم میدم.شما رو به هنر قسم میدم.به شرف انسانی قسمتون میدم.به فردیت گمشده ی مردم سرزمینم قسمتون میدم.به رویاهای خواب دیده و ندیده ی انسان ها قسمتون میدم.هیچوقت ، هیچوقت ، هیچوقت مروج فرهنگ انفعال نباشید.همین.

هوای فردا دوده، آبیه، زرده، سارین وُ خردله؛ رنگین‌کمونِ نجاسته.
تا ... دیدن ادامه » میتونی بخند بچه...
دوست دارم!



نوشته ی مذکور:

"
**برای تیوال و تیوالی‌ها**

حجم توهین ها و رفتارهای ناشایست از سوی تیوال کمی دارد از حد خودش تجاوز می کند و تحملش دیگر به این سادگی ها ممکن نیست.سانسور نظرها و برچسب تیوال باشد سر جای خودش _ سر جای خودش یعنی باشد همانجایی که تیوال ابدا برایش پاسخگو نخواهد بود ، این هم روحیه ی مدیریتی است دیگر ، خود مرکز عالم پنداری _ مسئله فروش بلیت جشنواره یک کمدی تمام عیار شد با این کامنت مفصل همیاری:
"امروز برای ما در تیوال هم شوق بود و هم افسوس."
افسوس؟!اصلا شما اینجا نیستید که افسوس بخورید!شما اینجایید که عذرخواهی کنید ، خیلی هم جدی عذرخواهی کنید از زمان هدر رفته و اعصاب لگدمال شده ی کاربران.مگر بنگاه خیره باز کرده اید که اینطور حق به جانب حرف می‌زنید؟!چرا بحث اصلی را در این کامنت گهربارتان کم رنگ می‌کنید؟!کجا مسئله ی اول و دغدغه ی مهم روز فروش بلیت فروش نرفتن صندلی های ردیف های جلو بود _ نه که نبود!نه!ولی اصل کار این نبود! _ ؟!اصل کار ضعف سرور های سایت تیوال بود که پنج ساعت از وقت اینهمه آدم را گرفت!
"مسلما جسارت و دگرگونی عادت‌ها و روش‌های سنتی همیشه با حاشیه‌ها و اتفاقات پیش‌بینی نشده‌ای نیز همراه است. بر پایه این توضیح از آن بخش از کاربرانمان که دچار این دشواری بودند پوزش خواسته و امیدواریم همچون طول سه سال و نیم گذشته و با تکیه بر صبر و درک شما مسیر خلاقیت و نوآوری در خدمات را ادامه دهیم."
فرافکنی ستودنی جهت کاهش عذاب وجدان!آفرین به شما که انقدر خلاقید!روحیه مدیریتی و حق به جانب بودن موج میزند!خلاقیت چیست؟مگر اصلا درباره خلاقیت صحبتی کردیم؟کامنت شما در ستایش خودتان است یا درباره توضیح مشکلات به وجود آمده؟!مثلا این سه خط قرار است ندامت شما را نشان دهد!همه اش که شد تعریف و تمجید از خودتان و امید به خفن تر شدن(!) خودتان!
باز هم می گویم شما فقط باید عذرخواهی کنید!نه باید از خلاقیتتان(!!!) حرف بزنید نه بهانه ی حاشیه ها و اتفاقات پیش بینی نشده(!!!) بیاورید!اصلا حق ندارید اینگونه صحبت کنید!کدام اتفاق پیش بینی نشده؟اگر نمی توانید پیش بینی کنید که برای جشنواره فجر "نوع خاصی از هجوم اینترنتی" ( :)) ) در راه است که کلا تخته کنید در این سایت را برود پی کارش!هرکسی که یک بار ، فقط یک بار بلیت جشنواره را خریده باشد می داند چه شلوغی در خرید بلیت وجود دارد.این بهانه ها چیست؟!این ترس از عذرخواهی آدمیزادی(!) چیست دیگر؟!
قصه نگو تیوال عزیز!فقط بهم بگو آخر قصه ات کلاغه به خونه اش میرسه یا نه!




+ راستی آن دوستی هم که می گوید اینجا سوئیس نیست واقعا برود یک فکری برای این تفکرش بکند!100 هزار نفر دسترسی به یک سرور اصلا رقمی حساب نمی شود.هستند سایت های ایرانی دیگری که رقم بالاتری از این دسترسی را به راحتی فراهم کرده اند که نه گوگل اند و نه فیسبوک!به این راحتی ها پذیرش زور و کوتاه آمدن از حقِ خود نوبر است.
+ + در همان روز اول 4500 بلیت فروش رفته.من می گویم 2000 تایش در پنج ساعت ابتدایی باشد.هر فرد هم 20 بلیت خریده باشد ، لا اقل 100 کاربر در همان ساعات ابتدایی خرید داشته اند.از این 100 تا ، 50 تایشان هم کسانی باشند که در تیوال می‌نویسند.خوب ، کو؟کجاست اعتراض؟فقط یک کامنت اعتراضی و چند جواب زیرش!کو پرچمتون؟کجاست مردم بی لبخندتون که برخیزد؟عصبانیا!چی شدیم ما؟تازه اینجا محل گذر مخاطبان تئاتر است ، هنر معترض!!!وقتی در جامعه 100 هزار نفری به این کوچکی و با کمترین میزان تفاوت نظرات ، اعتراضی علیه اشتباهات وجود ندارد دیگر چطور باید به تغییر جامعه ای که رنگارنگ است امید داشت؟هیچ آینده‌ی روشنی برای این سرزمین رقم نمی‌خورد با این روحیه ی اعتدال(!) و امید(!) که حرکت کردن بین درست و غلط اعتدال نیست و امید داشتن در این شرایط تنها مسکنی برای فراموشی دردها و فرار کردن و پاک کردن صورت مسئله است.به خیالمان روشنفکر هم هستیم.قشر هنردوستِ منفعل ، بود و نبودش هیچ فرقی نمی کند.
"
۱۵ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ظرفیت تازه ایی برای روز پنج شنبه ۱ بهمن ساعت ۱۹ این نمایش در تیوال باز شد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید