تیوال نمایش هملت
S3 : 10:30:28
  پنجشنبه ۰۸ تا ۱۰ بهمن ۱۳۹۴
  ۱۹:۰۰
  ۲ ساعت
 بها: ۲۵,۰۰۰ و ۴۰,۰۰۰ تومان

: ویلیام شکسپیر
: توماس اوسترمایر
: اورس ژاکر، لارس ادینگر، جنی کونیگ، رابرت بِیر، سباستین شوارز، فرانز هارتویگ

: ماریوس وُن‌مایِنبورگ
: رِنه لِی
: نیلز اُستندورف
: جان پاپل‌باوم
: نینا وِتزل
: اریک اشنایدر
: سباستین دوپوی

بخش: تیاتر ملل و مسابقه بین الملل (آلمان)
گروه تیاتر شابنه

*۱۰بهمن ماه ساعت ۱۷*
۸  و ۹ بهمن ماه ساعت ۱۹

خلاصه: هملت دیوانه شده، پدرش براثر یک بیماری ناشناخته از دنیا رفته و مادرش با عموی هملت ازدواج کرده است. هملت شب‌ها تصویری از پدرش می‌بیند که می‌گوید برادرش او را به قتل رسانده است. او هملت را ترغیب می‌کند تا انتقام گرفته و عمویش را به قتل برساند. هملت نقش مردی دیوانه را بازی می‌کند تا نقشه‌هایش را از دیگران پنهان نماید. اما در این میان براستی ادراک خود را از دست می‌دهد و تمام دنیا برای او به باتلاقی راکد تبدیل می‌شود.

توماس اوسترمایر
متولد ۱۹۶۸-سولتاو، آلمان. دانش‌آموخته کارگردانی از آکادمی هنرهای دراماتیک ارنستبوش برلین. کارگردان نمایش‌های: «جستجوی فاوست/ آرتو»، «دیسکو خوک»، «چهره آتش»، «فشار قوی»، «قبل از طلوع»، «ژست زیبا»، «ناشناخته»، «مرد چاق دامن‌پوش»، «چاقویی در جوجه» (دریافت جایزه فردریش لوفت)، «آدم آدم است»، «سوزوکی»، «پرنده آبی»، «عروسی ماریا بران»، «خورشید»، «دختری روی مبل» (جایزه ویژه هرالدانجل)، «استاد معمار»، «نورا»، «روباه‌های کوچک» و «هدا گابلر» (جایزه برتر تماشاچیان جشنواره Theatergemeinde برلین)، «جان‌گابریل بورکمن» (جایزه ویژه منتقدان فرانسه، آوریل ۲۰۰۹ و جایزه بهترین تولید بین‌المللی، ۲۰۰۸/۲۰۰۹)، «هملت» (بهترین تولید بین‌المللی، ۲۰۰۸/۲۰۰۹ آلمان، جایزه برتر منتقدان بارسلونا ۲۰۰۹، جایزه برتر منتقدان و برترین تولید بین‌المللی جشنواره شیلی ۲۰۱۱ و جایزه ویژه هجدهمین دوره جشنواره تیاتر استانبول)، «برش» (جایزه برتر منتقدان جشنواره کانتکت لهستان 2010)، «دشمن مردم»، «مرگ در ونیز»، «ریچارد سوم» و ... .

Hamlet
Schaubühne am Lehniner Platz
Writer: William Shakespeare
Director: Thomas Ostermeier
Dramaturge: Marius von Mayenburg
Choreographer: René Lay
Cast: Urs Jucker, Lars Eidinger, Jenny Konig, Robert Beyer, Sebastian Schwarz, Franz Hartwig
Composer: Nils Ostendorf
Stage Designer: Jan Pappelbaum
Costume Designer: Nina Wetzel
Light Designer: Erich Schneider
Video: Sébastien Dupouey
Duration: 165 Minutes
Country: Germany

Synopsis:
Hamlet is going crazy. His father has died suddenly of a strange disease, and his mother has married her deceased husband’s brother, of all people, after just one month. Hamlet has nighttime visions of his father, who claims his brother poisoned him, and exhorts Hamlet to take revenge and kill his new stepfather. Hamlet acts the part of the crazy man in order to hide his plans, and loses his grip on reality in the process. The whole world becomes a stagnant swamp to him.

Thomas Ostermeier
 B. in 1968, Soltau, Germany. Graduated in directing at Academy of Dramatic Arts “Ernst Busch”, Berlin. Directing the plays: »Recherche Faust/Artaud«, »Disco Pigs«, »Fire Face«, »The Strong Strain«, »Before Sunrise«,»Beautiful Figure«, »The Unknown«, »Fat Men in Skirts«, »Knives in Hens«(awarded with Friedrich-Luft-Prize),» Mann is Mann«, »Suzuki«, »The Blue Bird«, »The Marriage of Maria Braun«, »The Sun«, »The Girl on the Sofa«(awarded with the Herald Angel Award), »The Master Builder«, »Nora«, «Hedda Gabler» and »Little Foxes»(audience award of the Theatergemeinde Berlin), »John Gabriel Borkmann« (Grand Prize of the Critic of France, April 2009) and) international best production in the season2008/2009 ), »Hamlet)«international best production in 2008/2009, Barcelona Critics Prize September 2009, critic’s prize, Best International Production, Chile 2011 and honor award by the 18th Istanbul Theatre Festival 2012), »The Cut«(critic´s prize of international theatre festival KONTAKT in Torun ,Poland 2010), »An Enemy of the People«, »Death in Venice/Kindertotenlieder«, »Richard III«, etc


همکف: ۴۰.۰۰۰ تومان
بالکن ها: ۲۵.۰۰۰ تومان

عکس‌های پایه

نمایش هملت | عکس نمایش هملت | عکس نمایش هملت | عکس

ویدیوهای وابسته

مکان

خیابان حافظ، خیابان استاد شهریار، تالار وحدت
تلفن:  ۶۶۷۳۱۴۱۹، ۶۶۷۰۵۱۰۱


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
بازیگر نقش «هملت» به کارگردانی توماس اوسترمایر که در سی و چهارمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر بازیگر برتر مسابقه بین‌الملل جشنواره شد، یکی از اعضای هیأت داوران جشنواره فیلم برلین است.
به گزارش مهر، این روزها شصت و ششمین جشنواره فیلم برلین کار خود را با ریاست مریل استریپ بر هیأت داوران این رویداد مطرح سینمایی آغاز کرده است.
هیأت داوران این دوره از برلینانه متشکل از کلایو اون بازیگر آمریکایی، آلبا رورواچر بازیگر ایتالیایی، لارس ایدینگر بازیگر آلمانی، نیک جیمز منتقد انگلیسی، بریژیت لاکومب عکاس فرانسوی و مالگورزاتا زوموسکا کارگردان لهستانی است.
در بین نام‌های حاضر در هیأت داوران شصت و ششمین جشنواره فیلم برلین نام لارس ایدینگر بازیگر تئاتر آلمان نیز دیده می‌شود که برای مخاطبان تئاتر در ایران نیز شناخته شده است.
ایدینگر که از اعضای گروه ... دیدن ادامه » تئاتر «شابونه» آلمان است، چندی پیش با نمایش «هملت» به کارگردانی توماس اوسترمایر در سی و چهارمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر به صحنه رفت و جایزه بازیگر برتر مسابقه بین‌الملل این دوره از جشنواره را از آن خود کرد.
لارس ایدینگر که در سال ۱۹۷۶ متولد شده، در بسیاری از آثار مطرح تئاتر آلمان و گروه تئاتر «شابونه» به ایفای نقش پرداخته است.
حسین پوریعقوب و مهدی حسین مردی این را خواندند
Marillion، شاهین نصیری، ابرشیر و ریحانه این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
((اوسترمایر ؛ ستاره راک دنیای تئاتر ))
هملت اوسترمایر،نمونه ی مصداقی از انتقال ایده های یک طراح/کارگردان مولف تئاتر به جهان اجرایی نمایشنامه ای است که در وهله اول متعین می نماید. اما در ادامه به خوبی متوجه نفوذ اندیشه ها و ایده های رادیکال و معاصرش در بافت متن شکسپیر می شویم.
اوسترمایر در کسوت یک کنشگر عمل می کند.چرا که در حین اجرایش مخاطبان اش را منفعل و پسیو رها نمی کند. . روشنفکری و فیلسوف مآبی هملت شکسپیر مضمحل شده و دیوانگی جای آن را می گیرد تا از میانه ی دشت جنون اش حقایقی نادیده برملا شود. او پرسش می کند اما نه فقط درباره ی هستی یا نیستی اش ...هملت اوسترمایر خودافشاگری می کند.آیا واقعا دست هایشان به جنایت های خونین آلوده نیست؟آیا او جزیی از کل چرخه ی خشم و جنون و شهوت و قدرت نمی باشد که عمویش سرسلسله آن بوده و قبل آن لابد پدر مقتولش ؟
هملت اوسترمایر نمونه ی عینی فهم تکنیک فاصله گذاری برشتی با تمام تعاریف و اهداف متصور بر آن بود.. بازیگر هملت گاهی در میانه نمایش می خواهد چراغ های تالار روشن شود و شروع به شوخی و مزه پراکنی و ارتباط گیری با تماشاگران می کند تا در عین حال ذهن مخاطب را درگیر پرسش اساسی اش کند...انتخاب اجرای پارودیک این تراژدی بهترین اثرگذاری را در فهم پیام اوسترمایر در این نمایش گذاشته است.
کاربرد دوربین در نمایش از یک خلاقیت تکنیکی فراروی می کند و به ابزار تمثیلی تشخیصی بدل می شود درست همانند لوله ی دوربین دار دستگاه آندوسکوپی یا کولونوسکوپی ، در لحظاتی به درون شخصیت ها نفوذ می کند و گاه گره های خشم ، شهوت ، دورویی و تظاهر آنها را بر پرده بزرگ پایش و منعکس می کند.
هملت اوسترمایر در تهران بنا به گفته خودش، با تغییرات بسیاری مواجه بوده تغییراتی که حتی در رام الله هم برای اجرا نمایش اتفاق نیفتاده بود! به نظر می رسد نقش گرترود و اوفلیا روی صحنه ی تالار وحدت خدشه دار و بسیار رنگ پریده شده . بازیگر آن فقط به احترام اوسترمایر روی صحنه حاضر شده است ... این تغییرات همه در آهنگ اجرای اوریجینال تاثیرگذار بوده ... ما در ایران محکوم هستیم از اوریجینال ها دور بمانیم! .. راستش علت این مسامحه از سوی این کارگردان رادیکال برایم جای سوال داشت اما با این همه اجرا هملت در تهران یک اتفاق بزرگ و فرخنده در تجربه های تئاتری ام قلمداد می شود.
اوسترمایر به برنامه نقد تئاتر تلوزیون هم آمد و در آنجا گفت هر نسلی هملت خودش را دارد.
اوسترمایر در سال 1968 به دنیا آمده است.سالی که جنبش دانشجویی-کارگری می 68 در فرانسه اتفاق افتاده و جهان فکری اروپا و جهان تحت تاثیرش قرار گرفته است . به نظر می رسد سنت اندیشه ی انتقادی جنبش می 68 و عقاید و افکار آن نسل معترض و ترقی خواه در نحوه فکری اوسترمایر نفوذ کرده است و تا به امروز همراهی اش می کند . ضدیت با دال قدرت، خشونت و سرمایه داری که آنها را ابزار نابودی و اضمحلال ابنابشری و مسبب جاری شدن جوی های خون در جهان انسانی می داند . هملت نسل توماس اوسترمایر هم اینگونه است.
**
(پاشنه کش های تئاتر!!!)
مسایل حاشیه ای دیدن نمایش هاملت اوسترمایر در تهران به شیرینی تجربه ی تماشای خود اجرا نبود ، از مرحله ی خرید بلیط که 5ساعت مفید از زمان کاری ام را تلف کرد اما نهایتا نتوانستم بلیطی بخرم و اگر لطف دوست گرانقدرم در خرید بلیط نبود بی بلیط می ماندم .(از بی عدالتی در نفروخن صندلی ها تا ردیف 12 همکف با دید عالی نمی گویم) ...تا روز اجرا که غوغایی سبوعانه در یکی از فرهنگی ترین اتفاقات سال در حال رخ دادن بود، ما در مترو، آزمایشگاه،خیابان و... در کنار آدم هایی که ممکن بود بی سواد، اوباش،چاقوکش و...باشند،نایستاده بودیم..ما روبروی درب اصلی تالار وحدت در کنار تئاتر دوستان اهل فرهنگ که برای تماشای تئاتر اوسترمایر آمده بودند در تلاش برای ورود به سالن بودیم خیلی ها بلیط نداشتند هول می دادندو مانع ورود دیگران به سالن بودند من بلیط داشتم اگر متمدنانه می ایستادیم از ورود به سالنی که یک ماه برای تماشای نمایش اش برنامه ریزی و مطالعه کرده بودم، محروم می شدم. جای شکرش باقی ماند که به سالن وارد شدم و به مدد دوست خوبم جایم در بالکن محفوظ باقی مانده بود و اشغال نشد ...در این میان کفش های نویی که به افتخار شرکت در جشن اوسترمایر پوشیده بودم، نابود شدند!
اوسترمایر در تلوزیون گفت رویایش در جلب توجه مخاطب به تئاترش محقق شده از او مانند ستاره راک در تهران استقبال شده بود...شخصا امیدوارم دعوت از اوسترمایر و همتایانش تداوم یابد و در چارچوب برنامه های عملکردی کوتاه مدت و مقطعی مسولین، باقی نماند.
اما آیا این استقبال نشان از فرهنگ بالا و احترام ما مخاطبان ایرانی به حقوق مدنی یکدیگر بوده است ؟ من هنوز در این فکرم که تئاتر چه تاثیری می تواند بر هرکدام از ما به عنوان یک شهروند متمدن در رعایت حقوق ساده شهروندی یکدیگر داشته باشد؟آیا اشتیاق ما به تماشای تئاتر (یا حتی تولید تاتر) ما را متمدن تر می کند؟ اشتیاق ما به تماشای تئاتر به راستی برای فهم و جذب اندیشه های تئاتر است یا ارضای حس تفرج خواهی و سرگرمی و تفنن و حتی خودخواهی خود! .... آیا بروز چنین رفتارهایی و ضایع کردن حقوق یکدیگر صرفا ناشی از عدم برنامه ریزی و مدیریت نامطلوب گرو ه های نمایشی و مسولین تالار در کنترل و هدایت تماشاگران در هنگام ورود به سالن در چنین برنامه های پر مخاطبی بوده و در آلمان و سویس هم با وجود چنین سوء مدیریتی این اتفاقات خواهد افتاد؟ یا مشکل را باید در جاهای دیگر هم جستجو کرد؟

امیدوارم که همه ی اهالی تئاتر و تئاتردوستان رستگار شوند.


And , ... The Rest is Silence
۱۱ بهمن ۱۳۹۴
مریم بانو دورادور ارادتمند و ثناگویم.
۱۲ بهمن ۱۳۹۴
#####خواهش می کنم اینو بخونید#####
اینی که میبینید داره میخنده و اسم اکانت منه در واقع منم بعد از افتادن یه اتفاق.بله خودمم ، م.م.ر. تیوال البته اگه کسی منو یادش باشه!به هر حال!
الان شاید فکر میکنید جای این نوشته زیر این پست نیست خوب بله معلومه که ربطی به این پست نداره اما جلوتر که بریم میگم چرا اینجا گذاشتمش.
دوست نداشتم کار به اینجا کشیده بشه تا اینکه حرف هایی برای نزدن زیاد شد _ ای کاش اینطور نبود ، و حسرتی! _ وگرنه تو ذهنم بود خیلی بهتر از اینها به این قضیه بپردازم ، در واقع قضیه رو حل کنم نه با این میزان ناراحتی از تیوالی ها خداحافظی کنم.
ول کنید این حرفا رو!اون اتفاق خنده دار بن شدن اکانت م.م.ر. بیچاره بود که همین الان یادش هم میفتم خندم میگیره.من به سر جدم قسم فقط یه کلمه حرف داشتم و اونم این بود همیاری با شخصیت(!) تو حق نداری افسوس بخوری به خاطر نحوه فروش بلیت و فقط باید عذرخواهی بکنی همین!اصل نوشته من هم موجوده.منکر تند و تیز بودنش اصلا نمیشم و دفاع هم میکنم از این موضعش ولی ابدا نمیذارم کسی بگه این نوشته توهین آمیز بوده که اصلا اینطور نیست.تند و تیز مینویسم چون الگوهام برای اعتراض آدمای تند و تیزی اند و م.م.ر. نیستم اگه تا آخر عمرم از این موضع اعتراضیم کوتاه بیام که اصلا تئاتر و هنرمند فقط اعتراضه و تلاش برای بهتر کردن هرچیزی که هست.درباره اون نوشته چیزی بیشتر نمیگم.خودتون میتونید این پایین بخونیدش و قضاوت کنید حقش بن شدن نویسندشه یا نه(دقت کنید ، من بن شدم.یعنی الان با اکانت م.م.ر نه میتونم کامنت زیر پست دیگه ای بذارم نه پست جدیدی ارسال کنم.این با حذف شدن فقط یه نوشته فرق عمده داره.) فقط میخوام این آخر کار یه حرف با همیاری بزنم چون میدونم دیر یا زود این کامنت هم میخونه و پاکش میکنه و این اکانت جدید رو هم بن میکنه:

مدیران تیوال.مدیران زحمتکش سایت فرهنگی.شما رو به هر کسی اعتقاد دارید.شما رو به همه لحظه های خوبی که توی زندگیتون با دوستان و شاید معشوقه هاتون داشتین قسم میدم.شما رو به تئاتری که ادعای حمایت ازش رو دارید قسم میدم.شما رو به هنر قسم میدم.به شرف انسانی قسمتون میدم.به فردیت گمشده ی مردم سرزمینم قسمتون میدم.به رویاهای خواب دیده و ندیده ی انسان ها قسمتون میدم.هیچوقت ، هیچوقت ، هیچوقت مروج فرهنگ انفعال نباشید.همین.

هوای فردا دوده، آبیه، زرده، سارین وُ خردله؛ رنگین‌کمونِ نجاسته.
تا ... دیدن ادامه » میتونی بخند بچه...
دوست دارم!



نوشته ی مذکور:

"
**برای تیوال و تیوالی‌ها**

حجم توهین ها و رفتارهای ناشایست از سوی تیوال کمی دارد از حد خودش تجاوز می کند و تحملش دیگر به این سادگی ها ممکن نیست.سانسور نظرها و برچسب تیوال باشد سر جای خودش _ سر جای خودش یعنی باشد همانجایی که تیوال ابدا برایش پاسخگو نخواهد بود ، این هم روحیه ی مدیریتی است دیگر ، خود مرکز عالم پنداری _ مسئله فروش بلیت جشنواره یک کمدی تمام عیار شد با این کامنت مفصل همیاری:
"امروز برای ما در تیوال هم شوق بود و هم افسوس."
افسوس؟!اصلا شما اینجا نیستید که افسوس بخورید!شما اینجایید که عذرخواهی کنید ، خیلی هم جدی عذرخواهی کنید از زمان هدر رفته و اعصاب لگدمال شده ی کاربران.مگر بنگاه خیره باز کرده اید که اینطور حق به جانب حرف می‌زنید؟!چرا بحث اصلی را در این کامنت گهربارتان کم رنگ می‌کنید؟!کجا مسئله ی اول و دغدغه ی مهم روز فروش بلیت فروش نرفتن صندلی های ردیف های جلو بود _ نه که نبود!نه!ولی اصل کار این نبود! _ ؟!اصل کار ضعف سرور های سایت تیوال بود که پنج ساعت از وقت اینهمه آدم را گرفت!
"مسلما جسارت و دگرگونی عادت‌ها و روش‌های سنتی همیشه با حاشیه‌ها و اتفاقات پیش‌بینی نشده‌ای نیز همراه است. بر پایه این توضیح از آن بخش از کاربرانمان که دچار این دشواری بودند پوزش خواسته و امیدواریم همچون طول سه سال و نیم گذشته و با تکیه بر صبر و درک شما مسیر خلاقیت و نوآوری در خدمات را ادامه دهیم."
فرافکنی ستودنی جهت کاهش عذاب وجدان!آفرین به شما که انقدر خلاقید!روحیه مدیریتی و حق به جانب بودن موج میزند!خلاقیت چیست؟مگر اصلا درباره خلاقیت صحبتی کردیم؟کامنت شما در ستایش خودتان است یا درباره توضیح مشکلات به وجود آمده؟!مثلا این سه خط قرار است ندامت شما را نشان دهد!همه اش که شد تعریف و تمجید از خودتان و امید به خفن تر شدن(!) خودتان!
باز هم می گویم شما فقط باید عذرخواهی کنید!نه باید از خلاقیتتان(!!!) حرف بزنید نه بهانه ی حاشیه ها و اتفاقات پیش بینی نشده(!!!) بیاورید!اصلا حق ندارید اینگونه صحبت کنید!کدام اتفاق پیش بینی نشده؟اگر نمی توانید پیش بینی کنید که برای جشنواره فجر "نوع خاصی از هجوم اینترنتی" ( :)) ) در راه است که کلا تخته کنید در این سایت را برود پی کارش!هرکسی که یک بار ، فقط یک بار بلیت جشنواره را خریده باشد می داند چه شلوغی در خرید بلیت وجود دارد.این بهانه ها چیست؟!این ترس از عذرخواهی آدمیزادی(!) چیست دیگر؟!
قصه نگو تیوال عزیز!فقط بهم بگو آخر قصه ات کلاغه به خونه اش میرسه یا نه!




+ راستی آن دوستی هم که می گوید اینجا سوئیس نیست واقعا برود یک فکری برای این تفکرش بکند!100 هزار نفر دسترسی به یک سرور اصلا رقمی حساب نمی شود.هستند سایت های ایرانی دیگری که رقم بالاتری از این دسترسی را به راحتی فراهم کرده اند که نه گوگل اند و نه فیسبوک!به این راحتی ها پذیرش زور و کوتاه آمدن از حقِ خود نوبر است.
+ + در همان روز اول 4500 بلیت فروش رفته.من می گویم 2000 تایش در پنج ساعت ابتدایی باشد.هر فرد هم 20 بلیت خریده باشد ، لا اقل 100 کاربر در همان ساعات ابتدایی خرید داشته اند.از این 100 تا ، 50 تایشان هم کسانی باشند که در تیوال می‌نویسند.خوب ، کو؟کجاست اعتراض؟فقط یک کامنت اعتراضی و چند جواب زیرش!کو پرچمتون؟کجاست مردم بی لبخندتون که برخیزد؟عصبانیا!چی شدیم ما؟تازه اینجا محل گذر مخاطبان تئاتر است ، هنر معترض!!!وقتی در جامعه 100 هزار نفری به این کوچکی و با کمترین میزان تفاوت نظرات ، اعتراضی علیه اشتباهات وجود ندارد دیگر چطور باید به تغییر جامعه ای که رنگارنگ است امید داشت؟هیچ آینده‌ی روشنی برای این سرزمین رقم نمی‌خورد با این روحیه ی اعتدال(!) و امید(!) که حرکت کردن بین درست و غلط اعتدال نیست و امید داشتن در این شرایط تنها مسکنی برای فراموشی دردها و فرار کردن و پاک کردن صورت مسئله است.به خیالمان روشنفکر هم هستیم.قشر هنردوستِ منفعل ، بود و نبودش هیچ فرقی نمی کند.
"
۱۵ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک شروع خیره کننده و طوفانی با یک موسیقی بی نظیر و یک میزانسن تاثیرگذار سطحِ توقعِ هر بیینده ای رو بالا میبره. در ادامه اما، در هم آمیختن درام و طنز به شیوه ای تقریبا ناهمگون (درامی تراژیک با زبانِ مستحکم آلمانی در مقابلِ طنزی گاه و بیگاه که درجاهایی با تناسب و در مواردی بی تناسب، بر تراژدی سوار میشه و تاثیرگذاری تراژدی رو کاهش میده) بخشی از امیدهای بیننده رو به تیرگی تبدیل میکنه. البته نباید از صدای زیبای عموی هملت و بازیِ با تسلطِ هملت گذشت و باید افسوس خورد که کاش زبان آلمانی میدانستیم.
بیانی نو و دیدگاهی نو (چه در ساختار و چه محتوا) نسبت به آثار کلاسیک مساله تازه ای در هنر نیست. این مساله در نقاشی دهها بلکه صدها سال هست که رواج داره و در سینما از نیمه دوم قرن بیستم و در موسیقی هم در قرن بیستم توسعه پیدا کرده. این مساله میتونه امری پسندیده باشه به شرطی که بتونه بیننده و هنردوست رو گامی به جلو هدایت کنه. حتی اگر اون گام یک لذتِ صرف باشه. تولستوی در کتاب هنر چیست شرایطی رو ذکر میکنه که لازمه یک اثر هنری هست (نقل به مضمون): اول هنرمند حرف مهمی برای گفتن داشته باشه. مثلا حرفی که به ذهن شکسپیر نرسیده یا اینکه رسیده و توانایی بیانش رو نداشته یا ابزار و شرایطش نبوده. دوم هنرمند صادق، نیکخواه و اصیل باشه. یعنی هنرمند هدفش بیانِ خودش نباشه بلکه بیانِ یک زیبایی و لذت (یا در بیانِ کلیشه ای یک حقیقت) برای بیینده باشه. سوم تکنیک و قواعد هنری. تکنیک هم به معنایِ ابزار سخت افزاری هست که قطعا نسبت به گذشتگان بیشتر در اختیار امروزی ها هست و هم به معنای رعایتِ قواعد تکنیکی یک اثر هنری که قاعدتا میتونه در تاثیرگذاری بر مخاطب نقش داشته باشه. مثلا طراحی صحنه یا کارگردانی. از نظرِ نگارنده، به نظر میرسه نوآوری که در نگاه اوسترمایر وجود داشته نتونسته به اندازه کافی برای بیننده توجیه پذیر باشه طوریکه بتونه از منظری بهتر به این تراژدی نگاه کنه. با اینحال این نگرش هم بیانی هست که در جای خودش میتونه جای تامل داشته باشه.
یکی از نکاتِ کلیدی این نمایش یافتنِ پاسخِ این پرسش هست که آیا در قتلِ پدرِ اوفیلیا هملت مقصر هست؟ اگر این قتل را به گردنِ جنونِ هملت بیندازیم آنگاه جنونِ هملت خود معلولِ چیست؟ جنونی تقریبا ناخواسته که چند عامل در اون نقش داشته اند: اول شانس، تصادف، تقدیر یا سرنوشت، که مرگِ پدر، وجودِ یک عموی بدجنس و مادری بی وفا و معشوقی بدونِ عزتِ نفس رو به سرنوشتِ هملت تحمیل کردند. خودِ این تقدیر میتونه یک بخشی از پازلی باشه که خدا یا جهان هستی یا طبیعت برای هملت تدارک دیده. در واقع شمشیربازیِ انتهایِ نمایش یک مصافِ بیرحمانه بینِ هملت و سرنوشت هست که یک طرفِ اون هملت با یک چنگالِ پلاستیکی و در طرف دیگر تقدیرِ بی رحم با یک شمشیرِ برّنده دولبه قرار داره. این همون مصافیه که در اون، نوعِ بشر باید در یک تلاشِ نابرابر در مقابلِ سرنوشتش قرار بگیره و همون بینُ الرّخانی هست که نظامی بهش اشاره میکنه:
بر این رُقعه که شطرنجِ زیانست
کمینه بازیش بین‌الرخانست
دریغ آن شد که در نقشِ خطرناک
مقابل می‌شود رخ با رخِ خاک
دوم، انسانهای شرور، ناآگاه، ضعیف یا منفعت طلب که تقریبا همه ی اطرافیان هملت در این دسته جا می گیرند از عموی بی رحم و منفعت طلب تا معشوقی گریزان یا مادری بی وفا. سوم، خود هملت که نتونست در مقابل این ناملایمات و بی رحمی ها مقاومت کنه و تسلیم شد. این خود ناشی از ضعفِ ساختمانِ روانی آدمیه که شاید اغلبِ انسان ها در این شرایط نتونن به چنین مبارزه نابرابری ادامه بدن. چهارم: یک ساختارِ اجتماعی-سیاسی فاسد که در بسیاری از مشکلات بشری همچون خرچنگی گردنِ فرد رو مجروح میکنه. در اینجاست که هملت از دانمارک به زشتی و نفرت یاد میکنه.
در چنین شرایطِ تراژیک و بارِ اینچنین جنونی که بر هملت تحمیل شده، چه پناهگاهی برای انسانِ تنها افتاده در پهنه ی هستی وجود داره جز گشودنِ آغوش بر معشوقِ همیشه حاضر؛ مرگ. اما چرا هملت در این زمینه تردید داره؟ شکسپیر به خوبی پاسخ میده (از ترجمه آهنگین و فوق العاده استاد مینوی):
بِبودن یا نبودن، بحث از این است
آیا عقل را شایسته تر آنکه :
مدام از منجنیق و تیر دورانِ جفاپیشه ستم بردن؟
و یا بر رویِ یک دریا مصائب، تیغ آهیختن
و از راه خلاف ایام آنها را سرآوردن؟
بِمردن، خواب رفتن، بس
و ... دیدن ادامه » بتوانیم اگر گفتن
که با یک خفتنِ تنها
همه آلامِ قلبی و هزاران لطمه و زجرِ طبیعی را که جسم ما دچارش هست
پایان می‌توان دادن
چنین انجام را باید به اخلاص آرزوکردن
بِمردن، خواب رفتن
خواب‌رفتن، یَحتَمِل هم خواب‌دیدن
ها، همین اشکالِ کار ماست
زیرا اینکه در آن خوابِ مرگ و
بعد از آن کز چَنبرِ این گیر و دارِ بی‌بقا فارغ شویم
آنگَه چه رؤیاها پدید آید؟
همین باید تأمّل را برانگیزد
همین پروا، بلایا را طویل العمر می‌سازد
و گرنه کیست کو تن در دهد
در طَعن و طنزِ دهر و آزارِ ستمگر
وَهنِ اهلِ کِبر و رنجِ خِفّت از معشوق و
سرگرداندنِ قانون
تَجَرّیهای دیوانی و
خواریها که دائم مستعدّانِ صبور از هر فرو مایه همی‌ بینند
اینها جمله در حالی که هر آنی
به نوکِ دشنه‌ای عریان، حسابِ خویش را صافی توان کردن
کدامین کس بخواهد اینهمه بارِ گران بردن؟
عرق‌ریزان و نالان، زیرِ ثقلِ عمر سرکردن
جز آنکه خوف از چیزی پس از مرگ
آن زمینِ کشف‌ناکرده که هرگز هیچ سالک از کرانش برنمی‌گردد
همانا عزم را حیران و خاطر را مردّد کرده
ما را برمی انگیزد که در هر آفت و شرّی که می‌بینیم تاب آورده
بیهوده به دامان بَلیّاتی، جز از اینها، که واقف نیستیم از حال آنها
خویشتن را در نیندازیم
...
از نظر من هم صحنه ی آغازین فوق العاده و بسیار امیدوار کننده بود اما در ادامه هیچ وقت نمایش نتونست به این اوج ابتدایی برگرده.
۱۰ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
توهین آمیز بود، واقعاً توهین آمیز بود! نه بازی بازیگر خارجی که بر اساس متن و ساختار نمایشی (و صرفاً نمایش) سعی در نوعی رفتار آزاد بر صحنه داشت، بلکه فرآیند برگزاری جشنواره! و رفتار ما مردم. واقعاً برگزاری جشنواره انقدر سخته؟ از بلیط فروشی و نقدهای محتوایی و فنی وارد بر اون که بگذریم این فشار جمعیت برای ورود به سالن (این نمایش و نمایش آقای رحمانیان که تجربه شد) یک فاجعه تمام عیاره؛ نه فقط برای مسولین بلکه برای قشر فرهیخته..
تقریباً درگیری های لفظی و بعضاً فیزیکی ای رو شاهد بودیم که شاید جاش ورودی و خروجی استادیوم آزادی هم نباشه.
+ با احترام به نظر شاید منفی برخی دوستان، به نظر بنده نمایش و برخی ساختار شکنی هاش که ممکنه شبه برانگیز هم باشه بسیار زیبا بود.
در مورد هل دادن ها و تنه زدن های بسیاری از آقایان با شما موافقم و متاسفم عده ای بهر قیمتی می خواهند به چنین مکانی ورود کنند. کاش این عطش واقعا برای دیدن شنیدن و درک نمایش بود لااقل کمتر دلمان می سوخت.
۱۰ بهمن ۱۳۹۴
:|
:|
۱۰ بهمن ۱۳۹۴
+ با احترام به نظر شاید منفی برخی دوستان، به نظر بنده نمایش و برخی ساختار شکنی هاش که ممکنه شبه برانگیز هم باشه بسیار زیبا بود.
۱۱ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این که از تکنیک های خلاقانه ایی مثل دوربین فیلم برداری و دکور خاص استفاده شده بود جای خود خیلی هم جالب بود! اما... من متوجه این قضیه نیستم که چرا این همه بی احترامی شد دیشب به تماشاچی ها مثل لباس پادشاه بود که همه الان هم دارن این همه تعریف می کنن از یک تئاتری که بازیگرش اصلا" احترامی برای بیننده قایل که نیس هیچ بلکه دیشب آقای میانسالی هم از سر جاش بلند کرد وسط نمایش و به همه به عنوان "جنایتکار" معرفی اش کرد!!! چرا هیچ کس به این مسئله اشاره نمی کنه؟ ملت سر کار بودن و همه هم خوشحال!!! حالا بماند که یه سری دوستان فرهیخته که ادعای تئاتر دیدن شون می شه ولی هنوز متوجه نیستن اون موبایل رو باید حداقل به احترام خودشون و دیگران بیصدا کنن! و بی اجازه فیلم نگیرن از کار!
به هر حال این اجرای تئاتر نبود! یک جور Stand up comedy بود بیشتر و من هیچ اکت قابل تحسینی توش ندیدم!!! ... دیدن ادامه » متاسفم برای خودمون که فقط مسخ بیگانه پرستی مون هستیم و هر نمایش بیخودی رو مورد ستایش محض قرار می دیم چون صرفا" اروپاییه! پارسال از آلمان "کمپلکس ادیسه" واقعا" حرفی برای گفتن داشت، توهین به بیننده نمی کرد! اما این!! متاسفم فقط! من که وسط نمایش سالن رو ترک کردم.






البته اون مواردی که میگید، قصدش شوخی بود و فکر نمیکنم قصد توهین داشته. ولی از یک طرف عده معدودی بودن که مثلا موبایلشون روشن بود یا وسط اجرا صدای باز و بسته شدن در رو هممون میشنیدیم خوب اینا که تو لندن و پاریس اجرا رفتن همچین چیزایی احتمالا ندیدن تا حالا ... دیدن ادامه » و طبیعیه که تعجب کنن. واقعا هم باید قبول کرد که ما مشکلات فرهنگی داریم. ولی اینکه شوخی هاش کم و بیش بی مزه بود و معلوم نیست چرا هی اصرار داشت وسط اجرا با تماشاگر گپ های بی ربط بزنه جای خود داره. گرچه که قاعدتا نظر کارگردان این بوده و این کارها بخشی از ابزار کارگردان برای بیان حرفش بوده ولی من هم از اینکه تئاتر به یک دور همی تبدیل بشه خوشم نمیاد. این رو هم در نظر بگیرید که بعضی تماشاگرها چقد از این شوخی ها خوششون می اومد و احتمالا اگر به جای اجرای تئاتر یک شو اجرا میشد بعضیا راضی تر بودن
۰۹ بهمن ۱۳۹۴
تشبیه دقیقا درست بود: لباس پادشاه. شک ندارم که اجرای اصلی این نمایش این همه شوخی نداره اما متاسفانه به قدری ملت مشعوفی هستیم که لودگی های آقای بازیگر را به انواع و اقسام نظریه های تئاتر وصل می کنیم.
۱۱ بهمن ۱۳۹۴
من هنوز باورم نمی شه یه ملت چقدر قشنگ دارن توصیفش می کنن! البته نظرات دیگران قابل احترامه اما این تفاوت غیر قابل درکِ! من هنوز نمی فهمم چرا هیچ کس از توهینی که به مخاطب شد حرفی نزد!! یه عده از دوستان هم که برای من توضیح دادن که اون رفتارها نشان دهنده دیوانگی ... دیدن ادامه » هملت بود!!!! واقعاً دوستان فکر کردند من نمایش نامه هملت رو تا به حال نخوندم؟! عجیبه! توهین کردن به مخاطب و جنایتکار نامیدن اش اصلاً شوخی نیست! اون هم در حالی که حساسیت های فرهنگی هم وجود داشته باشه! بعد چه اصراریه که من متقاعد بشم این کار خوب بوده؟! من حسم و نظرم رو نوشتم، همین!
۱۱ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ساخت جهان نمایش ,دراماتورژی استادانه ی مایر بود.هملت دیوانه وار میتازد.دیوانه وار دنیای خود را به تمسخر میگیرد.در قبرستان میماند و مرگ را انتخاب میکند اینگونه است که به بازشناسی اطراف خود می پردازد.حال او نه ظاهر پوچ بورژوازی اطرافیان خود را به تمسخر میگیرد که به دنیای تئاتر حمله ور میشود.او دیگر واقعن دیوانه است اشوب میکند و ویران میسازد تمام قواعد را.او شما را نه دیگر تماشاگر منفعل بلکه مقصر ماجرا میداند.
در پایان مراقب خود باشید هملت دیوانه است.
جشنواره ی امسال درخشان ترین لحظات زندگی من رو ساخت.ادیسه و حالا هملت.
ممنون علی گرانقدر که تجربه ات را از دنیای اوسترمایر نوشتی...
عجیب است هیچ وقت قبل از تماشای اجرایی ، چنین مضطرب نبودم ...پس بی دلیل نبوده ... باید حسابی مراقب خودمان باشیم...هملت دیوانه شده...
۰۹ بهمن ۱۳۹۴
خواهش میکنم دوست عزیز
امیدوارم مورد پسندت باشه ابرشیر گرانقدر و فرصتی پیش بیاد تا بتونیم در موردش بحث کنیم.ساعت ها جای تفکر و بحث داره.تبدیل شدن دنیای هملت به زندان و رهایی او از زندانی که رویایش به او نشان داده و .... همگی نشان از هنرمند خلاقی میدهد .
۰۹ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مدت نمایش را نوشته بود 2 ساعت، اما 3 ساعت آن هم با جای بدی که نشسته بودم، از نمایش لذت بردم؛
صحنه و دکور همان اول متعجبت می کند، موسیقی ها عالی اند، بازی ها، خصوصا هملت عالی است.
اما شاید به نظر بی ربط بیاید، اجرا مرا یاد کارهای رضا حداد می انداخت، استفاده از دوربین سر صحنه، ریخت و پاش ها ، صحبت با تماشاچیان و ... که احتمالا کسانی که از این کار لذت برده اند آنقدر از کار رضا حداد لذت نبرده اند(با توجه به نقدهای تندی که دیده ام)، که برمی گردد به برخی پیش داوری ها...

در آخر برای من که بالکن 2 در گوشه بودم، اگر بالانویس(ترجمه) جز در روربرو، در دوسوی دیگر صحنه هم بود، اینقدر برای دیدن ترجمه عذاب نمیکشیدم، و به گمانم کسانِ دیگری هم مشکل مرا داشته اند.
شیوه ارایه این نمایش برشتی بود. پس ممکن است هر کس دیگری - از جمله آقای حداد - از این روش برای نمایش خود بهره بگیرد
ضمن اینکه دوستان هملتی آلمانی بودند و نسبت به برشت حق آب و گل دارند.
۱۴ بهمن ۱۳۹۴
بله می دونم که شیوه برشتی بود، اما از این شیوه در این اجرا استقبال میشه ولی وقتی آقای حداد این شیوه رو به کار می برن، اکثرا نظرات منفی دارن، که به همون پیش داوری بر میگرده.
۱۵ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شنیدم کار بسیار ضعیفیه.
حاضرم بلیت شما را خریداری کنم تا از هدر رفت پول و عمر شما عزیز گرامی جلوگیری شود.
تو رو خدا
:))
۰۲ بهمن ۱۳۹۴
چه خلاقیتی (:
۰۲ بهمن ۱۳۹۴
چه سود که هنوز دستم خالیست
۰۲ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به آگاهی می رساند ردیف ۱۶ این نمایش همینک برای خرید در دسترس قرار گرفت
اوتانا فردکهن این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Thomas Ostermeier ................. طاغی یا انقلابی در تئاتر آلمان؟
اوسترمایر یکی از پیشگامان تئاتر معاصر آلمان است .نمایش هملت ، به شیوه ی "رئالیسم روانشناسانه خشن " مختص به وی در جاهای مختلف جهان اجرا شده و جوایز ارزنده ای را دریافت کرده است.
*
هاملت اوسترمایر چگونه اجرایی است؟
شاید نگاهی گذرا به مقاله ی، اندرو دیکسون، روزنامه نگار گاردین که هاملت را درتئاتر Schaubuhne شهر برلین در سال 2011 میلادی(البته بدون زیرنویس انگلیسی) تماشا کرده به دریافت فضای این نمایش کمک کند البته به شرطی که در اجرای تالار وحدت تهران 2016 تغییرات نجومی رخ نداده باشد!!
اجرا ظاهرا بسیار شلوغ و همراه کثیف کاری بوده حتی لکه هایی از صحنه بر لباس تماشاگران نیز اصابت کرده!کارگردان گفته این نمایش به لحاظ دراماتورژی یک درهم برهمی کامل است! ...به محض کم شدن نور سالن غذا و شراب در فضای صحنه به ... دیدن ادامه » پرواز در می آید(پرتاب می شود) ، سر کلادیوس مست بر سفره ی صبحانه ی عروسی کج افتاده ..هملت بر روی خاکی که تمام صحنه را پوشانده می لولد و دقیقه ای بعد شروع می کند به خوردن گل و خاک زمین و بعد،قوطی آبجو در دست تلوتلو خوران به سوی تماشاگران می آید.. هملت اوسترمایر کاملا گیج کننده است.تنها یک بازیگر نقش های اوفلیا و گرترود را بازی می کند.(کل بازیگران روی صحنه 6نفر ند).. صحنه گورکنی در سکوت و کندی با شروع نمایش آغاز می شود و بعد غرش های امپراتور سیاه پوش به گوش می رسد..بازیگر دیگری میکروفونی می قاپد و شروع به رپ خوانی می کند و اصرار دارد تماشاگران همراهی اش کنند! ،هملت، تئاتر آوانگارد اروپایی است .. به شدت طراحی پرآرایه و مدگرایی دارد ..بامزگی خل مشنگی(!) داردو به طور ملایمی خویش آگاه است...دیوانگی هملت بچه گانه و خشن است؛کثافت و گل و شل روی صحنه انعکاس دهنده ی عقده هایش از مرگ و تباهی است. دلایلی بیشماری برای وجود خاک و خاشاک روی صحنه وجود دارد.این یک زمین بازی است، یک قبرستان است،قبر کهنه ی هملت..
**
((هرچه بیشتر درباره ی توماس اوسترمایر بخوانید، هیجان زده تر خواهید شد !!))
ژانری که اوسترمایر با آن معروف شده، رئالیسم سرمایه دارانه Capitalist realism است. این نوعی زیبایی شناسی است که مخاطبان را مجبور می کند ، خشونت تیره و خام واقعیتی را ببینند که سیستم سرمایه داری ظالم مسبب آن است. بدین ترتیب این شیوه از واقع گرایی به دنبال انتقام از حماقت و کوردلی جهان است..
**
((تئاتر in-yer-face بریتانیا و پسر "بد" تئاتر آلمان))
آیا توماس پسر بد تئاتر آلمان بود؟ او از ابتدای دوران کاری اش در اوایل دهه 90میلادی با صراحت بی پیرایه به موضوعاتی مانندمواد مخدر،جنایت،سکس و قدرت می پردازد .همان موقع مشکل اصلی تئاتر آلمان را دکوراسیون بسیار زیاد و تجلیل از سلبریتی می دانست بنابراین بر علیه این موارد به سیاق زیبایی شناسانه در کارهنری اش ایستادگی کرد! توماس رئالیسم روانشناسانه خشن و صمیمانه ای انتخاب کرد که دست برقضا برخی از همکاران جوانش در بریتانیا هم به همان شیوه می نگاشتند(خصیصه ای که در نویسندگان هموطن اش نیافت)...از جمله نمایشنامه نویسانی که تاثیر بسیار بر کارش گذاشت Sarah Kane بود. بعدها منتقد تئاتر انگلیسی ،نویسندگانی مانند سارا کین ، Mark Ravenhill ، Anthony Neilson و...زیر عنوان به وجودآورندگان تئاتر In-yer-face طبقه بندی کرد.این تئاتر گونه ای از درام است که در بریتانیای دهه 1990 شکل می گیرد و برای توصیف کارهای نمایشنامه نویسانی به کار می رود که از متریال شوک آور، رکیک، مواجه برانگیز روی صحنه استفاده می کنند تا مخاطبان را تحت تاثیر قرار دهند و درگیرشان کنند.
این انتخاب فرم هنری اوسترمایر از خاستگاه سیاسی و فکری چپ اش ریشه می گیرد.ابتدا انتخاب او متون معاصر بود اما بعدها با انتخاب متون کلاسیک از ایبسن،شکسپیر و... هم این شیوه را دربازخوانی و اجرا پیاده کرد. او به دنبال به چالش کشیدن مخاطبانش است و می خواهد ارزش های اجتماعی سرمایه داری را به پرسش بکشد و نقد کند.
در گزارش گاردین نوشته شده او لعن کننده ی میراث اقتصادی تاچر و بلر (نولیبرالیسم بازار آزاد) است و دل خوشی از سیستم کمک مالی خصوصی private funding در تئاتر ندارد.
**
فعالیت های مستدام فکری فلسفی واقعی هنرمندانی مانند اوسترمایر دلیل جایگاه بلندمرتبه شان در تاتر اندیشه ورز و مبارز جهان است .
برای تهیه این نوشتار از وبسایت روزنامه گاردین و دانشنامه وبکی پدیا و وبسایت Schaubühne تاتر معروفی که اوسترمایر تا سال 2015 در آنجا قرارداد همکاری داشته، استفاده شده است.
http://www.theguardian.com/stage/2011/nov/13/thomas-ostermeier-hamlet-schaubuhne
۲۵ دی ۱۳۹۴
خانم ذاکر لطفا در پست جداگانه به فروش بلیط های اضافه تان بپردازید
۰۷ بهمن ۱۳۹۴
برای 5شنبه یا شنبه 2عدد بلیت خریدارم اگر موجود هست تماس بگیرید ممنون 09124980063
۰۸ بهمن ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید