تیوال جشنواره تئاتر فجر، ‌دوره سی و پنجم
T1 : 08:17:32
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
ایران تئاتر بررسی می‌کند؛
» آثار ماندگار تاریخ درام در سی و پنجمین قاب تئاتر فجر
... دیدن متن »

به گزارش تیوال به نقل از ایران تئاتر
شناسه مطلب: 91887

ایران تئاتر- احمد عظیمی: آثاری که از نمایشنامه نویسان بزرگ در جشنواره تئاتر فجر به صحنه رفته‌اند کماکان تعداد قابل‌توجهی دارند. این گزارش به این آثار و اجراهای اقتباسی می‌پردازد.

آثاری که در جشنواره فجر این دوره به صحنه رفتند در سبک‌ها و شکل‌های مختلفی اجرا شدند. این جشنواره در بخش صحنه‌ای زیرمجموعه‌های مختلفی از قبیل مرور تئاتر ایران، نسل نو، ملل و مهمان  داشت. آثار منتخب این بخش‌ها در مسابقه‌های تئاتر جوانان و مسابقه بین‌الملل با یکدیگر رقابت می‌کردند. حالا با پایان یافتن این دوره از جشنواره می‌توان آثار مختلف این دوره را ارزیابی کرد و با تحلیل‌های مختلف با این آثار برخورد کرد. آنچه بیش از همه در جشنواره سی و پنجم به چشم می‌آمد تأثیرپذیری آثار شرکت‌کننده‌ها از فرم‌ها تازه تئاتر بود که به نظر حالا امری فراگیر شده است. اگر به تاریخ هنر نگاه کنیم درمی‌یابیم این رویکرد یکی از الزامات رشته‌های مختلف هنری برای برون‌رفت از فضای سکون و تکرار در هر دوره‌ای بوده است. دلیلش هم مشخص است؛ تغییر در شرایط زیست انسان در هر دوره‌ای باعث می‌شود تا نیاز او متفاوت شود و این تفاوت باعث می‌شود تا فرم آثار دچار تغییراتی شوند و گاه نیز ملال هنرمند از تکرار فرم های گذشته این نتیجه را در بردارد. درهرصورت زایش و تجربه برگه‌های نو همواره جزوی لاینفک از هنر است و این جریان در تئاتر امروز ما شتابی دوچندان گرفته است. کیفیت این آثار یا اینکه چنین رویکردی چقدر در مسیر درستی قدم برمی‌دارد بحثی دیگر است اما آن را می‌توان جریان غالب تئاتر امروز دانست در این میان اما همواره متن‌ها و تئاترهایی هستند که در این میل به تازه یا تألیفی بودن راهی دیگر را برمی‌گزینند. این آثار اجراهایی تازه از متن‌های ماندگار تاریخ تئاتر هستند. نمایشنامه‌هایی که شاید آنان را بارها خوانده باشیم و یا اجراهایی از آنان دیده باشیم اما تفاوت نگاه و تحلیل گروه اجرایی و کارگردان در هر اجرای متفاوتی که از یک متن می‌شود آن اجرا را تبدیل به اثری تازه می‌کند. در دو صده گذشته با تغییر دیدگاه در تئاتر و مطرح‌شدن کارگردان به‌عنوان مولف فضایی تازه در تئاتر جهان به وجود آمد، این رویکرد باعث شد تا تئاتر از زیر سلطه نویسندگان بیرون آید و حالا دیگر کارگردان ها باشند که یکه تاز صحنه ها باشند. اما این پایان راه نویسندگان نیست بلکه در ادامه راه از آنجا که درونمایه و محتوا همواره مسئله تئاتر بوده نویسندگان بزرگ و شاهکارهای تاریخ تئاتر از سکه نمی افتند بلکه با رجوع بیشتر و خوانش هایی نو از آنان تبدیل به آیاتی می شوند که در طول تاریخ تئاتر همواره به آنان مراجعه شده و مورد خوانش هایی نو قرار گرفته‌اند. نمایشنامه های ماندگار تاریخ تئاتر که معمولا آثاری از نویسندگان شهیر هستند ویژگی های بسیاری دارند که مهمترین آن ابدی ازلی بودن تم های این آثار است. این آثار به موضوعاتی می پردازند که به نوعی می‌توان آنان را فلسفی دانست چون همواره مسئله انسان در تمام دوران از حیاتش بر روی کره خاکی بوده. مسائلی همچون امید، تنهایی، انتقام، تبعیض، عشق، مرگ و ... که بارها درون مایه اصلی آثار نمایشنامه نویسان بوده اند و معمولا آثار ماندگار نیز بر اساس این تم های ازلی ابدی ساخته شده اند. شاهکارهای دنیای ادبیات و نمایشنامه نویسی از آنجا که همواره می‌توانند مورد بازخوانی قرار بگیرند درتئاتر ما نیز مراجعه به این آثار همواره مورد توجه کارگردانان بوده است و در این دوره از جشنواره تئاتر فجر آثاری که اجراهایی تازه از نمایشنامه ها های معروف بوده اند یا اقتباس هایی از گنجینه ادبیات نمایشی تئاتر جهان هستند آثار متعددی هستند. این گزارش به بررسی این نمایشنامه ها می‌پردازد.

افسانه ببر/ داریو فو

داریو فو نویسنده، کارگردان و بازیگر تئاتر ایتالیا که در ایران او را با متون ماندگارش می شناسیم و نمایشنامه هایش بارها ترجمه و چاپ شده است. آثار مختلفی مثل «مرگ تصادفی یک آنارشیست»، «همه دزدها که دزد نیستند»، «حساب پرداخت نمیشه» که در ایران بارها اجرا شده است. برنده جایزه نوبل ادبیات که حالا دیگر در میان ما نیست و سال گذشته تئاتر و زندگی را وداع گفت. داریو فو را می‌توان همانقدر که یک هنرمند دانست یک فعال اجتماعی نیز به حساب آورد. شاید بتوان او را آخرین فرد از نسلی دانست که هنرمندانش خود را تنها هنرمندی محدود در رشته تخصصی شان نمی داستند بلکه خود را انسانی با تمامی وجوه و تأثیر گذاری اش می دانستند. فو را می‌توان نماد یک تئاتری بارز دانست که همواره به افکار و جهان بینی اش در آثارش پایبند بود. چنانکه در ایتالیا بارها توسط فاشیست ها  تهدید به مرگ شد و در این میان زنش از آسیب های این دشمنی ها در امان نبود.

در این دوره جشنواره اثری از داریو فو با نام افسانه ببر در تالار سایه با بازی هدایت هاشمی و کارگردانی هادی عامل هاشمی به روی صحنه رفت. نمایشی که پیش از این در تماشاخانه باران و تالار انتظامی خانه هنرمندان  اجرا شده بود و مورد توجه مخاطبان هم قرار گرفت. افسانه ببر ترجمه ای از صدر الدین زاهد است که با بازی هدایت هاشمی‌توانست در این دوره جایزه بازیگری  مرد جشنواره تئاتر فجر را برای او به ارمغان بیاورد.

افسانه ببر نمایشی است درباره روابط انسان و طبیعت که در آن هر دو به همدیگر کمک خواهند کرد که به شرایط معمول بازگردند. هر دو این ها با ملاحظاتی به داد یکدیگر می‌رسند. سربازی در جنگی که با خائن‌های وطنی در چین داشته است، از دشمن تیر می‌خورد و زخمی می‌شود و در بارش باران و آمدن سیلاب گرفتار آب می‌شود. آب سرباز زخمی را به کناره‌های یک غار می‌برد. از آن سو نیز قهر طبیعت شامل ببر ماده‌ای شده که دو توله دارد و یکی از آن ها را آب با خود می‌برد و یحمتل می‌کشد و حالا مادر می‌ماند و یک بچه که آن هم از بس آب در دهان و معده‌اش فرو شده که دیگر رغبتی به خوردن شیر مادرش ندارد. این خود دلیلی است برای اینکه سینه ببر مادر پر از شیر بشود و باید که به شیوه‌ای تخلیه شود وگرنه مادر دچار درد بسیار خواهد شد. سرباز زخمی پناه گرفته در غار گرسنه است و به ناچار با دیدن سینه ورم کرده ببر مادر توجیه می‌شود که باید به دادش برسد بنابراین شیر ببر را می‌خورد که زنده بماند. ببر هم متوجه بوی گند زخم پر از چرک و خون کثیف پای سرباز می‌شود و می‌رود آنجا را می‌مکد و تف می‌کند و با کف دهان محل زخم را ضد عفونی می‌کند که بعدش نه پای سرباز به دلیل قانقاریا قطع شود و یا بدتر از آن به دلیل کزاز یا نفوذ عفونت در کل بدن بمیرد. هر دو همدیگر را نجات می‌دهند و اگر جنگ و سیل به آنان آسیب وارد کرده اما انسان و حیوان برخلاف تصور رایج که باید دور از هم باشند، به ناچار با هم آشتی و دوستی می‌کنند. 

ببر که می‌رود تکه پاره آهویی را به غار می‌آورد و با بچه‌اش می‌خورد؛ از باقیمانده آن سرباز گوشت پخته‌ای را در غار آماده می‌کند و می‌خورد و بعد بچه و ببر مادر هم از آن می‌خورند و دیگر برایشان عادی می‌شود که ببر به شکار برود و سرباز برایشان گوشت پخته آماده کند. اما شکم سیر کردن دو ببر شکمو برایش مقرون به صرفه نیست! سرباز بعد از بهبودی کامل پا به فرار می‌گذارد و به روستای خودش برمی‌گردد و روایت دوستی‌اش با ببر و نجاتش به دست او را می‌گوید و همه دستش می‌اندازند و باورش نمی‌کنند تا اینکه ببر می‌آید به سراغش و آن ها می‌بینند که هیچ خطری آن ها را به دلیل همین دوستی تهدید نمی‌کند. از سوی دیگر خائن‌های وطنی، روستاییان پیرامون را مورد هجمه و شبیخون قرار می‌دهند که سرباز به کمک دو ببر آموزش داده‌اش آن ها را از آنجا می‌رماند. حکومت شوراها در چین پیروز می‌شود و حالا دو ببر وسیله درآمد روستاییان شده که از سراسر جهان برای دیدن‌شان به محل زندگی سرباز می‌آیند و...

داریو فو بر اساس یک افسانه کهن که آن را در سفر به چین یافته است، نمایشنامه‌اش را نوشته است و البته در این افسانه بیشتر فلسفه دائوئیسم و رابطه انسان با طبیعت به‌عنوان راهی برای رستگاری مورد توجه قرار گرفته که داریو فو هم بیشتر همان وجه فلسفی را مد نظر قرار داده که البته چاشنی آن نیز کمدی است. اما هادی عامل در مقام کارگردان سعی کرده است که بیشتر به وجوه اجتماعی و بعد سیاسی نمایش توجه نشان دهد و آن وجه فلسفی را در زیر لایه‌ها پنهان کند. شاید هم بخشی از این عقب‌نشینی فلسفی به بازی هدایت هاشمی برگردد که بیشتر یک کمدی لطیف و مزه‌پران را می‌نماید تا اینکه بخواهد فقط روایت‌گر یک تک‌گویی نمایشی باشد. او به اقتضای نوع اجرا نمی‌خواهد به لبخند تماشاگران بسنده کند. البته او در اینجا به نمایش‌های آیینی و سنتی خودمان توجه نشان می‌دهد و در این مورد هم بر نقالی تاکید می‌کند و هم از شیوه بازی مبارک در سیاه‌بازی بهره‌وری اجرایی می‌کند. در اجرا نیز گروه کارگردانی بر آن است با حذف همه آنچه که باید در خدمت اجرا باشد، با خالی کردن صحنه فضایی را موجب می‌شوند که در آن بازیگر است که باید به تنهایی جولان دهد و در اینجاست که مدار کمیکی تعبیه خواهد شد که در واقع تداعی‌گر نوعی استند آپ کمدی است که در آن بازیگر مرکز ثقل روایت است و برای اینکه روایت مورد توجه واقع شود و تمرکز لازم و جاذبه اجرایی برای مخاطبان ایجاد شود به ناچار در آن کمدی حاکم خواهد شد. ما باید بخندیم و به ناچار هم می‌خندیم و در جاهایی نیز این خنده دیگر بیش از آن چهارچوبی است که می‌شود در آن کمدی چاره اندیش و تدبیرگر را به چالش مخاطبان درآورد. برای مثال شوخی با برخی از سیاسیون ایرانی چنین لحظاتی را ممکن می‌سازد. البته شاید تقصیر گروه هم نباشد چون برخی بی‌گدار با دیدن این مثال‌های مطرح به شکل افسارگسیخته‌ای خنده‌یشان بلند می‌شود و دیگر قابل کنترل هم نیست.

در اعماق/ ماکسیم گورکی

ماکسیم گورکی نمایشنامه نویس شهیر روسی که از جمله نویسندگانی است که علاوه بر توانایی های چهره سیاسی هم محسوب می‌شود او از جمله نظریه پردازان و طرفداران  نظام کمونیستی در اتحاد جماهیر شوروی بود و با وجود آوردن نظامی فکری در آثاری که در جهت تبلیغ ارزش های نظام سوسیالیستی همسو باشد موافق بود. گورکی و او را می‌توان از طرفداران و ایدئولوگ های نظام سوسیالستی دانست که معتقد به وجود درون مایه هایی بر اساس ارزش های این تفکر در آثار هنری بود. او را از بنیان گذاران سبک رئالیسم سوسیالیستی در ادبیات می دانند. هر چند این عنوان چندان سر و شکل جدی و جریان ساز نداشت به نظر بیشتر عنوانی سفارشی برای جریانی موقت در نظام شوروی کمونیستی بود. نمایشنامه مادر معروف ترین اثر گورکی است که به زبان های مختلف ترجمه شده است. علاوه بر آن نمایشنامه در اعماق دیگر اثر اوست که در ایران نیز چندین بار اجرا شده است. بهترین اجرای آن را متعلق به مهین اسکویی می دانند که بازیگرانی همچون مهدی فتحی در آن بازی می‌کردند.

در این دوره جشنواره فجر گروهی از گرجستان این اثر را در تالار وحدت به اجرا بردند که می‌توان آن را اجرایی نو از این نمایشنامه با تفاوت تعبیر در موقعیت دانست؛ در یک روز فوق‌العاده شما خود را در قصری پر زرق‌و‌برق خواهید یافت که در میان انبوهی از زباله‌ها قرار دارد و شما در میان زباله‌ها در جستجوی صلح هستید. هر چند این اثر را می‌توان آسیب خورده از ناحیه زیر نویس دانست که باعث شد اجرای گروه گرجستانی در تالار وحدت و برای مخاطبان فارسی چندان دل نشین ندانست. دیالوگ محور بودن نمایش گورکی و از سوی دیگر در بالا قرار گرفتن زیر نویس باعث شد تا مخاطبان چندان با این نمایش طولانی ارتباط برقرار نکنند اما کیفیت و رویکرد اجرا در این نمایش قابل توجه بود.

این نمایش روایتگر زندگی انسان‌های بی‌خانمان و انسان‌هایی که تحت شرایط ناهنجار عدالت اجتماعی، در انتهای جهان قرار گرفته‌اند و امیدی به آینده ندارند را روایت می‌کند. به هر روی امروزه روز مردم تشنه عدالت و احترام هستند و به شدت خواهان این هستند که شأن انسانی‌شان محترم شمرده شود و در جایگاه واقعی خود قرار بگیرند اما شرایط بد زندگی، شرافت و کرامت انسانی را از بین می‌برد، بنابراین در این شرایط عدالت، انسانیت و عشق پایمال می‌شود.

این نمایش داستان مشخصی ندارد بلکه در واقع بیانگر چالشی است که انسان‌های رانده شده به اعماق اجتماع به نوعی درگیر آن هستند. داستان نمایش سراسر چالشی را به نمایش می‌گذارد که انسان با خود و جامعه خود دارد و در این جامعه به نحوی تحت ستم واقع شده است. می‌توان گفت؛ این انسان‌ها در همه جوامع وجود دارند و در اعماق جامعه خود حتی راهی را سراغ ندارند که از این شرایط خلاصی پیدا کنند و شاید نیاز است کسانی پیدا شوند و راه را به آن‌ها نشان دهند و با آن‌ها همراهی و همفکری کنند.

یرما / لورکا

نمایشنامه‌ای در سه پرده اثر فدریکو گارسیا لورکا شاعر و نمایشنامه‌نویس اسپانیایی‌ست که در سال ۱۹۳۴ نوشته شده و برای نخستین بار در همان سال اجرا شد. لورکا یرما را در قالب یک شعر تراژیک بیان می‌کند. یرما داستان زنی بی‌فرزند است که در حاشیه یکی از شهرهای اسپانیا زندگی می‌کند. انگیزه و آرزوی مادر شدن تمام ذهنش را گرفته و در نهایت دست به کاری فاجعه آمیز می‌زند. در آن جامعه انتظار داشتن فرزند باعث می‌شود که یرما با این مسئله کنار نیاید. گرچه منتقدان گفتند یرما در پایان شوهرش را به خاطر مقتصد بودن و اینکه علاقه‌ای به داشتن فرزند نداشت می‌کشد، در طول نمایشنامه علت کار به صراحت بیان نمی‌شود. به هر حال در طول نمایشنامه نشانی از تمایل شوهر به تغییر موضعش از داشتن فرزند دیده نمی‌شود.

اشکان صادقی و الهام شکیب دو کارگردان جوان این نمایش بودند که نام اثر خود را «آنسامبل اسپانیش یرما» گذاشتند و اثرشان همانطور که از نامش بر می آید یک اجرای موزیکال است. این نمایش پیش از این در عمارت مسعودیه اجرایی نافرجام داشت و با تعطیلی این تماشاخانه روبرو شد و بعد بعد به تالار حافظ آمد. نگار عابدی بازیگر نقش یرما به خاطر ایفای این نقش از سوی هیئت داوران این دوره جشنواره تقدیر شد و نشان داد این نقش هنوز هم می‌تواند برای بازیگرانش خوش یمن باشد.

روان پریشی/ سارا کین

سارا کین را باید جزو نویسندگان آنارشیست تئاتر دانست که معمولا موضوع و درون مایه آثارش به مباحثی می‌پردازد که معمولا در عرف اجتماعی خیلی معمول نیست که به آن ها پرداخته شود اما کین این موضوعات را در آثار خود مطرح می‌کند. مضمامینی همچون عقده های جنسی، خشونت، درد و... از جمله موضوعات مطرح شده در آثار کین است که بی پرده و با عصبیت در آثارش مطرح می‌شود. جنس آنارشی گری در آثار سارا کین را در کنار کارهای هاینر مولر می گذارند.

«روان پریشی» متنی است مثله شده و در خودمنفجر و فروپاشیده. متنی تشکیل‌شده از مونولوگ، دیالوگ، اعداد، شعر، ارجاعات کتاب مقدسی، خطابه و غیره. قطعاتی که هیچ‌گونه شخصیت یا توضیح صحنه صریحی ندارند و در کنار یکدیگر چیده شده‌اند. این قطعه‌وارگی و گسیختگی معنایی حتی در ظاهر بصری متن نیز وجود دارد. تکه‌های جابجا شده و وجود فضای خالی و حتی صفحه سفید بین دو قسمت تمهید نویسنده است در مشدد کردن این گسیختگی. متن در کلیت خویش تصویرگر حضور یک بیمار سایکو است در آسایشگاه روانی و تقابلش با نظام اعظم روانشناسی از یک‌سو و با خود و درونیات خویشتنش از سوی دیگر. همین رویکرد اثر را تا نوعی از پدیدارشناسی سوژه‌ی روبه‌زوال برمی‌کشد. هرچند هیچ توضیحی مبنی بر اینکه گوینده دیالوگ‌ها چه کسانی هستند و یا مونولوگ‌ها خطاب به چه کسی گفته می‌شود یا اینکه چگونه باید اجرا شوند وجود ندارد اما با مطالعه متن می‌توان سیری کلی از این رویارویی‌ها و نتیجه محتوم آن به‌وضوح دریافت کرد. روندی که نویسنده هیچ تأکید پیرنگ‌واره‌ای برای آن به معنای ساختار قوام‌بخش اثر در نظر نگرفته است. همه‌ی این توضیحات اندک ما را مطمئن می‌سازد که با یکی از غریب‌ترین و سخت‌ترین متون نمایشی برای اجرا مواجه‌ایم.

اجرایی که ماکاناتسولشویلی به‌عنوان کارگردان از کشور گرجستان بر صحنه آورده اما ظرفیت‌های و غرابت‌های این متن را به‌شدت فروکاهیده است. صحنه با دو فیگور انسانی – که در ابتدا به شدت یادآور فیگورهای بکتی هستند اما در ادامه و خیلی سریع از این وضعیت خارج می‌شوند- نشسته بر لبه‌ی وان حمام در صحنه‌ای مملو از بالش‌های سفیدرنگ آغاز می‌شود. بالش‌هایی که استعاره‌ای از ذهن تخدیر شده و لَختِ شخصیت سایکوی تحت درمان هستند. برخلاف پیشنهاد‌های ضمنی‌ای که متن ارائه می‌دهد از حضور روان‌شناس در اجرا خبری نیست و تمامی قطعات را همین دو شخصیت به‌عنوان نمودی از سوژه شقه شده و در برابر خودقرارگرفته اجرا می‌کنند. ترتیب و ترکیب قطعات مطابق متن پیش نمی‌رود که این با لذات محل اشکال نیست. ایراد از جایی شروع می‌شود که اجرا هیچ سامان دیگری اما پیشنهاد نمی‌دهد. تقابل موجود بین روان‌شناس واساسا نظام نمادین روانشناسی و فرد بیمار به تقابل درونی ذهنی صرف تقلیل می‌باید و سویه‌های رادیکال متن را از کار می‌اندازد. تصاویر گاه بیش‌ازحد رمانتیک و حتی سانتی مانتال جلوه می‌کنند. اساساً کارگردان رویکردی مِتُدیک به اجرای چنین متنی نداشته و همین فقدان نظریه و روشِ ویژه به متن، اجرا را به معمولی‌ترین وجه خود تقلیل می‌دهد.

تغییر سالن از بلک باکس به قاب صحنه‌ای هم این وضعیت را تشدید می‌کند. اجرای این اثر در سالن بلک باکس می‌توانست حس حضور در یک اتاق تشریح و با نگاه‌های خیره به روان رنجور یک انسان را تداعی کند که انتخاب این سالن چنین کارکردی را از تماشاگر ستانده است. اجرا درنهایت توان بر صحنه کشاندن بالقوگی‌های موجود در متن برای تصویر کشیدن شقاوتی واقعی بر صحنه را ندارد.

اما مهم‌ترین ایراد این اجرا شاید نه به خود اجرا که به نحوه ترجمه بالانویس‌های فارسی آن برمی‌گردد. متن سارا کین پر از تناقضات است در بافت زبانی. از دیالوگ‌ها محاوره‌ای تا حدیث نفس‌های هذیان وار، از گزارش‌های کلینیکی تا زبان شاعرانه و قطعات برگرفته از کتاب مقدس. حفظ این تشتت زبانی مهم‌ترین عامل درک همان گسیختگی معنایی‌ای است که در بالا ذکر آن رفت. در ترجمه فارسی انجام گرفته نه‌تنها این مورد رعایت نشده بود بلکه حتی اشکالات گاه مضحکِ ترجمه‌ای به‌طور مداوم ارتباط مخاطب با اثر را قطع می‌کرد و چنین امری بیش از آنکه بتوانید تصور کنید آزاردهنده است.

خاطرات هنرپیشه نقش دوم/ بهرام بیضایی

شاید خود ما خیلی به آنچه داریم توجه نداشته باشیم و به قول معروف مرغ همسایه غاز باشد اما شاید زمان آن باشد که بیشتر به داشته هایمان توجه کنیم. بهرام بیضایی یکی از نویسندگان و هنرمندانی است که به اندازه کافی قدرش را ندانسته ایم و به اهمیت و کیفیت آثارش به اندازه کافی توجه نشده است. به همین دلیل او و نمایشنامه اش در این مرقومه جای می گیرد. «خاطرات هنرپیشه نقش دوم» داستان دو مرد روستایی -موهبت و ذوالفقار- در واپسین ماه‌های حکومت پهلوی است که به امید یافتن کار به شهر می‌روند.کاری که این دو سرانجام پیدا می‌کنند بدل‌پوشی برای شرکت در تظاهرات در طرفداری از رژیم شاه است.

متن این نمایش به لحاظ پرداختن به مسائل سیاسی و اجتماعی و برخورداری از یک ساختار دراماتیک که الگوهای شاخص و تعریف شده‌ای هم در ادبیات نمایشی جهان دارد، حساب شده و هنرمندانه نوشته شده است. بیضایی در این نمایشنامه از نظر طراحی و شیوه پردازش موضوع با بهره گیری از الگوهای ساختاری آثار آموزشی، سیاسی و اجتماعی برتولت برشت و تأکید بر روش فاصله‌گذاری و استفاده نسبی از راوی که خودش یکی از پرسوناژهای نمایش است و نیز شکل‌دهی دیالوگ‌گویی گروهی همسرایان سعی کرده همه زمینه‌های لازم را برای شکل‌گیری یک اجرای سیاسی، اجتماعی و انتقادی که هم‌زمان آسیب‌شناسانه هم از کار درآمده، فراهم نماید.

نمایش «خاطرات هنرپیشه نقش دوم» با طراحی و کارگردانی افشین زمانی، از نظر اجرا نشانگر ویژگی‌های دراماتیکی بالا و درخوری است: همه صحنه‌های جمعی و انفرادی دارای طراحی‌های خاصی هستند که مضمون و محتوا را با ایجاز و در قالب شکل‌دهی‌ها و میزانسن‌دهی‌های هوشمندانه و هنرمندانه به گونه‌ای دراماتیک به نمایش می‌گذارند که درکل مبتنی بر شیوه فاصله‌گذارانه است؛ حتی صحنه‌های گروهی هم رو به تماشاگران و با حالت خطابی  میزانسن‌دهی و دیالوگ‌گویی شده‌اند. نمایش به تناسب محتوا و شیوه اجرا متکی به دکور نیست. از نور موضعی و رها خیلی به جا استفاده شده و هر سه مقوله تأکید، تنها بودن و جایگاه‌دهی فاصله‌گذارانه در آن‌ها رعایت شده است. موسیقی خیلی کم و فقط به شکلی ابتکاری در جاهایی با نمایش همراه شده و همین بهره‌گیری اقتضایی و مصداقی مناسب عملاً به برون‌نمایی و جلوه‌گری محتوای عینی و بصری نمایش کمک زیادی کرده است. بازیگران همگی - چه به شکل گروهی و چه به صورت انفرادی - بازی‌های مناسبی که در خور محتوا و ژانر نمایش است، ارائه می‌دهند.

 صحنه‌هایی که در آن اعضای خانواده یکی از پرسوناژهای روستایی روی چرخ باربری حرکت داده می‌شوند به غایت دراماتیک‌اند و تماشاگر را یاد اجراهای خود بهرام بیضایی که در آن‌ها از سازه‌های نمایشی استفاده می‌کرد، می‌اندازند. ترکیب متناقض رنگ‌ها برای ایجاد کنتراست در مضمون و داده‌های صحنه، نیز جزو ابتکارات و خلاقیت‌های افشین زمانی است. ابتکار خلاقانه مربوط به چهره‌پردازی ماسک برخی از پرسوناژها که با گریم و رنگ‌آمیزی صورت انجام شده، آدم‌ها را با چند چهرگی نمایشی خاصی می‌نمایاند که سبب تأویل‌زایی اجرا شده است.

افشین زمانی برای این نمایش برگزیده بخش کارگردانی مسابقه تئاتر جوان شد.

حادثه درویشی/ آرتور میلر

نام آرتور میلر برای تئاتری ها ایران به اندازه کافی شناخته شده است و سال هاست که آثار او در بین تئاتری ها خوانده می‌شود و ترجمه های مختلفی از آثارش چاپ شده است. اما از سوی دیگر سنگین بودن آثار میلر از حیث اجرایی باعث شده نمایشنامه های او کمتر فرصت اجرا پیدا کنند.

«حادثه در ویشی» یکی از آثار مهم آرتور میلر است. میلر در فضایی اکسپرسیونیستی دهشت و هراس و خطر نازی‌های فاشیست را به صحنه می‌کشد. او از هر قشر نماینده‌ای را در ماجرایش وارد می‌کند. بنا به اعتقاد راسخی که نازیسم‌ها به پیروی از رایش سوم مبنی بر نژاد برتر داشتند شروع به شناسایی و دستگیری یهودیان کردند. آن‌ها معیارهایی به‌اصطلاح علمی و پزشکی را در شناسایی یهودیان وضع کرده بودند. پزشکان بسیاری تحت لوای آزمایش‌های ژنتیکی و نژادی این نشانه‌ها را در افرادی که دستگیر می‌شدند جستجو کرده و بکار می‌بستند و برحسب معیارهایی که داشتند و جواب‌هایی که از آزمایش‌هایشان بر روی آدم‌ها انجام می‌دادند نژاد آنان را به خیال خود مشخص می‌کردند. چنانچه فرد بر اساس همان معیارها یهودی تشخیص داده می‌شد به اردوگاه‌های کار و کوره‌های آدم سوزی فرستاده می‌شد.

در نمایش حادثه در ویشی نیز تعدادی زن و مرد برای تشخیص هویت و نژاد اصلی به‌صورت رندم از بین مردم دستگیرشده و به زندان آورده می‌شوند. چنانچه با تائید پرفسوری که آنجاست هویت و نژادشان یهودی تشخیص داده شد توسط قطار به اردوگاه‌ها فرستاده می‌شوند. هرکدام از این آدم‌ها که برحسب اتفاق در یکجا یعنی زندان گرد هم آمده‌اند دارای افکار و خصوصیات و دیدگاه‌های مختلف نگاه متعارض با یکدگر هستند. در لایه زیرین متن هراس و دهشت هولناکی وجود دارد که تک‌تک این آدم‌ها نیز درگیر آن هستند چراکه مرگ را زیر گوششان احساس می‌کنند. اما خوش‌باوران هرکدام فکر می‌کنند که مرگ آن دیگری را خواهد ربود و دست فاشیست گلوی آن دیگری را خواهد فشرد اما نوبت خودشان هم به‌زودی فرامی‌رسد.

منیژه محامدی این اثر را امسال و قبل از جشنواره فجر در سالن ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر به روی صحنه برد که با استقبال خوب تماشاگران روبرو بود. محامدی در روزگاری که کمتر اجراهایی با آن اهمیت معمول متن یافت می شوند نمایشی را به صحنه برده که خیلی ساده و با اصالت همان تصویری از تئاتر را به ما نشان می دهد که از تئاتر انتظار می رود؛ اجرای یک نمایشنامه نوشته شده با کارگردانی بر اساس اصول ثبت شده و آکادمیک. اما از سوی دیگر به نظر می رسد توانایی بازیگران در این اجرا یا به درستی جهت دهی نشده است و یا این توانایی در حد نهاییش هم به اندازه کافی نبوده است.

دکتر استوکمان/ هنریک ایبسن

دشمن مردم یکی از شاهکارهای هنریک ایبسن، نویسنده نروژی، است که بیش از دیگر آثار او مورد توجه و بحث و گفتگو قرار گرفته‌است. قهرمان این نمایشنامه دکتر توماس استوکمان است که خصیصه‌های اخلاقی و عقاید او درباره مسائل اجتماعی، اخلاق و افکار خود نویسنده را به یاد می‌آورد. وی مامور کنترل بهداشت حمام های عمومی است که برادرش پتر استوکمان، شهردار محل، در حال بر پا کردن آنهاست و از این جهت زندگی آسوده‌ای دارد. اما ناگهان پی می‌برد که آب حمام و شهر آلوده‌است و سلامت مردم شهر و مسافران آن را تهدید می‌کند. می‌خواهد مردم را به وسیله روزنامه از این حقیقت آگاه سازد، ولی گردانندگان امور شهر او را با نیرنگ از این کار باز می‌دارند. دکتر استوکمان می‌کوشد در انجمنی که از مردم شهر فراهم کرده است، آن‌ها را از خطر آب‌های آلوده شهر بر حذر دارد ولی از آن جا نیز محکوم و شکست خورده بیرون می‌آید و مردم به اتفاق آراء به او نام «دشمن مردم» می‌دهند و چنان عرصه را بر او تنگ می‌کنند که راهی جز جلای وطن ندارد. «دشمن مردم» تصمیم می‌گیرد مردم را با بدبختی هایشان رها کند و از شهر و دیار خویش برود. اما پس از واقعه‌ای بر آن می‌شود که در زادگاه خود بماند و به تنهایی پیکار کند، زیرا به عقیده او «قوی‌ترین مرد جهان کسی است که تنهاتر باشد».

در دشمن مردم دو برادر مقابل یکدیگر می‌ایستند. دکتر استوکمان که از حقیقت دفاع می‌کند و شهردار شهر برادرش که تکیه بر واقعیت دارد. اختلاف نظر آنها درباره حمام های عمومی شهر است. حمامی که شهر کوچک آن ها را در قیاس با شهرهای اطراف منطقه در موقعیت ویژه‌ای قرار داده‌است که همین موضوع نوید درآمدزایی قابل‌توجهی را برای شهر و ساکنانش می‌دهد. این تضاد حاصل ساختار جدید اقتصادی عصر جدید است. ساختاری که سبب توسعه‌است، ولی هم‌زمان چیزهای ارزشمندی را نیز نابود می‌سازد. نقد لیبرالیسم یکی از مضامین دیگر این نمایشنامه است.

علی پویان با اجرای نمایشی با نام «دکتر استوکمان» اقتباسی از «دشمن مردم» هنریک ایبسن انجام داده است که می‌توان آن را تنها از حیث فضا و بازنویسی دیالوگ ها متفاوت دانست زیرا دکتر استوکمان پویان تفاوت چندانی در داستان یا شخصیت پردازی با اثر ایبسن ندارد.

ماتریوشکا/ داستان هایی نمایشی شده از چخوف

ماتریوشکا آنچنان که می دانید نام یک نوع عروسک است. عروسک هایی روسی که در دنیا به‌عنوان سوغات و نماد این کشور به حساب می آیند. ماتریوشکا یا ماتروشکا از جنس چوب و تودرتو ساخته می شوند چنان که می‌توان هر یک را در دل دیگری جای داد تا همه آن ها در یکی جمع شوند. این ساختار تودرتو عروسک ماتریوشکا در اثر با ارتباط شخصیت های داستان های اجرا شده در نمایش ترجمان پیدا می‌کند؛ شخصیت اصلی یک داستان در داستان دیگر شخصیتی فرعی است و برعکس. علاوه بر آن داستان هایی که در این نمایش روایت می شوند همه آثاری از آنتوان چخوف نویسنده شهیر روسی است که در ایران نیز محبوب و شناخته شده است. چخوفی که نمایشنامه هایش آیات همیشگی دنیای تئاتر هستند و حالا بیش از یک قرن است که در سراسر دنیا اجرا می شوند و داستان هایش ترجمه و خوانده می شوند. آثاری که هویت و فضای روسی را به خوبی در ذهن مخاطبانش خلق می‌کند و اگر با آن ها همنشین شده باشید به خوبی با نشانه های این داستان ها آشنا هستید و می دانید از چه حرف می زنم. همه این ویژگی ها در اثر و نام با هم طلاقی درست پیدا می کنند تا نام به ظاهر عجیب این نمایش هویتی درست یابد و بعد از دیدن اثر از درک آن خشنود شوید که "چرا ماتریوشکا!"

پارسا پیروزفر در نمایش حاضر با پایبندی به قصه گویی و نمایشی کردن این قصه ها وجهی دراماتیک به آن ها بدهد اما این دراماتیک بودن تنها تا قصه گو بودن پیش می رود. اگر چه سعی شده است در ارتباط شخصیت های 8 داستان این مونولوگ ارتباط هایی به وجود بیاید اما این ربط چندان هوشمندانه نیست که منجر به کشف یا کارکردی دراماتیک شود، مثل اشتراکاتی که ممکن است در طول روز به وجود به آن پی ببرید و به طور مثال بفهمید فامیل دوستتان قبلا در جایی دیگر از همکار، همکلاس یا حتی دوستتان بوده است اما نهایتا این آگاهی تنها برای چند لحظه در حد یک نکته جالب باقی خواهد ماند. اما آنچه ماترویوشکا را متمایز می‌کند بازیگری است. پیروزفر با بازی بیش 30 کارکتر مختلف نشان می دهد که در کار تخصصی خود یعنی بازیگری توانایی های قابل‌توجهی دارد چنانکه هم بدن و هم بیان او در طول 100 دقیقه اجرا بسیار متمرکز عمل می‌کند. شیوه بازی در بازی که معمولا در مونولوگ ها استفاده می‌شود و بازیگر در نقش های متفاوت ظاهر می‌شود تا بتواند داستانش را روایت کند. در چنین شرایطی آنچه بیش از پیش مهم می‌شود توانایی های فنی و تمرکز بازیگر است تا بتواند با کنتراست های مختلف تیپ های متفاوت را بازی کند و به نظر پیروزفر این کار را به خوبی انجام می دهد و در طول زمان طولانی مونولوگ توانمندی خود را نشان می دهد. استفاده از تکنیک های مایم برای القاء فضا و همینطور به کارگیری لحن ها و تیپ ها و ژست ها از جمله تکنیک هایی است که پیروزفر را در این راه کمک می‌کند.

آنچه که می‌تواند در این میان چشم اسفندیار ماتریوشکا باشد شاید نوع کارگردانی آن باشد. داستان ها همه جذاب هستند اما در چند داستان آخر شاید این جذابیت دیگر رنگ باخته به حساب بیاید دلیل آن می‌تواند طولانی شدن نمایش دانست. اما چرا نمایش طولانی به نظر می رسد؟ معمولا زمانی که به ما خوش می گذرد گذر زمان را حس نمی کنیم اما وقتی حوصله مان از چیزی سر برود اوضاع فرق می‌کند. این طولانی شدن می‌تواند به دلیل  بی اثر شدن میزان سن ها و تکراری شدن قراردادها به وجود بیاید. پیروزفر در داستان ابتدایی تقریبا تمام میزان سن های خلاقه خود را برای روایت داستانش خرج می‌کند که البته این امر نمی‌تواند نکته منفی باشد اما آنجا که او دیگر دست به خلق قرار داد و میزان سن تازه ای نمی زند در ریتم نمایشش خلل ایجاد می‌شود.

همچنین استفاده از ویژگی های تئاتریکال در این اثر می‌توانست جذابیت های بصری دیگری به آن بدهد که نمایش او را دیدنی تر کند؛ استفاده از نور پردازی برای به وجود آوردن فضاهای مختلف و همچنین طراحی صدای دقیق و هوشمندانه-و تنها در حد نیاز حداقلی- می‌توانست ابعاد نمایشی ماتریوشکا را تقویت کند.

در پایان باید گفت که ماتریوشکا اثری که قطعا ارزش دیدن را دارد و وفاداری اش به تئاتر و قصه گویی از آن نمایشی می سازد که تنها به نام بازیگر آن برای نشاندن مخاطبش وابسته نیست. این نمایش در تاریک ترین نقاطش رو به مخاطب حرف هایی تلخ می زند و از او می خواهد تا نگذارد که حقش را بخورند یا در کمیک ترین لحظات داستانی عامیانه را از زنی مرده می گوید که همه مردان شهر او را می ستاییدند اما در نهایت همه حرف ها و قصه هایش را با صمیمیت می گوید؛ با زبان تئاتر!

دوازده / رجینالد رز؛ نسخه ای تئاتری ماقبل نسخه سینمایی

رجینالد رز فیلمنامه‌نویس و نویسنده داستان‌های تلویزیونی آمریکایی بود که بیش از هر چیز به خاطر فعالیت‌هایش در سال‌های اولیه متولد شدن درام تلویزیونی، مشهور است. مشهورترین اثر او، داستان تلویزیونی «دوازده مرد خشمگین» است که بعد از به نمایش در آمدن در قالب یک فیلم تلویزیونی، در سال ۱۹۵۷ توسط خود رز به صورت یک فیلمنامه نوشته و مبدل یه یکی از موفق‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما به نام ۱۲ مرد خشمگین شد؛ که توسط سیدنی لومت کارگردانی شد. در آن فیلم ستارگانی از جمله هنری فوندا، لی جی. کاب، جک واردن، جان فیدلر و ای. جی. مارشال ایفای نقش کردند. توضیح این فیلم از این لحاظ مهم است که آثار اجرا شده از این نمایش چندان فراتر از این فیلم نرفته‌اند و شاهکار رز و کارگردانی لومت کماکان نسخه برتر این اثر به حساب می آید. در دوسال گذشته دو نسخه از این نمایش به صحنه آمده است که جواد خورشا توانسته اثری قابل قبول را ارائه دهد اما کماکان لذت دیدن این متن به‌عنوان تئاتر را نتوانسته است برجسته کند.

دیابولیک:رومئو و ژولیت

رومئو و ژولیت تراژدی نوشته‌شده توسط ویلیام شکسپیر در اوایل کار اوست که در مورد دو عاشق ناکام است که در نهایت مرگ پایان کارشان می‌شود. این نمایشنامه یکی از محبوب‌ترین نمایشنامه‌های شکسپیر در زمان حیاتش می‌باشد و در کنار هملت یکی از نمایشنامه‌هایی است که بر روی پرده رفته است. امروزه از شخصیت‌های اصلی داستان به‌عنوان عاشقان آرمانی یاد می‌شود.

رومئو و ژولیت کششی به داستان‌های عاشقانه دوران باستان دارد. درون‌مایه اثر براساس داستانی ایتالیایی است، که به صورت شعر با نام تاریخ باستانی رومئو و ژولیت توسط ارتور برووک در سال ۱۵۶۲، و به صورت نثر در سال ۱۵۹۱ توسط ویلیام پینتر نوشته شدند. شکسپیر از هرد و اثر استفاده کرد، ولی برای گسترش داستان، شخصیت‌های مکمل داستان به‌خصوص مرکوتیو و پاریس را دچار تغییراتی نمود. این نظر وجود دارد که نمایشنامه بین سال‌های ۱۵۹۱ تا ۱۵۹۵ نوشته شده، و برای نخستین‌بار در قطع ربع کاغذ در سال ۱۵۹۷ به چاپ رسید. این نسخه کیفیت پایینی داشت و نسخه‌های بعدی اصلاح‌شده و با اصل اثر شکسپیر مطابق گشتند.

استفاده شکسپیر از ترکیب دراماتیک، به‌خصوص اثرات تعویض بین کمدی و تراژدی و گسترش کشمکش‌ها، گسترش کاراکترهای فرعی، و استفاده از درون‌مایه‌های فرعی و زیبا نمودن آن، به‌عنوان نشانه‌های اولیه توانایی‌های او مورد توجه است. نمایشنامه شکل‌های شاعرانه مختلفی به کاراکترهای مختلف می‌بخشد و گاهی اوقات شکل کاراکترها نیز تغییر می‌کند. برای مثال رومئو، در غزل در طول نمایشنامه ماهرتر می‌گردد.

اثر چرمشیر با کارگردانی پسیانی اما بیشتر تأثیر گرفته از فیلمی محصول سال ۱۹۹۶ به کارگردانی باز لورمان است . این فیلم بر اساس نمایشنامه رومئو و ژولیت نوشته ویلیام شکسپیر ساخته شده است. پسیانی در این اثر با آشنا زدایی از این داستان کلاسیک رومئویی عصبی را نشان می دهد که هیچ نشانه ای از آن شخصیت عاشق پیشه شکسپیر را ندارد، به بیان دیگر شاید این رومئو نسخه امروزی جامعه ماست.

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ایران تئاتر با نگاهی به آثار بخش ملل جشنواره تئاتر فجر بررسی می‌کند(بخش اول):
» سوغات فرنگی، ذائقه ایرانی
... دیدن متن »

به گزارش تیوال به نقل از ایران تئاتر
شناسه مطلب: 91558

ایران تئاتر- احمد عظیمی:در این مطلب به بررسی نمایش‌های اجراشده بخش  ملل  که در بخش مسابقه بین الملل سی و پنجمین دوره جشنواره تئاتر فجر  حضور داشتند می‌پردازیم. در قسمت اول ۴ نمایش از کشورهای ژاپن، نروژ، فرانسه و لهستان را موردبررسی قرار می‌دهیم.

سی و پنجمین جشنواره تئاتر فجر در حالی به پایان رسید که امسال 17 نمایش خارجی از 12 کشور  نروژ، ژاپن،گرجستان، هلند، فرانسه، اسپانیا، بلغارستان، یونان،ترکیه،عراق،لهستان و سوئیس به تهران آمدند .از بین این آثار در بخش مسابقه بین‌الملل ده اثر حضور داشتند و دربخش محیطی 2 اثر از کشورهای فرانسه و لهستان در این دوره اجرا شد. اهمیت آثاری که از آن‌سوی مرزها به ایران می‌آید از این حیث است که تئاتر ما را با تئاتر دنیا آشنا می‌کند و این آشنایی آنجا جذاب‌تر خواهد بود که چیزی به آنچه داریم اضافه کند .هرچند به نظر می‌رسد با رویکرد امروز تئاتر ما یعنی رفتن در جاده تئاتر غرب، این بخش دوم دچار اختلال می‌شود زیرا وقتی چیزی را از دیگری به عاریت بگیری که جزو میراث اوست با تقلید صرف احتمالاً نتوانی چیز بیشتری را به آن اضافه کنی که صاحب اصلی‌اش از مواجه با آن فرم جدید شگفت‌زده شود و تحت تأثیر قرار بگیرد، مگر آنکه راهی دیگر را در مواجه با موضوع پیش گرفت و ازآنچه خودت داری الهام بگیری و در ترکیب با آنچه وام گرفته‌ای به کشفی تازه دست‌یابی.

اهمیت بخش بین‌الملل آنجا روشن‌تر خواهد شد که به تاریخ تئاتر این سرزمین  نظری بیندازیم.با این نگاه متوجه می‌شویم جریانی مثل کارگاه نمایش به‌شدت متأثر از همین ملاقات بین‌المللی است و برخی جریانات در رویکردهای نوین تئاتر ایران از همین گروه شروع می‌شود. هرچند چگونگی و کیفیت و یا اینکه اعضای این گروه به چه سمت و سویی رفتند یا نسبت به این نوگرایی چقدر دچار سوءتفاهم شدند بحث دیگری است، اما می‌توانیم به وجود آمدن چنین گروهی را  متأثر از این ملاقات بین الملی دانست. مثال حاضر می‌تواند  نشان‌دهنده تأثیر این بخش در تئاتر ایران باشد. تأثیری که از ملاقات فرم‌های اجرایی حاصل می‌شود،  ازاین‌رو می‌توان به اصل ممسیس یا تقلید اشاره کرد که خلق هنر را با تقلید همراه می‌داند. هرچند این تقلید در نظر افلاطون نوعی فن‌ورزی است اما امروزه به خوبی می‌دانیم که این تقلیدبخشی از مراحل یادگیری رشته‌ای هنری است که در ادامه به خلق اثر مستقل و خلاقه منجر می‌شود.

مراد اینکه ملاقات گروه‌ها و مخاطبان تئاتر ایران با دیگر آثار تئاتری از سراسر جهان می‌تواند منجر به آموزش و تبادل تجربه شود. این اولی یعنی آموزش و یادگیری اما وجه و اهمیت دیگری به این ملاقات می‌دهد؛ در این رخداد اهمیت کیفیت آثار تعیین کننده  حد و نوع این تأثیرگذاری است ، به همین دلیل است که همیشه خوب یا بد بودن آثار بخش ملل جشنواره تئاتر فجر نقل‌ محافل تئاتری‌ها در ایام جشنواره و بعد از آن است.

در این دوره نمایش‌های مختلفی به جشنواره فجر آمده‌اند که ازلحاظ کمی می‌توان آن را پیشرفت دانست. بعد از اجرای این آثار حرف‌های مختلفی در مورد کیفیت این آثار از سوی مخاطبان و تئاتری‌ها گفته‌شده است. همه این نظرات با هر رویکرد مثبت یا انتقادی هم که داشته باشند، نشان می‌دهد درهرصورت این جشنواره و این بخش در میان مخاطبین جایگاهی ویژه دارد و دیده می‌شود. در این گزارش به بررسی نمایش‌های اجراشده بخش  ملل  که در بخش مسابقه بین الملل سی و پنجمین دوره جشنواره تئاتر فجر  حضور داشتند می‌پردازیم. در قسمت اول این گزارش 4 نمایش از کشورهای ژاپن، نروژ، فرانسه و لهستان را موردبررسی قرار می‌گیرند. 

سفید؛ فنی و سرگرم کننده 

نمایشی از کشور ژاپن که شاید "سرگرم‌کننده" تنها صفتی باشد که می‌توان به آن داد. این اثر یک اجرای رقص است که با استفاده از موسیقی و حرکات موزون خود را در قالب تئاتر ارائه می‌کند. استفاده خلاقانه از ویدئو پروجکشن مهم‌ترین ویژگی این اجرا است رقصنده‌ها با حرکاتی هماهنگ منطبق بر تصاویر پروجکت شده همواره خلاقیت‌های متفاوتی را شکل می‌دهند؛ از بازی کردن با نوستالژی‌هایی مثل قارچ خور گرفته تا مربع‌های رنگی که در شکلی انتزاعی تکثیر می‌شوند و با شوخی‌هایی انیمیشنی مخاطب را سرگرم می‌کنند. البته این سرگرم کردن با دقت و ظرافت انجام می‌شود و همین کار بلدی رقصنده‌های سفید مخاطب را قانع می‌کند  تا پای این نمایش بنشیند. مهم‌ترین توجیه بودن سفید در جشنواره تئاتر فجر را می‌توان ویژگی‌های فنی آن دانست. سفید می‌تواند برای مخاطب خود به‌خصوص تئاتری‌ها بیش از هر چیز آموزنده باشد اما این آموزنده بودن تنها در بعد فنی و به‌ویژه استفاده از ویدئو پروجکشن است؛ در بسیاری از آثار امروز تئاتر ایران استفاده از این وسیله باب شده است اما معمولاً این کار بسیار سطحی و دم‌دستی انجام می‌شود اما سفید با استفاده درست و خلاقانه از ویدئو پروجکشن نشان می‌دهد با طراحی درست و تمرین می‌توان خلاقیت‌های فراوانی را ارائه داد. اما با قطعیت می‌توان گفت این اثر "تئاتر" نیست! سفید به هیچ‌یک از ساختارهایی که از تئاتر می‌شناسیم شبیه نیست و آن را می‌توان یک پرفورمنس دانست. ازاین‌رو شاید اجرایش در یک سالن قاب صحنه‌ای مثل تئاتر شهر هیچ توجیهی نداشته باشد. مخاطب ممکن است از تماشای آن در یک نمایشگاه ،گالری یا جشن تعجب نکند اما اجرای این پرفورمنس آن‌هم به‌عنوان تئاتر در بخش نمایش‌های صحنه‌ای یک جشنواره تئاتری چندان مناسب به نظر نمی‌رسد. اشتباه نکنید مراد نگارنده اصلاً لزوم وجود پیام اجتماعی یا سیاسی و غیره در نمایش نیست بلکه دقیقاً این نکته به هماهنگی تم و اشاعه و گسترش آن در اثر برمی‌گردد و درنهایت نوع برخورد و پرداخت با کانسپت های اصلی است که فرم را می‌آفریند. حتی می‌توان مسئله را از آخر به اول حل کرد، یعنی اصالت را به فرم داد و به فرض گفت هنرمند دکمه زیبایی را می‌یابد یا می‌سازد و برای آن می‌خواهد لباسی را مهیا کند که به دکمه بخورد، سفید حتی در این نگاه نیز نمی‌تواند تئاتر باشد. سفید اجرایی هماهنگ از نور و موسیقی و رقص است که هرچقدر هم با نگاهی پیشرو یا مدرن به این اثر نگاه کنیم نمی‌توانیم آن را تئاتر بدانیم زیرا آنچه همواره در یک اثر نمایشی-از کلاسیک‌ترین تا مدرن‌ترین فرم ها-ثابت است پایبندی به یک یا حتی چند کانسپت اصلی است. بسیاری از آثار تئاتر امروز در جهان اساساً پیام خاصی ندارند اما کلیت آن آثار حول مفاهیمی می‌چرخد که در اثر قابل‌رؤیت هستند. مخاطب هرچقدر که می‌خواهد بین اپیزودهای این اثر ارتباطی برقرار کند باز نمی‌تواند آنچه می بیند را به هم ربط دهد الا اینکه بپذیرد اجرای پیش رویش اجرا می‌شود قرار است او را تنها سرگرم کند. اینجاست که به نظر می‌رسد اساسی ترین نقد نمایش ژاپنی(و چه بسا چندین اثر دیگر بخش ملل جشنواره) مطرح می‌شود؛ در جامعه ایرانی که سرشار از مسائل مختلف است چنین نمایش‌هایی چه جایگاهی دارند؟ فراموش نکنیم که آنچنان که در ابتدای این گزارش عنوان شد فرض این است که آثار بین الملی این جشنواره به نوعی تئاتر ما را متأثر می‌کند و باید پرسید چنین اثری قرار است چه جهتی به نمایش ما دهد؟ وجه فنی و خلاقیت چنین اثری با یک کارگاه آموزشی هم قابل انتقال بود اما توجیه ارائه چنین اجرایی که تنها وجه سرگرمی ساز دارد، فاقد ساختار اثر نمایشی است و به‌عنوان تئاتر ارائه می‌شود کماکان برای نگارنده در هاله ای از ابهام است. فراموش نکنیم که میل به گرایش ها و فرم ها مدرن در تئاتر امروز ما به‌شدت افزایش یافته، این اشتیاق بسیار ارزشمند است و می‌توان از آن برای شکوفایی تئاتر ایران سود برد اما با نگاهی به تئاتر امروز در می یابیم عدم شناخت از این نوگرایی باعث شده است آثار زیادی تولید شوند که تنها ادای مدرن بودن را در می آورند و مهمتر از آن فاقد درون مایه، ایده و تمی قوام یافته و چالش بر انگیزند. به نظر می‌رسد در چنین شرایطی تئاتر ما بیش از هر چیز نیاز دارد تا در عین نوگرایی فرمی آثاری که می بینید چگونگی نمایشی کردن درون مایه را نیز به مخاطب و هنرمند تئاتری بیاموزد! مخاطبان تئاتر حتما به یاد دارند که در تاریخ برگزاری این جشنواره همواره آثاری نیز بوده اند که در عین ویژگی‌های خلاقه که در نظر مخاطب ایرانی بی نظیر بوده اند، دارای فرم نو و حرف تازه هم بوده اند.

آنجا؛ بازی با مکان و زمان بدون زبان 

این نمایش جزو آثار ندیده شده جشنواره تئاتر این دوره است. اثری که شاید یکی از با کیفیت ترین نمایش‌های این دوره بود اما نتوانست توجه مخاطبان و داوران را به خود جلب کند. داستان چهار انسان که درجایی منتظر اند. آنها به زبانی ساختگی با هم حرف می زنند، هر یک چیزی را از دور صدا می زنند و با دیدنش هیجان زده می‌شوند گویی کسی یا وسیله ای از دور می گذرد و آنها با صدا زدن تقاضای کمک یا جلب توجه دارند. این کلیت موقعیتی است که «آنجا» در آن داستانش را روایت می‌کند.

نمایش با ارائه این توضیح آغاز می‌شود که زبان به کار برده شده در این نمایش ساختگی است و هیچ معنایی ندارد. این اولین نشانه در مورد نمایش برای مخاطب است؛ قرار نیست با مفهوم کلمات چیزی را دریابم بلکه هر آنچه می بینیم و می شنوم این تئاتر را می سازد. آنجا را بیش از هر چیز باید یک رقص معاصر دانست که اصوات انسانی به آن اضافه شده است. دنیای نمایش به دو فضا تقسیم می‌شود: روزمره و رویا. در موقعیت های روزمره هر آنچه می بینیم درگیر و جر و بحث است اما در رویا تنها رقص و حرکات بدن است که با موسیقی با مخاطب حرف می زند. این چهار انسان -به غیر از یکی- از ابتدا ظاهر انسان هایی متمدن را دارند و دائما در حال بحث یا سربه سر گذاشتن با یکدیگر اند. آنها تضاد های آشکاری با هم دارند. در ادامه اثر یکی دیگر که به نظر گوشه گیر و بدوی تر است به این سه اضافه می‌شود و بعد از مدت ها چالش او نیز کت به تن می‌کند و لا اقل در ظاهر شبیه به سه مرد دیگری می‌شود که در این نمایش حضور دارند اما همواره ویژگی متمایز بودن خود را حفظ می‌کند. به نظر می‌رسد این اضافه شدن شخص چهارم یک نوع تکامل باشد. چهار نمادی از مرد است چهار شخصیت مربعی را می سازند، مربع نماد سکون، ثبات و برابری و برادری است و با اضافه شدن شخصیت چهارم این جمع به سوی یک نوع اتحاد پیش می روند در حالی که پیش از این و در جمع سه نفره شان اختلافات بارزتر بود؛ یکی رئیس و دو نفر دیگر به نوعی تحت نفوذ او هستند اما با اضافه شدن نفر چهارم این ترکیب عوض می‌شود.

رادیو در این اثر تنها وسیله ارتباطی آنان در این برزخ است، هر بار که صدایش می‌آید باعث می‌شود آنان نسبت به آن واکنشی متفاوت نشان می‌دهند هرچند این رادیو در آنجا دیگر تنها یک وسیله ارتباطی برای یافتن خبرهای تازه نیست بلکه همواره خاطره و نوستالژی را برای آنان زنده می‌کند. این رادیو نماد گذشته است چه ازلحاظ شکل و چه ازلحاظ جای قرار گیری؛ رادیو همواره در انتهای صحنه قرار دارد و جنس صدا و موسیقی اش همواره گذشته را روایت می‌کند. شخصیت ها نیز وقتی صدای رادیو را می شنوند عکس العمل های متفاوتی نشان می‌دهند که با توجه با شخصیت های آنان تفاوت می‌کند.

نکته مهمی که در مورد این نمایش و آثاری که با این فرم اجرا می روند وجود دارند عنوانی است که به اشتباه برای این آثار اطلاق می‌شود، همواره از این آثار با نام پرفورمنس یاد می‌شود و نه تئاتر، اما آنجا قطعا تئاتر است. اساساً در کشور ما هر اثری که کلام نداشته باشد و در آن رقص و موسیقی وجود داشته باشد به آن پرفورمنس می گویند در حالی که پرفورمنس مشخصات خود را دارد و ازلحاظ درون مایه و فرم تفاوت است. «آنجا» قطعا یک تئاتر است و تمام مولفه های یک اثر تئاتری اعم از شخصیت پردازی، داستان، کشمکش و پایان بندی را دارد. علاوه بر آن محدود نبودن به جغرافیا و زبانی خاص برای آن ویژگی نیز محسوب می‌شود.

شاخص ؛ حرکت و دیگر هیچ 

این اثر در نگاه اول همه آن مشخصاتی که از تئاتر های فرانسوی می‌شناسیم را در خود دارد. یک تئاتر بی کلام که بر اساس رقص هیپ هاپ طراحی شده است. تئاتر فرانسه از آنجا که مهد پانتومیم است و باز زایی مایم یونانی در فرانسه و با پانتومیم صورت می گیرد همواره تأثیری بی واسطه از این شیوه نمایشی گرفته است. بزرگانی همچون کوپو با ویو کلمبیه  و مارسل مارسو که از شاگردان وی بود از جمله تاثیرگذارن  بر تئاتر فرانسه در جهت گیری و میلش به این سمت است. البته شاخص تنها ادایی بود از تئاترهای فرانسوی با سبک دوست داشتنی شان. هر آنچه در این اثر دیده می‌شود رقص هایی است که معلوم نیست چرا انجام می‌شوند و هیچ توجیه دراماتیکی ندارند. شاخص سعی می‌کند همه مشخصات یک تئاتر را داشته باشد. مکان اتفاق در این نمایش یک کتابخانه است و شخصیت های داستان نمایش در این کتابخانه با یکدیگر و با کتاب‌هایی که می خوانند موقعیت هایی را می آفرینند که رابطه و نسبت هر یک با کتابی که می خواند را نشان می‌دهد اما این داستان ها به شکلی الکن گفته می‌شوند. دلیل این اتفاق چیزی نیست مگر ناتوانی بازیگران. هرچند شاید نتوان نام آنان را بازیگر گذاشت و رقصنده نام درست تری برای اجراگران در نمایش شاخص باشد. نمایش در لحظات زیادی وابسته به مایم است اما بازیگران شاخص در با ضعف هایشان قادر به انتقال موقعیت و داستان نیستند. دائما در طول نمایش رقص هایی تکراری را می بینیم که تقریبا با همان کیفیتی اجرا می‌شوند که ممکن است در یکی از پارک های تهران جمعی از نوجوانان مشغول تجربه کردنش باشند.

از سوی دیگر شاخص به‌شدت متأثر از آثار جیمز تیری بود به شکلی که در لحظاتی بعضی شوخی ها و میزان سن ها عینا شبیه Le Soleil Est Rare است. ناتوانی در ارائه ایده ها و به وجود آوردن سبک  با مقایسه این نمایش با نمونه های خوب این سبک اجرایی پیش می‌آید. هرچند نمی‌توان نام کپی بر این برداشتها نهاد اما این شباهت ها در فرم و حتی میزان سن نشان از عدم خلاقیت کارگردان اثر را دارد.

در زمان اجرای شاخص عده ای از تماشاگران سالن را ترک کردند و برعکس عده ای دیگر که نمایش را دوست داشتند وقتی یکی از بازیگران بر روی سرش می چرخید گروه را تشویق می کردند. به نظر می‌رسد این نمایش ازلحاظ شیوه اجرای مورد توجه مخاطبانش قرار گرفت اما قطعا نسخه با کیفیتی از این نوع اجرا نبود زیرا بسیاری از مخاطبان بعد از اجرا زمزمه هایی می کردند مبنی بر اینکه خب با این همه حرکات عجیبی و ملق حالا باید چه کنند؟

همسرایی یتیمان ؛ استقبالی در خور کیفیت 

نمایشی از تئاتر لهستان که مخاطبش را مرتعش می‌کند. کل اثر بر اساس سمفونی شماره سه میکولای گروکی پیش می رود و راز فهم آن در فهم این موسیقی است. تاریخ لهستان به گونه ای است که همواره دچار جنگ های زیادی شده است و به دلیل نداشتن قدرت و ثبات سیاسی همواره محل مناقشه قدرت های نظامی اطرافش بوده است اما بزرگترین آسیب این کشور را باید در جنگ جهانی اول و دوم جستجو کرد. لهستان در تاریخ معاصرش دردهای فراوانی دیده و شاهد جنایات انسانی زیادی بوده است، این اتفاقات بر جامعه لهستان و هر این سرزمین تاثیرات فراوانی گذاشته است. این تاثیرات در سینما،تئاتر، موسیقی، نقاشی و به‌خصوص گرافیک لهستان به وضوح دیده می‌شود؛ پوسترهای مکتب لهستان یکی از معروف ترین جریانات هنری این کشور است که عموما همواره نوعی از وحشت و درد در آنها منعکس می‌شود. حتی تصویر سازی هایی با موضوعات مثبت و شاد نیز در این جریان با پس زمینه ای از غم  تصویر می‌شود.

سمفونی شماره 3 گروکی به دردهای کشور لهستان می پردازد. متن شعر آن در واقع لالایی است از زبان یک مادر که فرزندش کشته شده و حالا نمی‌داند بدنش را کجا دفن کرده اند، مادر در این آواز پسرش را می خواند و به دنبال محل دفن او می‌گردد.

همسرایی یتیمان در سطح وضعیت نوجوانانی را روایت می‌کند که احتمالاً چنانکه از نامش بر می‌آید یتیم هستند و توسط دو مربی نگهداری و تربیت می‌شوند. اگر بخواهیم آن را با نگاهی نماد پردازانه و جهان شمول بررسی کنیم این نوجوانان می‌توانند نمادی از بشر امروز باشند. در هر دو صورت مسئله بر سر چیستی موقعیت آنان است؛ انسان هایی که تحت کنترل اند آن‌هم توسط دو فرد که لباسی با المان ها نظامی بر تن دارند! در گیری این انسان ها و نگهبانان/ مربیان آنان داستان های همسرایی یتیمان را به وجود می آورد. نمایش با طراحی دکور خلاقانه اش مکان های مختلف را خلق می‌کند و تنها با تغییر سطح در حجم مرکزی اش که اصلی ترین منطقه بازی در آن است فضاهای مختلفی را به وجود می آورد. این اثر را باید یک بازی گروهی و هماهنگ دانست که به نوعی ازلحاظ فرمی پیرو همان سبک تئاتری است که بزرگانی همچون گرتوفسکی و کانتور در این کشور ارائه داده اند؛ تئاتری بر پایه بدن! البته نوع به کارگیری دکور بیشتر متأثر از کانتور و به‌خصوص طراحی های خلاقانه حجمی اسبودا است.

به نظر می‌رسد چنین آثاری با ذائقه مخاطب ایرانی نیز بسیار هماهنگ است زیرا همسرایی یتیمان از سوی مخاطبان ایرانی نیز مورد توجه قرار گرفته است. از سوی دیگر شاید تم تراژیک یکی دیگر از اشتراکات ذائقه هنری مخاطب و هنرمندان در این دو جامعه باشد.

 

 

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جشنواره تئاتر فجر از نگاه مسئولان و هنرمندان
» موج خروشان نسل جدید در تئاتر ایران
... دیدن متن »

به گزارش تیوال به نقل از ایران تئاتر
شناسه مطلب: 91528

جوان شدن جشنواره تئاتر فجر، تلاش برای اعتبار بخشی و نظم تئاتر ایران، تاکید بر رویکردهای متفاوت و... از جمله اهداف جشنواره امسال بود که اهالی تئاتر هریک در گفتگوهای خود به آن‌ها اشاره داشته اند.

به گزارش ایران تئاتر، جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر همواره با فرازوفرودها و واکنش‌های متفاوتی از سوی اهالی تئاتر مواجه بوده است. بسیاری از مسئولان و هنرمندان این رویداد را اتفاق بزرگ تئاتر کشور دانسته‌اند و برخی دیگر معتقدند هنوز جشنواره راه طولانی برای کشف هویت خود باید سپری کند. در ادامه ارزیابی تعدادی از مسئولان فرهنگ و هنر و اهالی تئاتر را نسبت به وضعیت سی و پنجمین جشنواره تئاتر فجر و تأثیراتی که در توسعه داخلی و خارجی این هنر در کشور می‌تواند داشته باشد را می‌خوانیم.

سید رضا صالحی امیری

سینما ریشه هنر است اما تئاتر مادر هنر خوانده می‌شود، هنر از تئاتر هویت می‌گیرد و از این منظر ایرانیان به تئاتر علاقه نشان می‌دهند. بی‌شک تعداد نمایش‌هایی که هنرمندان تئاتر در طول سال اجرا می‌کنند، نشان از علاقه مخاطبان به این حوزه است. به‌طور متوسط در تهران روزانه ۹۰ تا ۱۱۰ نمایش اجرا می‌شود که آمار بسیار رضایت بخشی است. در نظر داریم سال ۹۶ مجموع تئاتر کشور را تقویت کنیم و به این منظور برآورد داریم ۱۰ میلیارد تومان بودجه تئاتر کشور را در سال آینده افزایش دهیم. تئاتر نیاز جامعه ایران است، یکی از کانون‌های مصرف فرهنگی را تئاتر تشکیل می‌دهد و در توسعه جامعه فرهنگی نقش مهمی ایفا می‌کند.

مضامین مؤثر در جشنواره تئاتر فجر حضور دارد. مضامین سبک زندگی، دفاع مقدس، مسئولیت اجتماعی، اخلاق اجتماعی، روابط انسانی و ادبیات و هنر ایرانی در این جشنواره به‌درستی انتخاب‌شده است، مضامینی که در انتقال فرهنگ ایرانی به جامعه نقش بی‌بدیل خواهند داشت. بیش از ۹۰ متن از متون حاضر در جشنواره تئاتر فجر ایرانی است که این نشان می‌دهد کارگردانان و نویسندگان ما به بلوغ لازم رسیده‌اند، تئاتر در دهه چهارم انقلاب اسلامی در حال جهش است و آینده تئاتر را بسیار موفقیت بخش می‌بینم. من پیش از حضور در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم مخاطب تئاتر بودم و به تئاتر دیدن علاقه دارم. ازاین‌پس هم سعی می‌کنم به‌طور غیررسمی تئاتر ببینم چون جذابیت بیشتری برای خودم خواهد داشت. بخشی از مصرف فرهنگی برای بنده فیلم، موسیقی و تئاتر است. علقه ما فرهنگی‌ها به حوزه هنر یک علقه ذاتی و درونی است. هر انسانی که روح و احساس دارد با هنر زندگی می‌کند و تئاتر هم بخشی از هنر ایرانی است، ایرانیان از سابقه تاریخی و تمدنی دیرینه در جامعه ایران برخوردار هستند. تئاتر مربوط به دیروز و امروز ایران نیست و ما درگذشته برنامه‌های آئینی زیادی داشتیم که قدمت بسیار دیرینه‌ای دارند. تئاتر در دل خود موسیقی و همه هنرها را تشکیل می‌دهد و ما نیازمند توجه و توسعه بیشتری هستیم. تلاش می‌کنیم تئاتر سال آینده یک جهش را تجربه کند. بخشی از این بازسازی انجام‌شده، همه تلاش می‌کنیم سال ۹۶ این بازسازی تکمیل شود و شما شاهد تحول در این مجموعه خواهید بود. همه مردم خوشحال خواهند شد تئاتر شهرشان زیبا و جذاب و پرمخاطب باشد. این مجموعه برای تهران یک مجموعه نوستالژیک است و حتماً به آن توجه بیشتری خواهیم کرد.

توجه بیشتر هنر شهرستان‌ها از سیاست‌های وزارت ارشاد است. طبق گزارشی که من از مدیرکل این حوزه و آقای مراد خانی داشتم، سال آینده برای استان‌ها سال خوبی خواهد بود. حضور فعال استان‌ها ۴۵ درصد از جشنواره فجر را تشکیل می‌دهد و ۵۵ درصد تهرانی‌ها فعالیت کردند که این رقم خوبی است. ما در نظر داریم به استان‌ها، شهرستان‌ها و روستاها را به‌منظور توزیع عادلانه فرصت‌های فرهنگی بیشتر توجه کنیم و سیاست قطعی وزارت ارشاد توجه به شهرستان‌ها است. ۸۰ درصد جمعیت کشور در استان‌ها قرار دارند و عدالت فرهنگی اقتضا می‌کند که همه آحاد ملت از این فرصت‌ها فرهنگی برخوردار باشند. 400 پروژه در سطح کشور در دست داریم که باید مردم و سرمایه‌گذاران هم کمک کنند. دولت به‌تنهایی توانایی تکمیل همه پروژه‌ها را ندارد، امسال ۴۰ پروژه را به بخش‌های مردمی واگذار کرده‌ایم و سال ۹۶ این حرکت شتاب بیشتر خواهد گرفت و تلاش می‌کنیم مشارکت بخش خصوصی، نهادهای عمومی، هنری و مؤسسات فرهنگی را بیشتر جلب کنیم.

علی مراد خانی
جشنواره تئاتر فجر را اتفاقی لحظه‌ای در نظر نگیریم!

نباید جشنواره تئاتر فجر را به‌عنوان یک اتفاق لحظه‌ای در نظر بگیریم. به همین منظور در تئاتر در حال ایجاد فضاهایی هستیم که هم باعث یادگیری بیشتر هنرمندان فعال در این عرصه شود و هم باوجود ایجاد یکسری رقابت بین گروه‌های نمایشی، حرکتی به‌سوی ارتقاء کیفیت آثار داشته باشیم. تمام تلاشمان بر این بوده است که در طول سال هر آنچه را که جشنواره لازم دارد، فراهم‌سازیم چراکه بزرگ‌ترین رویداد در جشنواره، وجود خود جشنواره تئاتر فجر است. یعنی همین‌که این جشنواره با یک کیفیت خوب و با حضور هنرمندان طراز اول برگزار می‌شود، رویدادی فوق‌العاده به‌حساب می‌آید. امسال هم سعی می‌کنیم بلافاصله بعد از اتمام جشنواره، شرایط خوبی فراهم کنیم که آثار برگزیده در جشنواره به مرحله اجرای عموم برسند. بودجه برای این است که به یک گروه بین‌المللی داده شود تا با حضورشان، رویداد جدیدی در یادگیری آن هنر توسط هنرمندان صورت بگیرد. البته به مسئله حمایت از گروه‌ها اعتقاددارم و حمایت‌هایی هم در این زمینه انجام می‌گیرد ولی گروه‌های نمایشی نباید اول مبنای کار را برگرفتن کمک‌هزینه بگذارند و بعد به فکر درآمدزایی اثر خود باشند.

مهدی شفیعی
جریان سازی برای ارتقای تئاتر محیطی

‎با توجه به تجربه‌ای که به لحاظ ساختاری و تشکیلات اجرایی در ادوار مختلف داشته‌ایم، جشنواره امسال جشنواره خوبی بود. حضور هنرمندان در این جشنواره گرم بود و حضور جوانان و پیشکسوتان نیز خیلی امیدبخش به نظر می‌رسید. با نگاهی منطقی در بخش‌های جشنواره، به‌خصوص بخش رقابت جوان، تنوعی که در بخش‌های محیطی داشته‌ایم، اتفاقات خوبی را در این حوزه رقم‌زده است. امیدوارم این اتفاق تبدیل به جریانی شود که بتواند برای کل تئاتر محیطی کشور جریان سازی کند. یکی از ویژگی‌های مهم این جشنواره، سطح کیفی آثار هنرمندان غیر تهرانی بود. من برخی از کارها را که دیدم، سطح کیفی آن‌ها به شکلی بود که دیگر برای تعریف تئاتر نمی‌شود گفت، تئاتر تهران و یا تئاتر غیر تهران. به نظرم خیلی اتفاقات خوبی در این دوره افتاد و این ناشی از اتفاقات مستمر و مداومی است که در استان‌ها بابت اجرای عموم در حال شکل‌گیری است. از سوی دیگر، باید با نگاهی تحلیل‌گر نقاط قوت و ضعف جشنواره را بررسی کرد و سعی کنیم نقاط قوت را پررنگ‌تر کنیم و بر آن‌ها بی افزاییم. اگر نقاط ضعفی وجود دارد، با مشورت گرفتن از خانواده و اهالی تئاتر سال‌به‌سال آن‌ها را کمرنگ‌تر کنیم.

‎من شخصاً بسیار علاقه‌مند هستم که ساختار فعلی حفظ شود. ساختار فعلی به‌نوعی آزمون‌وخطاهایش را پس داده است و به اعتقاد من تجربه دو دوره‌ روبه‌جلو دارد و می‌تواند با نگاهی تحلیل‌گر به هر دو دوره رویداد بهتری را رقم بزند، امیدوارم با صحبتی که با دوستان داریم در فرصت پیش رو انشا الله به‌زودی دبیر آینده را اعلام کنیم.

‎سعید اسدی
چشم‌اندازی تازه از وضعیت تئاتر ایران

‎در این دوره از جشنواره تئاتر فجر تمام تلاشمان بر این بود، اعتباری که به‌وسیله تاریخ ایجادشده، حفظ شود. بزرگ‌ترین دستاورد من نیز، حفظ این اعتبار است. ادعای ارتقاء اعتبارش را ندارم، اعتبار ازاین‌جهت که بتواند به هنرمندان و مخاطبان احترام بگذارد، نظم و ترتیب و قاعده ایجاد کند و ضرورت‌هایی را درک کند که شاید در آینده تئاتر ما، توجه به این ضرورت‌ها الزامی باشد ازجمله موج خروشان نسل جدیدی که به سمت تئاتر می‌آیند، جهشی را در تئاتر ما ایجاد خواهد کرد و من ایمان‌دارم که این کمیت ایجادشده به کیفیت خواهد انجامید.

‎جوان شدن جشنواره هم در همکاران و هم در داوران، ارزیابان و شرکت‌کنندگانش این را نشان می‌دهد که ما همگی به یک روح و چشم‌اندازی تازه نیاز داریم و همچنین باید از پیشکسوتان و تجارب آن‌ها استفاده کنیم و از آن‌ها مشورت بگیریم. کما اینکه من نیز برای این تصمیمات با خیلی از دوستان مشورت می‌کردم و باید افق آینده را مدنظر داشته باشیم. چون به نظر می‌آید که تئاتر ایران پیشنهاد‌هایی برای خود و جهان دارد. ولی کمی اوضاع در جامعه تئاتری باید نظم و نسق پیدا کند.

‎بهروز غریب پور
‎تلاش برای هویت بخشی مهم‌ترین اتفاق تئاتری کشور

 به نظرم یکی از نقاط قوت این جشنواره در دو دوره اخیر حضور سعید اسدی است که تمام دغدغه‌اش هویت دادن به جشنواره و بالا بردن سطح کیفی آن بوده است تا تئاتر کشورمان رونق بیشتری پیدا کند. باوجود همه این‌ها بارها گفته‌ام بودن جشنواره تئاتر فجر بهتر از نبودنش است زیرا این جشنواره توانسته بستری را برای نشان دادن هویت تئاتر کشورمان فراهم کند، اما از طرفی همانند دیگر جشنواره‌ها کم‌وکاستی‌هایی هم دارد.

‎ اگرچه این رویداد بزرگ هنری با فرازوفرودها و نظرات متفاوتی همراه است، اما بااین‌حال بسیاری از هنرمندان تئاتر که سال‌هاست دغدغه این هنر بزرگ را دارند، رویداد تئاتر فجر را مهم‌ترین اتفاق دانسته و معتقدند باید از این جشنواره به شکل مادی و معنوی حمایت صورت گیرد.

‎هادی مرزبان
محلی برای ارائه اندیشه‌های نو

جشنواره محلی است برای ارائه و دیدن آثار تازه تا شرکت‌کنندگان با اندیشه‌های نو روی صحنه حاضر شوند و به معلوماتشان افزوده شود. ای‌کاش در سال فقط همین یک جشنواره را برگزار می‌کردیم تا هزینه‌های اضافی صرف برگزاری جشنواره‌های ریزودرشت نشود.

‎متأسفانه برای اسکان گروه‌های شهرستانی زمان محدودی را در نظر می‌گیرند که باعث می‌شود هنرمندان شهرستانی بدون دیدن آثار جشنواره، تهران را ترک کنند. درحالی‌که اصل برگزاری جشنواره، دیدن آثار یکدیگر است به‌خصوص برای افرادی که سالی یک‌بار از شهرهای دیگر می‌آیند و در جشنواره شرکت می‌کنند.


قطب‌الدین صادقی
‎جشنواره تئاتر فجر هنوز تعریف مشخصی پیدا نکرده

‎جشنواره تئاتر فجر نسبت به دوره‌های آغازین خود سیری صعودی را طی کرده است. در ابتدا این جشنواره خیلی حرفه‌ای نبود و آماتوری بود و به لحاظ موضوعات تنوعی نداشت ولی از دهه ۷۰ موضوعات و مسائل مطرح‌شده در جشنواره تئاتر فجر متنوع شد.

‎جشنواره تئاتر فجر باعث شد تا فعالیت تئاتر در شهرستان‌ها که تعطیل‌شده بود، اعتبار مضاعف پیدا کند و مسئولان و هنرمندان در شهرستان‌ها تئاتر را جدی بگیرند. تا اواخر دهه ۷۰ هم بیشتر گروه‌های تئاتر شهرستان‌ها در جشنواره حضور پیدا می‌کردند و جایزه می‌گرفتند.

‎به‌مرور در دهه ۷۰، زیبایی‌شناسی وارد جشنواره تئاتر فجر شد و این آغازی بود برای حضور گروه‌های خارجی. از دهه ۷۰ تابه‌حال، جشنواره تئاتر فجر به سمت تئاتر هنری حرکت کرده است.

‎در چند دوره اخیر جشنواره، کارهایی به‌دوراز مفاهیم اجتماعی و بیشتر حاوی بازی‌های شکلی و تجریدی با متون بزرگ دیده می‌شوند. حس می‌کنم این ایراد ازاینجا نشأت می‌گیرد که جشنواره تئاتر فجر هنوز تعریف خود را به دست نیاورده است. هر جشنواره‌ای تعریفی برای خود دارد مانند جشنواره تئاتر عروسکی، دانشگاهی، آیینی و سنتی و کودک و نوجوان. در جهان هم هر جشنواره‌ای دارای تعریفی مشخص است.

‎جشنواره تئاتر فجر هنوز تعریف ندارد و هدف آن مشخص نیست، ازاین‌رو هر کاری در آن دیده می‌شود. جشنواره تئاتر فجر باید تعریف داشته باشد یعنی اینکه یا فقط مختص تئاتر ملی باشد یا مدرن یا خارجی. آنچه باعث می‌شود، نتوان به‌درستی جشنواره تئاتر فجر را داوری کرد، به تعریف درنیامدن این جشنواره است.

 امیر دژاکام
‎رسیدن به تعادل میانی بعد از گذشت دوره‌های مختلف

جشنواره تئاتر فجر از ابتدا تاکنون مسیرهای گوناگونی را طی کرده است که در برگزاری دوره‌های سپری‌شده شاهد رویکردهای متفاوتی از سوی آن بوده‌ایم. در دوره‌ای تمرکز جشنواره بر آثار تازه تولید نمایشی بوده است و در دوره‌ای دیگر، تمرکز بر آثاری بوده که در طول سال اجراشده‌اند و بعد از گذشت چندین دوره، جشنواره تئاتر فجر به تعادلی میان آن‌ها رسید.

اصغر همت
آثار بین‌الملل با شرایط تئاتر ما هم‌خوانی ندارد

صحبت ما از سال‌های بسیار دور – از اوایل انقلاب – بر این بود که جشنواره تئاتر فجر باید برآیند اجراهای تئاتر در طول یک سال باشد که هیچ‌وقت این اتفاق رخ نداد. اگرچه در بعضی دوره‌ها، استثناهایی خوشایند رخ داد، ولی بعدازآن این مسئله پیگیری نشده است. مدیر جشنواره تئاتر فجر در هر دوره تغییر می‌کند و هر کس سلیقه‌ خاص خود را اعمال می‌کند. جشنواره در طول این سال‌ها فرازوفرود بسیاری داشته است. تکلیف ما هنوز هم در بخش بین‌الملل، تئاتر شهرستان و یا تئاترهایی که در طول سال اجرا می‌شوند، مشخص نیست. البته استثنائا در این دوره از جشنواره، تمامی کارها تولیدی نبودند که ما مجبور باشیم حدود ۶۰ گروه را وادار به تمرین کنیم تا از بین آن‌ها ۱۵ اثر انتخاب شود تا برای سال آینده به آن‌ها سالن دهیم. حداقل ۹۰% آثار راه‌یافته به این دوره از جشنواره تئاتر فجر، برآیند کارهای اجراشده در طول سال در تهران، شهرستان‌ها و جشنواره‌های استانی بوده‌اند. اگر واقعاً مدیران برنامه‌ریز جشنواره به دلیل صرفه‌جویی و یا از روی اجبار این کار را نکرده باشند؛ اتفاق خوبی است. متأسفانه به دلیل مشغله کاری، نتوانستم همه نمایش‌ها را ببینم، اما چند اثری را که دیدم یا آنچه از دوستان دراین‌باره شنیده‌ام، به‌خصوص در بین آثار بخش بین‌الملل، می‌توان گفت که این آثار با شرایط تئاتر ما هم‌خوانی ندارد. دید کارشناسانه در امور تئاتر بین‌الملل ضعیف بوده است. باید بعد از جشنواره در نشست‌های کارشناسانه‌ای این موضوع را بررسی کرد. آیا قصدمان این است که نشان دهیم ما از تئاتر دنیا عقب هستیم و باید به سمتی برویم که خودمان را به آن برسانیم؟! جشنواره تئاتر فجر بهترین فرصت است که ما با آثار اساسی و کارگردانان بزرگ دنیا روبرو شویم.

سیاوش طهمورث
به‌عنوان رویداد گذرا به جشنواره نگاه نکنیم

امیدوارم در سا‌‌ل‌های آینده آثار هنرمندان شاخص عرصه نمایش را در جشنواره تئاتر فجر بگنجانیم تا برای فعالان عرصه نمایش ایران، جنبه آموزش و کسب تجربه ایجاد کند. برخی از کارهایی که در بخش بین‌الملل جشنواره حضور دارند، صرفاً از تکنیک‌های نور و صدا استفاده کرده‌اند و برای مخاطب جنبه سرگرم‌کننده دارند، این درحالی ‌است که آثار بزرگان هنرهای نمایشی دنیا به باقی تکنیک‌های تئاتر هم توجه نشان می‌دهند. این رویداد هنری فرصت مناسبی ‌است که هنرمندان عرصه نمایش تجربیاتشان را با یکدیگر تقسیم کنند و این فرصت‌ها برای رونق عرصه نمایش بسیار تأثیرگذار است. اهمیت جشنواره زمانی چند برابر خواهد شد که به‌عنوان یک رویداد گذرا به آن نگاه نکنیم و در طول سال هم از تأثیرات بهره‌مند شویم.

‎حمیدرضا آذرنگ
‎زیر سایه اتفاقات تئاتر ایران

‎جایگاه جشنواره تئاتر فجر وام‌گیرنده از خود تئاتر کشورمان است که باید اول‌ازهمه ببینیم تئاتر کشورمان در چه جایگاهی قرار دارد. به‌طور حتم بلندای نگاه مسئولان تصمیم‌گیرنده در خارج از مدیریت تئاتری، هرگز به بلندای قامت تئاتر نبوده است چراکه هرگز تعریف مالی و اعتباری درستی برای این هنر انجام‌نشده و تئاتر همیشه مهجور مانده است. متأسفانه تئاتر کشورمان در این سال‌ها به سمت گیشه‌ای شدن پیش رفته است و گروه‌های نمایشی فقط سعی بر این دارند تا هر طور شده به فروشی بیشتری دست یابند که این وضعیت به‌هیچ‌وجه از رسالت‌های تئاتر به‌حساب نمی‌آید.

حمیدپورآذری
جشنواره فجر رویکرد پیداکرده است

جشنواره تئاتر فجر رویداد مهمی است و به نظرم بعد از ۳۵ دوره، در این دو سال اخیر درراه هویت پیدا کردن، قدم برداشته است. جشنواره تئاتر فجر رویکرد نداشت، به نظر می‌رسد در این دو سال به سمت این می‌رود که رویکرد پیدا کند و تکلیفش مشخص شود. قبلاً آثار، تولیدات تازه بودند، تولید جدید یعنی شتاب‌زدگی. گروه‌ها نمی‌دانستند در کدام سالن اجرا می‌روند و اولین اجرایشان در جشنواره بود؛ اما وقتی کار در سال اجرا می‌شود، همه می‌دانند سالنشان کجا است و قرار است کجا اجرا بروند و هم اینکه شتاب‌زدگی دیگر معنایی ندارد و همه‌چیز مشخص است. این نکته مثبتی است و در همه جای جهان وجود دارد. در جشنواره اگر همه‌چیز درست انتخاب شود، می‌تواند ویترینی باشد که در یک سال چه اتفاقاتی افتاده است. این مهم‌ترین چیز است. وگرنه تا زمانی که زیرساخت‌ها درست نشود و تعریف نشود که تئاتر به چه درد ما می‌خورد و چرا باید تئاتر داشته باشیم، جشنواره هیچ تأثیری نمی‌تواند بگذارد. وظیفه جشنواره تأثیرگذاری نیست بلکه یک رپرتوار است.

ندا هنگامی
بهتر است شیوه‌مان را عوض کنیم

این سؤال برای من که ۱۸ سال کارم این است، سؤالی بی‌پاسخ بوده و هست چراکه ما کارگردانانی که به‌صورت حرفه‌ای کار می‌کنیم، مقداری نسبت به انتقاد و پیشنهاد به جشنواره بی‌حس شده‌ایم. من واقعاً بدم می‌آید که هرسال در مراسم اختتامیه جشنواره یکی روی سن می‌رود و از فقر و بیچارگی تئاتر ما و نبود سالن می‌گوید. اگر این روش قرار بود جواب دهد تا حالا داده بود. بهتر است شیوه‌مان را عوض کنیم. فکر می‌کنم کسانی که در دبیرخانه کار می‌کنند ازجمله دبیر فجر و مشاوران ایشان اگر تئاتری باشند که قطعاً هستند، خودشان همه معضلات را می‌دانند. اگر این معضلات حل نمی‌شود، قطعاً نمی‌توانند که آن را حل کنند و مشکل از جای دیگری است. من فکر می‌کنم هرسال یک عده دلسوز فقط می‌خواهند جشنواره را سرپا نگه دارند و به نظرم ریشه از جای دیگری خراب است.

پرستو گلستانی
جشنواره؛ محلی برای بروز شیوه‌های جدید

خیلی از هنرمندان ما امکان رفتن به خارج از کشور را ندارند به همین دلیل نمی‌توانند آثار نمایشی بین‌المللی را ببینند اما جشنواره این فرصت را فراهم می‌سازد تا هنرمندان در کشور خودشان آثار برگزیده را ببینند. برگزاری هر جشنواره به‌خودی‌خود اتفاق خوبی محسوب می‌شود که جشنواره تئاتر فجر هم از آن جدا نیست. بخصوص گروه‌های مختلفی که از سراسر کشور دورهم جمع می‌شوند تا شیوه‌های جدیدی را به یکدیگر ارائه بدهند.

من مخالف بخش مرور نیستم چراکه این عمل باعث می‌شود جشنواره ما با شتاب‌زدگی مواجه نشود و از طرفی آثار تولیدی نمایش هم به خاطر شرکت در جشنواره تئاتر فجر و رقابت برای انتخاب شدن بیشتر شود.

 

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گروه همیاری محترم هنوز برگه اجرای عموم این نمایش که از بیستم ماه جاری در سالن چهارسو خواهد بود ساخته نشده.
درود بر شما
این مسئله به گروه محتوا ارجاع داده شد.
با سپاس از شما
۱۷ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
قبلاً بچه های تیوال یِ نظرسنجی درمورد نمایش های جشنواره فجر آخرین روز اجراها میذاشتن ک ماهایی که نتونستیم بریم کارارو ببینیم به یِ جمع بندی و نتیجه کار جشنواره برسیم :(
اما حیف انگار اون روزا تموم شدهِ
لیلی شجاعى و ذوق زده این را خواندند
اصلا امسال جشنواره تیاتر هیچ شور و هیجانی نداشت چون عملا برای مهمان های ویژه برگذار شده بود
وقتی خانه هنرمندان نصف ردیف سوم
اغلب سالن های تیاتر شهر یک ردیف و نصفی بلیت فروشی میشد مگه ب کسی بلیت هم می رسید ک بره کاری رو ببینه ؟!
۱۴ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش میشد این نمایش بعد از جشنواره اجرا داشته باشه... بلیطا خیلی زود تموم شدن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آوا
درباره نمایش پرنده
» گفتگوی تیوال با الکساندر سرانو

گفتگوی تیوال با الکساندر سرانو / بازیگر.

گفتگو کننده: نازنین موسوی

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آوا
درباره نمایش رویا-۱
» گفتگوی تیوال با روبرتو وایت

گفتگوی تیوال با روبرتو وایت / نویسنده و کارگردان.

گفتگو کننده: نازنین موسوی

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد عسگری ، Prudence ، زهره ص و هـ . محمدی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
تجربه ای جالب و متفاوت :)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد عسگری ، زهره ص و مصطفی آذرکمان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
حس میکنم بعد از چند سال تئاتر دیدن صبرم بیشتر شده . شاید اگه خیلی قبلنا اینو میدیدم همون نیم ساعت اول میزدم بیرون ولی خوب همین تجربه و عشقی که بیشتر شده میگه صبر داشته باش تازه این نمایش ایرانی نیست که همه چی تو هم باشه سریع بخواد سرو تهش هم بیاره... بالاخره خارجی ها که اونقدر به اپرا و این چیزا علاقه دارن و حاضرن چند ساعت بشینن و لذت ببرن نمایش هاشون هم حتما با ما فرق داره.
نمایش خیلی کند راه میفته که متاسفانه زیر نویس که بالا و بازی که پایین به شدت به نمایش ضربه زد. نمایش شاید زبان دیگه ای داره ولی تفاوتی بین ما و اونها وجود نداره برای همین احتمالا اگه نگاه هم نمیکردم به زیر نویس در اخر به درک درستی از نمایش میرسیدم چون مفهموم انسانیت و درد بین همه ما یکی . دنیایی که خوشحالی هاش اونقدر سخیف شده که به یک قطره مشروب رسیده که شاید یکی بیاد و بده. ادم هایی ... دیدن ادامه » که وجودشون رو فراموش کردن و در تاریکی و سیاهی جامعه همه خاطرات و گذشته شون رو فراموش کردن. و البته مفاهیم زیادی که سواد من اجازه فهمشون رو نمیداد . بازیگرانی که به خوبی از پس اجرا بر میان و صحنه ای که به درستی و با دقت شکل گرفته تا هم نشان از سیاهی و تخلی جامعه ای باشه که همه در فضایی کوچکی در حال زندگی هستن تا رییس که از بالا به ادم های پایین دست هر از چندی پدیدار میشه. زنی که تمام سیب ها رو درون خودش پنهان میکنه و با مرگش پدیدار میشه تا شاید نشان از پاکی باشه یا زندگی که بازگشت پذیر نبود یا چیززی که من نتونستم به تعریف درست ازش برسم.
ورود کسی که یک به یک ادم ها با وجدان و دنیای درونشون نزدیک میکنه و سعی میکنه تو تاریکی یک روشنایی ایجاد کنه هرچند کوچک . میگن بعد از مرگ انسان بالاخره با ارامش رو به رو میشه و وارد بهشت میشه کاش زن هم به این ارامش دست پیدا کرده باشه.
سانس ابتدایی نمایش رو من دیدم و واقعیش چون با دوستی بودم که مثل من هنوز اماده دیدن نمایش های طولانی نبود نتوستم قسمت دوم اجرا رو ببینم اما خوشحالم که تنها نمایشی که امسال در جشنواره دیدم این نمایش بود. زبان خوبی این زبان نمایش که نزدیک میکنه ما رو به ادم هایی که شاید فاصله مکانی زیادی داریم .
قسمت دوم نمایش اتفاقاً بهتر بود، حیف شد از دست دادى .
۱۲ بهمن
دیقیقا میدونستم رومینا قسمت دوم بهتر میشه.. ولی خوب دیگه دوستم به زور قسمت اول هم نشست بود نخواستم به خاطر من مجبور بشه باز بشینه قسمت دوم ببینه..!!! حیف شد... :(

خوب همین که نمایش باعث شد بعد مدت ها بیام یه چیزی بنویسم خودش خوبه...:)) دلم تنگ شده بود برای ... دیدن ادامه » تو تیوال نوشتن!!:دی

اگه جایی ازش عکس دیدی لینکش رو به من بده من عکس از نمایش پیدا نکردم..!!
۱۲ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» روزانه سی و پنجمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر (روز یازدهم)

مجله صوتی هم گام با سی و پنجمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر

اجرا: نازنین موسوی

گفتگو با هنرمندان: بابک قادری، علی پویان، کیومرث مرادی

گزارشگران: آریو راقب کیانی، حسین کوهی

درباره نمایش های: دکتر استوکمان، نامه های عاشقانه از خاورمیانه، در اعماق

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متاسفم برای سایت تیوال
متاسفم برای گروه نمایش دشمن مردم
ما امشب اصغر همت ، گلچهره سجادیه ، سیامک انصاری و محمدرضا شریفی نیا رو ندیدیم روی صحنه اجرای تئاتر ،
کلاهبرداری هنری ندیده بودیم که به عینه دیدیم ، متاسفم
فقط به حرمت اون چند بازیگر پیشکسوت تا آخر نمایش در سالن موندم ، خجالت بکشید و برای پول و وقت مردم احترام قائل باشید.
درود بر شما
همینک مساله را از عوامل اجرایی جشنواره پیگیری کردیم و همینک به ما گفته شد یک روز پیش از اجرا تیم بازیگران دچار تغییر شده. مراتب گلایه از بابت عدم اطلاع ایشان به تیوال برای اطلاعرسانی به مخاطبان اعلام شد.
از این بابت متاسفیم و به سهم خود از ... دیدن ادامه » شما پوزش می‌خواهیم.
۱۲ بهمن
سپاس بابت انتقادپذیری و پاسخگو بودن شما
امیدوارم این قبیل مشکلات و ناهماهنگی ها در حوزه تئاتر دیده نشود.
۱۲ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» گفتگو با «الهام میرزاخانی»، گردآورنده، ایده پرداز و مدیر نمایشگاه سی و پنج سال پوستر جشنواره بین المللی تئاتر فجر
... دیدن متن »

این نمایشگاه جنبه پژوهشی و مستندنگاری دارد؟
جشنواره بین المللی تئاتر فجر در این دوره، علاوه بر برگزاری بخش های پوستر و هویت بصری، در همین زمینه اقدام به برگزاری نمایشگاهی از پوسترهای سی و پنج دوره جشنواره تئاتر فجرنیز نموده است. که درحین گذر از راهروهای طبقه سوم مجموعه تئاتر شهر، در واقع می توان  گذری بر این نمایشگاه شامل روند پوسترهای ۳۵ ساله جشنواره تئاتر فجر داشت. این نمایشگاه در واقع  با ارائه  پوسترهای ۳۵ دوره  جشنواره از اولین دوره یعنی از سال ۶۱ تا امروز، گذری دیداری بر سیرو روند طراحی پوستر در جشنواره تئاتر فجر است. این نمایشگاه به همت الهام میرزاخانی  برپا شده است که در ادامه به گفتگو با  می پردازیم.

برگزاری این نمایشگاه چه تاثیری می تواند بر فرهنگ بصری جامعه داشته باشد؟
ارائه این پوسترها در یک مجموعه  و درکنار هم قرار دادن این آثار در قالب یک نمایشگاه چندین نکته در خود دارد. از جمله اینکه این نمایشگاه  بر آگاهی بخشی بیشتر علاقمندان و مخاطبان هنر پوسترو گرافیک می تواند اثرگذار باشد و دیگر اینکه برای برخی از مخاطبان می تواند یک حس نوستالژیک ایجاد نماید. این نمایشگاه حتی می تواند جنبه پژوهشی نیز داشته باشد واز سویی  نشان دهنده سلایق و دیدگاه افرادی است  که در دوره  های مختلف جشنواره تئاتر فجر در یک مجموعه گرد آمده و با دیدگاههای متفاوت در کنار یکدیگر دست به انتخاب زده و برای پوستر جشنواره تصمیم گیری نموده اند.همانطور که گفتم این نمایشگاه جنبه آگاهی بخشی دارد زیرا در واقع تاریخ شفاهی جشنواره تئاترفجر در سالهای گذشته را به صورت مکتوب در اختیار مخاطب قرار می دهد و می تواند ابهامات و اطلاعات فراموش شده دوره های مختلف جشنواره تئاتر فجر را که به مرور و در طول سالها در گرد و غبار تاریخ پنهان شده را آشکار نموده و  بخشی از تاریخ گمشده تئاتر را بصورت مکتوب و مستند به علاقمندان و آیندگان ارائه کند.این پوسترها برگ هایی اندک از این رویداد ۳۵ ساله  تئاتر ایران است. 

برپایی نمایشگاه پوستر جشنواره های تئاتر فجر چه هدفی را دنبال می کند؟
درابتدا  برگزاری این نمایشگاه بیشتر در حد یک ایده مطرح بود و بیشتر قصد جمع آوری این پوسترها را داشتم که خوشبختانه ایده برگزاری نمایشگاه  و ارائه  پوسترهای ۳۵ دوره جشنواره تئاتر فجر از سوی دبیرمحترم جشنواره مورد استقبال و حمایت قرار گرفت و لذا کار جمع آوری پوسترها بصورت جدی آغاز شد.
به عنوان یک طراح گرافیک فکر کردم که ایده برپایی یک نمایشگاه شامل پوسترهای ۳۵ دوره جشنواره بین المللی تئاتر فجر از آغاز تا امروز که یکی از مهم ترین و بزرگترین رویدادهای فرهنگی و نمایشی ما محسوب می شود، می تواند علاوه بر مباحث و ابعاد پژوهشی پیرامون سیر طراحی این نشان جشنواره، می تواند به عنوان سندی ماندگار ازاین  جشنواره تئاتری هم جلوه گر باشد و از سویی نشانگر دیدگاههای متفاوت افراد متعدد به فرم و محتوا در روند طراحی ها و نوع ترکیب بندیها باشد. نمایشگاه پوسترکلیه دوره های جشنواره ی تئاتر فجر در بسیاری از این سالها،  جای خالی اش همیشه حس می شد و وقتی ایده برگزاری آن را با دبیر جشنواره فجر، آقای دکتر اسدی  مطرح کردم، با استقبال و حمایت ایشان کار جمع آوری پوسترها آغاز شد. این نمایشگاه برای نسل های جوانتر هم می تواند تاثیرگذار و مطلوب باشد زیرا از طریق این پوسترها بخشی از ماهیت و هویت جشنواره و برگزار کنندگان آن برای نسل نو به نمایش گذاشته می شود.

آیا قرار است این مجموعه پوسترها در قالب کتاب منتشر شود؟
این آثار در بخشی از کتاب مسابقه پوستر این دوره از جشنواره منتشر شده اما قرار است در آینده ای نزدیک پوستر کلیه دوره های جشنواره های هنری از جمله تئاتر، فیلم، تجسمی و موسیقی نیز جمع آوری شده و در قالب یک کتاب نفیس منتشر شود که البته حمایت و همکاری نهادها و مدیران مربوطه را طلب می کند زیرا بدون همکاری نهادهای مربوطه امکان پذیر نخواهد بود.

 

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آوا
درباره نمایش یک
» گفتگوی تیوال با لیزاوربلن

گفتگوی تیوال با لیزاوربلن / بازیگر و کارگردان.

گفتگو کننده: نازنین موسوی

زهره ص این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
همیاری سلام.من امشب بلیط دارم که به عنوان اجرای جشنواره گرفتم ولی متاسفانه نمی تونم برم.امکانش هست تو اجرای عموم با همین بلیط برم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوشحالم علی رغم کامنت های منفی و حتی کامنت های مثبت چند کلمه ای! که نه تنها شوقی نمی آفرید، بلکه دافعه ای به مراتب بیشتر از مطالب و نقد های منفی ایجاد می کرد، سرانجام در جشنواره به تماشای این نمایش قابل تامل نشستم
از دید من تا اینجا،نمایشی بهتر از این نمیتوانست از دل یک تراژدی آشنای عاشقانه ،یک تراژدی دردناک بشری بیرون بکشد.نگاهی به جهان پیرامونمان بیندازیم،به ترازدی سوریه،یمن،سودان،ایران و...و اکنون آمریکا و دنیا با ترامپ و تراژدی حکومت سرمایه داریِ به بحران رسیده و تنش زا، انتظار بسته شدن نطفه ای زیبا در این جنگل وحشی خونریز و شکوفایی و به بلوغ رسیدن عشق در بستری آلوده به سرمایه داری خونخوار در همه ی ابعاد آن که با حکومت ناعادلانه خود به موازات جنگ قدرت به گسترش پوپولیسم دامن زده ،انتظاری بیهوده است.هر چند حتی عشق رومئو و ژولیت چرمشیر که از ... دیدن ادامه » بستر خشونت اما آگاهانه جوانه میزند و رشد می کند ،زیباتر و مرگشان تراژیک تر از رومئو و ژولیت افسانه ای شکسپیر است با رمز ماندگاری در عدم وصال چنانکه لارنس به زیبایی طعنه می زند!
تاریخ خود را تکرار می کند و در این ادوار،گاه چنین به نظر می رسد وضعیت بشر رو به بهبودیست اما زیر پوست آن وقایع هولناکی در جریان است و چنان گذر میکند که هراز گاه پوسته را می شکافد و چهره کریه خود را عریان می نماید و باز تکرار و تکرار و تکرار ،هر دوره ،سیاه تر از دوره ی قبل با نقابی زیباتر!
هر چند بازی ها در حد متوسط بود و به نظرم مواردی گنگ و نامانوس و شاید نچسب در نمایشنامه و پرداخت آن و نیز کارگردانی و میزانسن وجود داشت و حتی اجرایش در سالنی چون تئاتر شهر،ناظر زاده و تالار وحدت کمک چشم گیری به برقراری ارتباط بیشتر می کرد،در نهایت به دلیل محتوی و پرداختن به آن با این فرم چالش برانگیز دوست داشتم
متشکرم
محمد عسگری و زهره ص این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره ص این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک نمایش دوست داشتنی از کشور نروژ...:))
رضا تهوری این را خواند
محسن طاهائی و علی کنگرانی این را دوست دارند
زبانی اختراعی که استفاده می کردند که معرکه بود
۱۳ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
متاسفانه این کار هم چنگی به دل نمی زد...نوآوری همیشه و لزوما به معنی بهتر شدن نیست!
رضا تهوری این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» برگزیدگان چهار بخش جشنواره تئاتر فجر در سالن ناظرزاده تماشاخانه ایرانشهر معرفی شدند.
... دیدن متن »

خبرگزاری مهر
شناسه خبر: 3888965

مراسم معرفی برگزیدگان مسابقه عکس، پوستر، نمایشنامه نویسی و پژوهش سی و پنجمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر در سالن ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر برگزار شد. 
به گزارش خبرنگار مهر، مراسم معرفی برگزیدگان مسابقه عکس، پوستر، نمایشنامه نویسی و پژوهش سی و پنجمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر جمعه ۸ بهمن ماه، از ساعت ۱۸:۳۰ در سالن ناظرزاده کرمانی تماشاخانه ایرانشهر برگزار شد. در این مراسم علی مرادخانی معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، مهدی شفیعی مدیرکل هنرهای نمایشی، سعید اسدی دبیر سی و پنجمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر، رضا کیانیان، سیاوش تهمورث، ابراهیم حقیقی، عطاءالله کوپال، روزبه حسینی و محمد حاتمی از جمله چهره هایی هستند که حضور داشته‌اند. 
سعید اسدی دبیر جشنواره تئاتر فجر در ابتدای این مراسم که اجرای آن بر عهده علیرضا غفاری بود، گفت: این مراسم تنها به قصد اهدای جوایز برگزار نشده است بلکه پایان این مراسم می‌باید به یک رویداد اجتماعی و فرهنگی تبدیل شود.  وی افزود: پس از رخداد غم انگیز ساختمان «پلاسکو»، جشنواره را با یاد قهرمانان میهن و شهدای آتش نشانی آغاز کردیم تا به کسانی که برای حفظ جان مردم تلاش می‌کنند، علاقه خود را نشان دهیم.  اسدی با اشاره به موضوعاتی که در این دوره از جشنواره حائز اهمیت است، یادآور شد: برگزاری جشنواره تئاتر بر اساس مفهوم مسئولیت اجتماعی مهم است. ما در این دوره میزبان عزیزانی از انجمن‌های نابینایان و ناشنوایانی هستیم که در این جمع حضور دارند و در ادامه هم به خاطر رسیدن به همین مفهوم اجتماعی برنامه‌هایی خواهیم داشت.  وی درباره تاثیرات نشست‌هایی که همزمان با جشنواره در زمینه دیگر حوزه‌های هنری برپا شده است، ادامه داد: با برگزاری نشست‌هایی در حوزه‌های هنری دیگر چون گرافیک، پوستر و هویت بصری به انتخاب هنرمندانی رسیدیم که امروز مفتخریم تا آثار برگزیدگان را در نمایشگاه و چاپ کتاب داشته باشیم. اسدی با اشاره به ایجاد بخش نمایشنامه نویسی در جشنواره تئاتر فجر، اظهار کرد: برای جشنواره تولیدات نمایشنامه‌های ایرانی از اهمیت بالایی برخوردار بوده است که آثار برگزیده از ۱۰ اثر انتخاب شده اعلام می شوند.  علی مرادخانی معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز ضمن تشکر از ستاد جشنواره تئاتر فجر بیان کرد: آنچه به همه‌گیر شدن تئاتر در کشور کمک می‌کند همت و افراد حاضر در این هنر است که اگر نباشد، این اتفاق رخ نمی‌دهد.  وی با اشاره به تلاش رضا کیانیان هنرمند تئاتر و سینما در ارتباط با مسئولیت اجتماعی هنر و نیز پیشنهاد او مبنی بر حمایت جشنواره تئاتر فجر از پویش ملی «من صدای آب هستم» افزود: مسأله‌ای که سال‌هاست رضا کیانیان با عشق و اشتیاق دنبال می‌کند، مسئولیت اجتماعی است که هر کدام از ما هم نباید نسبت به این امر سکوت کنیم و کاری در این راستا انجام دهیم. 
مرادخانی درباره کارهای انجام شده با رویکرد مسئولیت اجتماعی مطرح کرد: در این دوره ما از افرادی دعوت کرده‌ایم که در اجتماع کمتر دیده می‌شوند چرا که وظیفه اصلی تئاتر بر خلاف حوزه‌های دیگر هنری، ایجاد گفتگو بین انسان‌ها در جامعه است.  وی با اشاره به توجه انی دوره از جشنواره تئاتر فجر به متون ایرانی اضافه کرد: خوشحالم که در این دوره از جشنواره به  متون داخلی توجه بسیاری شده است چرا که ما در ایران باید جستجوگر هویت خودمان باشیم و نمایشنامه‌های خوب ایرانی را روی صحنه ببریم.  مرادخانی درباره گروه‌های شرکت کننده در این دوره از جشنواره تئاتر فجر گفت: با توجه به آماری که همکاران داده‌اند، در گروه‌های این دوره از جشنواره شاهد شرکت افراد زیر ۳۵ سال بوده‌ایم. درواقع این اتفاق یعنی جوانان ما به جایی رسیده‌اند که می‌توانند کار مشخصی را ارائه بدهند.  وی افزود: حضور سه نسل در کنار هم به طور حتم باعث اختلاف نظراتی می‌شود که بسیار طبیعی است اما چقدر خوب شد که در این دوره هنرمندان سه نسل به مشترکاتی رسیده‌اند و رسالت تئاتر را به جا آورده‌اند.  معاون هنری وزیر ارشاد با اشاره به دیگر اتفاقات مثبت جشنواره مطرح کرد: امسال توانسته‌ایم در بخش‌های مختلف جشنواره شاهد آثار خوبی از هنرمندان شرکت کننده باشیم که خود یکی از اتفاقات خوب این دوره محسوب می‌شود. همچنین شاهد حضور هنرمندان خانمی بودیم که در بخش خیابانی به اجرای نمایش می‌پرداختند که این امر مسئولیت‌پذیری خانم‌ها را در این بخش بیشتر نشان می‌دهد. 
برگزیدگان بخش های مختلف این مراسم به شرح زیر معرفی شدند: 

مسابقه عکس 

قدردانی از حامد ملک­پور برای عکاسی از نمایش «می­ سی­ سی­ پی نشسته می­ میرد» از تهران، حسین اسماعیلی برای عکاسی از نمایش «بی لالا (رقص مرگ)» از تهران، مونا تهرانی موید برای عکاسی از نمایش «بی لالا (رقص مرگ)» از تهران و فرناز مطلوبی برای عکاسی از نمایش «پریگرینوس...» از تبریز  رتبه­ سوم: سیدضیاالدین صفویان برای عکاسی از نمایش «مرد بالشی» از تهران 
رتبه­ دوم: پرنا بهارعلی برای عکاسی از نمایش «سوء تفاهم» از تهران 
رتبه­ اول: فرهاد جاوید برای عکاسی از نمایش «می­ سی­ سی ­پی نشسته می­ میرد» از تهران 

مسابقه پوستر

قدردانی از ساقی انتظامی راد برای طراحی پوستر نمایش «اجراگر»، مهدی دوایی برای طراحی پوستر نمایش «اسکورسیزی»، زهرا انصاری برای طراحی پوستر نمایش «اشک­ های خدا شور نیست» 
رتبه­ سوم: میثم نادری برای طراحی پوستر مجموع آثار 
رتبه­ دوم: امیر مصباحی برای طراحی پوستر نمایش «چه کسی از ویرجینیا وولف می ­ترسد» 
رتبه­ اول: مهدی فاتحی برای طراحی پوستر

مجموع آثار بخش هویت بصری

قدردانی از سعید خالقی برای طراحی هویت بصری «گروه تئاتر استو ویداتو»، سعید رضوانی و مریم فرهادی برای طراحی هویت بصری «گروه تئاتر تجربی مهتاب»، کارنگ طیاری و پونه صادق زاده برای طراحی هویت بصری «گروه تئاتر تماشا» 
رتبه سوم: لوح تقدیر و جایزه نقدی تقدیم می شود به سهند بادلی برای طراحی هویت بصری «گروه تئاتر سکوت» 
رتبه دوم: لوح تقدیر و جایزه نقدی تقدیم می شود به ایمان ارضی برای طراحی هویت بصری «گروه تئاتر سیماچه» 
رتبه اول: تندیس جشنواره، دیپلم افتخار و جایزه نقدی تقدیم می شود به الهام همت برای طراحی هویت بصری «گروه تئاتر شایا» 

قدردانی از ۵ گروه نمایشی توان خواهان 
گروه نمایش «با هم» برای اجرای نمایش «اتوبوس در دست تعمیر است» از یزد، اجرا توسط هنرمندان نابینا به کارگردانی جعفر دل دل  گروه نمایش «آری یا نه» از تهران با حضور هنرمندان نوجوان کودکان کار و هنرمندان تحت پوشش سازمان بهزیستی به کارگردانی مجید رحمتی  گروه نمایش «پزشک نازنین» اجرا شده توسط هنرمندان سندرم داون به کارگردانی حسین رحیمی  گروه نمایش «داون» به خاطر اجرای نمایش های «افسانه دشت بی باران» و «ننه ماهی، چترهای سفید» توسط هنرمندان سندرم داون به کارگردانی رسول حق شناس  گروه نمایش «حواست کجا بود» اجرا شده توسط هنرمندان جانباز اعصاب و روان به کارگردانی علیرضا دهقانی  گروه تئاتر «باران» برای اجرای نمایش «فصل بهار نارنج» با حضور هنرمندان نابینا به کارگردانی غلامرضا عربی  گروه نمایش «گاوی که می­ خواست شیر باشد» با حضور توان خواهان جسمی و حرکتی به کارگردانی محسن میرزایی و ایمان تاج سلیمان 

بخش «مسابقه پژوهش شهر، شهروندی و تئاتر»
 
قدردانی از علی رویین برای نگارش مقاله «تأثیر کلانشهر بر حیات ذهنی شخصیت­‌های نمایشی»، رامتین شهبازی برای نگارش مقاله «دلالت اسطوره‌ه­ای (شهر) در نمایشنامه کوکوی کبوتران حرم اثر علیرضا نادری»، شبنم شیرزادی و بهروز محمودی بختیاری برای نگارش مقاله «بررسی تطبیقی هویت شهر در دو نمونه سینمایی و نمایشی؛ فیلم«داگ ویل» و نمایشنامه شهر کوچک ما» 

بخش نمایشنامه نویسی 

رتبه­ سوم: مریم منصوری برای نگارش نمایشنامه «برف زمین را گرم می­ کند» 
رتبه­ دوم: تهمینه محمدی برای نگارش نمایشنامه «موزه خصوصی» 
رتبه­ اول: پیام لاریان برای نگارش نمایشنامه «پروانه الجزایری»

زهره ص این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آوا
درباره نمایش آنجا
» گفتگوی تیوال با یان ایوار لوند

گفتگوی تیوال با یان ایوار لوند / بازیگر.

گفتگو کننده: نازنین موسوی

زهره ص این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان
دو عدد بلیط برا 11ام ساعت 20.45 موجوده.
پیام بدین.
09128945390
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آوا
درباره نمایش همسرایی یتیمان
» گفتگوی تیوال با جرزی زون

گفتگوی تیوال با جرزی زون / نویسنده و کارگردان.

گفتگو کننده: نازنین موسوی

بیتا نجاتی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام دوستان.اینجا کسی هست بلیط ساعت 19 جشنواره رو با 20.45 عوض کنه؟
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» روزانه سی و پنجمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر (روز دهم)

مجله صوتی هم گام با سی و پنجمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر

اجرا: نازنین موسوی

گفتگو با هنرمندان: ملودی آرام نیا، مسعود عقلی، محمد ساربان، پریسا قاسمی

گزارشگران: آریو راقب کیانی، حسین کوهی

درباره نمایش های: لوسیا، رسوب، آکواریوم کانگورو، کابوس حضرت اشرف

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان عزیز

استقبال مخاطبین از اجرای نمایش افسانه ببر در جشنواره تئاتر فجر بی نظیر بود. به طوری که در سالن سایه با وجود ظرفیت 70 نفری، چیزی در حدود 150 نفر در سانس اول و 180 نفر در سانس دوم مخاطب این نمایش بودند و در سانس دوم متاسفانه تعدادی از مخاطبین عزیز امکان ورود به سالن را پیدا نکردند.

گروه اجرایی نمایش ضمن تشکر از محبت و حضور مخاطبین فرهیخته که به تماشای این نمایش نشستند از همه عزیزانی که پشت در مانده و امکان حضور در سالن را پیدا نکردند هم عذرخواهی می کند و حتما این عزیزان هم مطلع هستند که در جشنواره خیلی از هماهنگی ها در اختیار و قدرت گروه اجرایی و یا پرسنل سالن نیست و محدودیت ظرفیت هم مانع دیگری در راه ارائه خدمات مناسب به مخاطبین گرامی است.

امید که از دیدن نمایش لذت برده باشید
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دو عدد بلیط نمایش روان پریشی جشنواره فجر . یکشنبه ساعت 20 ردیف 7 . تالار هنر . قیمت اصلی 40 با تخفیف 30 . 09127200667
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شنبه 9 بهمن 95: در میان تماشاچیان سانس دوم این نمایش بودم. نمایش جالبی بود. از موزیک زنده خیلی لذت بردم.
طراحی لباس و عروسکها و ماسکها هم جالب توجه بودند.
به این گروه نمایشی، خسته نباشید میگم!
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
-گاهی وقتا دنبال حقیقت می گردی، گاهی وقتا حقیقت بهت هجوم میاره
- "استراق بصر"
- چیزایی که آدم می دونه نیست که آدمو دیوونه می کنه، چیزایی که آدم نمی دونه دیوونش می کنه
-چشمها هم می بینن، هم میشنون
ابرشیر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای بسیار ضعیفی بود....
» تا ۲ پاسخ


م.مقصودی و علی کنگرانی این را پاسخ داده‌اند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عالی، عالی، تجربه‌ای خلاق و بسیار متفاوت... ممنون
» تا ۲ پاسخ


مهرداد صادقی این را پاسخ داده‌است
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
» روزانه سی و پنجمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر (روز نهم)

مجله صوتی هم گام با سی و پنجمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر

اجرا: نازنین موسوی

گفتگو با هنرمندان: فرزین محدث، فرشاد فزونی، آزاده انصاری، عباس کریمی، پوریا رحیمی سام

گزارشگران: آریو راقب کیانی، حسین کوهی، محمد عسگری

درباره نمایش های: خوشبختی های کوچک سوسک شدن، و هزار سال و یک روز، سین گاف، آنجا

زهره ص این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش روان پریشی
تغییربرنامه در اجرای گروه گرجستان در جشنواره تئاتر فجر
» نمایش «روان‌پریشی ۴.۴۸» یکشنبه به صحنه می‌رود
... دیدن متن »

به گزارش تیوال به نقل از ایران تئاتر
شناسه مطلب: 90776

نمایش «روان‌پریشی ۴.۴۸» از کشور گرجستان به دلیل مشکل زمانی پیش‌آمده برای بازیگران در روز یکشنبه ۱۰ بهمن‌ماه در دو نوبت ساعت ۱۴ و ۲۰ در تالار هنر به صحنه خواهد رفت.

به گزارش ایران تئاتر ‌روابط عمومی جشنواره اعلام کرد این نمایش که در برنامه ساعت 17 و 20 تالار مولوی روز دوشنبه بود به دلیل مشکلی که برای دو بازیگر این نمایش رخ‌داده به‌جای دوشنبه، روز یکشنبه در سانس‌های یادشده در تالار هنر اجرا می‌شود.

 

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خبر
درباره نمایش چی دا
گفت وگو با احسان ملکی کارگردان نمایش «چیدا»حاضر در جشنواره
» روایت یک باور بومی در لرستان با داستان ادیپ شهریار
... دیدن متن »

 

به گزارش تیوال به نقل از ایران تئاتر
 شناسه مطلب: 90590

ایران تئاتر : احسان ملکی هنرمند لرستانی امسال با نمایش «چیدا» در سی و پنجمین جشنواره تئاتر فجر حضور دارد.

ملکی کارگردانی نمایش هایی همچون مجلس نامه طوبی، اتوبان سکوت، چر، باغ آتش، بلوط برشته، آقای مجنون خانم لیلی، خانه روشنی و یرما را انجام داده است و همچنین در فیلم سینمایی شرقی، سریال قصه های لب رود، مستند داستانی چاره نویس، نمایش حکایت شهر سنگی، غیب گویی، بلوط برشته به بازی پرداخته است.

او موسس گروه «تیتال» است و با نمایش چیدا سومین حضور متوالیش را در جشنواره تئاترفجر تجربه می کند. کسب جایزه در جشنواره تئاتر فجر در سال ۹۳ برای نخستین بار در تاریخ تئاتر لرستان افتخار بزرگی بود که توسط این گروه و در بخش کارگردانی نمایش «هزار شلاق» رقم خورد. گروه نمایش تیتال خرم‌آباد به عنوان موفق‌ترین و موثرترین گروه نمایش درعرصه تولید تئاتر ملی سال ۹۳ انتخاب شد. سال قبل هم نمایش چز نوشته ناصر حبیبیان و کارگردانی احسان ملکی از خرم‌آباد در بین ۳۵ اثر برگزیده بخش مرور سی و چهارمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر حضور داشتند و در مراسم اختتامیه سی‌ و‌ چهارمین جشنواره بین‌المللی تئاتر فجر که در تالار وحدت تهران برگزار شد به عنوان نفرات برگزیده نمایش‌نامه‌نویسی وبروشور در بخش بین‌الملل انتخاب شد. همچنین در اختتامیه جشن اردیبهشت تئاتر هم احسان ملکی سرپرست گروه نمایشی تیتال لرستان و کارگردان نمایش هزار شلاق به عنوان موثرترین و موفق ترین گروه تولید تئاتر در عرصه ملی و بین المللی سال ۹۳ کشور شناخته شد و مورد تقدیر قرار گرفت . همچنین گروه نمایش تیتال لرستان در پنج سال گذشته رتبه های برتر جشنواره های سراسری تئاتر ماه را نیز به دست آورده است. در نمایش چیدا عوامل زیر حضور دارند بازیگران ، مسعود شاکرمی، محمدصدیق، نازنین بابایی، پویان درزی، سامان کرمی ، طراحی صحنه روح اله امامی و طراح حرکت رضا کشاورز ،تهیه کنندگی نمایش سیده مریم حسینی و سرپرستی گروه  مینا سپهوند ، طراح لباس سمانه احمدی مطلق، طراح گریم سینا بخشی، طراح نور: علی کوزه گر و موسیقی و طراحی صدا علی سینا ، نویسنده مسعود شاکرمی. با احسان ملکی در باره اجرای نمایش چیدا گفت وگویی انجام داده ایم.

چیدا در زبان لری چه معنی دارد؟
چیدا به زبان لری یعی مثل مادر و این  نمایش با چنین مضمونی  براساس ادیپ شهریار سوفکل نوشته شد.

آیا متن ادیپ شهریار را ایرانیزه کردید؟
بحث ایرانیزه شدن مطرح نیست و مضمون نمایشم حالت تطبیقی بین یک باور بومی در لرستان با داستان ادیپ  است . در لرستان در باره تقدیر باور خاصی وجود دارد و به بحث تقدیر ادیپ پیوند خورده است .

آیا در نمایش چیدا کهن الگوهای غربی را با کهن الگوهای شرقی ادغام کردید؟
بله، اما بیشتر نگاه شرقی را درداستان نمایشم  حاکم کردم.

آیانمایش چیدا یک نمایش اسطوره ای تاریخی است؟
بله، با یک شیوه کاملا مدرن  و با نگاه به جهان امروز این نمایش اسطوره ای تاریخی را روایت کردم .

درسال های اخیر اغلب نمایش های ایرانی به خصوص نمایش های شهرستانی بدون دکور و یا حداقل با حداقل دکور روی صحنه می رود. اما شما در چیدا از یک دکور بزرک و حجیم استفاده کردید؟
درچیدا از یک دکور کاربردی استفاده کردم. دکور نمایش شامل سه سازه بزرگ است که به صورت متحرک در صحنه متبادر کننده فضاهای مختلفی جغرافیایی در نمایش هستند و هر موقعیت یک اتفاق جدید است  و فرم و محتوا در چیدا در یک راستا حرکت می کنند .

آیا در زمینه طراحی دکور هم ورود داشتید؟
نه، آقای امامی که طراح دکور و صحنه گروهمان است. این کار را انجام داده است . ایشان نمایش های قبلی گروه مثل هزار شلاق ، چر،بابا آتش و غیره را هم طراحی کرده بودند.

ساخت و ساز دکور چه مدتی طول کشید؟
مدت زمان زیادی ساخت دکور طول کشید و درضمن خیلی هزینه بر بود. در مقطعی به  دلیل عدم نقدینگی کار تا مرز تعطیل شدن پیش رفت . اما خدا را شکر مریم حسینی به عنوان تهیه کننده بخش های از هزینه نمایش را متقبل شد

در روزگاری که تئاتر به سمت خصوصی شدن پیش می رود . نقش تهیه کننده در قوام و شکل گیری یک نمایش خیلی تاثیر گذار به نظر می رسد؟
در اغلب کشورهایی که تئاتر دارند از کمک های دولتی به تئاتر تزریق می شود  و ماهم چشم امیدمان به اداره کل تئاتر استان است. آلان آثار فاخری که تولید می شود فقط نمی تواند به حمایت بخش خصوصی تکیه کنند . کارهای پر هزینه ای مثل همین نمایش چیدا باید مورد عنایت بدنه دولتی تئاتر قرار بگیرد .

هزینه اجرای نمایش چقدر بود؟
در حدود پنجاه میلیون تومان

این پنجاه میلیون فقط هزینه ساخت دکور بود و یا دستمزد بازیگران و گروه را هم شامل می شود؟
این پنجاه میلیون تومان فقط هزینه ساخت دکور و طراحی و دوخت ودوز لباس و گریم شد . جا دارد از بچه های گروهم به دلیل اینکه توقع مالی از کارمان نداشتند و دوستانه من را در اجرای نمایش یاری دادند تشکر کنم . انشالله در اجرای عمومی نمایش بتوانیم زحماتشان را جبران کنیم .

فرمت اجرای نمایش را بر اساس چه سبکی طراحی کردید؟
نمایش فضای سورئالی دارد و از طریق یک دنیا ذهنی داستان نمایش برای مخاطب در صحنه عرصه می شود . نمایش بر اساس تکنیک های مدرن  و مینی مال کار شده است . این رویکرد مدرن در طراحی صحنه و لباس  و نوع بازی ها قابل بازخوانی است.

آیا نمایش در لرستان روی صحنه رفته است؟
در مهر ماه یک اجرای جمع و جور داشتیم و هفت شب میزبان مردم خوب لرستان بودیم و هدف گذاریمان این است که بعد از خاتمه جشنواره تئاتر فجر با مذاکره با چند سالن نمایش را درتهران اجرا کنیم. روال گروهمان به این نحو است که تلاش می کنیم تولیدات گروه در تهران هم اجرای عمومی بشود .

نحو استقبال مخاطبان در هفت  شبی که نمایش را در کوهدشت اجرا کردید به چه نحوی بود؟
به دلیل دکور بزرگ نمایش و نبود سالنی به این ابعاد در شهر مجبور شدیم نمایش را در سوله ای خارج از شهر اجرا کنیم. دکور نمایش ما به فضایی 15 در 15 متر احتیاج دارد. در سالن های تهران هم بهترین گزینه برای اجرایمان تالار حافظ است و خوشبختانه دبیر خانه تئاتر فجرذ با ما همکاری کرد و این سالن را در اختیار گروه قرار داد.

 

 گفت وگو از احمد محمد اسماعیلی

 

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد عسگری و زهره ص این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد عسگری و زهره ص این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
محمد عسگری و زهره ص این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اجرای پر احساسی‌ ...

۵۲ دقیقه و ۶ ثانیه سمفونی شماره ۳ هنریک میکولای گورتسکی همراهی از آغاز تا پایان برای نیمچه نگاهی‌ به تنهائی یتیمانی دور هم

حرکات ورزیده و با احساس یتیمان به طرز چشمگیری قطعات مختلف سمفونی را هدایت میکرد ؛ بازی میکردند، شلوغ بودند، قیل و قال داشتند، نوعی زندگی‌ میکردند

تدبیر، خشونت، تنبیه، حبس، حتی تجاوز یادشان میداد، تحمیلشان میکرد، روحشان را میخواست. نقش بازی تیمی هم برای سرگرمیشون گذشتند - اما با این حال نتوانستند آرام نگرشان دارند - حس خواست آزادی و فرارشان را پیروز نشدند

در پایان با اینکه بازیگری تیمی هم تمرینی شده بود، یاد نگرفته بودند که هم سرای هم باشند ، اصل تنهائی یتیم بیشتر از هر گوشه اجرا در آن‌ به چشم خورد - خسته افتادند

دیدنی‌ بود ....
پرندیس این را خواند
علی مزاری ، بیتا نجاتی ، ابرشیر ، مریم اسکندری ، عماد و عباس الهی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آوا
درباره نمایش بادکنک
» گفتگوی تیوال با ایبلیس گاردیا فراگوتی

گفتگوی تیوال با ایبلیس گاردیا فراگوتی / بازیگر.

گفتگو کننده: نازنین موسوی

ابرشیر و زهره ص این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آوا
درباره نمایش شیشه
» گفتگوی تیوال با امیر دژاکام

گفتگوی تیوال با امیر دژاکام / نویسنده و کارگردان.

گفتگو کننده: نازنین موسوی

حبیب اکبری جدی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آوا
درباره نمایش گرگ و میش
» گفتگوی تیوال با کریستیناگالبیاتی

گفتگوی تیوال با کریستیناگالبیاتی / کارگردان.

گفتگو کننده: نازنین موسوی

چهار عدد بلیط نمایش و هزار سال و یک روز برای سانس فردا یکشنبه 10 بهمن ساعت 19 دارم. محل برگزاری این تاتر: میدان هفت تیر - ورزشگاه شیرودی خیابان مفتح خیابان ورزنده می باشد
به دلیل کار پیش آمده نمیتوانیم در این ساعت در محل برگزاری نمایش حضور داشته باشیم
مبلغ ... دیدن ادامه » اصل بلیط 15000 توامان می باشد که ما بلیط را 10000 تومان می فروشیم.
در صورت تمایل با شماره 09122769015 تماس بگیرید.
۰۹ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
آوا
درباره نمایش شاخص
» گفتگوی تیوال با فواد کوچی، مایکل آدوبرتیو

گفتگوی تیوال با فواد کوچی، مایکل آدوبرتیو / کارگردانان.

گفتگو کننده: نازنین موسوی

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این نمایش ایدۀ بسیار خوبی داشت و بهترین پرفورمنسی بود که تا به حال دیده ام. حضور این نمایش در جشنوارۀ تئاتر فجر به جا و درست بود و دعوت از چنین گروه هایی با کارهایی در این سطح کیفی وجهۀ بین المللی بودن را در این جشنواره تقویت خواهد کرد.
بیتا نجاتی و عباس الهی این را خواندند
عماد و یاسمن پورمهران این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید