تیوال جشنواره تئاتر فجر ۹۳
S3 : 20:49:35
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
Naaghmee
درباره نمایش صدای آهسته برف i
نمایش با این همه جایزه، سالن پر با فروش بلیط های خارج از ظرفیت، جوری تموم شد که تماشاچی نمیدونست بره یا بمونه و ببینه که خب، آخرش چی میشه. یعنی باورش نمیشد نمایش تموم شده!!! آقا گرگه با کت و شلوار و کفش ورنی و صورتک گرگ در حد نمایش های کودکانه سینما بلوار قدیم، چی بود واقعا؟!
پیش فروش #تیولا، نمایشی جدید و متفاوت از #علی_عابدی

30% تخفیف برای19،18و21 مرداد

#پرستوگلستانی ، #سامان_دارابی ، #محمدصادق_ملک ، #وحیدآقاپور

http://tiwall.com/store/tiola
توی کاتالوگ خانه‌واده نوشته بود کار بعدی این گروه «بی‌پدر» نام داره، ما منتظریم هنوز
رومینا خلج هدایتی و علی عبدالرحیم این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شتاب زباله ها

بخش نخست

در فیزیک کلاسیک و یا نیوتنی اگر از مکان نسبت به زمان مشتق بگیریم سرعت بدست می اید و باز اگر ازسرعت نسبت به زمان مشتق بگیریم شتاب این نگاشته از مشتق گرفتن رخداد های خطی مسیر زندگی زندگی شخصیت زن داستان بدست امده و باز اگر از همان مهمترین و اثر گذار ترین همان رخداد ها مشتق بگیریم انچه بجای می ماند فقط تا ثیر ان محرک ها است وشتاب زندگی زنی حاصل شده مورد ازار و اذیت قرار گرفته دارای روانی مجروح و اسیب دیده گویی هیچ یک از پیشا مد های و رخداد های طول چند دهه از زندگی او اهمیتی نداشته و انچه به جای مانده فقط و فقط اسیب روحی است و در رابطه با شرایط او کاملا بد بینانه است زنی که مرد ها از رفتگر تا پلیس به دید سوء استفاده به او نگاه می کنند .

در مورد فقط بخاطر من نخست انکه در فضای نمایشی سنتی و تعزیه گونه این روزها انتخاب شکلی ... دیدن ادامه » پسا واقع گرایانه و نگارش چنین متنی در حد و اندازه این مرز و بوم نیاز به جسارت داشته و جای تقدیر دارددو دیگر انکه شاید مهترین ارزش این نگاشته و اجرای ان در این باشد که به عنوان الگو و مثالی چهت اجراهای پسا واقع گرایانه در این سر زمین و کتابهای تاریخ نمایشی ان کاربرد داشته باشد. سوم انکه نمایش نا مه هایی که می کوشند تا از طریق منش های گسیختگی و سر در گمی رابطه تما شا کر با محیط نمایش را تضعیف کنند اهمیت زمان برای کنش نمایشی را به خوبی نشان میدهند تکنیک بازی با زمان برای بی نظم کردن ساختار به شکل اعلای ان در اواسط قرن بیستم بارها توسط ساموئل بکت به کار گرفته شده و در این اثر هم بسیار قابل توجه بود



فقط بخاطر من را بخواهیم با سایر اثار همرده در مقیاسی جهنی در نظر بگیریم با اثری مواجه می شویم دارای شکلی فاقد جذابیت و محتوایی خسته کننده از این جهت که شکل فرا واقع گرایانه و گزینش محتوای مرتبط با اسیب های روانی و عقده های مرتبط با ان در دهه هشتم قرن نوزده سابقه داشته و شاهکار هایی خلق شده اند که یکی شاخص ترین پایه گزاران اصول فراواقع‌گرایی در شکل فلسفه علمی ان ان زیگمند فروید حدود یکصد سال پیش انها را مطالعه کرده و در ستایش ان قلم زده در قسمت دوم این نگاشته به مطالعه و قیاس ان با فقط بخاطر من می پردازیم .
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بیتا نوری
درباره نمایش کامنت i
یک عدد بلیط برای روز یکشنبه 16 فروردین به شماره ی صندلی 81 ناحیه D موجود می باشد در صورت تمایل به خریداری به آدرس ایمیل Nazmi.mohammadreza40@yahoo.com پیام بدهید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با نگاهی به ساختارِ قرار گرفتن اجزا باید گفت٬کار کارنامه ی قابل قبولی می گیرد...
اول سبکی که در این کار بکار رفته است سورئال هایی از واقعیت میدانی است که به کمک میزانسن های ماجرا طوری کنار هم چیده شده است که اگر مبتدا و موخر داستان را کشف نکنی(یعنی اگر درک نمادها و تصاویری که از تاریخ این مردم است را ندانی)پی نخواهی برد که «فرشته ی سرزمین»و ربط ارگانیکی ان با کوچ زنان و مردان ایزدی از این سوی مرزهای کوردستان با انسوی مرزهای کردستان چیست.دوم در نمایش٬علاوه بر سورئال با تلفیقی از رئالیسم ماجرا و بعد از پشت سر گذاشتن قسمتهای تاریخی که مربوط به ژینوساید نژادی و ایینی و فرهنگی این مردم کورد بود به صحنه ی هجوم داعش وارد میشوند.تلفیق ورود و پرش کارکترها به ماجرا و التقاط ان با بشکه های نفت و موضوع خاک کوردستان و نحوه سیاست دولتهای منطقه بسیار هنرمندانه ... دیدن ادامه » در نمادها جاری بود که اگر دوستان دقت به خرج میدادند از پس پشت نمایش هدف کارگردان را کشف میکردند!.در هر صحنه ایی که گروه از سن خارج میشد تا ورود بعدی نمادها و کارکترها داستان و واقعیتهای تازه ای برای مخاطب عرضه میگشت که علاوه بر مبحث تاریخی ژینوساید ایزدیان٬ ترکیب نفت٬داعش و بنیادگرایی های پوشالی به تجاوز و فروختن زنان کورد ایزدی هم اشاره میشد که تا مخاطب از ماجرا پرت نشود.
بصورت کلی فرم خوب بود ولی همچنین میتواند بهتر باشد٬اما قدرت داستان در محتوا و رنگ امیزی کارکترها از تاریخ کوردان ایزدی است که نویسنده کار با امیزش ان با فرم توانسته است موفق ظاهر شود.یکی از موفقیتهای کار استفاده از صدای جادویی«فرشته ی سرزمین»و یورش طبلها بر فکر مخاطب است که با هارمونی که با جنب و جوش بازیگران و پوشش های انان یافته تماشاگر را ملزم به تامل میکند.و در نهایت ورور گروهای مختلف مبارز کورد و ائتلاف جهانی به ماجرا داستان به پایان میرسد...
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هیوا
درباره نمایش عزیز شنگال i
نمایشی جالبی بود پرداختن به مسائل و مشکلات کودکان در خلال جنگ اقدامی تحسین کننده است کودکانی که بدون داشتن کوچکترین نقش در جنگ اما خودشان قربانی اصلی جنگ هستند. از زاویه ای دیگر آوارگی و کوچ و نداشتن سرزمین و پناهگاهی مطمئن برای کوردها در خاورمیانه جنگ زده و ارتجاع زده موضوع اصلی داستان است.
علی جعفریان و افشین غلامی این را خواندند
farhad riazi این را دوست دارد
بلە موافقم
۲۵ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کارگردانی خوب و خلاق، طراحی صحنه ی خوب و خلاق و نمایش نامه ی جذاب البته مشکلاتی هم داشت که اگه نبود بهتر بود. کاش برای تعویض صحنه ها فکر بهتری می کردین و جزئی از نمایش می شد به هر حال نمی خوام کار رو نقد کنم به نظرم کار خوب بود و زحمت کشیده بودین. کار کنید که ما منتظر کارهای آینده ی شما هستیم. من گروه شما رو نمیشناختم و کاملا تصادفی اومدم وکار رو دیدم، کارتون خیلی بهتر از بعضی کارهایی که تو تهران با کلی امکانات اجرا میره ولی هیچ خلاقیت و جذابیتی نداره بود. تئاتر آینه ی طبیعت است این نام یکی از کتابهای مرجع و خوب تئاتر پس همه ی اتفاقات روی صحنه لازمه ی کار بود و به زنده بودن و باور پذیر بودن کار شما کمک می کرد. توی اجرایی که من دیدم من که لذت بردم و تا جایی که متوجه شدم اکثر تماشاچی ها نیز راضی بودن. پس کار کنید آقا کار کنید که منتظر کارهای بعدی شما هستیم...
علی جعفریان این را خواند
رضا.ک این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
zehzeh
درباره نمایش خانه.وا.ده i
"به هر حال من حاضر نیستم به این بحث ادامه بدم- چرا که نمی فهمم شمارو. اما امید وارم در برابر وجدانتون آسوده باشید."
هربار که اومدم دیدم بااین همه نظر وحتی بعد عذرخواهی آقای اسمی وصحبتاشون ،آقای مساوات سر حرفشون موندن وبه این بحث از طرف خودشون خاتمه دادن میگفتم خداروشکر...
اما...کاش سر حرفشون می موندن حتی کاش اگه قراربود این بحث رو پایان نیافته بدونن،اینجا بهش پایان میدادن،نه هنگام گرفتن جایزه شون.
"اصلن به من ربطی نداره دیگران درباره ی کارم چی می گن- به شدت و مومنانه به حرفت باور دارم- من از دانیال اسمی کینه به دل داشتم- حالا از خودم دارم. من شما بچه های تیوال را دست کم گرفتم و ترسیدم که مبادا نظرتان در مورد ما تغییر کند و این نشان می دهد که من مساوات چقدر کوچک و نادان هستم.یادم رفته بود برای چی دارم تئاتر کار می کنم."
چراحرفای خودشون یادشون ... دیدن ادامه » رفت؟!چرایادشون رفت خودشونم درواقع افترازدن که آقای اسمی اجیر شده ن وزمان جشنواره اومدن این حرفارو زدن که کار مارو خراب کنن؟!دیدید که ربطی به جشنواره واین قضایا هم نداشت وشما جایزه تون رو گرفتید.نظر بقیه اعضای تیوال خستگی تونو در نکرد،دیگه گمانم با گرفتن جایزه اونقدری خستگیتون در شده بود که مقابل خبرنگاران و... این حرف ها رونزنید...
پریشب افتتاحیه جشنواره فیلم فجرروامیدوارم عوامل نمایش خانه.واده واصلا همه جوانانی که پابه عرصه هنر گذاشتند،دیده باشند،که جناب کشاورز که امروز توقلب مردمان ومخاطبان جادارند،چی گفتند:"من هرچه دارم از معلمانم و مردمم دارم."ایشان که قلبی وواقعی بودن حرفشان بردل های ما مسلم است،اماآقای مساوات شما چه گفتید؟معلم و استاد که میگویید نداشته اید(حداقل کارگردانان همان فیلم ها که بهعنوان منبع الهامتان معرفی کردید هم معلمتان نبوده اند؟قدری سپاسگزاری لازم است)این همین کاربرانی که اینجاازشمادفاع کرده اندراهم به قول خودتان دست کم گرفتید ووقتی جایزه را گرفتید حرف خودتان هم فراموشتان شد وگفتید"خستگی برتنمان ماند!"و"به ما افترا زدند؟"
البته امیدوارم دیگر متوجه شده باشید آنچه بزرگانی نظیر جناب نصیریان،کشاورز ،علی حاتمی ونظیر این ها یا حتی از جوان تر ها،شهاب حسینی،هومن سیدی ،بابک حمیدیان و نظیر این ها را در دل مردم جای داده نه فقط هنرشان بلکه نجابت و فروتنی شان در برابر استادانشان و مردم است...
کاش باز یادتان بیاید برای چه تیاتر کار می کنید...
داستان یک قطره عسل . . .

در کتاب هزار و یک شب داستانی است به نام یک قطره عسل که در کودکی اولین بار در مجله کیهان بچه ها خوانده بودم و همیشه در ذهنم باقی مانده بود. قصه صیادی که روزی در شکاف سنگی کمی عسل پیدا کرد و به شهر برد تا بفروشد. به دکان بقالی رسید تا معامله صورت بگیرد. قطره ای عسل روی پیشخوان بقال ریخت. گربه بقال جلو آمد تا آن قطره عسل را بلیسد. سگ صیاد گربه بقال را کشت. بقال سگ صیاد را کشت. صیاد و بقال با هم گلاویز شدند و هر دو کشته شدند. مردم قبیله و ده صیاد هم به خونخواهی با مردم ده و قبیله بقال درگیر شدند و در این جنگ نیمی از شهر خراب شد به خاطر یک قطره عسل . . .

در میان تعریف و تمجید های بی شماری که از نمایش خانه وا ده در همین تیوال شد نظر آقای اسمی به واقع یک قطره عسل بود. هم به لحاظ شیرینی ای که می توانست برای گروه داشته باشه و هم به لحاظ اندک بودنش. ... دیدن ادامه » اما ذهن توطئه گرای محمد مساوات ناگهان به سمت این الهام رفت که یک حرکت حساب شده مافیایی و مخوف برای ضربه زدن به کار ایشون راه افتاده. و اصلا هم مهم نیست که این توطئه چرا از همون دو ماه پیش شروع نشد! یا حداقل از یک ماه پیش. همه چیز داشت در قالب یک بحث معقول و منطقی پیش می رفت. آقای اسمی دلایل خودشون رو فرمودند دوستان دیگه هم دلایل خودشون رو گفتند. قضاوت با آن هایی که بحث ها رو دنبال کردند. ناگهان تهیه کننده کار به کنایه از دزدی پاریس حرف می زنه، کارگردان فغان می کنه و از خدا استمداد می طلبه و از تهمت زننده نمیگذره. حالا به خاطر این یک قطره عسل نصف شهر خراب شده! مسئول این خرابی کیه آقای مساوات؟ به قول خانم زارع همان روز اول در یک جوابیه یک خطی می فرمودید: خیر! ما اصلا فیلم کار مورد نظر شما رو ندیدیم. جالب این جاست که شما آن قدر بر سر همین یک کامنت داد و فغان کردید که حالا یک کاربر دیگه (آقای جوانی) میگه با این همه داد و هوار مطمئن شدم کار شما کپی بوده وگرنه چه نیازی به این همه جنجال؟ کاملا به مهدی جوانی حق میدم اگه چنین ذهنیتی براش ایجاد شده باشه.

منبر خودم رو با این حکایت تمام می کنم: ملانصر الدین روزی رفت تا خطابه ای در مسجد برای مردم بگه اما هر چقدر فکر کرد چیزی به ذهنش نرسید. به مردم گفت امروز هر چه فکر می کنم چیزی به یادم نمیاد که بگم پسر ملا از میان جمع گفت: بابا یعنی پایین آمدن از منبر هم به یادت نیومد؟! مساوات عزیز گاهی حرف نزدن خیلی موثر تره. هوشمندانه تر هم هست. یه بار روند کامنت ها رو مرور کنید و به خودتون بگید اگه واکنشی نشون نمی دادیم چه اتفاقی ممکن بود بیفته؟ امیدوارم به این سوال خوب فکر کنید.
میدونی که از این روش های صلح آمیز خوشم نمیاد اما حرفت به کل همش قبول.
منم الان یه حس مشترک ریزی با مهدی جوانی دارم! واقعا از کارگردان باهوش و خلاق خانه واده، قضه ظهر جمعه و بازیخانه قیاس الدین مع الفارق همچین رفتارهای ابتدایی و بچگانه ای بعید بود. فقط رفتارهای ... دیدن ادامه » این چند روز رو نمیگم از همون روز اول که اومد تیوال شروع شد.
محمد قدس هم خوب نشون داد قربون صدقه ها ونقد خوبی بود و اینا ...
۱۴ بهمن ۱۳۹۳
خانم کهنمویی عزیز بی نهایت ممنون از لطف و محبت تون امیدوارم به زودی کارگردانی شما رو هم ببینیم و از نمایش خوب تون لذت ببریم.
۱۷ بهمن ۱۳۹۳
شاهین عزیز تنها نکته مثبت از این بحث های بی پایان این بود که فهمیدم شما مشغول امر داستان نویسی هستی...که حدس میزنم خیلی وقت هست که مشغولش هستی...البته فکر می کنم تو هیچ کلاس داستان نویسی نمی تونن لحن و شیرینی قلم رو به یک کسی یاد بدهند که تو به واسطه مطالعه ... دیدن ادامه » بسیاری که از خیلی پیشتر داشتی و البته قریحه خودت صاحب آن هستی......خیلی خیلی دوست دارم داستان هایت را بخوانم ..نمی دانم تیوال محیط خوبی هست که داستان هایت را به اشتراک بگذاری یا نه...اما می دانم که خیلی خواندنی خواهند بود......راستی این میراث آقای نوشین هم چشم به راه نوشته های جدیدند...از جمله تفسیر صدای آهسته برف...که ظاهرا قسمتش نیست!! عیبی نداره...تن شاهین خان سلامت!!
۱۷ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مرور سی و سومین جشنواره بین المللی تئاتر فجر

آنچه دیدم:

تازه های تئاتر
به اتفاق خانواده (نسل نو)
کامنت(مسابقه بین الملل)
(مسابقه بین الملل)wow

مسابقه بین الملل
مرگ فروشنده (مرور تئاتر ایران)
بیرون پشت در(مرور تئاتر ایران)
صدای آهسته برف (مرور تئاتر ایران)

مسابقه مرور تئاتر ایران
ملاقات ... دیدن ادامه » با بانوی سالخورده (مرور تئاتر ایران)
ایران استرالیا(مرور تئاتر ایران)
بالاخره این زندگی مال کیه (مرور تئاتر ایران)

بین الملل
رویای پاییزی

از بخش تازه ها و نسل نو تقریبن بی نصیب ماندم،چراکه با اطلاع رسانی کشک و دوغیِ جشنواره،دیدن کارهای تازه هندوانه به شرطِ چاقوست،پس قیدش را زدم
در بخش بین الملل نیز کلاهِ گشادی سرم رفت و نمایشِ به غایت مزخرفِ "رویای پاییز" را نصفه و نیمه رها کردم و یک نفر بگوید فرانسه و آلمان و لهستان چه کردند امسال؟
در بخش مرور تئاتر و مسابقه ی مرور تئاتر(این دسته بندی ها را از ماتحتِ کدامین مدیر و مدبر می کشند بیرون مسوولینِ فجر؟) " مرگ فروشنده" با قطعیت بدترینِ اثر بخش های مذکور که رقابت تنگاتنگی دارد با جفتک پرانی های تیم افشاریان در بلبشویِ "ایران-استرالیا" بودند و در مقابل،"صدای آهسته برف" نمایشی خلاق،مالِ خود و قابل بحثی بود که به طرز غیرقابل باوری جایزه ی طراحی صحنه را نگرفت .
"ملاقات با بانوی سالخورده" یک پریناز لطف‌اللهی ویژه داشت که هیئت داوران ترجیح دادند کلن در بخش بازیگری زن مرور تئاتر ایران ایشان را انتخاب نکنند و اصلن هیچکس را انتخاب نکنند.

در مورد نمایش "کامنت" ضد و نقیض زیاد شنیدم،چند نفر بنشینند ضرورت متن،نمایشنامه نویسی و سوال بنیادین درباب این نمایش را که اصلا دارای متن بود یا نه را بررسی کنند،مشکل اکثر مخاطبان عدم متن و قصه بود،چطور همین اثر در بخش نمایشنامه نویسی کاندید می شود؟ (البته من یکی معتقد به داشتن متن در شکل و قاعده رسمی و کلاسیک نیستم هاا،محض کنجاوی پرسیدم نه نقادی)
از همه ی این آثارِ ناامیدکننده که بگذریم،بسی خرسندم برای "بیرون پشت در" و جوایزِ طبیعتا بازیگری مرد(توماج دانش بهزادی)،طراحی صحنه و جایزه ویژه کارگردانی (ایمان اسکندری)

آنچه ندیدم و واحسرتا
هم هوایی
خرمگس
قلعه انسانات

*پفک نمکی جشنواره سی و سوم: بی لالا ِ یاسر خاسب،حواشی آن را بخوانید که دلتان ریش خواهد شد.آروزی سلامتی و چاق و چلگی برای بهرام ریحانی دارم،آرزوی ادامه ی شیدایی و خلاقیت برای یاسر خاسب،و یک اجرای عمومی درست و درمان و پرانرژی از گروهشان.

خلاص
تا سالِ بعد که کمتر رنج تماشای خزعبلات بکشیم و دیگر خبری از مجالسِ زنانه ی رهنماها و برندپروریِ پژمان جمشیدی ها و نمایشنامه های عرضی طولی چرمشیری طور و تجربی کاری های پسیانی وار و آثار منسوخ شده ی برهانی مرندها و دورهمی های موزیکالِ رحمانیان های متاخر و افشاریان پسامتاخر و باقی شرکا نباشد که نباشد که نباشد.
*اثر محبوب نود و سه ی بنده(خارج از جشنواره) :نکتار (ماکان اشگواری،سارا فعلی)
سپاس از یادداشت شما خانم سرخیل عزیز
با بیشتر مواردی که اشاره فرمودید موافقم.
اضافه می کنم که باتوجه به کارهای ضعیف و سردرگمی که در جشنواره فجر امسال دیدم، هیچ نمایش ایرانی را زین پس در این جشنواره نخواهم دید.
چنانچه افراد خلاق با دانش و نگاه درست به ... دیدن ادامه » تئاتر (آنها که در پایان نام بردید بعلاوه چند نفر دیگر) تکانی به تئاتر وارفته ما ندهند متاسفم که بگویم سال خوبی برای تئاتر ایران پیش بینی نمی کنم.
۱۴ بهمن ۱۳۹۳
به خاطر بی نظمی ها و توهین های که به شخصیت انسان در جشنواره! تئاتر فجر میشه سالهاست که عطاشو به لقاش بخشیدم. میدونم که یه وقتایی حسرت دیدنم بعضی کارها (به خصوص اجراهای خارجی) به دل آدم میمونه اما افسوس که.......
و در خصوص آخر نوشته اتون با صدای بلند آمین
۱۴ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید

بیانیه گروه تئاتر رادیکال 14
تیوال عزیز و فرهیختگان تیوالی عزیز:

سایت تیوال همان قدر که به شما تعلق دارد و شمایان در قبالش احساس مسئولیت می کنید برای ما نیز چنین است و صد البته که به کرات درباره اش گفته ایم. ما بر این باوریم که تماشاگر ولی نعمت تئاتر است و تیوال خانه تماشاگر. اما اینکه هر اتفاقی که در تیوال می افتد بری از اشتباه و زشتی و پلشتی است حرفی گزاف است چرا که تیوال هم مانند هر جامعه ای ناهنجاری های خود را دارد. گروه ما ثابت کرد که نظر تماشاگرش را بر چشم می نهد و به اقتضای تحلیل و تفسیر خود حتی آن نظر را به کار می بندد. ما امروز خوشحال ایم که در تیوال عزیز دوستان بسیار و قابل اتکایی داریم. اما آنچه که طعم خوش این دوستی را به تلخی می گراید حاشیه سازی ها، تهمت ها، توهین ها و یارکشی های داعش وار است که سایه سار اسم های جعلی گاهی دوستی از خانه می ... دیدن ادامه » برد و تخم نفاق و کینه می کارد. ما همانطور که خانه خود را دوست می داریم به آن انتقاد هم داریم، ما از شرف، آبرو و حیثیت خود دفاع کرده و می کنیم. به تعبیر نازنینی در همین سایت تیوال "تهمت و افترا، یک نفر در چند نفر یا چند نفر در یک نفر" و این افراد هر چند اقلیت لطمه ای بزرگ و جراحتی عمیق به روح گفتگو، ایمان، عشق و تئاتر وارد می کند که ما و شما خوبان را فاصله افتد. اما روی صحبت کارگردان نمایش ما در اختتامیه جشنواره تئاتر فجر به آدم های تهمت زن تیوال بود و نه فرهیختگان تیوال. حتی نوشتن بیانیه رسمی به جای پاسخ های آن به آن نیز به پیشنهاد یکی از بهترین و با ارزش ترین دوستان نادیده تیوالی ارائه می شود.

چگونه پاک از جهانی بروم که پاک نیست
(بیضایی)

یا حق
گروه رادیکال 14
درود بر شما و خداقوت
صحبتهای کامل محمد مساوات را در اختتامیه جشنواره نشنیده ام لذا پیشداوری در این خصوص نمی کنم.
باور دارم تیوال همچون سایر شبکه های اجتماعی مجازی و بطور عام خود جامعه ما، از گزند افراد یاوه گو در امان نیست.اظهار نظرهای ... دیدن ادامه » غیر تخصصی ناشی از عدم آشنایی افراد با یک مقوله است که تا زمانی که رنگ بی احترامی به خود نگرفته، می توان پذیرای آن بود و در موردش گفتگو کرد ولی گاها شاهدیم فرد مدعی پا را از حد، فراتر گذاشته و بدون داشتن کوچکترین تجربه ای، بر حرف اشتباه خود پافشاری می کند.
تئاتر،شکیبایی بسیار می طلبد. شما که مستقیم دست در کار دارید بهتر می دانید که از دل اتودها، طرح ها و فکرهای بسیار همراه با تمرین های مکرر، یک میزانسن برای یک صحنه شکل می گیرد، به مرور اضافات آن حذف و چیزهایی بر آن اضافه می گردد.این فرآیند گاه بسیار زمان بر است و مستلزم انرژی بسیار لذا ارزشمند است پس نباید با یک حرف بی منطق و بی ریشه زیر سوال برود.
من کوچکترین،از شما اعضای خوب و هنرمند این گروه و از محمد مساوات عزیز تقاضا می کنم آنچنان که در برابر همه مشکلات پیش روی گروه های نمایش، بردبار بوده اید و برای هدف تان جنگیده اید در برابر مخاطب هم صبر پیشه کنید و خوددار باشید.
زمان بهترین قضاوت کننده و آشکارکننده است.
پیروز باشید و همچنان بر صحنه بدرخشید.
۱۴ بهمن ۱۳۹۳
کشش ندید
کاشکی که کلا همه ی این پستها رو حذف کنیم
۱۵ بهمن ۱۳۹۳
اشتباهات آقای اسمی و برخی عوامل اثر (مواردی که عزیزان با عذرخواهی اشتباه بودنشان را تأیید کرده‌اند) سرانجام در مسیری نسبتاً متین و با همراهی کاربران تیوال ختم به خیر شد اما در پایان کار نه مدعی از موضعش پایین آمد نه عوامل کار و هر یک دیگری را نابخشودنی خواندند و در این کش و قوس هر چه آمد برسر کاربران تیوال آمد که چونان همیشه "بحثِ مورد نظر" و " اثبات حقانیتِ خود به هر قیمت " بر نظر ، دیدگاه و خواست مخاطبان پیشی گرفت.

گروه تئاتر رادیکال 14 ، حق "دفاع از شرف، آبرو و حیثیت" محترم و محفوظ است و کسی مدعیِ "بری بودن تمام اتفاقات تیوال از اشتباه و زشتی و پلشتی" نیست ، بنده هم به‌عنوان کسی که هفت بار نمایشتان را به تماشا نشسته و حتی تصادف و ویلچرنشینی مانع حضورم در نشست نقد و بررسی اثر نشده کاملاً در جریان زحمات ، تلاش ، هنر و خلاقیت صرف شده در خلق این نمایش هستم ولی چیزی که مرا آزرد سستی این دوستی تیوالی با مخاطب است که با یک ادعای ثابت نشده (که اتفاقاً مورد تأیید تعداد زیادی از مخاطبان نیست) "طعم خوشش به تلخی می‌گراید" و عدم توانایی شما در تفکیک اقلیت مفتری از اکثریت ولی‌نعمت "لطمه ای بزرگ و جراحتی عمیق به روح گفتگو، ایمان، عشق و تئاتر وارد می کند که شما و ما خوبان را فاصله افتد" . ای کاش جای آنکه شکایت "آدم‌‌های تهمت‌زن تیوال" را به عرصۀ عمومی می‌بردید "نعتِ فرهیختگان تیوال" را به گوش حاضرین اختتامیۀ جشنواره می‌رساندید.

به‌هرحال اتفاقاتی که رخ داد تجربه‌ای بود برای آقای اسمی که در اظهار نظرهای آتی به‌کارشان خواهد آمد و دانسته‌ای برای شما که در مقابله‌‌های بعدی‌تان با "حاشیه سازی ها، تهمت ها، توهین ها" بیشتر به نگرش "دوستان بسیار و قابل اتکا" تکیه کنید تا مقابله به‌مثل قهرآمیز.

امید پیروزی برای جناب اسمی و تمامی دوستان طرف بحث دارم و بی‌صبرانه منتظر حضور موفق آثار گروه تئاتر رادیکال 14 بر صحنۀ نمایش هستم.

ناکـرده گناه در جهـان کیست؟ بگوی
وآنکس ... دیدن ادامه » که گنه نکرد چون زیست؟ بگوی
من بـد کنم و تو بد مکافـــات دهی
پس فـرق میـان من و تو چیست؟ بگوی
حضرت خیام
۱۸ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
۱۴ بهمن ۱۳۹۳
پویان اصغری این را خواند
۱۶ نفر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این عکس نشون میده که تشویق حاضرین برای این دو بانوی هنرمند چقدر پرشور بوده! احساس شادی و قدردانی در صورتهای هر دو عزیز موج میزنه...

خانم اسکندری و خانم کردای نازنین، خسته نباشید و نوش جانتان.

http://theater.ir/files/photo_report/orginal-photo_report32023.jpg

۱۳ بهمن ۱۳۹۳
۱۲ نفر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*چهره‌های برتر تازه‌های تئاتر ایران شناخته شدند*

موسیقی
نامزدها:

هومن ثنایی برای موسیقی نمایش «مکبث»
آنکیدو دارش برای موسیقی نمایش «Tabes got talent»
سهند تاکی برای موسیقی نمایش «بوقلمون»
آرش عزیزی برای موسیقی نمایش «یک زندگی بهتر»

برگزیده: سهند تاکی برای موسیقی نمایش «بوقلمون»

طراحی صحنه
نامزدها:

مصطفی ... دیدن ادامه » کوشکی برای طراحی صحنه نمایش «باد شیشه را می­لرزاند»
سعید حسنلو برای طراحی صحنه نمایش «تقدیر بازان»
سعید یزدانی برای طراحی صحنه نمایش «یک زندگی بهتر»
میثم نویریان برای طراحی صحنه نمایش «مروارید»

برگزیده: سعید یزدانی برای طراحی صحنه نمایش «یک زندگی بهتر»

بازیگری مرد
نامزدها:

شهروز دل افکار برای بازی در نمایش «باد شیشه را می لرزاند»
سیروس همتی برای بازی در نمایش «بوقلمون»
سامان دارابی برای بازی در نمایش «بوقلمون»
نادر فلاح برای بازی در نمایش «پذیرایی»
صادق ملکی برای بازی در نمایش «یک صبح ناگهان»
سروش طاهری برای بازی در نمایش «یک ساعت آرامش»

برگزیده: شهروز دل افکار برای بازی در نمایش «باد شیشه را می لرزاند»

بازیگری زن
نامزدها:

مانلی حسین­ پور برای بازی در نمایش­ های «مروارید» و «یک ساعت آرامش»
فروغ قجابگلی برای بازی در نمایش «پذیرایی»
مه لقا باقری برای بازی در نمایش «بوقلمون»
ساناز نظری برای بازی در نمایش «وقتی کنار پنجره می ایستم»
الهه شه پرست برای بازی در نمایش «به اتفاق خانواده»

برگزیده: مه لقا باقری برای بازی در نمایش «بوقلمون»

نمایشنامه‌نویسی
نامزدها:

قطب ­الدین صادقی برای نگارش نمایشنامه «مروارید»
هاله مشتاقی ­نیا برای نگارش نمایشنامه «تقدیر بازان»
خیراله تقیانی ­پور برای نگارش نمایشنامه «بوقلمون»
سیامک افسایی برای نگارش نمایشنامه «وقتی کنار پنجره می ­ایستم»
مهدی کوشکی برای نگارش نمایشنامه «باد شیشه را می لرزاند»
مسعود هاشمی­ نژاد برای نگارش نمایشنامه «یک زندگی بهتر»

برگزیده: خیراله تقیانی ­پور برای نگارش نمایشنامه «بوقلمون»

کارگردانی
نامزدها:

سروش طاهری برای کارگردانی نمایش «مروارید»
شهاب حسین­ پور برای کارگردانی نمایش «یک زندگی بهتر»
خیراله تقیانی­ پور برای کارگردانی نمایش «بوقلمون»
سیما تیرانداز برای کارگردانی نمایش «تقدیربازان»
مصطفی کوشکی و هستی حسینی برای کارگردانی نمایش «باد شیشه را می‌لرزاند»

برگزیده: خیراله تقیانی­ پور برای کارگردانی نمایش «بوقلمون»

در بخش مسابقه تازه‌های تئاتر ایران در بخش طراحی نور از دیاکو خاکی برای نمایش «یک زندگی بهتر»، در بخش گریم از ماریا حاجی‌ها برای نمایش‌های «Tabes got talent» و «یک صبح ناگهان» و در بخش طراحی لباس نیز از داریوش پیرو برای نمایش «بوقلمون» قدردانی شد.


منبع: http://mehrnews.com
میشه گفت که نمایش "بوقلمون" با ۴ جایزه از ۶ جایزه، بخش تازه ها رو درو کرده! :)
۱۳ بهمن ۱۳۹۳
واقعا کار خوبی بود
۱۳ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*برترین‌های مسابقه بین‌الملل/ «هم هوایی» و «بیرون پشت در» برگزیده شدند*

موسیقی:
بهار ایلچی برای موسیقی نمایش «wow» از ایران

طراحی صحنه:
ایمان اسکندری برای طراحی صحنه نمایش «بیرون پشت در» از ایران

بازیگری مرد:
خسرو شهراز برای بازی در نمایش «اولیور توویست» از ایران و توماج دانش بهزادی برای بازی در نمایش «بیرون پشت در» از ایران

بازیگری زن:
الهام کردا برای بازی در نمایش «هم هوایی» از ایران و ستاره اسکندری برای بازی در نمایش «هم هوایی» از ایران

نمایشنامه ­نویسی:
مهین ... دیدن ادامه » صدری برای نگارش نمایشنامه «هم هوایی» از ایران

کارگردانی:
محمد مساوات برای کارگردانی نمایش «خانه واده» از ایران

جایزه ویژه:
ایمان اسکندری برای کارگردانی نمایش «بیرون پشت در» از ایران

طراحی لباس:
دبیرخانه جشنواره در این بخش برگزیده‌ای را معرفی نکرد.


منبع: http://mehrnews.com
بسیار خوشحالم که پیش بینی ام درباره توماج دانش بهزادی، ستاره اسکندری و مهین صدری درست از آب در اومد! واقعا حقشون بود. :))
۱۳ بهمن ۱۳۹۳
یلدا خانم، آقای کوشکی در بخش تازه ها رقابت داشتند که لیست اون بخش رو هم اینجا کپی کردم. نمایش ایشون فقط در قسمت بازیگری مرد موفق به دریافت جایزه شده.
۱۳ بهمن ۱۳۹۳
آره دیدم ممنون بابت اطلاع رسانی
۱۳ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*برترین‌های مرور تئاتر ایران شناخته شدند*

موسیقی

نامزدها:

مسعود عباسی برای موسیقی نمایش «رویش ناگزیر دخی ها در حاشیه» از خمین

کورش سروش برای موسیقی نمایش «ملاقات بانوی سالخورده» از تهران

مسعود محمدیان برای موسیقی نمایش «ترانه ­های تلخ تارا» از تبریز

محمد فرشته ­نژاد برای موسیقی نمایش «سایه سار سکوت» از تهران

احسان آنالویی برای موسیقی نمایش «هزار شلاق» از خرم آباد

حسین ... دیدن ادامه » اصیلی و علی اسدی برای موسیقی نمایش «آقای قاضی صدایم را می‌شنوید؟» از میناب

*برگزیده: احسان آنالویی برای موسیقی نمایش «هزار شلاق» از خرم آباد*


طراحی صحنه

نامزدها:

صابر محمدی برای طراحی صحنه نمایش «کسی دست به عصا توی شکمم راه می‌رود» از گچساران

مسلم نارکی برای طراحی صحنه نمایش «کابوس زنی در خواب» از گچساران

هادی حجازی ­فر برای طراحی صحنه نمایش «ملاقات بانوی سالخورده» از تهران

فاتح بادپروا برای طراحی صحنه نمایش «رقصی برای بازگشت عروس» از مریوان

روح­ اله امامی برای طراحی صحنه نمایش «هزار شلاق» از خرم آباد

*برگزیده: هادی حجازی ­فر برای طراحی صحنه نمایش «ملاقات بانوی سالخورده» از تهران*


بازیگری مرد

نامزدها:

فرید کیامرثی برای بازی در نمایش «کسی دست به عصا توی شکمم راه می­رود» از گچساران

سعید دشتی برای بازی در نمایش «سیارود» از کرج

سعید محبی امین برای بازی در نمایش «چهار نمایشنامه منتشر نشده از مهران صوفی» از تهران

فرید قبادی برای بازی در نمایش «سایه سار سکوت» از تهران

ابراهیم مرادی برای بازی در نمایش «دردسرهای مرد مرده» از کرمانشاه

حمید عرب برای بازی در نمایش «هزار شلاق» از خرم آباد

*برگزیده: هیأت داوران در این بخش برگزیده نداشت و تنها از فرید قبادی و سعید محبی امین تقدیر شد.*


بازیگری زن

نامزدها:

اعظم فرزین برای بازی در نمایش «کسی دست به عصا توی شکمم راه می­رود» از گچساران

طیبه نیک آزاد برای بازی در نمایش «بهشت پنجاه درجه بالای صفر» از آبادان

بیتا آزادی برای بازی در نمایش «ترانه ­های تلخ تارا» از تبریز

ژیلا آل رشاد برای بازی در نمایش «ترانه­ های تلخ تارا» از تبریزپری­ناز لطف اللهی برای بازی در نمایش «ملاقات بانوی سالخورده» از تهران

سمیه مهری برای بازی در نمایش «دردسرهای مرد مرده» از کرمانشاه

*برگزیده: هیأت داوران در این بخش برگزیده نداشت و تنها از طیبه نیک آزاد، ژیلا آل رشاد و بیتا آزادی تقدیر شد.*


نمایشنامه ­نویسی

نامزدها:

محمدرضا عطایی­ فر برای نگارش نمایشنامه «سایه سار سکوت» از تهران

ناصر حبیبیان برای نگارش نمایشنامه «هزار شلاق» از خرم آباد

صابر محمدی برای نگارش نمایشنامه «کسی دست به عصا توی شکمم راه می­ رود» از گچساران

مجید کاظم ­زاده مژدهی برای نگارش نمایشنامه «عبور از مه» رشت

‌ ابراهیم عادل نیا برای نگارش نمایشنامه «کافه سایه» از اردبیل

*برگزیده: ناصر حبیبیان برای نگارش نمایشنامه «هزار شلاق» از خرم آباد*


کارگردانی

نامزدها:

علی شفیعی برای کارگردانی نمایش «کسی دست به عصا توی شکمم راه می ­رود» از گچساران

مهدی محمدی برای کارگردانی نمایش «رویش ناگزیر دخی­ ها در حاشیه» از خمین

هادی حجازی ­فر برای کارگردانی نمایش «ملاقات بانوی سالخورده» از تهران

احسان ملکی برای کارگردانی نمایش «هزار شلاق» از خرم آباد

محمدرضا عطایی فر برای کارگردانی نمایش «سایه سار سکوت» از تهران

*برگزیده: هادی حجازی ­فر برای کارگردانی نمایش «ملاقات بانوی سالخورده» از تهران*


منبع: http://mehrnews.com

"بی‌لالا، یاسر خاسب"

حرف تازه‌ای نیست گله‌مند بودن از تاخیر یک اجرا در جشنواره آن هم یک ساعت و نیم بیشتر!
اما بگذارید بگویم تلاش این گروه آنقدر باارزش و انسانی بود که تمام قد ایستادن و کف زدن در مقابلشان شرمی در وجودم نهاد!
چراکه قبل از شروع کار مدام نهیب میزدم به خویش
که چرا با این تاخیر طولانی باز هم ایستاده‌ام برای دیدن کار !
یکی مثل ما و یکی هم ... میدانم اگر میدانستین انتهای این کار قرار است چه حرفهایی زده شود
خیلی محترمانه و نه احیانا به قصد توهین سالن را ترک نمیکردین !!


دعای خیر ما راهی راهتان (بهرام ریحانی ، یاسر خاسب و تمامی گروه اجرایی این کار)
مطمئنم تا زمانی که نبض تیاتر "هرچند کم" میزند تو هستی و زندگی میکنی برای عشق‌ات

پ،ن: در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد، حالتی رفت که محراب به فریاد آمد"حافظ "

قرار بود دوتا اجرا باشه 4 و 5ونیم، یعنی اولی ساعت دومی اجرا شد؟ دومی اجرا شد؟
یه عده وسط اجرا رفتن یا قبل از شروع اجرا؟
۱۲ بهمن ۱۳۹۳
@چه خوب بیان کردید خانم baharinbahar؛ گر چه اجرای بسیار ضعیف و شلخته‌ای بود ولیکن احساس همدلی زیبایی که حول محور «بهرام ریحانی» به وجود اومده بود، ارزش تحمل اینهمه سختی رو داشت.

@محمدهادی عزیز، اولی تازه ساعت پنج اجرا رفت و دومی... اصلاً چیزی راجع به ساعت شروعش ... دیدن ادامه » نگم سنگینتره. خودِ کار چیزی برای گفتن نداشت و خیلی‌ها در حین اجرا سالن رو ترک کردند، اونهایی هم که موندند بیشتر بخاطر نفسِ تشکیل این جلسه‌ (فکر می‌کنم این واژه مناسبتر باشه تا تئاتر) تا آخر اجرا کلی مشقت رو تحمل کردند.
حقیقتاً رفتار کارکنان تالار حافظ هم که دیگه داره غیر قابل تحمل می‌شه؛ شیطونه می‌گه... لااله‌الااله...
۱۳ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
سلام
پخش مستقیم اختتامیه جشنواره از رادیو نمایش :)
البته هنوز رسما شروع نشده مراسم...
خانم نوری از اسامی برندگان بخش بین الملل خبر دارید؟ من فقط تونستم لیست برندگان بخش مرور رو پیدا کنم...
۱۲ بهمن ۱۳۹۳
چشم، گذاشتم :)
۱۲ بهمن ۱۳۹۳
تشکر:)
۱۲ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
عمو فرهاد قصه ها این را خواند
سرویس تئاتر هنرآنلاین: هنگاهی که نمایشی مثل "پارازیت" را می‌بینیم؛ در قیاس با آثار دیگری که تهی از معنا شده‌اند، تازه می‌فهیم نمایش کارساز یعنی چه. آن تهی‌شدگان از معنا، این کار را تحت سیطرۀ فرم‌گرایی انجام داده‌اند و البته که به اشتباه این کار ... دیدن ادامه » را کرده‌اند چون فرم‌گرایی ضدیتی با معنا و سنخیتی به تهی شدگی از معنا ندارد. بلکه در ایران ما فرم‌زدگی را به اشتباه فرم‌گرایی قلمداد می‌کنند در حالیکه فرم‌گرایان در برخورد با معنا از صراحت و سطحی‌نگری پرهیز می‌کنند و در زیر لایه‌ها به دنبال معنای ژرف و عمیق خواهند بود که این هم کاملا بیانی غیرمستقیم خواهد بود. یعنی باز هم تاکیدی بر ارائه معنا ندارند اما در واقع به دنبال بیان معنایی چندگانه و بی‌کرانگی معنا خواهند بود. آنها اصالت را در شکل می‌دانند و معنا برایشان امری غامض و پنهان است.
۱۲ بهمن ۱۳۹۳
با این مقدمه چینی می‌خواهم بگویم که "پارازیت" یک ضرورت نمایشی در جغرافیای ایران است و اگر فرصت بیشتری برای بیان مصائب و مسائل مبتلا به در اجتماع داشته باشیم آنگاه تئاتر ما لبریز از مخاطب خواهد شد. تئاتر باید آیینه اجتماع و انسان باشد. اگر بین این ... دیدن ادامه » دو سنخیت و هماهنگی نباشد، دور شدن تئاتر از انسان به گریختن مخاطب از تئاتر می‌انجامد. تئاتر همواره آیینه انسان است که بتواند بازتاب درونیاتش را ملاحظه کند. "پارازیت" یکی از موفق‌ترین نمایش‌‌‌هایی است که می‌تواند انسان ایرانی را با تمام ملاحظات ریز و درشت اجتماعی‌اش نمایان کند. شاید این نمونۀ بارزی برای بازنمایی اجتماع باشد و به بیان بهتر مشت نمونۀ خروار است که به زیبایی می‌تواند ما را در ما قرار دهد. بازیگرانی که به نمایندگی از ما روی متنی سوار می‌شوند که برگرفته از بریده‌ای از مسائل و مصائب اجتماع است. این راه حلی دقیق و درست برای بازنمایی انسان در هر اقلیم و جغرافیایی است. در اینجا روابط انسانی برجسته شده است و این ضرورتی است که باید کمتر در آن ممیزی کنیم. جامعۀ پیشرو به قاعده در بازنمایاندن خودش در آثار ادبی و هنری می‌کوشد. اگر چنین نباشد و نشود ما مدام به تکرار اشتباهاتمان تاکید می‌ورزیم.

"پارزایت" نوشتۀ بهزاد آقاجمالی، از آن دست نمایشهای اجتماعی است که به روابط اجتماعی در یک مجموعۀ مسکونی در کلان شهر بزرگی چون تهران می‌پردازد. نمایشی که در آن روابط یک زن و شوهر به نام میترا (بیتا معیریان) و مهرداد (محمد زیکساری) تحت تاثیر بچه‌دار شدن واقع شده که مرد کاملا با آن مخالفت میکند و زن گویا اصرار بر بچه‌دار شدن می‌کند. نمایش طوری پردازش شده که انگار این دو اختلافشان بالا گرفته و وسایل را برای رفتن از این آپارتمان در بستههایی گردآورده‌اند. سپس اتفاقاتی در راه است که پیوند و گسست این رابطه را با تلاطماتی مواجه خواهد کرد.
۱۲ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جمع بندی نهایی جشنواره :
کارهای دیده شده :
به اتفاق خانواده ، بیرون پشت در ، گفتگوی فراریان ، باد شیشه را می لرزاند ، قصر ، تقدیربازان ، کامنت ، من ، فقط به خاطر من ، ملاقات بانوی سالخورده ، گنجفه ، بوقلمون ، اولیور توئیست،
پپرونی ، یک زندگی بهتر ، کلفت ها ، WOW، ساعت بیست ، پارازیت ، برف سرخ ، یک صبح ناگهان .

نتیجه از دیدگاه من برای کارهای خوب و قابل پیشنهاد این دوره:

بیرون پشت در
باد شیشه را می لرزاند
بوقلمون
یک زندگی بهتر
ملاقات بانوی سالخورده
WOW
ساعت بیست
با احترام به نظر شما، جسارتا من "برف سرخ" و "خرمگس" رو هم به لیست اضافه میکنم :)
۱۲ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید