کمدی کودک و نوجوان رویداد آنلاین
چیدمان
تیوال جشنواره تئاتر هامون (دوره نخست)
S3 : 18:22:30 | com/org
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
پوریا صادقی
درباره نمایش فعل i
[لیلا داشت می گفت:] ...و برای هم کلاسی هایم، یک “او””ی مزاحم و منزوی... “او”... یک ضمیر بی وجود... و شما....
فرهاد: من چی؟
لیلا: چطور می تونم در زبان شما و برای شما از هر ضمیری تهی بشم؟
فرهاد: و اون وقت چی باقی می مونه؟
لیلا: لیلا آرش، یه وجود بی ضمیر...

[آرش، نام خانوادگی لیلا بود]
چقدر دوست داشتم این کار رو
حالم رو واقعا خوب کرد و یه روز قشنگ ساخت برام
مرسی از دیالوگ‌ها❤
اونقدر پیچیده و زیبان که هرگز نمی تونستم تنهایی بیاد بیارم
۲۹ فروردین
آقای مجللی! اگه قرضش بدم اونوقت چطوری فخر فروشی بکنم؟
:))
۳۰ فروردین
هدف هم همینه دیگه :)
۳۰ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
پوریا صادقی
درباره نمایش فعل i
لیلا[شاگرد دبیرستان خطاب به فرهاد، معلم دبیرستان]: ما از ضمیر به جای اسم استفاده می کنیم، مگه نه؟ برای پدرم من یک “او”ی افسرده ام. برای خانم افراشته من یک “او”ی گستاخم و برای همکلاسی هام من یک “او”ی مزاحم و منزوی...
حیف که نشد اجراش رو تو هامون ببینم
۲۸ فروردین
من کتاب فعل رو هم دارم گفتم دلتون بیشتر بسوزه
۲۸ فروردین
اها... من اون رو ندیده بودم
بلی بلی... انصافا شگفت انگیز برام
به اصطلاح زنگ ذهنم رو زد

فکر کنم قرار بود اردیبهشت اجرا برن که نشد

ای متفخر فروش
۲۸ فروردین
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
منتشر شده در روزنامه شرق به تاریخ بیست و هفتم بهمن ماه نود و هشت


گردنی که از مو هم باریکتر است
نوشته محمدحسن خدایی
بعد از اجرای موفقیت‌آمیز نمایش «پا»، این‌بار آرمین حمدی‌پور با نمایش «گردن» به تهران بازگشته تا در اولین جشنواره تئاتر رقابتی هامون شرکت کند. اینجا هم به نوعی با بحران واقعیت و تضاد منافع روبرو هستیم که می‌تواند محنت‌افزا و خانمان‌سوز باشد. اگر در نمایش «پا» رابطه احساسی زن و مرد در نسبت با نهاد خانواده، فضای مجازی و مهاجرت بیان می‌شود، در نمایش «گردن» بحران مربوط است به تضاد این‌روزهای والدین و فرزندان، همان نکته‌ای که ذیل اعتماد و مسئولیت بزرگسالی در رابطه با دوران خوش کودکی نمایان می‌شود. حتی ادای احترام گروه اجرایی به نمایشنامه «خدای کشتار» یاسمینا رضا، نشان از آن دارد که چگونه مسائل والدین با فرزندان، در مکان‌ها و زمان‌های مختلف شباهت‌هایی فرمال و محتوایی با یکدیگر پیدا می‌کند. در نمایش «گردن» ماجرا مربوط است به کبود شدن گردن دخترکی خردسال به نام «آوا» در یک مهد کودک. آوا از واقعه‌ای که برای او ... دیدن ادامه ›› اتفاق افتاده روایتی بیان می‌کند که بتدریج با کنار هم قرار دادن شواهد، از اعتبار می‌افتد. چراکه والدین پسرکی که آوا مدعی است به او آسیب رسانده، خطاکار بودن پسر خویش را منکر شده و در پی روشن شدن حقیقت و اجرای عدالت و در صورت امکان عذرخواهی هستند. تمنایی که اجرا از به انجام رساندن آن ناتوان است یا آنکه به شکل تعمدی آن را کنار می‌گذارد. تضاد منافع و پنهانکاری خانواده‌ها در نهایت به وضعیتی منجر می‌شود که گویی ابهام و عدم وضوح، نتیجه منطقی این فرآیند، وضعیت بغرنج است. اصولاً وقتی‌ اخلاق فردی و اجتماعی، دچار بحران می‌شود، سوژه‌های انسانی را تحت تاثیر قرار داده و آنان را واجد خطا و محافظه‌کاری می‌کند.
به لحاظ اجرایی آرمین حمدی‌پور تلاش کرده تضاد منافع را به امری تکثرشونده بدل کند. در ابتدا هر پنج اجراگر که در یک ردیف مقابل تماشاگران ایستاده‌اند، پاهای خود را با جوراب‌های یک‌بار مصرف طبی پوشانده و گویی وارد یک منطقه آلوده می‌شوند. یاداور برگزاری آیین تشرف. اجراگران تلاش ندارند شخصیت‌ها را بازی کنند. بلکه همچون میانجی محو شونده، آنان را احضار می‌کنند. بیش از آنکه منطق بازنمایی بکار گرفته شود، اجراگری مد نظر است. بدن‌ها در یک ردیف می‌ایستند و اغلب فاقد ژست و اطوار هستند. گاه بنابر ضرورت از خط فرضی که قرار است همه بر آن متوقف شوند، قدمی به پیش گذاشته یا آنکه گامی به عقب برمی‌دارند. ایده جابجایی و تکثر شدن به تناوب تکرار شده و اشاره‌ای است به تنش همیشگی مابین جایگاه نمادین افراد با بدن فیزیولوژیک. از منظر نظم نمادین، هویت هر انسان به میانجی بدن مادی، به عنوان یک کلیت بازنمایی می‌شود. اجرا بیش از آنکه بر اهمیت بدن فیزیولوژیک تاکید کند، جایگاه نمادین افراد را مد نظر دارد. حال با رویکردی پسامدرنیستی، اجراگران مقابل تماشاگران ایستاده و کنشی را بازنمایی نمی‌کنند، بلکه در کنار هم ایستاده و در باب کودکان خویش گفتگو می‌کنند. وقتی فیگور بازیگر کنار گذاشته شده تا اجراگری نقش را ایفا مند، تکثیرشده‌گی و جابجایی معنا می‌یابد. مضاف بر اینکه اجرا تلاش دارد در ساحت پدیدارشناختی باقی نمانده و سرگذشت شخصیت‌ها را در نسبت با کودکی و گذشته از یک منظر روانشناختی روایت کند. کودکی در اینجا به مثابه استعاره‌ای عمل می‌کند تا واقعیت بزرگسالی را به چالش کشد. بی‌جهت نیست که حوادث سرنوشت‌ساز آن دوران فراخوانده می‌شود تا شاید توضیحی باشد برای چرایی کنش‌های امروزی. حال با دو جنس کودکی روبرو هستیم، یکی مربوط است به آن چیزی که در مهد کودک می‌بینیم و دیگری در رابطه با کودکی پر فراز و نشیب و گاه تروماتیک والدین. تامل در کودکی‌ هر دوران، می‌توان امکانی بگشاید برای قیاس گذشته با حال از منظر شادی، سعادت و امیدواری.
رویکرد روانشناختی آرمین حمدی‌پور، در قسمت‌هایی از اجرا، به گنگی و ابهام دامن زده است. تقطیع زمانی، جابجایی شخصیت‌ها و ارجاع به گذشته، اگر قرار باشد از طریق بدن‌هایی به اجرا گذاشته شود که تفاوت چندانی را بروز نمی‌دهد، می‌تواند به سردرگمی مخاطبان منتهی شود. گو اینکه در صحنه‌هایی از اجرا، این رفت و آمدهای متناوب، ریتمی جذاب و تماشایی خلق می‌کند که ملال را پس زده و نوعی از سرخوشی را به ارمغان می‌آورد اما می‌تواند مقدمه‌ای هم باشد برای گم کردن قصه و از نفس افتادن روایت. هر چه هست این گروه تئاتری اهل شیراز را می‌توان با رویکردهای که به اخلاق و بدن انسان دارند، پاتولوژیست‌های آینده‌دار دانست.
آوا
درباره نمایش خواب زدگی i
گفتگوی تیوال با رامین رخ فروز  | عکس
گفتگوی تیوال با رامین رخ فروز

گفتگوی تیوال با رامین رخ فروز / کارگردان.

ستاد اجرایی جشنواره تئاتر هامون، فرزاد جعفریان و آقامیلاد طیبی این را دوست دارند
همیاری جان،
این اوا به نمایش لینک نشده
۲۷ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
آوا
درباره نمایش ناگهان سامورایی i
گفتگوی تیوال با سیامک زین الدینی | عکس
گفتگوی تیوال با سیامک زین الدینی

گفتگوی تیوال با سیامک زین الدینی / نویسنده و کارگردان.

فرزاد جعفریان و آقامیلاد طیبی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
آوا
درباره نمایش گردن i
گفتگوی تیوال با آرمین حمدی پور  | عکس
گفتگوی تیوال با آرمین حمدی پور

گفتگوی تیوال با آرمین حمدی پور / نویسنده و کارگردان.

گفتگوی تیوال با مهدی محمدی | عکس
گفتگوی تیوال با مهدی محمدی

گفتگوی تیوال با مهدی محمدی / کارگردان.

برندگان نخستین جشنواره تئاتر هامون:

در بخش نمایش نامه نویسی:
سینا شفیعی (پدرخوانده)

برندگان نمایش های صحنه ای :

بهترین بازیگر زن :
سارا شاهرودیان (نمایش امان )

بهترین بازیگر مرد:
آورین شاه حسینی (نمایش اختلال)

بهترین کارگردانی:
امیرمحمد ابراهیمی ( نمایش دوستان کمدی)

بهترین اثر :
دوستان کمدی
کاشکی تو نسخه جدید تیوال بشه کاربرها رو هم منشن کرد
ابنجوری می شد نظرات دوستان رو هم جوبا شد
۲۶ بهمن ۱۳۹۸
خانم محمدی خداقوت برای تهیه ی آواها
من اکثرشون رو گوش دادم و جذاب بودن برام


منتظر اجرای عموم آثار هستیم تا ما هم بتونیم لذت ببریم
۲۷ بهمن ۱۳۹۸
جناب مجللی ممنون از شما که ما رو گوش میکنید .
امیدوارم اجرای عموم بگیرند تا دوستان تیوالی هم فرصت تماشای آثار خوب جشنواره رو داشته باشند.
۲۷ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
آلبوم
از نمایش خواب زدگی i
تا دقایقی دیگر، اختتامیه‌ی نخستین جشنواره تئاتر هامون برگزار می‌شود.
امیرمسعود فدائی این را خواند
آقامیلاد طیبی و پویا فلاح این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
// استندآپ کمدی - تراژدی //
به مونولوگ نرسیده بود، استندآپ بود...
یا شاید هم (( ادای دین)) به بابک قربانی...
شاید هم بخشی از مرامنامه هفت سامورایی بود...
بهرحال اثری ناموفق بود..
به نظرم با نویسنده ای حرفه ای مذاکره شود و متن بازنویسی
شود.. اتفاق بهتری می افتد..
ماری ج
درباره نمایش فعل i
...لحظه‌ای ه آدم باید تصمیم بگیره کاری رو انجام بده، و اون لحظه به انداره‌ی تمام زندگیش و به بهای تمام زندگیش کش میاد.

لیلا آرش خیلی شجاع بود
پای تصمیمش موند
۲۶ بهمن ۱۳۹۸
خوش به حالش، چه آرامشی داره.
۲۷ بهمن ۱۳۹۸
اره
معنی عشق رو فهمید
عشق رو زندگی کرد
و به ارامش رسید
۲۷ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
حسین تاجیک
درباره نمایش گردن i
گردن:قاضی یا گناهکار؟
از چهارنمایشی که در این جشنواره دیدم شاید بهترین اجرا متعلق به همین نمایش بود
این متن بیشتر از اینکه وامدار نمایش خدای کشتار باشه وامدار سبک اقای فرهادیه:پرداختن به مسایل اخلاقی-روانشناختیِ طبقه ی متوسط در قالب شبهِ تریلری پرکشش که از مشخصه های فیلمهای فرهادی ست در این اجرا دیده میشه اما اگر اجرا به این موضوعِ محتوایی ختم میشد به حتم بشدت ضربه میخورد چون اینگونه روایت ها در سینما به بهترین شکل انجام میشه اما چیزی که اثر رو شاخص کرده فرم اجرای اثره که باعث شده به یک سطح دلپذیر اجرای صحنه ای برسه این فرم شاملِ شکستن خط روایت و زمان با ارجاعات دائمی به خیال و کودکی،آشنایی زدایی ازدیالوگ-گویی بین کاراکترها،جابجایی نقشها و استفاده ی درست از نور و صدا و موسیقی و بازیهای یکدسته این نوع روایتگری توانسته به منزله ی دوربین و تدوین ودکوپاژ (در سینما)در ذهن تماشاگر شکل بگیره و فضایی سرد و هولناک ایجاد کنه تا از سطح زندگیِ بظاهر با ثبات دو زوج به لایه های بشدت متزلزل و پر از تنش این دو بریم
نوع دیالوگ گویی در برابر تماشاگر از نقاط قوت اجراست که با محتوای اثر کاملن هماهنگه در این نوع اجرا چون قراره که قضاوت اخلاقی صورت بگیره انگار کاراکترها در محضر دادگاه(تماشاگر) در حال شرح ماجرا هستند تا قضاوت به دادگاه سپرده بشه اما عملن اتفاقی که رخ میده رسوخ ارام ماجرا در ناخوداگاه تماشاگره(قاضی ماجرا) و رسیدن به این نقطه ی هولناک که مقصر اصلی نه کاراکترها که تماشاگره و قصد هم همینه:کاراکترها در واقع هرکدوم از ما تماشاگرها هستیم که در سطح اخلاقمدارِبا ثبات اما شکننده ی خودمون،واجدِدرونی متزلزلِ مستعد خُرده-جنایاتِ اخلاقی هستیم فقط کافیه ی کبودی گردن آوا کش پیدا کنه تا همه-مون ... دیدن ادامه ›› لو بریم
و در این میان امیرعلی و آوا کودکانی که قربانی دنیای پر از سیاست و فریب بزرگترها هستن و بزرگترهایی که کودکی خودشونو در امیرعلی و آوا زنده به گور میکنن و از کودکان ماسکی ساختن تا یادشون بره که همدیگه رو دوس ندارن تا بهانه ای داشته باشن برای ادامه ی اینهمه ناسازگاری و تضاد
بازیهای کنترل شده با حرکات خوب بدن و حتا میمیک های درست صورت و اجزای بدن در همدل و همراه کردن تماشاگر به خوبی عمل کرده
بنظرم صحنه های تاب بازی و پیدا شدن مارمولک در اتاق خیلی خوب بود
روایت البته خلاهایی هم داشت از جمله میتونم به زمان و نوع پایان بندی که خوب نبود و عدم بکدستیِ کارکترها(ونه بازیِ کاراکترها) و نداشتن لایه های درست و مقدمه چینی های کم رمق برای افشای راز ماجرا و عدم برقراری ارتباط محکم دو زوج با همدیگه در ارتباط با ماجرا اشاره کنم
در کل از سالن راضی بیرون امدم تا بلخره در چهارمین اجرایی که از نمایشهای این جشنواره دیدم دست خالی جشنواره رو ترک نکنم از همه ی عوامل این نمایش خوب هم تشکر میکنم و تشکر میکنم از همه ی دست اندر کاران این جشنواره که عرصه ای بوده برای کشف استعدادهای جوان هنر نمایش
از جناب کیانی عزیزهم تشکر میکنم که هم دیدن این تاتر رو به من پیشنهاد کرد و هم بنده رو به حضور به این جشنواره بعنوان یک تماشاگر ترغیب کرد
نمایشی محترم و ارزشمند
داستانی سمبلیک با روایتی رئال
دکور خوب
موسیقی جذاب
بازی های پر تلاش

و از همه مهم تر این دغدغه مشترکمون برای تئاتر به چشم من ارزشمند بود. اینکه در دیاری که دچار انواع سختی ها و فشارهاست، عده ای دغدغه ی هنر دارند. دیار زاهدان. از این فاصله آمدند تا هنرشون رو نشونمون بدن و سربلند هم بودن. بی نهایت از تک تکتون سپاسگزارم. دست مریزاد
آلبوم
از نمایش گردن i
جشنواره تئاتر هامون دریازدهمین شب خود میزبان «خواب‌زدگی» از زاهدان و «ناگهان سمورایی » از تهران خواهد بود.
رضا بهکام
درباره نمایش گردن i
[فروپاشی فردیت در مسیر بازی پارادکسی فرم]

نمایشی بر اساس ایده اصلی نمایشنامه خدای کشتار(یاسمینا رضا) که توسط کارگردان در بروشور ادای دِین شده است؛
محتوای مناسباتی دو زوج که بواسطه مکانیتی واحد(مهد کودک) القاگر موقعیتیست تا وضعیت درونی شخصیتهای قصه را به مرز فروپاشی روابط برساند؛
مکانی پاک و مقدس که برای والدین دو کودک مضروب و ضارب حین گرفتار آمدن در موقعیتی سخت، گریزگاهیست برای خاطره بازی و سفر به دنیای درونی و بیان رازها و عقده ها و فقدان های شخصی.

اثری که با الصاق فرمی هندسی بر اساس میزانسن های معین به انتظامی واحد ولی ناپایدار تبدیل می شود که در مرز بین فروپاشی روحی شخصیت ها گرفتار است و به رفت و بازگشتی (در مسیر هندسه معین و برهم زدن آن) دچار می شود که در حلقه های متحدالمرکزی (منظور سیر بازگشتی روایتها به نقطه آغازین و شروع مجدد) به سیر صعودی قصه با پایانی ... دیدن ادامه ›› رها شده محتوایی را رَج می زند که مخاطب را به فاصله گزاری از محتوا و شناور شدن در فرم وادار می کند؛

متنی که با خُرده پیرنگهای خود دال بر روایت های موازی از زاویه دید شخصی هر کاراکتر به عینیتی نسبی در امتداد حل شدن مشروط بخشی از پازل کلی قصه ختم می شود که بخش عمده آن بواسطه واگویه ها به سفرهای ذهنی آنان در پس ترومای کودکیشان تن می دهد؛
در مسیر حل و فصل واگویه ها و دیالوگهای سوار بر فرم به میزانسنهایی می رسیم که با عوض شدن خطوط افقی برای هر شخصیت از واژه "حقیقت" (خط اول افقی در آوانسن) تا "اختفا" و "دروغها" (به نسبت تا خط افقی انتهایی در بک استیج) مناسبات در موقعیت واحده را در غالب طرح نوعی بازی پارادوکسیکال به تکاپو می اندازد و خطوط عمودی نیز که حلول نقش در نقشیست برای ورود نگاه شخصیتها به زندگی یکدیگر.

آنچه که برای من در این فرم اجرایی جذاب بود، حذف کنش ها و اکتها در بازیگران بود(غیر از چند مورد) که به جهت این فرایند، بازی ها بواسطه گویش ها و انرژی صوتی در صحنه و البته میمیک های صورت به سمت برابری و یک دست شدن پیش می رفت که در موارد استثنا و نادر که اکتی رخ می داد دریچه ای بود برای بیان مناسبات و سفرهای ذهنی انفرادی و یا جمعی؛ دور شدن از اکتینگ کنش مند یک بازیگر تمرکز مخاطب را برای فاصله گزاری بالا می برد تا در طی زمان اجرا به تعقلی مبتلا شود در عین حالی که خطوط روایی را نیز از دست ندهد؛

پیشتر از کارگردان محترم اثر نمایش "پا" را دیده بودم که در کانسپتی برابر با این نمایش(گردن) قرار می گیرد؛ کانسپتی به مثابه "فروپاشی روحی" در مسیر "مناسبات اخلاقی" که پاشنه آشیل این تلاشی اخلاقی تعامل دودویی کاراکترهای داستان و دوخت آن به جهان درونی خود است.

اجرایی مینیمالیستی که طی مدت یکساعت اگر چه در ابتدا و نزدیک به انتها از ریتم می افتد ولی لذتی ناب را به مخاطب هدیه می کند؛

با تشکر از کارگردان محترم و بازیگران و عوامل اجرایی نازنین اثر و قدردانی از زحمات تیم صمیمی هامون و مدیریت مجموعه.
جناب بهکام است و نقدهای پخته...
۲۵ بهمن ۱۳۹۸
بزرگوارید
۲۶ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
پوریا صادقی
درباره نمایش گردن i
نمایشی که با پنج آس روی صحنه، یک سالن رو فایو آف اِ کایند کرد. مشخص بود که کارگردان یکی رو از آستین خودش کشیده بیرون. براوو
(Five if a kind)

به شخصه برام مهمه که یک نمایش بتونه برنده ی ذهنم بشه. اعتمادم رو جلب کنه تا با خیال راحت باهاش جلو برم. و صحنه ی تماشای تابلوی “زن با چشمان پوشیده” توسط مرد، من رو برد. عالی

یک داستان ساده که با حوصله و ظرافت بیان شد. بازی های زمانی به جا و گویا بود. و تماشاچی رو روی صندلی نگه داشت و به دنبال داستان کشوند.
اواسط نمایش به خودم گفتم اصلا برام مهم نیست داستان چطور تموم بشه، این نمایش کار ... دیدن ادامه ›› خودش رو کرد.

تصویر سازی قوی و همراه با احساسِ متن، تصور نقاش بودن کارگردان رو هم به ذهنم آورد.

چیدمان صحنه شگفت انگیز بود. و این نمایش در واقع در دو بعد اجرا شد. مثل صورت ها روی کارت های بازی و کارتهای بازی روی میز. دست مریزاد

صداگذاری هم مثل باقی عناصر دقیق و حساب شده بود. و افکت ها، کیفیت صدای بالایی داشت.

بازی ها دقیق، در خدمت اجرا، گویا بود و لطیف

آقای کارگردان و گروه عزیز اجرایی، ممنونم که حس فراموش شده ی “ذوق کردن” رو به یادم آوردید. هنرمندانی مثل شما، زندگی رو شیرین تر می کنن.
یا به قول نیچه:
ما هنر را داریم تا از [تلخی] حقیقت نمیریم.

مشتاقانه منتظر اجرای عمومی تون هستم.
شانس من بود دیگه :(((
حیف شد نتونستم بمونم :(
۲۵ بهمن ۱۳۹۸
خیلی جات خالی شد
۲۵ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
// ناموفق //
اگر فقط با تئاتر سنتی ، نقالی، روحوضی و.. با ساز ایرانی روبرو بودیم
به نظرم از این اجرا موفق تر می شد.. سردرد ناشی از کوبیدن قاشق
بر قابلمه را هم اضافه کنید...
اما اتفاق جالبی افتاد..
طعم سیب، عطر خون کار ناموفقی بود و بعد کار دوستان کمدی
دخی کار ناموفقی بود و بعد گردن..
نفیسه نوری
درباره نمایش گردن i
اتاق کالبد شکافی روح آدم بزرگ های عادی اطرافمان با رفتارهای معمولی شان...

به نظرم اتاق عمل نبود که نتیجه یا پایان لازم داشته باشد، اینکه بالاخره زنده ماند یا نه،
اتاق کالبد شکافی بود، فقط زوایای مختلف را بررسی کردیم، با اجزا آشنا شدیم، یک چیزهایی یاد گرفتیم، بعد دوختیم و آمدیم بیرون...

بیشتر از اینکه به یاد خدای کشتار بیفتم، یاد زیراکس و کالاندولا افتادم.

بسیاااار دوستش داشتم، و چشم انتظار اجرای عموم هستم :)
شما هم بودین دیشب ؟؟؟ :(((
دوستان جمعشون جمع بوده :(
۲۵ بهمن ۱۳۹۸
:)))))))))))))))))))))
آقای کیانی ولدومورت یک "اسمشو نبر" هست که دماغشم یه حالیته که کروناها خیلی راحت تر میتونن برن توش، همینجوری مستقیم :))))))))))))))))

۱۰ اردیبهشت
خانم نوری
سپاس بابت راهنمایی تون..
عجب موجود عجیبیه این ولدومور.... اسم سختی هم
دارد..
۱۰ اردیبهشت
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
نمایشی لذت بخش از کارگردان نمایش پا که اینبار سراغ گردن رفته و با زوم روی موضع روابط انسانی که در پس عضوی بوجود میاید و دیگر عضوهارا قراری نمیماند رفته است کارگردان خلاق و باسوادی که به قواعد چینش صحنه و قواعد و فرم های اجرایی آگاه است و با ساختن فضاها و مناسبات درست بین پدرو مادر و بچه ها تمام مکان های نمایش را بدون اینکه وجود خارجی داشته باشد برای مخاطب بازسازی میکند. و از طریق دادن کدهایی نشان میدهد که مثلث کارپمن در حال چرخش و لوپ خود است قربانی، ظالم و فداکار....لایه های زیبای روانشناسی کاراکترها نیز مشهود است چنانچه کتک خورده خود کتک میزند و زنی که مورد تجاوز قرار گرفته بار دیگر این الگو را در پسر متجاوزش میسازد و او شری را اختماا درست میکد. نورپردازی های بجا تصاویر ویدئویی که کار خود را درست انجام میدهد خرده روایتهای جذاب جوری بود که احساس نمیکردی تئاتر میبینی انگار یکی از فیلمهای اصغر فرهادی را دنبال میکنی که اتفاقا پایان باز است. بسبار میتوان در ستایش این نمایش قلم فرسایی کرد. خداقوت و دستمریزاد
آخ دقیقا منم یاد اصغر فرهادی افتادم، پایانشم که باز موند دیگه مهر تایید به حسم بود :))))))
خوشحال شدم دیدمتون :)
۲۵ بهمن ۱۳۹۸
نفیسه جان منم خوشحال شدم دیدمت
۲۶ بهمن ۱۳۹۸
رویا جان به نظرم تمام اعضا و جوارح امتداد خواهد داشت. نظر محمدجواد نیز حائز اهمیته
۲۶ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
ابتدای نمایش منتظر شروع یک کار فرمیک موزیکال جذاب و حساب شده بودم اما با یک اجرای درهم روحوضی مانند که اشعار بحرطویلی حماسی را با شعرهای چاله میدانی ترکیب کرده بود مواجه شدم. زنی بیوه دخترانش را در خانه ای مبحوس کرده و نمیگذارد احدی دستش بهشان برسد و فقط در صورت ازدواج مشروعیت دارند که در اجتماع حاضر شوند چون همه بیرون گرگ و خطرناکند دختری که مطالعه میکند بیرون میزند ولی پشیمان میشود و برمیگردد. مفهوم کار اصلا در ستایش زنان قوی نبود و مانیفستی برای زنان و مردانی با نگاه سنتی به زن بود. کمااینکه ما زنانی قوی داریم که در دل جامعه حضور دارند و مستقلانه از زنانگیشان دفاع میکند. به هر صورت ایده فرمیک با قابلمه و قاشق زیبا بود و اگر هماهگی ها بیشتر بود و طراحی لباس درست صرت میگرفت تا دختر تپل تر بتواند زمین را دستمال بکشد تا هوا را خیلی بهتر میشد.
آش شوربای عجیبی بود که مرا یاد کودکی ام در تماشای نمایشهای کودکانه و اجراهای دامبارا دیممبوی سخیف انداخت
// گردن کبود جامعه //
موضوع ساده و پیش پا افتاده دعوای کودکانه دستمایه قرار
می گیرد، تا روابط و مناسبات والدین کودکان بازنمایی شود...
یادآور خدای کشتار یاسمینا رضا هست... در بروشور هم به این
موضوع اشاره شده است... که جای بسی خوشحالی است به
خصوص بعد از دیدن بیگانه در خانه...
اثر طراحی فوق العاده ای دارد که جناب جوانی یک مشاهده گر
دقیق بعد از اجرا برایمان باز کرد...
و خلاقیت طراح و کارگردانش را برایمان رمز گشایی کرد.. و
مرا شگفت زده کرد دقت ایشان.. و البته طراحی خوب اثر...
کارگردان ... دیدن ادامه ›› خلاقی دارد و اثری بچسپ و پخته ساخته است...
نمره خیلی خوب مد نظرم بود اما به نمره عالی ارتقا یافت...
و چیز دیگر اینکه، گروه اجرایی برای اثرش وقت گذاشته، کارکرده،
و ایراداتش را گرفته، به این فضا رسیده، اضافه نداره و در دنیای
ساخته خودش، مناسباتش را تعریف می کند..
متوجه شدم تئاتر (( پا)) برای این گروه بود و آن هم اثر خوبی بوده
و اگر مجدد اجرا برود قطعا در برنامه قرار می گیرد..
بهرحال اسم گروهشان رفت در خوبها..
پس خیلی باختم که نموندم...حیف شد.
کار واجب داشتم.

امیدوارم همونا رو برامون بنویسن آقای جوانی.
۲۵ بهمن ۱۳۹۸
نه نه
خود اجرا رو دیدم، صحبت های آقای جوانی رو میگم که دوست داشتم می‌شنیدم.
۲۵ بهمن ۱۳۹۸
بله...
باید بگیم از ایشون یکبار دیگر بفرستند...
۲۵ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
پوریا صادقی
درباره نمایش گردن i
آقای حمدی پور عزیز، شما یک پوکرباز قهارید... براوو...
یاد منچ بازیهام افتادم
۲۵ بهمن ۱۳۹۸
تو که حضورت جو و اتمسفر و کرات دیگر را هم معنوی میکنه:)
۲۵ بهمن ۱۳۹۸
من کوچیکتم به مولا :))))
۲۵ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
گفتگوی تیوال با سید صائب میر | عکس
گفتگوی تیوال با سید صائب میر

گفتگوی تیوال با سید صائب میر / نویسنده و کارگردان.

ستاد اجرایی جشنواره تئاتر هامون و آقامیلاد طیبی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
آوا
درباره نمایش فعل i
گفتگوی تیوال با رعنا شبانکاره | عکس
گفتگوی تیوال با رعنا شبانکاره

گفتگوی تیوال با رعنا شبانکاره /  کارگردان.

محمد مجللی، آقامیلاد طیبی و فرزاد جعفریان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا وارد شوید
متن به شدت از اجرا قوی تر بود.
فضاسازی خوب بود..
بهرحال نمره خوبی گرفت..
اما به نظرم جملات زن بیوه و ... به اجرا چسپانده شده بود..
azi rezaei
درباره نمایش فعل i
عشقیدن......
مصدر عشق...
من می عشقم...
تو می عشقی......
و صرف فعل عشق از یک لیلای بی ضمیرِذوب شده در خورشید .
درنای تنها خسته نباشی و همه گروه براتون آرزوی موفقیت میکنم.