همینک تیم پشتیبانی تیوال از طریق چت آنلاین و ایمیل در خدمت شماست و موقتا پاسخگویی تلفنی متوقف شده‌است. اطلاعات بیشتر
تیوال نمایش دوستان کمدی
S3 : 22:07:27
امکان خرید پایان یافته
  شنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۸
  ۲۱:۰۰
  ۱ ساعت و ۲۰ دقیقه
 بها: ۲۵,۰۰۰ تومان

: گابور راسوو
: ساناز فلاح فرد
: امیرمحمد ابراهیمی
: علی قانعی، صبا پویشمن، مهشید آقاخانی، عباس صابری

: محمد حسین رنجبر

: محمدرضا بارانی، کیارش طیبی
: مهدی درزی

: امیرمحمد ابراهیمی
: شایلان عشایری
: شیرین طیبی
: متین خبیلی
: پویا کاظمی، فائزه نوروزی
درمرکز صحنه (همان‌جایی که دقیقا یک علامت سفید است) یک دوربین از بالا قرار دارد که کل صحنه را می‌گیرد و ضبط می‌کند؛ حتی شاید نوشته‌ای که الان درحال خواندن هستید…
شهر:
تهران

گزارش تصویری تیوال از نمایش دوستان کمدی / عکاس: سارا ثقفی

... دیدن همه عکس ها »

مکان

خیابان فلسطین، پایین تر از خیابان انقلاب، پلاک ۲۹۲/۱
تلفن:  ۶۶۱۷۶۸۲۵


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
اجرایی پنج ستاره و بی حد جذاب
از اضافه گویی پرهیز میکنم
تا از لذت به تماشا نشستن اثر را در اجرای عموم نکاهم
من و همسرم اودیل اعصاب همدیگه رو خرد می کنیم. بعد از بیست سال زندگی مشترک، تکرار شب های حال به هم زن جلوی تلویزیون با این برنامه های مزخرفش داشت بین ما فاصله می نداخت. ما در عنفوان جدایی بودیم و وقتی می گم جدایی یعنی دستمزد وکیل، رفت و آمد و تقسیم مال و اموال رو هم باید در نظر بگیریم ...
این نمایشنامه فرانسوی از گابور راسوو را قبلا خوانده بودم. بسیار نمایشنامه ی خوبی ست . اجرای این گروه محترم و نگاه درست ابزوردی که داشتند کار را برایم جذاب کرد. بازی ها یکدست و خوب بود . ایده ی هندسی مربع و صحنه ی مینیمالیستی نیز درست کار میکرد .زمان کار و مکث ها میتونست کمتر بشه تا مخاطب تا انتها همراه بمونه. خسته نباشید
دوستان کمدی(Closet Friends)، در اصطلاح انگلیسی به دوستانی که خجالت می کشیم با دیگران روبروشون کنیم گفته میشه. شاید به همین دلیل این متن در انگلیسی به “دوستان عند المطالبه” برگردانده شده. Friends on Demand

اما عنوان اصلی نمایش Les amis du placard است. یکی از معانی واژه ی پلاکارد کمده اما شاید واژه ی پلاکارد رو بشه تعابیر دیگری هم کرد. پلاکارد در واژه به معنی پوستر راهپیمایی، قبض، رسید، صورتحساب، تجهییزات و... است. واژه ی جالبیه.

نمایش رو با نگاهی ابزورد نگاه کردم و نتیجه بسیار جذاب بود.
با این نگاه که این واقعیتِ بسیاری از روابط ماست.
دوستانی که شاید و نه الزاما از سطح مالی پایین تر از خودمون انتخاب می کنیم.
دوستانی که تضمین شده می پنداریم.
هر رفتاری زشت و‌ آزاردهنده ای از خودمون بروز میدیم‌‌، هر تخریبی، هر تحقییری و کوچکترین لذتی را در آنها از بین می بریم. ارتباطی با نگاه استریوتایپ.
اما در مقابل کاملا انتظار داریم احترامون کنن
کوچکترین کار بی ارزش مون رو تقدیر کنن
برای اهداف بی ارزشمون تشویقمون کنن
همه چیزمون رو تحملمون کنند
دانش کم و گاها اشتباه مون رو بپذیرن
هر رفتاری رو به نام شوخی و خنده انجام‌میدیم‌و حتی از حد به در می بریم و آزار می دیم
... دیدن ادامه » کوچکترین پذیرایی رو بزرگ جلوه میدیم و در مقابل انتظار بزرگترین فداکاری ها رو ازشون داریم
و خیلی چیزهای دیگه

اما در عالم واقعیت، همه ی اینها زیر لایه ای زیبا و دلپذیر از خامه و توت فرنگی عرضه میشن برای همین مثل چند خط بالا توی ذوق نمی زنن. همراه با لبخند، شیرین زبانی، لفاظی، تایید گرفتن از جمع و هزاران تکنیک دیگه که بهشون رسیدیم. این ابزورد ماجراست، پوچی روابط و منفعت طلبی صرف ما.

بازی ها جانانه بود، گاهی از تکنیک بازیگری خارج می شد. فاصله ی بین اکت و رفتار واقعی از بین می رفت. اما چندان باعث کم شدن لذت تماشا نمی شد. دست مریزاد به هر ۴+۱تون.

طراحی صحنه جذاب بود، یاداور فیلم‌داگویل(Dogville) و بسیاری تئاتر ها و بسیار جذاب.

موسیقی!!! یک موسیقی ناموزون، شاید خارج از هر خاصیت موسیقایی اما عین موضوع نمایش. ازاردهنده بودن مفهوم نمایش را از طریق گوش هم بیان کرد که چقدر ناموزونیم. با دقت.

نور یکسان و بدون هیچ تغییری در طول نمایش که تمرکز و توجه را در کل صحنه بطور یکسان پخش می کرد. ‌هوشمندانه

منتظر اجرای عمومیتون‌هستم.
جناب صادقی گرامی، ممنون از نوشته تان. من نمایش را ندیده ام و نمایشنامه را هم نخوانده ام اما مطلبی که نوشتید باعث شد یک جست و جویی بکنم و ببینم این اصطلاح چه معنایی دارد.
البته این را به حدس و بر طبق فرانسۀ کمی که می دانم می نویسم. یک معنیِ placard، بنا به واژه ... دیدن ادامه » نامۀ نفیسی، «طاقچه، قفسه یا گنجه» است و یک معنی دیگرش همان چیزی است که در فارسی هم زمانی زیاد به کار می رفت، یعنی «اعلان، نوشته، یا چاپی که در انظار عموم قرار می دهند و مقصود از آن خبردادن، دشنام دادن و رسواکردن است». زبان فرانسه برای این واژه فعل هم دارد: placarder، که به معنی «اعلان کردن، اخطار کردن، در نگارش نیشدار و زننده استهزا کردن» است. با توجه به این معانی، ترجمۀ تحت اللفظی «دوستان کُمُدی» معنای دوم را به طور مستقیم نمی رساند. اگر استعاری ببینیم، می شود تصور کرد دوستانی را که نه در قلب و عواطف (یکدیگر یا یک طرف) بلکه در روی طاقچه یا درون کُمُد جا داشته باشند، یعنی واجد کارکردی تزئینی باشند، قابل فراموش شدن، و تبدیل شدن به چیزی مثل یک وسیلۀ دمِ دست که قابل جایگزینی است. این یعنی برعکس شدنِ تمام خصائل دوستی حقیقی و تبدیل آن به دوستیِ مبتنی بر منفعت. اما معنی دوم، معنی یک نوع نمود رفتاریِ چنین دوستی ظاهری ای را در خود دارد.
در هر حال، ممنونم از نوشتۀ شما. امیدوارم بتوانم اجرای این نمایش را تماشا کنم.
۲۰ بهمن ۱۳۹۸
پوریا جان ارادتمندم. زیارت دوستان فرهیخته ای چون شما باعث خوشوقتیه.
پیگیرِ اجرای عمومی این نمایش حتما خواهم بود.
۲۱ بهمن ۱۳۹۸
شما عزیز و بزرگواری
۲۱ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
[ایــــزولـگی انسان معاصر]
بر اساس متنی از نویسنده فرانسوی گابور راسوو با ترجمه دلنشین ساناز فلاح فرد که دراماتورژی در آن بر اساس ایده اجرایی کارگردان تغییراتی را در مسیر داستانی بوجود آورده است؛
متنی که "حقارت انسانی" در جهان معاصر را سیبل کرده و از پس ابژه مفروض به لایه های "تنهایی" و "تکرار" او در مسیر سوژه چنگ می زند؛
ایده اصلی شکلی (انتخاب هندسه مربع) اگرچه بر اساس کُمُد ذهنی کارگردان است ولی از منظر فلسفی و روانشناسی نیز بنظرم انتخابی درست و قابل تأمل است؛
دو زوج متمول که بر اساس خط اصلی داستان کالای انسانی را خریداری و به حریم(چارچوب مربع) زندگی خود وارد می کند؛
مربعی که سخن از تعادل اولیه و در رویه آلترناتیو خود از فشاری بیرونی بر اضلاع خانواده دلالت دارد؛
دو دوست کالانمایی که پس از تشکیل رئوس هندسی منظم به تبعیت از بیماری روانی (اسکیزوفرنی حاد) زوج و زوجه در مسیر تشکیل اضلاع مربعی از روابط پیش می روند تا تنش و فشار هر لحظه در پس طی فرایند عنصر زمان به نقطه اوج داستانی خود برسد.
محتوایی که در دل دیالوگها و واگویه های خود، نقبی ظریف نیز بر سیاست روز دارد تا در این مسیر با دید هجویه ایی هزل گونه با آن رفتار شود.
نور ثابت تا انتهای نمایش(٨٠ دقیقه) به کند شدن ریتم اجرا دامن میزند و پیشنهاد می شود که مربع میانی که جایگاه مقدس اعترافات حقیقیست با نوری اسپات حین اشغال از سایر محیط مجزا گردد؛
بازی هایی دلنشین از نسلی جوان که اتحاد و باور را برای مخاطب بر صحنه بازسازی می کنند؛
دیالوگهای همزمان رئوس دو دویی بی توجهه به مفاهیم زبانی، مخاطب را در فضایی با تنافض زبانی گرفتار می کند که خود مسیریست بر ورود مخاطب به دایره تعقل و فاصله گزاری ضمنی از نمایش و کنش های جسمانی اعضای بدن هر بازیگر مستقلاً به آشنایی زدایی واژه گان حین ادا بدل می گردد؛
شدت بیان و صدای بازیگران به اندازه و رسا است؛
میزانسن ها بر اساس بیماری ذکر شده در رفتارهای وسواسی نیاز به دقّت بیشتری حین اجرا در امتداد اضلاع دارد؛
موسیقی مورد استفاده بر دفرم شدگی حرکات موزون و ریشخندی بر ابتذال موجود دامن می زند؛
چهره های بدون گریم و طراحی لباس و صحنه مینیمالیستی برگرفته از نوع نگاه کارگردان محترم است که در چارچوب کانسپت اصلی روایت نمایشنامه که همانا "ایزولگی" انسان معاصر است، قابل دفاع و تحسین است؛
اجرا ... دیدن ادامه » القای فرمی هندسی و منظم در مسیر فروپاشی و بازسازی حسی تفرعنانه و بازگشت به خط اول روایت و برقراری تعادل از پیش تعریف شده است که به محتوای شکمی خود وفادار است؛
اجرایی دل نشین و جذاب که حرف های زیادی برای گفتن دارد.

با تبریک به این گروه جوان و آرزوی توفیق برایشان در اجرای عموم و سپاس از همدلی و مجال مدیریت و هیأت اجرایی نازنین جشنواره هامون.
خیلی ممنون از لطف‌تون به جشنواره
از این همه انرژی مثبت و مهربانی‌تون به ذوق میایم.
۲۰ بهمن ۱۳۹۸
ارادت ارادت❤️❤️❤️❤️❤️❤️
۲۰ بهمن ۱۳۹۸
❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️
۲۰ بهمن ۱۳۹۸
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان کمدی
متن به شدت جذاب مخاطب را با دیالوگها حتی پس از اجرا همراه میکرد و ذهن مارا به عنوان انسان محصور در فضای دگم اندیشی دیکتاتور مابانه و جزم اندیش به فکر مشغول میکرد. اینکه هیچ انسانی متعلق به انسان دیگر نیست. مفهوم نظام برده داری فئودالی که همه برای کمی بیشتر زنده ماندن حتی با خفت به سخره میکشید. به شدت اثر گذار بود. و رسالت خود را به عنوان تئاتر به نحوه احسن انجام داد.
برخی نمادها در این اثر مشهود بود مثلا سبدهای خرید فروشگاهی یا خوک شدن به مثابه عناصر نظام سرمایه داری مطرح بود. انتخاب رنگ لباس به شکل کمونیست در مقابل یقه سفیدهای یقه آبی که پول انسان دیگر را میدهند اما از او در مقابل بهره کشی میوتد نیز به نظرم مشهود بود. برده دار ها گویی به بیماری روانی اگزجره ای مبتلا بودند طرح صحنه و پوستر مربع شکل بود که به گونه ای نظام محصور ذهنی را ... دیدن ادامه » نشان دهد و در نهایت سادگی زیبا بود
یک نقطه قوت کار استفاده از مکث و سکوتهای به جا بود که به عنوان بوطیقای هنرمند کار خود را به بهترین شکل انجام میداد. پوشیدن لباس کارگران لخت کردن برده دستورات تحقیر کننده ما را به سمتی هدایت کرد که از کتک خوردن برده دار لذت ببریم. دیکتاتور در ایناثر کسی از که فکر کردن را حماقت میداند از موسیقی و رقص متنفر است و به مخالفانش انگ کمونیست و مارکسیستو همجنسباز میزند. کاراکتر زن حسود و برده دار به دلیل عقیم بودن از بچه تولدت و سبز شدن متنفر است

موزیکهای مناسب کار و موزیک مریض پایان کار که شکلی از دادائیسم بود نیز حائز اهمیت است
آوازخواندن زیبای دختر جوان نیز لذت بخش بود.