تیوال هنر و تجربه
S3 : 10:58:51

نسیمی با بوی هنر و تجربه

شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ تیوال در راستای حمایت از آثار سینمایی هنری تجربی (کوتاه، مستند، تجربی) و ترویج و شناساندن آثار هنری و مستقل با ایجاد بخشی مهم و مجزا با عنوان "تیوال هنر و تجربه" تصمیم دارد فصل نوینی در مسیر پر پیچ و خم حمایت از این آثار بگشاید و طرحی نو دراندازد.
اینجا صرفا یک محل برای تبلیغات نیست، اینجا صرفا یک محل برای پوشش خبری نیست، قرار است اینجا پاتوقی برای اهالی هنر و تجربه باشد، پاتوقی برای مستندسازان، برای فیلمسازان کوتاه و تجربی، یک شبکه اجتماعی برای بهتر دیدن، بهتر شناختن و بهتر فکر کردن..

 

 

 

 

 

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
perfect
See and enjoy

10of10
میترا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
پویا امین لاری
درباره فیلم گلدن تایم i
من شخصا خیلی دوست دارم بعد فیلمها درباره‌شون فکر کنم یا حرف بزنم و تنها ایرادی که میتونم از این فیلم بگیرم همین تعداد ۱۲ اپیزودی هست که خیلی زیاد بود و الان چندتاشون رو فراموش گردم
درکل فیلم خیلی خوب و شایسته تقدیری بود. بازیگرا هم اکثرا عالی بودن. یکم تبلیفات لازم داره تا بیشتر دیده بشه :-)
میترا، R 0 y a، امیرمسعود فدائی و امیر این را خواندند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Hoda Moosaei
درباره فیلم گلدن تایم i
گلدن تایم

خوش ساخت، پرمحتوا، اندیشمندانه و درخور ستایش است.
همه عناصر با ظرافت و خوش سلیقگی تمام در کنار هم چیده شده‌اند.

فیلمنامه شبیه اسکلت آپارتمانی است بسیار مستحکم که کارگردانی خوش ذوق نمایَش را با بهترین متریال آراسته .
از دوردست و در هرلحظه چراغ یکی از خانه‌هایش روشن می‌شود، اما کل وجود دارد. کل همواره زنده است. وقتی تمامی چراغ‌ها یک به یک روشن و دوباره خاموش می‌شود، تصویر آپارتمان در کلیت اما با تمامی جزئیات در ذهن مخاطب باقی مانده است.

اما فیلمنامه با ساختار قوی و دیالوگ نویسی تفکربرانگیزش، خلاقیت‌ها و نگاه عمیق کارگردان و .... به تنهایی منجر به مواجه فیلم با این اقبال نبوده‌اند. بلکه هماهنگی و کیفیت بالای تمامی عناصر تکنیکی فیلم از تصویر و طراحی فضا (و نه صحنه) تا بازی‌های هوشمندانه و ... به جذابیت این آپارتمان و کاربری هرچه ... دیدن ادامه » بیشتر آن افزوده است.

پوریا کاکاوند و تیمش با احترام به ارزشمندی هنر، شان خود و شعور مخاطب، دانسته و آگاهانه تک تک المان‌های سینمایی را در حد توان، به درستی کنار هم چیده و اثری قابل تأمل و شایسته ی تقدیر خلق کرده‌اند
*مریم*، امیرمسعود فدائی و امیر این را خواندند
پویا امین لاری و میترا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلمی قابل تقدیر بود، مثل کتابی از داستان های کوتاه که همه ی آن ها در همین دوره ی طلایی رخ می دهند
انسان در کشاکش گذشته، حال، آینده، طمع، عشق و و و…

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زهره مقدم
درباره فیلم گلدن تایم i
مرسی از گروه سوراخ تو دیواررررررر عالی بود.
امیر این را خواند
*مریم*، میترا، پویا امین لاری و امیرمسعود فدائی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
از وقتی که این فیلم وارد شبکه نمایش خانگی شده تا الان تقریبا هر ده روز یکبار میبینمش.
قبل از اونم سه ،چهار باری دیده بودمش :-)

همه دیالوگ هاشو حفظم.
نمیدونم چرا از دیدن این فیلم سیر نمیشم .
اشاره به این حجم از مشکلات انسانی و سرگشتگی رو تو کمتر فیلمی میشه دید.

اما راه فرار کاراکتر اصلی رو در آخر فیلم نمیفهمم که چطوری میشه که بالا میره؟
کسی میتونه به من بگه که چطوری اون کاراکتر متعالی شد؟
با خودکشی یا با مست شدن تو همین جهان؟

اصلا جدای از پایان بندی فیلم بنظر شما این سرگشتگی چطوری درمان میشه؟

خودم احساس میکنم انسان همیشه داره خودش رو گول میزنه و شاید با همین گول زدن بتونه این سرگشتگی رو درمان کنه. اما یه لحظه هایی ، یه جاهایی ، یهویی زور سرگشتگیه بیشتر میشه و تو اوج تنهایی خفه ت میکنه :-(

ممنون میشم اگر فیلمو دیدید نظرتونو برام بنویسید . ... دیدن ادامه » :-)
بامداد و آقای سوبژه (محمد لهاک) این را دوست دارند
یادمه وقتی دیدم خیلی دوسش داشتم . اما الان هر چی زور زدم چیزیش یادم نیومد . فقط یادمه که از خیلی چیزاش خوشم اومد ، خوده قصه ، دکتره ، شاعره و ... و فقط آخرش کمی توو ذوقم خورد که به نظر خودکشی میرسید و توقع پایانِ غیر کلیشه ای تر و عمیقتری داشتم .
بهانه ای ... دیدن ادامه » شد دانلودش کنم و ببینمش و بعد نظر میدم
۰۷ آذر
حتما با جان و دل نظرتونو مطالعه میکنم جناب بامداد :-)
البته من خودم بخاطر عشق ورزی شهاب جان حسینی و توجهش به این شکل از زندگی و مصاحبه هایی که درمورد فیلمش میکردو بخاطر حضور خودش عاشق این فیلم شدم.
شاید اگر خود جناب کریمی با بازی کس دیگری این فیلمو میساخت ... دیدن ادامه » تا این حد بهش توجه نمیکردم اما الان انقدر به این فیلم نزدیکم که میتونم به جرات بگم برام کاری نداره تا در یک پلک زدن خود من بشم همون کاراکتر اصلی فیلم. بعدش یک ترس عجیب از حضور و حیات در این دنیا بدست میارم که اصلا قابل توصیف نیست.
حس میکنم تالیف آقای حسینی از تعبیر این فیلم همون شعر معروف ما ز بالاییمو بالا میرویم باشه . اما اگر این ترس قراره منو بالا ببره من ترجیح میدم همینجا بمونم و بالا نرم :-)) چون واقعا خیلی ترس بد و ترسناکیه
۰۷ آذر
ممنونم . سلامت باشید :)
۰۷ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر عالی بود این مستند داستان گوی زیبا
ببینید و لذت ببرید از اینهمه هوشمندی کارگردان و اندازه بودن همه چیز ...
میترا این را خواند
celine این را دوست دارد
دقیقاً "به اندازه بودن همه چیز" .
۳ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
فیلم با جان مایه استعاره های تصویری است، که زوایای مختلف زندگی مملو از خیانت های مختلف را نشان میدهد. داستان ها و بازی ها سنجیده است. انگار کتابی با داستان های کوتاه تصویری در مقابل چشم مخاطب ورق میخورد. و در اخر نویسنده شما درگیر تلخ بی انداره جامعه میکند. امید که در شهرهای دیگری هم اکران شود.
رضا بولو، میترا، امیرمسعود فدائی و امیر این را خواندند
زهره مقدم این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بعد مدت ها فیلمی دیدم که از سینما رفتن پشیمون نشدم!
*مریم*
درباره فیلم گلدن تایم i
چه خوب این برگه ایجاد شد. ممنون همیار گرامی :)
خوب آقای بولو اصلا قصدم از درخواست ایجاد صفحه این بود که شما نظرتون رو بنویسید :))))و بپرسم طبق صحبت نخ تسبیح و این حرفا من راستش هرچی فکر کردم ارتباط بین اپیزودها رو نتونستم پیدا کنم ممنون میشم یه توضیحی از برداشتتون بنویسید.
۰۶ آذر
علی جان با توجه به پیشنهادات خودت و شناخت کلی که از سلیقه ات پیدا کردم فکر میکنم گلدن تایم و پاپ رو دوست داشته باشی , اگرچه خرید این بلیط ها یه مقداری مشکلتر هست ولی حیفه از دست نده ..... من اکثر فیلم هایی " جریان غالب " که میبینم حس ام نسبت بهشون کاملا ... دیدن ادامه » خنثی هست ولی اینایی که تو هنر و تجربه اکران میشن عموما یه جریان کشف و شهود سیالی توشون موج میزنه که قابل احترام هست ... یه جور پاکی و بی آلایشی
متاسفانه روزگاری ده رقمی و امثالهم اکران میشد الان هم ........
در به همان پاشنه میچرخه و اتفاقا دیگه اینها امری عادی شده
و از اون عجیبتر مدتهاست فیلمی توقیف نمیشه !!!! چرا ؟! چون اصلا ساخته نمیشه !!!!
۳ روز پیش، چهارشنبه
خیلیییییییییی موافقما حامی جان..با تمام وجود
اولویتمم با هموناس..پاپ ولی پرید انگار حامی جان :(( ولی گلدن تایم رو محاله بذارم بپره
فیلم های عادی خیلی عجله ای نیس، چیز خاصیم نیسن آخه
۳ روز پیش، چهارشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زیبا و زیبا و تاثیرگذار.
حتما حتما تماشا کنیم...
عباس الهی و میترا این را خواندند
celine این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بی نظیر بود.
زحمت و تفکر کارگردانی در لحظه لحظه فیلم قابل مشاهده و تجربه بود.
فیلم اغلب مولفه‏ های یک اثر هنری بین المللی و موفقیت در جشنواره های جهانی رو داشت.
celine این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بنظرم شنیدن صداهای افراد مختلف مطلع از اتفاق فیلم، آنقدر ارزش داشت که به تماشای آن بنشینیم. صرفنظر از کارگردانی خلاقانه اثر و تلاش برای خاکستری برخورد کردن با قضیه قتل آقای رزم آرا.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ف کیوان
درباره فیلم دو لکه ابر i
شخصیت پردازی ضعیف، متن ضعیف، روند فیلم کند و خسته کننده...
میترا این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چرا دوستان درام رو در جایی که شروع میشه تموم میکنن ؟!!!

- فیلم خوش رنگ با بازی های خوب دو بازگیر اصلی.
- شاید این مقایسه رو خیلی ها دوست نداشته باشن ولی برای من دل چسب تر از "جزیره رنگین" خسرو سینایی بود.
- دوربین لرزان و بی ثبات آفتی شده برای سینما
جمعه 4 آبان 1397 - خانه هنرمندان
۰۶ آبان
ما عاشق غرغرو جماعت هستیم تو عرصه هنر
هیچ جای دلتون نذارید .. به زبون بیارید ما هم استفاده کنیم
۱۷ آبان
فدای شما.... آخه خیلی حساب و کتاب درستی نداره.... یه چشمه تو دل‌مون هست که کارش تولید غر و نک‌وناله.....
۱۷ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یادمه تو جشنواره ی دو سال پیش دنبال صندوق مبتذل میگشتیم که متاسفانه موجود نبود و اصلا نپسندیدم انداختیم :)
اصلا نپسندیدم برای خیلی از فیلمها جوابگو نیست
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
*مریم*
درباره فیلم هندی و هرمز i
دریای جنوب یه ویژگیهایی برای من داره
مثلا کنارش که می ایستم انگار دنیایی روبروم ترسیم شده که علیرغم سختیها نمیخوام ترکش کنم چون دوستش دارم
یا به نظرم آبی تر از بقیه دریاهاست
یا بااینکه فقط روی صخره ها ایستادم و نگاهش کردم، اینقدر نمک بهم پاشیده که وقت برگشتن، مزه شورش رو حس میکنم
یا وقتی ترکش میکنم انگار بخشی از وجودم رو اونجا کنار دریا جا گذاشتم که باعث میشه هم خوشحال باشم و هم غمگین
همه این حس ها رو بعد از دیدن این فیلم هم داشتم...
Ali و Captain این را خواندند
شرق بهشت، نیلوفر، میترا، رضا بولو، عباس الهی، رضا غیوری، __ و فرزاد جعفریان این را دوست دارند
درسته...یه حس عجیبی داره...مثل یه جور کشش.... یه نیروی قوی که میخواد بکشتت تو خودش...مثل همه چیزهای بزرگ و عظیمِ جهان...
در تمام نماها و سکانسهای فیلم دریا حضور داشت. یا خودش بود یا نشانه ای از اون...
۰۴ آبان
اوه! خوب شد گفتین آقای غیوری
حواسم نبود :))
اصلاح شد
۰۶ آبان
ارادتمند
۰۶ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اولین فیلمی که از گروه هنر و تجربه دیدم و خوشم نیومد.
بازی ها به نظرم اصلاً خوب نبود و پرداخته نشده بود.
دو سه تا از نقش ها خیلی مصنوعی و غیرقابل باور بود.
روایت فیلم اصلاً به هم نمی خورد. زمان بندی که کاراکترها صحبت می کردن مشکل داشت. مکان هایی که تو فیلم بود اصلاً بهم نمی خورد.
پایان بندی افتضاح.
کلاً خیلی خورد تو ذوقم من یکی.
شرق بهشت و میترا این را خواندند
ف کیوان این را دوست دارد
مهرشاد کارخانی کارگردان بدی نیست
می خواستم برمها...البته که با تردید....
گفتم شاید یه کنکاش درونی باشه برای شخصیت اصلی این جستجو
درنیومده پس؟
۰۲ آبان
نه متاسفانه.
من که بلاتکلیف و با ناراحتی از سالن اومدم بیرون.
۰۲ آبان
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
زیبا، لذت بردم. کار سبکی نئورئال داره و بسیار خوش ساخت هست.
شرق بهشت و میترا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر رنگ قرمز خاکِ جزیره که با آب قاطی شده بود کارکرد معرکه ای داشت توی فیلم
همونطور که زیر آب رفتن پسر بعد از عشق بازی شب اول
و قدمهای دختر تو دریایی به رنگ خون
چه حالِ عجیبی داشتم تهِ فیلم
اونجا که ماسه های براقِ هرمز به تنِ لخت و قرمز شده پسر چسبیده بود