تیوال هنر و تجربه
T1 : 14:29:51

نسیمی با بوی هنر و تجربه

شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ تیوال در راستای حمایت از آثار سینمایی هنری تجربی (کوتاه، مستند، تجربی) و ترویج و شناساندن آثار هنری و مستقل با ایجاد بخشی مهم و مجزا با عنوان "تیوال هنر و تجربه" تصمیم دارد فصل نوینی در مسیر پر پیچ و خم حمایت از این آثار بگشاید و طرحی نو دراندازد.
اینجا صرفا یک محل برای تبلیغات نیست، اینجا صرفا یک محل برای پوشش خبری نیست، قرار است اینجا پاتوقی برای اهالی هنر و تجربه باشد، پاتوقی برای مستندسازان، برای فیلمسازان کوتاه و تجربی، یک شبکه اجتماعی برای بهتر دیدن، بهتر شناختن و بهتر فکر کردن..

 

 

 

 

 

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
گردش تکراری بی وقفه و بی پیشرفت و بسیار باطل یک ایده که نهایتش در طوفان سنقاجک استفاده شده، اما سالهاست توسط مکری رها نمی شود. این فیلم به هیچ وجه دیدنی نیست.
عاطفه گندم آبادی این را خواند
نظرتون رو به دیگران تحمیل نکنید دوست عزیز
۲ روز پیش، دوشنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اگر بدونی این فقط چیزی بوده که سر موسیقی اومده...
باید خشک بشی سر جات
از وحشتی بینهایت
.
چقدر عجیب می گفت حسین علیزاده
اونی که سازمو گرفت خودم بودم، اونی هم که انداخت زیر پوتین هاش خوردش کرد خودم بودم. منی هم که وایساده بودم اون وسط غرق ماتم، باز هم خودم بودم. باید خودمون رو عوض می کردم...
ترسناک و زیباست
.
عاطفه گندم آبادی این را خواند
*مریم* این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
جوان‌ترین گروه سی‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر بر پرده‌ سینماهای گروه هنر و تجربه

فیلم سینمایی «برداشت دوم از قضیه اول» از سی‌ام بهمن‌ماه روی پرده می‌رود.

این فیلم تجربی که حاصل همکاری تعدادی از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان رشته‌ هنر است، سرانجام پس از دوسال در گروه سینمایی هنروتجربه اکران می‌شود.

«برداشت دوم از قضیه اول» اولین فیلم سینمایی پویان باقرزاده است که تاکنون در حوزه‌ی فیلم‌سازی کوتاه، تئاتر و پرفورمنس فعالیت داشته است.

پویان باقرزاده متولد 1365 و فارغ التحصیل رشته هنر از دانشگاه برایتون بریتانیاست و جوان‌ترین فیلمسازی‌ است که در سی‌و‌چهارمین جشنواره فیلم فجر در بخش هنرو‌تجربه فیلم داشته است.

هسته اولیه اعضای این گروه نیز جوانانی با میانگین سنی 25 سال بود که هیچ‌کدام سابقه‌ی فعالیت سینمایی نداشته‌اند و با همکاری ... دیدن ادامه » یکدیگر مسیر ساخت این فیلم را هموار کرده‌اند.

در خلاصه داستان این فیلم آمده است: «چند دوست و فارغ التحصیل تئاتر و سینما تصمیم گرفتند یک فیلم بسازند، آن هم یک فیلم بلند. اما این تازه اول ماجراست!»

عوامل «برداشت دوم از قضیه اول»: کارگردان: پویان باقرزاده، تهیه‌کنندگان: یحیی منصورموید، پویان باقرزاده، مجری طرح: ماهان حیدری، بازیگران: مهران میری، مینا زمان، عاطفه جمالی و پدرام انصاری، فیلم‌نامه: گروهی، مدیر فیلم‌برداری : میثم رجبعلی‌نژاد، فیلم‌بردار : محمد رضایی، تدوین‌: احسان واثقی، جلوه‌های ویژه بصری‌: علیرضا قادری‌اقدم، اصلاح رنگ و نور: امید اقبال، دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز: هاله خُلدی، گروه کارگردانی: سینا ایران‌تاژ، محمود حسینی ، منشی صحنه: نازنین عظیمی، مدیر تولید: ستاره زندی‌حقیقی، مدیر صحنه: حسام حسین‌پور، دستیاران تولید: امین مردانپور، آرمین بهارلویی، نوید آغاز، طراح چهره‌پردازی: محمود دهقانی، مدیر صدابرداری: سعید بجنوردی، صداگذاری: حامد جلالی، نعیم مسچیان، میکس: ایرج شهزادی، آهنگساز: متین حبیبیان، طراح صحنه‌: پویان باقرزاده، طراح لباس: فریبا اسدی، طراح پوستر: فروغ یگانه، عکاس: البرز تیمورزاده، مشاور رسانه‌ای: امیر قالیچی (تئاتربازها)، گروه تبلیغات: نوید آغاز، میثم نوروزی، سرمایه‌گذاران: حامد خلدی، شهین سهرابی، مهتاب احمدی مطلق
عاطفه گندم آبادی این را خواند
زهره مقدم و لیلى شجاعى این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اکران «برداشت دوم از قضیه اول» پس از دو سال انتظار در گروه سینمایی هنر و تجربه

فیلم سینمایی «برداشت دوم از قضیه اول» سرانجام بعد از حدود دو سال انتظار، در گروه سینمایی هنروتجربه اکران می‌شود.

فیلم «برداشت دوم از قضیه اول» به کارگردانی پویان باقرزاده و تهیه‌کنندگی یحیی منصورموید و پویان باقرزاده، برای اولین‌بار در سی‌و‌چهارمین جشنواره فیلم فجر نمایش داده شد.

این فیلم اکنون بعد از حدود دوسال قرار است در گروه سینمایی هنروتجربه اکران شود.

در خلاصه داستان این فیلم آمده است: «چند دوست و فارغ‌التحصیل تئاتر و سینما تصمیم گرفته‌اند یک فیلم بسازند؛ آن هم یک فیلم بلند. اما این تازه اول ماجراست!»
عاطفه گندم آبادی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به گزارش روابط عمومی
» جوان‌ترین گروه سی‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر بر پرده‌ سینماهای گروه هنر و تجربه
... دیدن متن »

فیلم سینمایی «برداشت دوم از قضیه اول» از سی‌ام بهمن‌ماه روی پرده می‌رود.

این فیلم تجربی که حاصل همکاری تعدادی از دانشجویان و فارغ‌التحصیلان رشته‌ هنر است، سرانجام پس از دوسال در گروه سینمایی هنروتجربه اکران می‌شود.

«برداشت دوم از قضیه اول» اولین فیلم سینمایی پویان باقرزاده است که تاکنون در حوزه‌ی فیلم‌سازی کوتاه، تئاتر و پرفورمنس فعالیت داشته است.

پویان باقرزاده متولد 1365 و فارغ التحصیل رشته هنر از دانشگاه برایتون بریتانیاست و جوان‌ترین فیلمسازی‌ است که در سی‌و‌چهارمین جشنواره فیلم فجر در بخش هنرو‌تجربه فیلم داشته است.

هسته اولیه اعضای این گروه نیز جوانانی با میانگین سنی 25 سال بود که هیچ‌کدام سابقه‌ی فعالیت سینمایی نداشته‌اند و با همکاری یکدیگر  مسیر ساخت این فیلم را هموار کرده‌اند.

در خلاصه داستان این فیلم آمده است:  «چند دوست و فارغ التحصیل تئاتر و سینما تصمیم گرفتند یک فیلم بسازند، آن هم یک فیلم بلند. اما این تازه اول ماجراست

عوامل «برداشت دوم از قضیه اول»: کارگردان: پویان باقرزاده، تهیه‌کنندگان: یحیی منصورموید، پویان باقرزاده، مجری طرح: ماهان حیدری، بازیگران: مهران میری، مینا زمان، عاطفه جمالی و پدرام انصاری، فیلم‌نامه: گروهی، مدیر فیلم‌برداری : میثم رجبعلی‌نژاد، فیلم‌بردار : محمد رضایی، تدوین‌: احسان واثقی، جلوه‌های ویژه بصری‌: علیرضا قادری‌اقدم، اصلاح رنگ و نور: امید اقبال، دستیار اول کارگردان و برنامه‌ریز: هاله خُلدی، گروه کارگردانی: سینا ایران‌تاژ، محمود حسینی ، منشی صحنه: نازنین عظیمی، مدیر تولید: ستاره زندی‌حقیقی، مدیر صحنه: حسام حسین‌پور، دستیاران تولید: امین مردانپور، آرمین بهارلویی، نوید آغاز، طراح چهره‌پردازی: محمود دهقانی، مدیر صدابرداری: سعید بجنوردی،  صداگذاری: حامد جلالی، نعیم مسچیان، میکس: ایرج شهزادی، آهنگساز: متین حبیبیان، طراح صحنه‌: پویان باقرزاده، طراح لباس: فریبا اسدی، طراح پوستر: فروغ یگانه، عکاس: البرز تیمورزاده، مشاور رسانه‌ای: امیر قالیچی (تئاتربازها)، گروه تبلیغات: نوید آغاز، میثم نوروزی، سرمایه‌گذاران: حامد خلدی، شهین سهرابی، مهتاب احمدی مطلق

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به گزارش روابط عمومی
» اکران «برداشت دوم از قضیه اول» پس از دو سال انتظار در گروه سینمایی هنر و تجربه
... دیدن متن »

فیلم سینمایی «برداشت دوم از قضیه اول» سرانجام بعد از حدود دو سال انتظار، در گروه سینمایی هنروتجربه اکران می‌شود.

فیلم «برداشت دوم از قضیه اول» به کارگردانی پویان باقرزاده و تهیه‌کنندگی یحیی منصورموید و پویان باقرزاده، برای اولین‌بار در سی‌و‌چهارمین جشنواره فیلم فجر نمایش داده شد.

این فیلم اکنون بعد از حدود دوسال قرار است در گروه سینمایی هنروتجربه اکران شود.

در خلاصه داستان این فیلم آمده است:  «چند دوست و فارغ‌التحصیل تئاتر و سینما تصمیم گرفته‌اند یک فیلم بسازند؛ آن هم یک فیلم بلند. اما این تازه اول ماجراست

برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بازی و شخصیت بسیار دوست داشتنی هادی حجازی‌فر را که کنار بگذاریم، هیچ احساس و احوالی از این فیلم به آدم منتقل نمی‌شد جز تنش‌های یک فیلم ژانر اکشن. گرچه تکنیکالی کار حرفه‌ای بود ولی به لحاظ روحی و درونی هیچ اتفاق و تاثیری برای من رخ نداد. از کاملا یکسویه بودن فیلم هم نمی‌شد گذشت. من ایستاده در غبار را ندیدم، اما اصلا و اصولا با صورت مستندگونه ماجرای نیمروز کنار نیامدم. اگر فیلم در قالبی غیرمستند بود، اشکالی نداشت نقطه نظرش را منتقل کند و البته نقدها را هم بشنود. اما با این قالب مستند روایت تاریخ و نه داستان، مهم‌تربن اصل در طلب حقیقت یعنی صداقت به هوا می‌رود. حدس ما راجع به شخصیت‌های فیلم هم این است: صادق (جواد عزتی)؛ سعید امامی، مسعود؛ سعید حجاریان و کمال (هادی حجازی‌فر)؛ شهیدسیدمجتبی هاشمی.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این فیلم فیلمنامه قوی داره و عین شعبده بازی هست که تا ته قصه هیچی رونمیگذاره بفهمی. خیلی کار زیبایی هست خیلی. بازی ها اونقدر خوبه که یادت میره دوربینی هست و میزانسن و کات و ... انگار از پنجره ای نزدیک اتفاقات اون خونه هستی و تمام حس و اتفاقات و دقیق دریافت میکنی. من که واقعا متحیر از از سالن اومدم بیرون. واقعا عالی بود
یک پیامبر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نقد فیلم هجوم

همیشه گفتم شهرام مکری کارگران قابلی محسوب میشود.دزدی سکانس که توسط او گاهی به چشم میخورد،باید قشنگ باشد که وسط فیلم به دل بنشیند.جایی میخواندم تمام نویسنده ها از نویسنده های قبلی که تاثیر گرفتن،ناخودآگاه دزدی میکنند.پس میشود از این ایراد مکری گاهی چشم پوشید.
بعد از فیلم ماهی و گربه،اشکان را ساخت که به دل ننشست اما فیلم هجوم برای من یک روانکاوی زیبای انسان بود.
مکری در شکستن زمان تبحر دارد،سکانسهای بی کات و این از خصایص فیلمهایش هست که حتی دید جدیدی به انسان برای زندگی میدهد.و تفکرات پیچیده اش من را یاد کارهای دیوید لینچ میاندازد.هرچند کسی که اکثر فیلمهای دیوید لینچ را دیده باشد،فیلم مکری را ضعیف میبیند اما برای سینمای تکرار پشت تکرار ایران،سینمایی که تقریبا یک بعدی شده و نهایت دو بعدی،برای افرادی مثل من که روز به روز از سینما ... دیدن ادامه » فاصله ی بیشتری میگیرند،فیلم هجوم حس خوبی به وجود میآورد.در کنار فیلمبرداری های زیبا،بازیهای یک دست،فضاسازی عالی،موضوع وایده ی فیلم ستودنیست.
ابتدای فیلم با شهری مواجه میشویم کثیف،مه آلود با حصاری که حق خروج نمیدهد مگر با چمدانی.و اکثر فیلم میشنویم اینور حصار با اونور حصار شبیه هم است.
پلیس برای بازسازی صحنه ی جرمی که گویا توسط علی رخ داده به باشگاهی در این شهر تاریک وارد میشود.سامان کشته شده و پیش از او دو نفر دیگر.
تا وسط فیلم فکرمیکردم نقد اجتماعی و فرهنگی راجع به کشورها و سیاستهای غلط است و فیلم را طور دیگری میدیدم اما کم کم فهمیدم تمام این اتفاقات در ذهن علی رخ میدهد.تمام افراد علی هستند.سامان و نگار که هر بار به شکلی سر راهش قرار میگیرند،مجموعه ای از قدرت تفکرات سیاه و منفی او هستند که باید انتخاب کند.
از دید روانشناسی تمام بیماران افسرده نشخوار فکری دارند،یک فکر را بارها و بارها تکرار میکنند،یک فکرمنفی را و این افکار منفی هجوم می آورد به ذهن فرد و دنیای درون او را تیره و تاریک میکند.این باشگاه دنیای علی هست،علی میداند درون حصار تا وقتی تیره و تاریک است بیرون هم تغییری نمیکند.و شاید در حال درمان و مبارزه با تفکرات منفی ست.
وقتی فردی به پیش یک روانشناس مراجعه میکند تا از دست بدبینی و افکار منفی بگریزد و جلوی افسردگی را بگیرد،دکتر از او میخواهد تا بنویسد،همان کاری که علی انجام میداد،بنویسد تا بعد به آن فکر کند.علی مینوشت اما نشخوار فکری میگفت تنها یک نقش دیگر بازی کنم و بعد نشخوار فکر ادامه پیدا میکرد...
تمام این شخصیتها علی بودند،علی بود که صادق را میکشت،علی بود که تصمیم میگرفت،چاقو میخرید و ... اما سامان و نگار،مظهر قدرت،که خون آشام بودند،چرا شهرام مکری آنها را مکنده ی خون نشان داد؟چون افکار منفی مثل خوره،مثل زالو به بدن میچسبند و تا آخرین قطره ی خون فرد را می مکند.و در این دنیای کثیف و پر درد،علی دنبال راه نجاتی میگشت.دلداده ی او سامان بود اما در لحظه ای علی میفهمد اینهمه سال دنبال شمسی بود که نتوانست او را به من وجودی اش،به آرامش درونی اش برساند.علی پتانسیل عشق را در سامان میدید و او را از همه پنهان میکرد اما اون چیزی که علی را به آرامش میرساند نبود حتی در سکانسی به هدیه ی علی گوش نداده بود.نگار بود که ذهن علی میخواست.
در لحظه ای که خرده فروش با علی حرف میزند،ماکتی از دنیای علی روبرویش میگذارد و میگوید ما آخر این ماکت هستیم،پس ذهن.و قرار نبود این شکلی شود.
علی مرتب در میانه ی فیلم به بعد مینویسد،نقش عوض میکند،بی نام میشود،پدرام میشود،همه کس میشود و این نشخوار فکری ادامه دارد.
اگر به عنوان بیمار پیش روانشناس رفته باشید از شما میخواهد توقف فکر ایجاد کنید،اصطلاحی که قابل توضیح نیست و خود فرد به آن بایدبرسد،توقف فکر.
چاقو تنها عاملی که علی را کمک میکند تا توقف فکر را ایجاد کند،لحظه ی زدن ضربه یعنی نابودی تمام افکار منفی و جلوی ادامه ی فکرمنفی را گرفتن.علی هربار بعد از زدن چاقو دوباره نقش عوض میکرد و نمیتوانست از پس بعد از توقف فکر بر بیاید.اما در پایان علی تصمیم میگیرد چاقو را در بیاورد و بعد از توقف به جای نشخوار فکر از گرمای دوست داشتن و مفهوم عشق برای ادامه ی راه استفاده کند،و میرسد به تابلویی پر نور که عکس خورشید تابان بالای آن میدرخشد.
یک پیامبر و فرزاد جعفریان این را دوست دارند
واقعا یکی از مشکلات امروز سینمای ایران نداشتنه تنوع ژانره فیلمای ایران از فیلمهای اپارتمانی و ابگوشتی بیشتر تجاوز نمیکنه باز جای تشکر داره از مکری عزیز که داره ساختار شکنی میکنه و فیلم نوار میسازه این میتونه قدم خوبی باشه برای کارگردنای بعدی
۱۶ بهمن
بله،منم معتقدم شهرام مکری بدون هیاهو داره به سینما کمک میکنه،ژانر جدید،فکر جدید
۱۶ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
■■ موسیقی متن و فیلمبرداری فیلم «هجوم» (شهرام مکری)
■در گفت و گو با
■■ «میلاد موحدی» و «علیرضا برازنده»

■ در کانال ابدیت و یک روز پادکست شماره شصت و نه را بشنوید :
https://t.me/EternityAndADay/386

■ ناملیک:
http://namlik.me/article/2345
.
همانطوری که پیشتر وعده داده بودیم، به دلیل دستاوردهای فنی و تکنیکی فیلم «هجوم» قصد داشتیم تا با عوامل سازنده آن گفت و گوهایی را انجام دهیم. از آن گروه توانمند در این قسمت از پادکست «ابدیت و یک روز» پای صحبت‌های آقایان «میلاد موحدی» (آهنگساز) و «علیرضا برازنده» (مدیر فیلمبرداری) نشستیم و از ایشان خواستیم تجربه مشارکت و همکاری‌شان را در فیلم «هجوم» با ما و شما مخاطبان همراه در میان بگذارند.
■تدوین پادکست : محمد شکیبا
■قطعات موسیقی‌ به کار رفته در این پادکست:
۱. «رقص گدایی» از ساخته‌های گروه «کلزماتیکس» و برگرفته‌شده از آلبوم موسیقی «جن‌زده»
۲. بخشی از پیش‌پرده تبلیغاتی فیلم «هجوم» با صدای «عبد آبست» با همراهی قطعاتی از موسیقی متن فیلم ساخته «میلاد موحدی»
۳ ... دیدن ادامه » . بخشی از موسیقی آلبوم «مهمانی طولانی غمناک» ساخته «میلاد موحدی»
۴. ترانه عنوان‌بندی پایانی فیلم «هجوم» ساخته «میلاد موحدی» با شعری از «مولوی» و صدای «احمد شکوری» و همخوانی «غزل»

■ عبارت "abadiatvayekrooz" را در اینستاگرام جستجو کرده و به ما بپیوندید.
.
.
■ مجموعه پادکست هایی درباره هنر سینما
https://telegram.me/EternityAndADay
.
.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چطور میشه این فیلم رو خرید؟
هیچ راه قانونی وجود نداره که بشه این فیلم رو با کیفیت مناسب خرید؟
نیلوفر این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با درود
دوستان یک بلیط برای فیلم تمارض موجود است
برای امروز ۱۷ دی ماه ساعت ۱۵
موزه ی سینما
درصورت دراخواست
با تلفن ۰۹۱۹۴۹۲۷۰۴۷ به منظور دریافت کد اینترنتی تماس بگیرید
و از دیدن فیلم غیر قابل انتظار و دیدنی تمارض لذت ببرید.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شیر موز پسته
کارگردان بعد از اقبال مخاطب به فیلم ماهی و گربه با همان تکنیک، فیلم دیگری ساخته که خب نمی توان انتظار تکرار موفقیت را داشت. البته با کمی چاشنی های اضافه از موضوعات جذاب که فیلم تنها عشاق زنده می مانند جیم جارموش و سریال خاطرات خون آشام را در ذهن تداعی می کنند. امیدوارم در فیلم های بعدی این کارگردان خلاق ایده های جدید و زیباتری ببینم.
نیلوفر و سپهر این را خواندند
محمد مهدی فتحیان و مهسا این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
.
«گفتگویی شنیدنی»
■ نگاهی به فیلم «کله‌سرخ» در گفت و گو با
■ ■ «کریم لک‌زاده»

■در کانال ابدیت و یک روز پادکست شماره شصت و شش را بشنوید :
https://t.me/EternityAndADay/369

■این‌روزها فیلم «کله‌سرخ» به کارگردانی «کریم لک‌زاده» در گروه سینما‌های «هنر و تجربه» در حال نمایش است. به همین مناسبت و همچنین ظرفیت‌های تامل‌برانگیز باقی فیلم‌های بلند و کوتاه این جوان ۳۱ ساله شیرازی سعی کردیم در شصت و ششمین برنامه از مجموعه پادکست‌های «ابدیت و یک ‌روز» با او و نگاهش به مقوله فیلمسازی بیشتر آشنا شویم.
■تدوین پادکست : محمد شکیبا
■قطعات موسیقی‌ به کار رفته در این پادکست:
۱. «رقص گدایی» از ساخته‌های گروه «کلزماتیکس» و برگرفته‌شده از آلبوم موسیقی «جن‌زده»
۲. بخش هایی از دیالوگ‌های فیلم «کله‌سرخ» (با بازی «بهزاد دورانی» و «علی باقری») با همراهی موسیقی متن فیلم از ساخته‌های «آنکیدو دارش»
۳. بخشی از موسیقی اجرا شده در فیلم «دختری در میان اتاق» با اجرای «محسن حاجی علی رضالو»، «حبیب خیابانی»، «حامد دباغ‌پور» و با صدای «یوسف‌علی دریا‌دل»
۴. بخشی از دیالوگ‌های فیلم «قمار‌باز» (با بازی «بهزاد دورانی» و «حامد نجابت») و با همراهی موسیقی متن فیلم «کله‌سرخ»
۵. ... دیدن ادامه » بخشی از موسیقی استفاده شده در فیلم «کله سرخ» ساخته «گوران برگوویچ»


.
.
.
.
■مجموعه پادکست هایی درباره هنر سینما
https://telegram.me/EternityAndADay
.
نیلوفر ثانی، محمد رحمانی و شکوه حدادی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
به بیرون از اینجا راه نیست
واسه تنها بودن جا نیست
بالا سرم سقف نیست
ولی آسمون پیدا نیست
چراغ ها خاموش شدند
ستاره ها فراموش شدند
یه شب اونقدر طولانی شد که
همه ی روزها توش گم شدند

" آرش سبحانی "
کیوسک
نیلوفر ثانی و نیلوفر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با هرچه عشق
نام تو را می توان نوشت
با هر چه رود
راه تو را می توان سرود

بیم از حصار نیست
که هر قفل کهنه را
با دست های روشن تو
می توان گشود

#محمدرضاعبدالملکیان ‌
حسین ایرجی، نیلوفر ثانی و نیلوفر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
خوب ، متفاوت ، جذاب....
اگه بگم فیلمو دوست داشتم دروغ گفتم اگه بگم دوست نداشتم هم انصاف خیلی دیگه کم لطفی کردم در حقش!:)) قبول کنید که در یک فیلم(ولو اینکه ساختار نو و متفاوتی هم داشته باشد) نداشتن ضرب اهنگ بالا و فضای سرد و افسرده از یه جایی به بعد رخوت و کسالت رو به تماشاچی منتقل میکنه!

1_ البته این خصلت در فیلمهای هنر و تجربه کم دیده نمی شود نمونه اش شاید دختر...پدر...دختر باشه

2-شاید هم این نگاه و ریتم خودخواسته و تعمدی و در راستای منویات فیلمساز باشه ولی برای من تماشاچی این موضوع چندان دلنشین نیست!

3_ممنونم که قبول کردید:))

عدم رضایت تام نداشتن این حقیر! از فیلم هم بیشتر به خاطر این مساله است..(توقف و مکث آزار دهنده ای که مثلا در آن صحنه نوازندگی وجود دارد نمونه ای از این عدم رغبت به داشتن ریتم و ضرباهنگ بالاست)

امیر ... دیدن ادامه » قاب بندی های غیرمتعارف فریبنده و دلربا کم ندارد (البته ممکن است عده ای اصلا این نوع ساختار شکنی و غیرمتعارف بودن رو دوست نداشته باشند یا هم ممکنه با اصرار در تکرار مدام بی اثر آن مشکل داشته باشند) آن صحنه پشت بام و تنهایی امیر و نمای شهر یا قاب زیبایی که از پشت پنجره بیرون خانه امیر دو بازیگر را در حال گفتگو در داخل خانه به تصویر می کشد؛یا نمایی که علی (مصطفی قدیری)در خیابان تکیه به دیوار داده یا آن نمایی که علی در دستشویی است و در گوشه ای از قاب در آینه تصویر امیر را درحال سیگار کشیدن می بینیم ؛ یا صحنه دیدار امیر با پدرش و .. همه و همه نشان از ذوق و سلیقه تحسین برانگیز کارگردان و فیلمبردار دارد. نماهای تکنفره از بازیگران داخل ماشین هم تازگی داشت.پیامش آیا رساندن مفهوم تنهایی بود؟نمی دانم!شاید!
در دریافت مفهوم اینکه چرا آدمها تا جای ممکن در گوشه ای از قاب دیده می شوند (و یا اصلا دیده نمی شوند!) هم می مانم! رنگ سفید که در بیشتر نماها به چشم میآید(مانندخانه امیر،خانه پدرش، خانه غزل یا حتی خیابان) نشانه و پیام آور چه می تواند باشد؟صرفا برای فضاسازی دنیای حاکم بر زندگی امیر است یا می شود از آن برای شخصیت شناسی هم بهره برد؟ امیر غمخوار رفیقش است ، به فکر بی پناهی همسر رفیقش است..هوای بچه شان را دارد. در جریان اتفاقات زندگی همکارش است.غمخوار پدرش است به حرفش گوش می دهد سرش را در آغوش میگیرد دلداریش میدهد .کنار خواهرش میشنیند و حرفهایش را میشنود.غمخوار مادرش است . به فکر همه است ولی به جز اندکی دلسوزی خواهر و مادر کسی دیگر به فکر او نیست. همه شکایت پیش او می برند ولی او کسی را نمی یابد که شکایتش را پیش او ببرد. همه از او انتظار دارند( انتظاری که شاید مقصرش هم خودش باشد؛ فیلم درباره شناخت این بخش از شخصیتش کمکمان نمیکند) انتظار حل مشکلشان؛ انتظار کمکی راهگشا!
آنگاه که مجالی برای بیان حرفها و دردهای نگفته تلمبار شده درون سینه اش نمی یابد(یا فرصت ان را دارد ولی طرح و بیانشان را چندان مثمر ثمر نمی بیند) به سیگار پناه می برد. حرف پشت حرف؛دود پشت دود! آنچنان غم و اندوه مشکلات( خود+دیگران) وجودش را فرا گرفته که دیگر طاقت شنیدن و دیدن گریه و بغض را ندارد. شاید به همین سبب است که از ورود به چالش جدید پرهیز میکند(بی توجهی اش به خانم آرایشگر) ..نمونه عینی امیر را (کم و بیش با همان مشخصات)میتوانیم در دور و برمان به راحتی پیدا کنیم..نمونه افراد دلسوز برای دیگران(غلط یا درست) ولی تنها و فرو رفته در خود .. فیلم امیر بیشتر طرح موضوع می کند(در قالبی جدید البته) تا قصه پردازی و ایجاد تعلیق و گره گشایی و حل مساله..به همین خاطر ممکن است این فرم و محتوا به مذاق عده ای خوش بیاید و ان را بپسندند یا بالعکس از ان بیزار شوند و ان را نپسندند.

در امیر میلاد کی مرام پخته تر نشان می دهد و از آن نقش های کلیشه ای اش فاصله محسوسی دارد.. هادی کاظمی تقریبا متفاوت است با آنچه که قبلا از او در ذهن داشتیم. نقشش کوتاه است ولی موثر از کار در آمده. .مصطفی قدیری اتفاق ویژه فیلم است؟شاید!..پدر و مادر هم باورپذیر نقش را به نمایش دراورده اند.. سحر دولتشاهی هم به نظرم خوب توانسته از پس نقش برآید..
۲۱ بهمن
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
برای من تا حالا پیش نیومده که بخوام در مورد فیلمی نقد بنویسم. در حقیقت تا به حال اصلاً در مورد فیلمی مطلبی ننوشتم چه برسه به نقد و خودم رو در جایگاهی نمی دونم که بخوام نقد بنویسم که نقد نویسی سواد بالا و نگاه دور از قضاوت می خواد که من هیچ کدومو ندارم! فقط دلم خواست نظرمو خیلی ساده و بدور از تکلف و بازی با کلمات در مورد فیلمی بنویسم که بدون تعارف خیلی دوست داشتمش.
بلیط فیلم هجوم رو با سختی تهیه کردیم. اکران فیلم های هنر و تجربه در یک یا دو سانس اون هم فقط در یک یا دو روز خاص در سینماهای محدود تماشای فیلم رو کمی به تاخیر انداخت. اسم کارگردان به تنهایی کافی بود که اشتیاق دیدن این فیلم رو چند برابر کنه.
قصه در بُعدی از زمان که بیماری نامشخصی شهر رو فراگرفته و در مکانی شروع می شه که دور تا دورش حصار کشیده شده و دسترسی به خارج از حصار غیر ممکن و به این فضای ... دیدن ادامه » حصار کشیده شده سه ساله که خورشید نتابیده. مکان داستان شهری ست مه آلود، ترسناک و وهم آور. از اونجایی که خیلی از جنایت ها شب ها اتفاق میفته که نور و خورشید نیست و شب همیشه سایه و سرپوشی برای مخفی کردن خیلی چیزها بوده، فضای تاریک و پر از مه، همون ابتدای قصه خبر از شروع اتفاقاتی نامتعارف و عجیب داره.
داستان به ظاهر یک خطی ست. علی دوست خود سامان را به قتل رسانده و جنازه اون رو بیرون حصار انداخته. در همین ظاهر ساده پیچیدگی ها و سوال های بسیار وجود داره و اولین سوال اینه که بازسازی صحنه جرم بدون جنازه چه دلیلی داره؟ از کل فیلم فقط چند دقیقه اول که در حال دادن اطلاعات اولیه به بیننده ست به ظاهر ساده ست. اطلاعاتی ساده و ابتدایی مبنی بر قتل سامان در باشگاهی که ظاهری کثیف و چرک دارد و حمل جنازه اون با چمدان و انداختن جنازه به بیرون از حصار. از همون ابتدای قصه زمزمه های یواشکی و درگوشی شخصیت ها بیننده رو در فضایی معلق قرار می ده. قتلی که گویا علی انجام داده ولی همه از انجامش راضیند و بیشتر که پیش میریم به این نتیجه می رسیم که خودشون هم شریک هستند. علاوه بر سامان دو نفر دیگه هم به قتل رسیده اند و ادعاها مبنی بر اینه که سامان اون دو نفر رو کُشته ولی باز هم خبری از جنازه نیست. وسط هجمه این اطلاعات، نگار خواهر سامان هم به بازی اضافه می شه. خواهری که کسی از بودنش خبر نداشته. خواهر دوقلویی که گویی خود سامان هست و تمام حرکات و رفتارش تکرار حرکات و رفتار سامان. جابجایی شخصیت ها در خلال قصه به گونه ای جذاب اتفاق میفته، گویی کارگردان با جابجایی عمدی نقش علی قصد داره بیننده یه جاهایی عمداً از فیلم جا بمونه و مدام با سوال چرا و چطوری درگیر باشه. در خلال این جابجایی ها شخصیت ها همه از رازی سر به مُهر خبر دارند که نمی تونند بیان کنند چون از اول برای ورود به باشگاه شرط رو پذیرفتن و حالا راهی برای پس گرفتن قول خود ندارند. کارگردان به نوعی خواسته اشاره به وضعیت خیلی از آدمها بکنه که در یک حلقه تکرار گرفتار شده اند و در عین حال که می خوان نمی تونند خودشون رو از این حلقه رها کنند. سامان از همه افراد باشگاه می خواسته که چند نوبت در هفته از آنها خون بگیره ولی فیلم ژانر خون آشامی نیست. شاید به گونه ای ابهام آور اشاره دارد به اینکه همه خودخواسته بارها زیر بار زور و فشارهایی می ریم که نمی خواهیم و به قول معروف خونمون رو تو شیشه می کنند ولی دَم نمی زنیم!
فشار وقتی روی افراد باشگاه بیشتر می شود که توقع سامان از آنها بالاتر می رود و افراد به جستجوی ناجی می روند ولی آیا ناجی فقط باید قتلی انجام دهد تا ناجی باشد؟ فضای تعلیق گونه و رنگ های اغراق شده در طول فیلم که در اتاقی به رنگ سبز، در جای دیگر به رنگ قرمز و یا سفید می باشد به گونه ای اشاره به حس و حال و انرژی فردی دارد که در اونجا قرار گرفته. در صحنه های پایانی فیلم که علی و سامان با هم گفتگو می کنند فضای گفتگو به رنگ قرمز هست که شاید به گونه ای حس ترس و اضطراب را تواماً با خشم پنهان تلقین می کند. بازی با رنگ ها به گونه جالب احساس صحنه را به بیننده منتقل می کنه.
در این میان به صورتی گُنگ به رابطه علی و سامان پرداخته می شود. رابطه ای که در اون علی برای سامان هر کاری می کند و بیننده ناگهان درمیابد این علی بوده که دو نفر دیگه رو هم کٌشته و سامان رو از این مهلکه فراری داده. نبودن جسد و پنهان کردن اون ها تو زوایای گُم باشگاه شاید اشاره به نقاط تاریک وجود هر آدم داره. نقاط تاریکی که می تونه هزاران احساس مختلف رو تو خودش پنهان کنه و حتی خود آدم هم ازش خبر نداشته باشه. در میان این هجمه وسیع، شکل جدیدی از رابطه علی و نگار شکل می گیره یا شاید از قبل وجود داشته!؟ نگار از تمام زوایای مخفی و احساسی علی خبر داره حتی بهتر از خود علی. آیا واقعاً سامان و نگار دو نفر هستند که علی عاشق نگار بوده و نمی دونسته، یا اینکه نگار نیمه زنانه سامان بوده که وقتی قوی تر ظاهر می شده علی عاشقش شده؟ و شاید اصلاً سامان یا نگار بعد دیگه ای از وجود خود علی باشند و هزاران شاید و آیای دیگر ....
انتهای فیلم اما نگاهی خوشبینانه و امیدوارکننده دارد. نقل مکان با چمدانی جادویی به مکانی پر از روشنایی و به دور از تاریکی همراه با عشق. جایی که خبری از ناراحتی نیست، فقط باید کمی جرات داشته باشی و بتونی از حصارهای تاریکی که به دور خودت کشیدی بیرون بیای.
هجوم فیلمی ست که کارگردانش مانند اسم فیلم با تفنگی از اطلاعات به بیننده هجوم میاره و بهش شلیک می کنه و این گلوله به قدری ناگهانی اصابت می کنه که وقتی می خوای محل خونریزی رو ببینی یا اصلاً درک کنی چه اتفاقی افتاده به یک جای دیگه از بدنت شلیک شده. هجوم فیلمی ست که باید چند بار ببینی تا مفاهیم و روابط رو درک کنی و همه اون سوال هایی که تو ذهنت هست رو شاید بتونی جواب بدی. هجوم فیلمی ست که کارگردان کاری می کنه که لحظه ای ذهنت خالی از سوال نباشه.
هجوم فیلمی ست که خیلی دوست می داشتمش.
به نظر من شما به اینجور نوشتن ها ادامه بدید عالیه صحبتاتون و من کاملا با کلمه به کلمه صحبتتاتون موافقم
۱۵ آذر
سلام، من داشتم میخوندم اما زمانی که دیدم دارید فیلم رو تعریف میکنید رها کردم. کاش گزینه احتمال لو دادن یا کاهش جذابیت رو هم به نوشته تون اضافه میکردید. فیلم رو که ببینم، میام ادامه ش رو میخونم :)
۲۰ آذر
فاطیما جان درود و سپاس برای وقتی که گذاشتید.
حقیقتاً خیلی وارد نبودم وگرنه حتماً گزینه های مربوطه رو می زدم.
۲۱ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بی سر و ته،بی محتوا...همش منتظر بودم داستان فیلم شروع شه...بد بد بد !
علی ابراهیم این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
هیجان زده و مسحور ام . "هجوم"ِ شهرام مُکرى تکان دهنده ، شگفت انگیز و دیدنى هست . اول این رو بگم اگر مثل من که عاشقِ فیلم هاى گیج کننده و رو مُخ هستم نیستین اصلا به تماشاى این فیلم نرین که بعد من رو نفرین نکنید چون فیلم به شدت دقت مى خواد و باید طرح داستان و پِلَنِ کلى ساختار فیلم رو تو ذهنتون ترسیم کنین . فیلمبردارى و فضاسازى دقیق و حقیقتا دیدنى که اگر چشم بینایى داشته باشید تو نورپردازى فیلم هم حرف هست . داستانِ یک قتل در مجموعه اى ورزشى و البته روایاتِ بى پایانش که ترجیح میدم اشاره نکنم بهشون . فیلم باز هم مثلِ "ماهى و گربه" زمانِ دَوار داره و من در عجبم که چه جورى میشه این همه خلاقیت رو این بار به شیوه اى جدید در یک فیلم جا داد . بازى هایى که مُکرى از بازیگران گرفته و هماهنگى ها واقعا باور نکردنى هست . "هجوم" فیلمى فوق العاده دیدنى هست ... دیدن ادامه » که حتما من باز هم میرم و سینما مى بینمش . در آخر چقدر خوشحالم که چند تا از دوستان و فالوورهاى اینستگرمم رو اونجا دیدم و واقعا باعث افتخار هست که بهم گفتن ؛ به توصیه ى تو اومدیم . سپاس از همتون .
مریم زارعی و سحر بهروزیان این را خواندند
سمانه زارعی، حسین ایرجی و سامان بنمان این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مزدک غیاثی
هجوم فیلم خوبی نیست. شهرام مکری در جایگاه نویسنده و کارگردانی فیلمی نشسته که ابدا از وصله کردن روایت مضحک خود پیشتر نمی‌رود. مکری در ساختار فرمولاریزه کردن سینما به شدت در فانتزی‌های خود فرو رفته و جهانی را می‌سازد که اگر دودهای ساختگی را از آن بگیری چیزی از منطق روایت سورئالیستی آن نمی‌ماند. زمینه ساخت فیلم‌های خون آشامی در ایران سابقه چندانی ندارد اما تکیه بر پی رنگ ترس در داستان هجوم تبدیل به طنز مضحکی می‌شود که تماشاگر را در مونولوگ ذهنی و چهارچوب‌های لو رفته داستانی نویسنده گرفتار می‌کند. مکری می‌خواهد مسائل روانشناسه اعم از زنانگی و مردانگی را در تودرتوی کاراکترها و ورزشگاه ساختگیش به رخ بکشد اما گاف‌هایی آماتور کارگردان ذهن شما را تا انتهای فیلم رها نمی‌کند. مکری روابط بین انسان‌ها را بسیار کودکانه و خالی از روابط ... دیدن ادامه » انسانی می‌بیند. انگار کارگردان مطلقا خود را خدایی می‌داند که باید مخاطبانش تمام صحنه‌های باسمه‌ای روکش شده با فانتزی‌های هالوینی را به هر زجری که شده تا پایان فیلم تحمل کند. صحنه انبار و عینیت ماکت در جهان واقعیت در پس صحنه، یک پلان سرقت شده از فیلم کوتاه اتاق است. مکری اینجا هم به خود حق می‌دهد که در جهان ساختگی و جزم‌گرایی که برای مخاطب ساخته ایده‌های کارگردان‌های دیگر خارجی را عینا کپی- پیست کند. او در کنترل کاراکترهایش هیچ تسلطی ندارد. تیم کارآگاهی که برای کشف جرم آمده‌اند سه ابله با پایین‌ترین بهره هوشی هستند که دو نفرشان از مشکلات خانوادگی و عمیق روحی رنج می‌برند و کارگردان نفر سوم یعنی ساربان را به کلی رها می‌کند! یکی از این صحنه های بسیار ضعیف صحنه‌ای است که می خواهند صحنه قتل را بازسازی کنند و کاراکتر ذوب شده در شخصیت سامان درخواست می‌کند که پایش را زیر سر قربانی بگذارد! قربانی چند دقیقه قبل می‌گوید اینجا خیلی کثیفه! این کل منطق روایی صحنه ای است که در انتهای فیلم نشان می دهد که قتلی واقعی درآن صورت گرفته... پس خون چه می‌شود؟ نویسنده در ورزشگاه هرجا که دلش بخواهد سوراخی گذاشته که صحنه جرم را پاک کند! مثل فیلم‌های بالیوودی که هرچه در فانتزی پیش‌تر می‌روند احمقانه‌تر به نظر می‌رسند فیلم هجوم با تو در توی ورزشگاهی که هر طرفش دود مصنوعی تولید می‌شود و حتی کارگردان برای حذف منبع های دود هم تلاشی نمی کند حتی به چهارچوب خود وفادار نمی‌ماند. سکانسی که خواهر سامان بطری نیم لیتری را به دست کاراکتر ذوب شده در سامان می‌دهد و می‌‌گویند چند لیتر خون می‌گیره! بعد مثل بازی های کودکانه که با دهان صدا در می آوردیم و چیزی را می شستیم یا پر می‌کردیم این بطری ها از خون مقتولین فقط با صداگذاری بسیار ضعیف مثلا پر می‌شود. مکری در مورد این فیلم بسیار ضعیف ظاهر شده و متاسفانه به خاطر فضای فقیر سینمایی هر فرم ضعیف و پرداخت آماتوری با هیاهو تبلیغ می شود. این نوشته در 15 دقیقه آماده شده چراکه برای نوشتن گاف‌های فیلم هزاران کلمه دیگر می توان نوشت اما متاسفانه این فیلم ارزش تحلیل و نقد زیربنای روانشناسه نهفته در خود را ندارد...
تارا نظری این را خواند
مهدی پورفرد، میلاد علایی و محمد مهدی فتحیان این را دوست دارند
پس زیربنایی روانشناسانه داره اما ارزش تحلیل نداره :)
۱۱ آذر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این جور که می‌بریم تا کی
وین صبر که می‌کنیم تا چند؟
هرلحظه به سر درآیدم دود
فریاد و جزع نمی‌کند سود
افتادم و مصلحت چنین بود
بی‌بند نگیرد آدمی پند
دل رفت و عنان طاقت از دست
سیل آمد و ره نمی‌توان بست

#سعدی
*مریم* و حسین ایرجی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید