تیوال هنر و تجربه
S3 : 11:07:40

نسیمی با بوی هنر و تجربه

شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ تیوال در راستای حمایت از آثار سینمایی هنری تجربی (کوتاه، مستند، تجربی) و ترویج و شناساندن آثار هنری و مستقل با ایجاد بخشی مهم و مجزا با عنوان "تیوال هنر و تجربه" تصمیم دارد فصل نوینی در مسیر پر پیچ و خم حمایت از این آثار بگشاید و طرحی نو دراندازد.
اینجا صرفا یک محل برای تبلیغات نیست، اینجا صرفا یک محل برای پوشش خبری نیست، قرار است اینجا پاتوقی برای اهالی هنر و تجربه باشد، پاتوقی برای مستندسازان، برای فیلمسازان کوتاه و تجربی، یک شبکه اجتماعی برای بهتر دیدن، بهتر شناختن و بهتر فکر کردن..

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
چالش یک انسان غوطه ور در مذهب، در "گفتن دروغ" جهت نجات جان یک انسان (آندرانیک) و "نگفتن دروغ" بر اساس عهدی که با خداوندگارش بسته به نظر بزرگترین چالشی است که میتواند فرد را درگیر لایه های پنهان و گاه گزنده روان و روح خود کند.
و در این میان، چه بسیارند انسانهایی که بخاطر یکی از این دو و معنا کردن یک سویه و کورکورانه مذهب و خدا، کفه ترازوی عدالت را به نوعی از تعادل خارج می کنند.
فیلم آندرانیک به نظر من این انتخاب را معنا کرده و با هنرمندی سعید چنگیزیان عزیز و رضا بهبودی ارجمند در مسیر درست قدم برداشته است.
تماشای این فیلم، تجربه خاصی است برای هنر دوستان
sajad این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
نسترن محمودی
درباره فیلم آندرانیک i
دیدن آندرانیک یک تجربه زیبا
فیلم استخوان بندی خوبی داشت و با معیار های فیلم های هنر و تجربه هم خوانی داشت.
روایت گری داستان نرم و روان بوده و اتفاقات در فضاهایی می افتاد که ترکیب بندی آن با حالت معمول که ما انتظار داریم متفاوت است. بازی بازیگران عالی بود و شاید بتوان گفت که برجسته ترین نکته فیلم همین بازی ها بود.
به نظرم ارزش دیدن دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دیدنش ناخودآگاه منو یاد نمایش خنکای ختم خاطره انداخت
شاید هیچ شباهتی هم وجود نداشته باشه اصلا
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
شادی خالقی
درباره فیلم آندرانیک i
فیلم جالبی بود ، البته من بیشتر از همه از صداگذاری عالی این فیلم لذت بردم . همینطور بازی بسار خوب خانم کردا
بهزاد اردلان یکتا این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
EliArea
درباره فیلم آندرانیک i
فیلم خوبی بود
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
ای کاش این فیلم ساخته نمی شد! یا لااقل پخش نمیشد!
فیلم نظرمو در مورد فیلم «فروشنده» تغییر نداد ولی در مورد روش فیلمسازی «اصغر فرهادی» چرا... به شکل قابل ملاحظه ای در سراشیبی سقوط تغییر داد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک عمر سفر کردم
تا راه خانه ام را پیدا کنم..

***
کدام پل
در کجای جهان شکسته است؛
که هیچ کس به خانه اش نمی رسد؟!
فیلم رو ندیدم ؛
اما این شعر گروس همیشه دلچسبه :)
۵ روز پیش، شنبه
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
درود بر همه هنر دوستان
فیلم آندرانیک را نه به هدف دیدن یک فیلم، که بیشتر برای زمینه های تئاتری آن و از سر کنجکاوی دیدم. اقتباسی از نمایشنامه ای به همین نام، بازیگران عموما تئاتری آن و کارگردانی که بیش از قاب دوربین ، با خاک صحنه تئاتر آشنایی دارد.
فیلم سوژه خوبی دارد و به لحاظ محتوا، نکات قابل توجهی را نشانه میگیرد. در هم تنیدگی یک اتفاق تاریخی مربوط به ارامنه با یک موضوع عاشقانه و همینطور چالش اتخاب میان مسیر راست گویی یا گفتن دروغ با هدف دفع شر، توانسته ترکیب جالبی باشد که مخاطب را ناخواسته به دنبال خود می کشد. چالش تشخیص صحیح اخلاق واقعی و همینطور خارج شدن یا نشدن از قیود از پیش مشخص شده، موضوعی است که همواره تازگی دارد.
از لحاظ فرم و ساخت اما می توان در قسمت هایی مشاهده کرد که سابقه و تعهد کارگردان به تئاتر، گاهی موجب خط خوردن دستش در ترسیم ... دیدن ادامه » چهارچوب های سینمایی شده. این موضوع البته با بازی خوب بازیگران فیلم به ویژه سعید چنگیزیان رنگ باخته و اتفاق زننده ای نمی باشد.

در مجموع دیدن این فیلم تجربه ای است که میتواند برای هنر دوستان به ویژه اهالی تئاتر، مزه خاصی داشته باشد.
بهزاد اردلان یکتا و امیر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
Milad T
درباره فیلم گلدن تایم i
چه اسم مناسبی برای این فیلم انتخاب شده بود . 12 موقعیت که می تونه مهم ترین لحظه زندگی هر انسانی باشه. بسیار خلاقانه ، بسیار همه چی سر جاش و درست انتخاب شده بود . اغلب بازیگران فیلم از بازیگران خوب تیاتر هستن. نقطه مشترک تمامی فیلم ها وسیله نقلیه هستش. 12 اپیزود که با اسامی ماه های سال معرفی می شن و حس من با ادامه روند ماه ها و رسیدن به ماه های سرد این بود که داستان ها رو به سردی و سکوت میرن. دستمریزاد به پوریا کاکاوند..
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
این فیلم رو خیلی اتفاقی دیدم و خیلی خوب بود.به همه دوستان پیشنهاد میدم فیلم رو ببینن.بنظرم قالب جالبی داشت و برام جذاب بود. خداقوت به همه عوامل
عباس الهی این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار خوب بود. شک نکید در دیدنش. فقط من سوالی که داشتم و جوابی براش پیدا نردم اینبود که چقد مستند بود. یعنی واقعا دوربین فقط اتفاقات مستند رو و شخصیت اصلی رو دنبال میکرد و تمام اتفاقات مستند بود. یا فقط کلیت ماجرا مستند بود و شخصیتا بازی میکردن؟ فک نمیکنم این حجم از بازی خوبو و موقعیتهای جذاب و دیالوگهای بجا رو بشه مستند فیلم گرفت.آیا میشه؟
امیر این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بهترین مستند ورزشی تاریخ سینمای ایران (تعجب نکنید! این فیلم شاید ویدئویی باشه ولی ساختار یک مستند سینمایی داره).

امیدوارم در آینده در مورد هنرمندان و ورزشکاران بزرگ ایران با همین کیفیت و حتی بهتر فیلم مستند ساخته بشه.

اگر به عنوان یک فیلم سینمایی نگاه کنید؛ فارغ از ورزشی بودن یا نبودن! فارغ از فوتبالی بودن یا نبودن! فارغ از پرسپولیسی بودن یا نبودن! مطمئن باشید نزدیک 2 ساعت لذت کامل خواهید برد.

واقعا دستمریزاد.
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
کاش برای این فیلم هم اکران اینترنتی بذارن. خیلی متاسفم که ندیدمش.
تو نمایش خانگی اومده و تو فیلیمو هم قابل دسترسیه
۲۳ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر میخواست از این فیلم خوشم بیاد
و چقدر معمولی بود در نظرم
اما اونچه برام جالب بود اینه که موسیقی چقدر عنصر تاثیرگذاریه
توی فیلمی که دوست داشت سرشار باشه از خلاقیت ( که تو بعضی اپیزودهاش تو موقعیت بسیار خلاق بود مثل زن و شوهر مواد فروش و فروختن آدمیت به ایکس باکس، یا از کما درومدن زنی که با بیدار شدنش سرنوشت دو تا آدم رو عوض کرد) ولی اکثر اپیزودهاش اصلا سینما نبود و میشد یه نمایشنامه رادیویی تو رادیو نمایش باشه( مثل ایپزودی که یارو میکروفون تو خونه کار گذاشته بود، جل الخالق، به غایت بی کارکرد و طولانی و ضعیف) یا تنها به رخ کشیدن قاب بود (مثل سکانس پیاده روی تا قایق در آخرین اپیزود داستان)، که کم مونده بود دیگه تاب تحملم از دیدنشون تموم بشه، یکهو با یه موسیقی معرکه نیما قهرمانی تو پایان بندی؛ آبی بود روی آتیش خشمم از دوست نداشتن فیلم.اون موزیک ... دیدن ادامه » خوب حالا روی اون سکانس طولانی غروب خورشید معنا داشت. فیلم نجات پیدا نکرده بود اما لبخند روی لبم اومد بعد از شنیدن موسیقی....
گلدن تایم فیلم بد و بی ارزشی نبود.شاید طولانی شدن فرآیند ساخت و استقبال آدمهای گوناگون تو حین انجام کار؛ کار رو از اپیزودهای هیجان انگیز و درخشان و کوبنده ( مثل اپیزود اول) رسونده به نگاه های شبه روشنفکرانه و دیالوگ محور. اما در بدترین حالت هم باید اعتراف کرد که فیلم فیلمبرداری و موسیقی درخشانی داشت. اما بیشتر دوست داشت مرعوب کننده تماشاگر باشه تا یه فیلم خوب. و آنگونه که میبینم و میخونم ؛گمونم در این تحت تاثیر قرار دادن مخدر مانندش تقریبا هم موفق شده

یکی از آهنگای نیما قهرمانی رو هم با هم گوش بدیم برای شروع روز بد نیست رفقا:)
اسم آهنگGone:
http://www.irmp3.ir/play/52282/%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF-Gone-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7-%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C

و دومی The Yellow Shark:
http://www.irmp3.ir/play/52285/%D8%A2%D9%87%D9%86%DA%AF-The-Yellow-Shark-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DB%8C%D9%85%D8%A7-%D9%82%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C
نیلوفر، میلاد طیبی، سینا برخوردار و Captain این را خواندند
بامداد، سپهر و امیر این را دوست دارند
چقدر خوبه که دوباره اینجایی و می نویسی رفیق
۲۴ دی
مخلصیم داش سپهر
گاه به گاه که فارغ میشم از این بندر زیبا و سری می زنم به تهران به یاد رفقا هستم :))
۲۵ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اینهمه بازیگر دوست داشتم اسم تک تکشون رو بدونم. اما هم در اینستاگرام و هم اینجا فقط همین اسم ها اعلام شدن .
تا جایی که میدونم بازیگرهای دیگه درسته ستاره نیستن اما همه تئاتری هستن
سعیده م این را خواند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
بسیار لذت بردم از تماشای این فیلم
سعیده م این را خواند
امیرمسعود فدائی و امیر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میدونم ممکنه کمی طولانی به نظر برسه، ولی لطفا و لطفا و لطفا بخونید :

امروز برای سانس ساعت 20 این فیلم توی خانه هنرمندان، بعد از گذشت سه چهار دقیقه از ساعت اکران و عدم روشن شدن پرده سینما، بلند شدم و از مسئول چک بلیط سوال کردم که مشکلی وجود داره که فیلم اکران نمیشه ؟ در جواب فرمودن نه مشکل فنی وجود نداره، فقط امروز تولد خانم "ریاحی" هست و به همین خاطر فیلم با 15 دقیقه تاخیر اکران میشه.
پیش خودم فکر کردم لابد خانم "ریاحی" از عوامل اصلی فیلم هستن و پایین تو دفتر خانه هنرمندان همکارانش واسش تولد گرفتن و دوستان منتظر هستن ایشون تشریف بیارن و بعد فیلم اکران بشه.
اعتراض کردم که فیلم رو اکران کنن و خانم ریاحی هم هرموقع تشریف آوردن میتونن فیلم رو ببینن، و اینکه وقت این همه آدم تو سالن ارزشش بیشتر از این هست که بخاطر یک نفر اکران به تاخیر بیفته. جواب دادن که تصمیم از دفتر "هنر و تجربه" و مدیریت این گروه هست و ربطی به "مجموعه خانه هنرمندان" نداره. سراغ نماینده هنر و تجربه رو گرفتم و دیدم همونجا وایساده و به حرف های ما گوش میکنه و جوابش این بود که من تصمیم گیرنده نیستم و شما میتونی فردا زنگ بزنی به دفتر هنر و تجربه و اعتراض خودت رو مطرح کنی. ضمن اینکه مدعی شد ما 15 دقیقه تاخیر رو اعلام کرده بودیم.
کمی صدام رو بالا بردم و خواستم فیلم سریع تر شروع بشه، و اینکه اعلامی مبنی بر اکران دیرتر از موعد فیلم به من نشده. نماینده محترم وارد سالن شد و از جمع سوال کرد که من موقع ورودتون به سالن اطلاع ندادم فیلم تاخیر داره ؟ تقریبا همه سالن غیر از سه چهار نفر جواب منفی دادن، ضمن اینکه من گفتم اصلا اعلام قبل از ورود به سالن مهم نیست و باید قبل از تهیه بلیط من مطلع میشدم و برنامه ریزی زمانی میکردم.
واکنش مسئولین به اعتراض من زیاد شد و ضمن عذرخواهی مدعی شدن صدای بلند من مناسب محیط فرهنگی نیست، نماینده هنر و تجربه هم در واکنش به این حرف من که "تولد خانم ریاحی برای من مهم نیست و فیلم رو باید سر ساعت شروع میکردید" فرمودن واژه "به من ربطی نداره" مناسب محیط فرهنگی نیست.
تو همین موقع خانم "ریاحی" و هیئت همراه کم کم ظاهر شدن و مسئولین ذیربط با خوشحالی گفتن خیلی خب، خانم ریاحی هم که اومد، برید بشینید تا فیلم شروع بشه. و من با عصبانیت به سمت خانم ریاحی رفتم تا اعتراضم رو به خودش بگم، و بقیه دستپاچه و نگران و با گفتن اینکه زشته و بی خیال و ... دنبال من بدو اومدن.

جالب بود که با نزدیک شدن به خانم ریاحی متوجه شدم ایشون خانم بازیگر "کتایون ریاحی" هستن، در کمال احترام و ضمن تبریک تولدشون، بهشون گوشزد کردم که این رفتار اصلا شایسته نیست و حق ندارن بخاطر تولد خودشون حقوق مخاطب رو زیر پا بذارن. ضمن عذرخواهی ِ ساده، شروع کردن به نصیحت بنده که اصلا نباید خودت رو عصبانی کنی و رنگت پریده و مثل لبو شده (اصلا هم حواسشون نبود که لبو قرمز هست نه سفید). کمی لحنم رو تغییر دادم و ازش خواستم سریع تر بره تو سالن تا فیلم شروع بشه.

بعد از اینکه من و کتایون ریاحی تو صندلی های خودمون نشستیم نماینده هنر و تجربه گفت قبل فیلم 8 دقیقه تبلیغات داشتیم که از پخشش صرفنظر میشه برای جبران تاخیر. در حالیکه سانس قبل رو هم بنده دقیقا تو همون سالن بودم و فیلم "سلطان بی تاج و تخت، بخارا" راس ساعت 6 و بدون تبلیغات اکران شده بود. به هر شکل آروم شدیم و منتظر شروع فیلم که دوستان تازه کیک تولد رو، رو کردن و ضمن تبریک تولد کتایون ریاحی از حضار خواستن ایشون رو تشویق کنن. خانم ریاحی هم بلند شد وخطابه اش رو آغاز کرد و بعد از تقدیر و تشکر دوباره در کمال بی احترامی گفت که اصلا 15 دقیقه تاخیر این حرفها رو نداره که کسی عصبانی بشه و رنگ صورتش مثل لبو سفید بشه و تو این جمع های فرهنگی 15 دقیقه نباید ما رو عصبانی کنه.

کلی صحبت و جواب تو ذهنم شکل گرفت برای جواب دادن به این درک غلط و بی احترامی ایشون، ولی به سه دلیل ترجیح دادم فقط سالن رو ترک کنم :

1- ... دیدن ادامه » نمیخواستم دعوای دیگه ای شروع بشه و وقت بقیه بیشتر گرفته بشه
2- با توجه به اینکه هدفم نه رو کم کنی خانم بازیگر خودشیفته، که فهموندن ضرورت احترام به حقوق مخاطب، به مسئولین سالن و هنر و تجربه بود، و احساس کردم سر و صدا و اعتراض بی پرده و شرمندگی که در قبال "مهمانِ بازیگرشون" نصیب مسئولین نامحترم کردم، جهت درک موضوع و عدم تکرار همچین اشتباهاتی کفایت داشت و از این به بعد همچین اشتباهاتی رو تکرار نمیکنن.
3- اینکه قطعا اون فیلم و اون بازیگر و اون عوامل، لیاقتشون نه حضور من، که صندلی خالیِ من تو سالن بود

خیلی خلاصه مورادی که در جریان این اتفاق خیلی اذیتم کرد رو عنوان میکنم :
- اول اینکه مسئولین محترم تو برنامه ریزی جشن تولد، اصلا و اصلا به مخاطب و وقتی که ازش قرار بود گرفته بشه فکر نکرده بودن، وگرنه میتونستن این مراسم رو در انتهای فیلم برگزار کنن و مخاطبینی که عجله داشتن یا به هر دلیلی دوست نداشتن تو مراسم باشن امکان ترک سالن رو پیدا میکردن.
- دوم چقدر برنامه ریزی غلط و ندانم کاری میزبان میتونه برای مهمان گرون تموم بشه و ایشون که باید با احترام ازشون پذیرایی بشه رو تو موقعیت پاسخگویی قرار بده،
- سوم اینکه چرا "کتایون ریاحی" به خودش اجازه میده تشخیص بده من ِ مخاطب از چه چیزی حق عصبانیت دارم و از چه چیزی نه. و بجای شرمندگی و عذرخواهی از وضعیت پیش اومده، با یه مثال زشت، از عصبانیت من بعنوان یک ری اکشن ناصحیح و نامناسب برای محیط های فرهنگی یاد کنه
- و چهارم اینکه هیچ کدوم از اون سی - چهل نفر حاضر در سالن به خودشون زحمت ندادن تو جریان این ماجرا من رو همراهی کنن و حتی بصورت خیلی ملایم از اعتراض من و حق خودشون صحبتی با مسئولین بکنن.


خواهش من اینه که لطفا و لطفا و لطفا، اگه جایی تو محیط های فرهنگی، بی احترامی صورت میگیره، برای جلوگیری از استمرار این برخوردها و تلنگر به مسئولین و عوامل، خواهشا اعتراض بکنید از حق خودتون حرف بزنید، حتی اگه خیلی آروم و در حد تذکر باشه. نذارید فکر کنن هر نوع دوست داشتن میتونن با مخاطب برخورد کنن. اگه دوستان متوجه بی حرمتی نباشن و ما هم متوجهشون نکنیم، قطعا در حق خودمون و اونها ظلم کردیم. خواهشا بی اثر نباشیم

جناب غیوری درود
متأسفانه یه فرهنگ غلطی در سینما هست که هنرمند رو تاج سر مخاطب میکنن. اگر اتفاقی به یکی از حضورهای "هنرمندان" در کوروش بربخورید متوجه می‌شید که این "مردم" برای فقط نگاه کردن از نزدیک به یک بازیگر درجه سوم حتا، ساعت‌ها خودشون ... دیدن ادامه » رو معطل می‌کنن جلوی سالن تا ایشون خارج بشه و فقط بگن "سلام" و اون هم جواب بده یا نده؛ و نکته وقتی غم‌انگیز می‌شه که اون بازیگر از در پشتی خارج می‌شه و جماعت دوان دوان تا آسانسور فقط برای دیدن بازیگر از نزدیک می‌رن.
دوبار که شخصاً شاهد فرار گلزار در پارکینگ با خودرو بودم که حتا نزدیک بودن یکی از دوست‌دارن‌شون رو زیر بگیرن سر همین داستان.
تجمعات انسانی فقط برای دیدن پوریا پور سرخ جلوی در رستوران طبقه پنجم که اوج شاهکار بود.
نگاه اون سالن‌دار و خود اون بازیگر متأسفانه اینه که من دارم بهت‌ون لطف می‌کنم با شما در یک سالن فیلم می‌بینم و شما می‌تونی بعداً به این مفتخر باشی که نگاهی صدردصد غلط و از بالا به پایینیه.
مردم ما هم گویی به اینکه حق‌شون خورده بشه عادت کردن. منفعل شدن جزئی از زندگی شهری شده متأسفانه.
۱۲ دی
مورد آخر رو بسیار همذات پندارانه موافقم. ما ملتی هستیم که وقتی یک نفر خودشو جلو میندازه به زخودمون زحمت نمیدیم که همراهیش کنیم. گرچه در موقعیت مشابه برخورد شما رو نداشتم اما حق با شماست. خیلی جاها در همین مراکز فرهنگی نیاز به تذکر هست چرا که تعریفی از ... دیدن ادامه » حقوق مخاطب وجود نداره.
۱۲ دی
سوال من اینه که چرا این یک ربع تولد گرفتنو مثلا نزاشتن یک ربع قبل هشت یا هفت ونیم ؟
بلاخره ما تو مملکتی هستیم که نماینده مجلس حق تو گوش زدن متصدی داره، یا بعد از یک فاجعه بدون عذر خواهی و حق به جانب بودن جواب سر بالا میده و به کارش ادامه میده، این قضایا ... دیدن ادامه » شده اپیدمی و متاسفم که کسی به توی اون سالن بزرگ به ذهنش نرسید که یک نفر برای احیای حقوق همشون پا میشه و زحمت حمایت کردن به خودشون نمیدن
یاد نمایش فاصله کانونی افتادم که یک نفر بقدری از حضور عکاس آژیته شده بود که صداش بلند شد و در عین ناباوری عوامل اجرا با لحنی بدی گفت ، آقا صداتو بیار پایین ، من که یکم شرایط ارزیابی کردم و دیدن حق با تماشاگر بود به سرعت اومدم کنار اون فرد، و جواب کارگردانو دادم که حق نداری جر و بحث کنی وقتی بلد نیستی عذرخواهی کنی و ...
ما باید از حقوقمون در سالن ها دفاع کنیم و کسی حق نداره بواسطه اینکه هر عنوانی داره به تماشاگر بی احترامی کنه ...
۱۲ دی
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
مستندی قوی و گیرایی بود و بیننده رو به خوبی درگیر میکرد حتی در بسیاری از سکانس ها اشک تماشاچی رو سرازیر میکرد که نشان از قدرت فیلم در واقعی نشان دادن وقایع و برقراری ارتباط با بیننده است...
ممنون از کارگردانان با استعداد این اثر.
سعیده م این را خواند
امیر این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من از این فیلم مستند لذت بردم
خیلی
با اینکه از اول تا اخرش فقط اشک ریختم
ولی به همه پیشنهاد میکنم که حتما این مستند رو تماشا کنن.
سعیده م این را خواند
عباس الهی، محمد هنری، نیلوفر ثانی و امیر این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
١٢ موقعیت دراماتیک از کاراکترهای مسخ شده شهری صنعتی؛
١٢ رویدادگاه مشترک درون یا برون هسته ای آهنی بسان خورشیدی تابنده بر اثر؛
١٢ ماه متوالی چون زنجیری تنیده بر سیر زندگی های بی روح شهری به تاراج رفته؛
و دوربین چون روحی ناظر بر حقایق روایتهای تلخ انسانهای بریده بالی در کام روزمرگی و تنهایی؛
میزانسن هایی محدود که وام دار صحنه تئاتر است و دیالوگهایی برخواسته از کالبد زندگی های کلان شهری جنون زده و ویرانه؛
و پوریا کاکاوند که از جنس صحنه است و همواره درخشان و جسارتش در حضورت بر پرده نقره ای ستودنی؛
هنوز آن میزانسن ساده از نمایش رولور با بازی های درخشان علی باقری و فربد فرهنگ در ذهن من حک شده باقی مانده است؛
قدردانی و سپاس بی کران از مرد بزرگ حسن فتحی برای حمایتهایش در برافراشته نگاه داشتن سینمای تجربه و جوانانی که هنوز قلبی در سینه دارند و بالی ... دیدن ادامه » برای پرواز.