تیوال فیلم اعترافات ذهن خطرناک من (هنر و تجربه)
S3 : 18:53:23
امکان خرید پایان یافته
  ۲۵ تا ۳۰ تیر ۱۳۹۵
  ۱۴:۰۰ و ۱۸:۰۰
  ۱ ساعت و ۳۰ دقیقه
 بها: ۷,۰۰۰ تومان

: هومن سیدی
: سیامک صفری، نگار جواهریان، عباس غزالی، چکامه چمن‌ماه، میثاق زارع، بیژن سراج، بابک بهشاد، رؤیا نونهالی، بابک حمیدیان، هومن سیدی و میترا حجار
: جواد نوروز بیگی

: پیمان شادمانفر
: هومن سیدی، سارا آهنی
: مهران ملکوتی
: محسن نصراللهی
: رعنا امینی
: مهرداد میرکیانی
: بامداد افشار
: زینب نصراللهی
: محمد بدرلو
: حمیرا نعمت‌الله
: بیتا موسوی
: حسن پیله‌ور
: آرش آقابیک
: رحیم بیابانی
: شهرام شفیعی
: جواد نوروزبیگی، منصور لشگری قوچانی و محمد پازوکی
خلاصهداستان: این فیلم در یک ۲۴ ساعت روایت می‌شود و درباره مردی است که در یک روز کامل هیچ چیزی را به یاد نمی‌آورد...

جدول اکران فیلم  >>> کلیک کنید

گزارش تصویری تیوال از مراسم گفت‌وگو و دیدار با عوامل فیلم اعترافات ذهن خطرناک من / عکاس: ساناز جهان آرایی

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از نشست خبری فیلم اعترافات ذهن خطرناک من

... دیدن همه عکس ها »

اخبار وابسته

» خسرو نقیبی: «اعترافات ذهن خطرناک من» با فیلم‌های ماورایی غیرایرانی مقایسه شد

» چمن‌ماه: «اعترافات ذهن خطرناک من» باعث سربلندی‌ام است

ویدیوهای وابسته

مکان

خیابان طالقانی، خیابان شهید موسوی شمالی، ضلع جنوبی باغ هنر، خانه هنرمندان، تالار استاد ناصری
تلفن:  ۸۸۳۱۰۴۵۷، ۸۸۳۱۰۴۵۸


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
بالاخره بعد از چندین بار رفتن به سینما و هر بار نا امید برگشتن، دیشب از رفتن به سینما و تماشای این فیلم زیبا احساس رضایت کردم.میتوانم بگویم که آقای سیدی از همه کارگردانهای حال حاضر کشور یک سر و گردن بالاتر هستند و کارشان را خوب بلدند.ضمنا خیلی متعجب شدم از اینکه چرا سهم این فیلم از جشنواره فیلم فجر فقط یک سیمرغ بلورین بود.به نظر من موسیقی فیلم، فیلمبرداری، هنرپیشه نقش اول مرد و کارگردانی از مواردی بودند که شایستگی دریافت سیمرغ بلورین را داشتند.
مورد جالب دیگر از نظر من این بود که علی رغم اینکه سالن سینما تقریبا از جمعیت پر بود؛ اما سکوت کاملا برقرار بود.در صورتیکه چند بار اخیری که به سینما رفتم حتی با وجود تعداد اندک تماشاگر، صدای صحبت تماشاگران کلافه ام می کرد.این تفاوت به نظرم یا به خاطر نوع فیلم بود و یا حضور مخاطب خاص سینمای هنر و تجربه.
به نظرم در مورد این فیلم میشه خیلى حرف زد ولى من سعى میکنم به نکاتى درباره فیلم بپردازم که خیلى توجه من رو جلب کرد:اول از همه میخوام درباره کارگردانى فیلم صحبت کنم،کارگردانى این فیلم رو هومن سیدى بر عهده داره و میتونم به جرعت بگم که هومن سیدى کارش رو در این فیلم به بهترین شکل ممکن انجام داده و میشه گفت که یک سیر صعودى کامل رو طى کرده.اولین فیلم سیدى "آفریقا" بود که به نظرم فیلم ضعیف و حوصله سر برى بود چه از لحاظ فیلمنامه و چه از لحاظ کارگردانى ،سیّدى قدم بعدیش رو محکم تر برداشت و با فیلم "سیزده" ثابت کرد که میتونه کارهاى قوى هم بسازه و هنوز میشه به عنوان کارگردان بهش فرصت داد تا فیلمهاى بهترى رو کارگردانى کنه،سیّدى در فیلم سیزده سوژه خاص و متفاوتى رو انتخاب کرده بود که نشان از جرعت و خلاقیت بالای اون داره و این سوژه خوب رو با یک فیلمنامه ... دیدن ادامه » رئال و باورپذیر و یک کارگردانى قابل قبول تبدیل به یک فیلم جذاب و دیدنى میکنه،و حالا هومن سیّدى در فیلم اعترافات ... هم دوباره یک حرکت رو به جلو داشته ولى به یک شکل متفاوت تر یعنى با انتخاب یک سوژه تکرارى(اعتیاد و آثار مخرب آن بر زندگى)ولى با یک شیوه پرداخت متفاوت و جذاب.
از نقاط قوت دیگه فیلم میتونم به فیلمنامه خلاقانه و متفاوت اون اشاره کنم که من به شخصه نمونه اش رو در سینماى ایران ندیدم.سیدى اتفاقات و داستانک هاى مختلفى رو در بسترى با موضوعیت اعتیاد و اثراتش بر زندگى روایت میکنه ولى شیوه اى که توسط آن، داستان را روایت میکند یعنى ایجاد یک فضاى سورئالیستى بیشتر از هر چیز توجه مخاطب را جلب میکند،سیّدى با بهره گیرى از یک سرى مفاهیم فلسفى و بنیادین مثل زمان،حافظه،واقعیت،خیال و رویا،یک داستان ساده درباره یک آدم معتاد رو تبدیل به یک داستان غنى،جذاب و پیچیده میکنه که میتونه با مغز مخاطب بازى کنه.در این فیلم دیالوگ یا به عبارت بهتر مونولوگ هاى خیلى خوب و تاثیرگذارى وجود داره که همون طور که از اسم فیلم پیداست درباره تفکرات و اعترافات مردیست که حافظه خود را از دست داده.و حتى من فکر میکنم هومن سیّدى میتونست فیلمنامه این اثر رو در قالب یک رمان منتشر کنه چون واقعا فیلمنامه اى که نوشته بود داراى ویژگیهاى ادبى و رمان نویسى بود.
و در آخر چیزى که بیشتر از همه توجه من رو جلب کرد بازی فوق العاده سیامک صفرى بود. صفرى با ایفاى این نقش ثابت کرد که میتونه نقشهاى دشوار رو به زیبایی بازى کنه،من در گذشته هم کارهاى سیامک صفرى رو در تئاتر دیده بودم و همیشه یکى از بازیگرهاى مورد علاقه من در زمینه تئاتر بوده و با اینکه اصلا چهره و استایل جذابى نداره ولى واقعا با فنون ریز بازیگرى آشناست و همیشه روى صحنه به بهترین شکل ممکن نقش هاش رو ایفا میکنه و امّا حالا یعنى روى پرده سینما هم خودش رو ثابت میکنه و با توجه به گریم سنگینى که داره بازى بسیار دیدنى از خودش به نمایش میگذاره و باید به قطع بگم که اگر سیامک صفرى با اون بازى عالیش توى فیلم حضور نداشت،قطعا جذابیت فیلم تا حد چشم گیرى کاهش پیدا میکرد.و انصافاً در مراسم اختتامیه جایزه بهترین بازیگر مرد رو باید بهش میدادن ولى یه جورایى در حقش ظلم کردن ،البته من تعریفهاى زیادى هم درباره بازى سعید آقاخانى در خداحافظى طولانى شنیدم ولى فکر نمیکنم که بازیش تو اون فیلم بهتر از بازى سیامک بوده باشه.
سعید آقاخانی هم خوب بازی کرد تقریباً حق جفتشون بود اما سلیقه ها فرق میکنه.
۲۰ مرداد ۱۳۹۴
تشکر براى اینکه وقت گذاشتین و متن رو خوندین . خوشحالم که دوست داشتین.
۱۳ شهریور ۱۳۹۴
با نظرتون در مورد آقای صفری موافقم واقعا عالی بودن و جدای دیالوگ های خوب فیلم بنظرم بازی ایشون به جذابیت این اثر خیلی کمک کرده
عاااااالی بودن
۲۵ شهریور ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
اعترافات ذهن خطرناک من به حق یک دنیای دیگریست شاید برزخ شایدم یه دنیایی لای جدار دیوارهای سربی همین دنیای ما..نمیدونم اما با تمام دور بودن این فضا ..بسیار قابل حسو واقعی بود -به حق فیلم سیاهی است از سرمه سیاه چشم آیدا بگیر تا ذغال تازه خاموش شده خانه فرهاد تا تلخی و سیاه بختی زندگی ناااصر-من به طراحی لباس و صحنه فیلم نمره بیست یک میدم به هومن سیدی بیست و دو بازی سیامک صفری نمره بیست و سه
آه کاش همینجوری میشد نمرات بالای بیست داد به جزیات به تم فیلم به فیلمبرداری به تدوین به موسیقی متن
به چرخشی بودن و زمان گونگی که شاید انسان ها رو تو سیکلی ناخودااگاه میندازه به بی حسی انسانها به فراموشی شاید خود خواسته به کارمااا ...به تمام این جزیات و فلسفه پشت فیلم نمره نمیدم چون فک کنم اعداد این ظرافات رو اسیر و راکت و جبری میکنه در حالی که موضوع فیلم و تم کاملا ... دیدن ادامه » سیال و جریانی و رووانه
روز شیشم روز هفتم هفته ی سوم ماهه چهارم سال دوازدم ....


تماشای "اعترافات ذهن خطرناک من" به نویسندگی و کارگردانی هومن سیدی در روز اول اکران عمومی دلچسب بود. فضای برزخ گونه فیلم و بازی درخشان سیامک صفری - که همراه هنرنمایی و درخشش در تئاتر (البته در ژانر و تیپ بازی مختص به خود که شناخته شده و برند شده به نام اوست) حالا در قاب دوربین هومن سیدی میدرخشد - همخوان و موافق سلیقه من است.

بازی عباس غزالی مثل خود کارگردان در حال رشد است و اگر به راه تقلید و بازی تیپ نرود رشد خوبی خواهد کرد. مورد خوشایند دیگر اینکه نگار جواهریان هم تصمیم گرفته از عصا، ویلچر و معصومیت دوری کند و کمی متفاوت تر به ایفای نقش بپردازد.

حضور بابک حمیدیان و چکامه چمن ماه ، از نقاط ضعف داستانی کار هومن سیدی است. حضور سکانس هایی که بی جا ، بی ربط به داستان و اضافی است. شاید با ریشه یابی در اینکه آیا فیلم، کپی برداری از آثار خارجی است یا خیر! بتوان دلیل حضور این عناصر نچسب و نامربوط به داستان فیلم را درک کرد.

فیلم حال و هوای "ممنتو" اثر کریستوفر نولان را به خاطر میآورد. در زیر خلاصه ای از "ممنتو" ارائه شده و پس از تماشای آن، قضاوت با خود تماشاگر است که هومن سیدی تا چه حد مشق فیلم نولان را کرده است. اما نوع روایت داستان در فیلم هومن سیدی جدید است و فارق از اینکه آیا کپی برداری اتفاق افتاده یا خیر ، این اتفاق و ایجاد تنوع روایت داستان در فیلم های ایرانی بسیار به جا و لازم است. از این حیث که کارگردانان ایرانی کلاسی تمرینی جهت پیشرفت، با بهره گیری از آثار کارگردانان متبحر و بزرگی چون نولان برای خود ترتیب دهند باید خوشحال بود و میتوان به آنها آفرین گفت. از طرف دیگر، اگر تماشاگر تشابه کمتری میان این دو فیلم دریافت کرد، باید به هومن سیدی دو چندان تبریک گفت ... قضاوت با تماشاگر است.

ممنتو (یادآوری) :

2000 میلادی
کارگردان : کریستوفر نولان.
فیلم نامه : کریستوفر نولان ، بر اساس داستان کوتاهی از جاناتان نولان.

لئونارد شلبی ( گای پیرس ) می خواهد کسی را که همسرش را کشته ، پیدا کند و بکشد. او ضمنا در همان حادثه وحشتناک قتل همسرش به مغزش صدمه وارد شده و حالا از نوعی بیماری کمیاب و غیر قابل علاج رنج می برد. او دچار نوعی فراموشی عجیب و غریب شده ، به این صورت که می داند کیست و همه چیز را تا زمان قتل همسرش به خوبی به خاطر دارد ولی دیگر نمی تواند خاطرات جدیدی داشته باشد.

او ... دیدن ادامه » آدم هایی را که ملاقات می کند ، جاهایی را که بوده و یا کارهایی را که همین پانزده دقیقه پیش انجام داده فراموش می کند. لئونارد از روی غریزه، سیستمی سرهم می کند تا به او در یادآوری کمک کند. او از هر کس و یا هر جایی که ملاقات می کند عکس می گیرد و زیر آنها یادداشتی می نویسد تا به یاد آورد. او همچنین نشانه های مهمی را که در رسیدن به هدف یاری اش می کنند را روی بدنش خالکوبی می کند. در حالی که نقصی به این بزرگی دارد و در حالی که نمی داند به چه کسی باید اعتماد کند ، فکر انتقام رهایش نمی کند ...

روایت ماجرا از آخر به اول است.

ممنتو با سؤال “کجا هستم؟” شروع و با سؤال “کجا بودم؟” تمام می‌شود. سؤال‌هایی ساده ولی به‌غایت فلسفی و قابل تأمل. انگار ما و لئونارد از وسط یک کابوس پا به دنیای پر رمز و راز فیلم گذاشته‌ایم و در آخر در یک کابوس تازه رها می‌شویم.

ممنتو تصویرگر تنهایی قهرمانش هم هست. لئونارد تنهاست و به دنبال عامل تنها شدنش است. در این راه هر کس هم به سراغش می‌آید در واقع قصد کمک به او را ندارد و به دنبال هدف دیگری ‌است. در واقع عارضه‌ی لئونارد ابزاری برای آدم‌های دور و برش است که از او ابزاردستی برای خودشان بسازند.

فیلمی که فقط 5 یا 6 شخصیت (با احتساب متصدی هتل) دارد و به طرز حیرت‌انگیزی دنیای معماوارش را به تماشاگر تحمیل می‌کند حالا تمام می‌شود و مثل لئونارد که در خیابان‌های شهر سرگردان است ما هم به عنوان تماشاگر فیلم حیرانیم.
حیرانیم که به چه قسمت از اطلاعاتی که در طول فیلم به‌ دست آورده‌ایم می‌شود اطمینان کرد؟ چرا جزییات داستان را به خاطر نمی‌آوریم؟

و نولان این ‌چنین از تماشاگر هم یک لئونارد می‌سازد. موقعیت وحشتناکی است که ذهن نتواند چیزی را در درونش ثبت و ضبط کند. تمام ارتباطات ما، دوستی‌ها و دشمنی‌های ما و تمام تصمیماتی که می‌گیریم صرفاً مربوط به اطلاعاتی است که در ذهن‌مان ثبت شده‌ است و حالا پر کردن این خلأ در فیلم، پرنشدنی به نظر می‌رسد.

منتظر خواندن نظرات دیگران درباره تشابهات و اینکه آیا فیلم کپی برداری است یا خیر؟ آیا این اتفاق مثبت ، منفی یا بی تاثیر است؟ هستم.

تماشای "اعترافات ذهن خطرناک من" رو به همه دوستان عزیز پیشنهاد میکنم.
آفرین به اظهار نظر هومن سیدی در نشست خبری فیلم خود در جشنواره گذشته که کسب تجربه از بزرگان را افتخار میداند و سعی بر حاشا کردن و دروغ گفتن ندارد. همین که افتخار میکند کار مختص به خود را ساخته ، مشق کردن از بزرگان سینما را هم رد نمیکند:

سیدی در پاسخ به این ... دیدن ادامه » پرسش که «اعترافات ذهن خطرناک من» برداشتی از فیلم های مشابه خارجی است؛
برای ساخت این فیلم، تمام نمونه های بزرگان را دیده و تلاش می کردم فیلمی مانند آن ها نسازم.

درباره فیلم «ممنتو» اثر کریستوفر نولان، که نمونه بزرگی در این زمینه است؛
ذات هنر در منحصر به فرد بودن است و تلاش می کردم شباهتی میان این اثرها وجود نداشته باشد.
برای من هنر و سینما همان کسب تجربه است و درست مانند پزشکی که وقتی برای اولین بار می خواهد عمل کند، راه بزرگان خودش را می رود، من هم در سینما به بزرگان خودم نگاه می کنم، با اینکه سعی می کنم شبیه آن ها نباشم؛ اما اگر این بزرگان نبودند، شاید ما هم نبودیم.
۰۲ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
دوستان عزیز تیوالی ! من می خواستم فردا به تماشای فیلم بشینم . از یکی از دوستان که فیلم رو دیده بودند پرس و و کردم که فیلم چطوره . می دونید راستش این سوالم بیش تر برای اونه که بدونم توی فیلم فحش زیاده ؟ چطوریاست .... خواهش می کنم هر چه زود تر کسانی که دیدند جواب بدند . :-)
محمد مهدی صحراپور، سپیده و maria این را خواندند
reza heidari این را دوست دارد
درود ساینا جان نه مشکلی زیادی در فیلم از این بابت نیست ...
۲۷ تیر ۱۳۹۴
فیلم خوش ساخت و متفاوت به نسبت فیلم های دیگر سینمای داخلی خواهید دید. سیامک صفری درخشان بازی میکنه. البته که راجع به فیلمنامه و شخصیت های اضافی اون نقد وارد هست، اما میشه گفت اگر نام نویسنده و کارگردان رو قبل از تماشای اون نمیدیدم میتونستم حدس بزنم که ... دیدن ادامه » کار متعلق به هومن سیدی هست و سلیقه و سبک هومن سیدی کاملا قالبه ...
۲۷ تیر ۱۳۹۴
ساینا جان فقط آخرای فیلم یکی دوبار عباس غزالی یه کلمه رو تکرار میکنه که اونم ......
حالا در کل نه از واژه های بدی استفاده نمیشه
۲۷ تیر ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
میانه(2 از 4)
خوشحالم که سیدی لحن فیلمسازی بی همتایش را پیدا کرده و دنیای مورد نظر خودش را در فیلمهایش می سازد (که به نظرم برای یک فیلمساز خیلی مساله ی مهمی است)؛ دنیایی که قوانین خاص خودش را دارد، اغراق و خشونت در آن زیاد دیده میشود و پرداختن به آن جسارت میخواهد. مخاطبین هم در مواجهه با این فضا یا آن را می پسندند یا نه...آنهایی که نمی پسندند تکلیفشان روشن است، به احتمال زیاد با فیلم ارتباط برقرار نمی کنند. اما برای کسانی مثل من هم که چنین فضایی را می پسندند همچنان یک چیزی این وسط می لنگد و به نظر من آن فیلمنامه است...در مورد این فیلم، شاید بشود از قسمت نچسب مربوط به بابک حمیدیان گذشت کرد و آن را به حساب دنیای عجیب و غریب فیلم نوشت که مثلن یک آدم بزدل و مشنگ سردسته ی گروه خلافکاران است اما منطق بعضی از کارهای شخصیتهای اصلی مشخص نیست (حتی با معیارهای دنیای ... دیدن ادامه » فیلم) و شخصیتهای صحت و آیدا به درستی پرداخت نشده اند...اینکه چرا شیوه ی بسیار سختی برای رسیدن به هدفشان انتخاب کرده اند و حتی ممکن است به قیمت جانشان تمام شود (مثلن چرا به راحتی اسلحه را در اختیار فرهاد قرار میدهند، چون از چنین آدمی با آن مختصات هر کاری برمی آید...کما اینکه نزدیک بود هر دو بمیرند) و مثلن اینکه صبح زن فرهاد باشی و بعدازظهر زیردستش، چه کارکردی دارد و موارد دیگر...
با تمام این تفاسیر این فیلم از نظر فرم و کارگردانی نمره ی مثبتی میگیرد و اگر سیدی به جای ذوق زده شدن از ساختن دنیایش کمی بیشتر به فیلمنامه توجه کند، میتواند فیلمهای به مراتب قویتری بسازد. در آخر از ظهور چنین استعدادی در سینما که راهش را شناخته بسیار خوشحالم و منتظر فیلمهای بعدیش هستم.
به نظرم بهترین فیلم هومن سیدی...
هومن سیدی مثل خیلی از کارگردان های جوان ما بیشتر به دنبال فرم و ساختن لحن و فضای خاص خودشه...سیدی در این فیلمش به خاطر انتخاب مناسبتر داستان و هماهنگی بیشتر با فضای عجیب و خشن فیلم هاش موفق تر عمل کرده،در واقع برای ساختن اون فضای اغراق شده(به عنوان یک ویژگی فیلم هاش) به داستان ها و شخصیت های اغراق شده و متناسب احتیاج داره...
اگر بخواهیم در فیلمنامه،روابط علت و معلولی و انگیزه ها دقیق بشیم اشکالات زیادی میبینیم هرچند که احتمالا توجیه این اشکالات اینه که مسئله اول چنین فیلمی دراومدن لحن فیلمه نه داستان محکم و دقیق...به نظرم هومن سیدی با انتخاب فیلمنامه های محکمتر و متناسبتر با سینمای مورد نظرش و البته گذشتن از حضور نقشی مثل نقش عباس غزالی در این فیلمش یکی از متفاوت ترین کارگردان های آینده سینمای ایران خواهد بود. 

ایده ى فیلم برخاسته از خلاقیت هومن سیدى ست.
فیلمى که شبیه به هیچ فیلم سینماى ایران نیست.
هومن سیدى با اعترافات ذهن خطرناک من سینماى ایران را حداقل براى من طور دیگرى تعریف کرد.
کارگردانى. فیلمبردارى. موسیقى. صدابردارى. بازى ها. گریم. طراحى صحنه. لباس. تیتراژ و ...
فوق العاده و متناسب با فضاى فیلم بود همه ى این عوامل امضاى کارهاى اوست.
بازى هاى کوتاه بابک حمیدیان. رویا نونهالى و حتى شخص هومن سیدى من رو میخکوب کرد!!!!
ریکشن هاى درخشان سیامک صفرى!!!!!!!!!
عباس غزالى با اولین بازى سینمایى خود نشان داد که مى شود به او اعتماد کرد.
نگار جواهریان هم با نقش مرموزش خوب درخشید.

به قول خود هومن سیدى:
"اعترافات ذهن خطرناک من شبیه دو فیلم قبلى ام نیست. کوشیده ام به دغدغه هایى بپردازم که همیشه با من بوده و حتى جدى تر شده اند مثل مواد مخدر که این روزها هر طرف سر مى چرخانى آدم هایى را مى بینى که با موقعیت هاى شغلى و اجتماعى متفاوت گرفتارش شده اند. سیل نگران کننده اى را مى بینم که بسیارى را با خودش مى برد."

این سیل نگران کننده (مواد مخدر) سوژه ى هر سه فیلم اوست. وجود جوان هاى بزهکار اکباتان, آفریقا و سیزده را بیشتر به یکدیگر نزدیک کرده است.

ولى ... دیدن ادامه » اى کاش هومن سیدى همانطور که به قول خودت این سیل نگران کننده را در کارهایت جدى گرفتى, فیلمنامه ى اعترافات ذهن خطرناک من رو هم جدى مى گرفتى!!!!!!!!!!!



خلاقیت هومن سیدی توی فیلم 13 که کاملن مشهود بود!!!
۱۷ بهمن ۱۳۹۳
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
یک سوژه جالب ....کارگردانی خوب و فضاسازی متفاوت با اکثر فیلم های سینمای ایران...موسیقی به شدت متناسب با فیلم....فیلمبرداری و تصاویر و قاب بندی های خاص که دیگر امضای فیلم های سیدی شده اند...سیامک صفری درخشان که حتی دویدنش را هم طراحی کرده است و رویا نونهالی بسیار جذاب که از آن نقش فرعی های درجه یکی است که نفس بیننده را بند می آورد...
همه این ها در کنار هم نمی توانند "اعترافات...:" را به یک فیلم خوب تبدیل کنند....
فیلمنامه بزرگترین معضل فیلم است...برای ما همه چیز تعریف می شود و هیچ چیز تعریف نمی شود...هر آنچه مربوط به احساسات شخصیت اصلی است به جای نمایش به زبان می آیدو از طرفی هر چه به پایان نزدیک می شویم فیلم به جای گره گشایی اصلی یا به اوج رسیدن هیچ چیز را تعریف نمی کند و پایانی قابل پیش بینی را نشانمان می دهد....تکلیف بعضی شخصیت ها اصلن مشخص نمی شود و تماشاگر ... دیدن ادامه » بعد از فیلم انگار خیلی چیز ها را نمی داند....انگار ما هم مثل ناصر/فرهاد در یک برزخ فراموشی گیر کرده ایم...
هنوز معتقدم اگر سیدی فیلمنامه های خود را جدی تر بگیرد می تواند شاهکار بسازد چون ایده های نو و نابی برای فضاسازی دارد و به شدت تصویر ساز خوبی است.... کافی است به قاب ابتدایی/انتهایی فیلم نگاه کنید....یا به سکانسی که دوربین در ماشین می ماند و نوای تند پیانوی کلاسیک رخ دادن واقعه خشونت باری را هشدار می دهد....
پس منتظر فیلم بعدی سیدی می مانیم تا فیلم بی نقصی برایمان بسازد...

3 ستاره از 5 ستاره(با ارفاق)
به نظر من این فیلم از فیلم های دیگه جشنواره که من تا حالا دیدم یک سر و گردن بالاتره :)
ولی به نظر منم یک جاهایی از فیلم مبهم بود به خصوص آخراش ولی در کل فیلم قشنگی بود با بازی های قشنگتر
۱۶ بهمن ۱۳۹۳
و نکته دیگر که با شما هم نظرم :فیلم به جای گره گشایی اصلی یا به اوج رسیدن هیچ چیز را تعریف نمی کند.
۰۲ مرداد ۱۳۹۴
ممنون که می خونید خانم نجاتی....
۰۳ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
من دیشب این فیلم رو دیدم ..من هم مثل خیلی از ادم های حاضر در سینما اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که فیلم کپی شده از فیلم هایی مثل ممنتو هست ...اما به نظرم سینما فقط منحصر به یک نفر نیست یعنی یک سوژه مخصوص یک نفر نیست میشه در جوامع مختلف در سینماهای مختلف در فیلم های مختلف به اشکال مختلف نشون داده بشه ...از نظر من طراحی گریم و صحنه و تصاویر فیلم و بازی بازیگران حرف نداشت در مورد فیلمنامه به نظرم چند داستان در حال روایت بود که میشه قضاوت خود تماشاچی رو در اون دخیل کرد ...فیلم همه چیز داشت ...از یه بعدی خیانت بهشت جهنم دروغ فراموشی و از طرفی احساسات یک انسان به فرزندش که می تونست واقعی یا غیر واقعی باشه...به نظرم سیر داستان روایت چند دیدگاه مختلف بود ..اعتماد فرهاد به تنها کسی که به نظرش آشنا میومدو از طرفی عذاب وجدان این دو نفر برای فرار از جهنمی که هر روز ... دیدن ادامه » درگیرش بودن و در مکالمه ای که در بیمارستان روانی داشتند زن سابق تشویقش میکنه که زودتر بیاد تا توی جهنم خونه ای بسازن و از این وضعیت خلاص بشن...جلوه ای دیگر از عذاب وجدان...جایی در فیلم خشونت نشون داده میشه و من احساس کردم تمام این خصوصیات در وجود همه ما هست ..خشم ..نفرت...عشق...خیانت...دروغ ...فراموشی و مرگ
کدوم سینما دیدید؟
۱۴ بهمن ۱۳۹۳
امشب با دوستان خوبم
میبینمش
۱۴ بهمن ۱۳۹۳
سلام ببخشید کسی می دونه موزیکی که اول فیلم تو ماشین اون پسری که فرهادو سوار کرد پخش می شد چیه ؟؟؟؟
۳۰ مرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید