تیوال مجموعه فیلم های کوتاه اکران تیرگان
S3 : 07:59:44
: فاطمه احمدی، قصیده گلمکانی، هاجر مهرانی، محمد اسماعیلی، رضا توفیق‌جو، جابر رمضانی

مجموعه آثاری «اکران تیرگان» شامل فیلم‌های
«دریای تلخ» ساخته فاطمه احمدی
«آگهی فروش» به کارگردانی قصیده گلمکانی
انیمیشن «داش‌آکل» ساخته هاجر مهرانی
«موج کوتاه» به کارگردانی محمد اسماعیلی
«سیاه سرفه» ساخته رضا توفیق‌جو
«روشویی» به کارگردانی جابر رمضانی

عکس‌های پایه

مجموعه فیلم های کوتاه اکران تیرگان | عکس

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
به باور من، اکران تیرگان، درخشش سینمای ایران است و فیلم های آن، ستاره های سینمای ما هستند.
«روشویی» را بیشتر از همه دوست دارم، به لحاظ موقعیت خاص آن، دشواری ساخت آن، بازی های خوب، فیلم نامه کوتاه، قوی و چکشی، فیلم برداری بی نظیر و کارگردانی تحسین برانگیزش. ایده ساده ای که پرداخت هنری زیبایی دارد.
«آگهی فروش» بر خلاف فیلم قبلی که ایده ساده و به گوش آشنایی دارد، موضوع تازه ای را مد نظر قرار داده که دست کم در سینمای ایران -تا آنجا که من می دانم- هیچ فیلم سازی به آن نپرداخته است. ایده ای که به لحاظ تابو بودن مسایل جنسی، حتی مخاطبان هم شاید درک درستی از آن نداشته باشند- آنچنان که در دو نقد موجود خواندم، آن را به «بیماری» و اختلال روحی تعبیر کرده بودند، در حالی که با اندک مطالعه ای در صفحات روانشناسی متوجه خواهیم شد: «نشانه‌های فتیشیسم باید حداقل ۶ ماه ... دیدن ادامه » طول کشیده باشند و باعث اختلال در عملکرد اجتماعی، شغلی یا سایر حوزه‌های مهم کارکردی شوند. تنها در این صورت، نیاز به درمان وجود دارد.» به عبارت ساده تر، یادگارپرستی، نوعی گرایش جنسی است، اگرچه نامعمول و عجیب، اما لزوما بیماری تلقی نمی شود و در همه موارد، نیاز به درمان ندارد. همین نامعمول و عجیب بودن این گرایش جنسی با بازی فوق العاده آقای بازیگر و واکنش های تحسین برانگیز دختر خانم، زیبایی، تازگی و بکر بودن فیلم را دوچندان کرده است.
«دریای تلخ» از دید من در این اکران، رتبه سوم را می گیرد. فیلمی لبریز از احساس انسانی، عشق مادر، معصومیت کودک، دوستی و لطافت آن، سختی زندگی در شرایط پناهندگی و ... اما بزرگ ترین نقطه ضعف آن، به فیلم نامه برمی گردد؛ همان که خانم هدایتی در تیوال همین فیلم نوشتند: «گلوتن را خیلی ها نمی دانند چیه و لی قرص خواب رو چی ؟ ؟ .» فرد بزرگسال، هر چقدر که به زبان کشور میزبان ناآشنا باشد و هرچقدر که از مسایل دارویی بی اطلاع باشد، این قدر می فهمد که حل کردن نصف بسته قرص خواب آور یا هر نوع قرص دیگری در نوشیدنی کودک به منزله ی بازی با جانش است. بهتر بود نویسنده و یا کارگردان از چالش زبانی دیگری استفاده می کرد.
«موج کوتاه» به باور بسیاری از دوستان، رتبه یک این اکران و از دید من، رتبه چهارم را می گیرد. فضای انتزاعی فیلم، کنایه سیاسی آن به حاکمیت مستبد با تبلیغات فاشیستی، بازی خارق العاده بازیگر فیلم در شکنجه شدنش، عجز و ناتوانیش و مرگش، قصه گویی پنهان و شخصیت سازی خوب کارگردان، صداسازی شاهکار فیلم و جسارت همه هنرمندان فیلم در ساخت آن، همه و همه را ارج می گذارم و تقدیر می کنم، اما صادقانه و شخصا از فضای «خیلی» روشنفکری فیلم خسته ام و این خستگی و دلزدگی، شاید محصول جامعه ای باشد که در آن زندگی می کنم و دوره ای که پشت سر گذاشته ام. شاید اگر این فیلم را در دوره اصلاحات و ریاست جمهوری آقای خاتمی و جوانی خودم می دیدم، مثل کتاب مقدس احترامش می گذاشتم و حریصانه چندبار به تماشایش می نشستم!
«سیاه سرفه» رتبه آخر را دارد، چرا که جز رقص آخر فیلم، وجه شاخص دیگری پیدا نمی کنم. هر چقدر موضوع، بازی و کارگردانی فیلم به نظرم متوسط می رسد، چرخش پایانی فیلم از عصبیت شخصی به رقص دسته جمعی، هنرمندانه و زیباست.
«داش آکل» انیمیشن دلنشینی است با صدای خواننده خانمی دلنشین تر، اما صادقانه در رتبه بندی من، جایی ندارد، چون از کم ترین دانش ممکن راجع به انیمیشن برخوردارم. تنها می توانم بگویم از تماشایش لذت بردم.
در آخر، افتخار می کنم که در سرزمینی زندگی می کنم که با همه ی کژی ها و ناراستی هایش، با همه ی فقر و نداری هایش، هنرمندان بزرگی در سینما و تئاتر دارد که آثاری به این زیبایی خلق می کنند و خدا را شاکرم که زمان و توان مالی بهره بردن از این سرچشمه های هنر را دارم.
امیر مسعود و میترا این را خواندند
بیتا نجاتی و فرهاد ریاضی این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
چقدر خوبه که فضایی هست برای فیلم های کوتاه و چقدر خوب که لااقل سه چهارم سالن پر می شه.
داش آکل، ادپتیشن بامزه ای بود، مخصوصا از نگاه زن حاجی صمد که کلی خندیدم... و دیالوگهایی که نوشته می شد و ایده کلا باحال بود...
روشویی رو نه می تونم بگم خوب و نه بد. شاید چون کمی دیالوگ هاش مصنوعی بود. مخصوصا مامان مامان کردن دختره. یا اون تکه که دوربین یکهو میاد رو مادره یا جایی که راننده می ره بزنه سرنشین عقبی رو و اون می گه نزنیا...

آگهی فروش بسیار خوب بود. ایده ای که پرداخت نشده بود در سینما و تئاتر ( ایران ) لااقل من ندیده بودم. بازی و تصویر و همه چیز خوب بود.

موج کوتاه ، شاید به دید خیلی از دوستان شاهکار بود ( هشت تا از دوستانم با من امشب فیلم را دیدند. ) اما من نظر خودم را می گویم، چون لذتی نبردم و بدتر این که اقتباس از داستان ساعدی وقتی می نویسد آدم انتظارش بالا ... دیدن ادامه » می رود،

سیاه سرفه، بسیار بازی کوروش تهامی بدبود. باز خانم مقدمی قابل قبول قبول بود. بعد خیلی همه چیز تکه تکه و مصنوعی بود، شکستن دوربین ، دیالوگهایی که می گفتند. شکستن آینه و ... ضعیف بود بنظرم اما سعی کرده بود ( فقط سعی ) که روابط زن و مرد رو نشون می ده و برا همین دوستان دوستش داشتند.

فیلم دریای تلخ هم نفهمیدم اخر ، دختره کم هوش بود یا کم سواد
گلوتن را خیلی ها نمی دانند چیه و لی قرص خواب رو چی ؟ ؟ .
و من نفهمیدم چرا فیلم در خارج بود ، مگر چیز خاصی داشت که ایران بازی نکرده بودند، برام سوال شد،
رامین غفرانی این را خواند
فرزاد جعفریان و امیر عسگرزاده این را دوست دارند
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
#فیلم_های_کوتاه_تیرگان

روشویی : شاید چون فیلم اول بود هنوز حواسم واسه چالش طوری هاش آماده نبود و خیلی منو نگرفت(4)
آگهی فروش :به نظرم خیلی خوب بود، هوشمندانه توجه ها رو به یک مشکل روحی روانی خاص جلب کرد (2)
دریای تلخ : همه چیش خوب بود مخصوصن فیلمبرداریش فقط طرح چالشش بسیار غیر منطقی بود (3)
داش آکل : با ذوق بود ولی شاید شب بی ذوقی من بود چون به وجد خاصی نیومدم فقط صدای آواز خانمی که داشت بسیار محشر و حال خوب کن بود (5)
موج کوتاه : شاید بهترین فیلم تیرگان بود، فضا سازی کیفیت ایجاد حس توهم و تنفر و بسیار منو یاد فیلم دوئل اسپیلبرگ انداخت (1)
سیاه سرفه : اشاره به موضوع نو و خوب، پرداخت و بازی ها افتضاح + یه آهنگ فرانسوی عالی :)) (6)
درکل نزدیک به 3 ستاره

نام اون آهنگ فرانسوی رو میدونید احیانن؟ :)
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
با ٢ اثر اول ارتباط خوبی برقرار کردم و از هر نظر درجه ١ بودن منظورم فیلم های روشویی کار عزیز دل جابر رمضانی با فیلمنامه ای از پوریا کاکاوند و کار دوم به نام آگهی فروش کاری از قصیده گلمکانی که ایده جذابی را به اثر تبدیل کرده اند سایر موارد مانند سیاه سرفه و یا دریای تلخ و موج کوتاه کارگردانی ها خوب ولی فیلمنامه ها مرا جذب نکرد ، در مورد انیمیشن داش آکل هم که بر اساس قصه ای از صادق هدایت است نظری ندارم چون با انیمیشن ارتباط نمی گیرم ولی بهتر بود در آخرین قسمت مجموعه پخش می شد چون شدت رنگها و تضاد سیاه و سفید در تصاویر زیاد بود و چشم را اذیت می کرد و شدت صدایی آن هم از سایر کارها خیلی بالاتر بود و به گوش صدمه می زد.
چون روشویی را چندسال پیش در مجموعه فیلم کوتاه دیگری دیده بودم ازاین مجموعه انتخاب من "آگهی فروش " با امتیاز بالاست :)
۱۶ تیر
یادم هست اولین بار که این فیلم کوتاه رو دیدم بسیار برام لذتبخش بود و جسورانه .. به لحاظ همین فرم فیلمبرداری که کمترین تکان دوربین رو در شدت اون اتفاق درون ماشین داشت.. کاملا با فرمایشتون موافقم .. سپاس توضیحات خوبتون
۱۶ تیر
بزرگوارید بانو
۱۶ تیر
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید