تیوال فیلم گس (هنر و تجربه)
S2 : 16:52:40
  ۱۶ خرداد تا ۳۰ آذر ۱۳۹۴

: ﮐﯿارش اسدی زاده
: ﺻابر ابر، شبنم ﻣقدﻣﯽ، پانته آ پناﻫﯽ ﻫا، ﻣﺤمدرﺿا ﻏﻔاری، رویا جاویدنیا، اﺣسان اﻣانی، ﻣهسا علاﻓر، سیاﻣﮏ ﺻﻔری، نوال شریفی، ﺻدف اﺣمدی، بهاران بنی اﺣمدی، ﻣاﻫانا نور ﻣﺤمدی، سیما مبارکشاهی
: ﮐﯿارش اسدی زاده

: کیارش اسدی زاده
: مجید گرجیان
: وحید مقدسی

خلاصه داستان: روایت زنجیر وار زندگی آدم ﻫایی ﮐه به واسطه دردی ﻣشترک در ﻫﻢ گره ﺧﻮرده است.

جوایز جشنواره ها:  ﺣﻀﻮر در بخش ﻣسابقه اﺻلی ﻫشتمین جشنواره رم ایتاﻟﯿا 2013 برنده تندیس شواﻟﯿه گروه بازیگران از ﻫشتمین جشنواره ﻓﯿلم رم ﺣﻀﻮر در جشنواره ﻫای گوتبرگ، سوﺋد،پونا ﻫند، ﮐمبریج ﻟندن، دبات روسیه

ﮐﯿارش اسدی زاده ،متولد ۱۳۶۰تهران  و دانش آﻣﻮﺧﺘه رشته ﮐارگردانی است. او فعالیت سینمایی خود را از سال ۱۳۷۸ با ساخت فیلم کوتاه شروع کرد. از فیلم‌های کوتاه او می توانیم به  ﻟﺤﻈه شروع شب،ویدیو،آتاشه،شیرﮐاﮐاﺋﻮ با یخ،پشت سر ﻣﻦ، سمت راست ﻣﻦ ،دو نفر روبروی ﻫﻢ ،نابغه ﻫا،پیک نیک،ساعت ﺻﻔر اشاره کنیم. اسدی زاده در سال ۱۳۹۰  اولین ﻓﯿﻠﻢ بلند سینماﯾﯽ خود را با نام گس کارگردانی کرد و در سال ۱۳۹۳ فیلم سینمایی شکاف را مقابل دوربین برد.

یادداشت کارگردان

ﻣﮕه نمیگی ﻣﻦ ﻣریضم؟ چرا ﺧﻮدتو اسیر ﻣﻦ ﮐردی؟ به ﺧدا ﻣﯽ ﻓهمم ناراﺣﺘﯽ؛ ﻣﻦ از دست ﺧﻮدم ناراﺣﺘﻢ….

_________________

_________________

گزارش تصویری تیوال از نشست نقد و بررسی آوای تیوال فیلم گس / عکاس: سجاد احمدی مجد

... دیدن همه عکس ها »

گزارش تصویری تیوال از مراسم گفت‌وگو و دیدار با عوامل فیلم گس / عکاس: آزاده مشعشعی

... دیدن همه عکس ها »

عکس‌های پایه

فیلم گس (هنر و تجربه) | عکس

آواهای وابسته


«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال
فقط گزینه "دیدم" برای این فیلم کفایت می کند.
بهنام [شاهین] باقری و حنیف خداوردی این را خواندند
رومینا خلج هدایتی این را دوست دارد
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید
گس . . .

(این نوشته می تواند نکاتی از فیلم را لو بدهد. لطفا توجه داشته باشید)


1. یکی از مهم ترین مسائل در بررسی یک اثر هنری توجه به مقوله انصاف است. آیا همه ما آدم ها توان آن را داریم تا مانند عیسای ناصری، در مواجهه با لاشه یک سگ به جای شکایت از بوی تعفن آن، از دندان های سفید سگ تعریف کنیم؟ و صد البته پر واضح است که نگارنده این سطور قصد جسارت به ساحت هنرمندان این مرز و بوم و مقایسه اثر هنری با لاشه سگ را ندارد و بی شک در مثل مناقشه نیست.

2. حتما این حکایت طنز آمیز را شنیده اید که پیرمرد به منشی اش گفت یک هفته برویم شمال و منشی به شوهرش گفت و شوهر به معشوقه اش و معشوقه به شاگردش، و شاگرد که همان نوه پیرمرد بود از پدربزرگ خواست تا در این یک هفته تعطیلی مسافرت بروند و بعد کل برنامه ها به هم خورد! کل ماجرای فیلم گس را شاید بشود در همین حکایت طنز آمیز خلاصه ... دیدن ادامه » کرد. با این تفاوت که در حکایت فوق تمام اتفاقات به صورت زنجیره ای روی هم تاثیر می گذارند اما در «گس» هر ماجرا فقط پاساژی است برای ورود به اتفاق قبلی. زن به شوهرش (دکتر) سرد است، شوهر به دنبال منشی جوان و جذاب. منشی جدید به خیانت شوهرش مشکوک، شوهر منشی خائن است. معشوقه شوهر منشی یک خرده داستان با خواهرش دارد که به هیچ درد فیلم نمی خورد! شاگرد معشوقه شوهر منشی به دیگر شاگرد او خیانت می کند. شاگرد دیگر، همان دختر دکتر است! این کل ماجرای فیلم بود بدون این که توالی ماجرا ها علت و معلولی در پی داشته باشد. اساسا سلسله تصاویر بی ربط در فیلم از همان سکانس افتتاحیه شروع می شود. این که قرار است با دیدن بچه ای مبتلا به سندرم دان چه احساسی به ما دست بدهد و ارتباط ماجرا به باقی فیلم چیست و این که تقابل این وجهه از شخصیت زن پرستار با همکارش در مقابل رفتار او در خانه (شخصیت پردازی و رنگ آمیزی زن در ساختار داستان) چه چیزی را قرار است نشان دهد و چه کارکردی برای ما دارد به کل نا معلوم است. از همه بد تر لحظه ای است که کارگردان حس می کند تماشاگرش به اندازه کافی فهم و شعور ندارد و باید با یک آیه قرآن پیام فیلم را به او دوباره گوشزد کرد. دوست عزیزی که این ایده آخر را مطرح کردی لطفا کمی احترام به مخاطب!

3. از طرفی با یک اثر هجو و سطحی سر و کار نداریم. کارگردان تکنیک های سینمایی را می شناسد و انتقال مفهوم از طریق تصویر را بلد است. رجوع می کنیم به صحنه ای که دکتر و زنش در حال شام خوردن هستند. دوربین با نمای Over shoulder دو طرف به طور مداوم سوئیچ می شود تا حالت مکالمه را به دست بدهد اما کمتر حرفی رد و بدل می شود. هم چنین صحنه ای که زن پرستار به صورت پشت به دوربین نشسته و روتختی ها را با خشم می کند. هم چنین نمای Over shoulder دکتر در اتومبیل و حرکت او به سمت مقابل، در حالی که نمای مقابلش تار و مبهم است، یا مرتب کردن خود در آینه آسانسور در حالی که در پشت او یک آگهی ترحیم قرار گرفته است. این ها همه نشان می دهد کارگردان زبان تصویر را خوب می شناسد، اما iهمین تمهیدات تصویری گاهی به غلط در فیلم استفاده می شود. استفاده مکرر از دوربین روی دست در فیلم چه چیزی را قرار است به ما نشان دهد. ما یک شات بسته و لرزان از شخصیت همسر دکتر می بینیم و این ممکن است کارکرد معنایی داشته باشد اما امتداد این نگاه در تمام صحنه ها مثلا در فروشگاه موقع تست پنیر یا خرید عطر چه چیزی را به ذهن متبادر می سازد؟ این که زن دکتر تحت نظر است؟ که قطعا می دانیم چنین چیزی نیست و این حس هم ایجاد نمی شود. حتی در مورد شخصیت های دیگر هم این قاب های لرزان و تکرار استفاده از آن حوصله سر بر و پر اشکال است.

4. در یک کلام «گس» فیلم بدی است. این توالی ایجاد کانال بین قصه آدم ها برای بیان یک پند اخلاقی بیش از اندازه طولانی و حوصله سر بر است. نکته هایی از احاطه کارگردان به فن فیلمسازی و دقت در جزئیات بصری به چشم می آید اما آن قدر نیست که فیلم را از ورطه بد بودن نجات دهد. در حالی که از ساخته دوم این کارگردان یعنی «شکاف» هم نقد های مثبتی نشنیده ام امیدوارم کیارش اسدی زاده در ساخته های آینده اش کاری قابل توجه و درخشان در سینمای ایران بسازد.
در جشنواره امسال دو فیلم بودند که هیچ اطلاعاتی از کارگران و آثار قبلیشان نداشتم و بنا به تعریف عده زیادی از دوستان در حین جشنواره به تماشای آن ها نشستم
1.ناهید ساخته آیدا پناهنده 2.شکاف ساخته کیارش اسدی زاده
دوستان از فیلم های قبلی این دو کارگردان طوری تعریف می کردند که قانع شدم که به تماشای این فیلم ها بشینم
بحث ناهید باشه برای بعد اما شکاف ...
یکی از ضعیف ترین فیلم های جشنواره امسال که بدون فیلمنامه و خلاقیتی در کارگردانی و حتی بازی چشمگیری از چهار بازیگر خوب این فیلم به غیر از یکی از سکانس های پایانی فیلم که سحر دولتشاهی بعد از شنیدن خبر فوت پسرش چند دقیقه ای را خیلی خوب و باورپذیر بازی کرد.
کل شکاف را در دو جمله میتوان تعریف کرد.1.خودکشی پسربچه 2.یک سکانس نسبتا تماشایی از سحر دولتشاهی
بنا به فرمایش های شما که گس با این همه بازیگر و تعاریف فیلم ضعیفی است امان از شکاف که دیگر حرفی باقی نمی گذارد.
این فیلم به یک دلیل میرم میبینم که از بین دو اثر اسدی زاده کدام را به عنوان ضعیف ترین فیلم انتخاب کنم البته شایدم خوشم اومد !!!!





ممنون ... دیدن ادامه » شاهین جان.همیشه از نظرات استفاده میکنم
۲۰ خرداد ۱۳۹۴
دقیقا... فقط نمیدونم که فیلمساز اول، به صورت رندوم قران رو باز کرده و یه آیه گیر آورده و بر اساس اون فیلم ساخته یا اول فیلم رو ساخته بعد دنبال یه آیه گشته که بهش بیاد تا فیلم بی سر و ته خودشو که به قول فراستی "ما قبل بد" بود، توجیه کنه...آخه این چه برداشتی ... دیدن ادامه » بود از این آیه؟ آخه چرا پدر بدی کنه و بجای خودش، بدی به دخترش برگرده؟
نمیدونم چرا هر عزیزی که مدرک سینماش رو میگیره و دو، سه تا فیلم کوتاه میسازه فکر میکنه که دیگه آماده است برای ساختن فیلم بلند. به خدا این نیست، این جوری نیست، فیلمساز قبل از هر چیز باید دغدغه داشته باشه
۲۱ خرداد ۱۳۹۴
۲۱ خرداد ۱۳۹۴
برای همراهی در تیوال لطفا درآغاز    وارد شوید